15 ایده عالی تجارت آنلاین
07 می

15 ایده عالی تجارت آنلاین

نوشته شده توسط

برای شروع یک تجارت موفق حتما نیاز به یک دفتر کاری نیست ، در واقع برخی از موفق ترین بیزینس ها را می توان کاملا به صورت آنلاین انجام داد . با حفظ بیزینس خود به صورت دیجیتال می توان در هزاران دلار هزینه اجاره صرفه جویی کنید . تجارت آنلاین دسترسی شما را به تعداد بیشتری مشتری امکان پذیر میکند چون شما به یک مکان (دفترکار) محدود نمی شوید .

آماده شروع یک تجارت هستید ؟ در اینجا 15 ایده برای الهام بخشیدن به شما در تجارت آنلاینتان وجود دارد .

1.    مشاور SEO (بهینه سازی موتور جستجو)

آیا شما از ورود و خروج های موتور جستجو اطلاع دارید ؟ یا شما مهارت کافی در تجزیه و تحلیل گوگل آنالیتیکس (تجزیه و تحلیل ترافیک گوگل ) دارید ؟ بسیاری از شرکت های کوچکتر متوجه نمی شوند که چقدر بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO) می تواند در تجارتشان تاثیر داشته باشد . شما می توانید یک تجارت آنلاین برای کمک به شرکت های دیگر به منظور سازگاری وب سایتشان با SEO شروع کنید .

با آموزش صاحبان بیزینس که چگونه تجزیه و تحلیل داده های خود را بخوانند و استفاده درست ازشون بکنند و یا چگونه از کلمات کلیدی و محتوای ساختار برای به دست آوردن ترافیک بیشتر استفاده کنند .

2.    رهبری تجارت

اگر شما اطلاعات و تجربه زیادی از تجارت دارید ، چرا تجارتی برای موفقیت کارآفرینان مشتاق راه اندازی نمی کنید ؟ می توانید از مهارت های خودتان برای کمک به یک شروع خوب تجار تازه کار و کمک به کارآفرینان با تجربه به حفظ مشتری هایشان استفاده کنید . شما همچنین می توانید مقالاتی در مورد پلت فرم هایی مثل لینکدین بنویسید تا دانش و مهارتتان را در این زمینه نشان دهید و مشتری جذب کنید .

3.    تخصص خرده فروشی

یک فروشگاه آنلاین به شما توانایی دسترسی به مشتری های سراسر دنیا را میدهد و این بدان معناست که تنها باید تلاش برای تخصص پیدا کردن در این زمینه بکنید . چه مبلمان خانه عروسکی ، چه غذای سگ ، همواره یک مشتری برای هر چیزی وجود دارد .

از یک سرویس وب هاستینگ با سبد خرید یا نرم افزار خرید و فروش الکترونیکی (e-Commerce Software) استفاده کنید ، به سرعت بیزینستان قابل استفاده خواهد شد .

ماشین فروش اتوماتیک بسیاری از محصولاتتان را به جای شما برای مشتری ها می فرستد و این بدان معناست لازم نیست شما همه صورت محصولات را داشته باشید .

4.    مشاور رسانه های اجتماعی

شرکت های بزرگ توانایی استخدام کارکنان تمام وقت برای اداره اکانت های فیسبوک و توییتر خود را دارند ولی کسب و کارهای کوچکتر معمولا باید خودشان به بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی رسیدگی کنند . با این همه مسئولیت دیگر ، صاحبان تجارت معمولا سرشان بسیار شلوغ تر از آن است تا زمانی را صرف توسعه و انجام یک استراتژی فوق العاده برای رسانه های اجتماعی خود بکنند .

به عنوان یک مشاور ، می توانید به آنها در تشخیص بهترین تاکتیک ، فرستادن برنامه کاری و مدیریت مخاطبان هدفشان کمک کنید . با افزایش تعداد دنبال کننده گانشان ،بیزینس شما هم پیشرفت خواهد کرد .

5.    طراحی وب سایت

تا حالا شده یک وب سایت تجاری را ببینید و احساس غیر جذاب و نچسب بودن بهتون دست بده ؟

اگر کمی از HTML می دانید و استعداد خوبی در زمینه طراحی دارید ، یک سرویس ساخت وب سایت های جذاب و ساده برای بیزینس های کوچک راه اندازی کنید . استفاده خوبی از توانایی های خودتان بکنید برای صاحبان تجارتی که دوست دارند تعداد بیننده گان وب سایت خود را بالا ببرند . نمونه هایی از کارهای مستقل و کوچک خود بسازید ، وب سایتی برای خود طراحی کنید تا با نمایش آن مشتری های ثابت و دائمی خود را پیدا کنید .

6.    نوشتن نامه توضیحی (Cover Letter)

این یک حقیقت تلخه ولی باید پذیرفت که وقتی درخواست کار می دهید ، نوشتن یک نامه توضیحی و رزومه فوق العاده می تواند تفاوتهای بسیاری را رقم بزند .

با اینکه لیست کردن دستاوردهای حرفه ایتان کار راحتی به نظر میرسد ولی بسیاری از هنر زیبای "رجز خوانی فروتنانه" دوری می کنند . شما می توانید برای کمک به نوشتن نامه توضیحی دیگران استخدام شوید .

بر روی افزایش نیاز و تقاضا برای استفاده از رسانه های اجتماعی سرمایه گذاری کنید و پیشنهادهایی برای رفع مشکلات استفاده از لینکدین بدهید .

7.    فریلنسر ( کارمزد) حرفه ای

شاید به فریلنسر بودن به عنوان یک بیزینس حرفه ای فکر نکنید ولی با وجود افزایش علاقه روز افزون شرکت ها به استخدام کارکنان پاره وقت برای پر کردن خلاء در توانایی هایشان ، این تصور زیاد سخت نیست که به وسیله ارائه یک بیزینس با انواع خدمات فریلنسر درآمد خوبی را برای خود حاصل کنید . بسته به مقدار مهارت هایی که دارید ، می توانید برای شرکت های متعدد در زمینه های مختلف کار کنید و تغییرات تازه و انعطاف پذیری بیشتر برای حرکت شرکت ها ارائه بدهید .

براساس لیستی که وب سایت Freelancer.com ارائه میدهد ، سرویس های فن آوری مدیریت محتوا و طراحی وب سایت محبوب ترین زمینه ها برای قراردادهای پیمانی هستند .

8.    فروش رابطه ای

اگر شما جزو اون دسته از افراد هستید که به گذاشتن نظراتشان در قسمت نظریات مشتری ها در سایت هایی مثل آمازون علاقه دارید ، از مجانی انجام دادن این کار دست بردارید . تبلیغات دهان به دهان هنوزم یکی از بهترین و موثرترین اعمال برای خیلی از شرکت هاست . بسیاری از تجار علاقه زیادی به سهیم کردن قسمتی از سودشان با افرادی که توانایی تبلیغات و قانع کردن مردم برای استفاده از محصولاتشان را دارند ، هستند . این کار خیلی راحت تر می شود اگر شما یک وب سایت شخصی با کلی دنبال کننده داشته باشید .

نماینده های روابط عمومی کمپانی ها (PR) همواره به دنبال حامیانی برای برند (Brand Advocate ) خود هستند تا بتوانند نمونه های رایگانی از سمپلهایشان را براشون بفرستند .

Smart Passive Imcome سه نوع از فروش رابطه ای را تجزیه و تحلیل می کند و شرح میدهد کدام نوع سودآورتر است .

9.    مربی سلامت / تغذیه

به نظر میرسد آمریکایی های دارای ناتوانی ذهنی می شوند وقتی حرف از تغذیه میشه . طبق آمار مرکز کنترل بیماری ، 70 درصد از جمعیت بزرگسالان آمریکا دارای اضافه وزن یا چاقی و بسیاری از مردمی که خواهان کم کردن وزنشان یا خوردن غذای سالم هستند ، اصلا نمی دانند از کجا شروع کنند .

برای ارائه برنامه و مشاور تغذیه به عموم مراجعه کننده گانتان ، نیازی نیست که حتما متخصص تغذیه (RD) باشید . با ترکیب درستی از حمایت شخصی ، تغذیه و علم ورزش شما می توانید از طریق خدمات آنلاینتان به مردم برای رسیدن به سلامتشان کمک کنید .

10.    کتاب الکترونیک  (eBook)

کلی اطلاعات در مورد یک موضوع خاص دارید که دوست دارید با دیگرن به اشتراک بگذارید ؟ با وجود کتاب خوانهای الکترونیکی (eReaders) که جزء اصلی هر خانواده ای شده اند ، ناشر-مولف (Self-Publication) شدن برای بسیاری از نویسندگان که ممکنه هیچ وقت نوشته هایشان توسط یک شرکت چاپ و نشر انتخاب نشوند ، صورت واقعی به خودش گرفته .

با ابزار درست بازاریابی ، شما می توانید با موفقیت کتاب خود را در هر زمینه ای از قبیل آشپزی ، کاهش وزن تا مشاور املاک منتشر کنید .

11.    پشتیبانی فنی از راه دور

بسیاری از بیزینس های کوچک بودجه کافی برای استخدام یک کارمند تمام وقت It را ندارند ، بنابراین زمانی که سیستم هایشان به مشکل بر می خورد معمولا یکی از دوستان وارد به کامپیوتر یا با یکی از اعضای خانواده تماس می گیرند .

اگر تجربه کار با کامپیوتر و نت ورک را دارید ، می توانید ضمن رفع نیازشون ، به نفع خودتان هم عمل کنید و سریع پیشنهاد پشتیبانی فنی از راه دور را ارائه بدهید .

12.    بازار مخصوص ( حراجی ) مجازی

معامله گران فرصت طلب و علاقه مندان به خرید اجناس دست دوم می توانند سود خوبی به نوبه خود از فروش مجدد لباس های لوکس خود به دست آورند . برای خودتان یک نام تجاری و یک وب سایت مستقل به عنوان سردر فروشگاه مجازیتان راه اندازی کنید و از یک سرویس مدیریت مانند Google Checkout برای رسیدگی به معاملاتتان استفاده کنید . عکس های با کیفیت بالا و جذاب از محصولاتتان باعث تفاوت شما در خیل بی شماری از کاربران اینترنتی ای که در تلاش برای فروش اقلام دست دوم خود هستند ، می کند .

13.    فروش صنایع دستی

سایت های آنلاینی مانند Esty و ArtFire بستری مناسب برای صنایع دستی سازانی است که می توانند از اقلام دست ساز با کیفیتی مثل پتوهای بافتنی یا ظروف شیشه ای رنگ آمیزی شده منحصر به فرد محصولات خوب و مقاومی تولید کنند .

اگر شما مواد اولیه خود را از یک تامین کننده صنایع دستی به صورت عمده سفارش بدهید یا استوک هاتونو پیش خرید کنید ، هزینه راه اندازی بیزینستون بسیار ناچیز می شود . در یک چشم به هم زدن به سود دهی می رسید ، حتی می توانید فروشگاه خود را به یک کار تمام وقت تبدیل کنید .

14.    دوره های آموزشی آنلاین

برای آموزش کاری به مردم که به طور کامل از آن آگاهی دارید ، نیازی به گرفتن مدرک دانشگاهی ندارید . می توانید با پیشنهاد کلاس هایی که در آن علاقه مند و پرشور هستید به دیگران برای بهبود زندگی شان کمک کنید ، مثل یوگا و پخت و پز .

بسته های آموزشی و ویدیئو هایی برای دانلود از یک وب سایت بسازید یا برنامه آموزشی زنده اسکایپ (Skype) با مشتریان تهیه کنید .

15.    توسعه دهنده اپلیکیشن

اپلیکیشن های موبایل بسیار محبوب شده اند . مردم حاضر به پرداخت پول خوبی برای روشی که بتوانند زندگی خود را با گوشی های همراهشون کنترل کنند ، هستند . اگر ایده های بزرگ و توانایی برنامه نوشتن دارید ، این راه را ادامه بدهید و اپلیکیشن خود را بسازید . اگر فقط ایده دارید و نمی دانید چطور آن را به واقعیت تبدیل کنید ، تعداد زیادی توسعه دهنده (دولوپر) وجود دارد که به دنبال همکاری با افراد برای ایجاد اپلیکیشن هستند .

10 سوالی که باید هنگام تدوین برنامه بازاریابی رسانه‌های اجتماعی به آن‌ها پاسخ دهید
29 آوریل

10 سوالی که باید هنگام تدوین برنامه بازاریابی رسانه‌های اجتماعی به آن‌ها پاسخ دهید

آیا تا به حال این گفته را شنیده‌اید که «شکست در برنامه‌ریزی، برنامه‌ریزی برای شکست است؟» این مثل قدیمی اما خردمندانه در مورد بازاریابی رسانه‌های اجتماعی نیز صدق می‌کند. تدوین یک استراتژی مفصل و هدف محور برای رسانه‌های اجتماعی به اندازه داشتن یک طرح تجاری منسجم مهم است.

امی پرترفیلد (Amy Porterfield) استراتژیست رسانه‌های اجتماعی و از نویسندگان کتاب همه چیز درباره بازاریابی فیس‌بوک به زبان آدمیزاد (انتشارات وایلی، 2013) می‌گوید «اگر بدون هیچ طرح و برنامه‌ای رسانه‌های اجتماعی را هدف قرار دهید، طرفداران و مشتریان احتمالی‌تان از این مسئله اطلاع پیدا خواهند کرد.» بدتر، این مسئله ممکن است باعث شود آن‌ها از برند شما فاصله بگیرند و به رقبایتان روی آورند.

به منظور جذب و درگیر کردن طرفداران و دنبال‌کنندگانتان در رسانه‌های اجتماعی – و در حالت ایده‌آل تبدیل کردن آن‌ها به مشتریان خود – لازم است که به دقت یک استراتژی شفاف و اثربخش برای رسانه‌های اجتماعی تدوین کنید. در ادامه پرسش‌هایی مطرح شده است که لازم است هنگام تدوین برنامه بازاریابی اجتماعی شرکت خود به آن‌ها پاسخ دهید:

1) شرکت من باید از رسانه‌های اجتماعی به چه منظوری استفاده کند؟

این بستگی به نوع کسب‌وکاری دارد که در آن هستید. شاید بخواهید از رسانه‌های اجتماعی برای در معرض قرار دادن برند خود بهره ببرید یا برای این‌که مستقیماً با مشتریان خود تعامل کنید یا برای این‌که محصولات و خدمات خاصی را ترویج کنید.

لی اودن (Lee Odden)، مدیر ارشد TopRank Online Marketing، یک آژانس بازاریابی دیجیتال مستقر در مینه‌سوتا و نویسنده بهینه‌سازی: چگونه مشتریان بیشتری را با یکپارچه‌سازی سئو، رسانه‌های اجتماعی و بازاریابی محتوایی جذب و درگیر کنید (انتشارات وایلی، 2012) می‌گوید «اولین و مهم‌ترین گام در تدوین برنامه‌تان این است که به‌وضوح اهداف خود را شناسایی کنید. سپس، نسبت به اهداف مشتریان خود شناخت پیدا کنید و آنگاه کشف کنید که چگونه استراتژی رسانه‌های اجتماعی شما آن دو را به هم پیوند خواهد داد.»

اودن توصیه می‌کند که ابتدا مشخص کنید بازاریابی رسانه‌های اجتماعی شما چگونه برای مشتریانتان ارزش خلق خواهد کرد. به‌طور خاص، به این فکر کنید که چگونه می‌توانید از رسانه‌های اجتماعی بهره ببرید تا مشکلات مشتریان خود را حل‌وفصل کنید.

2) چه کسی باید حساب‌های کاربری شرکت من را در رسانه‌های اجتماعی ایجاد و مدیریت کند؟

اگر یک شرکت کوچک با تنها چند کارمند هستید، می‌توانید این وظیفه را به یکی از کارکنان خود محول کنید که سابقه خوبی در اجرای کمپین‌های اثربخش در رسانه‌های اجتماعی دارد. اگر شرکت بزرگ‌تری دارید، یک کارمند باصلاحیت در دپارتمان بازاریابی ممکن است گزینه مناسبی برای این کار باشد. کسب‌وکارهایی که از بودجه بیشتری بهره می‌برند ولی تجربه کافی درزمینه بازاریابی شبکه‌های اجتماعی ندارند می‌توانند یک مشاور یا شرکت متخصص در حوزه بازاریابی رسانه‌های اجتماعی را به کار بگیرند.

3) آیا لازم است شرکت من در تمام شبکه‌های اجتماعی مشهور حضور داشته باشد؟

اودن توصیه می‌کند که شرکت‌های کوچک در ابتدا با یک وبلاگ و حضور در تنها یک شبکه اجتماعی شروع کنند، حداقل برای چند ماه اول. اما کدام شبکه؟ برای این کار باید بررسی کنید که مشتریان شما کدام پلتفرم را بیشتر استفاده می‌کنند؟

همین‌طور که شرکت شما بیشتر رشد می‌کند – و همچنین بودجه بازاریابی دیجیتال شما بیشتر می‌شود – می‌توانید شبکه‌های اجتماعی بیشتری را امتحان کنید.

4) بهترین شبکه‌های اجتماعی برای کسب‌وکارهای کوچک کدام هستند؟

اودن می‌گوید، خواه شرکت شما بزرگ یا کوچک باشد، داشتن یک حساب توییتر ضرری ندارد. یادگیری و استفاده از این پلتفرم ساده است و نمی‌توانید از محدودیت 140 کاراکتر آن عبور کنید.

اودن همچنین می‌گوید فعال بودن گوگل‌پلاس نیز امری حیاتی است، حتی اگر تنها برای بالا بردن سئو سایتتان باشد. اگر شرکت شما عمدتاً یک بنگاه B2B (تجارت شرکت با شرکت) است، لازم است در لینکدین و Slideshare حضور داشته باشید تا به افراد تأثیرگذار در صنعت خود دسترسی پیدا کنید. برای شرکت‌های B2C (تجارت شرکت با مصرف‌کننده)، حضور در فیس‌بوک و پین‌ترست (Pinterest) می‌تواند تصمیمی هوشمندانه باشد.

5) هرچند وقت یک‌بار لازم است محتوای جدیدی در شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کنم؟

پرترفیلد توصیه می‌کند که در تمام شبکه‌های اجتماعی خود دو تا پنج بار در روز پست منتشر کنید. دنبال‌کنندگان شما در ساعات مختلفی از روز از رسانه‌های اجتماعی بازدید می‌کنند. او می‌گوید «یک پست در روز مطمئناً کافی نیست زیرا که اغلب طرفدارانتان صرفاً به خاطر مسئله زمان‌بندی آن را نخواهند دید.»

برای این‌که به تعداد بیشتری از دنبال‌کنندگان خود دست پیدا کنید، پست‌های خود را با فاصله‌های زمانی مناسب در طول روز منتشر کنید.

6) در هر شبکه اجتماعی چه نوع محتوایی را بهتر است منتشر کنم؟

به گفته اودن در هر یک از شبکه‌های اجتماعی نوع خاصی از محتوا کارایی بیشتری دارد. برای مثال، فیس‌بوک، پین‌ترست، گوگل‌پلاس و اینستاگرام اساساً رسانه‌هایی تصویری هستند، بنابراین تصاویر گیرا و به‌یادماندنی از محصولاتتان، رویدادهای شرکت و شاید تصاویر پشت‌صحنه از فعالیت کارکنان، می‌تواند گزینه‌های اثربخشی برای این پلتفرم‌های خاص باشد. اما پست‌های صرفاً نوشتاری در فیس‌بوک نیز که با یک لینک همراه نیستند، اثرگذار خواهند بود، به‌خصوص زمانی که پرسشی را مطرح می‌کنید.

به عقیده اودن، در توییتر، به دنبال یک توازن مناسب از توییت کردن درباره شرکت خود و توییت مجدد محتوای دیگران، شامل شرکای تجاری و تأثیرگذاران صنعت خود باشید. لیکندین مکانی مناسب برای اشتراک اخبار شرکت، توصیه‌های مربوط به بهره‌وری و انتشار مقالاتی برای رهبری افکار است.

اودن توصیه می‌کند مخلوطی متنوع از انواع محتوا (تصاویر شاخص، ویدئوهای کوتاه، لینک‌های سودمند، توصیه‌های مفید، پرسش‌های تأمل‌برانگیز و …) برای شبکه‌های اجتماعی خود آماده کنید تا جذابیت و طراوت مطالب را حفظ کنید. وقتی این کار را انجام دهید، دنبال‌کنندگانتان به دنبال مطالب بیشتر بازخواهند گشت.

7) آیا مناسب است از رسانه‌های اجتماعی جهت ارائه خدمات مشتری بهره ببرم؟

رسانه‌های اجتماعی به شکلی روزافزون در حال تبدیل‌شدن به متداول‌ترین روش تعامل مشتریان کنونی و احتمالی با کسب‌وکار هستند. شما می‌توانید از فیس‌بوک، توییتر، گوگل‌پلاس و دیگر پلتفرم‌ها بهره ببرید تا بی‌درنگ (و درملأعام) به پرسش‌های مشتری، پرس‌وجو درباره وضعیت سفارش و بله حتی شکایات پاسخ دهید.

8) چگونه می‌توانم دنبال کنندگان خود را در رسانه‌های اجتماعی به مشتریان خود تبدیل کنم؟

پرترفیلد می‌گوید هیچ ترفند قطعی برای جذب پول طرفداران و دنبال‌کنندگان وجود ندارد؛ بااین‌حال به نظر می‌رسد برخی تاکتیک‌ها از بقیه کارایی بیشتری دارد. برای مثال، تبلیغات فیس‌بوک می‌تواند یک راه ساده و ارزان برای افزایش تعداد طرفداران باشد، مشارکت را افزایش دهد و مخاطبانی هدفمند (lead) را برای فروش جذب کند. این به شما بستگی دارد آن مخاطبان هدفمند را به مشتریان واقعی تبدیل کنید. (متأسفانه به دلیل مشکلات پرداخت پول و نبود گزینه کشور ایران در فهرست تبلیغات هدفمند فیس‌بوک نمی‌توان به‌طور اثربخشی از این امکان بهره برد.)

پرترفیلد همچنین اجرای یک مسابقه بین شبکه‌ای را پیشنهاد می‌دهد که چندین کانال اجتماعی را با یکدیگر ادغام می‌کند. قرعه‌کشی‌هایی که جایزه‌های آن‌ها با بازار هدفتان همخوانی دارد می‌تواند در جذب مشتریان احتمالی اثربخش باشد. برای مثال، برای جذب مصرف‌کنندگان به فروشگاه آنلاین خود، می‌تواند توییتی بفرستید که مسابقه‌ای را در صفحه فیس‌بوکتان شرح می‌دهد و با لینکی نیز به قوانین و فرم ثبت‌نام در فروشگاه آنلاینتان همراهی می‌شود.

9) چگونه می‌توانم اثربخشی فعالیت‌های بازاریابی رسانه‌های اجتماعی خود را ارزیابی کنم؟

بسیار مهم است که به‌طور مستمر معیارهای بازاریابی رسانه‌های اجتماعی خود را بررسی کنید تا بسنجید کدام تاکتیک‌ها و نوع از پست‌ها کارایی بیشتری دارند و کدام مناسب نیستند.

برخی از پلتفرم‌های اجتماعی معیارهای خاص خود را ارائه می‌دهند. برای مثال، فیس‌بوک امکان دسترسی به داده‌های Page Insights را برای مدیران صفحات به‌رایگان فراهم کرده است. این اطلاعات به شما می‌گویند چند نفر با پست‌های شما تعامل داشته‌اند. شما از این داده‌ها می‌توانید بهره ببرید تا پست‌های آتی خود را بهتر برنامه‌ریزی کنید و تصمیم بگیرید اثربخش‌ترین راه‌ها برای ارتباط با طرفداران و دنبال‌کنندگانتان چیست. لینکدین نیز تحلیل‌های مشابهی را برای صفحات شرکت‌ها فراهم کرده است.

از گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) نیز می‌توانید بهره ببرید تا اثربخشی کمپین‌های رسانه‌های خود را در جذب ترافیک به وب‌سایت اصلی یا فروشگاه آنلاین خود بسنجید. اگر توییتر، فیس‌بوک، پین‌ترست یا دیگر پلتفرم‌هایی را که در آن‌ها فعال هستید در فهرست ارجاع‌دهندگان رده‌بالا به وب‌سایت خود ببینید، این نشان می‌دهد که تلاش‌هایتان در رسانه‌های اجتماعی به هدر نرفته است.

10) بزرگ‌ترین اشتباهی که از آن باید پرهیز کنید چیست?

از قضا، پاسخ نداشتن یک برنامه بازاریابی رسانه‌های اجتماعی است. پس برنامه‌ای تدوین کنید و به آن پایبند باشید. پرتفرفیلد می‌گوید «رسانه‌های اجتماعی دائماً در حال تغییر هستند، بنابراین لازم است شما نیز آماده باشید تا در هر زمانی که لازم باشد تغییر کنید و خود را انطباق دهید.» استراتژی اجتماعی خود را دائماً مورد ارزیابی قرار دهید و پالایش کنید. اگر این روند را به‌صورت ماهانه انجام دهید می‌توانید شناسایی کنید کدام تاکتیک‌ها کارساز هستند و کدام موارد را باید کنار بگذارید.

 

چگونه یک استراتژی بازاریابی اینترنتی موفق بسازیم تا فروش کنیم؟
27 آوریل

چگونه یک استراتژی بازاریابی اینترنتی موفق بسازیم تا فروش کنیم؟

صدای اتصال مودم دیال آپ به اینترنت با کارت های اینترنتی کال ویت می یادتان هست؟ همین ۱۰ – ۱۵ سال پیش بود که برای اتصال به اینترنت و چت کردن با یاهو مسنجر باید یه ریع ساعت صبر میکردیم! اما الان مردم کرم ضد آفتاب خود را هم میتوانند در خانه در ۱۰ دقیقه از فروشگاه اینترنتی مورد علاقه خود تهیه کنند!

طی همین مدت زمان کم، سیستم خرید، فروش و زندگی مردم در مدت زمان کوتاهی تغییرات زیادی کرد. شرکت های بزرگ، با سرمایه زیاد وارد فضای تجارت دیجیتال شدند، از آخرین تکنیک های بازاریابی اینترنتی و تبلیغات استفاده کردند و از تمام ظرفیت های اینترنت برای فروش محصولات و خدماتشان بهره بردند. کسب و کارهای کوچک و متوسط امّا، تحت تاثیر این سلطه اطلاعاتی برندهای بزرگ و پولدار قرار گرفتند و نتوانستند آنطور که باید صدای خود را به گوش مخاطبانشان برسانند.

قبل از اینترنت، کسب و کارها برای تبلیغ محصولات خود از روش های تبلیغ و بازاریابی یک طرفه استفاده میکردند. روش های بازاریابی و تبلیغات، به پخش و انتشار بروشورهای کاغذی، آگهی های فروش تلویزیونی و نهایتا نمایش بنرهای تبلیغاتی در سطح شهر محدود میشد. به این نوع بازاریابی، بازاریابی برون گرا نیز میگویند.

مردم سالها آگهی های تبلیغاتی را دیدند. آگهی هایی که تمام هدف آنها فروش مستقیم و سود بود. بعد از آمدن اینترنت، شرکت های کوچک تر شروع به استفاده از روش های تبلیغات یک طرفه و سنتی کردند. همان بروشورهای کاغذی قدیمی را اینبار بصورت وب سایت میخواستند به مشتری نشان دهند. حتی هنوز هم کسانی هستند که تنها هدف آنها این است که فقط یک بروشور آنلاین داشته باشند؛ به بازاریابی و اصول کاری ندارند! فقط یک وب سایت میخواهند که رنک ۱ گوگل باشد تا بروشور آنلاین خود را به همه مشتری ها نشان دهند! و مشکل از همینجا شروع میشود…

 

مشکل بازاریابی اینترنتی ما کجاست؟ چرا هرکار میکنیم نتیجه نمیگیریم؟

مشکل از آنجایی شروع میشود که بخواهیم در اینترنت مثل ۲۰ سال پیش بازاریابی کنیم ؛ یک بروشور آنلاین بسازیم که رنک ۱ گوگل باشد. در سطح اینترنت هم بنرهای تبلیغاتی خود را پخش کنیم تا همه ببینند… سال بعد به خودمان می آئیم و میبینیم که اینهمه هزینه ای که برای وب سایت و سئو و تبلیغات و… کردیم هیچ نتیجه ای نداشته.

مردم آنقدر بنرها و تبلیغات یک طرفه را دیده اند که از آگهی بیزارند! آنها از پیام های فروش سودجویانه تنفر دارند و حتی آنها را ایگنور میکنند.

 

چگونه یک استراتژی بازاریابی اینترنتی موفق بسازیم تا فروش کنیم؟ محمد کیان راد

از طرف دیگر شرکت های بزرگ و رقبایی هم هستند که از استراتژی بازاریابی اینترنتی بهتری استفاده میکنند و همین دلایل کافیست تا کسب و کار ما در این جنگ دیجیتال دیده نشود.

پس راه حل چیست؟ چگونه در این جنگ بازاریابی اینترنتی باید پیروز شد؟

اما بازاریابی اینترنتی در عصر جدید ، در سال ۱۳۹5 چگونه است؟ چه باید بکنیم؟ با این رقبای سرمایه دار چکار کنیم؟ چگونه برند آنلاین خود را بسازیم و فروش کنیم؟

اینها سوالاتی هستند که در ادامه مقاله به آنها جواب خواهیم داد…

گفتیم مردم از آگهی های فروش بیزار شده بودند، پس تنها راه برای بازاریابی اینترنتی راهکاری بود تا مشتری، بدون اینکه احساس کند چیزی به آن فروخته میشود جذب وب سایت و محصول ما شود، به برند ما اعتماد کند و در نهایت از ما خرید کند. برای رسیدن به این هدف بهترین و کارآمد ترین راهکار ۲ استراتژی بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوا بودند که توسط متخصصان بازاریابی ایجاد شدند. ۲ استراتژی بازاریابی که دقیقا در نقطه مقابل بازاریابی برون گرا و آگهی های فروش یک طرفه بودند.

بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوا، ۲ استراتژی کارآمد در بازاریابی اینترنتی

تمرکز اصلی بازاریابی محتوا و درون گرا، بر تولید محتوای مفید و مورد نیاز کاربر است؛ محتوایی که به وسیله آن بتوانیم مخاطبان و مشتریان بالقوه را بصورت غیرمستقیم جذب وبسایت و محصول مان کنیم. محتوایی که کاربر را جذب و ترقیب به خرید کند و از یک بازدید کننده ساده یک مشتری وفادار ، یک مبلغ برند بسازد.

بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوا تنها به تولید محتوا ختم نمیشود. محتوا تنها شروع کار است، بعد از تولید محتوا، این محتوا باید دردسترس مخاطبان هدف تجارت ما قرار گیرد تا بتوانند آن را بخوانند و با محتوا و تجارت ما ارتباط برقرار کنند. از بررسی و تولید محتوای بهینه و مورد نیاز مخاطبان گرفته تا شناخت مخاطبان هدف یک تجارت، کانال ها و راه های ارتباط با آنها، شبکه اجتماعی مورد علاقه آنها، ساخت برند و اعتبار، چگونگی تبدیل مخاطبان به مشتریان وفادار و غیره… همه از ارکان یک استراتژی بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوای موفق هستند.

در این میان، بهینه سازی و سئو تنها یکی از تکنیک هایی است که به ما کمک میکند تا محتوای هدفمندی که تولید کرده ایم را در دسترس دید جستجو کنندگان قرار دهیم. الان بهتر میتوان درک کرد که سئو و رنک ۱ شدن در گوگل همه چیز نیست! البته که میتواند ترافیک خوبی برای ما به ارمغان بیاورد، اما برای موفقیت آنلاین به چیزهای بیشتری از سئو نیاز داریم(البته اگر هنوز چیزی به نام سئو وجود داشته باشد!). شاید در نگاه اول، تولید محتوای با کیفیت و منحصر به فرد و ارتباط با مخاطب ها کمی سخت به نظر بیاید، اما کدام تجارت موفق با آسانی توانسته پیروز شود و به سود دهی برسد؟ اگر میخواهید در بازی پیروز شوید باید قوانین بازی را درست اجرا کنید. هزینه و زحمتی که برای ساخت و اجرای یک استراتژی بازاریابی اینترنتی موفق صرف میکنید در طول زمان باعث پیشرفت تجارت شما شده و به شما بر خواهد گشت. آماری از سایت  هاب اسپات نشان میدهد که داشتن وبلاگ مستقیما بر روی تبدیل مخاطبان به مشتری تاثیر میگذارند و ۹۲% از تجارت هایی که در روز چندین نوشته در وبلاگشان منتشر میکنند توانسته اند توسط وبلاگشان مشتریان را جذب کنند.

چگونه برای موفقیت از استراتژی بازاریابی درون گرا و محتوا کمک بگیریم؟ برندسازی کنیم؟

خبر امیدوار کننده برای شما، و تمام کسب و کارهای کوچک و متسوط اینترنتی این است که اگر چه شاید در نگاه اول، بازاریابی درون گرا و تولید محتوا کمی سخت به نظر برسد اما کاملا عملی و شدنی‌ست.


در مقالات آینده بصورت جزئی تر، راهکارهای عملی بازاریابی درون گرا، بازاریابی محتوا و شبکه های اجتماعی در ایران را به بحث خواهیم کشید. تا آن روز چند نکته مهم در مورد بازاریابی اینترنتی را به خاطر داشته باشید:

-  اگر صنعت تجارت شما صنعت بزرگ با رقبای زیادی است، سعی کنید فعالیت خود را متمرکز به یک موضوع و زیر مجموعه خاص (Niche Market) از صنعتتان کنید، در یکی از بازارهای زیر مجموعه بهترین شوید. مثلا اگر سایت دانلود موزیک دارید، لازم نیست تمام مخاطبان سبک های مختلف را راضی نگه دارید، روی یک سبک خاص تمرکز کنید (مثلا سبک موسیقی متا و هِوی متال) و در آن سبک بهترین سایت دانلود شوید (بهترین سایت دانلود مسیقب متال و هِوی متال)! در بازارهای بزرگ و پر رقابت، راه نجات شما همین هست.

-  تمام آن چیزی که کاربران در سایت ما و شبکه های اجتماعی با آن درگیر هستند، فرمی از محتواست؛ از عکس تا فیلم، نرم افزار ، اپ موبایل، ویدئو، اسلاید ، مقاله وبلاگ و… فقط با محتوا میتوانیم کاربران را جذب وبسایت و ترغیب به خرید کنیم.

-  محتوای مفید و با کیفیت، محتوایی که نیاز مخاطبان ما را برطرف و آنها را جذب کند را تنها میتوان با شناخت مخاطب و مشتری هدف مان پیدا کنیم. این شناخت آنقدر هم سخت نیست! کافیست مرورگر خود را باز کنید و در شبکه های اجتماعی، فروم ها و انجمن ها، وبلاگ ها و… بگردید، سوالات و مشکلات مخاطبانتان را بخوانید و بفهمید نیازشان چیست. سپس میتوانید محتوایی که نیاز آنها را برطرف کند را بشناسید.

تولید محتوا آغاز کار است، محتوایی که به دست مخاطبش نرسد و خوانده نشود انگار که نیست. با شبکه های اجتماعی آشتی کنید؛ کانال های ارتباط با مخاطبان خود را پیدا کنید و به آنجا بروید و محتوای خود را با آنها به اشتراک بگذارید.

-  با مخاطبانتان دوست شوید، مشکلات‌شان را بدون منت برطرف کنید و فقط نگاه مادی نداشته باشید. ارتباطات و ساخت یک گروه دوستانه از مخاطبان طرفدار شما در طول زمان شاید از داشتن چند مشتری مهم تر باشد. کسانی که برند شما را به دیگران معرفی خواهند کرد طرفداران و مخاطبان درجه یک شما هستند. در عصر سلطه شرکت های بزرگ و سرمایه دار، تنها استراتژی ای که ماندگار خواهد بود و هیچوقت منسوخ نمیشود، ایجاد ارتباطات عمیق و دوستانه با مخاطب است.

سئو، تنها وسیله ای است برای کمک به ما تا محتوای هدفمند ما در معرض دید مخاطبانت بیشتری قرار بگیرد.

بخوانید و بنویسید! در هر صنعتی که کار میکنید، راجع به به روز ترین تغییرات و تکنیک ها بخوانید و سعی کنید شروع به نوشتن کنید.  
شما چگونه بازاریابی اینترنتی میکنید؟ آیا هنوز برای تولید محتوا مشکل دارید؟ نظر شما درمورد بازاریابی اینترنتی چیست؟

۱۰ دلیل  از دلایل اصلی شکست در بازاریابی محتوا
26 آوریل

۱۰ دلیل از دلایل اصلی شکست در بازاریابی محتوا

به واسطه کارم با مشتری ها، متخصیصن و وب مستر های زیادی در طول روز صحبت میکنم، که اولین مشکلشون به کل نداشتن بازدید و نتیجه نگرفتن از وبسایتشون هست. این دست از افراد اتفاقا بازاریابی محتوا هم انجام میدند و محتوا هم تولید میکنند. در واقع بازاریابی محتوای اونها به کل جواب نمیده و نتیجه گرفتن از وبسایت براشون به یک کار بسیار سخت و غیر ممکن تبدیل شده.

چرا اینطوره؟ اگر بازاریابی محتوا در این حد مهم هست که خیلی از اساتید بازاریابی میگن “بازاریابی محتوا تنها استراتژی باقی مانده بازاریابی هست” و ۹۰% کسب و کارهای B2B ازش استفاده میکنند پس چرا خیلی از کسب و کارها احساس میکنند بازاریابی محتوا برای اونها جواب نمیده و ازش نتیجه نمیگیرند؟

 

در ادامه مهم‌ترین مشکلاتی که وبسایت های ایرانی با اونها دست و پنجه نرم میکنند رو باهم بررسی خواهیم کرد.

۱- هدف وبسایت شما مشخص نیست

نداشتن هدف واضح و دقیق اولین و مهم ترین مشکل وبسایت ها هست. و خیلی ها هم در تعریف هدف کلا مشکل دارن! وقتی یک کسب و کار اینترنتی دارید از دو حالت خارج نیست که یا محصولی برای فروش دارید یا خدماتی برای ارائه. در دو حالت شما میخواین نیازی از مشتری رو برطرف کنید.

کاربر وقتی وارد وبسایت شما میشه دقیقا باید براش مشخص کنید که چگونه میخواین نیازش رو برطرف کنید و هدایتش کنید به سمت هر عملی که میخواین انجام بده.

این عمل میتونه ثبت نام در وبسایت شما باشه، میتونه دانلود اپ موبایل شما باشه، میتونه خوندن وبلاگ باشه ، تست کردن نرم افزار شما و هر چیز دیگه‌ای باشه…

برای هدایت کاربر به انجام عمل مورد نظرتون هیچ چیزی به جز المان های وبسایتتون در دست ندارید. جملات و محتوا، دکمه ها، لینک ها، فرم های ثبت نام یا عضویت در خبرنامه و غیره… هدف مورد نظر هرچیزی که باشه در نهایت باید به گرفتن اطلاعات کاربر منتهی بشه، تا بعدا بتونید بازاریابیتون رو هدفمندتر روی کاربرانی که به شما اجازه این کار رو با دادن اطلاعاتشون دادند انجام بدید.

اگر شما هیچ ایده‌ای راجع به بازاریابی ایمیلی و هدایت کاربر ندارید، قطعا نیاز به یک مشاور دارید.

۲- استراتژی بازاریابی محتوا ندارید

استراتژی بازاریابی محتوا به زبان ساده، مشخص کردن مرحله به مرحله کارهایی هست که باید انجام بشه و محتوایی که باید تولید بشه تا کاربر به هدف مورد نظر شما برسه. از هدف گذاری مناسب تا برنامه روزانه، هفتگی و ماهانه تولید محتوا و تحلیل و بررسی نتایج بدست آمده و بهینه سازی اونها.

حجم عظیمی از وبسایت ها هستند که واقعا محتوا هم تولید میکنند اما هیچ استراتژی مکتوب و مدونی ندارند. آمار نشون داده که در ۹۰% موارد اگر موفقیتی هم بدست بیاد مقطعی و ناپایدار هست. اگر هنوز استراتژی خودتون رو تنظیم نکردید همین الان اقدام نمایید و اگه نمیتونید برای داشتن یه مشاور اقدام کنید.

 

۳- محتوای خود را توزیع نمی کنید و هیچ رابطه ای با بقیه ندارید

 

سریعترین کار برای کشتن و حیف کردن محتواتون این هست که بعد از فشار دادن دگمه‌ی انتشار مقاله هیچ کاری نکنید و فکر کنید که مخاطب از هوا خواهد آمد و مطلب شما رو خواهد خواند و یا معجزه‌ای رخ خواهد داد و گوگل شما رو در صدر نتایج خودش خواهد برد و میلیونی بازدید به شما هدیه خواهد داد!

همچین چیزی نیست!

تولید محتوا تنها قسمتی از بازاریابی محتواست. نصف دیگرش توزیع و ترویج محتواست. بطور کلی بازاریابی محتوا به ۲ عمل کلی تقسیم میشه:

-   تولید محتوا

-   توزیع محتوا

مشخصا توزیع محتوا فقط رفتن به فیسبوک و توئیتر و شیر کردن لینک مقاله نیست! چطور محتوای خودتون رو توزیع کنید؟ چند راه ساده برای توزیع محتوا به شرح زیر هست:

-  خبرنامه ایمیلی (ساخت لیست ایمیل و بازاریابی ایمیلی)

-   شیر کردن محتوا در شبکه‌های اجتماعی (همزمان گسترش مخاطبهای شبکه های اجتماعیتون)

-  کامنت گذاشتن در وبلاگ‌های پربازدید و مرتبط با صنعت شما

-   ایجاد رابطه با وبلاگهای دیگر و نوشتن پست میهمان در آنها

-   پیدا کردن افراد معروف و تاثیرگذار در حوزه کاریتون که میتونند محتوای شما رو شیر کنند

-   پیدا کردن وب مسترهای دیگر و ایجاد رابطه با اونها و درخواست به اشتراک گذاری مطالب شما

-   وغیره…

واقعا راه‌های خیلی زیادی برای ترویج و توزیع محتوا هست و حتی میتونید در این راه خلاقیتهای زیادی به خرج بدید. فقط کافی هست به همون اندازه‌ای که برای تولید محتوا وقت میگذارید، حتی بیشترش رو برای توزیعش وقت بگذارید.

۴- محتوای شما افتضاح است

دیگه واقعا با این حجم محتوای کپی که وجود داره باید این رو گفت. بعضی اوقات برخی از وبمسترها هیچ کاری به جز کپی کردن مقالات دیگران نمیکنند و فکر هم میکنند هرچی بیشتر کپی کنند بهتر هست و اتفاق خاصی میفته و گوگل بهشون روزی ۱ میلیون نفر بازدید میده! بعضی‌ها هم مقالاتی رو کپی میکنند که خودشون ترجمه یک مقاله خارجی دیگه هستند…

زهی خیال باطل!

 

بازاریابی محتوا یعنی شما باید محتوا تولید کنید، اون هم محتوای با کیفیت. کیفیت محتوای شما به شدت روی نتیجه کار شما تاثیرگذار هست. اگر محتوای بهتری از محتوای شما در سطح وب وجود داشته باشه چرا مخاطب ها باید محتوای شما رو بخونند اصلا؟! یا چرا بقیه باید به اون لینک بدن و شیرش کنند؟

با رشد روزافزون بازاریابی و تولید محتوا، قد علم کردن و ایستادگی در یک بازار و صنعت پر جمعیت سختتر از همیشه شده. بازاریابی و تولید محتوای با کیفیت ساده نیست، ارزان هم نیست و نیاز به کار، زمان و هزینه داره.

۵- بازار هدف (Niche Market) خود را به درستی مشخص نکرده اید

اگر از من بپرسند یکی از مهمترین عوامل موفقیت در بازاریابی محتوا چی هست، قطعا انتخاب بازار هدف مناسب رو خواهم گفت. بازار هدف کوچک و مشخص در بازاریابی سنتی هم کاربرد داشته. در بازاریابی محتوا امروز بیشتر از هر زمان دیگری مهم هست که بازار هدف خودتون رو به بهترین و متمرکزترین شکل ممکن مشخص کنید. معروفترین جملات بازاریابی میگن “شما نمیتوانید همه چیز برای همه کس باشید” و “کوچکتر، بزرگتر است”.

ایده این هست که با توجه به مهارت ها و دانشی که دارید، با تولید محتوای مناسب و هدفمند، بخش کوچکی از یک بازار بزرگ رو بطور کامل در اختیار بگیرید و در اون بخش کوچک بهترین بشید. تمام سوراخ های محتوایی در بازار هدفتون رو پیدا کنید، ببینید در چه حوزه هایی محتوای خوب و مناسبی وجود نداره و بطور کامل اون بخش مشخص رو پوشش بدید، عمیق بشید، نتایج موتورهای جستجو رو از محتوای خودتون پر کنید تا رهبر اون بخش بشید.

اگر موفق به این کار شدید، میتونید یک مرحله به جلو برید و بخش های دیگه ی بازار رو نیز کم کم به دست بگیرید.

۶- بازار هدف شما به شدت رقابتی و سخت است

بازاریابان محتوایی که در بازارهای شدید رقابتی هستند کسانی هستند که بیش از همه برای نتیجه گرفتن مشکل دارند. دلیل هم واضح هست. بازار شما پر از رقبای قوی و وبلاگ های و تجارتهای مختلف هست.

چراغ جادویی وجود نداره که روی اون دست بکشید و یک شبه بتونید از همه بالا بزنید!

در همچین بازارهایی باید استراتژی خودتون رو دوباره تنظیم کنید، رقبا رو به دقت بررسی کنید، منحصر به فرد عمل کنید و آرام آرام و استراتژیک قدم بردارید. گاهی لازم هست نوع محتوایی که بیشترین تاثیر رو در حوزه تون داره پیدا کنید و زمان و هزینه بیشتری روی اون بگذارید و با کیفیتی بهتر از رقبا ارائه اش بدید.

۷- به اندازه کافی صبر ندارید و نتیجه را سریع و یک شبه میخواهید

بازاریابی محتوا به زمان نیاز دارد تا رشد کند و ارام ارام محتوای شما بتواند در موتورهای جستجو پدیدار شود. هیچ راهی وجود ندارد که در چند هفته حتی چند ماه بتونید به سرعت نتیجه بگیرید.

به جای عجله، روی یک برنامه زمانی کاملا مشخص بصورت روتین و ادامه دار محتوای با کیفیت تولید کنید و مخاطبان خود را آرام ارام بیشتر کنید. صبر کنید و نتیجه را خواهید دید.

 

۸- رابط کاربری وبسایت شما خوب نیست و کاربر را به سمت نتیجه دلخواه هدایت نمیکند

در اوایل مقاله از داشتن هدف حرف زدیم. نیاز نیست خدای رابط کاربری باشید. میتونید با جملات و دگمه های خیلی ساده هم کاربر رو به سمت هدف مورد نظر خودتون هدایت کنید. صحبت از صفحات فرود و دگمه ها و کپی رایتینگ و اینها از حوصله این بخش خارج هست، اما سعی کنید یک هدف اصلی تعیین کنید و:

-   طراحی سایتتان بسیار ساده و حول محور هدف اصلی نگه دارید.

-   از بیش از ۴ تا ۶ گزینه برای منوها استفاده نکنید و از زیر منوها استفاده کنید.

-   از Call To Action ها در اول صفحه و آخر صفحه اصلی خود استفاده کنید. (البته بستگی به نوع وبسایت شما دارد)

-   بطور خلاصه نگذارید کاربر تصمیم بگیرد که چه کار باید بکند و کجا باید برود، برایش بصورت واضح مشخص کنید.

۹- هیچ ذهنیتی راجع به تحلیل و آنالیز و تبدیل بازدید به مشتری ندارید! واقعا اگر ذهنیتی ندارید بپرسید! یاد بگیرید یا از کسیکه میداند کمک بگیرید. شما باید، تاکید میکنم باید حتی ریزترین حرکات بازدیدکنندگان در وبسایتتان را نیز بررسی کنید. باید بدانید چند درصد از بازدید کنندگان، کاری که شما میخواسته اید را انجام داده اند و چند درصد نداده اند. باید بدانید چند درصد در وبسایت مانده اند و چقدر نمانده اند. باید بدانید بیشترین ترافیک شما از کدام سایت ها بوده، در کدام قسمت ها باید بیشتر کار کنید…

دانستن تمام اینها به شما کمک میکند تا در طول زمان فاکتورهایی که بهترین نتیجه را رقم میزنند نگه دارید و فاکتورهایی که جواب نمیدهند را تغییر دهید یا حذف کنید. قسمت عمده ای از تحلیل خود را میتوانید با گوگل آنالایتیکس انجام دهید.

۱۰- فکر میکنید باید ترافیک نجومی داشته باشید تا نتیجه بگیرید

سندرُمِ ترافیک نجومی متاسفانه بسیار در وبمستران ما شایع است. باور غلطی که موفقیت و فروش را مستقیما به حجم بالای ترافیک ورودی به وبسایت مرتبط میداند.

واقعا چنین نیست!

ترافیک بالا البته خوب است اما بسیار مهمتر از آن ترافیک هدفمند است. ترافیکی که به فروش تبدیل شود. ۱۰۰ نفر بازدید کننده مرتبط و خوب که با محتوای شما ارتباط برقرار میکنند و پتانسیل تبدیل شدن به مشتری دارند از ۱۰۰۰ نفر ترافیک مصنوعی و نا مرتبط بهتر است. شما باید بتوانید حتی از ۳۰-۴۰ نفر بازدید در روز هم نتیجه بگیرید و رفتارهای آنها را برای بهتر شدن بررسی کنید.

هیچ وبسایتی یک شبه به بازدید بالا نرسیده و شما هم نخواهید رسید. با صبر و حوصله از یک بازار هدف متمرکز شروع کنید، با مخاطبانتان آرام آرام رابطه برقرار کنید و سعی کنید از بازدید کمتان نتیجه بیرون بکشید تا برای ترافیک بالا آماده شوید. ساخت گروهی از مخاطبان وفادار که محتوی شما را در سطح وب منتشر میکنند کاری زمان بر و البته زیباست.

جمع بندی

بازاریابی محتوا یک روند ادامه دار و یک رشد آرام در طول زمان است. مهمترین فاکتورهای آن تولید محتوای با کیفیت بصورت روتین و همیشگی و شناخت مخاطب هدف است. ممکن است هزاران دلیل برای شکست شما وجود داشته باشد اما مشکل شما میتواند جزء موارد بالا باشد. من اطمینان دارم ۹۰% از کسب و کارها میتوانند از بازاریابی محتوا استفاده کنند و یا استراتژی محتوای خود را بهتر کنند. اهداف کسب و کار خود را مشخص کنید، برنامه ریزی کنید و همین امروز شروع کنید.

فقط به یاد داشته باشید که از آن لذت ببرید.

آیا شما در بازاریابی محتوای خود دچار مشکل هستید؟ چگونه موفق شدید مشکل را برطرف کنید و نتیجه بگیرید؟

از ایمیل مارکتینگ برای افزایش فروش خود استفاده کنید
24 آوریل

از ایمیل مارکتینگ برای افزایش فروش خود استفاده کنید

برای من یک دلیل خوب و قانع کننده بیاورید  که بر اساس آن شما نباید از ایمیل مارکتینگ در کسب و کار خودتان بهره ببرید، و من ۵ دلیل بهتر می آورم برای اینکه بگویم استفاده کردن از آن در کسب و کار یک قانون است.

شمایی که تازه در ابتدای این راه هستید، اول باید لیستی از افراد مختلف تهیه کنید تا بتوانید پیوسته با آنها در ارتباط بمانید. اگر لیستی از افرادی که می خواهید با آنها کار کنید، ندارید، در نتیجه کسی را ندارید که به شما پول دهد.

دوم زمانی که بازدید کنندگان شما به سایت و یا صفحه فیسبوک شما مراجعه می کنند، گرفتن آدرس ایمیل آنها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، چرا که در نتیجه آن می توانید باز با آنها در تماس باشید. شما اگر یک وکیل، یک لوله کش، یک دندانپزشک یا یک شرکت خدمات گرمایشی و سرمایشی هستید، هیچ دلیلی مبنی بر اینکه کسی سایت شما را بیش از یکبار بازدید کند وجود ندارد. اگر شما از بازدید کنندگان خود آدرس ایمیل دریافت نمی کنید، بنابراین روی از دست دادن آنها برای همیشه بسیار باید حساب کنید. و این با در نظر گرفتن هزینه ای که متقبل شده اید تا آنها سایت شما را مورد بازدید خود قرار دهند، هزینه بسیار زیادی است.

حتی اگر با مردم در محیط فیسبوک تعامل دارید، باز هم باید آدرس ایمیل آنها را دریافت کرده و ذخیره کنید. فیسبوک به شما اجازه می دهد تا با تمامی عاملین و مراجعین خود ارتباط داشته باشید، اما آنها به همین شکل دسترسی شما را به مشتریان و مراجعین خودتان محدود می کند، چرا که از شما توقع دارند در برابر دریافت این خدمات هزینه ای را پرداخت کنید. بنابراین دریافت و جمع آوری آدرس ایمیل مراجعین کاری بسیار پر اهمیت است، چرا که فیسبوک پیوسته بدنبال دریافت هزینه های مختلف از شما برای ارائه تبلیغات شما به آنهاست. اگر شما آدرس ایمیل مخاطبین خودتان را داشته باشید، دیگر نیازی به پرداخت هزینه به فیسبوک به این منظور نخواهید داشت.

 

به عنوان نکته سوم اینکه، شما می توانید اطلاعیه هایی را با قابلیت حساسیت به زمان به تمامی اعضای لیست ایمیلی خود بفرستید و در لحظه از طرف آنها پاسخی مبنی بر وصول دریافت کنید. کاری که در عمل در تلویزیون یا تبلیغات در نشریات امکان پذیر نیست. نکته منفی در این رابطه اینست که ایمیل همیشه از نرخ بازگشایی بالایی برخوردار نیست. به عبارت دیگر، ممکن است تنها ۲۰ درصد از افراد لیست شما که ایمیل را دریافت کرده اند، این ایمیل ها را باز کرده و مطالعه کنند. اگر شما تجربه کافی نداشته باشید یا بد عمل کنید ممکن است نرخ بازگشایی ایمیل برای شما حتی به ۵ درصد هم نزول کند و اگر در این زمینه خوب عمل کنید ممکن است نرخ این بازگشایی برای شما حتی بالای نرخ متوسط هم برود. در ادامه راههایی را برای بالا بردن این نرخ بازگشایی مطرح می کنیم.

نکته چهارم که بر اساس آن مردم دوستدار مشاهده ویدئو در محیط اینترنت هستند و شما می توانید با استفاده از ایمیل برای آنها بصورت رایگان ویدئو ارسال کنید. ارسال فایلهای ویدئو از طریق ایمیل از قدرت بیشتری برخوردار هستند، چرا که مردم بطور کلی تماشای ویدئو را به خواندن متن ترجیح می دهند. من این نتیجه را پس از ارسال یک  دوره ایمیل با محتوای نگارشی و یک دوره با محتوای ویدئو و مقایسه نتایج حاصل از این ارسال ها بدست آوردم.

نکته پنجم اینکه دسترسی به اینترنت با گوشیهای موبایل روندی در حال رشد است. مدرک و گواه می خواهید؟ در محیط خارج از دفتر خود به جمعیتی از مردم در حال گذر بنگرید و ببینید که چند نفر از آنها در حال استفاده از گوشی تلفن خود هستند. آنها از گوشی خود برای چک کردن وضعیت حساب کاربری شبکه های اجتماعی خود، گوش دادن به موسیقی، استفاده از جی پی آر اس، بازی کردن، و البته چک کردن ایمیل استفاده می کنند. گوشی تلفن با سرعت بسیار زیاد در حال رشد و جایگزین شدن با کامپیوترها برای گشت و گذار در اینترنت هستند. بنابراین با مشتریان احتمالی خود در ارتباط باشید، چرا که آنها در فضای اینترنت در حال چک کردن ایمیل با گوشیهای تلفن خود هستند و در آخر این نکته فرامون نشه که باید ایمیل طراحی شده به شکلی باشه که در گوشی های مختلف قابل مشاهده باشه.

 

حال بیایید تا با هم به صحبت در رابطه با استراتژی هایی برای بالا بردن نرخ بازگشایی ایمیل های شما بپردازیم.

بعد از بررسی های بسیار من به دو نتیجه مهم در این رابطه دست پیدا کرده ام. در درجه اول این ایمیل ها باید سرگرم کننده باشند. اما، عامل مهم تر برای اینکه یک ایمیل خوانده شود، انتخاب موضوع مناسب برای آن است.

موضوع ایمیل

موضوع در ایمیل همان نقشی را بازی می کند که یک تیتر خبری برای یک مقاله روزنامه بازی می کند. تیتر روزنامه در خواننده ایجاد کنجکاوی می کند تا وی را متقاعد به خواندن مقاله کند. همین موضوع برای ایمیل نیز صادق است. شما می توانید این موضوع را در رابطه با ایمیل ها امتحان کنیند تا ببینید که کدام یک شانس باز شدن بیشتری را دارند. شما با دیدن نتایج این آزمون شوکه خواهید شد. در اینجا می توانید تصویری را ببینید که باز گو کننده همین موضوع است:

از ایمیل مارکتینگ برای افزایش فروش خود استفاده کنید محمد کیان راد

 شما می توانید تاثیر درج موضوع را برای دریافت نتایج بهتر ببیند.

 

ایمیل های ارسالی در گروه A دارای نرخ بازگشایی بالاتری هستند – به این معنا که گروه A از نرخ بازگشایی ۴۵٫۵ درصد برخوردار بوده، در حالیکه این نرخ برای گروه B برابر با ۳۱٫۱ درصد می باشد. جالب توجه است بدانید هر یک از ایمیل ها نیز به تعداد برابر  برای هر دو گروه ارسال شده بودند. چهل و چنج نفر ایمیل A  و چهل و پنج نفر هم ایمیل B را دریافت کرده بودند و هر دو ایمیل از نظر محتوا کاملا یکسان بوده و فقط در موضوع در نظر گرفته شده با هم تفاوت داشتند.

حالا اجازه دهید فرض کنیم که شما یک لیست ۱۰۰۰ موردی از ایمیل آدرس در اختیار دارید. در این مرحله شما می توانید دو کار را انجام دهید.

در مرحله اول می توانید موضوع برتر و جذاب تر را در برابر یک موضوع دیگر مورد آزمون قرار دهید و آنها را برای افراد موجود در لیست خود ارسال کنید.

و البته در یک مرحله دیگر می توانید همین آزمون را با استفاده و از هر دو موضوع ایمیل جذاب تر و سپس موضوعی که از جذابیت کمتری برخوردار است، تکرار کنید. نتیجه ای که از این آزمون بدست می آید بطور تقریبی بیان می دارد که ۴۵٫۵ درصد از افراد ایمیل با موضوع جذاب تر را باز می کنند و ۳۱٫۱ درصد از افراد هم ایمیلی که با موضع دیگر فرستاده شده است را بازگشایی می کنند.

اهمیت این موضوع در اینجا مشخص می شود که:

فرض کنید که پیشنهاد شما برای خریدار سودی برابر با ۳۰ دلار در بر دارد. همچنین فرض کنید که بر اساس اطلاعات آماری سایت شما از هر ۱۰ نفر که ایمیل شما را می خواند، یک نفر اقدام به خرید پیشنهاد شما می کند. با استفاده از موضوع جذاب در ایمیل خود سود شما با احتصاب مفروضات بالا چیزی برابر با ۱۳۸۰ دلار می شود. (۴۵۵ نفر خواننده * ۱۰ درصد خرید* ۳۰$)  – با همین محاسبات اگر شما از موضوعی که کمتر مورد توجه است استفاده می کردید سودی معادل ۹۳۰ دلار کسب می کردید. تفاوت این دو حالت در میزان سود شما برابر با ۴۵۰ دلار بیشتر در صورت استفاده از موضوع جذاب تر می باشد. اما، توجه کنید که این آزمون برای شما هزینه ای را در برابر نداشته، حالا فکر کنید که عدم انجام این آزمون برای شما چه هزینه ای را به بار می آورد. فرض کنید که به عنوان یک دندانپزشک هر یک از مشتریان شما در دوران عمر خود به طور متوسط سودی برابر با ۵۰۰۰ دلار برای شما داشته باشند. علاوه بر این فرض کنید که ۵۰ درصد از مشتریان احتمالی شما، شما را بجای یک دندانپزشک دیگر مورد استفاده قرار دهند. تعداد افرادی که در نتیجه ایمیل با موضوع جذاب تر رو به شما می آورند، ۷۰ نفر بیشتر خواهد بود، این تعداد در طی دوره عمر خود مبلغی معادل ۳۵۰۰۰۰ دلار برای شما درآمد زایی به همراه می توانند داشته باشند که شما می توانستید آنرا از دست بدهید، در صورتی که این آزمون را انجام نداده بودید.  

نوشتن ایمیلها

زمانی که ایمیل خود را ایجاد می کنید، آنرا بصورتی مرتب کنید که خواندن آن برای خواننده با لذت همراه شود. حوصله خواننده خود را با مطالب مربوط به فروش و متونی که درک آنها برای همه آسان نیست، سر نبرید. اگر می خواهید یک پیام فروش را انتقال دهید، آنرا خلاصه، کوتاه و جذاب کنید.

به عنوان مثال، اگر یک دندانپزشک هستید ممکن است پیشنهاد سفید کردن دندان ها و یک معاینه کلی از دندانها را با نصف قیمت معمول انجام دهید. بیمار مراجعه می کند و ممکن است فقط چند خدمت اضافی نیاز داشته باشد. از این فرصت استفاده کنید و یک معاینه عمومی هم برای او در نظر بگیرید. این فرصت علاوه بر وفادار ساختن او می تواند باعث شود تا او مشتریان دیگری را هم به مطب شما معرفی کند و از این طریق باعث رشد کسب و کار شما شود.

شبکه های اجتماعی مان را چگونه انتخاب و مدیریت کنیم ؟
18 آوریل

شبکه های اجتماعی مان را چگونه انتخاب و مدیریت کنیم ؟

به هیچ وجه نمیتوان منکر تاثیر شبکه های اجتماعی در رشد کسب و کار ، فروش و برندینگ شد . ولی این امر در کنار مقرون به صرفه بودن ، نکات کلیدی و حساسی هم دارد که رعایت آنها به خصوص برای برندینگ و فعالیت های دراز مدت ، بسیار حیاتی و ضروری است .

بد نیست یکبار سیاست های مجموعه و شرکت خود را در این راستا بازبینی کرده و نقاط ضعف آن را برطرف کنید .

 

انتخاب مناسب شبکه اجتماعی

بدون شک حضور درشبکه های اجتماعی بیشتر ، برای هر کسب و کاری حائز اهمیت است ولی به شرط آنکه کمیت جای کیفیت را نگیرد . اگر در یک شبکه حضوری پر رنگ و فعال و حساب شده داشته باشید بهتر از آنست که در پنج شبکه فقط حضور داشته باشید . بنابراین بر اساس توانایی ها ، مطالب ، نوع فعالیت و مخاطب و شیوه مدیریتی که در اختیار دارید شبکه اجتماعی مفید تر را انتخاب کرده و در صورت موفقیت در آن و امکان گسترش آن ، شبکه های بیشتر را به آن بیافزایید .

به عنوان مثال شبکه های اجتماعی   پینترست و اینستاگرام ، عکس محور هستند و برای مشاغلی که با تصویر میتوانند محتوا را به مخاطب برسانند بیشتر توصیه میشوند . مشاغلی مرتبط با پوشاک ، دکوراسیون و …. از این دسته اند . ضمن آنکه بیشترین مخاطبین آنها را بانوان و جوانان تشکیل میدهند و آمارها نشان میدهد که مخاطبین پینترست معمولا به لحاظ تحصیلات و سطح درآمد ، از اینستاگرام بالاتر میباشند . پس مطالب را به شکل مطلوب تری دسته بندی کنید و به مخاطب هدف نزدیک تری ارائه نمایید .

فیسبوک همچنان دارای مخاطب بسیار بیشتری نسبت به دیگر شبکه هاست و نشر مطالب در آن ویژگیها و سهولت های بیشتری دارد . امکان گذاشتن فیلم و متن و عکس و لینک و … به شکل همزمان و خاصیت ویرال ( انتشار ویروسی ) بیشتر در آن ، میتواند از مزیتهای ترویج برند شما باشد . ولی این را هم در نظر بگیرید که بیشتر مخاطبین آن برای ارتباط با دوستان و آشنایان و اعضای خانواده و شاید حتی سرگرمی در آن حضور دارند ، پس در تبلیغات و برندینگ خود باید کلیات علایق آنها را در نظر گرفته و موجب دلسرد شدن آنها از پیج خود نشویم .

لینکدین بیش از دیگر شبکه ها ، بار تجاری و بیزینسی را بر دوش میکشد . مخاطبین آن ( طبق آمار ) بیشتر آقایان بوده و معمولا کاربران این شبکه دارای تخصص ، تحصیلات و درآمد بالاتری هستند . معرفی بیزینس و محصولات و خدمات شما چنانچه در آن افراط نشود و استراتژی معقولی داشته باشد ، نه تنها موجب دلزدگی افراد نمیشود بلکه حتی میتواند بیشتر از دیگر شبکه ها مورد استقبال قرار گیرد . برای جذب نیروی انسانی و پیشنهادات کاری نیز بستر مناسبی است و بسیاری از کاربران با این اهداف در لینکدین حضور دارند . پس محتوای پروفایل و مطالبتان را حرفه ای انتخاب کنید و بر اصول آن پایبند باشید .

توییتر نیز میتواند برایتان کارایی لازم را داشته باشد . به خصوص اگر حرفه شما به اطلاع رسانی های مستمر و روزمره نیاز دارد و جنسیت مخاطب در آن تاثیر چندانی ندارد ، توییتر میتواند کمک بزرگی به نشر مطالب شما کند .

شبکه-های-اجتماعی-مان-را-چگونه-انتخاب-و-مدیریت-کنیم-؟-محمد-کیان-راد

چگونه شبکه های اجتماعی مان را مدیریت کنیم

مهمترین نکته شاید محتوا و تاکتیک هایی باشد که برای این شبکه ها در نظر میگیرید . حتما بر مبنای یک فعالیت از پیش تعریف شده قدم بردارید و دقیقا بدانید قرار است چه مطالبی در چه بازه زمانی و برای چه جنس مخاطبی ارائه کنید . به اصول خود پایبند باشید و مخاطبینتان را با نظم در شبکه هایتان آشنا کرده و عادت دهید .

مطالب دست اول ارائه کنید و اگر محتوای مناسبی پیداکردید از کپی آن حذر کرده و تنها آن را به اشتراک بگذارید . ( تولید محتوا اولویت بیشتری دارد ، از اشتراک های مکرر از دیگر صفحات نیز پرهیز کنید تا در راستای برندینگ گام بردارید ) .

چند بار پست را بخوانید و مطمئن شوید از اصول نگارشی مناسبی برخوردار است غلطهای املایی و تایپی ندارد .

از هشتگ ها نهایت استفاده را ببرید ولی افراط نکنید . تنها هشتگ های کاملا مرتبط و فکر شده را تعیین کنید و برای آنها خط مشی مناسبی تعریف کنید .

به هیچ عنوان اقدام به خریداری فالوئر و دنبال کننده ، نکرده و مخاطبین علاقه مند به حرفه خود را پیدا کنید . خرید دنبال کننده با تبلیغات برای شبکه های اجتماعی فرق میکند . هر اندازه تبلیغات میتواند مفید باشد ، خرید فالوئر میتواند مضر باشد .

به عنوان مثال فیسبوک مطالب شما را به حدود ده درصد از فالوئر های شما ارسال میکند . هر چه تعداد اعضای غیر واقعی شما بیشتر باشد ، تعداد اعضای واقعی پیج شما که مایل به دنبال کردن مطالب شما هستند ، کمتر مطالب شما را میبینند .

پست های زیاد در ساعات کم نگذارید . تعداد پست ها را در حد مناسبی تعیین کنید که در طول شبانه روز برای اعضا آزار دهنده نباشد . آنها فقط وارد نمیشوند که مطالب شما را ببینند .

مرتب و مکرر از خودتان تبلیغ نکنید و اسم و برند خود را تکرار نکنید . آنها میدانند چه برندی را دارند دنبال میکنند و تا حد نیاز با شما آشنا هستند .

هیچکس تمایل ندارد با یک ربات یا یک ماشین همصحبت شود . کاربران توقع دارند نیروی انسانی گرداننده شبکه های اجتماعی ، با آنها در ارتباط بوده ، مطالب و کامنتهای آنها را بخواند و به آنها جواب درست دهد . همواره از افرادی برای مدیریت شبکه های خود استفاده کنید که در حد لازم با جزییات و سیاستهای مجموعه شما آشنا باشد ، اختیارات لازم را داشته باشد و از ادبیات هر شبکه اجتماعی در حد نیاز برخوردار باشد . توجه داشته باشید که پاسخهای شما را تنها همان شخص سئوال کننده نمیخواند بلکه برای همه اعضای شبکه قابل رویت و قضاوت است .

در فعالیت های اجتماعی تان صبور بوده و حضور فعال و با ثباتی داشته باشید . کاربران جدید خیلی زود متوجه تفاوت یک پیج فعال و با ثبات و یک پیج غیر فعال و نسنجیده میشوند و عکس العمل آنها کاملا بستگی به عمل شما دارد .

تا حد امکان از تصاویر مرتبط با نوشته تان بهره ببرید . تصاویر میتوانند نقش بسیار پر رنگی در محبوبیت پست های شما داشته باشند . ارتباط با تصاویر و اینفو گرافیک ها بسیار سریع بوده ، لایک و اشتراک های بیشتری جذب کرده و بیشتر از متن در ذهن میماند . خیلی بیشتر جلب توجه میکند و امکان اشتراک گذاری در شبکه های بیشتری را برای شما و مخاطبینتان دارد .

 

شبکه-های-اجتماعی-مان-را-چگونه-انتخاب-و-مدیریت-کنیم-؟-محمد-کیان-راد

تلاش کنید در ساعات مناسب در شبکه های اجتماعی مطلب بگذارید . این امر به بازدید بیشتر پست هایتان کمک کرده و نتیجه بهینه ای برایتان به دنبال دارد . تصویر زیر میتواند تا حد زیادی به شما کمک کند .
امیدوارم مطلب فوق که جمع بندی از فعالیتهای مثمر ثمر در شبکه های اجتماعی بود ، برایتان کارآمد و مفید باشد .

بازاریابی یا مارکتینگ چیست؟
30 مارس

بازاریابی یا مارکتینگ چیست؟

بازاریابی ; در علم بازاریابی تعریف جدیدی از این واژه وجود دارد که عبارت است از مبادله ای از روی رضایت با انجام فرآیندهای انسانی.
ریشه اصلی نیاز به استراتژی و برنامه های بازاریابی ، در علایق و سلایق افراد نهفته است.

محصولات و خدماتی که در شرکت ها تولید و به بازار ارائه می شود تماما مربوط به نیاز بشریت می باشد، هر آنچه نیازهای انسانها را برآورده سازد نیاز او محسوب می شود. به دیگر بیان تعریف محصول چیزی است که نیازهای بشریت را برآورده می سازد و هر چه قدر نیاز افراد را بیشتر برآورده کنند ارزش بیشتری دارند.
بازاریابی

عملیات بازاریابی زمانی در بازار محصولات و خدمات تعریف شد که انسانها برای رفع نیازهایشان تصمیم گرفتند از طریق مبادله آنها را برآورده سازند و لازم است بدانید انسانها برای رفع نیازهای خود به ۴ عمل دست می زنند که مبادله یکی از آنهاست. در ذیل به توضیح این چهار عمل می پردازیم: ۱- اولین عمل تولید نیازها می باشد، مثلاً انسانی که نیاز به غذا دارد به وسیله شکار نیاز خود را ارضاء نموده در این جا بازار و بازاریابی معنایی ندارد.

۲- دومین عمل گرفتن نیازها از طریق کمک خواستن از دیگران، کسی که نیاز به غذا دارد از طریق کمک گرفتن از دیگران به عنوان کار خیر غذا می گیرد و بابت آن تشکر می کند، در این جا هم بازاریابی معنایی ندارد.

۳- سومین عمل توسط زور رفع نیاز کردن است، مثلاً کسی که نیاز به غذا دارد از طریق دزدی از افراد رفع نیاز کند، در اینجا هم بازار و بازاریابی معنایی نخواهد داشت.

۴- چهارمین عمل انجام مبادله و یا خرید برای رفع نیازها می باشد. مثلاً شخصی که نیاز به غذا دارد به شخصی که تولید کننده غذاست مراجعه کرده و از او خرید و یا مبادله می کند، در اینجا نیاز مبرم به بازار و بازاریابی مشخص خواهد شد.

برای خرید و یا مبادله: ۱- نیاز به دو نفر می باشد. ۲- هر یک از طرفین برای مبادله باید چیزی با ارزش ارائه کنند. ۳- هر یک از طرفین می تواند پیشنهاد طرف مقابل را قبول یا رد کند.

چنانچه شرایط بالا وجود داشته باشد طرفین می توانند مبادله کنند. پس از تعریف بازاریابی به تعریف بازار می پردازیم. بازار اصطلاحاً به جایی گفته می شود که در آن معادله در خصوص محصولات و خدمات صورت می گیرد. بازار حتی می تواند از یک نفر تشکیل شده باشد. لازم است بدانید که اندازه بازار توسط تعداد اشخاص حاضر در آن تعریف می شود که به محصولات و خدماتی که در آن بازار ارائه می گردد علاقه مند باشد و تمایل به مبادله و پرداخت هزینه های مبادله داشته باشند. البته وقتی تعریف بازار انجام می شود دوباره باید به مفهوم بازاریابی برگردیم زیرا بازاریابی تلاشی است برای انجام معادلات در بازار. وجوه گوناگون بازاریابی : ۱- بازارسازی: بازارسازی به معنای ایجاد بستری مناسب برای معرفی و فروش محصولات و خدمات یک شرکت با استفاده از عملیات بازاریابی. یک بازاریاب حرفه ای می تواند با بهره گیری از اصول و قواعد درست بازاریابی علمی برای محصولات و خدمات بازارسازی نماید.

۲- بازارگردانی: بازارگردانی به معنای مدیریت بازار، تنظیم استراتژی برای بازار و سازمان، معرفی کالا و خدمات، نظارت بر کار رقبا با توجه به برنامه های بازاریابی و کنترل بازار با وجوه گوناگون بازاریابی می باشد که در نهایت به رضایت مشتریان ختم می شود.

۳- بازارگرایی: بازارگرایی در شیوه بازاریابی نوین به معنی پرداختن به بازار و کشف نیازهای آن می باشد. مدیران موفق با پرداختن به بازار و کشف نیازهای آن، مجموعه خود را همگام سازی می نماید تا سرلوحه کارمندان و مدیران آن سازمان گردد.

۴-بازاریابی: بازاریابی به معنی پیدا کردن بهترین بازار و نیازهای آن بازار و کشف روش های موفقیت در آن بازار می باشد.

۵- بازارداری: بازارداری به معنی حفظ و نگهداری مشتریان قدیمی، تشویق مشتریان جدید به خرید و ایجاد رضایت در هر دو گروه مشتریان جدید و قدیم می باشد.

۶- بازارگردی: بازارگردی یکی از وظایف بازاریاب حرفه ای می باشد، او باید بیش از دیگران به تحقیق و تفحص در خصوص بازار و تحولات آن بپردازد. بازاریاب حرفه ای باید با حضور در بازار رقابتی و دقت در نحوه مبادلات به این مهم دست یابد. او می تواند در کلیه نمایشگاه های تخصصی نیز شرکت نماید تا تغییرات لازم را در زمینه بازاریابی اعمال نماید. برای اینکه یکه تاز بازار باشید نیاز به بازارگردی دارید، برای این موضوع باید تبلیغات بسیار گسترده ای انجام دهید. بسته به تبلیغات باید بسیار خلاقانه و نوآورانه باشد.

۷- بازار سنجی: بازارسنجی به معنی سنجش بازار با عنایت به آنچه در گذشته بودیم و آنچه می خواهیم در آینده باشیم تا مدیران بتوانند در نحوه تولید و عملکرد واحد اساس نیاز بازار هماهنگ سازند.

۸- بازارشناسی: یک بازاریاب حرفه ای برای انجام هر حرکتی نیاز به شناخت بازار دارد در این استراتژی از اطلاعات لازم از بازار دریافت، ثبت و ضبط می گردد.

با توجه به وجوه بازاریابی که در موارد بالا ذکر شده است از مرحله برنامه ریزی تا اجرا به صورت کامل مشخص می باشد.

صفحه4 از4
طراحی سایت