به واسطه کارم با مشتری ها، متخصیصن و وب مستر های زیادی در طول روز صحبت میکنم، که اولین مشکلشون به کل نداشتن بازدید و نتیجه نگرفتن از وبسایتشون هست. این دست از افراد اتفاقا بازاریابی محتوا هم انجام میدند و محتوا هم تولید میکنند. در واقع بازاریابی محتوای اونها به کل جواب نمیده و نتیجه گرفتن از وبسایت براشون به یک کار بسیار سخت و غیر ممکن تبدیل شده.

چرا اینطوره؟ اگر بازاریابی محتوا در این حد مهم هست که خیلی از اساتید بازاریابی میگن “بازاریابی محتوا تنها استراتژی باقی مانده بازاریابی هست” و ۹۰% کسب و کارهای B2B ازش استفاده میکنند پس چرا خیلی از کسب و کارها احساس میکنند بازاریابی محتوا برای اونها جواب نمیده و ازش نتیجه نمیگیرند؟

 

در ادامه مهم‌ترین مشکلاتی که وبسایت های ایرانی با اونها دست و پنجه نرم میکنند رو باهم بررسی خواهیم کرد.

۱- هدف وبسایت شما مشخص نیست

نداشتن هدف واضح و دقیق اولین و مهم ترین مشکل وبسایت ها هست. و خیلی ها هم در تعریف هدف کلا مشکل دارن! وقتی یک کسب و کار اینترنتی دارید از دو حالت خارج نیست که یا محصولی برای فروش دارید یا خدماتی برای ارائه. در دو حالت شما میخواین نیازی از مشتری رو برطرف کنید.

کاربر وقتی وارد وبسایت شما میشه دقیقا باید براش مشخص کنید که چگونه میخواین نیازش رو برطرف کنید و هدایتش کنید به سمت هر عملی که میخواین انجام بده.

این عمل میتونه ثبت نام در وبسایت شما باشه، میتونه دانلود اپ موبایل شما باشه، میتونه خوندن وبلاگ باشه ، تست کردن نرم افزار شما و هر چیز دیگه‌ای باشه…

برای هدایت کاربر به انجام عمل مورد نظرتون هیچ چیزی به جز المان های وبسایتتون در دست ندارید. جملات و محتوا، دکمه ها، لینک ها، فرم های ثبت نام یا عضویت در خبرنامه و غیره… هدف مورد نظر هرچیزی که باشه در نهایت باید به گرفتن اطلاعات کاربر منتهی بشه، تا بعدا بتونید بازاریابیتون رو هدفمندتر روی کاربرانی که به شما اجازه این کار رو با دادن اطلاعاتشون دادند انجام بدید.

اگر شما هیچ ایده‌ای راجع به بازاریابی ایمیلی و هدایت کاربر ندارید، قطعا نیاز به یک مشاور دارید.

۲- استراتژی بازاریابی محتوا ندارید

استراتژی بازاریابی محتوا به زبان ساده، مشخص کردن مرحله به مرحله کارهایی هست که باید انجام بشه و محتوایی که باید تولید بشه تا کاربر به هدف مورد نظر شما برسه. از هدف گذاری مناسب تا برنامه روزانه، هفتگی و ماهانه تولید محتوا و تحلیل و بررسی نتایج بدست آمده و بهینه سازی اونها.

حجم عظیمی از وبسایت ها هستند که واقعا محتوا هم تولید میکنند اما هیچ استراتژی مکتوب و مدونی ندارند. آمار نشون داده که در ۹۰% موارد اگر موفقیتی هم بدست بیاد مقطعی و ناپایدار هست. اگر هنوز استراتژی خودتون رو تنظیم نکردید همین الان اقدام نمایید و اگه نمیتونید برای داشتن یه مشاور اقدام کنید.

 

۳- محتوای خود را توزیع نمی کنید و هیچ رابطه ای با بقیه ندارید

 

سریعترین کار برای کشتن و حیف کردن محتواتون این هست که بعد از فشار دادن دگمه‌ی انتشار مقاله هیچ کاری نکنید و فکر کنید که مخاطب از هوا خواهد آمد و مطلب شما رو خواهد خواند و یا معجزه‌ای رخ خواهد داد و گوگل شما رو در صدر نتایج خودش خواهد برد و میلیونی بازدید به شما هدیه خواهد داد!

همچین چیزی نیست!

تولید محتوا تنها قسمتی از بازاریابی محتواست. نصف دیگرش توزیع و ترویج محتواست. بطور کلی بازاریابی محتوا به ۲ عمل کلی تقسیم میشه:

-   تولید محتوا

-   توزیع محتوا

مشخصا توزیع محتوا فقط رفتن به فیسبوک و توئیتر و شیر کردن لینک مقاله نیست! چطور محتوای خودتون رو توزیع کنید؟ چند راه ساده برای توزیع محتوا به شرح زیر هست:

-  خبرنامه ایمیلی (ساخت لیست ایمیل و بازاریابی ایمیلی)

-   شیر کردن محتوا در شبکه‌های اجتماعی (همزمان گسترش مخاطبهای شبکه های اجتماعیتون)

-  کامنت گذاشتن در وبلاگ‌های پربازدید و مرتبط با صنعت شما

-   ایجاد رابطه با وبلاگهای دیگر و نوشتن پست میهمان در آنها

-   پیدا کردن افراد معروف و تاثیرگذار در حوزه کاریتون که میتونند محتوای شما رو شیر کنند

-   پیدا کردن وب مسترهای دیگر و ایجاد رابطه با اونها و درخواست به اشتراک گذاری مطالب شما

-   وغیره…

واقعا راه‌های خیلی زیادی برای ترویج و توزیع محتوا هست و حتی میتونید در این راه خلاقیتهای زیادی به خرج بدید. فقط کافی هست به همون اندازه‌ای که برای تولید محتوا وقت میگذارید، حتی بیشترش رو برای توزیعش وقت بگذارید.

۴- محتوای شما افتضاح است

دیگه واقعا با این حجم محتوای کپی که وجود داره باید این رو گفت. بعضی اوقات برخی از وبمسترها هیچ کاری به جز کپی کردن مقالات دیگران نمیکنند و فکر هم میکنند هرچی بیشتر کپی کنند بهتر هست و اتفاق خاصی میفته و گوگل بهشون روزی ۱ میلیون نفر بازدید میده! بعضی‌ها هم مقالاتی رو کپی میکنند که خودشون ترجمه یک مقاله خارجی دیگه هستند…

زهی خیال باطل!

 

بازاریابی محتوا یعنی شما باید محتوا تولید کنید، اون هم محتوای با کیفیت. کیفیت محتوای شما به شدت روی نتیجه کار شما تاثیرگذار هست. اگر محتوای بهتری از محتوای شما در سطح وب وجود داشته باشه چرا مخاطب ها باید محتوای شما رو بخونند اصلا؟! یا چرا بقیه باید به اون لینک بدن و شیرش کنند؟

با رشد روزافزون بازاریابی و تولید محتوا، قد علم کردن و ایستادگی در یک بازار و صنعت پر جمعیت سختتر از همیشه شده. بازاریابی و تولید محتوای با کیفیت ساده نیست، ارزان هم نیست و نیاز به کار، زمان و هزینه داره.

۵- بازار هدف (Niche Market) خود را به درستی مشخص نکرده اید

اگر از من بپرسند یکی از مهمترین عوامل موفقیت در بازاریابی محتوا چی هست، قطعا انتخاب بازار هدف مناسب رو خواهم گفت. بازار هدف کوچک و مشخص در بازاریابی سنتی هم کاربرد داشته. در بازاریابی محتوا امروز بیشتر از هر زمان دیگری مهم هست که بازار هدف خودتون رو به بهترین و متمرکزترین شکل ممکن مشخص کنید. معروفترین جملات بازاریابی میگن “شما نمیتوانید همه چیز برای همه کس باشید” و “کوچکتر، بزرگتر است”.

ایده این هست که با توجه به مهارت ها و دانشی که دارید، با تولید محتوای مناسب و هدفمند، بخش کوچکی از یک بازار بزرگ رو بطور کامل در اختیار بگیرید و در اون بخش کوچک بهترین بشید. تمام سوراخ های محتوایی در بازار هدفتون رو پیدا کنید، ببینید در چه حوزه هایی محتوای خوب و مناسبی وجود نداره و بطور کامل اون بخش مشخص رو پوشش بدید، عمیق بشید، نتایج موتورهای جستجو رو از محتوای خودتون پر کنید تا رهبر اون بخش بشید.

اگر موفق به این کار شدید، میتونید یک مرحله به جلو برید و بخش های دیگه ی بازار رو نیز کم کم به دست بگیرید.

۶- بازار هدف شما به شدت رقابتی و سخت است

بازاریابان محتوایی که در بازارهای شدید رقابتی هستند کسانی هستند که بیش از همه برای نتیجه گرفتن مشکل دارند. دلیل هم واضح هست. بازار شما پر از رقبای قوی و وبلاگ های و تجارتهای مختلف هست.

چراغ جادویی وجود نداره که روی اون دست بکشید و یک شبه بتونید از همه بالا بزنید!

در همچین بازارهایی باید استراتژی خودتون رو دوباره تنظیم کنید، رقبا رو به دقت بررسی کنید، منحصر به فرد عمل کنید و آرام آرام و استراتژیک قدم بردارید. گاهی لازم هست نوع محتوایی که بیشترین تاثیر رو در حوزه تون داره پیدا کنید و زمان و هزینه بیشتری روی اون بگذارید و با کیفیتی بهتر از رقبا ارائه اش بدید.

۷- به اندازه کافی صبر ندارید و نتیجه را سریع و یک شبه میخواهید

بازاریابی محتوا به زمان نیاز دارد تا رشد کند و ارام ارام محتوای شما بتواند در موتورهای جستجو پدیدار شود. هیچ راهی وجود ندارد که در چند هفته حتی چند ماه بتونید به سرعت نتیجه بگیرید.

به جای عجله، روی یک برنامه زمانی کاملا مشخص بصورت روتین و ادامه دار محتوای با کیفیت تولید کنید و مخاطبان خود را آرام ارام بیشتر کنید. صبر کنید و نتیجه را خواهید دید.

 

۸- رابط کاربری وبسایت شما خوب نیست و کاربر را به سمت نتیجه دلخواه هدایت نمیکند

در اوایل مقاله از داشتن هدف حرف زدیم. نیاز نیست خدای رابط کاربری باشید. میتونید با جملات و دگمه های خیلی ساده هم کاربر رو به سمت هدف مورد نظر خودتون هدایت کنید. صحبت از صفحات فرود و دگمه ها و کپی رایتینگ و اینها از حوصله این بخش خارج هست، اما سعی کنید یک هدف اصلی تعیین کنید و:

-   طراحی سایتتان بسیار ساده و حول محور هدف اصلی نگه دارید.

-   از بیش از ۴ تا ۶ گزینه برای منوها استفاده نکنید و از زیر منوها استفاده کنید.

-   از Call To Action ها در اول صفحه و آخر صفحه اصلی خود استفاده کنید. (البته بستگی به نوع وبسایت شما دارد)

-   بطور خلاصه نگذارید کاربر تصمیم بگیرد که چه کار باید بکند و کجا باید برود، برایش بصورت واضح مشخص کنید.

۹- هیچ ذهنیتی راجع به تحلیل و آنالیز و تبدیل بازدید به مشتری ندارید! واقعا اگر ذهنیتی ندارید بپرسید! یاد بگیرید یا از کسیکه میداند کمک بگیرید. شما باید، تاکید میکنم باید حتی ریزترین حرکات بازدیدکنندگان در وبسایتتان را نیز بررسی کنید. باید بدانید چند درصد از بازدید کنندگان، کاری که شما میخواسته اید را انجام داده اند و چند درصد نداده اند. باید بدانید چند درصد در وبسایت مانده اند و چقدر نمانده اند. باید بدانید بیشترین ترافیک شما از کدام سایت ها بوده، در کدام قسمت ها باید بیشتر کار کنید…

دانستن تمام اینها به شما کمک میکند تا در طول زمان فاکتورهایی که بهترین نتیجه را رقم میزنند نگه دارید و فاکتورهایی که جواب نمیدهند را تغییر دهید یا حذف کنید. قسمت عمده ای از تحلیل خود را میتوانید با گوگل آنالایتیکس انجام دهید.

۱۰- فکر میکنید باید ترافیک نجومی داشته باشید تا نتیجه بگیرید

سندرُمِ ترافیک نجومی متاسفانه بسیار در وبمستران ما شایع است. باور غلطی که موفقیت و فروش را مستقیما به حجم بالای ترافیک ورودی به وبسایت مرتبط میداند.

واقعا چنین نیست!

ترافیک بالا البته خوب است اما بسیار مهمتر از آن ترافیک هدفمند است. ترافیکی که به فروش تبدیل شود. ۱۰۰ نفر بازدید کننده مرتبط و خوب که با محتوای شما ارتباط برقرار میکنند و پتانسیل تبدیل شدن به مشتری دارند از ۱۰۰۰ نفر ترافیک مصنوعی و نا مرتبط بهتر است. شما باید بتوانید حتی از ۳۰-۴۰ نفر بازدید در روز هم نتیجه بگیرید و رفتارهای آنها را برای بهتر شدن بررسی کنید.

هیچ وبسایتی یک شبه به بازدید بالا نرسیده و شما هم نخواهید رسید. با صبر و حوصله از یک بازار هدف متمرکز شروع کنید، با مخاطبانتان آرام آرام رابطه برقرار کنید و سعی کنید از بازدید کمتان نتیجه بیرون بکشید تا برای ترافیک بالا آماده شوید. ساخت گروهی از مخاطبان وفادار که محتوی شما را در سطح وب منتشر میکنند کاری زمان بر و البته زیباست.

جمع بندی

بازاریابی محتوا یک روند ادامه دار و یک رشد آرام در طول زمان است. مهمترین فاکتورهای آن تولید محتوای با کیفیت بصورت روتین و همیشگی و شناخت مخاطب هدف است. ممکن است هزاران دلیل برای شکست شما وجود داشته باشد اما مشکل شما میتواند جزء موارد بالا باشد. من اطمینان دارم ۹۰% از کسب و کارها میتوانند از بازاریابی محتوا استفاده کنند و یا استراتژی محتوای خود را بهتر کنند. اهداف کسب و کار خود را مشخص کنید، برنامه ریزی کنید و همین امروز شروع کنید.

فقط به یاد داشته باشید که از آن لذت ببرید.

آیا شما در بازاریابی محتوای خود دچار مشکل هستید؟ چگونه موفق شدید مشکل را برطرف کنید و نتیجه بگیرید؟

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

برای من یک دلیل خوب و قانع کننده بیاورید  که بر اساس آن شما نباید از ایمیل مارکتینگ در کسب و کار خودتان بهره ببرید، و من ۵ دلیل بهتر می آورم برای اینکه بگویم استفاده کردن از آن در کسب و کار یک قانون است.

شمایی که تازه در ابتدای این راه هستید، اول باید لیستی از افراد مختلف تهیه کنید تا بتوانید پیوسته با آنها در ارتباط بمانید. اگر لیستی از افرادی که می خواهید با آنها کار کنید، ندارید، در نتیجه کسی را ندارید که به شما پول دهد.

دوم زمانی که بازدید کنندگان شما به سایت و یا صفحه فیسبوک شما مراجعه می کنند، گرفتن آدرس ایمیل آنها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، چرا که در نتیجه آن می توانید باز با آنها در تماس باشید. شما اگر یک وکیل، یک لوله کش، یک دندانپزشک یا یک شرکت خدمات گرمایشی و سرمایشی هستید، هیچ دلیلی مبنی بر اینکه کسی سایت شما را بیش از یکبار بازدید کند وجود ندارد. اگر شما از بازدید کنندگان خود آدرس ایمیل دریافت نمی کنید، بنابراین روی از دست دادن آنها برای همیشه بسیار باید حساب کنید. و این با در نظر گرفتن هزینه ای که متقبل شده اید تا آنها سایت شما را مورد بازدید خود قرار دهند، هزینه بسیار زیادی است.

حتی اگر با مردم در محیط فیسبوک تعامل دارید، باز هم باید آدرس ایمیل آنها را دریافت کرده و ذخیره کنید. فیسبوک به شما اجازه می دهد تا با تمامی عاملین و مراجعین خود ارتباط داشته باشید، اما آنها به همین شکل دسترسی شما را به مشتریان و مراجعین خودتان محدود می کند، چرا که از شما توقع دارند در برابر دریافت این خدمات هزینه ای را پرداخت کنید. بنابراین دریافت و جمع آوری آدرس ایمیل مراجعین کاری بسیار پر اهمیت است، چرا که فیسبوک پیوسته بدنبال دریافت هزینه های مختلف از شما برای ارائه تبلیغات شما به آنهاست. اگر شما آدرس ایمیل مخاطبین خودتان را داشته باشید، دیگر نیازی به پرداخت هزینه به فیسبوک به این منظور نخواهید داشت.

 

به عنوان نکته سوم اینکه، شما می توانید اطلاعیه هایی را با قابلیت حساسیت به زمان به تمامی اعضای لیست ایمیلی خود بفرستید و در لحظه از طرف آنها پاسخی مبنی بر وصول دریافت کنید. کاری که در عمل در تلویزیون یا تبلیغات در نشریات امکان پذیر نیست. نکته منفی در این رابطه اینست که ایمیل همیشه از نرخ بازگشایی بالایی برخوردار نیست. به عبارت دیگر، ممکن است تنها ۲۰ درصد از افراد لیست شما که ایمیل را دریافت کرده اند، این ایمیل ها را باز کرده و مطالعه کنند. اگر شما تجربه کافی نداشته باشید یا بد عمل کنید ممکن است نرخ بازگشایی ایمیل برای شما حتی به ۵ درصد هم نزول کند و اگر در این زمینه خوب عمل کنید ممکن است نرخ این بازگشایی برای شما حتی بالای نرخ متوسط هم برود. در ادامه راههایی را برای بالا بردن این نرخ بازگشایی مطرح می کنیم.

نکته چهارم که بر اساس آن مردم دوستدار مشاهده ویدئو در محیط اینترنت هستند و شما می توانید با استفاده از ایمیل برای آنها بصورت رایگان ویدئو ارسال کنید. ارسال فایلهای ویدئو از طریق ایمیل از قدرت بیشتری برخوردار هستند، چرا که مردم بطور کلی تماشای ویدئو را به خواندن متن ترجیح می دهند. من این نتیجه را پس از ارسال یک  دوره ایمیل با محتوای نگارشی و یک دوره با محتوای ویدئو و مقایسه نتایج حاصل از این ارسال ها بدست آوردم.

نکته پنجم اینکه دسترسی به اینترنت با گوشیهای موبایل روندی در حال رشد است. مدرک و گواه می خواهید؟ در محیط خارج از دفتر خود به جمعیتی از مردم در حال گذر بنگرید و ببینید که چند نفر از آنها در حال استفاده از گوشی تلفن خود هستند. آنها از گوشی خود برای چک کردن وضعیت حساب کاربری شبکه های اجتماعی خود، گوش دادن به موسیقی، استفاده از جی پی آر اس، بازی کردن، و البته چک کردن ایمیل استفاده می کنند. گوشی تلفن با سرعت بسیار زیاد در حال رشد و جایگزین شدن با کامپیوترها برای گشت و گذار در اینترنت هستند. بنابراین با مشتریان احتمالی خود در ارتباط باشید، چرا که آنها در فضای اینترنت در حال چک کردن ایمیل با گوشیهای تلفن خود هستند و در آخر این نکته فرامون نشه که باید ایمیل طراحی شده به شکلی باشه که در گوشی های مختلف قابل مشاهده باشه.

 

حال بیایید تا با هم به صحبت در رابطه با استراتژی هایی برای بالا بردن نرخ بازگشایی ایمیل های شما بپردازیم.

بعد از بررسی های بسیار من به دو نتیجه مهم در این رابطه دست پیدا کرده ام. در درجه اول این ایمیل ها باید سرگرم کننده باشند. اما، عامل مهم تر برای اینکه یک ایمیل خوانده شود، انتخاب موضوع مناسب برای آن است.

موضوع ایمیل

موضوع در ایمیل همان نقشی را بازی می کند که یک تیتر خبری برای یک مقاله روزنامه بازی می کند. تیتر روزنامه در خواننده ایجاد کنجکاوی می کند تا وی را متقاعد به خواندن مقاله کند. همین موضوع برای ایمیل نیز صادق است. شما می توانید این موضوع را در رابطه با ایمیل ها امتحان کنیند تا ببینید که کدام یک شانس باز شدن بیشتری را دارند. شما با دیدن نتایج این آزمون شوکه خواهید شد. در اینجا می توانید تصویری را ببینید که باز گو کننده همین موضوع است:

از ایمیل مارکتینگ برای افزایش فروش خود استفاده کنید محمد کیان راد

 شما می توانید تاثیر درج موضوع را برای دریافت نتایج بهتر ببیند.

 

ایمیل های ارسالی در گروه A دارای نرخ بازگشایی بالاتری هستند – به این معنا که گروه A از نرخ بازگشایی ۴۵٫۵ درصد برخوردار بوده، در حالیکه این نرخ برای گروه B برابر با ۳۱٫۱ درصد می باشد. جالب توجه است بدانید هر یک از ایمیل ها نیز به تعداد برابر  برای هر دو گروه ارسال شده بودند. چهل و چنج نفر ایمیل A  و چهل و پنج نفر هم ایمیل B را دریافت کرده بودند و هر دو ایمیل از نظر محتوا کاملا یکسان بوده و فقط در موضوع در نظر گرفته شده با هم تفاوت داشتند.

حالا اجازه دهید فرض کنیم که شما یک لیست ۱۰۰۰ موردی از ایمیل آدرس در اختیار دارید. در این مرحله شما می توانید دو کار را انجام دهید.

در مرحله اول می توانید موضوع برتر و جذاب تر را در برابر یک موضوع دیگر مورد آزمون قرار دهید و آنها را برای افراد موجود در لیست خود ارسال کنید.

و البته در یک مرحله دیگر می توانید همین آزمون را با استفاده و از هر دو موضوع ایمیل جذاب تر و سپس موضوعی که از جذابیت کمتری برخوردار است، تکرار کنید. نتیجه ای که از این آزمون بدست می آید بطور تقریبی بیان می دارد که ۴۵٫۵ درصد از افراد ایمیل با موضوع جذاب تر را باز می کنند و ۳۱٫۱ درصد از افراد هم ایمیلی که با موضع دیگر فرستاده شده است را بازگشایی می کنند.

اهمیت این موضوع در اینجا مشخص می شود که:

فرض کنید که پیشنهاد شما برای خریدار سودی برابر با ۳۰ دلار در بر دارد. همچنین فرض کنید که بر اساس اطلاعات آماری سایت شما از هر ۱۰ نفر که ایمیل شما را می خواند، یک نفر اقدام به خرید پیشنهاد شما می کند. با استفاده از موضوع جذاب در ایمیل خود سود شما با احتصاب مفروضات بالا چیزی برابر با ۱۳۸۰ دلار می شود. (۴۵۵ نفر خواننده * ۱۰ درصد خرید* ۳۰$)  – با همین محاسبات اگر شما از موضوعی که کمتر مورد توجه است استفاده می کردید سودی معادل ۹۳۰ دلار کسب می کردید. تفاوت این دو حالت در میزان سود شما برابر با ۴۵۰ دلار بیشتر در صورت استفاده از موضوع جذاب تر می باشد. اما، توجه کنید که این آزمون برای شما هزینه ای را در برابر نداشته، حالا فکر کنید که عدم انجام این آزمون برای شما چه هزینه ای را به بار می آورد. فرض کنید که به عنوان یک دندانپزشک هر یک از مشتریان شما در دوران عمر خود به طور متوسط سودی برابر با ۵۰۰۰ دلار برای شما داشته باشند. علاوه بر این فرض کنید که ۵۰ درصد از مشتریان احتمالی شما، شما را بجای یک دندانپزشک دیگر مورد استفاده قرار دهند. تعداد افرادی که در نتیجه ایمیل با موضوع جذاب تر رو به شما می آورند، ۷۰ نفر بیشتر خواهد بود، این تعداد در طی دوره عمر خود مبلغی معادل ۳۵۰۰۰۰ دلار برای شما درآمد زایی به همراه می توانند داشته باشند که شما می توانستید آنرا از دست بدهید، در صورتی که این آزمون را انجام نداده بودید.  

نوشتن ایمیلها

زمانی که ایمیل خود را ایجاد می کنید، آنرا بصورتی مرتب کنید که خواندن آن برای خواننده با لذت همراه شود. حوصله خواننده خود را با مطالب مربوط به فروش و متونی که درک آنها برای همه آسان نیست، سر نبرید. اگر می خواهید یک پیام فروش را انتقال دهید، آنرا خلاصه، کوتاه و جذاب کنید.

به عنوان مثال، اگر یک دندانپزشک هستید ممکن است پیشنهاد سفید کردن دندان ها و یک معاینه کلی از دندانها را با نصف قیمت معمول انجام دهید. بیمار مراجعه می کند و ممکن است فقط چند خدمت اضافی نیاز داشته باشد. از این فرصت استفاده کنید و یک معاینه عمومی هم برای او در نظر بگیرید. این فرصت علاوه بر وفادار ساختن او می تواند باعث شود تا او مشتریان دیگری را هم به مطب شما معرفی کند و از این طریق باعث رشد کسب و کار شما شود.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

به هیچ وجه نمیتوان منکر تاثیر شبکه های اجتماعی در رشد کسب و کار ، فروش و برندینگ شد . ولی این امر در کنار مقرون به صرفه بودن ، نکات کلیدی و حساسی هم دارد که رعایت آنها به خصوص برای برندینگ و فعالیت های دراز مدت ، بسیار حیاتی و ضروری است .

بد نیست یکبار سیاست های مجموعه و شرکت خود را در این راستا بازبینی کرده و نقاط ضعف آن را برطرف کنید .

 

انتخاب مناسب شبکه اجتماعی

بدون شک حضور درشبکه های اجتماعی بیشتر ، برای هر کسب و کاری حائز اهمیت است ولی به شرط آنکه کمیت جای کیفیت را نگیرد . اگر در یک شبکه حضوری پر رنگ و فعال و حساب شده داشته باشید بهتر از آنست که در پنج شبکه فقط حضور داشته باشید . بنابراین بر اساس توانایی ها ، مطالب ، نوع فعالیت و مخاطب و شیوه مدیریتی که در اختیار دارید شبکه اجتماعی مفید تر را انتخاب کرده و در صورت موفقیت در آن و امکان گسترش آن ، شبکه های بیشتر را به آن بیافزایید .

به عنوان مثال شبکه های اجتماعی   پینترست و اینستاگرام ، عکس محور هستند و برای مشاغلی که با تصویر میتوانند محتوا را به مخاطب برسانند بیشتر توصیه میشوند . مشاغلی مرتبط با پوشاک ، دکوراسیون و …. از این دسته اند . ضمن آنکه بیشترین مخاطبین آنها را بانوان و جوانان تشکیل میدهند و آمارها نشان میدهد که مخاطبین پینترست معمولا به لحاظ تحصیلات و سطح درآمد ، از اینستاگرام بالاتر میباشند . پس مطالب را به شکل مطلوب تری دسته بندی کنید و به مخاطب هدف نزدیک تری ارائه نمایید .

فیسبوک همچنان دارای مخاطب بسیار بیشتری نسبت به دیگر شبکه هاست و نشر مطالب در آن ویژگیها و سهولت های بیشتری دارد . امکان گذاشتن فیلم و متن و عکس و لینک و … به شکل همزمان و خاصیت ویرال ( انتشار ویروسی ) بیشتر در آن ، میتواند از مزیتهای ترویج برند شما باشد . ولی این را هم در نظر بگیرید که بیشتر مخاطبین آن برای ارتباط با دوستان و آشنایان و اعضای خانواده و شاید حتی سرگرمی در آن حضور دارند ، پس در تبلیغات و برندینگ خود باید کلیات علایق آنها را در نظر گرفته و موجب دلسرد شدن آنها از پیج خود نشویم .

لینکدین بیش از دیگر شبکه ها ، بار تجاری و بیزینسی را بر دوش میکشد . مخاطبین آن ( طبق آمار ) بیشتر آقایان بوده و معمولا کاربران این شبکه دارای تخصص ، تحصیلات و درآمد بالاتری هستند . معرفی بیزینس و محصولات و خدمات شما چنانچه در آن افراط نشود و استراتژی معقولی داشته باشد ، نه تنها موجب دلزدگی افراد نمیشود بلکه حتی میتواند بیشتر از دیگر شبکه ها مورد استقبال قرار گیرد . برای جذب نیروی انسانی و پیشنهادات کاری نیز بستر مناسبی است و بسیاری از کاربران با این اهداف در لینکدین حضور دارند . پس محتوای پروفایل و مطالبتان را حرفه ای انتخاب کنید و بر اصول آن پایبند باشید .

توییتر نیز میتواند برایتان کارایی لازم را داشته باشد . به خصوص اگر حرفه شما به اطلاع رسانی های مستمر و روزمره نیاز دارد و جنسیت مخاطب در آن تاثیر چندانی ندارد ، توییتر میتواند کمک بزرگی به نشر مطالب شما کند .

شبکه-های-اجتماعی-مان-را-چگونه-انتخاب-و-مدیریت-کنیم-؟-محمد-کیان-راد

چگونه شبکه های اجتماعی مان را مدیریت کنیم

مهمترین نکته شاید محتوا و تاکتیک هایی باشد که برای این شبکه ها در نظر میگیرید . حتما بر مبنای یک فعالیت از پیش تعریف شده قدم بردارید و دقیقا بدانید قرار است چه مطالبی در چه بازه زمانی و برای چه جنس مخاطبی ارائه کنید . به اصول خود پایبند باشید و مخاطبینتان را با نظم در شبکه هایتان آشنا کرده و عادت دهید .

مطالب دست اول ارائه کنید و اگر محتوای مناسبی پیداکردید از کپی آن حذر کرده و تنها آن را به اشتراک بگذارید . ( تولید محتوا اولویت بیشتری دارد ، از اشتراک های مکرر از دیگر صفحات نیز پرهیز کنید تا در راستای برندینگ گام بردارید ) .

چند بار پست را بخوانید و مطمئن شوید از اصول نگارشی مناسبی برخوردار است غلطهای املایی و تایپی ندارد .

از هشتگ ها نهایت استفاده را ببرید ولی افراط نکنید . تنها هشتگ های کاملا مرتبط و فکر شده را تعیین کنید و برای آنها خط مشی مناسبی تعریف کنید .

به هیچ عنوان اقدام به خریداری فالوئر و دنبال کننده ، نکرده و مخاطبین علاقه مند به حرفه خود را پیدا کنید . خرید دنبال کننده با تبلیغات برای شبکه های اجتماعی فرق میکند . هر اندازه تبلیغات میتواند مفید باشد ، خرید فالوئر میتواند مضر باشد .

به عنوان مثال فیسبوک مطالب شما را به حدود ده درصد از فالوئر های شما ارسال میکند . هر چه تعداد اعضای غیر واقعی شما بیشتر باشد ، تعداد اعضای واقعی پیج شما که مایل به دنبال کردن مطالب شما هستند ، کمتر مطالب شما را میبینند .

پست های زیاد در ساعات کم نگذارید . تعداد پست ها را در حد مناسبی تعیین کنید که در طول شبانه روز برای اعضا آزار دهنده نباشد . آنها فقط وارد نمیشوند که مطالب شما را ببینند .

مرتب و مکرر از خودتان تبلیغ نکنید و اسم و برند خود را تکرار نکنید . آنها میدانند چه برندی را دارند دنبال میکنند و تا حد نیاز با شما آشنا هستند .

هیچکس تمایل ندارد با یک ربات یا یک ماشین همصحبت شود . کاربران توقع دارند نیروی انسانی گرداننده شبکه های اجتماعی ، با آنها در ارتباط بوده ، مطالب و کامنتهای آنها را بخواند و به آنها جواب درست دهد . همواره از افرادی برای مدیریت شبکه های خود استفاده کنید که در حد لازم با جزییات و سیاستهای مجموعه شما آشنا باشد ، اختیارات لازم را داشته باشد و از ادبیات هر شبکه اجتماعی در حد نیاز برخوردار باشد . توجه داشته باشید که پاسخهای شما را تنها همان شخص سئوال کننده نمیخواند بلکه برای همه اعضای شبکه قابل رویت و قضاوت است .

در فعالیت های اجتماعی تان صبور بوده و حضور فعال و با ثباتی داشته باشید . کاربران جدید خیلی زود متوجه تفاوت یک پیج فعال و با ثبات و یک پیج غیر فعال و نسنجیده میشوند و عکس العمل آنها کاملا بستگی به عمل شما دارد .

تا حد امکان از تصاویر مرتبط با نوشته تان بهره ببرید . تصاویر میتوانند نقش بسیار پر رنگی در محبوبیت پست های شما داشته باشند . ارتباط با تصاویر و اینفو گرافیک ها بسیار سریع بوده ، لایک و اشتراک های بیشتری جذب کرده و بیشتر از متن در ذهن میماند . خیلی بیشتر جلب توجه میکند و امکان اشتراک گذاری در شبکه های بیشتری را برای شما و مخاطبینتان دارد .

 

شبکه-های-اجتماعی-مان-را-چگونه-انتخاب-و-مدیریت-کنیم-؟-محمد-کیان-راد

تلاش کنید در ساعات مناسب در شبکه های اجتماعی مطلب بگذارید . این امر به بازدید بیشتر پست هایتان کمک کرده و نتیجه بهینه ای برایتان به دنبال دارد . تصویر زیر میتواند تا حد زیادی به شما کمک کند .
امیدوارم مطلب فوق که جمع بندی از فعالیتهای مثمر ثمر در شبکه های اجتماعی بود ، برایتان کارآمد و مفید باشد .

منتشرشده در مارکتینگ و سئو