جرقه هایی که باعث ایجاد خلاقیت در مورد برند در ذهن شما می شود از عوامل زیر نشات می گیرد:

۱- پیشنهادهای خودتان را به عنوان مدیر برند یا بازاریابی به روز نمایید.

در دنیای کنونی مشتریان به دنبال تغییر و جابجایی مداوم در مورد محصولات هستند. اردیبهشت و خرداد ماه به اعتقاد مشاوران پارک بازاریابی ایران وقت مناسبی است تا گامی به عقب بردارید و نگاه دقیق تری به روند کنونی محصولات، خدمات و صنعت داشته باشید. در این زمان مدیران برند باید در بازاری که در آن حضور دارند تغییر ایجاد کنند و عملکرد رقبا را مورد ارزیابی قرار دهند و در نهایت سبد محصول خود را متناسب با شرایط بازار تغییر دهند.

به عنوان مثال اگر در بلند مدت متوجه شدید که هزینه تولید یکی از محصولات شما بیشتر از درآمد آن است، آن محصول را از پیشنهادات خود حذف نمایید.

سوالی که مدیران تبلیغات باید از مدیران تولید و یا از مدیران واحد مالی و اداری داشته باشند این است که با توجه به سودآوری سبد تولیدات کدام محصولات یا خدمات را باید بیشتر تبلیغ و پیشنهاد نماییم یا کدام یک را باید جذف کنیم ؟ البته پاسخ این سوال را با نیاز مشتریان خود نیز بررسی کنید.

۲- ارزیابی مجدد مشتریان و مخاطبان برند

تغییر در شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه باعث می شود که عده ای به بازار هدف مشتریان ما افزوده شوند و عده ای نیز از بازه مشتریان برند ما حذف گردند. عدم انجام این غربال گری و ارزیابی مجدد باعث می شود که مدیران برند ها برای مدت طولانی سرمایه گذاری خود را بر روی مخاطبینی داشته باشند که مشتری آن ها نخواهند بود.

مشاوران و پژوهشگران پارک بازاریابی ایران اعتقاد دارند که مدیران بازاریابی، تبلیغات و برند بایستی هر ۶ تا ۹ ماه یکبار مشتریان و مخاطبان خود را مورد بررسی قرار دهند و در صورت نیاز اقدام به تغییر در سیاست ها اعمال شود. در نظر داشته باشید که در اکثر مواقع نیازی به تغییر در استراتژی های کلان شرکت نیست. به عنوان مثال نبایستی با افزایش ۱۰% درآمد مخاطبان، محصولات قبلی را از بازار جمع نمود و محصولات جدید به بازار عرضه کرد. شاید با انجام یک تغییر کوچک در مورد محصول بتوان هزینه بیشتری از مشتری دریافت کرد.

۳- به روز رسانی وب سایت اینترنتی شرکت

متأسفانه اکثر مدیران ایرانی نقش وب سایت شرکت را در معرفی و فروش محصولات بی اثر می دانند. و اگر هم وب سایتی راه اندازی می کنند، هرگز در اطلاعات مندرج در سایت تغییر و تحولی رخ نمی دهد. زیرا سایت ها معمولاً متولی در شرکت های ایرانی ندارند. و افرادی که مسئول امور شبکه در شرکت ها هستند، از انجام این مسئولیت دوری می کنند. و به روز رسانی سایت را در شرح وظایف خود نمی دانند.

یکی از رسانه هایی که تعداد مراجعین جدید بسیار زیادی را به خود اختصاص می دهد، وب سایت رسمی شرکت هاست.

اطلاعاتی از قبیل مشتریان جدید، محصولات و بسته بندی های جدید و حتی سایر تبلیغاتی که در رسانه های دیگر دارید را از طریق سایت خود به مشتریان جدید معرفی نمایید. در واقع تأثیرات کلیه تغییراتی که در شرکت شما رخ می دهد، از طریق سایت تداوم می یابد. مدیران برند به کمک پیگیری وب سایت ها، نقش بسزایی در هویت سازی برند در ذهن مشتریان خواهند داشت. اطلاعات سایت شما باید بازتاب دهنده شرایط امروزی محصولات و خدمات برند شما باشند.

۴- اخبار مربوط به صنعت را دنبال نمایید

برای آنکه بتوانید تغییری در برند خود ایجاد کنید، باید در یکی از ابعاد برند این تغییر را ایجاد کنید. اما در نظر داشته باشید که این تغییر با در نظر گرفتن چند نگاه دیگر باید همراه باشد، نگاه به مشتریان، نگاه به رقبای داخلی و خارجی، نگاه به رسانه ها، نگاه به تصمیمات قانونی کشور، نگاه به شبکه توزیع و در نهایت نگاه به شرایط داخلی شرکت.

در عصر حاضر همه صنعت ها و بازارها دارای نشریات تخصصی متعدد هستند. این نشریات، منبع خوبی جهت دسترسی به اطلاعات روز هستند. از طرفی وجود موتورهای جست و جو گر از قبیل یاهو، بینگ و گوگل اطلاعات وسیعی را در رابطه با صنعت در اختیار شما قرار می دهد. مدیران برند و بازاریابی باید بتوانند ارتباط قوی با مجلات و وب سایت های خبری ایجاد نمایند و همواره اطلاعات شرکت را به نحو درستی در قالب روابط عمومی در این رسانه ها درج نمایند.

منتشرشده در برندینگ

۷ تفاوت عمده طرح توجیهی و پلن برند سازی را در این پست با شما در میان خواهم گذاشت، در عین حال که این تفاوت ها را ذکر می کنم با قسمتی از اصول برند سازی هم آشنا خواهید شد. طرح توجیهی گاهی طرح کسب و کار، پلن کسب و کار، بیزینس پلن و … نیز نامگذاری می شود ولی در کل آن را طرح توجیهی می نامند.

1-  طرح توجیهی سخت افزاری است، ولی پلن برند سازی نرم افزاری است:

در طرح توجیهی قست هایی مثل محل احداث کارخانه، لیست دستگاه های مورد استفاده، ساخت و ساز کارخانه و … پرداخته می شود ولی در پلن برند سازی به اسم کسب و کار و امکان ذخیره شدن این اسم در ذهن مشتری و شعار آن پرداخته می شود، در برند سازی ذهن مشتری کانون توجه ماست ولی در طرح توجیهی مقدمات شروع کسب و کار کانون توجه ماست.

2-  طرح توجیهی به استانداردهای محصول توجه دارد، ولی پلن برند سازی به وجوه تمایز:

طرح توجیهی سعی می کند محصولی تولید کند و وارد بازار کند ولی پلن برند سازی محصول را یک فاکتور دینامیک می داند که در صورت تشابه، نخواهد توانست تعصب مشتریان رقیب را رد کند و شکست خواهد خورد، محصولی که از پلن برند سازی نتیجه می شود جایگاه منحصر بفردی را هدف قرار می دهد و هدفی مافوق تولید در نظر دارد.

3-  طرح توجیهی به جلوه های ظاهری توجه ندارد، ولی پلن برند سازی خیلی به ظاهر اهمیت می دهد:

وقتی شما طرح توجیهی را می خوانید ایده ای در مورد رنگ سازمانی نخواهید یافت، ولی پلن برند سازی به شدت به رنگ سازمانی، رنگ های غالب سایت، رنگ بسته بندی، رنگ اسم برند، رنگ شعار و … توجه دارد چون نویسنده پلن برند سازی می داند با چه رنگی می توان چه حسی را در مورد محصول فراخوانی کرد و به محصول مرتبط ساخت.

 

4-  طرح توجیهی همه قیمت ها را بصورت خطی حساب می کند، ولی پلن برند سازی بعضی از قیمت ها را مورد توجه قرار می دهد و می سنجد که چه حسی به مصرف کننده می دهد:

طرح توجیهی هزینه ساخت ساختمانها را حساب می کند، ولی در پلن برند سازی شما اطلاعاتی در مورد هزینه ساخت و ساز ساختمانها یا قیمت خرید دستگاه ها پیدا نمی کنید. در طرح توجیهی نقطه سر به سر محاسبه شده و قیمت محصول ذکر می شود ولی در پلن برند سازی کاری به نقطه سر به سر نداریم و قیمت محصول طوری تعیین می شود که با جایگاه محصول سازگاری داشته باشد. مثلا اگه قیمت مازراتی را کاهش دهند، دیگر مازراتی اون حسی که الان مردم وقتی سوارش می شن رو نخواهند داشت!

5-  طرح توجیهی به فروش توجه دارد، ولی پلن برند سازی به چگونگی فروش نیز توجه می کند:

وقتی طرح توجیهی نوشته می شود، هدف فروش محصول است ولی در پلن برند سازی شما خط قرمزهای فروش را نیز پیدا می کنید. برند در مکان هایی فروخته می شود که با جایگاه برند نیز سازگار باشد. مثلا شما نمی توانید ادکلن DKNY Golden را در هیچ فروشگاهی پیدا کنید، باید با شرکت سازنده تماس بگیرین و مبلغ ۱ میلیون دلار به حساب شرکت واریز کنین و اونا با هلیکوپتر یا هواپیمای شخصی ادکلن شما رو میارن و دم درتون تحویل میدن!

 

6-  طرح توجیهی ایده ای در مورد نوع معرفی و … محصول ندارد، ولی پلن برند سازی، نحوه معرفی، رسانه مورد استفاده، کلمات، جملات و … معرفی محصول را مورد توجه قرار می دهد:

وقتی طرح توجیهی را مطالعه می کنید، با خود فکر می کنید، چگونه محصول شما مورد انتخاب مشتری قرار خواهد گرفت، در صورتیکه فلان محصول سالهاست در بازار هست و مردم هم بدون تفکر آن را از قفسه برداشته، در سبد خود قرار داده، خریده و به خانه می برند. ولی وقتی پلن برند سازی را می خوانید متوجه می شوید، مردم چه حسی به محصول شما پیدا خواهند کرد و محصول شما را انتخاب کرده و از محصول رقیب چشم پوشی خواهند کرد و محصول شما حس جدیدی به آنها خواهد داد.

7-  طرح توجیهی فقط به تولید و فروش فکر می کند، ولی پلن برند سازی به میزان تولید نیز توجه می کند:

در طرح توجیهی شما همیشه می توانید به صورت معقول تولید کنید و حتی آن را افزایش دهید و در صورت مواجه شدن با کاهش تقاضا آن را کاهش دهید، ولی پلن برند سازی بسته به جایگاه اجازه تولید بیش از عدد معینی را نمی دهد، مثلا رئیس اتومبیل سازی پورشه گفته بود وقتی در یک خیابان دو پورشه می بینم با خود فکر می کنم نکنه در برند سازی خود اشتباه کرده ایم! در سال ۱۹۹۴ پورشه فقط ۲۱ هزار خودرو تولید کرد و به بازار عرضه کرد!

تفاوت طرح توجیهی و برند سازی را در ۷ مورد شرح دادم ولی متخصصان می دانند که می توان دهها تفاوت دیگر را نیز ذکر کرد ولی همین اندازه برای روشن شدن موضوع کافی است.

 

 

منتشرشده در برندینگ

وقتی که شما به یک موفقیت بزرگ در کار می رسید و مالک یک برند معتبر می شود، خیلی ساده می توانید مزایای خلاقیت را درک کنید، اما مساله اصلی مربوط به زمانی است که کارتان گسترش آن چنانی نداشته و همچنان یک شغل کوچک دارید و افراد محدودی هم شما را می شناسند. اما در هر صورت پاسخ به این سوال بسیار جالب است و شخصی باید در این زمینه پاسخگو باشد که خود در دنیای خلاقیت و برند غرق شده باشد. اغلب اوقات این سوالی است که افراد خلاق زمانی که در کار با مشکلات زیادی مواجه می شوند، برایشان مطرح می گردد.

در اولین گام برای خود مشخص کنید که موفقیت کاری برای شما به چه معنا است و به صورت منطقی چه اقشاری باید برند شما را بشناسند. در زندگی روزمره و کاری، زمانی که چند گزینه کاری پیشنهاد می گردد، عکس العمل این گونه است که هر یک از گزینه ها را از زوایای متفاوت بررسی می کنیم تا گزینه نهایی خود را انتخاب نماییم. برای مثال، ممکن است شما در تولید کننده محصولی با درآمد خیلی بالا باشید که شروع کار تازه ای در بازاری جدید به شما پیشنهاد می شود. در این شرایط دو راه دارید: حفظ کار قبلی و داشتن امنیت شغلی با حقوق بالا یا پذیرش ریسک شروع کار تازه در بازار جدید.

اگر شروع یک کار تا زمانی که به سود فراوان نرسد برایتان معنی شکست می دهد، بهتر است که در کار قبلی  بمانید، اما اگر علاقه شما به شروع یک کار جدید است، به طوری که گسترش تدریجی آن و کسب سود به مرور و به دست آوردن مشتریان تدریجی برایتان به بخشی از زندگی تبدیل خواهد شد، گزینه دوم را به شما توصیه می کنم.

در نظر داشته باشید که شما باید در کار منتخب خود به درجه ای از رضایت شغلی برسید که خود به تنهایی بتوانید مسئولیت کار را بر عهده بگیرید. در این صورت هرگز خود را به خاطر راهی که انتخاب کرده اید سرزنش نخواهید کرد و آرزوی داشتن شغل دیگری را نخواهید داشت.

گام دوم این است که شروع یک کار تازه واقعا شبیه به داشتن تجربه منحصر به فردی است که پیش از شروع آن باید آمادگی لازم داشته باشید. بیشتر افراد خلاق می گویند پیش از شروع آن کار هرگز فکر نمی کردند شروع کارشان منجر به دست یافتن به چنین موفقیت بزرگی شود و این گونه برندی معتبر از خودشان در ذهن مشتریان ایجاد کنند. آنها تنها امیدوار بودند که کارشان روزی به ثمر برسد. موفقیت بزرگ در کار تنها اتفاقی است که ممکن است روزی برای شما هم بیفتد.

شما در کارتان برای دستیابی به موفقیت نیاز به برنامه ریزی دارید، اما گاهی ممکن است این امر برای شما اتقاق نیفتد. مساله مهم این است که شما باید یاد بگیرید همان اندازه که انتظار روزهای موفق را در کارتان دارید باید در انتظار روزهای سختی نیز باشید که چه بسا تعدادشان بیشتر هم باشد. این خود شیوه ای از زندگی است و آن طور که از تجربه برآمده، راه دستیابی به موفقیت مالی چندان راه همواری نیست، حتی صاحبان کسب و کارهای بزرگ هم روزگار سختی را گذرانده اند تا به آنچه امروز هستند، رسیدند.

در پایان بار دیگر تاکید می کنم که همواره به یاد داشته باشید موفقیت در کسب و کارتان به چه معنا است. این مفهومی است که برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. نکته دیگر اینکه تا زمانی که برای کاری انرژی نگذاشته اید، منتظر نباشید موفقیت برای شما اتفاق بیفتد.

منتشرشده در برندینگ

در حال حاضر تعداد زیادی از مدیران شرکت ها و سازمان ها از خدمات مشاور برند بهره می برند. آمارها نشان می دهد در کشور کانادا بیش از ۵۷ درصد شرکت ها، حداقل یک مشاور مدیریت در حوزه برند و برند سازی در اختیار دارند. اما سوال اینجاست یک مدیر ارشد سازمان چگونه می تواند اطمینان حاصل کند که در انتخاب یک مشاور برند خوب،دقیقا به هدف زده است؟

مراحل اجرایی انتخاب مشاور برند در سازمان به ترتیب عبارتست از:

 ۱٫ نیازهای خود را به منظور استفاده از خدمات مشاور برند مشخص کنید.

بسیاری از شرکت ها از مشاورین برند برای کسب اطلاعات تکمیلی و کمک گرفتن برای شناسایی و حل مسائل سازمانی استفاده می کنند. تجربه نشان می دهد سازمان ها دلایل و انگیزه های مختلفی برای به کارگیری مشاوران برند دارند، اما اهم این دلایل عبارت است از:

-  تعیین اهداف و استراتژی های بازاریابی و برند
-  تدوین و پیاده سازی فرهنگ برند در سازمان و میان کارکنان
-  تبدیل وضعیت سازمان را از حالت روزمره به وضعیت یادگیرنده و نوآور
-  حل مسائل سازمانی موثر به کمک تجارب قدیمی
-  بکارگیری خدمات مشاورین با توجه به تجربه آنها و مقرون به صرفه بودن هزینه

۲٫ مشاور مدیریت را انتخاب کنید.

مرحله اول به منظور انتخاب مشاور مدیریت، شناخت مسئله، موضوع یا فرصتی برای مشاوره است. برای این هدف باید موضوع را شفاف کنید، میزان و نحوه تعهدات را مکتوب کنید. برنامه زمانبندی ارائه کنید و محدودیت های بودجه را ثبت کنید.

در نظر داشته باشید که برای آنکه بهترین مشاور را انتخاب کنید، باید از افراد صاحب سبک کمک بگیرید. بهترین و سریعترین روش شناسایی مشاور از طریق جستجوی اینترنتی است. این افراد باید از مهارت مهارت و شایستگی علمی، تجربه عملی و اجرایی، در دسترس بودن، تعهد، وفاداری و رازداری برخوردار باشند.

برای انتخاب بهترین مشاور شرح خدمات و پروپوزال های آنها را بخواهید. بسته پیشنهادی مشاور باید دارای ویژگی های زیر باشد:

-  به سرعت ارائه گردد
-  برخورداری از درک درست از مساله
-  برخورداری از یک رویکرد و روش مشخص برای انجام کار
-  برخورداری از برنامه کاری و زمان بندی
-  برخورداری اقلام تحویلی و مورد نیاز
-  برخورداری از رزومه مشاور و همکاران وی
-  مشخص بودن هزینه انجام کار

مشاوران احتمالی را مورد ارزیابی قرار دهید. پس از دریافت پیشنهادهای مشاوران احتمالی سعی کنید با انجام مصاحبه رو در رو مواردی چون تجربه عملی مشاور، رویکردهای پیشنهادی انجام کار، نحوه انتقال مهارت ها، میزان سازگاری و میزان ارزش آفرینی (نه از نظر قیمت بلکه از نظر ارزش سازمانی) مورد ارزیابی دقیق قرار گیرند.

۳٫ با مشاوره مدیریت انتخابی خود تعامل موثر داشته باشید.

فرآیند مشاور مدیریت یک فعالیت مکانیکی نیست بلکه حاصل تعامل مشترکی بین کارفرما و مشاور است. برای موفقیت هر پروژه مشاوره ای مدیریت هم کارفرما و هم مشاور مسئولیت های خاصی برعهده دارند:

مسوولیت های کارفرما عبارتند از: پس از انتخاب نهایی یک مشاور مدیریت، کارفرما باید از وی برای اجرای برنامه های ارائه شده به طور کامل حمایت و محیط سازمان را برای کسب موفقیت در پروژه آماده نماید. برای این منظور کارفرما باید اطمینان حاصل کید که پرسنل شرکت دلیل حضور مشاور را می دانند و همکاری کامل را با مشاور برای کسب بهترین نتیجه دارند. همواره با مشاور بازاریابی خود صریح و بی پرده باشد به ویژه اگر در مواردی نارضایتی وجود دارد.

مسئولیت های مشاور برند عبارتند از:

 

-  درک درست اهداف و مسئولیت های پروژه
-  شناخت جنبه های منحصربه فرد سازمان،
-  اطمینان از اینکه کارفرما از مفاهیم پروپزال ارائه شده آگاه است و در نهایت صریح و بی پرده به منابع مورد نیاز خود اشاره کند و به تعهدات خود عمل نماید.
 

به یاد داشته باشید استفاده از مشاور بازاریابی مناسب در سازمان می تواند سرعت رسیدن به نتایج خیره کننده را در سازمان بسیار کوتاه نموده و مانع از صرفه بسیاری از هزینه های بدون برنامه بازاریابی شود.

منتشرشده در برندینگ
طراحی سایت