با تغییر و تکامل فناوریهای مدرن، کسب وکارهای کوچک و متوسط هر کاری را برای به روز بودن انجام می دهند. کسب وکارهای بزرگ نیز در حال تغییر مدل کسب وکار خود به مدل های آنلاین هستند یا از روش های بازاریابی موجود به همراه استراتژی بازاریابی دیجیتال استفاده می کنند. در عرصه دیجیتال امروزی که در آن کسب وکارها و تجارت در حال رشد است، ابزارها و تکنیک های بازاریابی دیجیتال فرصت بهتری را برای صاحبان کسب وکارها فراهم می کند تا رقابت موثری داشته باشند و حتی کسب وکار خود را رشد دهند.

 

1. بازاریابی دیجیتال در حوزه آنلاین مفید است:

بازاریابی دیجیتال حوزه آنلاین را به کلی تغییر داده است. این نوع بازاریابی، فرصتی را برای شرکت های بزرگ و کوچک فراهم کرده است تا بتوانند با شرکت های بزرگ رقابت کنند و ترافیک به اشتراک گذاشته شده را جذب نمایند. با استفاده از بازاریابی دیجیتال، شرکت های کوچک منابع مورد نیاز برای انجام فروش و فرآیند بازاریابی را به دست آورده اند. این نوع منابع قبلا در اختیار شرکت های بزرگ بود.

2. بازاریابی دیجیتال مقرون به صرفه تر از بازاریابی سنتی است:

کسب وکارهای کوچک منابع و حتی سرمایه اندکی دارند. به همین خاطر نیز بازاریابی دیجیتال کانال بازاریابی مقرون به صرفه تری را برای این شرکت ها فراهم کرده است. گزارش گارتنر در این مورد نشان می دهد که بیش از 40 درصد شرکت ها با استفاده از بازاریابی دیجیتال صرفه جویی قابل توجهی در تبلیغ و ترویج محصولات و خدمات خود داشته اند. همچنین بر اساس مطالعه گارتنر، 28 درصد صاحبان کسب وکارها بودجه بازاریابی سنتی را به بازاریابی دیجیتال اختصاص داده اند. سایت HubSpot ادعا می کند که بازاریابان دیجیتال در مقایسه با کانال های بازاریابی دیگر؛ هزینه به ازای سرنخ( CPL) بهتری دریافت کرده اند.

-    نمایشگاه های تجاری
-    بازاریابی تلفنی
-    تبلیغات تجاری
-    نامه نگاری مستقیم
-    PPC
-    وبلاگ
-    سئو
-    بازاریابی از طریق ایمیل
-    رسانه های اجتماعی

3. بازاریابی دیجیتال به تبدیل بیشتری می انجامد:

بازاریابی دیجیتال موفقیت در فروش محصولات و خدمات را با درصد و نرخ ترافیک دریافتی از سرنخ های تبدیل شده به مشتری می سنجد.

-  سرنخ
-  مشترکان
-  فروش

    اولویت های اصلی برای بازاریابی دیجیتال:

-  بهینه سازی نرخ تبدیل
-  بازاریابی از طریق محتوا
-  رسانه های اجتماعی
-  برند

صاحبان کسب وکارها نیز کمپین های بازاریابی دیجیتال را به سمت بهینه سازی نرخ تبدیل می برند.

ابزارها و تکنیک هایی که می توانید برای کمپین بازاریابی دیجیتال خود انجام مورد استفاده قرار دهید: -  موتورهای جستجو
-   رسانه های اجتماعی
-  ایمیل

 

بر اساس گزارشات حاصل از سایت HubSpot در سال 2013 ، این سه ابزار ارتباط و تعامل موثر و سریعی را برای مخاطبان هدف تضمین می کند و می تواند نتایج بسیار خوبی فراهم آورد. 4. بازاریابی دیجیتال می تواند به تولید درآمد بهتر کمک کند:

نرخ تبدیل بالا با استفاده از تکنیک های بازاریابی دیجیتال موثر، می تواند منافع مالی خوبی برای شما و کسب وکارتان فراهم کند. بر اساس یافته های گوگل، شرکت هایی که از استراتژی های بازاریابی دیجیتال استفاده می کنند معمولا 2.8 برابر امید به رشد درآمد بیشتری خواهند داشت. شرکت های کوچک و متوسط با استفاده از تکنیک های بازاریابی دیجیتال 3.3 برابر شانس بهتری برای گسترش نیروی کار و کسب و کار خود خواهند داشت. بر اساس یافته های گوگل، اینترنت یک سوخت عالی برای کسب وکارهای کوچک و متوسط است.

5. بازاریابی دیجیتال، تعامل با مخاطبان هدف را تسهیل می کند:

تعامل و فراهم آوردن تمامی مواردی که مشتریان شما به آن نیاز دارند، می تواند بینش و دیدگاه خوبی در مورد نیازهای مشتریان ارائه کند.
مزایای بازاریابی زمان واقعی برای شرکت ها:

-  موثر بودن بازاریابی، هدف قرار دادن دقیق مشتریان
-  افزایش رضایت و بهبود تجربه مشتری
-  افزایش نگهداری مشتری در شرکت
-  افزایش درآمد از طریق پیشنهادات شخصی شده
-  افزایش نرخ فروش
-  بهبود بازاریابی و افزایش سرعت پاسخگویی

6. بازاریابی دیجیتال برای مشتریان موبایلی نیز مفید است:

ظهور دستگاه های موبایلی تنها به این معنی نیست که می توانند جایگزین مناسبی برای لپ تاپ یا رایانه های شخصی باشند بلکه این ابزار تصمیم گیری در مورد خرید مشتریان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. 91 درصد بزرگسالان در ایالت متحده آمریکا همیشه موبایل خود را در یک فاصله قابل دسترس قرار می دهند.

7. بازاریابی دیجیتال می تواند شهرت و اعتبار برند را به خوبی بسازد:

تحویل مواردی که به مشتری قول داده اید به توسعه بهتر روابط با مخاطبان هدف کمک می کند.
مشتری پرداخت کننده،مشتریان وفادار، سفیران برند شما

8. بازاریابی دیجیتال ROI بهتری برای سرمایه گذاری بازاریابی فراهم می کند:

کلید موفقیت در بازاریابی دیجیتال تولید جریان ثابتی از ترافیک های هدف قرار داده شده است که به فروش و سرنخ تبدیل می شود. هر چقدر برند شما بتواند اینگونه ترافیک ها را بیشتر تولید کند، بازگشت سرمایه گذاری (ROI) نیز سریع تر خواهد بود.

9. بازاریابی دیجیتال اعتماد افراد را به دست می آورد:

بازاریابی دیجیتال می تواند بر روی سیگنال های رسانه اجتماعی، اثبات اجتماعی و توصیف مشتریان واقعی از محصولات موثر باشد. 90 درصد پاسخ دهندگان به نظرسنجی ها ادعا کرده اند که آنها به اطلاعات مرتبط با برند خاص، محصولات یا خدمات یک شرکت زمانی اعتماد می کنند که از طرف افرادی باشد که آنها را می شناسند.

10. بازاریابی دیجیتال افراد را تشویق می کند اقدامات مطلوب را انجام دهند:

بازاریابان دیجیتال می توانند از روش های هوشمندانه و موثر برای افزایش نرخ تبدیل از طریق Call to action استفاده کنند. عناصری همچون Call to action کارهایی که بازدید کننده باید انجام دهد را مشخص می کند. فرم ها، دکمه ها و متون خلاقانه و ابداعی بر اساس نوع متن ، طرح رنگی، گرافیک ها و حتی موقعیت آنها در صفحه بهینه سازی می شود تا نتایج بهتری حاصل گردد.

11. بازاریابی دیجیتال شما را برای اینترنت اشیا آماده می کند:

اینترنت اشیا یک اکوسیستم جهانی از دستگاه های به هم مرتبط همچون تبلت ها، گوشی های هوشمند، گجت ها و اپلیکیشن هاست که می توانند از طریق اینترنت با یکدیگر تعامل داشته باشند. زنده ماندن در عصر اینترنت اشیا بدین معنی است که بتوانید از این شبکه به هم پیوسته به نفع خود و برای بدست آوردن مشتریان و مخاطبان استفاده کنید.

12. بازاریابی دیجیتال موفقیت سایت های آنلاین را تضمین می کند:

حتی اگر روزانه میلیون ها نفر بازدید کننده از سایت خود داشته باشید، بدون افزایش نرخ تبدیل موفقیتی نخواهید داشت. بازاریابی دیجیتال به شما کمک می کند از استراتژی های تایید شده و تکنیک های موثر برای جذب ترافیک مورد نظر استفاده کنید. هدف قرار دادن افراد مناسبی که بتواند نتایج مورد نظر مناسبی ایجاد کند، هدف بازاریابی دیجیتال است. با استفاده از این بازاریابی قادر خواهید بود در دنیای فناوری امروز جان سالم به در ببرید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

بازاریابی پارتیزانی که در فارسی به بازاریابی چریکی نیز موسوم است برگردان عبارت Guerrilla Marketing است. واژه Guerrilla به معنی پارتیزان است. بازاریای پبارتیزانی توسط جی کنراد لوینسون در کتابی با عنوان بازاریابی پارتیزانی در سال ۱۹۸۲ ارائه شد. بازاریابی پارتیزانی روشی نامنظم و غیرمعمول در انجام فعالیت های ترفیعی بر مبنای یک بودجه بسیار کم است. چنین ترفیعات و پیشرفتهایی گاهی اوقات به گونه ای طراحی می شوند که مخاطب هدف، حتی از وجود آنها بی اطلاع است و این ترفیعات نوعی بازاریابی پنهان یا سری است.

اصول بازاریابی پارتیزانی

بازاریاب پارتیزانی باید خلاق باشد و روشهای نامنظم و غیرمعمول ارتقا و پیشبرد را طراحی وتدبیرکند. او باید کلیه ارتباطات و تماسهای خود را، چه حرفه ای و چه شخصی به‌کارگیرد و نیز شرکت ومحصول آن را آزمون کند و به دنبال منابع تبلیغاتی باشد. بسیاری از اشکال تبلیغ، می توانند بسیار ارزان و آزاد باشند.

لوینسون، اصول زیر را به عنوان زیربنای بازاریابی پارتیزانی شناسایی می کند:

- بازاریابی پارتیزانی به طور ویژه در کسب و کارهای کوچک کاربرددارد.

- بازاریابی پارتیزانی باید بر مبنای روانشناسی انسانی باشد تا تجربه، قضاوت و حدس یا گمان.

- سرمایه گذاریهای اولیه در بازاریابی به جای پول باید زمان، انرژی و قوه تخیل یا تصویرسازی ذهنی باشد.

- آمار و ارقام اولیه برای اندازه گیری کسب و کار، میزان سود است نه فروش.

- بازاریاب نیز باید بر تعداد روابط جدید ایجادشده در هر ماه تمرکزکند.

- به‌جای سعی در راستای تنوع بخشی از طریق ارائه محصولات و خدمات مربوط، استانداردی را برای تعالی با تمرکزی دقیق ایجادکند.- به‌جای تمرکز بر کسب مشتریان جدید، مشتریان فعلی و داشتن معاملات بیشتر و بزرگتر با آنها را هدف قرار می‌دهد.

- فراموش کردن رقابت و تمرکز بیشتر بر همکاری با کسب و کارهای دیگر.

- بازاریابان پاریتزانی باید همواره ترکیبی از متدها و روشهای بازاریابی را در یک رشته اقدامات و عملیات به‌کارگیرند.

- به‌کارگیری تکنولوژی روز به عنوان ابزاری برای توانمندسازی بازاریابی.

با وجود آنکه امروزه این موارد امکان پذیر هستند، لیکن بازاریابی پارتیزانی یک روند کلی شده است. دیگر هیچ حربه ساده ای در کسب و کار کوچک وجودندارد و در حقیقت، ۵۰۰ شرکت موفق امروز، در حال جهش به سمت منازعه و رقابت در راستای افزایش تعداد خود هستند. جنرال الکتریک، یاهو، سیتی گروپ، سونی اریکسون و نایکی همگی اصول و اقدامات بازاریابی پارتیزانی را به مرحله اجرا گذاشته اند. بازاریابی پارتیزانی یک واژه و مفهوم تعریف شده به شکلی مبهم است که اخیرا به عنوان توصیف گر بسیاری از انواع روشهای سنتی به‌کارگرفته شده است. این روشها عبارتند از:

- بازاریابی ویروسی(Viral) از طریق شبکه های اجتماعی

- بازاریابی محیطی Ambient

- بازاریابی حضوری Presence

- بازاریابی ریشه ای Grassroots

- بازاریابی گزینشی Alternative

- بازاریابی کلامی Buzz

- بازاریابی پنهان یا سری Undercover

- بازاریابی تجربی Experiental

تاکتیک های بازاریابی پارتیزانیاگرچه تکنیک های بسیاری در بازاریابی نامنظم یا پارتیزانی وجوددارد، لیکن در اینجا به نمونه هایی از این تکنیک ها اشاره می شود: _ اقدامات کلامی یا شفاهی.

_ دست‌یابی مستقیم به مشتریان از طریق جریانات و اقدامات عادی روزمره آنها.

_ نظرخواهی یا نظرسنجی شخصی.

_ تبلیغات پیشرو- اقدامات تبلیغاتی.

_ بازاریابی تلفنی از طریق کلیه اعضای شرکت.

_ نامه های شخصی.

_ تبلیغات اینترنتی.

_ جلسات و نشست های شخصی.

_ آگهی های طبقه بندی شده.

_ مجموعه اقدامات پست مستقیم و …..

 

تفاوتهای بازاریابی سنتی و پارتیزانی

بازاریابی پارتیزانی برای کسب و کارهای کوچک طراحی شده بود، لیکن اکنون به طور فزاینده ای توسط کسب و کارهای بزرگ به کار گرفته می شود. لوینسون، ۱۲ مورد را به عنوان تفاوتهای میان بازاریابی سنتی و پارتیزانی مطرح کرده است که در ادامه بیان می شوند.

۱- بازاریابی سنتی نیازمند آن است که شما پول یا سرمایه خود را در فرایند بازاریابی سرمایه گذاری کنید. بازاریابی پارتیزانی می‌گوید سرمایه گذاری اولیه شما باید زمان، انرژی و تصویرسازی ذهنی باشد.

۲- بازاریابی سنتی ابزاری برای کسب و کارهای بزرگ و پیشنهاددهنده تاکتیک‌هایی در ارتباط با شرکتهای عظیم و بودجه های کلان آنهاست. بازاریابی پارتیزانی، در کسب و کارهای کوچک به کارمی رود.

۳- بازاریابی سنتی چگونگی انجام بهینه کسب و کار را از طریق فروش اندازه گیری می کند. سنجش اولیه در بازاریابی پارتیزانی مربوط به سود است.

۴- بازاریابی سنتی بر مبنای تجربه و قضاوت است که درگیر حدس و گمان است. بازاریابی پارتیزانی بر مبنای علم روانشناسی، قوانین رفتار انسانی است. یقینها و اطمینانهایی وجوددارد که فرد آنها را در رابطه با الگوهای خرید لحاظ می کند و بازاریابان پارتیزانی بر این یقینها و اطمینانها تمرکز می کنند.

۵- بازاریابی سنتی، افزایش نسبتها یا نرخهای تولید کسب و کار و سپس تنوع بخشی از طریق ارائه محصولات را پیشنهادمی کند.

6- بازاریابی سنتی شما را ترغیب می کند تا کسب و کار خود را به طور خطی از طریق افزودن مشتریان جدید رشددهید. بازاریابی پارتیزانی شما را ترغیب می کند تا کسب و کار خود را به شکل هندسی رشددهید. هدف بیشتر معاملات با مشتریان موجود، معاملات وسیعتر و معاملات مرتبط با بکارگیری تعقیب مشتری و خدمات اصلی یا کلیدی است.

۷- بازاریابی سنتی از شما می خواهد تا در جستجوی فرصتهایی برای از میان بردن رقابت باشید. بازاریابی پارتیزانی از شما می خواهد تا رقابت را برای مدتی فراموش کنید و در جستجوی فرصتهایی برای همکاری با کسب و کارهای دیگر و حمایت یکدیگر در یک تلاش متقابل در جهت کسب سود باشید.

۸- بازاریابی سنتی این باور را در شما ایجادمی کند که به عنوان مثال، تبلیغات یا پست مستقیم یا داشتن وب سایت اهمیت دارد. بازاریابی پارتیزانی می گوید که هیچ یک از این مفاهیم به تنهایی در بازاریابی عامل موفقیت نیست، بلکه ترکیبات بازاریابی است که عامل کامیابی است. اگر شما تبلیغات را با پست مستقیم ترکیب کنید، هریک به دیگری جهت انجام کار به شکل بهتر کمک خواهدکرد.

۹- بازاریابی سنتی تأکیددارد که شما دریافتی های خود را هر ماه جهت مشاهده میزان فروش خود محاسبه کنید، در حالی که بازاریابی پارتیزانی بر تمرکز شما بر این امر اشاره دارد که شناخت بسیاری از روابطی که هر ماه برقرار ساخته اید چگونه می‌تواند منجر به کثرت سود و مزایا شود.

۱۰- بازاریابی سنتی کمتر به بحث تکنولوژی می پردازد، زیرا تکنولوژی دیروز بسیار پیچیده، گران و بسیار محدود بود. بازاریابی پارتیزانی تأکید دارد که شما تکنولوژی امروز را غنیمت شمارید، زیرا کاربرد آن ساده است، خرید آن ارزان است و محدودیت در قابلیت آن جهت توانمندسازی کسب و کار شما در آغاز بازاریابی وجود ندارد.

۱۱- بازاریابی سنتی مجموعه ای از حربه هایی را که ممکن است برای ارتقای کسب و کار شما به کار رود، شناسایی می کند که همه آنها نسبتا هزینه بر هستند. بازاریابی پارتیزانی، هزاران حربه ای را که شما می‌توانید از طریق بکارگیری رایگان آنها سود خود را افزایش دهید، شناسایی می‌کند.

۱۲- بازاریابی سنتی بسیاری از مالکان کسب و کار را می ترساند، زیرا سرشار از ابهت و پیچیدگی است. بازاریابی پارتیزانی ابهت و عظمت آن را از میان می برد و نشان می دهد که دقیقا بازاریابی چیست و چه عواملی کارآفرین را تحت کنترل قرارمی دهند.

این نکات تفاوت فلسفی آشکار میان این دو رویکرد بازاریابی را نشان می‌دهند و مشخص می سازند. با شناخت مزیتهای مدیریت یک کسب و کار کوچک، پارتیزان درمی یابد که اندازه کوچک کسب و کار جزء مزیتهای آن است. کسب و کار می تواند همچون یک پارتیزان در جنگ، ماهرانه در بازار نفوذکند، راههای خلاقی که کسب و کارهای بزرگ قادر به بکارگیری آنها نیستند را به کار بندد.

کارآفرینان چیز اندکی برای باخت یا از دست دادن دارند و هر چیزی را از طریق تعقیب صمیمانه و صادقانه مشتریان به دست می آورند. از آنجایی که دنیای کسب و کار آنها تا اندازه ای کوچکتر از «کسب و کار بزرگ» است، پارتیزان ها (بازاریابان پارتیزانی) می توانند شور و شوق و اشتیاق مشتری را به مزیتهای محصول بهتر تحریک کنند و مانع از فرار مشتری شوند. توانایی آنها در متمرکزسازی توجه بر جزئیات و اجزای فرایند بازاریابی می تواند به آسانی میزان سود قابل حصول را تعریف کند.

بازاریابی پارتیزانی می تواند فرصتها را سریعتر به چنگ آورد و هر یک از آنها را از طریق استراتژی های خلاق استخراج کند، در حالی که بازاریابی سنتی به دنبال روش اجرایی قابل پیش بینی و دیکته شده توسط برنامه بازاریابی است. پارتیزان ها مشکلات را به عنوان فرصتهایی قلمدادکرده و راهکارهایی را برای آنها به منظور یادگیری بیشتر در مورد بازار جستجومی کنند.

مراحل اجرای بازاریابی پارتیزانی

سازمانی که پیگیری استراتژی بازاریابی پارتیزانی را انتخاب می کند، به این مسئله آگاه است که بازاریابی یک فرایند و نه یک رویداد است. لوینسون، یک حمله بازاریابی گام به گام را مطرح می سازد که به پارتیزان کمک می کند تا جنگهای واقعی را برای تولید سود برنده شود:

گام (۱): بازار را جستجوکنید. این امر درگرو جستجوی بازار، محصول، خدمت، گزینه های رسانه ای، رقابت، مشتریان، تکنولوژی، مزیتهایی که می تواند حاصل سازد و ترکیب شدن با شرکای بالقوه بازاریابی است.

گام (۲): فهرستی از سودها و مزیتها بنویسید. فهرستی از مزیتهایی را که شرکت ارائه می کند، ایجادکنید. این کار شامل دعوت کردن مشتریان به بحث و مشارکت در تکمیل فهرست با ذکر مزیتهایی است که شرکت قبلا آنها را مزیت تلقی نکرده بود. با این فهرست، شرکت مزیت رقابتی خود را تعریف می کند. این ویژگی منجر به اتخاذ تصمیمات در مورد سیاست اصلی برنامه بازاریابی می شود.

گام (۳): حربه های بازاریابی را که شرکت در حملات خود به کارخواهدگرفت، انتخاب کنید. در مورد ترتیب و اولویت بکارگیری و اجرای این حربه ها تصمیم گیری کنید. چه کسی مجری خواهد بود و حربه ها را پیگیری خواهدکرد و تاریخ دقیق اجرای هر حربه چه زمانی خواهدبود.

 

گام (۴): برنامه بازاریابی طراحی کنید. بر اهداف خاص بازاریابی شرکت جهت دستیابی تمرکزکنید. مشتمل بر “استراتژی های خلاقی” که به طور اجمالی برای ارسال پیام به بازارهای هدف به کارگرفته می شوند.

 

گام 5- یک تقویم پارتیزانی ایجاد کنیدتصمیم گیری و اجتناب از حوادث از این طریق آسانتر خواهد شد.

گام 6- اصلاحات و تنظیماتی را با شرکای بازاریابی به شکل ترکیبی اعمال کنید، این کسب و کارها با شرکا می توانند به تجارت از ازطریق افزایش عرضه بازار ضمن به اشتراک گذاشتن هزینه های بازاریابی کمک کنند.

گام 7- حمله بازاریابی پارتیزانی را بااجرای حربه ها آغاز کنید هیچ دلیلی برای اجرای یکباره همه حربه ها وجود ندارد، حمله راباسرعتی مناسب هم از لحاظ هیجانی و هم از لحاظ مالی اجرا کنید.

گام 8- حمله را حفظ و پشتیبانی کنید، حمله با عمل آنی و کوتاه نتایج آنی ارائه می دهد.

گام 9-حمله را ارزیابی و سنجش کنید سنجش اثربخشی بازاریابی امری حیاتی است و اگر سازمانی آمارو ارقام را به اطلاعات بدل کند می تواند اثربخشی بودجه بازاریابی را چند برابر کند.

گام10- حمله را در کلیه حوزه ها و زمینه ها بهبود بخشید پیام ، انتخاب رسانه ، حربه هاوبودجه را بهبود بخشید. هرگز تغییر و تحول ایجاد نکنیددر عوض بهبود هایی را صورت دهید.

منتشرشده در برندینگ
طراحی سایت