قدرت متوقف کردن یعنی اینکه بتوانید با تبلیغ و سایر ارتباطات بازاریابی مردم را از رفتن بازدارید و آن‌ها را وادار کنید که بنشینند و به شما توجه کنند.

ارتباطات دارای قدرت متوقف کنندگی، واکنش‌هایی از این قبیل به وجود می‌آورد: «چه گفتی؟» یا «آن را دیدی؟» این نوع ارتباطات میزان توجه را بالا می‌برند. برخلاف اغلب ارتباطات بازاریابی که حتی برای یک‌لحظه هم نمی‌توانند جلب‌توجه کنند.

مشتریان هرروز با هزاران پیام بازاریابی، علاوه بر پیام شما، بمباران می‌شوند. این تراکم بالای پیام‌های ارسالی در حیطه‌ی بازاریابی باعث می‌شود که اغلب تلاش‌ها برای برقراری ارتباط ناکام بماند و به اکثر تبلیغات هیچ توجهی نشود.

از مردم بخواهید ۵ مورد از آگهی‌هایی را که شب پیش از تلویزیون دیده‌اند، به یادآورند (اگر تلویزیون تماشا کرده باشند، حتماً تبلیغات زیادی دیده‌اند). به واکنش‌هایشان دقت کنید. وقتی با درماندگی سعی می‌کنند به یادآورند که چه چیزهایی باید دیده باشند، نگاهی سردرگم بر چهره‌شان نقش می‌بندد. کمی بعد احتمالاً می‌گویند: «بله… آن آگهی بامزه که مرده…» و به همین شکل چندین آگهی را به‌ خاطر می‌آورند. البته اگر مجموعه آگهی‌های دیشب جالب بوده باشد؛ و از میان این‌ها شاید نام یک یا دو محصول تبلیغ‌شده را نیز به یاد داشته باشند؛ اما به‌ندرت تمام نام‌ها را به یاد دارند.

اگر همین‌طور ادامه بدهید و این بار درباره‌ی تبلیغات چاپی سؤال کنید، مثلاً در مورد مجله، روزنامه، بروشور، یا نامه‌های الکترونیکی، بسیار احتمال دارد که فهرستتان کاملاً خالی بماند. خیلی‌ها حتی یک آگهی تبلیغاتی در مجله‌ای که دیروز خوانده‌اند را به یاد نمی‌آورند. مگر آنکه فعالانه آن‌ها را به پاسخ‌گویی ترغیب کنید. اگر در مورد تبلیغات رادیو هم بپرسید، با همین مشکل مواجه می‌شوید.

این فعالیت ساده اهمیت قدرت متوقف کردن را آشکار می‌کند. تبلیغات شما باید بیشتر از تبلیغات دیگران قدرت متوقف کردن داشته باشد، زیرا حتماً می‌خواهید افراد بسیار زیادی به محصول شما فکر کنند و آن را در خاطر نگه‌دارند!

اصول متوقف کردن

بنابر نظر هانلی نوریس، کسی که زمان زیادی را به تعلیم کارکنان «یونگ و روبیکام» برای تهیه‌ی تبلیغات بهتر، گذرانده است، با هفت اصل می‌توانید یک آگهی تبلیغی یا هر ارتباط بازاریابی را به یک متوقف‌ساز واقعی تبدیل کند. من این هفت اصل را بر اساس تجربه‌ی خودم تعدیل کرده‌ام و به فهرست زیر رسیده‌ام:
۱

.تبلیغ باید درون‌مایه‌ای ذاتی داشته باشد تا هرکسی را به‌سوی خود بکشد. همچنین باید افراد زیادی خارج از حیطه‌ی مخاطبان موردنظرش را جلب کند. اگر بچه‌ها تبلیغی را که هدفش بزرگسالان است دوست دارند و بالعکس، معلوم می‌شود که در ساخت این تبلیغ از اصل قوی پیروی شده است.

۲. تبلیغ باید مخاطبان را به مشارکت و همکاری وادارد. همچنین باید مردم را به انجام دادن فعالیتی بکشاند، چه آن فعالیت گرفتن یک شماره باشد، چه رفتن به فروشگاه، یا قهقهه زدن و یا صرفاً به فکر چیزی افتادن. یک آگهی، باقدرت متوقف‌سازی، هرگز اجازه نمی‌دهد مخاطب نقش منفعلی داشته باشد.

۳.تبلیغ باید واکنشی احساسی برانگیزد.  این اصل باید حتماً لحاظ شود، حتی اگر جذابیت شما از نوع عقلانی باشد. تبلیغ همیشه باید دارای نیازهای بنیادی آدمی باشد و احساسات افراد را برانگیزد.

۴. تبلیغ باید کنجکاوی را تحریک کند. مخاطبان باید طالب شوند که بیشتر بدانند. این میل آن‌ها را متوقف می‌کند و به بررسی تبلیغ وا‌می‌دارد و باعث می‌شود به دنبال اطلاعات بیشتری باشند.

۵. تبلیغ باید مخاطبان را شگفت‌زده کند. عنوانی تکان‌دهنده، تصویری غیرمنتظره، ترفندی غیرعادی در افتتاحیه‌ی عرضه‌ی محصولات یا داشتن ویترینی عجیب در فروشگاه همه این قدرت را دارند که مردم را بر جای خود میخ‌کوب کنند و به شگفت آورند.

۶. تبلیغ باید اطلاعات بدیهی را منتقل کند- به شکلی هرظتنم ریغ. (نکته: سعی کنید این کلمه‌ی عجیب را برعکس بخوانید). پیچشی خلاقانه یا راهی جدید برای بیان یا دیدن یک‌چیز باعث می‌شود که مسئله‌ای بدیهی به امری غیرمنتظره تبدیل شود. اطلاعات بدیهی یعنی اینکه مارک محصول شما چیست؟ چگونه و برای چه کسانی مفید است؟ اما اگر این کار را به شکلی بدیهی انجام دهید ارتباطی برقرار نمی‌شود و توجه کسی را جلب نمی‌کند و مخاطبان تبلیغ شما را نادیده می‌گیرند.

۷. گاهی لازم است تبلیغ از قواعد و شخصیت محصولتان و مقوله‌ای که در آن می‌گنجد فراتر رود. محصول باید برجسته باشد. توجه مردم به اموری جلب می‌شود که خارج از الگوهای رایج باشد (و در بازاریابی هم بی‌شک الگوهایی وجود دارد). پس یک راه این است که تبلیغی درست کنید که بسیار متمایز از آن چیزی باشد که مشتریان درباره‌ی مقوله‌ی محصول شما انتظار دارند. برای مثال اگر شما برای خدمات نظافت ادارات بازاریابی می‌کنید، حتماً تبلیغات صفحات زرد را بخرید و آگهی‌هایی تهیه کنید و فهرست قیمت خود و نظر مثبت و رضایت‌آمیز مراجعه‌تان را در آن بگنجانید. برای تکمیل این تلاش‌های معمول بازاریابی، با پست برای مشتریان احتمالی‌تان اسفنجی بفرستید که یک‌طرف آن نام و شماره تلفن شما و طرف دیگر آن این پیام نوشته شده باشد: البته اگر هنوز معتقدید که بدون کمک ما باید نظافت کنید، این اسفنج به دردتان می‌خورد.

برای تبلیغی که داستان داشته باشد و این داستان باعث شگفتی افراد شود، از الگوهای مرسوم تجاوز کند و مسایل بدیهی را به شکلی غیرمنتظره مطرح کند، شما به خلاقیت نیاز دارید. این راز موفقیت شماست و فقط به اتکای خلاقیت است که قدرت متوقف کردن پیدا می‌کنید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

فروشندگان با انواع مختلفی از خریداران بر‌خواهند خورد: برخی ایده‌های جالبی را جذاب می‌دانند و دیگران نسبت به آن‌ها مشکوک هستند. برخی فقط می‌خواهند کلیت موضوع را بدانند در‌حالی که دیگران ترجیح می‌دهند از کل جزییات با‌خبر باشند. برخی با توجه به درک خودشان تصمیم می‌گیرند و بقیه به گزارش‌ها و آمار‌ها نیاز دارند. راز فروش بیشتر شناختن شخصیت مشتریان احتمالی و منطبق کردن گفتگوها با سبک فکر مخصوص آن‌ها است.

فهمیدن شخصیت مشتری‌های احتمالی

پنج عامل شخصیتی بر نحوه‌ی تصمیم‌گیری مشتری‌های شما اثر می‌گذارد. اگر بتوانید بفهمید که خریدار بالقوه با این معیار‌ها در چه جایگاهی‌ قرار دارد، می‌توانید روش خود را با شخصیت مشتری تطبیق دهید و احتمال انجام فروش را بیشتر کنید:

 

اول : برخی افراد جذب ایده‌های جدید می‌شوند؛ این‌ها خریداران «متمایل» هستند. مزایای یک محصول یا خدمت، این مشتری‌ها را جذب می‌کنند چون در آن ایده‌های جالبی می‌یابند. مشتری‌های دیگر در برابر چیز‌های بدیع مقاومت نشان می‌دهند؛ این‌ها خریداران «دور» هستند، آن‌ها بیشتر جلب این می‌شوند که بدانند پیشنهاد شما چگونه می‌تواند مسائل آن‌ها را حل کند. برای تشخیص اینکه مشتری شما در کدام گروه قرار می‌گیرد، از او بپرسید که کدام ویژگی محصول برایش از همه مهم‌تر است. برای انجام فروش در این تمایز، هم مزایا محصول را بر شمارید هم مشکلاتی که هر مزیت می‌تواند برطرف کند

دوم، مشتری‌ها در دو‌ دسته‌ی بزرگ تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند: «خریداران خرگوشی» به سرعت می‌خواهند به هدف‌هایشان برسند، این خرگوش‌ها خریدارانی عمل‌گرا هستند، افرادی که به سرعت مشتاق رسیدن به مقاصد خود هستند. «خریداران لاک‌پشتی» آهنگ حرکت آرام و پیوسته‌ای را ترجیح می‌دهند. این خریداران منفعل بسیار مواظب و متفکر هستند، قبل از هر عمل کاملا تجزیه و تحلیل می‌کنند. فهمیدن اینکه مشتری احتمالی شما یک لاک‌پشت است یا خر‌گوش به شما اجازه می‌دهد که از روش‌ درستی استفاده کنید.

سوم، برخی تصمیم‌گیرندگان«خریداران درونی» هستند، که با شهود و تجربیات شخصی خود برانگیخته می‌شوند. با خریداران درونی، در یک سطح احساسی ارتباط برقرار کنید و آن‌ها را ترغیب کنید که به خواسته‌هایشان گوش دهند. دیگران «خریداران خارجی» هستند؛ این افراد به دلایل ملموس واکنش نشان می‌دهند، مانند توصیه‌نامه‌های خریداران راضی، تحقیقات و نتایج دستاوردها. داده‌های لازم را برای این نوع تصمیم‌گیرندگان آماده کنید.

چهارم، برخی مردم، خریداران «رویه‌ای» یا «حسابدار» هستند- آن‌ها عاشق روتین‌ها، فرایندها و زمان‌بندی‌ها هستند. دیگران خریداران «گزینه‌ها» یا «هنرمند» هستند- ترجیح می‌دهند ذهن خود را پرواز دهند و تخیلی باشند. مشخص کردن اینکه مشتری شما کدام یک از این‌ها است به شما در انتخاب عبارت‌های درست کمک خواهد کرد. به عنوان مثال، وقتی که با یک مشتری از نوع «رویه‌ای» پیشنهادی را مطرح می‌کنید بر روی روش‌ها و قدم‌های لازم تاکید کنید و رویکردی سیستماتیک داشته باشید. اما وقتی با افراد دسته‌ی دیگر صحبت می‌کنید از کلماتی مانند، «روش‌های جایگزین، انتخاب، انعطاف‌پذیری» استفاده کنید. در حالی که در این وادی کار می‌کنید، به دید‌گاه خودتان نیز توجه کنید. به طور  کلی فروشندگان رویه‌ای کسانی هستند که از روش‌های فروش استاندارد  استفاده می‌کنند و دسته‌ی دیگر افرادی هستند که از سیستماتیک بودن پرهیز می‌کنند.

پنجم، مشتری‌های بالقوه  یا «کلی نگر و از دید بالا» هستند و به تصویر کلی توجه دارند، یا اینکه «جز نگر» هستند و به جزئیات توجه می‌کنند. از مشتری‌ها بپرسید که آیا مشخصات اساسی محصول یا خدمت را می‌خواهند یا تمام جزئیات مربوطه را نیز می‌خواهند و ارائه‌ی خود را بر طبق آن درست کنید.

متقاعد کردن در فروش

متقاعد کردن مردم برای اینکه از شما بخرند نیازمند یک استراتژی سه قسمتی است:

۱.با زبان خریدار تطبیق پیدا کنید
برخی از مردم «بصری» هستند و اساساً بر آنچه که می‌بینند تکیه می‌کنند؛ برخی دیگر «شنیداری» هستند و اطلاعات را با گوش‌ دادن جذب می‌کنند؛ یا برخی «جنبشی» هستند و با خواندن و لمس کردن اطلاعات را پردازش می‌کنند.

۲. با «الگوی قطعیت» آن‌ها تطبیق پیدا کنید
وقتی که فهمیدید که مشتریان اطلاعات را چگونه پردازش می‌کنند، بفهمید که آن‌ها چه می‌کنند تا با تصمیمی خود را راحت حس کنند. الگوی قطعیت فرایندی است که در طی آن خریدار‌ان برای ادامه‌ی مسیر احساس امنیت می‌کنند. برخی افراد اطلاعات را به سرعت قبول می‌کنند و عمل می‌کنند. دیگران باید حرف‌های شما را بار‌ها و بار‌ها بشنوند تا بتوانند آماده‌ی انتخاب شوند.

۳. با معیار‌های انتخاب آن‌ها، خود را وفق دهید
معیار مشخصی که خریدار می‌خواهد تحقق یابد تا بتواند انتخاب خود را انجام دهد، را کشف کنید. سؤالاتی بپرسید و به دقت به جواب‌ها گوش دهید. گفتگو را به سمتی سوق دهید که به دغدغه‌ها و موقعیت مشتری احتمالی اشاره کند.

سؤالات، گوش دادن و مقاصد

سریع‌ترین راه برای فروش، پرسیدن سؤالاتی است که مشکلاتی که محصول یا خدمت شما می‌تواند برای مشتری برطرف کند را شناسایی کند یا مزایای آن را نشان دهد. وقتی سؤالات شما هدفمند باشد و واکنش احساسی‌ای را برانگیزد، شما و خریدار به عنوان یک تیم خواهید بود، که با هم به دنبال راه‌حل مناسب برای مشکل خریدار هستید.

بهترین سؤالات دنیا هم بی ثمر خواهد بود اگر واقعاً به پاسخ‌های مشتری گوش نکنید. خوب گوش دادن باعث می‌شوند مردم فکر کنند که آن‌ها را به درستی درک می‌کنید و  به آن‌ها اهمیت می‌دهید و پیوندی ایجاد می‌کند. راز درست گوش دادن، کنجکاو بودن است. اصول اولیه‌ی گوش دادن درست شامل برقراری تماس بصری، بازتاب کردن حرکات بدن طرف مقابل و استفاده از عباراتی مانند «خب، بعدش چی شد»، «چه جالب»، «ادامه‌ بدهید» است. در پایان گفته‌هایش با جمله‌ای نشان دهید که گوش داده‌اید و هر جا لازم بود سؤالاتی برای روشن شدن بیشتر مطلب بپرسید. به احساسات و هیجانات گوینده گوش دهید.

در هنگام فروش، آیا متوجه می‌شوید که مخاطبان مکررا از بهانه‌های یکسانی برای رد کردن محصول یا خدمات شما استفاده می‌کنند؟  مهمترین مسئله‌ها را شناسایی کنید. با همکاران و اعضای تیم فروش خود بر روی آن‌ها فکر کنید و مناسب‌ترین واکنش‌ها را مشخص کنید، این واکنش‌ها را با شخصیت و حالت خود تطبیق کنید. هرگز در برابر مخالفت‌ها واکنش تدافعی نشان ندهید و یا اینکه دوباره صرفا مزایای محصول را برشمارید. در عوض، بر احساس‌هایی که در پشت مخالفت قرار دارند تاکید کنید. نسبت به چیزی که مشتری می‌خواهد بگوید کنجکاو و علاقه‌مند باشید. از واکنش‌های مناسبی که قبلا آماده کرده‌اید استفاده کنید.

زبان قدرتمند

فروشندگان حرفه‌ای نسبت به زبانی که به کار می‌برند حساس هستند. برخی کلمات به اثر پیام شما شدت می‌دهند، درحالی‌که بقیه از اثر آن می‌کاهند. در حین یک تماس فروش، سؤالاتی بپرسید که هیجانات مثبتی مانند «شوق و ذوق، همدلی، امید و سورپرایز» در مشتری ‌بالقوه ایجاد کند. از احساسات منفی مانند «ترس، استرس، آزردگی و تحریک و تنفر» دور بمانید. آموختن اینکه چه بگویید و از چه چیز‌هایی پرهیز کنید، برای تاثیر گذاری بر مشتری‌های بالقوه ضروری است. این هفت استراتژی به شما کمک خواهد کرد:

۱.کوچک کننده‌ها

از بکار بردن کلماتی مانند، «فقط»، «دقیقا»، «صرفاً»  یا کلمات دیگر که تأثیر عبارت شما را کم می‌کنند، بپرهیزید. به عنوان مثال: «من فقط می‌خواهم در مورد … » قدرت لازم را ندارد. در عوض گفتگو را با یک عبارت دقیق و قدرتمند شروع کنید: «این اطلاعات مهمی است، مشتری‌های ما از خدمات ما استفاده می‌کنند تا این سه مشکل کلیدی، که احتمالاً شما هم‌اکنون با آن‌ها روبرو هستید را برطرف کنند».

۲. ولی …

یک جمله با این کلمه تمام گفته‌های قبلی را بی‌اثر می‌کند.

۳. شاید، احتمالاً

این کلمات نشانگر ضعف هستند. به عنوان مثال، «شاید بتوانم به شما تخفیف دهم». مطمئن نبودن شما را القا می‌کند. به ‌جای آن، توضیح دهید که چگونه می‌توانید با هم مذاکره کنید. مثلاً، «اگر شما با ما یک قرارداد سه ساله ببندید من قیمت را برای شما کاهش خواهم داد» بسیار خوب است.

۴. پیش‌فرض‌ها

کلمه‌ی «اگر» فرض را بر آن می‌گذارد که نتیجه غیر‌قطعی خواهد بود، «وقتی» یک باور راسخ را نشان می‌دهد. «اگر شما مشتری ما شوید» بسیار ضعیف‌تر جمله‌ی «وقتی شما مشتری ما شوید» است. عبارت دوم قطعی بودن رسیدن به نتیجه را القا می‌کند.

۵. استفاده از حسن تعبیر

مردم از کلمات طفره‌‌ای استفاده می‌کنند تا از واقعیت دور بمانند. اما، از آنجایی که حسن‌تعبیر‌ها مبهم هستند، می‌‌توانند باعث سو‌ء‌تعبیرهای جدی شوند و فروش را خراب کنند، مگر بتوانید از آن‌ها به نفع خود استفاده کنید. به عنوان مثال به خریداران نشان دهید که به رویکردی جدید نیاز دارند، می‌توانید بپرسید: «منظور شما این است که از شرکتی که ‌هم‌اکنون از آن خرید می‌کنید، از هر‌ لحاظ راضی هستید؟» این جمله این معنی را القا می‌کند که رقیب شما به جای اینکه با مشتری، تعاملی توأم با احترام داشته باشد- همان کاری که شما برای مشتری انجام خواهید داد- محصول را به آن‌ها «فروخته است».

۶. چرا؟

پرسیدن این سؤال هوش  و درک مشتری احتمالی را به چالش می‌کشد. پرسیدن این سؤال که «چرا علاقه‌مند نیستید که بتوانید زمان مشتری‌یابی تیم فروشتان را ۴۰درصد کاهش دهید؟» می‌تواند حالتی تهاجمی داشته باشد. در عوض با احترام و با «چگونه» سؤال کنید.

۷. خواندن ذهن

هرگز فرض نکنید که می‌دانید در درون ذهن خریدارتان چه می‌گذرد.

اما پیش از این موارد، اولین جایی که باید تاثیر مثبت بگذارید، بر روی خودتان است. نحوه‌ی مدیریت هفت نقطه‌ی پر‌فشار مشترک، مستقیما بر توانایی فروش شما تاثیر خواهد گذاشت.

۱.جواب رد

۹۰ درصد از تعاملات فروش به نوعی شامل انواع جواب‌های رد می‌شوند. آماده شدن برای مدیریت جواب‌های رد برای موفقیت فروش شما حیاتی است. اینگونه فکر کنید: یا جواب مثبت می‌گیرید، یا جواب رد می‌گیرید و به سراغ مشتری بعدی می‌روید تا از او جواب بگیرید.

۲. انعطاف‌پذیری

افراد انعطاف پدیر همواره مثبت و آرام می‌مانند و در مسیر درست می‌مانند.

۳. هدف‌ها

مقصود‌های مشخص و طرح‌هایی با جزیات برای دست‌یافتن به آن‌ها، داشته باشید. اهداف شما باید: خاص، قابل اندازه‌گیری، قابل دست‌یابی، واقع‌بینانه و دارای سررسید باشند. آینده‌ای را مجسم کنید که به آن اهداف رسیده باشید.

۴. اولویت‌ها

برای استفاده بهینه و موثر از زمان خود اولویت‌های خاصی قرار دهید. اولویت‌ها اجازه می‌دهند که بر روی مهمترین کار متمرکز شوید. مهمترین کار شما فروش است.

۵. تعادل

برای اینکه در کار خود بهترین عملکرد را داشته باشید، برای استراحت وقت بگذارید و نفسی تازه کنید.

۶. طرز فکر

همواره مثبت باشید و از هر کسی که به نوعی باعث بهبود زندگی شما می‌شود قدر‌دان باشید.

۷. گفتگوی درون

فکر هایی که در سر می پرورانید تاثیر عظیمی بر احساسی که از خود دارید می‌گذارند. یاد بگیرید که این گفتگو‌ها را مدیریت کنید. افکار منفی را با واقعیت‌ها مقایسه کنید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

 این اتفاق که افراد با مشتریان عصبی رو به رو می شوند به کرات پیش می آید. برخی از مشتریان عصبانیت خود را با رفتار بدی که نشان می دهند به فروشنده ابراز می کنند.

 هنگام بروز چنین اتفاقی فروشنده نباید از کوره در برود زیرا شما به عنوان فروشنده اولین کسی نیستید که با او اینگونه رفتار شده است. خونسردی و آرامش خود را حفظ کنید و در صورت مواجه شدن با چنین وضعیتی آگاه باشید که چگونه رفتاری داشته باشید.

چگونگی ارتباط با مشتریان عصبی

اگر می خواهید در هر کسب و کاری موفق شوید می بایست بدانید که چگونه عصبانیت خود و مشتریانتان را مهار نمایید.

قبل از برنامه ریزی برای مقابله با شرایط سخت ابتدا باید مشتری و فروشنده، هر دو طرف را در نظر گرفت زیرا آنها به طور شخصی و به خاطر شما این رفتار های خشونت آمیز را بروز نمی دهند بلکه رفتارشان به خاطر عوامل دیگری می باشد. بنابر این برخوردشا ن را  به طور شخصی برداشت نکنید،  همچنین باید در نظر داشته باشید که همیشه حق با مشتری است و هدف شما همیشه و در هر شرایطی باید رضایت مشتریان باشد.

در ادامه به استراتژی هایی می پردازیم که به شما در روابط بهتر کمک می کند:

مشاجره ممنوع

قانون ساده ریاضیات که می گوید: "منفی در منفی، مثبت می شود" اینجا کارساز نیست. بلکه در این وضعیت شما می بایست با آرامش خود و کاملا حرفه ای به آرام کردن و از بین بردن عصبانیت مشتری بپردازید.

بنابراین شما می بایست در هر شرایطی خونسردی خود را حفظ کرده و حتی در سخت ترین شرایط به رضایت مشتریان فکر کنید.

بیشتر از اینکه صحبت کنید گوش دهید.

 به یاد داشته باشید که شما یک دهان و دو گوش دارید بنابر این مطمئن شوید بیشتر از زبان از گوش هایتان استفاده کنید. هنگامی که مشتری عصبی می باشد شما نیز قادر به کنترل عصبانیت خود نباشید ، اداره امور و شرایط از دستتان خارج می گردد.

 همچنین با مطالعه و آگاهی از رفتار های مشتریان عصبی می توانید به راحتی دلیل نارضایتی آنها را کشف کرده و در بر طرف ساختن آن بکوشید.

نشان دهید که به آنها اهمیت می دهید.

 هنگام روبه رویی با مشتریان عصبی فروشنده باید قادر به ابراز هم دردی و آرام کردن آنها باشد، زیرا این مشتریان می خواهند با فروشندگانی تعامل داشته باشند که آنها را درک کنند.

بنابر این فروشنده، باید علاوه بر اینکه مشتریان را درک می کند به دنبال راه حلی برای حل مشکلات شان نیز باشند، زیرا در این صورت تغییرات خوب و محسوسی را در رفتارشان دیده و همچنین کنترل موقعیت را به دست خواهید گرفت.

صبور باشید.

 در هر کسب و کاری باید صبور بود علی رغم اینکه کنترل احساسات دیگران کار بسیار دشواری می باشد. بخصوص هنگامیکه مشتری عصبی بوده و به سرعت از کوره در برود اما فروشنده می بایست در چنین شرایطی حرفه ای، باملایمت و درست رفتار کرده تا وضعیت را به خوبی تغییر دهد.

در روابط خود مثبت باشید.

 حتی در بد ترین شرایط نیز سعی کنید افکار منفی را از خود دور کرده و پذیرای انرژی و دیدگاه مثبت باشید زیرا این کار به شما کمک می کند که در رویارویی با مشتریان عصبی کنترل خود را از دست ندهید و به سرعت شرایط را مساعد نمایید.

کنترل خشم

 عصبانیت رفتار رایجی است که در طبیعت افراد وجود دارد اما باید از چگونگی مهار کردن آن و بازیابی آرامش و خونسردی در شرایط بحرانی اطلاعاتی بدست آورد .

 به این ترتیب فروشنده  قادر خواهد بود با کنترل خشم خود  مشتری عصبی را آرام کند.

 راه کار های ارائه شده در اکثر مواقع موثر و کاربردی خواهند بود وشما می توانید با پیروی از آنها مشتری عصبی خود را مهار نمایید.

 آگاهی از روانشناسی مشتریان بسیار حائز اهمیت می باشد. این طبیعی است که  مشتریان عصبانیت و نا امیدی خود را نشان دهند، راز موفقیت، حفظ خونسردی و آرامش است بنابراین با آرامش با آنها گوش فرا دهید و ابراز همدردی نمایید سپس راه کار های منطقی ارائه دهید در چنین شرایطی کمتر مشتری نه می گوید به این ترتیب در صورت پیگیری روند بالا کسب موفقیت حتمی می باشد.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

در دنیای دیجیتال مارکتینگ امروز یا همان بازاریابی اینترنتی، و حجم وسیعی از کمپین های شب یلدا،طراحی کمپین دیجیتال مارکتینگ و تبلیغاتی برای جذب مخاطب در وب سایت شما از اهمیت زیادی برخوردار است.

شما با طراحی یک کمپین درست می توانید بازدیدکنندگان را به صورت هدفمند و هدایت شده به سایت خود دعوت کنید. آیا تا بحال از خودتان پرسیده اید که قبل از طراحی یک کمپین باید به چه نکاتی توجه کنید؟

 کمپین شب یلدا و نکات کلیدی

 1-کمپین را تا حد امکان ساده؛ مثل روز روشن تعریف کنید. نیازی نیست خیلی خلاقیت های عجیب و غریب به کار ببرید. ارائه یک پیشنهاد ساده و کاملا واضح، بهترین نتیجه را در بر خواهد داشت.

2-به نظر من تعریف تخفیف هایی که عددی هستند بهتر از تخفیف های درصدی نتیجه خواهد داد. در تخفیف های درصدی، چون مخاطب می خواهد متوجه شود چه میزان تخفیف دریافت خواهد کرد باید یک محاسبات ریاضی انجام دهد ولی اگر خیلی ساده روی عدد واقعی محصول خط بکشیم و عدد شب یلدا را بنویسیم، سرعت تصمیم گیری مخاطب افزایش خواهد یافت. ممکن است بگویید ما چندین محصول داریم و نمیشود همه را اینطور پیشنهاد بدهیم. به نظر من لازم نیست همه محصولات خود را به این شکل پیشنهاد دهید. چند تایی که از همه بهتر هستند و بیشترین فروش را دارند برای شب یلدا انتخاب کنید و نوع تخفیف را به جای درصد، به صورت عدد واقعی نمایش دهید.

3-در زمان تعریف یک کمپین، حتما از رضایت نامه مشتری های قبلی استفاده کنید. ارائه Testimonial واقعا معجزه می کنه. اگر تازه به این فکر افتاده اید که رضایت نامه مشتری ها را ندارید، باید برای یلدای سال بعد برنامه ریزی کنید.

4-کمپین را فقط برای اینکه کمپینی تعریف کرده باشید و از بقیه عقب نمانید انجام ندهید. روی مشکلات مخاطب تمرکز کنید و محصول و خدمتی را در کمپین معرفی کنید که باعث افزایش فروش شما شود. در غیر اینصورت، تعریف یک کمپین را فقط به عنوان رفع تکلیف نجام ندهید. مردم واقعا منتظر کمپین های بی خاصیت ما نیستند.

5-تخفیف شما در کمپین شب یلدا باید "غیر قابل مقاومت" یا به قول خارجی ها Irresistible باشد یعنی طوری باشد که مخاطب نتواند در مقابل آن مقاومت کند. کمپین های آبکی شما را به جایی نخواهد رساند. شب یلدا مردم به اندازه کافی هندوانه های آب دار می خورند. کمپین شما باید خیلی قوی و شکم پر کن باشد. بیشترین حد ممکن و بهترین های خود را ارائه دهید. طوری کمپین را تعریف کنید که یک سر و گردن از رقبای خود بالاتر قرار بگیرید. نترسید. اگر حتی کمی هم ضرر کنید، حتما به زودی این تخفیف شما مثل ویروس همه را فرا خواهد گرفت و مشتری های بیشتری سرازیر خواهند شد.

6-گارانتی دهید. این از مهم ترین عوامل موفقیت کمپین شب یلدای شما خواهد بود. اگر مخاطب راضی نبود، اگر کالا دیر به دستش رسید، اگر بعدا پشیمان شد و اگرهای زیاد دیگری برای گارانتی کردن محصول و خدمت شما وجود دارد. لطفا و خواهشا بی چون و چرا این کار را انجا دهید. مخاطب را سوال پیچ نکنید. باور کنید تاثیر مثبت آن در آینده حتما در افزایش فروش شما تاثیر خواهد داشت. چشم به هم بزنید شب عید فرا خواهد رسید و مردم این سخاوت شما را حتما به یاد خواهند آورد.

7-فراموش نکنید که email Marketing بهترین ابزار پیام رسانی کمپین شب یلدا است. حتما کمپین خود را به سیستم Marketing Automation وصل کنید تا کسانی که نسبت به کمپین شما عکس العمل نشان داده اند را بعدا بتوانید مورد هدف قرار دهید.

 8-فرهنگ پارسی را پاس بداریم ولی توریست ها و سایر خارجی هایی که در ایران هستند را هم در نظر داشته باشید. آنها هم برای آشنایی با فرهنگ ایران علاقمند هستند و هم جیب های پر پولی دارند. کمی از محتوای غیر فارسی در کمپین شب یلدای خود استفاده کنید، ضرر نمی کنید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

تقریبا هر کسی که با دنیای دیجیتال مارکتینگ آشنایی دارد با بازاریابی درونگرا یا جاذبه‌ای آشناست. بسیاری از مواقع، راهکارهایی مانند سئو، ایمیل مارکتینگ، بازاریابی رسانه‌های اجتماعی و… ابزاری هستند برای بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing).

اما تعریف بازاریابی درونگرا یا ربایشی چیست؟

بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) یعنی استفاده از بازاریابی برای جذب مشتریان احتمالی به سمت‌تان، بدون این که بخواهیم به مشتری برای توجه کردن و دیده شدن التماس کنیم!

و در تعریفی دیگر (از Hubspot) می‌خوانیم که:

تولید محتوا و ایجاد فضایی که مخصوصا برای مخاطبان شما طراحی شده، آن هم به گونه‌ای که پاسخ‌گوی نیازهای او باشد و او را جذب کند؛ بازاریابی درونگرا (یا بازاریابی جاذبه‌ای‌ست).

تا این جای کار توانستیم تعریفی کلی و مختصر را از این نوع بازاریابی داشته باشیم. حال می‌خواهیم شما را با 3 جنبه‌ای که همیشه در بازاریابی درونگرا همراهتان خواهد بود آشنا کنیم:

1) آن چه به کار مشتری می‌آید!

- ایجاد محتوا: محتوایی هدفمند تولید کنیم که اصلی‌ترین و پایه‌ای‌ترین سوالات و نیازهای مخاطب (مشتری بالقوه) را پاسخگو باشد.

- نشر محتوا: تا جایی که می‌توانیم، این محتوا را به قدری گسترش دهیم تا در دسترس همه‌ی مخاطبان‌مان قرار بگیرد (هر چه بیشتر و هدفمندتر، بهتر).

2) در جای مناسب باشیم

در بازاریابی درونگرا ما از درگاه‌های مختلفی استفاده می‌کنیم. به طور مثال، شبکه‌های اجتماعی، موتورهای جست و جو و…

به عبارت دیگر، بسته به این که مخاطب ما بیشتر از همه در کجا تردد دارد، و از کجا احتمال آمدنش به سمتمان بیشتر است؛ فعالیت‌های بازاریابی درون گرایمان را انجام می‌دهیم.

3) همه‌ی المان‌ها، دست به دست هم!

تولید محتوا، نشر آن، تحلیل مخاطب و غیره و غیره، همگی باید مانند اجزای یک موتور ماشین با همدیگر هماهنگ باشند و البته در یک راستا! لازمه آن هم این است که سعی کنید تا مخاطب را در زمانی مناسب، با محتوایی مناسب رو به رو کنید.

از کجا شروع کنیم؟ بعد از آن چه کنیم؟

بسیار خب، حالا اگر ما بخواهیم از روش بازاریابی درونگرا استفاده کنیم باید از کجا شروع کنیم؟

خبر خوب این است که می توانیم بازاریابی جاذبه‌ای را به 4 گام اصلی تقسیم کنیم:

- جذب مخاطب: باید بتوانیم مخاطبانی «هدفمند» را به سمت خودمان جذب کنیم.

- دریافت اطلاعات: باید بتوانیم راهی را برای ارتباط با او پیدا کنیم.

- تبدیل مخاطب به مشتری: باید بتوانیم نظر او را برای خرید کردن جلب کنیم.

- حفظ ارتباط با مشتری: باید بتوانیم از مشتری نگهداری کنیم، به نحوی که دوباره و دوباره برای رفع نیازش به ما مراجعه کند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

مفهوم بازاریابی موتورهای جستجو بسیار ساده  می باشد. SEM روندی است که از طریق خرید تبلیغات در موتورهای جستجو به کسب ترافیک برای وب سایت می پردازد.

رسانه های اجتماعی و نحوه ی جستجو به طور دائمی در حال پیشرفت و گسترش می باشند. با اجرای این استراتژی های موثر و جدید خود را  با تغییرات وقف داده و به موفقیت در این زمینه دست یابید.

موارد زیر موضوعات قابل توجه در زمینه رسانه های اجتماعی و بازاریابی موتورهای جستجو گر در سال 2016 را مطرح می کند. با محمد کیان راد همراه باشید.

1. بهینه سازی از طریق تلفن همراه : سال گذشته تلفن همراه نسبت به لپ تاپ و کامپیوتر ترافیک بیشتری ایجاد کرد. بنابراین صاحبان کسب و کار باید مخاطبان حاصل باید در طراحی ها و سیستم برنامه نویسی خود کاملن این موضوع را لحاظ نموده و برای تلفن همراه وب سایت های خود را بهینه نمایند.

2.جستجوی صوتی ( Voice search ) : امروزه کاربران زیادی به راحتی از siri و Cortana استفاده می کنند. که این امر موجب ایجاد چالشی در میان بازاریان شده است زیرا آنها می بایست به بهینه سازی جستجوی صوتی خود بپردازند.

اطمینان حاصل کنید که جستجوهای صوتی کلید واژه های طولانی را نیز در بر گیرد تا فرصت هایی جهت رتبه بندی بهتر بیابید.

3.  SEO محلی : با راه اندازی کسب و کارهای جدید گوگل اهمیت بسیار زیادی به SEO محلی می دهد. همچنین توسط گوگل تغییرات زیادی در نتایج نمایش داده شده  برای کلمات محلی ایجاد شده است و قرار گیری نام شما در فهرست گوگل جهت افزایش دسترسی بهتر امری ضروری می باشد Google my business بهترین جا برای شروع می باشد زیرا به شما اجازه کنترل چندین حساب از یک مکان اصلی را می دهد.

4. مطالب اجتماعی رتبه بندی بالاتری خواهد داشت : تلاش جهت افزایش رتبه بندی مطالب وبلاگ ایده و حرکت خوبی می باشد اما نباید رتبه بندی مطالب اجتماعی را نیز فراموش کنید. بسیاری از بازاریابان جهت بازدید بیشتر همچنان از مطالب اجتماعی بهره می برند.

باید اطمینان حاصل کنید هنگامی که مشتریان نام شرکت شما را جستجو کنند رسانه های شما در صفحه ی اول ظاهر شود.

5.  بهینه سازی Apple store ضروری می باشد : مطالعات نشان می دهند که 52 درصد از زمان صرف شده جهت استفاده از اپلیکیشن های موبایل می باشند. جای تعجب نیست که افراد ترجیح می دهند به جای جستجوی وب سایت ها برای عملکرد بهتر از اپلیکیشن ها استفاده کنند. هر روز هزاران اپلیکیشن تولید شده  و همین کار برجسته شدن اپلیکیشن شما را سخت تر می کند.

6. فروش در رسانه های اجتماعی : رسانه های اجتماعی به تبلیغ کنندگان اجازه می دهد که محصولات خود را به طور مستقیم بفروشند. همچنین این فرصت عالی جهت دستیابی به مخاطبان مورد نظر و افزایش فروش می باشد. به بیان دیگر این مورد موقعیتی برد- برد ایجاد می کند. 7. ارتقاء اپلیکیشن ها : نباید اپلیکیشن ها را به حال خود رها کنید بلکه می توان با ارتقاء آنها و به کارگیری ابتکار و خلاقیت عملکرد شان را افزایش داد

8. ویدئو : ویدئو ها همچنان روزانه بازدید های بسیاری دارند، در برخی از وب سایت ها ویدئو ها بالای 8 میلیون بازدید دارند. طبق مطالعات محتوای همراه با ویدئو تاثیر بسیار بیشتری نسبت به متن بدون عکس و ویدئو دارد . توصیه می شود راه هایی بیابید که از طریق ویدئو های سرگرم کننده اطلاعات و محتوای خود را ارائه دهید. کسب رتبه بالا توسط این ویدئو ها نیز می تواند میزان ترافیک قابل توجهی را به سمت وب سایت شما هدایت کند. با مجمد کیان راد همراه باشید.

 

نتیجه گیری این نکات از رسانه های اجتماعی و بازاریابی موتورهای جستجوگر نشئت می گیرند برخی از بزرگترین شرکت های اینترنتی همچنان ویژگی های جدید جدید تری  تولید کرده و تجربه های بهتری ایجاد می کنند. با پیروی و در نظر گرفتن این کات می توانید بین رقبا بدرخشید و بازدید های خود را افزایش دهید. 

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

شروع یک کسب و کار آسان نیست و بدون یک گروه پشتیبانی شروع کردن یک کسب و کار سخت تر هم می شود ، به همین دلیل نت ورک برای کارآفرینان و صاحبان کسب و کارهای کوچک بسیار مهم است .

رشد نت ورک شما باعث شکل گرفتن ارتباطات با ارزش با دیگر کارآفرینان شده که همین باعث افزایش منابع بیشتر شما می شود . این ارتباطات برای گرفتن بازخورد ایده هایتان ، پیدا کردن کمک های مالی ، استخدام کارمندان و ... بسیار عالی است .

مطمئن نیستید که چگونه ارتباطات را ایجاد کنید ؟ با پیوستن به یک گروه لینکدین کار خود را شروع کنید ، در اینجا 16 گروه لینکدین که مختص برای کارآفرینان و صاحبان کسب و کارهای کوچک است وجود دارد :

Executive Suite / مجموعه اجرایی

این گروه تماما در مورد ارتباط با مردم در سطح اجرایی است ، به این صورت که می توانید مشاوره در مورد رهبری ، روند رسیدن به تصمیم گیری و ... را با هم به اشتراک بگذارید . با نزدیک به 300 هزار عضو ، به راحتی ارتباطات زیادی منتظر به وجود آمدن هستند .

A Startup Specialists Group-Online Network For Entrepreneurs and Startups / یک گروه متخصصان استارتاپ – شبکه آنلاین برای کارآفرینان و استارتاپ ها

با تقریبا نزدیک به 200 هزار عضو ، این گروه یکی از بزرگ ترین انجمن های لینکدین برای استارتاپ ها ، بنیان گذاران ، مربیان ، سرمایه گذاران و کارشناسان کسب و کارهای کوچک است .

Band of Entrepreneurs / گروهی از کارآفرینان

این گروه خود را به عنوان ، " یک سازمان ناسودبر (غیر انتفاعی) ، با و برای کارآفرینان " توصیف می کند . این گروه حمایت خود را در مورد موضوعاتی مانند کمک حقوقی ، منابع انسانی ، روابط عمومی ، فناوری و ... فراهم می کند . دارای بیش از 22 هزار عضو است .

Bright Ideas & Entrepreneurs | Small Business Startup Community / ایده های درخشان و کارآفرینان | انجمن استارتاپ کسب و کارهای کوچک

این انجمن در سال 2007 تاسیس شده و اکنون بیش از 17 هزار عضو دارد . این گروه با هدف تسهیل مباحثه و به اشتراک گذاری ایده ها در میان کارآفرینان سراسر جهان ایجاد شده است .

Digital Marketing / بازاریابی دیجیتال

دارای بیش از 90 هزار عضو است و به دورنمای بازاریابی دیجیتال اختصاص یافته است که شامل مباحث بازار تلفن همراه ، SEO تا روابط عمومی آنلاین (PR) ، بازاریابی ایمیل و ... – در کل تمام چیزهایی که کارآفرینان لازمه که بدانند .

Entrepreneurs Meet Investors / ملاقات کارآفرینان با سرمایه گذاران

چه شما به دنبال سرمایه گذار برای شروع تجارتتان هستید یا به دنبال رشد کمپانی خود هستید ، این گروه می تواند کمکتان کند . این گروه دارای بیش از 5 هزار کارآفرین و سرمایه گذار می باشد .

Entrepreneur's Network / شبکه کارآفرینان

این گروه در سال 2008 تاسیس شده و دارای بیش از 26 هزار عضو است . این گروه به کارآفرینان مشتاق اختصاص داده شده است که به دنبال شبکه و پرسش و پاسخ سوالات هستند .

 

Future Trends / روند (ترند) آینده

این گروه خود را به عنوان یک محل برای " ارتباط با شکارچیان ترند ، متفکران شرکت های بزرگ و اندیشمندان آینده " در صنایعی مانند مارکتینگ توصیف کرده است . توسعه محصول ، مدیریت نام تجاری و ... این گروه دارای بیش از 397 هزار عضو است .

 

Leadership Think Tank / مخزن رهبری فکر

کسی کارآفرین خوبی است که رهبر خوبی هم باشد . با بیش از 191 هزار عضو این گروه جایی برای حرفه ای هاست برای آموزش و بحث در مورد مفاهیم و شیوه های رهبری .

 

Linked Business Strategists / لینکدین استراتژیست کسب و کار

با توجه به پروفایل گروه ، این گروه به " تبادل دانش و کمک به کارآفرینان و راه اندازان استارتاپ ها و ارزیابی استراتژِی مناسب برای کسب و کارشان در سراسر دنیا ،" اختصاص یافته است . این گروه دارای بیش از 6 هزار عضو است .

 

On Startups – The Community for Entrepreneurs / برای استارتاپ ها – جامعه ای برای کارآفرینان

این گروه دارای بیش از 500 هزار عضو است که بزرگترین گروه کارآفرینی استارتاپ در لینکدین است . این گروه به بحث در مورد بازاریابی ، سرمایه گذاری ، عملیات ، استخدام و همه مسائل دیگر در کسب و کارهای کوچک اختصاص یافته است .

 

Private Equity , M&A , and Venture Capital Investments / سهام خصوصی ، M&A و سرمایه گذار خطرپذیر

این گروه خود را اینگونه توصیف می کند ، " جامعه پیشتاز سهام خصوصی ، M&A (ادغام و خرید شرکت ها) و سرمایه گذارهای خطرپذیر حرفه ای با هم جمع شده اند تا بهترین شیوه تمرین ، مقالات ، کتاب ها ، رویدادها و جریان معامله ها را به اشتراک بگذارند ." با بیش از 250 هزار عضو ، این گروه مکان مناسبی برای کارآفرینانی است که به دنبال آموزش و یا کسب اطلاعات بیشتر در مورد سرمایه گذاری می باشند .

 

Social Entrepreneur Empowerment Network / نت ورک توانمند سازی کارآفرینان اجتماعی

این گروه به کارآفرینان اجتماعی اختصاص داده شده است و با توجه به پروفایل گروه ، " یکی از بزرگترین رهبران الهامی دنیا و کارشناسان کسب و کار آگاهانه " می باشند . هدف این گروه توانمند سازی کارآفرینان اجتماعی است و بیش از 16 هزار عضو دارد .

 

Social Media Marketing / بازاریابی رسانه های اجتماعی

با بیش از یک میلیون عضو ، بزرگ ترین و فعال ترین گروه آزاد لینکدین می باشد که به بازاریابی رسانه های اجتماعی اختصاص یافته است ، که یک منبع عالی برای کارآفرینان می باشد .

 

Women's Network of Entrepreneurs / نت ورک کارآفرینان زن

این گروه به زنان کارآفرین و زنان در کسب و کار که می خواهند نت ورک خودشان را بسازند و منابع را به اشتراک بگذارند ، اختصاص یافته است . این گروه در سال 2008 تاسیس و بیش از 17 هزار عضو دارد.

 

Young Entrepreneur Connections / ارتباطات کارآفرینان جوان

این گروه نزدیک به 20 هزار عضو دارد و طبق پروفایل گروه ، " به نفع همه کارآفرینان جوان طراحی شده است ." این گروه یک فرصت عالی برای جوانان حرفه ای و کارآفرینان شبکه صاحبان کسب و کارهای کوچک ، مشاوران ، رایزنان و ... است .

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

بازاریابی در اقتصاد دیجیتال امروز مشکل‌تر از روزهایی است که این کار در رسانه‌های جمعی انجام می‌شده است. در گذشته، صرف بودجه‌های کلان و انتقال پیام‌های بازاریابی فراوان برای این‌که مصرف‌کنندگان شما را به خاطر داشته باشند، کافی بود. امروزه، نه‌تنها مخاطبان به گروه‌های کوچک‌تر و بیشتری تقسیم‌شده‌اند، بلکه نیاز به یک رویکرد هدفمندتر هم وجود دارد؛ اما فعالیت‌های دیجیتال به‌صورت ادامه‌دار است، بنابراین حتی اگر شما در ایجاد آگاهی مشتریان نسبت به برند خود موفق عمل کنید، رقبای شما با پیشنهادهای رقابتی می‌توانند آن مصرف‌کنندگان را مورد هدف قرار دهند.
به همین دلیل بسیاری از برندها به محتوا روی آورده‌اند. بازاریابی محتوایی به‌جای قرار دادن تبلیغات بین صفحه‌های روزنامه‌ها و مقالات، به برندها اجازه می‌دهد تا مستقیماً با مصرف‌کنندگان ارتباط برقرار کنند. هرچند متأسفانه این روش هم در اغلب موارد به‌صورت یک نسخه‌ی دیگر از اشکال قدیمی تبلیغات انجام می‌شود. با این اوصاف بازاریابان نیاز دارند که رویکرد خود را تغییر دهند.
چند سؤال که به شما در ایجاد یک استراتژی پایدار کمک خواهند کرد عبارت‌اند از:
1-چرا شما به محتوا نیاز دارید؟
در مروری کلی از موضوع، موسسه‌ی بازاریابی محتوایی ا(the Content Marketing Institute) توضیح می‌دهد که بازاریابان به این دلیل به محتوا نیاز دارند که «تأثیر بازاریابی سنتی لحظه‌به‌لحظه در حال کاهش است» این ممکن است درست باشد، اما توضیح نمی‌دهد که چرا محتوا واقعاً اثربخش است.
بازاریابی سنتی به‌شدت به رسانه‌های ارتباط‌جمعی تمایل دارد، چون این رسانه‌ها امکان دسترسی به بسیاری از افراد را در یک‌زمان کوتاه و با هزینه‌ی بسیار کم برای بازاریابان فراهم می‌کنند، اما محتوا هیچ‌کدام از این کارها را انجام نمی‌دهد؛ بنابراین کار سختی است که بخواهیم ببینیم چطور هرکسی به‌صورت بالقوه می‌تواند یک استراتژی انتشار سنتی را با یک استراتژی محتوا جایگزین کند.
از طرف دیگر، محیط دیجیتال امروز این امکان را فراهم می‌کند که بازاریابان بتوانند به روشی که قبلاً امکان‌پذیر نبوده است مستقیماً با مشتریان، شرکا و عموم مردم ارتباط برقرار کنند. این روش، دسترسی به افراد کمتری را فراهم می‌کند و زمان بیشتری نسبت به یک استراتژی انتشار سنتی لازم دارد، اما فرصت‌های جدید هیجان‌انگیزی برای ایجاد تعامل بیشتر ایجاد می‌کند.
واضح است محتوایی که برای ۳۰ ثانیه زمان در تلویزیون تولید می‌کنید با محتوایی که قرار است به‌اندازه‌ی یک فیلم ۱۰ دقیقه‌ای باشد متفاوت است؛ بنابراین محتوا را مانند یک کمپین تبلیغاتی تلقی نکنید. در مورد آن‌چه که منتظر دست یافتن به آن هستید، به‌طورجدی فکر کنید. اگر تنها دلیل شما برای انجام بازاریابی محتوایی این است که آن را جایگزین بازاریابی سنتی کرده‌اید، به‌احتمال بسیار زیاد شکست خواهید خورد.

چرا هیچ‌کس محتوای بازاریابی شما را نمی‌خواند؟ محمد کیان راد

 

 

2-چه ارزشی برای تبادل ارائه می‌کنید؟
مزیت اصلی محتوای مؤثر و کارآمد این است که افراد آن را به‌عنوان یک تبادل ارزش می‌بینند. محتوا با حفظ توجه مخاطبان و ایجاد یک رابطه‌ی مداوم، منابع و تخصص شرکت را به مشتریان و شرکا پیشنهاد می‌دهد.
به‌عنوان‌مثال، اهرم نفوذ نایک (Nike)، ارتباط آن با ورزشکاران برتر برای ساخت فیلم‌های جذابی است که میلیون‌ها نفر دوست دارند آن‌ها را تماشا کنند و با دوستان خود به اشتراک بگذارند. آمریکن اکسپرس (American Express) به مشتریان خود در انجمن، مشاوره‌ی تخصصی کسب‌وکار ارائه می‌دهد.  موسسه‌ی مطالعات پیشرفته
ا(The Institute For Advanced Study) از بعضی محققان برتر
دعوت می‌کند تا گزارش‌های شخصی کارهای پیش‌گامانه‌ی خود را در آن ارائه بدهند.
بنابراین اصول اولیه‌ی هر استراتژی محتوای مؤثر این است که ارزش ارائه‌شده کاملاً واضح باشد. آیا در کسب‌وکار شما هم روابطی مانند اهرم‌های نفوذ نایک وجود دارد؟ آیا شما مانند آمریکن اکسپرس مشاوره ارائه می‌دهید؟ آیا می‌توانید مانند موسسه‌ی مطالعات پیشرفته به کارشناسان در سطح جهانی دسترسی داشته باشید؟
توجه کنید که این روش با یک کمپین بازاریابی سنتی به‌شدت مغایر است. بازاریابان آموزش‌دیده‌اند که بر مصرف‌کننده متمرکز شوند، اما تولیدکنندگان و ناشران موفق روی مأموریت تمرکز می‌کنند و این باعث همه‌ی این تفاوت‌ها می‌شود.

چرا هیچ‌کس محتوای بازاریابی شما را نمی‌خواند؟ محمد کیان راد

عقل آن است که بدانی چه بگویی
و تیز هوشی آن است که بدانی چه زمانی آن را بگویی.

 

3- انکور (anchor) شما چیست؟
یک کمپین تبلیغاتی سنتی، شروع و پایان تعریف شده‌ای دارد و شما برای تعیین این‌که آیا این کمپین موفق بوده یا نه، در بهترین وضعیت ممکن، نتایج را با اهداف اولیه‌ی خود مقایسه می‌کنید. از سوی دیگر، تلاش برای ارائه‌ی محتوای موفق حتی بعد از انتشار هم ادامه دارد. آن‌ها باید فراتر از تغییرات بازار، مخاطبان و حتی کسانی که تازه وارد بازار شدند عمل کنند.
تنها از طریق انکور کردن یک مفهوم (anchoring) است که شما می‌توانید یک تجربه‌ی پایدار ایجاد کنید که مخاطبانتان می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. این روشی است که به شما می‌گوید چگونه توجه آن‌ها را به خودتان حفظ کنید.

 

چرا هیچ‌کس محتوای بازاریابی شما را نمی‌خواند؟ محمد کیان راد

رمز ماندگار شدن برند! برندينگ
به روز باشيد؛ زمان، نياز و تغييرات، منتظر ايده هاي كهنه نمي مانند!

 

4-قصد دارید چه نوع تجربه‌ای را ارائه دهید؟
کمپین‌های بازاریابی سنتی برای ایجاد مخاطب بر برنامه‌ریزی عامه‌پسند تکیه دارند. از سوی دیگر ناشران برند، نیاز دارند توجه مخاطبان را با شایستگی خود حفظ کنند. بازاریابان برای تولید محتوایی که افراد می‌خواهند بخوانند و یا تماشا کنند، نیاز دارند تأکید خود را از تهیه‌ی پیام به ایجاد تجربیات تغییر دهند.
اکثر بازاریابان از اهمیت تجربه‌ی کاربری در محصولات و وب سایت‌ها آگاهی دارند، اما در زمان انتشار و تولید آن را نادیده می‌گیرند. در عوض، آن‌ها به رویکردهای بازاریابی سنتی مانند هدف‌گذاری و ارسال پیام رجوع می‌کنند که ممکن است برای زمان کوتاه ۳۰ ثانیه‌ای و یا تبلیغات نیم‌صفحه‌ای خوب عمل کند، اما برای ایجاد یک تجربه‌ی سریع، اثرگذاری کمتری دارد.
ناشران موفق به همه‌ی ابعاد محتوای خود توجه زیادی دارند مانند قالب، ساختار و صدا. بدیهی است که شما برای ارسال مقاله به یک روزنامه، متفاوت از زمانی عمل می‌کنید که قرار است آن را برای یک مجله بفرستید، همان‌طور که رویکرد شما برای یک نمونه‌ی آزمایشی برای تلویزیون کاملاً متفاوت از تهیه‌ی یک فیلم طولانی است. ارائه‌ی تجربه‌های پایدار و محتوای موفق نیازمند صرف تلاش قابل‌توجهی برای ایجاد و مستندسازی استانداردها است.
بنابراین به‌جای فکر کردن درباره‌ی محتوا تنها به‌عنوان یک اقدام بازاریابی، به‌صورت جدی در مورد تجربه‌ای که قصد دارید ارائه دهید فکر کنید. تجربه‌ای که شما برای مشتریان ایجاد خواهید کرد، چیزی خواهد بود که آن‌ها به خاطر می‌آورند و تعیین می‌کند که آیا آن‌ها می‌خواهند دوباره برگردند یا نه.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

شبکه‌های اجتماعی دیگر یک تجربه نیست، بلکه تبدیل به بخشی از استراتژی کسب‌وکار شده‌اند. یعنی به عبارتی می‌توان گفت که چیزی است که در تاریکی انجام می‌دهید و . . . شما را به روشنایی وارد می‌کنند.

در نظر برخی از صاحبان مشاغل، بازاریابی شبکه‌های اجتماعی تنها یک مد و جریان جدیدی دیگری است که هر از چند گاهی شدت آن بیشتر و کمتر می‌شود، جریان موقتی و قدرتمندی که باید تا زمان حضور داشتنش، از آن به‌خوبی استفاده کرد. برای برخی دیگر هم تنها همانند یک هیاهوی تبلیغاتی است که مزایای عملی قابل قبولی در یادگیری و استفاده از آن در نظر گرفته نمی‌شود.

 یکی از دلایل این گروه اخیر هم ظهور و توسعه سریع و یک‌باره اعتبار آن و به‌نوعی شناخته شدن به‌عنوان یک علاقه و روند زودگذر بازاریابی است که سودی در برندارد. این موضوع در حالی است که مثلاً به‌عنوان نمونه در سال 2015 92% از بازاریاب‌ها کاربرد آن در پیشبرد فعالیت‌های خودشان را مهم تلقی کرده و 80% افزایش ترافیک وب‌سایت خودشان ناشی از به‌کارگیری این شبکه‌ها عنوان کرده‌اند. در همین حین 85% از استفاده‌کننده در حوزه بازاریابی از تأثیر آن بهترین کاربرد آن اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند.

 این آمار و اطلاعات به‌خودی‌خود نشان‌دهنده نیروی فوق‌العاده بالقوه این شبکه‌ها برای بازاریابی برای افزایش فروش و همچنین درک وجود درک کامل از چگونگی دستیابی به این نتایج است. در ادامه به برخی از دلایل استفاده و مفید بودن آن‌ها برای کسب‌وکار شما اشاره‌کرده‌ام:

شبکه‌های اجتماعی دیگر یک تجربه نیست، بلکه محمد کیان راد

مشتریان شما پیش‌ازاین در حال استفاده از شبکه‌های اجتماعی بوده‌اند.

بر اساس گزارشی که در سال 2015 توسط مجموعه Nielson منتشرشده است، شهروندان آمریکایی تقریباً یک‌چهارم از زمان حضور آن‌ها در فضای آنلاین در شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌ها سپری می‌شود. این به آن معنا است که به‌احتمال‌زیاد بخش عمده‌ای از بازار هدف شما در هر محل جغرافیایی در شبکه‌های اجتماعی حضوری به نسبت فعال دارند. مطمئناً برای دسترسی داشتن و ارتباط برقرار کردن با این گروه نیاز به حضور در فضای دارید که آن‌ها پیش از شما در آن حضور نسبتاً فعال داشته باشند و با حضور در شبکه‌های اجتماعی احتمال رسیدن پیام خودتان به تعداد زیادی از آن‌ها را بیش‌ازپیش افزایش می‌دهید.

 استفاده از این شبکه‌ها یک مزیت رقابتی برای شما ایجاد می‌کند.

حتی اگر شما از شبکه‌های اجتماعی استفاده نکنید یا اعتقادی به استفاده از شبکه‌های اجتماعی نداشته باشید، به‌احتمال‌زیاد رقبا زیرک‌تر و عاقل‌تر از شما در این فضای کنونی کم نیستند که از این شبکه‌ها استفاده کنند. پس بهتر است که هر چه سریع‌تر به استفاده از این شبکه‌ها روی بیاورید و یا اینکه ریسک عقب افتادن از آن‌ها در این بازار را به جان بخرید. اما اگر به‌وضوح می‌بینید که آن‌ها هم هنوز به استفاده از این شبکه‌ها روی نیاورده‌اند، پس فرصت خوبی برای خوشحال شدن در اختیاردارید – چراکه با پیوستن استفاده از این شبکه‌ها به‌عنوان رسانه‌هایی به نسبت ارزان‌قیمت می‌توانید مزیت رقابتی قابل‌توجهی در برابر آن‌ها و پیش از آن‌ها برای خود ایجاد کنید و رفته‌رفته آن را به یک مزیت رقابتی پایدار تبدیل کنید.

 استفاده از آن‌ها به شما در برقراری ارتباط با مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه کمک می‌کند.

اغلب کانال‌های بازاریابی ماهیت یک‌طرفه و یک‌سویه دارند – به این شکل یک کسب‌وکار پیام بازاریابی خود را منتشر می‌کند و مشتری در سوی دیگر کانال ارتباطی آن را دریافت می‌کند. با استفاده از شبکه‌های اجتماعی درواقع می‌توانید مکالمه‌ای دوسویه داشته باشید. شبکه‌های اجتماعی به شما کمک می‌کنند تا اجتماعی از طرفداران و دنبال کنندگانی برای خود ایجاد کنید که شما به‌صورت یک‌نهاد یا موجودیتی بزرگ‌تر از یک مجموعه اقتصادی در نظر بگیرند. از این طریق شما در نظر آن‌ها به‌عنوان موجودیتی قابل‌اعتماد جلوه می‌کنید و مطمئن باشید مردم همواره از کسی خرید می‌کنند که در درجه اول به آن اعتماد داشته باشند.

شبکه‌های اجتماعی تنها یک رسانه ارتباطی برای بازیگران بزرگ عرصه فروش و بازاریابی نیست، بلکه حداقل در برهه‌ای از زمان که قابل پیش‌بینی است، برای کسب‌وکارهای کوچک به‌عنوان یک ابزار باارزش بازاریابی در نظر گرفته می‌شود – پس تا دیر نشده از آن استفاده کنید و مزایای آن را از آن خود کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

15 ایده عالی تجارت آنلاین

شنبه, 18 ارديبهشت 1395

برای شروع یک تجارت موفق حتما نیاز به یک دفتر کاری نیست ، در واقع برخی از موفق ترین بیزینس ها را می توان کاملا به صورت آنلاین انجام داد . با حفظ بیزینس خود به صورت دیجیتال می توان در هزاران دلار هزینه اجاره صرفه جویی کنید . تجارت آنلاین دسترسی شما را به تعداد بیشتری مشتری امکان پذیر میکند چون شما به یک مکان (دفترکار) محدود نمی شوید .

آماده شروع یک تجارت هستید ؟ در اینجا 15 ایده برای الهام بخشیدن به شما در تجارت آنلاینتان وجود دارد .

1.    مشاور SEO (بهینه سازی موتور جستجو)

آیا شما از ورود و خروج های موتور جستجو اطلاع دارید ؟ یا شما مهارت کافی در تجزیه و تحلیل گوگل آنالیتیکس (تجزیه و تحلیل ترافیک گوگل ) دارید ؟ بسیاری از شرکت های کوچکتر متوجه نمی شوند که چقدر بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO) می تواند در تجارتشان تاثیر داشته باشد . شما می توانید یک تجارت آنلاین برای کمک به شرکت های دیگر به منظور سازگاری وب سایتشان با SEO شروع کنید .

با آموزش صاحبان بیزینس که چگونه تجزیه و تحلیل داده های خود را بخوانند و استفاده درست ازشون بکنند و یا چگونه از کلمات کلیدی و محتوای ساختار برای به دست آوردن ترافیک بیشتر استفاده کنند .

2.    رهبری تجارت

اگر شما اطلاعات و تجربه زیادی از تجارت دارید ، چرا تجارتی برای موفقیت کارآفرینان مشتاق راه اندازی نمی کنید ؟ می توانید از مهارت های خودتان برای کمک به یک شروع خوب تجار تازه کار و کمک به کارآفرینان با تجربه به حفظ مشتری هایشان استفاده کنید . شما همچنین می توانید مقالاتی در مورد پلت فرم هایی مثل لینکدین بنویسید تا دانش و مهارتتان را در این زمینه نشان دهید و مشتری جذب کنید .

3.    تخصص خرده فروشی

یک فروشگاه آنلاین به شما توانایی دسترسی به مشتری های سراسر دنیا را میدهد و این بدان معناست که تنها باید تلاش برای تخصص پیدا کردن در این زمینه بکنید . چه مبلمان خانه عروسکی ، چه غذای سگ ، همواره یک مشتری برای هر چیزی وجود دارد .

از یک سرویس وب هاستینگ با سبد خرید یا نرم افزار خرید و فروش الکترونیکی (e-Commerce Software) استفاده کنید ، به سرعت بیزینستان قابل استفاده خواهد شد .

ماشین فروش اتوماتیک بسیاری از محصولاتتان را به جای شما برای مشتری ها می فرستد و این بدان معناست لازم نیست شما همه صورت محصولات را داشته باشید .

4.    مشاور رسانه های اجتماعی

شرکت های بزرگ توانایی استخدام کارکنان تمام وقت برای اداره اکانت های فیسبوک و توییتر خود را دارند ولی کسب و کارهای کوچکتر معمولا باید خودشان به بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی رسیدگی کنند . با این همه مسئولیت دیگر ، صاحبان تجارت معمولا سرشان بسیار شلوغ تر از آن است تا زمانی را صرف توسعه و انجام یک استراتژی فوق العاده برای رسانه های اجتماعی خود بکنند .

به عنوان یک مشاور ، می توانید به آنها در تشخیص بهترین تاکتیک ، فرستادن برنامه کاری و مدیریت مخاطبان هدفشان کمک کنید . با افزایش تعداد دنبال کننده گانشان ،بیزینس شما هم پیشرفت خواهد کرد .

5.    طراحی وب سایت

تا حالا شده یک وب سایت تجاری را ببینید و احساس غیر جذاب و نچسب بودن بهتون دست بده ؟

اگر کمی از HTML می دانید و استعداد خوبی در زمینه طراحی دارید ، یک سرویس ساخت وب سایت های جذاب و ساده برای بیزینس های کوچک راه اندازی کنید . استفاده خوبی از توانایی های خودتان بکنید برای صاحبان تجارتی که دوست دارند تعداد بیننده گان وب سایت خود را بالا ببرند . نمونه هایی از کارهای مستقل و کوچک خود بسازید ، وب سایتی برای خود طراحی کنید تا با نمایش آن مشتری های ثابت و دائمی خود را پیدا کنید .

6.    نوشتن نامه توضیحی (Cover Letter)

این یک حقیقت تلخه ولی باید پذیرفت که وقتی درخواست کار می دهید ، نوشتن یک نامه توضیحی و رزومه فوق العاده می تواند تفاوتهای بسیاری را رقم بزند .

با اینکه لیست کردن دستاوردهای حرفه ایتان کار راحتی به نظر میرسد ولی بسیاری از هنر زیبای "رجز خوانی فروتنانه" دوری می کنند . شما می توانید برای کمک به نوشتن نامه توضیحی دیگران استخدام شوید .

بر روی افزایش نیاز و تقاضا برای استفاده از رسانه های اجتماعی سرمایه گذاری کنید و پیشنهادهایی برای رفع مشکلات استفاده از لینکدین بدهید .

7.    فریلنسر ( کارمزد) حرفه ای

شاید به فریلنسر بودن به عنوان یک بیزینس حرفه ای فکر نکنید ولی با وجود افزایش علاقه روز افزون شرکت ها به استخدام کارکنان پاره وقت برای پر کردن خلاء در توانایی هایشان ، این تصور زیاد سخت نیست که به وسیله ارائه یک بیزینس با انواع خدمات فریلنسر درآمد خوبی را برای خود حاصل کنید . بسته به مقدار مهارت هایی که دارید ، می توانید برای شرکت های متعدد در زمینه های مختلف کار کنید و تغییرات تازه و انعطاف پذیری بیشتر برای حرکت شرکت ها ارائه بدهید .

براساس لیستی که وب سایت Freelancer.com ارائه میدهد ، سرویس های فن آوری مدیریت محتوا و طراحی وب سایت محبوب ترین زمینه ها برای قراردادهای پیمانی هستند .

8.    فروش رابطه ای

اگر شما جزو اون دسته از افراد هستید که به گذاشتن نظراتشان در قسمت نظریات مشتری ها در سایت هایی مثل آمازون علاقه دارید ، از مجانی انجام دادن این کار دست بردارید . تبلیغات دهان به دهان هنوزم یکی از بهترین و موثرترین اعمال برای خیلی از شرکت هاست . بسیاری از تجار علاقه زیادی به سهیم کردن قسمتی از سودشان با افرادی که توانایی تبلیغات و قانع کردن مردم برای استفاده از محصولاتشان را دارند ، هستند . این کار خیلی راحت تر می شود اگر شما یک وب سایت شخصی با کلی دنبال کننده داشته باشید .

نماینده های روابط عمومی کمپانی ها (PR) همواره به دنبال حامیانی برای برند (Brand Advocate ) خود هستند تا بتوانند نمونه های رایگانی از سمپلهایشان را براشون بفرستند .

Smart Passive Imcome سه نوع از فروش رابطه ای را تجزیه و تحلیل می کند و شرح میدهد کدام نوع سودآورتر است .

9.    مربی سلامت / تغذیه

به نظر میرسد آمریکایی های دارای ناتوانی ذهنی می شوند وقتی حرف از تغذیه میشه . طبق آمار مرکز کنترل بیماری ، 70 درصد از جمعیت بزرگسالان آمریکا دارای اضافه وزن یا چاقی و بسیاری از مردمی که خواهان کم کردن وزنشان یا خوردن غذای سالم هستند ، اصلا نمی دانند از کجا شروع کنند .

برای ارائه برنامه و مشاور تغذیه به عموم مراجعه کننده گانتان ، نیازی نیست که حتما متخصص تغذیه (RD) باشید . با ترکیب درستی از حمایت شخصی ، تغذیه و علم ورزش شما می توانید از طریق خدمات آنلاینتان به مردم برای رسیدن به سلامتشان کمک کنید .

10.    کتاب الکترونیک  (eBook)

کلی اطلاعات در مورد یک موضوع خاص دارید که دوست دارید با دیگرن به اشتراک بگذارید ؟ با وجود کتاب خوانهای الکترونیکی (eReaders) که جزء اصلی هر خانواده ای شده اند ، ناشر-مولف (Self-Publication) شدن برای بسیاری از نویسندگان که ممکنه هیچ وقت نوشته هایشان توسط یک شرکت چاپ و نشر انتخاب نشوند ، صورت واقعی به خودش گرفته .

با ابزار درست بازاریابی ، شما می توانید با موفقیت کتاب خود را در هر زمینه ای از قبیل آشپزی ، کاهش وزن تا مشاور املاک منتشر کنید .

11.    پشتیبانی فنی از راه دور

بسیاری از بیزینس های کوچک بودجه کافی برای استخدام یک کارمند تمام وقت It را ندارند ، بنابراین زمانی که سیستم هایشان به مشکل بر می خورد معمولا یکی از دوستان وارد به کامپیوتر یا با یکی از اعضای خانواده تماس می گیرند .

اگر تجربه کار با کامپیوتر و نت ورک را دارید ، می توانید ضمن رفع نیازشون ، به نفع خودتان هم عمل کنید و سریع پیشنهاد پشتیبانی فنی از راه دور را ارائه بدهید .

12.    بازار مخصوص ( حراجی ) مجازی

معامله گران فرصت طلب و علاقه مندان به خرید اجناس دست دوم می توانند سود خوبی به نوبه خود از فروش مجدد لباس های لوکس خود به دست آورند . برای خودتان یک نام تجاری و یک وب سایت مستقل به عنوان سردر فروشگاه مجازیتان راه اندازی کنید و از یک سرویس مدیریت مانند Google Checkout برای رسیدگی به معاملاتتان استفاده کنید . عکس های با کیفیت بالا و جذاب از محصولاتتان باعث تفاوت شما در خیل بی شماری از کاربران اینترنتی ای که در تلاش برای فروش اقلام دست دوم خود هستند ، می کند .

13.    فروش صنایع دستی

سایت های آنلاینی مانند Esty و ArtFire بستری مناسب برای صنایع دستی سازانی است که می توانند از اقلام دست ساز با کیفیتی مثل پتوهای بافتنی یا ظروف شیشه ای رنگ آمیزی شده منحصر به فرد محصولات خوب و مقاومی تولید کنند .

اگر شما مواد اولیه خود را از یک تامین کننده صنایع دستی به صورت عمده سفارش بدهید یا استوک هاتونو پیش خرید کنید ، هزینه راه اندازی بیزینستون بسیار ناچیز می شود . در یک چشم به هم زدن به سود دهی می رسید ، حتی می توانید فروشگاه خود را به یک کار تمام وقت تبدیل کنید .

14.    دوره های آموزشی آنلاین

برای آموزش کاری به مردم که به طور کامل از آن آگاهی دارید ، نیازی به گرفتن مدرک دانشگاهی ندارید . می توانید با پیشنهاد کلاس هایی که در آن علاقه مند و پرشور هستید به دیگران برای بهبود زندگی شان کمک کنید ، مثل یوگا و پخت و پز .

بسته های آموزشی و ویدیئو هایی برای دانلود از یک وب سایت بسازید یا برنامه آموزشی زنده اسکایپ (Skype) با مشتریان تهیه کنید .

15.    توسعه دهنده اپلیکیشن

اپلیکیشن های موبایل بسیار محبوب شده اند . مردم حاضر به پرداخت پول خوبی برای روشی که بتوانند زندگی خود را با گوشی های همراهشون کنترل کنند ، هستند . اگر ایده های بزرگ و توانایی برنامه نوشتن دارید ، این راه را ادامه بدهید و اپلیکیشن خود را بسازید . اگر فقط ایده دارید و نمی دانید چطور آن را به واقعیت تبدیل کنید ، تعداد زیادی توسعه دهنده (دولوپر) وجود دارد که به دنبال همکاری با افراد برای ایجاد اپلیکیشن هستند .

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

آیا تا به حال این گفته را شنیده‌اید که «شکست در برنامه‌ریزی، برنامه‌ریزی برای شکست است؟» این مثل قدیمی اما خردمندانه در مورد بازاریابی رسانه‌های اجتماعی نیز صدق می‌کند. تدوین یک استراتژی مفصل و هدف محور برای رسانه‌های اجتماعی به اندازه داشتن یک طرح تجاری منسجم مهم است.

امی پرترفیلد (Amy Porterfield) استراتژیست رسانه‌های اجتماعی و از نویسندگان کتاب همه چیز درباره بازاریابی فیس‌بوک به زبان آدمیزاد (انتشارات وایلی، 2013) می‌گوید «اگر بدون هیچ طرح و برنامه‌ای رسانه‌های اجتماعی را هدف قرار دهید، طرفداران و مشتریان احتمالی‌تان از این مسئله اطلاع پیدا خواهند کرد.» بدتر، این مسئله ممکن است باعث شود آن‌ها از برند شما فاصله بگیرند و به رقبایتان روی آورند.

به منظور جذب و درگیر کردن طرفداران و دنبال‌کنندگانتان در رسانه‌های اجتماعی – و در حالت ایده‌آل تبدیل کردن آن‌ها به مشتریان خود – لازم است که به دقت یک استراتژی شفاف و اثربخش برای رسانه‌های اجتماعی تدوین کنید. در ادامه پرسش‌هایی مطرح شده است که لازم است هنگام تدوین برنامه بازاریابی اجتماعی شرکت خود به آن‌ها پاسخ دهید:

1) شرکت من باید از رسانه‌های اجتماعی به چه منظوری استفاده کند؟

این بستگی به نوع کسب‌وکاری دارد که در آن هستید. شاید بخواهید از رسانه‌های اجتماعی برای در معرض قرار دادن برند خود بهره ببرید یا برای این‌که مستقیماً با مشتریان خود تعامل کنید یا برای این‌که محصولات و خدمات خاصی را ترویج کنید.

لی اودن (Lee Odden)، مدیر ارشد TopRank Online Marketing، یک آژانس بازاریابی دیجیتال مستقر در مینه‌سوتا و نویسنده بهینه‌سازی: چگونه مشتریان بیشتری را با یکپارچه‌سازی سئو، رسانه‌های اجتماعی و بازاریابی محتوایی جذب و درگیر کنید (انتشارات وایلی، 2012) می‌گوید «اولین و مهم‌ترین گام در تدوین برنامه‌تان این است که به‌وضوح اهداف خود را شناسایی کنید. سپس، نسبت به اهداف مشتریان خود شناخت پیدا کنید و آنگاه کشف کنید که چگونه استراتژی رسانه‌های اجتماعی شما آن دو را به هم پیوند خواهد داد.»

اودن توصیه می‌کند که ابتدا مشخص کنید بازاریابی رسانه‌های اجتماعی شما چگونه برای مشتریانتان ارزش خلق خواهد کرد. به‌طور خاص، به این فکر کنید که چگونه می‌توانید از رسانه‌های اجتماعی بهره ببرید تا مشکلات مشتریان خود را حل‌وفصل کنید.

2) چه کسی باید حساب‌های کاربری شرکت من را در رسانه‌های اجتماعی ایجاد و مدیریت کند؟

اگر یک شرکت کوچک با تنها چند کارمند هستید، می‌توانید این وظیفه را به یکی از کارکنان خود محول کنید که سابقه خوبی در اجرای کمپین‌های اثربخش در رسانه‌های اجتماعی دارد. اگر شرکت بزرگ‌تری دارید، یک کارمند باصلاحیت در دپارتمان بازاریابی ممکن است گزینه مناسبی برای این کار باشد. کسب‌وکارهایی که از بودجه بیشتری بهره می‌برند ولی تجربه کافی درزمینه بازاریابی شبکه‌های اجتماعی ندارند می‌توانند یک مشاور یا شرکت متخصص در حوزه بازاریابی رسانه‌های اجتماعی را به کار بگیرند.

3) آیا لازم است شرکت من در تمام شبکه‌های اجتماعی مشهور حضور داشته باشد؟

اودن توصیه می‌کند که شرکت‌های کوچک در ابتدا با یک وبلاگ و حضور در تنها یک شبکه اجتماعی شروع کنند، حداقل برای چند ماه اول. اما کدام شبکه؟ برای این کار باید بررسی کنید که مشتریان شما کدام پلتفرم را بیشتر استفاده می‌کنند؟

همین‌طور که شرکت شما بیشتر رشد می‌کند – و همچنین بودجه بازاریابی دیجیتال شما بیشتر می‌شود – می‌توانید شبکه‌های اجتماعی بیشتری را امتحان کنید.

4) بهترین شبکه‌های اجتماعی برای کسب‌وکارهای کوچک کدام هستند؟

اودن می‌گوید، خواه شرکت شما بزرگ یا کوچک باشد، داشتن یک حساب توییتر ضرری ندارد. یادگیری و استفاده از این پلتفرم ساده است و نمی‌توانید از محدودیت 140 کاراکتر آن عبور کنید.

اودن همچنین می‌گوید فعال بودن گوگل‌پلاس نیز امری حیاتی است، حتی اگر تنها برای بالا بردن سئو سایتتان باشد. اگر شرکت شما عمدتاً یک بنگاه B2B (تجارت شرکت با شرکت) است، لازم است در لینکدین و Slideshare حضور داشته باشید تا به افراد تأثیرگذار در صنعت خود دسترسی پیدا کنید. برای شرکت‌های B2C (تجارت شرکت با مصرف‌کننده)، حضور در فیس‌بوک و پین‌ترست (Pinterest) می‌تواند تصمیمی هوشمندانه باشد.

5) هرچند وقت یک‌بار لازم است محتوای جدیدی در شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کنم؟

پرترفیلد توصیه می‌کند که در تمام شبکه‌های اجتماعی خود دو تا پنج بار در روز پست منتشر کنید. دنبال‌کنندگان شما در ساعات مختلفی از روز از رسانه‌های اجتماعی بازدید می‌کنند. او می‌گوید «یک پست در روز مطمئناً کافی نیست زیرا که اغلب طرفدارانتان صرفاً به خاطر مسئله زمان‌بندی آن را نخواهند دید.»

برای این‌که به تعداد بیشتری از دنبال‌کنندگان خود دست پیدا کنید، پست‌های خود را با فاصله‌های زمانی مناسب در طول روز منتشر کنید.

6) در هر شبکه اجتماعی چه نوع محتوایی را بهتر است منتشر کنم؟

به گفته اودن در هر یک از شبکه‌های اجتماعی نوع خاصی از محتوا کارایی بیشتری دارد. برای مثال، فیس‌بوک، پین‌ترست، گوگل‌پلاس و اینستاگرام اساساً رسانه‌هایی تصویری هستند، بنابراین تصاویر گیرا و به‌یادماندنی از محصولاتتان، رویدادهای شرکت و شاید تصاویر پشت‌صحنه از فعالیت کارکنان، می‌تواند گزینه‌های اثربخشی برای این پلتفرم‌های خاص باشد. اما پست‌های صرفاً نوشتاری در فیس‌بوک نیز که با یک لینک همراه نیستند، اثرگذار خواهند بود، به‌خصوص زمانی که پرسشی را مطرح می‌کنید.

به عقیده اودن، در توییتر، به دنبال یک توازن مناسب از توییت کردن درباره شرکت خود و توییت مجدد محتوای دیگران، شامل شرکای تجاری و تأثیرگذاران صنعت خود باشید. لیکندین مکانی مناسب برای اشتراک اخبار شرکت، توصیه‌های مربوط به بهره‌وری و انتشار مقالاتی برای رهبری افکار است.

اودن توصیه می‌کند مخلوطی متنوع از انواع محتوا (تصاویر شاخص، ویدئوهای کوتاه، لینک‌های سودمند، توصیه‌های مفید، پرسش‌های تأمل‌برانگیز و …) برای شبکه‌های اجتماعی خود آماده کنید تا جذابیت و طراوت مطالب را حفظ کنید. وقتی این کار را انجام دهید، دنبال‌کنندگانتان به دنبال مطالب بیشتر بازخواهند گشت.

7) آیا مناسب است از رسانه‌های اجتماعی جهت ارائه خدمات مشتری بهره ببرم؟

رسانه‌های اجتماعی به شکلی روزافزون در حال تبدیل‌شدن به متداول‌ترین روش تعامل مشتریان کنونی و احتمالی با کسب‌وکار هستند. شما می‌توانید از فیس‌بوک، توییتر، گوگل‌پلاس و دیگر پلتفرم‌ها بهره ببرید تا بی‌درنگ (و درملأعام) به پرسش‌های مشتری، پرس‌وجو درباره وضعیت سفارش و بله حتی شکایات پاسخ دهید.

8) چگونه می‌توانم دنبال کنندگان خود را در رسانه‌های اجتماعی به مشتریان خود تبدیل کنم؟

پرترفیلد می‌گوید هیچ ترفند قطعی برای جذب پول طرفداران و دنبال‌کنندگان وجود ندارد؛ بااین‌حال به نظر می‌رسد برخی تاکتیک‌ها از بقیه کارایی بیشتری دارد. برای مثال، تبلیغات فیس‌بوک می‌تواند یک راه ساده و ارزان برای افزایش تعداد طرفداران باشد، مشارکت را افزایش دهد و مخاطبانی هدفمند (lead) را برای فروش جذب کند. این به شما بستگی دارد آن مخاطبان هدفمند را به مشتریان واقعی تبدیل کنید. (متأسفانه به دلیل مشکلات پرداخت پول و نبود گزینه کشور ایران در فهرست تبلیغات هدفمند فیس‌بوک نمی‌توان به‌طور اثربخشی از این امکان بهره برد.)

پرترفیلد همچنین اجرای یک مسابقه بین شبکه‌ای را پیشنهاد می‌دهد که چندین کانال اجتماعی را با یکدیگر ادغام می‌کند. قرعه‌کشی‌هایی که جایزه‌های آن‌ها با بازار هدفتان همخوانی دارد می‌تواند در جذب مشتریان احتمالی اثربخش باشد. برای مثال، برای جذب مصرف‌کنندگان به فروشگاه آنلاین خود، می‌تواند توییتی بفرستید که مسابقه‌ای را در صفحه فیس‌بوکتان شرح می‌دهد و با لینکی نیز به قوانین و فرم ثبت‌نام در فروشگاه آنلاینتان همراهی می‌شود.

9) چگونه می‌توانم اثربخشی فعالیت‌های بازاریابی رسانه‌های اجتماعی خود را ارزیابی کنم؟

بسیار مهم است که به‌طور مستمر معیارهای بازاریابی رسانه‌های اجتماعی خود را بررسی کنید تا بسنجید کدام تاکتیک‌ها و نوع از پست‌ها کارایی بیشتری دارند و کدام مناسب نیستند.

برخی از پلتفرم‌های اجتماعی معیارهای خاص خود را ارائه می‌دهند. برای مثال، فیس‌بوک امکان دسترسی به داده‌های Page Insights را برای مدیران صفحات به‌رایگان فراهم کرده است. این اطلاعات به شما می‌گویند چند نفر با پست‌های شما تعامل داشته‌اند. شما از این داده‌ها می‌توانید بهره ببرید تا پست‌های آتی خود را بهتر برنامه‌ریزی کنید و تصمیم بگیرید اثربخش‌ترین راه‌ها برای ارتباط با طرفداران و دنبال‌کنندگانتان چیست. لینکدین نیز تحلیل‌های مشابهی را برای صفحات شرکت‌ها فراهم کرده است.

از گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) نیز می‌توانید بهره ببرید تا اثربخشی کمپین‌های رسانه‌های خود را در جذب ترافیک به وب‌سایت اصلی یا فروشگاه آنلاین خود بسنجید. اگر توییتر، فیس‌بوک، پین‌ترست یا دیگر پلتفرم‌هایی را که در آن‌ها فعال هستید در فهرست ارجاع‌دهندگان رده‌بالا به وب‌سایت خود ببینید، این نشان می‌دهد که تلاش‌هایتان در رسانه‌های اجتماعی به هدر نرفته است.

10) بزرگ‌ترین اشتباهی که از آن باید پرهیز کنید چیست?

از قضا، پاسخ نداشتن یک برنامه بازاریابی رسانه‌های اجتماعی است. پس برنامه‌ای تدوین کنید و به آن پایبند باشید. پرتفرفیلد می‌گوید «رسانه‌های اجتماعی دائماً در حال تغییر هستند، بنابراین لازم است شما نیز آماده باشید تا در هر زمانی که لازم باشد تغییر کنید و خود را انطباق دهید.» استراتژی اجتماعی خود را دائماً مورد ارزیابی قرار دهید و پالایش کنید. اگر این روند را به‌صورت ماهانه انجام دهید می‌توانید شناسایی کنید کدام تاکتیک‌ها کارساز هستند و کدام موارد را باید کنار بگذارید.

 

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

صدای اتصال مودم دیال آپ به اینترنت با کارت های اینترنتی کال ویت می یادتان هست؟ همین ۱۰ – ۱۵ سال پیش بود که برای اتصال به اینترنت و چت کردن با یاهو مسنجر باید یه ریع ساعت صبر میکردیم! اما الان مردم کرم ضد آفتاب خود را هم میتوانند در خانه در ۱۰ دقیقه از فروشگاه اینترنتی مورد علاقه خود تهیه کنند!

طی همین مدت زمان کم، سیستم خرید، فروش و زندگی مردم در مدت زمان کوتاهی تغییرات زیادی کرد. شرکت های بزرگ، با سرمایه زیاد وارد فضای تجارت دیجیتال شدند، از آخرین تکنیک های بازاریابی اینترنتی و تبلیغات استفاده کردند و از تمام ظرفیت های اینترنت برای فروش محصولات و خدماتشان بهره بردند. کسب و کارهای کوچک و متوسط امّا، تحت تاثیر این سلطه اطلاعاتی برندهای بزرگ و پولدار قرار گرفتند و نتوانستند آنطور که باید صدای خود را به گوش مخاطبانشان برسانند.

قبل از اینترنت، کسب و کارها برای تبلیغ محصولات خود از روش های تبلیغ و بازاریابی یک طرفه استفاده میکردند. روش های بازاریابی و تبلیغات، به پخش و انتشار بروشورهای کاغذی، آگهی های فروش تلویزیونی و نهایتا نمایش بنرهای تبلیغاتی در سطح شهر محدود میشد. به این نوع بازاریابی، بازاریابی برون گرا نیز میگویند.

مردم سالها آگهی های تبلیغاتی را دیدند. آگهی هایی که تمام هدف آنها فروش مستقیم و سود بود. بعد از آمدن اینترنت، شرکت های کوچک تر شروع به استفاده از روش های تبلیغات یک طرفه و سنتی کردند. همان بروشورهای کاغذی قدیمی را اینبار بصورت وب سایت میخواستند به مشتری نشان دهند. حتی هنوز هم کسانی هستند که تنها هدف آنها این است که فقط یک بروشور آنلاین داشته باشند؛ به بازاریابی و اصول کاری ندارند! فقط یک وب سایت میخواهند که رنک ۱ گوگل باشد تا بروشور آنلاین خود را به همه مشتری ها نشان دهند! و مشکل از همینجا شروع میشود…

 

مشکل بازاریابی اینترنتی ما کجاست؟ چرا هرکار میکنیم نتیجه نمیگیریم؟

مشکل از آنجایی شروع میشود که بخواهیم در اینترنت مثل ۲۰ سال پیش بازاریابی کنیم ؛ یک بروشور آنلاین بسازیم که رنک ۱ گوگل باشد. در سطح اینترنت هم بنرهای تبلیغاتی خود را پخش کنیم تا همه ببینند… سال بعد به خودمان می آئیم و میبینیم که اینهمه هزینه ای که برای وب سایت و سئو و تبلیغات و… کردیم هیچ نتیجه ای نداشته.

مردم آنقدر بنرها و تبلیغات یک طرفه را دیده اند که از آگهی بیزارند! آنها از پیام های فروش سودجویانه تنفر دارند و حتی آنها را ایگنور میکنند.

 

چگونه یک استراتژی بازاریابی اینترنتی موفق بسازیم تا فروش کنیم؟ محمد کیان راد

از طرف دیگر شرکت های بزرگ و رقبایی هم هستند که از استراتژی بازاریابی اینترنتی بهتری استفاده میکنند و همین دلایل کافیست تا کسب و کار ما در این جنگ دیجیتال دیده نشود.

پس راه حل چیست؟ چگونه در این جنگ بازاریابی اینترنتی باید پیروز شد؟

اما بازاریابی اینترنتی در عصر جدید ، در سال ۱۳۹5 چگونه است؟ چه باید بکنیم؟ با این رقبای سرمایه دار چکار کنیم؟ چگونه برند آنلاین خود را بسازیم و فروش کنیم؟

اینها سوالاتی هستند که در ادامه مقاله به آنها جواب خواهیم داد…

گفتیم مردم از آگهی های فروش بیزار شده بودند، پس تنها راه برای بازاریابی اینترنتی راهکاری بود تا مشتری، بدون اینکه احساس کند چیزی به آن فروخته میشود جذب وب سایت و محصول ما شود، به برند ما اعتماد کند و در نهایت از ما خرید کند. برای رسیدن به این هدف بهترین و کارآمد ترین راهکار ۲ استراتژی بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوا بودند که توسط متخصصان بازاریابی ایجاد شدند. ۲ استراتژی بازاریابی که دقیقا در نقطه مقابل بازاریابی برون گرا و آگهی های فروش یک طرفه بودند.

بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوا، ۲ استراتژی کارآمد در بازاریابی اینترنتی

تمرکز اصلی بازاریابی محتوا و درون گرا، بر تولید محتوای مفید و مورد نیاز کاربر است؛ محتوایی که به وسیله آن بتوانیم مخاطبان و مشتریان بالقوه را بصورت غیرمستقیم جذب وبسایت و محصول مان کنیم. محتوایی که کاربر را جذب و ترقیب به خرید کند و از یک بازدید کننده ساده یک مشتری وفادار ، یک مبلغ برند بسازد.

بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوا تنها به تولید محتوا ختم نمیشود. محتوا تنها شروع کار است، بعد از تولید محتوا، این محتوا باید دردسترس مخاطبان هدف تجارت ما قرار گیرد تا بتوانند آن را بخوانند و با محتوا و تجارت ما ارتباط برقرار کنند. از بررسی و تولید محتوای بهینه و مورد نیاز مخاطبان گرفته تا شناخت مخاطبان هدف یک تجارت، کانال ها و راه های ارتباط با آنها، شبکه اجتماعی مورد علاقه آنها، ساخت برند و اعتبار، چگونگی تبدیل مخاطبان به مشتریان وفادار و غیره… همه از ارکان یک استراتژی بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوای موفق هستند.

در این میان، بهینه سازی و سئو تنها یکی از تکنیک هایی است که به ما کمک میکند تا محتوای هدفمندی که تولید کرده ایم را در دسترس دید جستجو کنندگان قرار دهیم. الان بهتر میتوان درک کرد که سئو و رنک ۱ شدن در گوگل همه چیز نیست! البته که میتواند ترافیک خوبی برای ما به ارمغان بیاورد، اما برای موفقیت آنلاین به چیزهای بیشتری از سئو نیاز داریم(البته اگر هنوز چیزی به نام سئو وجود داشته باشد!). شاید در نگاه اول، تولید محتوای با کیفیت و منحصر به فرد و ارتباط با مخاطب ها کمی سخت به نظر بیاید، اما کدام تجارت موفق با آسانی توانسته پیروز شود و به سود دهی برسد؟ اگر میخواهید در بازی پیروز شوید باید قوانین بازی را درست اجرا کنید. هزینه و زحمتی که برای ساخت و اجرای یک استراتژی بازاریابی اینترنتی موفق صرف میکنید در طول زمان باعث پیشرفت تجارت شما شده و به شما بر خواهد گشت. آماری از سایت  هاب اسپات نشان میدهد که داشتن وبلاگ مستقیما بر روی تبدیل مخاطبان به مشتری تاثیر میگذارند و ۹۲% از تجارت هایی که در روز چندین نوشته در وبلاگشان منتشر میکنند توانسته اند توسط وبلاگشان مشتریان را جذب کنند.

چگونه برای موفقیت از استراتژی بازاریابی درون گرا و محتوا کمک بگیریم؟ برندسازی کنیم؟

خبر امیدوار کننده برای شما، و تمام کسب و کارهای کوچک و متسوط اینترنتی این است که اگر چه شاید در نگاه اول، بازاریابی درون گرا و تولید محتوا کمی سخت به نظر برسد اما کاملا عملی و شدنی‌ست.


در مقالات آینده بصورت جزئی تر، راهکارهای عملی بازاریابی درون گرا، بازاریابی محتوا و شبکه های اجتماعی در ایران را به بحث خواهیم کشید. تا آن روز چند نکته مهم در مورد بازاریابی اینترنتی را به خاطر داشته باشید:

-  اگر صنعت تجارت شما صنعت بزرگ با رقبای زیادی است، سعی کنید فعالیت خود را متمرکز به یک موضوع و زیر مجموعه خاص (Niche Market) از صنعتتان کنید، در یکی از بازارهای زیر مجموعه بهترین شوید. مثلا اگر سایت دانلود موزیک دارید، لازم نیست تمام مخاطبان سبک های مختلف را راضی نگه دارید، روی یک سبک خاص تمرکز کنید (مثلا سبک موسیقی متا و هِوی متال) و در آن سبک بهترین سایت دانلود شوید (بهترین سایت دانلود مسیقب متال و هِوی متال)! در بازارهای بزرگ و پر رقابت، راه نجات شما همین هست.

-  تمام آن چیزی که کاربران در سایت ما و شبکه های اجتماعی با آن درگیر هستند، فرمی از محتواست؛ از عکس تا فیلم، نرم افزار ، اپ موبایل، ویدئو، اسلاید ، مقاله وبلاگ و… فقط با محتوا میتوانیم کاربران را جذب وبسایت و ترغیب به خرید کنیم.

-  محتوای مفید و با کیفیت، محتوایی که نیاز مخاطبان ما را برطرف و آنها را جذب کند را تنها میتوان با شناخت مخاطب و مشتری هدف مان پیدا کنیم. این شناخت آنقدر هم سخت نیست! کافیست مرورگر خود را باز کنید و در شبکه های اجتماعی، فروم ها و انجمن ها، وبلاگ ها و… بگردید، سوالات و مشکلات مخاطبانتان را بخوانید و بفهمید نیازشان چیست. سپس میتوانید محتوایی که نیاز آنها را برطرف کند را بشناسید.

تولید محتوا آغاز کار است، محتوایی که به دست مخاطبش نرسد و خوانده نشود انگار که نیست. با شبکه های اجتماعی آشتی کنید؛ کانال های ارتباط با مخاطبان خود را پیدا کنید و به آنجا بروید و محتوای خود را با آنها به اشتراک بگذارید.

-  با مخاطبانتان دوست شوید، مشکلات‌شان را بدون منت برطرف کنید و فقط نگاه مادی نداشته باشید. ارتباطات و ساخت یک گروه دوستانه از مخاطبان طرفدار شما در طول زمان شاید از داشتن چند مشتری مهم تر باشد. کسانی که برند شما را به دیگران معرفی خواهند کرد طرفداران و مخاطبان درجه یک شما هستند. در عصر سلطه شرکت های بزرگ و سرمایه دار، تنها استراتژی ای که ماندگار خواهد بود و هیچوقت منسوخ نمیشود، ایجاد ارتباطات عمیق و دوستانه با مخاطب است.

سئو، تنها وسیله ای است برای کمک به ما تا محتوای هدفمند ما در معرض دید مخاطبانت بیشتری قرار بگیرد.

بخوانید و بنویسید! در هر صنعتی که کار میکنید، راجع به به روز ترین تغییرات و تکنیک ها بخوانید و سعی کنید شروع به نوشتن کنید.  
شما چگونه بازاریابی اینترنتی میکنید؟ آیا هنوز برای تولید محتوا مشکل دارید؟ نظر شما درمورد بازاریابی اینترنتی چیست؟

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

شاید یک طرح بازاریابی در بالای فهرست انجام کارهای هر صاحب کسب‌وکار جدید نباشد، اما باید این‌چنین باشد. درحالی‌که یک #طرح تجاری به نگاشت یک مسیر، برای شرکت شما کمک می‌کند، یک طرح بازاریابی، به شرکت شما برای رسیدن به آن به‌وسیله تفصیل مراحل مهم بر روی نقشه راه برای ایجاد روابط مشتری کمک می‌کند.

بنا بر گفته روبرت_توماس (Robert Thomas)، استاد بازاریابی دانشگاه جرج تاون، مهم‌ترین موضوع مرتبط به یک کسب‌وکار کوچک برای قرار دادن در طرح بازاریابی خودشان، درک بسیار روشن از مشتریان و رقبای خودشان است.

اگرچه یک طرح بازاریابی می‌تواند رسمی یا غیررسمی باشد، حداقل این طرح توصیف می‌کند که مشتریان شما چه کسانی هستند، آن‌ها اطلاعات را از چه جایی به دست می‌آورند و شما چگونه می‌توانید به آن‌ها دسترسی پیدا کنید. توماس بیان می‌کند توسعه یک طرح بازاریابی چهار کار ویژه را نیاز دارد:

توسعه بینشی بسیار روشن و متمرکز نسبت به این مورد که چرا یک مشتری بالقوه از کسب‌وکار شما استفاده می‌کند. به‌طور خاص‌تر، نیاز اصلی‌ای که محصول و خدمات شما با آن مواجه می‌شود چیست؟ آیا (محصول یا خدمات شما) به مشتریان شما کمک می‌کند زندگی خود را راحت‌تر بگذرانند؟ آیا باعث بازدهی بیشتر در کار آن‌ها می‌شود؟ آیا باعث می‌شود به‌وسیله دوستان مورد تحسین و احترام قرار گیرند؟ پیشنهادهای شما باید به‌گونه‌ای طراحی شده باشد تا در مواجهه با مشتریان بهتر از رقبا عمل کند.

مشتریان هدف خود را شناسایی کنید. در اغلب بازارها مشتریان بالقوه بی‌شماری وجود دارند، اما برای موفقیت سریع‌تر و بهتر، کسب‌وکارهای کوچک باید بازار را برای تعیین خصوصیات مشتریان هدف خودشان مطالعه کنند. مشتری هدف باید با جزئیات کامل توصیف شده باشد. در انجام این کار، کسب‌وکار تصویری واضح‌تر از درآمدهای فروش مورد انتظار را ایجاد می‌کند.

همچنین رقبایی که می‌خواهند مشتریان هدف شما را داشته باشند شناسایی کنید. همیشه یک رقیب وجود دارد – هرگز با فرض وجود ندارد مرتکب اشتباه نشوید. کسب‌وکارهای کوچک به‌ندرت برای شناسایی عمیق رقبای خود وقت می‌گذارند؛ اما شما باید درک کنید رقبای شما چه کسانی هستند، مزیت رقابتی اصلی آن‌ها چیست و چگونه آن‌ها به پیشنهادهای شما واکنش نشان می‌دهند (کاهش قیمت، افزایش ارتباطات و غیره).

بیانیه جایگاه‌یابی برند خود برای مشتریان هدفتان را بنویسید. درنهایت، برند شما و آن چیزی که برای مشتریان نمادسازی شده قویی‌ترین مزیت رقابتی شما خواهد بود. شما باید قادر به نوشتن یک جمله اعلانی ساده از اینکه چگونه با نیاز­های مشتری مواجه خواهید شد و بر رقابت غلبه خواهید کرد باشید.

درحالی‌که این مراحل یک نقطه شروع خوبی هستند، شرکت‌ها به کانال‌های بازاریابی متعدد در طرح‌های بازاریابی خود احتیاج دارند. برخی از این کانال‌های پرطرفدار برای کسب‌وکارهای امروزی عبارت‌اند از:

بازاریابی رسانه‌های اجتماعی

رسانه‌های اجتماعی به یک بخش اساسی از طرح‌های بازاریابی کسب‌وکار تبدیل شده‌اند. کسب‌وکارهایی که هنوز به فرصت‌هایی که فیس‌بوک، توییتر، گوگل پلاس، لینکدین و دیگر شبکه‌های اجتماعی فراهم آورده‌اند پی نبرده‌اند، در حال از دست دادن فرصت‌های بزرگی هستند. اگرچه مفهوم بازاریابی رسانه‌های اجتماعی ممکن است برخی از صاحبان کسب‌وکار‌های کوچک را دست‌پاچه کند، اما احتیاجی نیست این فرآیند یک چالش باشد، همین‌طور که خدمات و شرکت‌های بیشتری در این زمینه روزبه‌روز ظاهر می‌شوند.

برت فارمیلو (Brett Farmiloe)، بنیان‌گذار شرکت بازاریابی اینترنتی Markitors، به شرکت‌ها این‌گونه توصیه می‌کند که برای دانستن درباره مشتریان خود، فعالیت در رسانه‌های اجتماعی را آغاز کنید.

فارمیلو به Business News Daily این‌چنین گفته است: تشخیص دهید که مشتریان شما زمان خود را در چه جاهایی صرف می‌کنند و فروشگاهی در آن پلتفرم‌‌ها ایجاد کنید. یک استراتژی محتوایی را که می‌تواند به‌صورت داخلی اجرا شود، توسعه دهید و سپس استراتژی خود را به‌وسیله محتوای علامت‌گذاری شده با برند خود به روی پلتفرم‌های انتخاب‌شده ارسال نمایید.

بازاریابی از طریق پست الکترونیک

اگرچه ممکن است بازاریابی به‌وسیله پست الکترونیک همانند بازاریابی شبکه اجتماعی یک مفهوم جدید نباشد، اما این نوع بازاریابی انتخابی محبوب و مؤثر برای صاحبان بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک است. شرکت‌ها می‌توانند تکنیک‌های بازاریابی پست الکترونیک را به‌وسیله روش‌های مختلفی ازجمله ارسال خبرنامه و کمپین‌های تبلیغاتی به اجرا درآورند. شرکت‌هایی نظیر MailChimp و Constant Contact مدیریت کردن کمپین پست الکترونیک را آسان کرده‌‌اند. فارمیلو متذکر شده است که شرکت‌ها می‌توانند تلاش‌های بازاریابی پست الکترونیک را به‌وسیله بخش‌بندی بازارشان تنظیم کنند. فارمیلو این‌چنین گفته است: «تمامی مشترکان نمی‌خواهند که یک جریان مشابه را دریافت کنند». بازاریاب‌های هوشمند پست الکترونیکی در ابتدا وقت را برای تقسیم‌بندی مشترکان می‌گذارند و سپس آن‌ها این تقسیم‌بندی را بر اساس فعالیت مشترکان ادامه می‌دهند. به‌واسطه تقسیم‌بندی بازار، شرکت‌ها میزان لغو اشتراک را کاهش می‌دهند، نرخ بازدید پست‌های الکترونیک ارسال‌شده را افزایش می‌دهند و از همه مهم‌تر میزان اقدامات انجام‌شده به‌واسطه پست الکترونیک ارسال‌شده را زیاد افزون می‌کنند.

بازاریابی از طریق تلفن همراه

محبوبیت گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها به تغییر روش هدف‌گیری مشتریان توسط شرکت‌ها کمک کرده است. درنتیجه، شرکت‌ها به دنبال پیاده‌سازی استراتژی‌هایی هستند که به مشتریان بر روی دستگاه‌های الکترونیکی خودشان دسترسی پیدا کنند. بااین‌حال بازاریابی از طریق تلفن همراه نباید به‌صورت یک توسعه انحصاری از بازاریابی پست الکترونیک یا آنلاین در نظر گرفته شود.

فارمیلو این‌چنین گفته است: «بازاریابی تلفن همراه قطع کننده است». این قطع‌کنندگی به خاطر آن است که بازاریاب‌ها به مشتریان این قدرت را می‌دهند که چگونگی و زمان دریافت کردن اطلاعات بازاریابی را تعیین کنند. دلیل آنکه بسیاری از برنامه‌های کاربردی با گزینه روشن و خاموش کردن دریافت اعلان‌ها همراه است این موضوع است.

برای بهینه‌سازی بازاریابی از طریق تلفن همراه، به‌دقت چگونگی و زمان دسترسی به موبایل مشتریان خود را در نظر داشته باشید. به این موضوع که آن‌ها چه زمانی و به چه دلیلی از موبایل خود استفاده می‌کنند حساس باشید و به آن‌ها اطلاعاتی که مربوط به وضعیت آن‌هاست پیشنهاد دهید.

گام‌های بعدی

به‌محض آنکه استراتژی‌ها برای هر کانال شناسایی شد، شما نیاز دارید که استراتژی منحصر به خود را کشف کنید. چه مقدار می‌خواهید برای هر کانال هزینه کنید؟ انتظار دارید چه نتایجی را ببینید؟ نیاز دارید چه کارهایی را برای هر گام از فرآیند خود انجام دهید؟ ایجاد یک فهرست از اعتبارات، اهداف و اقدامات به همراه اختصاص کارکنان مناسب برای هر مورد می‌تواند کمک کند که طرح بازاریابی شما واقعی‌تر باشد.

همچنین مهم است که از پیش تصمیم بگیرید که شما چگونه موفقیت را اندازه‌گیری خواهید کرد. آیا امیدوار هستید افزایش فروش یا آمدوشد را شاهد باشید و یا تماس مشتریان جدید را؟ برای هر کانال یک نقطه عطف شش‌ماهه تعیین کنید و نتایج را در برابر تلاش‌ها و انتظارات قبلی خود مورد مقایسه قرار دهید. اگر یک کانال دارای عملکرد ضعیفی است، عواقب صرف‌نظر کردن از آن و یا اضافه کردن منابع بیشتر را موردبررسی قرار دهید. درخواست از مشتریان خود برای کامل کردن یک نظرسنجی به‌وسیله پست الکترونیک در مورد عاداتشان در رسانه‌های اجتماعی درازای یک کوپن یا تخفیف، می‌تواند به آگاهی شما از روابط بین جمعیت مشتریان و تلاش‌های بازاریابی شما کمک کند.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

اهمیت فراوانی در ارتباطات، بازاریابی و رهبری خود را درک کنید

اگر از یک معلم بازاریابی در مورد لازمه مطلع ساختن مصرف کننده گان و در نهایت ترغیب آنها به انجام عملی بپرسید ، آنها بلافاصله از فرمول طلایی خود تحت عنوان دسترسی پیدا کردن به وی + فراوانی و تکرار دفعات سخن به میان می آورند.

تکرار مکررات در بازاریابی موجب فریب مشتریان از دوره هنری فورد به بعد شده و به عبارتی در هر پیشرفت از تکنولوژی، معرفی محصول و تائید کالا یا خدماتی توسط یک فرد مشهور و شناخته شده و همچنان ادامه دارد.

با خارج کردن این دستور العمل از حالت کد به این موضوع می رسیم که دسترسی پیدا کردن به مشتری به عبارتی اشاره به دسترسی یافتن به مخاطب صحیح از طریق پیام مناسب و در زمان مناسب می باشد. این همان تصوری است که اغلب مردم از بازاریابی در ذهن خود دارند. اما فراوانی و تکرار دفعات هم به همین میزان دارای اهمیت است و البته جزئی از بازاریابی است که کمتر به آن پرداخته شده و کمتر کسی هم از آن اطلاع دارد یا به آن پرداخته است. اگر تنها یکبار تبلیغ کلاسیک کوکالا تحت عنوان “teach the world to sing” را دیده باشید، ممکن است در عمل خنده ای بر لبان شما آورده باشد، اما حقیقتاً بعد از ۴۰ سال دیگر کلامی از آن را به یاد نمی آورید، در حالیکه پیام ارائه شده از آن بر روح و روان شما تاثیر گذارده و همچنان تاثیر آن بر اثر تکرار برای شما قابل یادآوری است.
چگونه از فرمول طلایی تبلیغات استفاده کنیم

چگونه از فرمول طلایی تبلیغات استفاده کنیم  محمد کیان راد

اگر هدایت یک شرکت یا تیم را بر عهده دارید و از اینکه این اعضاء روش کار را خود بخوبی یاد نمی گیرند، خسته و ناامید شده اید، به نظر ما باید به فاکتور تکرار و فراوانی استفاده در استراتژی تبلیغاتی خود توجه کنید. توجه داشته باشید که ارائه و معرفی یک برنامه کاری منظم در یک جلسه که شامل ۱۲ بخش مختلف می باشد، بدون تکرار آن در دفعات مختلف تاثیر گذار نبوده و موجب یادگیری و اجرای آن توسط آن تیم نمی شود، مگر که در واقع شما با یک تیم از دانشمندان در حال کار و فعالیت باشید. به همین ترتیب نمی توانید از مردم عادی هم انتظار درک و پذیرفتن یک پیام را از طریق یک پیام بازارگانی و تبلیغ را تنها با چند بار تکرار آن داشته باشید، مگر اینکه این افراد به دفعات مورد هدف پیام و تبلیغ شما قرار بگیرند.

به عنوان شخصی که یک برنامه جدید، ارزش های فرهنگی، یک سخنرانی برای ارائه در یک جلسه فروش یا استراتژی استخدام را طراحی کرده، مطمئنا ساعت های بسیاری به ایجاد تغییر و بی عیب ساختن آن در هر یک کلمه وقت صرف کرده اید. با این وجود وادار کردن تیم اجرایی به پذیرفتن و اجرا کردن آن رویکرد جدید یک روزه ممکن نمی باشد. به عبارت دیگر یک پیام ارسال شده به معنای یک پیام دریافت شده نمی باشد و پذیرش و اجرای آن نیاز به دفعات متمادی تکرار به منظور تحت تاثیر قرار دادن آن بصورتی اثر بخش می باشد.

همین اصل عینا در رابطه با مشتریان، سرمایه گذاران، روابط بین فردی و شرکای استراتژیک ما هم کاربرد پیدا می کند. اگر خواهان آن هستید که مردم پیام شما را بخوبی دریافت کنند، می بایست که آنها این پیام را بیشتر از یکبار بشوند. از طریق استمرار تم های اصلی آن را تقویت کنید و اطمینان داشته باشید که در طی زمان پیام شما بر دل و جان مخاطب اثر می گذارد.

توجه داشته باشید که محتوای مناسب پیام شما تنها مرحله اول است، اما و فراوانی و تکرار است که موجب زندگی بخشیدن به آن می شود. اگر به این موضوع و نکته شک دارید تنها باید به اصول اولیه و پایه ای استراتژی برند هایی از قبیل کوکالا، مک دونالد و برند های دیگری از این دست در ۲۰ سال گذشته توجه کنید.

تکرار و فراوانی همواره اثر بخش بوده و هست!!!

منتشرشده در تبلیغات و فروش

قانون حرکت نیوتن که بر اساس آن هر عملی، عکس العملی را در پی دارد تنها محدود به علم فیزیک نمی شود. تبلیغات نیز عکس العمل هایی را در جامعه باعث می شود و بر فضای کسب و کار تاثیر می گذارد. از ارزش و قیمت محصولات تا انتخاب های مشتری و تقاضای مصرف کننده، تبلیغات بر جامعه تاثیر گذار بوده و نقش مهمی را در افزایش فروش کسب و کار ها بازی می کند.
 

تاثیر اقتصادی

زمانی که شرکتها از تبلیغات استفاده می کنند، با توجه به گفته های مارسل بلوستی بلانشه که از فعالان این حوزه است، میزان فروش افزایش پیدا می کند. افزایش در فروش کسب و کارها همچنین منجر به افزایش در سطح کیفیت زندگی مصرف کنندگان می شود. اساسا تبلیغات باعث ایجاد زنجیره ای از عکس العمل ها می شود که منجر به ارتقا وضعیت اقتصاد منطقه ای می شود که در آن تبلیغ محصول یا خدمات مربوطه پخش می شود.

ارزش محصول

در ذهن مصرف کنندگان تبلیغات به محصول ارزش مضاعف می بخشد. تصویر یا برندی که تبلیغات کمک به ایجاد آن می کنند به قسمتی از محصول تبدیل می شود، که خود عاملی است که موجب برتری و  با ارزش تر شدن برند یک محصول نسبت به برند رقیب می شود. این همان عاملی است که باعث می شود تا یک مصرف کننده برای پرداخت مبلغ بالاتری برای یک محصول صاحب برند در برابر یک محصول ناشناخته اما با قیمت نازل تر تمایل داشته باشد. از آنجاییکه تبلیغات موجب گسترش آگاهی نسبت به محصول می شود، این افزایش آگاهی می تواند منجر به ارزش بیشتر برای محصول هم بشود.
اقتصاد اجتماعی و اهمیت کسب و کار تبلیغات

اقتصاد اجتماعی و اهمیت کسب و کار تبلیغات  محمد کیان راد قیمت گذاری

تبلیغات می تواند نوعی از کنترل قیمت باشد. از آنجاییکه تبلیغات موجب رونق حس رقابت می شود، زمانی که یک شرکت قیمت خود برای یک محصول را تبلیغ می کند، رقیب وی هم می خواهد تا بر روی همان نقطه قیمتی مشابه وی قرار بگیرد، بنابراین این موضوع ممکن است موجب شود تا رقیب برای قرار گرفتن در همان نقطه قیمتی اقدام به کاهش قیمت خود بکند تا بتواند با دیگران در فروش کالا رقابت کند.

رقابت را محدود می کند

محدودیت های تبلیغات ممکن است کسب و کارهای کوچک را بدلیل محدودیت در بودجه تبلیغاتی از رقابت با کسب و کارهای بزرگ باز دارد. یک افزایش نسبی در رقابت می تواند بر بازار اثراتی را داشته باشد. در درجه اول این افزایش رقابت موجب حذف تعدادی از شرکت های کوچک می شود، و در درجه دوم باعث افزایش طول عمر و فروش دیگر شرکت ها می شود. با این وجود تبلیغات به تنهایی تعیین کننده موفقیت یا شکست یک شرکت در برابر رقبای خود نیست، چرا که هیچ شرکتی از چنان بودجه تبلیغاتی بزرگی برخوردار نیست که بتواند با آن تمام یک بازار را تحت پوشش قرار دهد.

انتخاب مصرف کننده

تبلیغات همچنین تاثیر بسزایی بر کسب و کارها دارد، چرا که منجر به تولید محصولات جدید و تغییر محصولات موجود در جهت همخوانی با نیازها و خواسته های مصرف کننده می شود. در حالیکه یک شرکت ممکن است برای زمانی سهم بزرگتری از بازار را در اختیار داشته باشد، زمانی که تبلیغات محصولی را معرفی می کند که بهتر از محصولات فعلی و موجود در بازار است، سهم بازار می تواند به سرعت به نفع شرکتی که محصول جدید تبلیغ شده را عرضه می کند تغییر کند.

با توجه به تمام این توضیحات از فرمول طلایی تبلیغات و چگونگی استفاده از آن اطلاع دارید؟

منتشرشده در تبلیغات و فروش

چگونه محتوایی تولید کنیم که بازدید کنندگان وبسایت شما برای اشتراک گذاری آن لحظه شماری کنند

برای هدایت ترافیک به وبسایت خودتان شما در ابتدا باید وبسایت خود را بهینه سازی کنید تا در نتایج مرتبط موتورهای جستجو رتبه بالاتری را کسب کند. چرا که هیچ کس دوست ندارد زمانی که یکنفر کلمه کلیدی جادویی که قرار است وی را به سایت شما هدایت کند، مورد استفاده قرار می دهد شما در قعر صدها و یا هزاران نیتجه حاصل از این جستجو باشید. با این وجود، شما می بایست نوعی از محتوا را ایجاد کنید که بازدید کننده های شما تمایل به اشتراک گذاری آن در صفحات اختصاصی خود در شبکه های اجتماعی داشته باشند. در واقع این موضوع باعث فراهم آمدن تبلیغات رایگان برای شما از طرف کسانی می شود که در وحله اول قصد جلب توجه و جذب آنها را داشتید.

در اینجا نکاتی را در مورد چگونگی انجام این کار می توانید ببینید:

کلمات کلیدی خود را با دقت انتخاب کنید

بدون داشتن کلمات کلیدی مناسب صفحه شما کمترین شانس جذب ترافیک را خواهد داشت. با وجود به اینکه استانداردها و اصول فیسبوک نسب به روزهای اولیه بسیار تغییر کرده است، هنوز هم نهایتا در ارتباط کامل با واژگان است. موتورهای جستجو بطور خیلی ساده سعی در مطابق کردن کلمات تایپ شده توسط مردم در قسمت جستجوی موتورها با کلمات کلیدی استفاده شده در محتوای تولیدی میلیونها صفحه از وبسایت ها را دارند و البته این تلاشی برای فراهم آوردن نتیجه ای کاملا منطبق با موارد جستجو شده با خواسته جستجو کنندگان است.

به عنوان یک مالک و دارنده وبسایت، وظیفه شما یافتن کلمات کلیدی مورد استفاده توسط مردم و گسترش آن در محتوای تولیدی خودتان است. به خاطر داشته باشید تنها به این دلیل که شما می توانید چند کلمه را بیابید که ممکن است مرتبط با محتوای تولیدی شما باشد به این معنا نیست که آنها مهمترین و معروفترین کلمات کلیدی است که مورد جستجو قرار می گیرند. اگر مردم در حال استفاده از آن کلمات کلیدی نباشند، سایت شما هرگز در لیست نتایج جستجوی آنها وارد نخواهد نشد. ابزار کلمات کلیدی گوگل یک روش مناسب برای تجزیه و تحلیل کلمات کلیدی بالقوه و بررسی اینکه در واقع آنها تا چه میزان شناخته شده بوده و آنها را با دیگر موارد مشابه خود مقایسه می کند که البته ممکن است آن موارد مشابه در جایگاه بهتری نسبت به اینها قرار بگیرند یا نگیرند. در این رابطه مهمترین کار کسب اطمینان از این مورد است که کلمات کلیدی انتخابی توسط شما در ارتباط کامل با محتوای تولیدی شما باشد.

 

چگونه محتوایی تولید کنیم که بازدید کنندگان وبسایت شما برای اشتراک گذاری آن لحظه شماری کنند  برای هدایت ترافیک به وبسایت خودتان شما در ابتدا باید وبسایت خود را بهینه سازی کنید تا در نتایج مرتبط موتورهای جستجو رتبه بالاتری را کسب کند. چرا که هیچ کس دوست ندارد زمانی که یکنفر کلمه کلیدی جادویی که قرار است وی را به سایت شما هدایت کند، مورد استفاده قرار می دهد شما در قعر صدها و یا هزاران نیتجه حاصل از این جستجو باشید. با این وجود، شما می بایست نوعی از محتوا را ایجاد کنید که بازدید کننده های شما تمایل به اشتراک گذاری آن در صفحات اختصاصی خود در شبکه های اجتماعی داشته باشند. در واقع این موضوع باعث فراهم آمدن تبلیغات رایگان برای شما از طرف کسانی می شود که در وحله اول قصد جلب توجه و جذب آنها را داشتید. کاربران در انتظار انتشار چه محتوایی هستند  کاربران در انتظار انتشار چه محتوایی هستند  در اینجا نکاتی را در مورد چگونگی انجام این کار می توانید ببینید:  کلمات کلیدی خود را با دقت انتخاب کنید  بدون داشتن کلمات کلیدی مناسب صفحه شما کمترین شانس جذب ترافیک را خواهد داشت. با وجود به اینکه استانداردها و اصول فیسبوک نسب به روزهای اولیه بسیار تغییر کرده است، هنوز هم نهایتا در ارتباط کامل با واژگان است. موتورهای جستجو بطور خیلی ساده سعی در مطابق کردن کلمات تایپ شده توسط مردم در قسمت جستجوی موتورها با کلمات کلیدی استفاده شده در محتوای تولیدی میلیونها صفحه از وبسایت ها را دارند و البته این تلاشی برای فراهم آوردن نتیجه ای کاملا منطبق با موارد جستجو شده با خواسته جستجو کنندگان است.  به عنوان یک مالک و دارنده وبسایت، وظیفه شما یافتن کلمات کلیدی مورد استفاده توسط مردم و گسترش آن در محتوای تولیدی خودتان است. به خاطر داشته باشید تنها به این دلیل که شما می توانید چند کلمه را بیابید که ممکن است مرتبط با محتوای تولیدی شما باشد به این معنا نیست که آنها مهمترین و معروفترین کلمات کلیدی است که مورد جستجو قرار می گیرند. اگر مردم در حال استفاده از آن کلمات کلیدی نباشند، سایت شما هرگز در لیست نتایج جستجوی آنها وارد نخواهد نشد. ابزار کلمات کلیدی گوگل یک روش مناسب برای تجزیه و تحلیل کلمات کلیدی بالقوه و بررسی اینکه در واقع آنها تا چه میزان شناخته شده بوده و آنها را با دیگر موارد مشابه خود مقایسه می کند که البته ممکن است آن موارد مشابه در جایگاه بهتری نسبت به اینها قرار بگیرند یا نگیرند. در این رابطه مهمترین کار کسب اطمینان از این مورد است که کلمات کلیدی انتخابی توسط شما در ارتباط کامل با محتوای تولیدی شما باشد.  بدانید که کلمات کلیدی خود را درکجا باید قرار دهید  همانطور که یافتن کلمات کلیدی مناسب برای محتوای شما از اهمیت بالایی برخوردار است، دانستن جای مناسب برای قرار دادن آنها نیز به همان صورت از اهمیت بالایی برخوردار است. از آنجایی که عنوان یک محتوا چیزی است که به موتورهای جستجو و درعین حال به خوانندگان می گوید که این محتوا در چه رابطه ای است، بنابراین بهترین مکان برای استفاده از کلمات کلیدی در عنوان یک محتوا است. به علاوه شانس این هم وجود دارد تا هرکس که در محتوا و سایت خود به محتوای شما لینک می دهد نیز از عنوان شما که البته تشکیل شده از کلمات کلیدی مناسب می باشد استفاده کند. شما همچنین باید حدود ۵ مرتبه از آن کلمات در بطن محتوای خود به همراه کلمات هم خانواده آنها استفاده کنید تا محتوای شما به نظر طبیعی تر جلوه کند.  محتوای با کیفیت تولید کنید  در سالهای گذشته، دارندگان وبسایت می توانستند با پرکردن سایت خود از محتوای مهمل که اغلب هم مملوء از کلمات کلیدی معروف و شناخته شده بود از سیستمهای رتبه بندی سوء استفاده کنند. اکثر موتورهای جستجو نیز از قبیل گوگل دچار این مشکل شدند و شروع به تغییر دادن شیوه خود برای تجزیه و تحلیل سایتها نمودند، تا بتوانند محتوای بهتر و با کیفیت بالاتر را برای جستجوگران فراهم آورند. همیشه برای ارتقاء کیفیت محتوای خود استفاده از اطلاعات آماری، لیست های اطلاعاتی، نمودار و ویدئو را در نظر داشته باشید. شما همچنین می توانید با استفاده از انواع اینفوگرافیک قدری خلاقانه تر برخورد کنید، و به محتوای خود از نظر بصری زیبایی بیشتری ببخشید، البته فراموش نکنید که گاهی اوقات استفاده از مطالب طنز و فکاهی را هم چاشنی محتوای خود کنید. این استفاده از طنز و فکاهی تنها برای ترغیب کردن مردم به اشتراک گذاری بیشتر مطالب شما و لینک کردن آنها در محتوای خودشان است که در نتیجه باعث بالا رفتن رتبه بندی شما در موتورهای جستجو می شود. رقبای خود را زیر نطر بگیرید و سعی کنید در ارسال پست از آنها با کیفیت تر عمل کنید، در این رویکرد می توانید ارائه ارزش افزوده را هم در نظر داشته باشید.  با پشتکار و شدت زیاد محتوای خود را تبلیغ کنید  در نهایت، هر دارنده وبسایتی که بطور موفق عمل کرده می داند که برای به حداکثر رساندن حضور خود در دنیای اینترنت باید تمام تلاش خود را برای تبلیغ و ترفیع محتوای خود بکند. ایجاد یک صفحه اختصاصی برای کسب و کار خود در شبکه های اجتماعی مختلف زمان زیادی را از شما نمی گیرد و از این طریق می توانید به تعدادی مخاطب از اقصی نقاط دنیا دسترسی داشته باشید. ملحق شدن به گروه های اجتماعی مختلف در فیسبوک به شما اجازه می دهد تا با افرادی که علایق مشترکی با شما دارند تشکیل شبکه های هایی را بدهید و همچنین توئیتر به شما اجازه میدهد تا لینکی را به محتوای خود ارسال کنید که به شما در رسیدن به جمع بزرگی از مخاطبین بسیار کمک می کند.  اینکه شما در فضای اینترنت در حال ارائه و یا فروش چه خدمات و یا محصولی هستید اهمیت ندارد و هدایت کردن ترافیک به سایت شما نه تنها کار سختی نیست بلکه برای همه به یک صورت انجام می پذیرد. تفکر دقیق همیشه باید همراه محتوای ارسالی شما باشد، از متن و کلمات کلیدی گرفته تا ویدئو هایی که برای سایت خود در نظر می گیرید. اگر شما برای مخاطب خود در یک صفحه که به راحتی از طریق یک جستجو ساده قابل پیدا کردن است، می توانید ایجاد ارزش کنید، مطمئنا از شانس بالاتری برای وادار ساختن آن بازدید کننده به اشتراک گذاری محتوای خود و در نتیجه بالا بردن رتبه بندی خود برخوردار هستید. محمد کیان راد
بدانید که کلمات کلیدی خود را درکجا باید قرار دهید

همانطور که یافتن کلمات کلیدی مناسب برای محتوای شما از اهمیت بالایی برخوردار است، دانستن جای مناسب برای قرار دادن آنها نیز به همان صورت از اهمیت بالایی برخوردار است. از آنجایی که عنوان یک محتوا چیزی است که به موتورهای جستجو و درعین حال به خوانندگان می گوید که این محتوا در چه رابطه ای است، بنابراین بهترین مکان برای استفاده از کلمات کلیدی در عنوان یک محتوا است. به علاوه شانس این هم وجود دارد تا هرکس که در محتوا و سایت خود به محتوای شما لینک می دهد نیز از عنوان شما که البته تشکیل شده از کلمات کلیدی مناسب می باشد استفاده کند. شما همچنین باید حدود ۵ مرتبه از آن کلمات در بطن محتوای خود به همراه کلمات هم خانواده آنها استفاده کنید تا محتوای شما به نظر طبیعی تر جلوه کند.

محتوای با کیفیت تولید کنید

در سالهای گذشته، دارندگان وبسایت می توانستند با پرکردن سایت خود از محتوای مهمل که اغلب هم مملوء از کلمات کلیدی معروف و شناخته شده بود از سیستمهای رتبه بندی سوء استفاده کنند. اکثر موتورهای جستجو نیز از قبیل گوگل دچار این مشکل شدند و شروع به تغییر دادن شیوه خود برای تجزیه و تحلیل سایتها نمودند، تا بتوانند محتوای بهتر و با کیفیت بالاتر را برای جستجوگران فراهم آورند. همیشه برای ارتقاء کیفیت محتوای خود استفاده از اطلاعات آماری، لیست های اطلاعاتی، نمودار و ویدئو را در نظر داشته باشید. شما همچنین می توانید با استفاده از انواع اینفوگرافیک قدری خلاقانه تر برخورد کنید، و به محتوای خود از نظر بصری زیبایی بیشتری ببخشید، البته فراموش نکنید که گاهی اوقات استفاده از مطالب طنز و فکاهی را هم چاشنی محتوای خود کنید. این استفاده از طنز و فکاهی تنها برای ترغیب کردن مردم به اشتراک گذاری بیشتر مطالب شما و لینک کردن آنها در محتوای خودشان است که در نتیجه باعث بالا رفتن رتبه بندی شما در موتورهای جستجو می شود. رقبای خود را زیر نطر بگیرید و سعی کنید در ارسال پست از آنها با کیفیت تر عمل کنید، در این رویکرد می توانید ارائه ارزش افزوده را هم در نظر داشته باشید.

با پشتکار و شدت زیاد محتوای خود را تبلیغ کنید

در نهایت، هر دارنده وبسایتی که بطور موفق عمل کرده می داند که برای به حداکثر رساندن حضور خود در دنیای اینترنت باید تمام تلاش خود را برای تبلیغ و ترفیع محتوای خود بکند. ایجاد یک صفحه اختصاصی برای کسب و کار خود در شبکه های اجتماعی مختلف زمان زیادی را از شما نمی گیرد و از این طریق می توانید به تعدادی مخاطب از اقصی نقاط دنیا دسترسی داشته باشید. ملحق شدن به گروه های اجتماعی مختلف در فیسبوک به شما اجازه می دهد تا با افرادی که علایق مشترکی با شما دارند تشکیل شبکه های هایی را بدهید و همچنین توئیتر به شما اجازه میدهد تا لینکی را به محتوای خود ارسال کنید که به شما در رسیدن به جمع بزرگی از مخاطبین بسیار کمک می کند.

اینکه شما در فضای اینترنت در حال ارائه و یا فروش چه خدمات و یا محصولی هستید اهمیت ندارد و هدایت کردن ترافیک به سایت شما نه تنها کار سختی نیست بلکه برای همه به یک صورت انجام می پذیرد. تفکر دقیق همیشه باید همراه محتوای ارسالی شما باشد، از متن و کلمات کلیدی گرفته تا ویدئو هایی که برای سایت خود در نظر می گیرید. اگر شما برای مخاطب خود در یک صفحه که به راحتی از طریق یک جستجو ساده قابل پیدا کردن است، می توانید ایجاد ارزش کنید، مطمئنا از شانس بالاتری برای وادار ساختن آن بازدید کننده به اشتراک گذاری محتوای خود و در نتیجه بالا بردن رتبه بندی خود برخوردار هستید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

بازاریابی ویروسی (Viral Marketing) یک نوع راهبرد بازاریابی است که به علت هزینه پایین, سرعت و اثربخشی بالای که دارد, مورد توجه بسیاری از کسب و کار ها و بازاریابان قرار گرفته است. بازاریابان در این روش, به تعداد زیادی از افراد, در کوتاهترین زمان می توانند دسترسی داشته  و از آنها برای افزایش محبوبیت برند خود استفاده نمایند. در این راهبرد هر مشتری به راحتی با استفاده از محصول, خود نیز به یک فروشنده غیر ارادی تبدیل می شود و همانند فردی که با عطسه کردن ویروسی را در همه جا پراکنده می کند, به بازگو کردن مزیت های موجود در محصول برای دوستان و آشنایان خود می پردازد.

اولین بار اصطلاح ویروس بازاریابی در مقاله ای با همین عنوان توسط جفری رایپورت (Jeffrey Rayport) در سال ۱۹۹۶ مطرح گردید و پس از آن بود که  اصطلاح بازاریابی ویروسی توسط استیو جوستون (Steve Jurveston) مطرح گردید. استیو جوستون, مبدع سرویس هات میل (Hotmail) می باشد که بازاریابی ویروسی را اینگونه تعریف می نماید: هر راهبردی که افراد را تشویق کند تا یک پیام بازاریابی را برای دیگران ارسال کنند و پتانسیلی برای رشد ارائه و نفوذ پیام فراهم آورند.

 

 بازاریابی ویروسی روشی سریع و کم هزینه  محمد کیان راد

 

بازاریابی ویروسی یا تبلیغات شفاهی اکترونیکی

بازاریابی ویروسی را می توان شاخه ای از بازاریابی اینترنتی دانست, که از اینترنت به عنوان ابزاری برای ترغیب افراد به انتقال تبلیغات شفاهی به یکدیگر استفاده می نماید. در واقع اصل اساسی در بازاریابی ویروسی همان شیوه سنتی توصیه های شفاهی افراد است که در بازاریابی دهان به دهان (Word of Mounth) مورد استفاده می باشد, که اکنون توسط اینترنت آسان تر شده و اغلب توسط ایمیل یا پیوند به آدرس یک وب سایت انتقال داده می شود.

در عصر اطلاعات به علت حجم گسترده و انبوهی از اطلاعات و تبلیغات که افراد روزانه با آنها مواجه می شوند, زمان کافی برای بررسی صحت همه این تبلیغات و اطلاعات را ندارند, بنابراین افراد ترجیح می دهند که اطلاعات مورد نیاز خود را به صورت کوتاه و غربال شده از دوستان و اطرافیان خود دریافت کنند, به عبارت دیگر افراد بیشتر از آنچه که به حرف شرکت ها و بازاریابان اعتماد کنند, به یکدیگر اعتماد می نمایند, که در واقع همین موضوع باعث تاثیرگذاری بالای تبلیغات شفاهی هم در فضای اینترنت و هم در فضای فیزیکی شده است.

منتشرشده در تبلیغات و فروش
طراحی سایت