هرساله بسیاری از کسب وکارها میلیاردها دلار برای تبلیغ در فیس بوک و اینستاگرام هزینه می کنند. اگر سرعت سرمایه گذاری تبلیغاتی در حوزه های آنلاین به همین ترتیب پیشروی داشته باشد، تا سال ۲۰۱۹ فقط در آمریکا ۱۷٫۳۴ میلیارد دلار هزینه تبلیغات آنلاین خواهد بود.

 این رقم شگفت انگیز پرسش های زیادی را در ذهن مخاطب ایجاد می کند. به عنوان مثال، چرا این مقدار هزینه اثربخش و رو به افزایش است؟ پاسخ را باید در امکانات فراوانی که این فضا به بازاریاب ها و طراح های تبلیغات می دهد، جست وجو کرد. در حقیقت شبکه های اجتماعی به صاحبان کسب وکار امکان کنترل کامل روی مخاطب و دسترسی آسان به مخاطب هدف را می دهد. با این حال همگام با امکانات بیشتر در زمینه کنترل مخاطب نیاز به تأمل از سوی بازاریاب ها نیز بیشتر می شود. در واقع در چنین فضایی دیگر صحبت از بازاریابیتوده ای قابل دفاع نیست.

برهمین اساس باید به سوی انتخاب مخاطب ایده آل و طراحی بهترین استراتژی به منظور دستیابی به آنها حرکت کنیم. به دلیل اهمیت این موضوع در این مقاله «لورن سلدِن» به بررسی چگونگی استفاده از ابزارهای هدف گذاری مخاطب در شبکه های اجتماعی به منظور دستیابی به مخاطب مورد نظر خواهد پرداخت.

گام اول: جمع آوری اطلاعات

گردآوری اطلاعات پیرامون مخاطب هدف یکی از مهم ترین ابزارها در راستای شناخت هرچه کامل تر از میزبان های تبلیغاتی مان است. برخی از سازمان ها اطلاعاتی طبقه بندی شده در مورد مشتریان شان دارند. این امر معمولا در شرکت های نسبتا بزرگ و با سابقه مرسوم است. اگر به هر دلیلی چنین اطلاعاتی را در دست ندارید، تلاش برای گردآوری آن به هزینه اش می ارزد.

پس از دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده باید مشتریان و مخاطب های دارای ویژگی موردنیاز در کمپین تان را انتخاب کنید. استفاده از این نوع اطلاعات نه تنها در زمان و هزینه های بازاریابی صرفه جویی خواهد کرد، بلکه تأثیرگذاری فعالیت مان را نیز تضمین می کند.

۳ گام اساسی برای جذب مشتری واقعی از طریق شبکه های اجتماعی

در این مرحله در صورت وجود اطلاعات کار نسبتا راحت خواهد بود. با این حال در صورت فقدان چنین مدارکی باید راهکار مناسب را برای تولیدشان انتخاب کرد. در این راستا بهترین راهکار توجه به معیارهای مخاطب ایده آل پروژه تبلیغاتی مان است. همچنین تصویرسازی مخاطب به همراه مشکلات و دغدغه های روزمره اش اهمیت فراوانی دارد. به این ترتیب تا حدودی امکان پیش بینی نحوه عملکرد مخاطب هدف مان فراهم می شود.

در مرحله بعد، باید ویژگی های موردنظرمان را به صورت دقیق و وسیع تر ترسیم کنیم. به عنوان مثال علاوه بر ویژگی هایی نظیر نیاز به محصول مورد تبلیغ باید مخاطب را از نظر سن، جنسیت و محل سکونت نیز تقسیم بندی کرد. در صورت امکان آگاهی از سلیقه شخصی و همچنین شبکه اجتماعی که بیشتر از آن استفاده می کنند نیز مفید خواهد بود.

در نهایت باید نحوه کمک رسانی محصول مان به مخاطب را مدنظر قرار دهیم. به عبارت بهتر، تمام فرآیند تبلیغات در راستای رفع نیاز مخاطب است. حال اگر این نیاز اصلا وجود نداشته باشد، هزینه های ما بی نتیجه خواهد ماند. یک راهکار ساده در زمینه دستیابی به مخاطب هدف مشاهده و تحلیل نحوه فعالیت سایر رقباست. براین اساس در کسب وکار خود فعالیت تبلیغاتی آنلاین یک یا دو رقیب تان را زیر نظر بگیرید. نحوه طراحی مطالب، شبکه های اجتماعی مورد استفاده و همچنین هشتگ های آنها به شما کمک شایانی در شناسایی مخاطب هدف خواهد کرد.

گام دوم: انتخاب استراتژی مناسب برای شبکه های اجتماعی مختلف

اگرچه کمپین های تبلیغاتی در راستای تحقق یک هدف ساده و مشخص توسعه می یابند، با این حال آگاهی از شبکه اجتماعی مناسب برای جلب مشتری به همین آسانی ها نیست. در اینجا باید به تفاوت سلیقه و سطح نیازهای کاربران هرکدام از شبکه های اجتماعی توجه کرد. به عنوان مثال، کاربران لینکدین بیشتر علاقه مند مطالعه مقاله های تخصصی پیرامون حوزه های مختلف کسب وکار هستند. در سوی مقابل، کاربران اینستاگرام اصولا با هر پستی که دربرگیرنده مطلب طولانی باشد، مشکل دارند. برهمین اساس انتخاب شبکه اجتماعی مناسب برای پیگیری فعالیت تبلیغاتی اهمیت بسیار زیادی دارد.

هنگامی که صحبت از ابزارهای مناسب برای هدف گذاری تبلیغاتی می شود، هیچ شبکه اجتماعی توان رقابت با فیس بوک و اینستاگرام را ندارد. این دو غول دنیای شبکه های اجتماعی علاوه بر ارائه امکانات متنوع در زمینه هدف گذاری مخاطب ها، اطلاعات جانبی جذابی در مورد فالوورهای تان نیز به شما می دهند.

در سوی دیگر میدان، توییتر و لینکدین اطلاعات کمتری در مورد کاربران در اختیار بازاریاب ها قرار می دهند. در عوض توییتر امکان هدف گذاری مخاطب با استفاده از کلیدواژه و هشتگ را فراهم کرده است. همچنین لینکدین نیز با توجه به بیوگرافی نسبتا کامل اغلب کاربرانش فرآیند هدف گذاری مخاطب را برای صاحبان کسب وکار بسیار راحت ساخته است.

توجه به امکانات هرداک از شبکه های اجتماعی هنگام بارگذاری پست های تبلیغاتی اهمیت ویژه دارد. به عنوان مثال، در توییتر برای تبلیغ لوازم سفر از هشتگ هایی نظیر «سفر_خوب» یا «گردش _خانوادگی» استفاده کنید. در سوی دیگر در فیس بوک از امکاناتی نظیر سن و محل سکونت افراد برای ارائه آگهی بهره ببرید.

اگر اندکی خلاقیت بیشتر به خرج دهیم، امکان بازاریابی عمیق تر نیز وجود خواهد داشت. به عنوان مثال، هدف گذاری کاربرانی که پست های مرتبط با کسب وکارمان را لایک کرد ه اند، راهکاری مناسب برای بازاریابی ثمربخش محسوب می شود. همچنین هدف گذاری مخاطب براساس مناسبت های پیشرو نیز مطلوب به نظر می رسد. به عنوان مثال، در فیس بوک امکان طبقه بندی کاربران براساس تاریخ تولدشان وجود دارد. همچنین فیس بوک در به روز رسانی جدیدش دسترسی به مخاطب هایی را که تولد دوستان شان نزدیک است برای اکانت های تجاری فعال کرده است. استفاده از این ویژگی برای کسب وکارهایی نظیر گردشگری و آژانس های هواپیمایی مطلوب به نظر می رسد.

در پایان این بخش باید به ضرورت صرفه جویی در هزنیه ها اشاره کرد. براین اساس، ارائه تبلیغات به کاربرانی که از پیش نسبت به عدم علاقه شان آگاه هستیم، منطقی نخواهد بود. در اینجا طبقه بندی کاربران اهمیت می یابد. به این ترتیب با رعایت مطالب ارائه شده در این مرحله تا حد زیادی از عدم هزینه بی مورد پرهیز خواهید کرد. همچنین فراموش نکنید که شما قابلیت هدف گذاری مخاطب براساس دستگاه مورداستفاده را نیز خواهید داشت. به عنوان مثال در صورت فعالیت در زمینه فروش لوازم جانبی گوشی های اندرویدی، شناسایی کاربرانی که از این سیستم عامل استفاده می کنند از صرف هزینه بیشتر جلوگیری خواهد کرد.

گام سوم: دریافت حداکثر بازخورد از مخاطب با ایجاد آرشیو گسترده

پس از موفقیت در دستیابی به مخاطب های هدف نوبت به ترکیب اطلاعات می رسد. این گام پس از انجام هر کمپین تبلیغاتی ضروری است. براین اساس اطلاعات به دست آمده در طول کمپین های مان را با یکدیگر ترکیب و مجموعه ای عظیم از مخاطب های مناسب با ماهیت کسب وکارمان خلق خواهیم کرد. اهمیت این شیوه در بازاریابی به اندازه ای است که برخی از آژانس های بین المللی با گردآوری تخصصی چنین اطلاعاتی درآمدهای چند میلیون دلاری کسب می کنند.

در این گام باید نسبت به حذف کاربرهای تکراری توجه کافی به خرج داد. در واقع در هر کمپین تعداد ثابتی از کاربران شناسایی به لیست شما اضافه می شوند. در این میان نزیدک به ۲۰درصد مخاطب های جدید از پیش از لیست تان حضور دارند. به این ترتیب با حدف کاربرهای تکراری تا حد امکان حجم پایگاه داده مان را پایین خواهیم آورد.

در عصر دیجیتالی نگهداری آرشیو مخاطب های هدف گذاری شده به صورت فیزیکی چندان منطقی به نظر نمی رسد. برهمین اساس استفاده از سیستم های فضای ابری مانند گوگل درایو یا دراپ باکس برای ذخیره سازی امن اطلاعات مناسب است. مزیت اصلی این شیوه نگهداری اطلاعات سهولت در دسترسی بدان هاست. به این ترتیب دیگر وقت تان را برای جست وجوی کاربران و افراد مدنظر تلف نخواهید کرد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

امسال همانند سالهای گذشته کمپانی معتبر اینتربرند، ۱۰۰ برند برتر جهان در سال ۲۰۱۷ را معرفی کرد که در این پست به معرفی برند های برتر می پردازیم.هرچند اینتربرد و سایر موسساتی که به ارزش گذاری برند اقدام می کنند، به روشنی روش هایشان را ارائه نمی کنند، اما شاید نوشته فوق جالب توجه باشد. اما قبل از اینکه به معرفی برند های مطرح بپردازیم، اینتربرند نکات جالبی را در زمینه برندهای برتر و برگزیده مطرح کرده که خلاصه ای از آن را اینجا باهم مرور می کنیم.

تغییرات شگرف

برای مثال کسب و کارهایی باید به این نکته توجه کنند که از دیدگاه اینتربرند، امروزه در هیجان انگیزترین عصر تغییر از زمان انقلاب صنعتی قرار گرفته ایم و این مساله باعث تفاوتهای شگرف اجتماعی، نگرشی و تکنولوژی شده است و هریک بر جنبه های تجارت و زندگی تاثیرگذاشته است. بنابراین رشد کسب و کارها در چنین محیط دائما در حال تغییر به یک چالش بزرگ تبدیل شده است. بنابراین برندها به ناقل هایی نیازمندند که ارتباط روشنی برقرار کند و با مخاطبان درگیری ایجاد نموده و یک تجربه بی نظیر را خلق کند. تجربه ای که مرتبط، پرمعنی و با ارزش باشد. در این عصر کسب و کارها بیش از هرچیز به برندها نیاز دارند.

100 برند برتر سال 2017 میلادی توسط موسسه اینتر برند معرفی شد محمد-کیان-راد

رشد از درون

برندها از داخل با انسانها ( منابع انسانی ) آغاز می شوند و در نهایت در بیرون به انسانها ارائه می شوند. این عنوان یکی از سرفصل های گزارش اینتربرند است که نشان می دهد برندسازی و تبدیل شد به یک برند معتبر چه مقدار به برندسازی داخلی و توجه به منابع انسانی نیازمند است. در این گزارش اشاره می شود که ۷۴ درصد از پرسش شوندگان از شغلشان رضایت داشته اند زیرا آنها احساس می کردند که کارشان برای خودشان، کمپانی و جامعه پرمعنی است. همچنین در این گزارش اشاره می شود که برندهایی که با هدف بهبود کیفیت ما تلاش می کردند در بازار سهام ۱۲۰ درصد رشد داشته اند. نهایتا اینکه تنها ۱۴ درصد از مشتریان به خاطر کیفیت محصول آن را رها کرده اند و ۶۸ درصد از  این ترک محصول ها به خاطر بی تفاوتی کارکنان برند بوده است.

و اما رتبه بندی ۱۰۰ برند مطرح جهان در سال ۲۰۱۷

100 برند برتر سال 2017 میلادی توسط موسسه اینتر برند معرفی شد محمد-کیان-راد

همانطور که ملاحظه می کنید طبق معمول اپل، گوگل، مایکروسافت، کوکاکولا، آمازون، سامسونگ، تویوتا، فیس بوک، بنز و نهایتا آی بی ام در صدر ۱۰ برند برتر جا خوش کرده اند!

۱۰ برند برتر، ۴۲ درصد از مجموع ارزش بهترین برندهای جهانی را در اختیار دارند.

فکر می کنم جمله بالا دقیقا تعریف برند بودن و برند برتر بودن را معنا می بخشد. اینکه ۱۰ برند برتر کمتر از نیمی از ارزش بهترین برندها را داشته باشند، اثبات مدیریت برند و رویکردهای مدیریتی برندسازی است.

100 برند برتر سال 2017 میلادی توسط موسسه اینتر برند معرفی شد محمد-کیان-راد

مجموعا ۱۶ برند توانسته اند درصد رشد ۲ رقمی در سال ۲۰۱۷ را ثبت کنند.

100 برند برتر سال 2017 میلادی توسط موسسه اینتر برند معرفی شد محمد-کیان-راد

100 برند برتر سال 2017 میلادی توسط موسسه اینتر برند معرفی شد محمد-کیان-راد

kianrad btand2017 06

kianrad btand2017 07

kianrad btand2017 08

 

و برندهایی که جدیدا به جدول ۱۰۰ تایی ها وارد شده اند

100 برند برتر سال 2017 میلادی توسط موسسه اینتر برند معرفی شد محمد-کیان-راد

نتفیلیکس و فراری را می شناسیم اما شاید برایمان Salesforce غریبه باشد. اینکه یک کسب و کار مربوط به سرگرمی و یک برند ماشین های لوکس به جمع ۱۰۰ برند برتر جهان در سال ۲۰۱۷ راه پیدا کرده بار دیگه به ما ثابت می کند که برند می تواند سیطره متنوعی از کسب و کارها و افراد را دربر بگیرد. مهم راه حل های خلاقانه مدیریت برند است.

بخش ها و صنایع پیشرو در برند سازی

100 برند برتر سال 2017 میلادی توسط موسسه اینتر برند معرفی شد محمد-کیان-راد

پنج بخش برتر که بیشترین برندها را در میان لیست ۱۰۰ تایی ها دارند، همانطور که انتظار هم می رفت، بخش های تکنولوژی، اتومبیل، سرویس های مالی، نوشیدنی ها و نهایتا خرده فروشی ها هستند که برندهای برتر این صنایع را در تصاویر بعدی مرور می کنیم.

100 برند برتر سال 2017 میلادی توسط موسسه اینتر برند معرفی شد محمد-کیان-راد

بخش تکنولوژی از آن بخش های پر از برند برتر است از اپل و گوگل پر سهم گرفته تا برندهایی مثل سیسکو و اوراکل. البته حضور لنوو در میان این جمع یا حتی شرکت ادوبی می تواند جالب توجه باشد. اینکه از میان ۱۰۰ برند برتر ۱۵ مجموعه در حوزه تکنولوژی فعال هستند، نشان از توجه جهانی به مبحث تکنولوژی است چه کمپانی ها و چه مصرف کنندگان نگاه به آینده ای دارند که تکنولوژی برای آنها به ارمغان خواهد آورد.

100 برند برتر سال 2017 میلادی توسط موسسه اینتر برند معرفی شد محمد-کیان-راد

100 برند برتر سال 2017 میلادی توسط موسسه اینتر برند معرفی شد محمد-کیان-راد

100 برند برتر سال 2017 میلادی توسط موسسه اینتر برند معرفی شد محمد-کیان-راد

در بخش کالاهای ورزشی هم بعید نبود که نایک و آدیداس در جمع جدول ۱۰۰ برند برتر جهان در سال ۲۰۱۷ حضور داشته باشند. هرچند سهم نایک از ارزش این بخش کاملا بیشتر است.

kianrad btand2017 14

نقش صنعت لجستیک بر هیچکس پوشیده نیست. به همین خاطر کاملا طبیعی است که غول های جهانی این عرصه در یعنی دی اچ ال، فدکس و البته یو اس پی در جمع ۱۰۰ برند برتر باشند. ضمن اینکه این صنعت در این لیست شش و نیم درصد رشد داشته و یک و نیم درصد ازکل ارزش لیست را به خود اختصاص داده است.

منتشرشده در برندینگ

باید ها و نباید های بازاریابی دهان به دهان

بازاریابی دهان به دهان یکی از قدیمی‌ترین انواع استراتژی بازاریابی است. این نوع بازاریابی یک راه خوب و مطمئن برای رسیدن به مشتریان هدف است و آن‌ها را به خرید یک محصول از برند خاص تشویق می‌کند. بازاریابی دهان به دهان از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ(افراد سرشناس) به معنی استفاده از رهبران و افراد سرشناس، متفکر و معروف در صنعت خود برای انتشار پیام خود به مخاطبانی گسترده‌تر است. به جای بازاریابی مستقیم برای یک گروه زیادی از مردم، شما با افراد و صنایع سرشناس ارتباط برقرار کرده و همکاری‌های متقابل سودمندی برای تبلیغ برند خود انجام می‌دهید. شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی محتوا دو عنصر مهم بازاریابی افراد سرشناس هستند.

طبق یک مطالعه شرکت نیلسون در سال ۲۰۱۵، ۸۴ درصد از مصرف‌کنندگان توصیه‌های دوستان و خانواده را قابل‌ اعتماد‌ترین و مؤثرترین عمل هنگام تصمیم‌گیری‌های خرید خود می‌دانند. بازاریابی دهان به دهان افراد سرشناس همان مفهوم توصیه‌ی دهان به دهان است که به غیر از عزیزان، افراد سرشناس را نیز شامل می‌شود.

حتی در عصر امروز، بازاریابی دهان به دهان مؤثر است و تأثیر زیادی بر ذهن مصرف‌کنندگان دارد. استراتژی بازاریابی آنلاین مفهوم بازاریابی دهان به دهان را تغییر داده است و مفهوم و موفقیت این نوع بازاریابی بستگی به کانال‌های ارتباطی مختلف دارد. بازاریابی دهان به دهان از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ(افراد سرشناس) را می‌توان ارائه‌ی توصیه‌های آنلاین از طریق نقد و بررسی‌های آنلاین، به اشتراک‌گذاری محصول در شبکه‌های اجتماعی، به اشتراک‌گذاری نظرات از طریق بحث، تبادل‌نظر و وبلاگ‌نویسی توصیف کرد. تبادل آنلاین اطلاعات، در تأثیرگذاری بر تصمیمات مشتریان در زمان حاضر نقش مهمی بازی می‌کند. بسیاری از کسب‌و‌کارهایی که موفق هستند، وابسته به بازاریابی و توصیه‌های دهان به دهان هستند.

چگونه به وسیله‌ اینفلوئنسر مارکتینگ بازاریابی دهان به دهان موفقی را انجام دهیم؟

افراد سرشناس در بازاریابی دهان به دهان افرادی مهم و کلیدی محسوب می‌شوند چرا که آن‌ها همیشه و در همه عصر داستان‌هایی را با مخاطبان به اشتراک می‌گذارند. تمام کاری که باید انجام دهید این است که آن‌ها را پیدا کرده و متقاعد کنید  در مورد برند و یا محصول شما داستان‌ها را گفته و به اشتراک بگذارند.

در حالی که بازاریابی دهان به دهان را می‌توان یک فرایند پیچیده محسوب کرد اما سه عنصر کلیدی است که پایه و اساس هر بازاریابی موفق را تشکیل می‌دهد: شناخت افراد سرشناس، پیدا کردن افراد سرشناس مناسب و سپس ارائه‌ی داستانی که آن‌ها بتوانند از فردی به فرد دیگر منتقل کنند. چند نمونه از کارهای مهمی که باید هنگام اجرای این نوع استراتژی باید به خاطر داشته باشید در ذیل عنوان شده است:

تحقیق کنید

درباره‌ی مخاطب هدف خود و مخاطبان و مشترکین افراد سرشناسی که به دنبال همکاری با آن‌ها هستید تحقیق کنید. آن دسته از مخاطبان و افرادی که بیش‌ترین همپوشانی را دارند، انتخاب کنید یعنی افرادی که با آنچه شما به دنبال تبلیغ آن هستید همخوانی دارند.

یک کمپین ایجاد کنید

هنگامی که شما مخاطبان و افراد سرشناس مناسب خود برای همکاری را شناسایی کردید یک کمپین ایجاد کنید و از صدای افراد سرشناس برای تبلیغ محصول و یا برند شما استفاده کنید. معیارهای که کارایی بازاریابی دهان به دهان به وسیله‌ی‌ این افراد را افزایش می‌دهد، بیابید.

داستان خود را بگویید

داستان برند شما باید آنقدر جذاب باشد که تأثیری مثبت بر ذهن افراد سرشناس داشته باشد و آن‌ها تمایل داشته باشند آن را بیان کرده و به اشتراک بگذارند. تنها زمانی که شما یک نقد و بررسی کامل از محصول ارائه دهید، آن‌ها می‌توانند اطلاعات دقیقی را کسب کنند و در اختیار مخاطب قرار دهند.

محصولات و خدمات مناسب مخاطبان هدف باشد

شما باید این واقعیت را در نظر بگیرید که بازاریابی دهان به دهان از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ زمانی موفق‌تر خواهد بود که مجصولاتی متناسب و مربوط به مصرف‌کنندگان و مخاطبان هدف را ارائه دهید. اگر مخاطبان هدف شما افرادی با میانگین سنی ۵۰ تا ۶۰ سال باشند، شما نمی‌توانید درباره چیزی که مربوط به نوجوانان است صحبت کنید.

از اصالت اطلاعات محصول مطمئن شوید

درباره‌ی آنچه برند شما وعده می‌دهد با افراد سرشناس صحبت کنید. اگر شرکت شما به تولید و فروش محصولات آرایشی بهداشتی می‌پردازد شما نمی‌توانید نتایج حاصل از محصولات دارویی را تضمین کنید. دادن اطلاعات غلط ممکن است اعتبار کسب وکار شما را به خطر اندازد. اطلاعات معتبر کمک می‌کند که بازاریابی دهان به دهان از سوی افراد سرشناس بر مردم بیشتر تاثیر بگذارد.

راه‌هایی برای جلوگیری از موانع در مسیر بازاریابی دهان به دهان

اگرچه بازاریابی دهان به دهان افراد سرشناس به عنوان یکی از بهترین استراتژی‌های تبلیغاتی برای نفوذ و تأثیرگذاری بر مصرف‌کنندگان توصیف شده است اما لازم است بدانید که این نوع بازاریابی می‌تواند باعث افزایش اعتبار کسب و کار شما شده و یا به طور کامل به اعتبار آن آسیب بزند. مشکلات مربوط به استراتژی بازاریابی دهان به دهان تقریباً شبیه به سایر کمپین‌های بازاریابی است. موفقیت این نوع استراتژی  به طور کامل به نحوه‌ای که افراد سرشناس اطلاعات را به  کانال‌های دیگر ارائه می‌دهند بستگی دارد. بهترین راه برای غلبه بر موانع مربوط به بازاریابی WOM عبارتند از:

در بازاریابی دهان به دهان به روشی مشابه همچون سایر برنامه‌های بازاریابی عمل نکنید. همیشه آن را به نحوی متفاوت نسبت به روش‌های دیگر انجام دهید. تنها درباره چیزی که مربوط به کالا است صحبت کنید و آن را با یک لحن جذاب و ترغیب‌کننده بیان کنید.

درباره‌ی محصول به نحوی درست و مناسب به افراد سرشناس اطلاعات و آموزش دهید. آن‌ها باید بتوانند در ارتباطات آنلاین خود در مورد مزایای استفاده از محصول و میزان تفاوت آن از برندهای دیگر اطلاعات دهند.

برای اینکه مردم را از طریق بازاریابی دهان به دهان متقاعد و ترغیب کنید مهم است که  تصویر برند خوبی بسازید. برای این کار لازم است کمی بیشتر روی کمپین بازاریابی از طریق افراد سرشناس کار کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

مدیریت کردن حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی مختلف کاری است که به مهارت، دقت و نکته‌سنجی بدیع نیاز دارد. برای اینکه بتوانید آوازه کسب‌وکار خود را در پهنه شبکه‌های اجتماعی گسترش دهید، باید بتوانید به بهترین نحو ممکن از این پلتفرم‌ها بهره بگیرید.

کسانی که در زمینه مدیریت حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی فعالیت دارند می‌دانند که گاها یک اشتباه ممکن است بهای گزافی برای کسب‌وکار داشته باشد. بنابراین پر واضح است که باید با تمام زیر و بم این کار حساس آشنایی داشته باشید. ما قصد داریم ۷ اشتباه رایج در مدیریت حساب‌های کاربری شبکه‌های اجتماعی را با شما به اشتراک بگذاریم.

برای مدیریت و موفق هرچه بهتر شبکه‌های اجتماعی شما نیز سعی کنید هرگز این هفت اشتباه را تکرار نکنید.

تمرکز روی کمیت به‌جای کیفیت

حضور شما در شبکه‌های اجتماعی باید امری پایدار و مداوم باشد، به‌گونه‌ای که کاربر احساس کند شما همیشه در کنار او هستید و می‌توانید مشکلات و سوالات او را به بهترین نحو ممکن پاسخ بگویید. اما توجه داشته باشید که در شبکه‌های اجتماعی هرگز نباید کیفیت را فدای کمیت کنید.

اینکه ۱۰۰ پست باکیفیت در اینستاگرام داشته باشید خیلی بهتر از آن است که ۱۰۰۰ محتوای بی‌کیفیت و با نرخ بازدهی پایین را پست کنید. با کاهش دفعات پست کردن مطالب در شبکه‌های اجتماعی می‌توانید بخشی از تمرکز خود را به کیفیت پست‌ها اختصاص دهید.

در تمام شبکه‌های اجتماعی حضور دارید

یکی از اشتباهات رایجی که مدیران کسب‌وکارها مرتکب می‌شوند این است که برای شرکت خود در تمامی شبکه‌های اجتماعی حساب کاربری ایجاد می‌کنند. شما فقط باید در پلتفرم‌هایی حضور داشته باشید که می‌دانید کاربران و مشتریان بالقوه‌تان نیز در آنجا حضور دارند.

هرچقدر که در شبکه‌های اجتماعی بیشتری فعال باشید به این معنی است که زمان بیشتری از شما صرف این پلتفرم‌ها خواهد شد و به‌احتمال‌زیاد نیز هیچ نصیبی از حضور در شبکه‌های اجتماعی ناآشنا نخواهید برد.

پست کردن یک محتوای واحد در تمامی شبکه‌های اجتماعی

ما معمولا به مشتریان توصیه می‌کنیم که محتواهایی منحصر به فرد را در هر شبکه اجتماعی به اشتراک بگذارند و از اشتراک‌گذاری یک محتوای واحد در تمامی شبکه‌های اجتماعی خودداری کنند. باید بدانید که نیازهای کاربران هر پلتفرم با پلتفرم دیگر متفاوت است و با یک محتوای واحد نمی‌توانید امیدی به جذب مخاطب جدید داشته باشید.

برای مثال، اینستاگرام یک شبکه اجتماعی بصری محور است و نوع کارکرد آن با فیس‌بوک یا توییتر متفاوت است. متن‌های بلندی که در فیس‌بوک به اشتراک گذاشته‌اید شاید در اینستاگرام نتوانند برایتان کاری از پیش ببرند.

۷ اشتباهی که نباید در شبکه‌های اجتماعی مرتکب شوید

سایز نامناسبی را برای ویدئوها و تصاویر خود استفاده کرده‌اید

محتواهای بصری در شبکه‌های اجتماعی همیشه بیش از سایر محتواها مورد توجه کاربران قرار می‌گیرند و از این حیث از اهمیت بالایی برخوردار هستند. اما سایز مناسب برای محتواهای بصری نیز نکته‌ای است که باید به آن توجه داشته باشید.
 

بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط bufferapp، نرخ بازدید و تعامل ویدئوهای مربعی معمولا ۷۸ درصد بیشتر است. با توجه به استفاده روزافزون کاربران از گوشی‌های هوشمند برای سیر در شبکه‌های اجتماعی، در نظر گرفتن سایز مربعی برای ویدئوها و تصاویر اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند.

فقط محتواهای خودتان را به اشتراک می‌گذارید
 

در مدیریت شبکه‌های اجتماعی نباید خساست به خرج دهید و باید با روی گشاده محتواهای مفید سایر سایت‌ها را نیز به اشتراک بگذارید. این کار باعث ایجاد پلی میان کسب‌وکار شما و سایت‌ها و مراکز دیگر می‌شود و هر دو طرف می‌توانند از مزیت‌های این همکاری بهره‌مند شوند. وقتی شما مطالب سایر سایت‌ها را در حساب‌های کاربری خود به اشتراک می‌گذارید، می‌توانید آگاهی از برند و تعداد دنبال‌کنندگان خود را نیز افزایش دهید.

از محتواهای تولید شده توسط کاربران استفاده نمی‌کنید
 

سعی کنید از محتواهای تولید شده توسط کاربرانتان نیز در پست‌های خود استفاده کنید. bufferapp با استفاده از همین رویکرد توانست تعداد دنبال‌کنندگان خود در اینستاگرام را در طی شش ماه حدود ۵۰۰ درصد افزایش دهید. با این رویکرد، کاربران تشویق می‌شوند که تعاملی بیشتر و باکیفیت‌تر با شما داشته باشند.

از ویدئو استفاده نمی‌کنید
 

ویدئو یکی از بهترین راه‌های ارتباطی در شبکه‌های اجتماعی است و معمولا پست‌های ویدئویی بازخورد خوبی را نیز دریافت می‌کنند. اما یکی از اشتباهات رایج کسب‌وکارها این است که فقط متن و تصویر را به‌عنوان خوراک شبکه‌های اجتماعی قبول دارند و حسابی روی ویدئو باز نمی‌کنند. غافل از اینکه ویدئو می‌تواند گاها بهتر است چند صد کلمه متن منظور کسب‌وکار را به مخاطبان منتقل کند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

ورود صنعت پوشاک و مد در فضای مجازی در میان کاربران ایرانی با تأخیر انجام و با به وجود آمدن فضای اینفلوئنسر ها در اینستاگرام و تلگرام بیشتر و همگانی‌تر شد.

یکی از دغدغه‌هایی که برندهای پوشاک مردانه و زنانه با آن روبرو بودند عدم توانایی در فروش آنلاین به دلیل نبود فرهنگ خرید اینترنتی در صنعت پوشاک و ناهماهنگی میان سایزها و اندازه لباس‌ها بود، اما با توجه به پتانسیل بسیار بالای کاربران در شبکه‌های اجتماعی و همچنین راه‌اندازی شبکه‌های فروش قدرتمند مانند بامیلو، دیجی استایل و غیره باعث شد تا برندهای پوشاک دست‌به‌کار شده و با حضور مستمر جلوی عقب ماندن برند خود در مقابل رشد سریع رقبا را بگیرند.

به دلیل اهمیت حضور در شبکه‌های اجتماعی به بررسی دو برند گراد و خانه مد راد در فضای مجازی پرداختیم که در متن زیر آمده است.

اگر صفحه اینستاگرام، یا کانال تلگرام خانه مد راد را مرور کنیم شاهد تصاویری از شخصیت‌های محبوب و موفق ایرانی می‌شویم، محتوای تولیدشده در خانه مد راد با استفاده از بازیگران و خوانندگان، کاملاً کاربر را درگیر با محصول خواهد کرد. اعتبار و جذابیت محصولات به شیوه‌ای جالب و غیرمستقیم بیان‌شده است، به‌عنوان مثال با ارائه تصاویر از خوانندگانی همچون احسان خواجه امیری، علی زند وکیل و شهاب مظفری بر روی استیج کنسرت، نشر تصاویری از هنرمندان مانند حامد بهداد، میلاد کی مرام و امیر آقایی با نوع مدلینگ و حتی از طریق تبریک به وحید جلیلوند که در جشنواره فیلم ونیز برندهٔ تندیس بهترین کارگردان بخش افق‌های ویژه بوده است کاربر را مجذوب لباس، طراحی و رنگ‌ها کرده و در آن حالت کاربر می‌داند که آن لباس وظیفهٔ خودش را انجام داده است و این محتوا به‌خوبی نقش خود را ایفا می‌کند.

البته گزارش‌های تصویری و متنی زیادی در وب سایت‌های مرتبط با لایف استایل و پوشاک با عناوین گوناگون به معرفی محصولات و خدمات خانه مد راد پرداخته‌اند که این گزارش‌ها نیز اگر به دست عموم کاربران و مصرف‌کنندگان مرتبط برسد تأثیر به سزایی در انتخاب فروشگاه و برند خواهد گذاشت.

محصولات معرفی‌شده در اینستاگرام و تلگرام بیشتر به‌عنوان یک اثر هنری دیده می‌شود و کمتر رنگ تبلیغ برای فروش به کاربر منعکس می‌گردد که کاملاً با نوع برند و خدمات خانه مد راد برابری دارد.

اما جای تعجب است که سرعت نشر تصاویر و محتوا در شبکه‌های اجتماعی پایین بوده و طرحی از جریان مناسبت‌ها در این صفحه به چشم نمی‌خورد.

 رقابت-برند-های-پوشاک-در-دیجیتال-مارکتینگ،-چرا-و-چگونه-؟-محمد-کیان-راد

نوبت به گراد می‌رسد. اولین چیزی که به چشم می‌خورد پایین بودن تعداد دنبال کنندگان برند گراد، با توجه به قدمت بالا و مدت‌زمان حضور بیشتر این نام در شبکه‌های مجازی است که می‌تواند ناشی از عدم برنامه‌های ارتباطی میان مشتریان فعلی با شبکه‌های اجتماعی گراد باشد.

محتوا با سرعت مشخص و کیفیت قابل قبولی در صفحات نشر می‌شود که اکثراً در قالب معرفی محصول و تبلیغ برای فروش است.

در تلگرام محتوا یکدست‌تر و مرتب‌تر دیده بوده و اگر کمی با دقت صفحه اینستاگرام را مرور کنیم متوجه تغییر سلیقه و نوع طراحی‌ها در طول ۲ سال گذشته خواهیم شد.

بعضی از طرح‌ها با تلاش بر خلاق بودن محتوا توانسته‌اند با خلاقیت نسبی ایجاد شوند و برای کاربر جلب‌توجه داشته باشند.

به سایت این دو برند سر زدیم و متوجه شدیم که سیاست‌ بازاریابی دیجیتال بر روی تولید محتوا و به‌روزرسانی سایت‌هایشان ندارند، ظاهراً تمایلی به رقابت با فروشگاه‌های قدرتمند اینترنتی نداشته‌اند و به همان شبکه‌های اجتماعی بسنده کرده‌اند.

شاید اگر کاربر می‌توانست اطلاعات بیشتری در مورد مد، پوشاک، رنگ‌ها و نوع ترکیب و انتخاب لباس در این صفحات به دست بیاورد تمایل بالاتری برای دنبال کردن این صفحات داشته باشد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اتاق های نمایش و فروش را فراموش کنید

این روزها مشتریانی که به دنبال خرید خودرو هستند سفر خود را به صورت آنلاین آغاز می کنند. سه چهارم  از خریداران گزارش کرده اند که پژوهش در اینترنت همچون استفاده از رسانه های اجتماعی با ارزش ترین واسطه ای  است که به هنگام انتخاب نمایندگی خودرو در دست دارند. به خاطر داشته باشید که نیمی از خریداران خودرو بر این باورند که  قبل از خرید وسیله نقلیه موردنظر خود تنها به یک نمایندگی سر می زنند.  خوب از این صبحت ها چه نتیجه ای می توان گرفت؟

حضور شما در دنیای آنلاین یک موضوع ضروری است. دیجیتال مارکتینگ در این حوزه باید در برگیرنده اجزای اجتماعی نیز باشد. در این مقاله قصد داریم نکاتی را برای دیجیتال مارکتینگ نمایندگان فروش خودرو بیان کنیم. پس همراه ما باشید.

در دیجیتال مارکتینگ فروش خودرو از گوگل استفاده کنید

 استفاده از رسانه های اجتماعی بدون استراتژی تنها به معنای از دست دادن زمان و منابعی است که در اختیار دارید. برای اینکه بتوانید نتیجه مدنظر خود را به دست آورید باید بدانید چه کسانی را هدف قرار می دهید، نیاز آن ها چیست، در مورد چه چیزی نگران هستند، چه چیزی از شما می خواهند ، از کجا می ایند و چه کاری انجام می دهند.  تحت چتر حمایتی Think with Google می توانید ابزارهای بازاریابی مفیدی همچون گوگل ترندز را پیدا کنید. همانطور که می دانید گوگل ترندز اطلاعات زمان واقعی را در مورد رفتارهای جستجوی مشتریان فراهم می کند و می تواند در درک رقیب به شما کمک نماید. همچنین می توانید مقالات مفید زیادی را در این حوزه پیدا کنید که در توسعه بازار به شما کمک می کنند.

 مخاطبان خود را پیدا کنید

 اگر به دنبال نتایج خوب و واقعی هستید باید بر روی پلتفرم هایی تمرکز کنید که مخاطبان هدف شما از آن استفاده می کنند. طیف وسیعی از ابزارها وجود دارد که به شما کمک می کند جایی که مخاطبان هدفتان در آن حضور دارند را پیدا کنید. این ابزارها در برگیرنده Facebook Ads Manager ، Pew Research Center ، Followerwonk ، Advanced Search on Twitter و موارد دیگر است.

یک روش ساده وجود دارد که نباید آن را فراموش کنید. کافیست از مشتریان خود بپرسید که از چه شبکه های اجتماعی استفاده می کنند. شما می توانید اینکار را از طریق نظرسنجی انجام دهید. به عنوان مثال، فرض کنید که 84 درصد از مشتریان شما در فیس بوک ، لینکدین و اینستاگرام حضور دارند پس می توانید بیشترین سرمایه گذاری خود را بر روی این پلتفرم ها قرار دهید.

اگر می خواهید توجه نسل هزاره را به خود معطوف کنید اینستاگرام انتخاب بسیار خوبی خواهد بود. اگر خانم ها برترین خریداران شما هستند می توانید از پینترست کمک بگیرید. آژانس  رسانه اجتماعی   می تواند در  تعیین مکانی که افراد در آن حضور دارند و بیشتر از آن استفاده می کنند به شما کمک کند. مرحله بعدی رسیدن به ان ها به کمک محتوای عالی و ایجاد تعامل است.

فراتر از فیس بوک و لینکدین کار کنید( اما فیس بوک و لینکدین را هم در برنامه کاری خود قرار دهید):
 

همانطور که قبلا نیز ذکر کردیم، اکثریت قریب به اتفاق خریداران از فیس بوک و لینکدین استفاده می کنند.  تبلیغات خودرو در این شبکه های اجتماعی، نرخ کلیک دوبرابری دارد. اما سایر پلتفرم ها نیز ممکن است برای جمعیت هدف شما جذاب باشند.

به عنوان مثال اینستاگرام زمانی که صحبت از کاربران عصر هزاره به میان می آید برنده خواهد بود. این شبکه اجتماعی فرصت عالی برای ارائه محتوای بصری تعاملی فراهم می کند و می تواند داستان برند را بازگو سازد. استفاده از تصاویر مناسب مشتریان را قادر می سازد خود را بر روی وسیله نقلیه موردنظر تجسم کنند.

اینکار مرور اجمالی از فرصت های موجود در خودرو را در اختیار مشتریان قرار می دهد.  شما می توانید به طور موثر کاربران خود را به تعامل وادارید.  آن ها را تشویق کنید تصاویری از تجربه خود با برند یا محصولاتتان را بگیرند و با سایر افراد به اشتراک بگذارند. اینستاگرام یکی از پلتفرم های اولیه و اساسی برای داستان سرایی است.

یکی دیگر از پلتفرم هایی که نمی توانید آن را نادیده بگیرید توییتر است. توییتر می تواند فروش صدها میلیون دلاری در صنعت خودرو داشته باشد. بیش از 327000 توییت مرتبط با خودرو در روز ارسال می شود و سه چهارم از آن ها مربوط به خرید هستند. این طیف از مخاطبان را نیز مدنظر داشته باشید.

یوتیوب و آپارات را فراموش نکنید:

اکثریت قریب به اتفاق خریداران خودرو بیان کرده اند که قبل از خرید خودروی موردنظر خود، به تماشای ویدئوی مرتبط با آن می پردازند. فایل های ویدئویی با کیفیتی تهیه کنید که اطلاعات مدل، مقایسه، قابلیت های ایمنی، آموزش و سایر موارد را برجسته سازد. ویدئوهای خود را بر روی یوتیوب و آپارات آپلود کنید و آن ها را در سایت خود تعبیه نمایید. سپس در صفحات اجتماعی خود به آن ها لینک دهید.

این مراحل در آغاز کار به شما کمک خواهند کرد.  اگر تجربه زیادی ندارید مجموعه ما می تواند در تمامی مراحل در کنار شما باشد.. 

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

فرآیند جذب مشتری و تلاش برای برگرداندن آن‌ها بسیار سخت و طاقت‌فرسا است. از طرفی کارآفرینان معمولا افراد صبوری نیستند و نمی‌توانند زمان زیادی برای انجام این کار بگذارند. پس چگونه می‌توان تعداد مشتری‌های وفادار برند را افزایش داد؟ متیو لیبرمن (Matthew D. Lieberman)، نویسنده و استاد دانشگاه UCLA معتقد است که یک برند برای افزایش تعداد مشتری‌های وفادار خود باید از روان‌شناسی انسان‌ها کمک بگیرد. طبق گفته‌های این استاد، نیاز انسان‌ها برای برقراری ارتباط با یکدیگر از نیازشان به غذا و سرپناه نیز بیشتر است. بنابراین اولین کار برای افزایش وفاداری مشتری‌ها، ساختن یک اجتماع است. لیبرمن می‌گوید: «بهترین وسیله برای پیش‌بینی اندازه‌ی مغز، در نظر گرفتن گروه‌های اجتماعی آن است. ما مغزهای بزرگی داریم و باید از آن برای برقراری ارتباط استفاده کنیم.» شما با ساختن یک اجتماع در اطراف برندتان، در حال رسیدگی به این نیاز انسان هستید بنابراین نتیجه‌ی آن می‌تواند برقراری یک ارتباط قوی و وفادارانه با برند باشد. ۶ روش زیر نیز به شما در انجام این کار کمک می کنند.

 روش های علمی برای وفادار کردن مشتری های برند-محمد-کیان-راد

۱- رویداد برگزار کنید

آیا برای روبه‌رو کردن مشتری‌ها با یکدیگر و برقراری ارتباط حضوری آن‌ها فکری کرده‌اید؟ اگر پاسختان منفی است بهتر است که به انجام آن فکر کنید. برای برگزاری یک رویداد برنامه‌ریزی کنید و از مشتری‌ها یا مخاطبین خود بخواهید که در آن حضور پیدا کنند. نیازی به برنامه‌ریزی گسترده و خرج هزینه‌های زیاد برای انجام این کار نیست. یک رویداد کوچک ترتیب دهید و پذیرایی ساده داشته باشید. خلاقیت نشان دهید و به این فکر کنید که چگونه می‌توانید برنامه‌ی بهتری برای مشتری‌های خود داشته باشید.

۲- گروه فیسبوکی مرتبط با کسب‌و‌کار خود راه‌اندازی کنید

فیسبوک به طور عمومی اعلام کرده است که یکی از اهداف اصلی آن در آینده تمرکز روی راه‌هایی برای آموزش جامعه است. این بدان معنا است که اصلی‌ترین ابزار این سرویس برای ساختن اجتماع (گروه‌های فیسبوک) بیشتر از قبل کاربردی خواهد شد. بنابراین برای شروع، یک گروه فیسبوکی با هدف ارزش آفرینی برای مشتری‌هایتان راه‌اندازی کنید.نکته‌ی مهم: نیازی نیست که گروه‌ها، صد درصد به کسب‌و‌کارتان مرتبط باشند. به‌عنوان مثال اگر یک کافی‌شاپ در شهر دارید، می‌توانید یک گروه فیسبوکی راه‌اندازی کرده و نام آن را عاشقان قهوه بگذارید.کمی زمان بگذارید و ببینید مخاطبانتان بیشتر در کدام شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند. سپس گروه مورد نظر خود را در آنجا تشکیل داده و از مشتری‌ها بخواهید که در آن عضو شوند.

 روش های علمی برای وفادار کردن مشتری های برند-محمد-کیان-راد

۳- به اعضای گروه نام یا عنوان بدهید

دادن عناوین مناسب و جالب به مخاطبان مانند «نِرد به معنی آدم زحمت‌کش» یا دیگر اسم‌های مشابه، نام برند را در ذهن مخاطبان ماندگار می‌کند. همچنین این دیدگاه را در مشتری‌ها به وجود می‌آورد که آن‌ها تنها محصول شما را خریداری نکرده‌اند بلکه عضوی از جامعه‌ی شما شده‌اند و این جامعه در آینده اهداف بزرگ‌تری برای آن‌ها دارد. پس همین حالا به این موضوع فکر کنید و ببیند که چه کلمه‌ای برای توصیف مشتری‌هایتان مناسب‌تر است.

۴- تجربه‌ای از بازی برای مشتری‌ها فراهم کنید

مقاله‌ی مرتبط:

    آموزش: گیمیفیکیشن چیست

معنی لغتی گیمیفیکیشن عبارت است از: «اپلیکیشنی متشکل از عناصر معمول در بازی، مانند در نظر گرفتن قوانین بازی، امتیاز جمع کردن و مسابقه دادن با دیگران. درواقع گیمیفیکیشن تکنیکی برای بازاریابی آنلاین است که میزان درگیری مخاطب با محصول یا خدمات را افزایش می‌دهد.»از بارزترین مثال‌های گیمیفیکیشن می‌توان به برنامه‌هایی برای افزایش میزان وفاداری اشاره کرد. به این صورت که یک مشتری بعد از هر بار تعامل با برند، امتیاز می‌گیرد و به مرحله‌ی بعد می‌رود. در این روش شما در ازای وفاداری مشتری، به او امتیاز می‌دهید و وفاداری آن‌ها را نسب به برند افزایش می‌دهید. به‌عنوان مثال استارباکس، برندی است که گیمیفیکیشن‌های آن همیشه مثال زدنی بوده است. این برند گیمیفیکیشن خود را در سال ۲۰۰۹ راه‌اندازی کرد و امروزه بیش از ۱۲ میلیون کاربر فعال در آمریکا دارد و هر سال تعداد آن‌ها ۲ برابر می‌شود. این برنامه کاربران را همیشه درگیر نگه می‌دارد و کاری می‌کند که باز هم به این برند مراجعه کنند.

 روش های علمی برای وفادار کردن مشتری های برند-محمد-کیان-راد

۵- با خدمات جالب خود آن‌ها را شگفت زده کنید

اصل روابط متقابل یکی از ۶ اصل متقاعد کننده‌ی رابرت چالدینی (Robert Cialdini) است. این اصل می‌گوید انسان‌ها زمانی که در حقشان لطف شود، تمایل بیشتری به جبران کردن آن لطف دارند. هرچقدر خدمات بیشتری با هدف اجتماع سازی انجام دهید، احتمال اینکه مشتری‌ها در آینده بازگردند و پول بیشتری برای خرید محصول یا خدمات شما بپردازند را افزایش می‌دهید. به‌عنوان مثال چندین وقت پیش یک فست فود آمریکایی به دلیل کاری که در این زمینه انجام داد در اینترنت بر سر زبان‌ها افتاد. ماجرا از این قرار بود که یکی از مدیران این رستوران به یکی از مشتری‌های خود کمک کرد تا چرخ پنچر شده‌ی ماشین خود را عوض کند.

۶- اجازه دهید کاربران محتوا تولید کنند

انسان‌ها معمولا به گفتار یکدیگر اعتماد بیشتری دارند. بنابراین کلام هم نوع خودشان را بیشتر برای تعریف یک برند قبول دارند تا صحبت‌های خود برند. به همین دلیل قبل از اینکه سراغ برند جدید بروند نام آن را در اینترنت جستجو کرده و نظر دیگران را در مورد آن جویا می‌شوند. درواقع می‌خواهند ببینند که همنوعانشان چه نظری در مورد برند داشته‌اند. بنابراین از مشتری‌ها یا کاربران خود بخواهید که در مورد برند شما محتوا تولید کنند. سپس این محتوا را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید. این کار به دیگر افراد علاقه‌مند نشان می‌دهد که مشتری‌های قبلی از شما راضی بوده‌اند و برند شما را دوست داشته‌اند. در نتیجه اعتماد مشتری‌های جدید به برند افزایش پیدا می‌کند.

منتشرشده در برندینگ

افراد حرفه ای و دانشگاهی ارزش ویژه برند را مفهومی مهم می دانند. عناصر ارزش ویژه برند تاثیرگذاری مثبت بر ادراکات مصرف کننده و رفتارهای خرید برای برند دارند. بنابراین، برای افزایش این ارتباطات مثبت و کنترل صحیح برند، شرکت ها باید استراتژی ها را توسعه دهند که رشد ارزش ویژه برند را تشویق کند.

تحقیقات نشان می دهد، عناصر آمیخته بازاریابی متغیرهای اصلی در ایجاد ارزش ویژه برند هستند، با این وجود به گفته‌ی کلر این محققان «معمولا به عمق کامل ابعاد ارزش ویژه برند نپرداخته اند».

دو متغیر بازاریابی مورد توجه خاص هستند: تبلیغات و ترفیع فروش. در مقایسه با شکل های دیگر فعالیت بازاریابی، هزینه‌ی تبلیغات و ترفیع قابل ملاحظه است. با این حال نقش مجزای این دو مورد برای ارزش ویژه‌ی برند هنوز نامشخص است و این متغیرها نیاز به بررسی بیشتر دارند.

در این مقاله دو بحث را مورد بررسی قرار می دهیم

- توضیح درباره دو عنصر از ارزش ویژه برند یعنی تبلیغات و ترفیع فروش

- روابط میان این ابعاد

ارزش ویژه برند

ارزش ویژه برند موضوعی اساسی در بازاریابی است. با اینکه توجه قابل ملاحظه ای در این مورد وجود دارد اما درباره‌ی اینکه کدام معیارها برای شناخت این ساختار پیچیده و چند وجهی بهترین معیار هستند، هیچ اتفاق نظری وجود ندارد که دلیل آن دیدگاه های مختلف اتخاذ شده برای تعریف و سنجش این مفهوم است به عنوان مثال: دیدگاه مالی و دیدگاه مصرف کننده از دو نظر به این مهم پرداخته اند که نگاهی یکسان را به دست نمی دهند.

از رویکرد روانشناسی، ارزش ویژه برند، ارزش افزوده اعطا شده توسط برند برای محصول است. آکر (1991) یکی از پذیرفته شده ترین و جامع ترین تعاریف را از ارزش ویژه برند دارد: «مجموعه ای از تعهدات و دارایی‌های مرتبط با برند، نام و نماد برند که به ارزش محصول یا خدمت برای شرکت و/یا برای مشتریان شرکت می‌افزاید یا از آن می‌کاهد». کلر (1993) تعریفی مشابه پیشنهاد می‌کند: «تاثیر متمایزی که شناخت برند بر واکنش مصرف کننده نسبت به بازاریابی برند می‌گذارد».

معیارهای ارزش ویژه برند به ارزیابی آگاهی، رویکردها، تداعی‌ها، دلبستگی‌ها و وفاداری‌های مصرف کننده می‌پردازد. این معیارها نمادهای ارزیابی اولیه درباره عملکرد آینده هستند. طبق این دیدگاه دو چارچوب اصلی برای مفهوم ارزش ویژه برند عبارتند از آکر و کلر.

مطابق نظر آکر، ارزش ویژه برند مفهومی چند وجهی است که چهار بعد اصلی آن عبارتند از: آگاهی از برند، کیفیت ادراکی، تداعی های برند و وفاداری به برند.

مفهوم تعریف کلر، به شناخت از برند پرداخته است و دو عنصر دارد: آگاهی از برند، تصویر برند.

عناصر آمیخته بازاریابی

عناصر آمیخته بازاریابی بر ادراکات ارزش ویژه مصرف کننده درباره برند تاثیرگذار هستند. این عناصر به دلیل تاثیرگذاری بالایی که بر ارزش ویژه‌ی برند دارد دارای اهمیت است اما دلیل مهم‌تر این است که تحت کنترل شرکت ها هستند و بازاریاب ها را قادر می کنند، ارزش ویژه‌ی برند را توسط اقدامات بازاریابی‌شان افزایش دهند.

از دیدگاه ارزش ویژه‌ی برند مبتنی بر مصرف کننده، در تحقیقی که یو (Yoo, 2000) و همکارانش انجام دادند، متوجه شدند هزینه تبلیغات، قیمت بالا، گستردگی توزیع و توزیع توسط خرده فروشان با تصویر مناسب فروشگاهی به ایجاد ارزش ویژه‌ی برند کمک خواهد کرد. در مقابل، تخفیفات مکرر، به ارزش ویژه‌ی برند آسیب خواهد زد.

در این مقاله به نقش دو ابزار اختصاصی ارتباطات بازاریابی می‌پردازیم: تبلیغات و ترفیع فروش. طبق تحقیقات این دو عنصر بازاریابی حداقل 25% از بودجه بازاریابی بسیاری از کشورهاست. با وجود اهمیت‌شان، تاثیرگذاری این متغیرها بر ارزش ویژه‌ی برند هنوز مشخص نشده است.

تبلیغات

تبلیغات یکی از مهمترین فعالیت های بازاریابی است به طوری که محققان ادعا می‌کنند، تبلیغات در ایجاد ارزش ویژه‌ی برند مبتنی بر مصرف کننده موفق است.

نقش-تبلیغات-و-ترفیع-فروش-در-خلق-ارزش-ویژه-برند-محمد-کیان-راد

 

محققان نتیجه گیری می‌کنند که ادراکات حاصل از هزینه‌ی زیاد برای تبلیغات به توسعه ادراک مثبت تر برای کیفیت برند، آگاهی از برند و تداعی های برند کمک می‌کند.

هزینه تبلیغات به چند روش می‌تواند بر ارزش ویژه برند تاثیرگذار باشد. در زمان قضاوت درباره‌ی کیفیت محصول، مصرف‌کننده‌ها از نشانه‌های درونی و بیرونی مختلف استفاده می‌کنند که در این جا ادراک ایجاد شده در اثر هزینه تبلیغات، نشانه کیفیت بیرونی است.

آزمایش‌های انجام شده در چند تحقیق (رایت 1989، مورتی و هاوکینز 2005) روابط مثبت بین هزینه تبلیغات و کیفیت ادراکی گزارش کردند که نتیجه این تحقیقات با محیط های فروشگاهی نیز مطابقت دارد، بنابراین در کل، مصرف‌کننده‌ها برندهای با تبلیغات زیاد را همان برندهای با کیفیت بیشتر می‌پندارند.

به همین دلیل، سرمایه‌گذاری‌های عمده تبلیغاتی می‌تواند به نفع شناخت و یادآوری صحیح برند باشد. هزینه تبلیغات برند می‌تواند تکرار نمایش برند را افزایش دهد و در نتیجه سطح آگاهی از برند را افزایش می‌دهد. بنابراین هرچقدر هزینه تبلیغات بیشتر باشد، احتمالا سطح آگاهی از برند بیشتر خواهد شد.
ت

بلیغات نیز می‌تواند برای برند، تداعی‌های منحصر به فرد، قوی و مطلوب ایجاد کند، مانند تداعی‌های ناشی از تماس برند-مصرف کننده است. همچنین تبلیغات می‌تواند به تداعی‌های برند برای ایجاد، اصلاح یا تقویت تداعی ها با مخاطب جدید کمک کند. به همین دلیل هر چقدر هزینه تبلیغات برند بیشتر باشد، تداعی ها در ذهن مصرف کننده بیشتر و قوی تر خواهد بود

تمام این بحث ها منجر به فرضیه ذیل می‌شود:

فرضیه 1. ادراکات مصرف‌کننده از هزینه تبلیغات برند تاثیر مثبت دارد بر: الف) کیفیت ادراکی؛ ب) آگاهی از برند؛ ج) تداعی برند

رویکردهای افراد درباره تبلیغات نیز می‌تواند نقشی مهم و تاثیرگذار بر ارزش ویژه‌ی برند داشته باشد. تبلیغات روشی برای انتقال ارزش های عاطفی و کارکردی برند است یعنی به طورکلی اثر بخشی این ابزار انتقالی وابسته به پیام، اجرا و نحوه انتقال پیام توسط تبلیغات و مشاهده تکرار تبلیغات توسط مصرف‌کننده است.

هماهنطور که پیش از این گفته شد، تبلیغات آگاهی از برند، ارتباط قوی، مطلوب و تداعی منحصر به فرد با برند، در ذهن مصرف‌کننده ایجاد می‌کند و قضاوت ها و احساسات مثبت درباره برند را استخراج می‌کند. با این حال برای رسیدن به این نتایج، تبلیغات نیازمند طراحی و اجرای مناسب است. به گفته‌ی کاپفرر(2004)، یکی از نگرانی های اصلی برای ترسیم استراتژی تبلیغات، مربوط به استراتژی خلاقانه است.

با استراتژی تبلیغاتی نوآورانه، سازمان‌‌ها با احتمال بیشتر می‌توانند توجه مصرف‎کننده‌ها را جلب کنند. در نتیجه توجه مصرف کننده ها می تواند منجر به آگاهی بیشتر از برند، کیفیت ادراکی بیشتر، تشکیل تداعی‌های قوی، مطلوب و منحصر به فرد شود.

فرضیه2. رویکرد افراد به سمت تبلیغات برند تاثیر مثبت دارد بر: الف) کیفیت ادراکی؛ ب) آگاهی از برند؛ ج) تداعی‌های برند.

ترفیع فروش

ترفیع فروش نیز ابزار بازاریابی اصلی در برنامه‌های ارتباطی است که بر ارزش ویژه‌ی برند تاثیرگذار است. با این حال ابزارهای مختلف ترفیع (مانند: تخفیف نقدی و غیرنقدی) می‌توانند تاثیرات متفاوت بر فروش، سوددهی یا ارزش ویژه‌ی برند داشته باشند.

اغلب تحقیقات قبلی درباره ترفیع فروش به ترفیع پولی می‌پردازند، از جمله تخفیف قیمتی و کوپنی. با اینکه بحث درباره‌ی تاثیر این ابزار بر روی ارزش ویژه‌ی برند هنوز وجود دارد، اما شواهد تجربی در تحقیقات (یو و همکاران، 2000) نشان می‌دهد ترفیع پولی تاثیر منفی بر ارزش ویژه‌ی برند دارد.

با تمرکز بر تاثیرات مستقیم بر ابعاد ارزش ویژه‌ی برند، ترفیع پولی احتمالا تاثیر منفی بر کیفیت ادراک شده و تداعی‌های برند خواهد داشت. کاهش قیمت مرجع درونی یکی از دلایل اصلی است که چرا ترفیع پولی بر کیفیت ادراکی تاثیر منفی دارد. مصرف کننده‌ها از قیمت به عنوان نشانه بیرونی برای نتیجه‌گیری درباره کیفیت محصول استفاده می‌کنند، به همین دلیل تاثیرگذاری تخفیف قیمت، بر قیمت مرجع مصرف‌کننده‌ها می‌تواند منجر به ارزیابی نامطلوب از کیفیت شود.

بنابراین ترفیع پولی می‌تواند تداعی‌های برند را از بین ببرد و تاثیر منفی بر تصویر برند بگذارد. همچنین برنامه‌های ترفیع پولی آنقدر کوتاه هستند که تداعی های برند به صورت بلند مدت ثبت نمی شود و می‌تواند عدم قطعیت درباره کیفیت برند ایجاد کند که ادراکات منفی تر از برند را ایجاد می‌کند.

به طور خلاصه، استفاده مکرر از ترفیع قیمت، تاثیر منفی بر کیفیت ادراکی و ابعاد تداعی برند دارد چرا که این ابزار باعث می‌شود مصرف کننده ها، به جای برند، به قیمت فکر کنند.

فرضیه3. ادراکات مصرف کننده ها از ترفیع پولی برند تاثیر منفی دارد بر: الف) کیفیت ادراکی و ب) تداعی‌های برند

ترفیع غیرپولی، از جمله هدایای تبلیغاتی، نمونه های رایگان، در استراتژی های ترفیعی به صورت فزاینده اهمیت یافته‌اند. تحقیقات نشان می دهد (مانتانر و پینا 2008) ترفیع غیرپولی می‌تواند به تقویت ارزش ویژه‌ی برند کمک کند. بر خلاف ترفیع پولی، ترفیع غیرپولی بر قیمت های مرجع درونی مصرف کننده ها تاثیرگذار نیست و در نتیجه بعید است تاثیرگذاری منفی بر کیفیت ادراکی داشته باشد.

به همین ترتیب، ترفیع غیرپولی می‌تواند به تمایز برند، انتقال رویکردهای متمایز برند و بهبود ارزش ویژه‌ی برند کمک کند. در حالی که ترفیع پولی اصولا مربوط به مزایای همراه با سود است.

ترفیع غیرپولی مربوط به مزایای لذتی از قبیل سرگرمی، اکتشاف و مشابه با هیجان های تجربی است، بنابراین می‌تواند باعث تداعی‌های بیشتر در رابطه با هویت برند، تجربه‌های لذت بخش، احساسات و هیجان ها شود، علاوه بر این تداعی‌های مثبت و مطلوب‌تر به برند ارتباط داده می‌شوند.

فرضیه4. ادراکات مصرف‌کننده‌ها از ترفیع غیرپولی برند تاثیر مثبت دارد بر: الف)کیفیت ادراکی و ب)تداعی‌های برند

این نظریه ادعا می‌کند، رویکردها و هنجارهای ذهنی بر نیات تاثیرگذار هستند که در نتیجه بر رفتار تاثیر می‌گذارند. این مدل نشان می‌دهد، مصرف کننده ها باورهایی درباره محصول با جستجوی اطلاعات درباره ویژگی‌های آن تشکیل می‌دهند، سپس این باورها را ارزیابی می‌کنند و احساساتی درباره محصول منتهی به خرید یا نفی برند ایجاد می‌کنند.

این چارچوب، تکامل ارزش ویژه‌ی برند را به صورت فرآیند آموزش مصرف کننده ترسیم می‌کند: آگاهی مصرف کننده ها درباره برند منجر به رویکردی می‌شود که بر وفاداری نگرشی به برند تاثیرگذار است.

فرآیند ایجاد ارزش ویژه‌ی برند، با افزایش آگاهی از برند شروع می‌شود. مصرف کننده ها ابتدا باید از برند آگاه باشند تا در ادامه، مجموعه ای از تداعی های برند داشته باشند.(آکر، 1991) آگاهی از برند بر تشکیل و قدرت تداعی‌های برند، از جمله کیفیت ادراکی، تاثیرگذار است.(کلر، 1993) بنابراین آگاهی از برند به اندازه‌ی تداعی‌های برند و کیفیت ادراکی اهمیت دارد.

وقتی مصرف کننده ها به ادراک مثبت تر از برند می‌رسند، تداعی های برند و کیفیت ادراکی منجر به وفاداری برند می‌شوند. بنابراین، میزان زیاد کیفیت ادراکی و تداعی‌های مثبت می‌توانند وفاداری به برند را افزایش دهند.

فرضیه5. آگاهی از برند تاثیر مثبت بر کیفیت ادراکی دارد.

فرضیه6. آگاهی از برند تاثیر مثبت بر تداعی‌های برند دارد.

فرضیه7. کیفیت ادراکی تاثیر مثبت بر وفاداری به برند دارد.

فرضیه8. تداعی‌های برند تاثیر مثبت بر وفاداری به برند دارد.

نتیجه‌گیری

ارزش ویژه‌ی برند شاخص اصلی برای موفقیت برند است. بنابراین شناخت عناصری که به تقویت ارزش ویژه‌ی برند کمک می‌کنند یا از آن می‌کاهند اهمیت دارد. طبق تحقیقات انجام شده، در استراتژی های تبلیغات، کمیت می‌تواند در برابر کیفیت تبلیغات بی اثر باشد. بنابراین رویکردهای افراد درباره تبلیغات نقش اساسی و موثر بر کیفیت ادراکی، آگاهی از برند و تداعی‌های برند دارد.

تاثیر ترفیع فروش بر ارزش ویژه‌ی برند، مطابق با نوع ابزار ترفیعی استفاده شده متفاوت است. ترفیع پولی (یعنی تخفیف قیمت) تاثیر منفی بر کیفیت ادراکی دارد، در حالی که ترفیع غیر پولی (یعنی هدایا) تاثیر مثبت بر کیفیت ادراکی و تداعی های برند دارد.

علاوه بر این، آگاهی از برند تاثیر مثبت بر کیفیت ادراکی و تداعی های برند دارد، که در نتیجه بر وفاداری به برند نیز تاثیرگذار است.

منتشرشده در برندینگ

همانطور که می دانید دنیای بازاریابی دیجیتال با سرعت بسیار زیادی در حال تغییر است. به همین خاطر باید شرکت های دیجیتال مارکتینگ و آژانس های دیجیتال مارکتینگ بتوانید خود را با پلتفرم ها، تاکتیک ها و استراتژی های جدید هماهنگ سازید. یکی از مواردی  که به هنگام متمایز کردن برند از سایر رقبا بسیار مفید و کمک کننده خواهد بود، بررسی آمارهای موجود در این حوزه است.با این وجود، هنگامی که می خواهید آمارهای موجود را بررسی کنید باید در انتخاب منبع آن دقت لازم را داشته باشید. این آمارها می توانند در پیش بینی ترندها به ما کمک کنند و فرصت های موجود در بازار را شناسایی نمایند.  در این مقاله قصد داریم آمارهای مربوط به اینستاگرام را برای  برنامه ریزی استراتژی 2018 بیان کنیم.

1.  حدود 70 درصد از هشتگ های اینستاگرام مربوط به برندهاست

 تعامل برندها در اینستاگرام بسیار بیشتر از سایر کانال های اجتماعی است. برندها نیز این موضوع را پذیرفته اند و تصمیم  گرفته اند هشتگ هایی را برای کمک به سازماندهی مکالمات خود به کار ببرند. زمانی که می خواهید استراتژی های سال 2018 را برنامه ریزی کنید این موضوع را مدنظر داشته باشید. داشتن هشتگ های مربوط و مختص به کمپین برای پیگیری عملکرد آن بسیار مفید خواهد بود.

2. حدود 71 درصد از کسب وکارهای مطرح موجود در جهان در سال 2017 از اینستاگرام استفاده می کنند

 اشباع برندها در اینستاگرام به طور پایداری در حال افزایش است و همین امر باعث ایجاد رقابت در این حوزه می شود. زمانی که می خواهید محتوایی برای اینستاگرام خود تهیه کنید این موضوع را مدنظر داشته باشید. سعی کنید داستان خود را به شیوه قانع کننده و جذابی بیان کنید و نمایش بصری از منحصر به فرد بودن خود را در اختیار کاربران بگذارید.

3. حدود 80 درصد از کاربران حداقل یک کسب وکار را در اینستاگرام دنبال می کنند

این روزها برندهای بیشتری از اینستاگرام استفاده می کنند و کاربران نیز با آن ها در ارتباط هستند.  به همین خاطر باید بدانید که اینستاگرام فرصت منحصر به فردی را برای نشان دادن برند فراهم آورده است.

4. انتظار می رود درآمد از تبلیغات موبایلی در سال 2017،  در این شبکه اجتماعی به 4 میلیارد دلار برسد

 کسب وکارهایی که تبلیغات را در اینستاگرام شروع نمی کنند فرصت های موجود را از دست می دهند. با افزایش رقابت، هزینه کلیک ها و تعامل نیز بیشتر می شود. توصیه  می کنیم بودجه ای را برای تبلیغ در اینستاگرام اختصاص دهید. برای تبلیغات در اینستاگرام و تلگرام با مشاوران شرکت تبلیغاتی کیان راد در ارتباط باشید.

5. پست هایی که در آن موقعیت نیز بیان شده است 79 درصد نرخ تعامل بیشتری دریافت می کنند

دوست دارید در پست های اینستاگرامی خود تعامل بیشتری به دست آورید؟ موقعیت خود را تگ کنید. اینکار به کاربران کمک می کند پست شما را در نتایج جستجو بیابند و همین امر تعامل را بیشتر می کند.

6.  حدود 70 درصد پست های اینستاگرامی دیده نمی شوند؟

ایا می دانستید که اکثریت قریب به اتفاق پست های اینستاگرامی  اصلا دیده نمی شوند؟ سعی کنید برنامه و زمانبندی مناسبی برای انتشار پست های خود داشته باشید، از هشتگ های صحیح استفاده کنید، اکانت های مناسب را تگ کنید و از تگ موقعیت استفاده نمایید تا مطمئن شوید محتوای شما شانس بهتری برای دیده شدن خواهد داشت.

7. تصاویر اینستاگرامی 36 درصد تعامل بیشتری نسبت به ویدئوها ایجاد می کنند

 اگرچه به نظر می رسد فایل های ویدئویی محبوبیت بیشتری در دنیای وب داشته باشند اما تصاویر در این شبکه اجتماعی تعامل و مشارکت بیشتری را ایجاد می کنند. این موضوع می تواند به خاطر مصرف داده ها یا  مدت زمان توجه کاربر باشد. توصیه می کنیم در صورت امکان از هر دو مورد استفاده کنید.

8.  حدود 65 درصد از پست هایی با عملکرد بالا در اینستاگرام، محصولی را برجسته می کنند

علی رغم تصور قدیمی که در مورد رسانه های اجتماعی وجود دارد و فروش را در این رسانه ها درست نمی داند، پست هایی که عملکرد خوبی در اینستاگرام داشته اند محصولی را در خود برجسته نموده اند. البته این موضوع بدین معنی نیست که اکانت خود را با پست هایی که در مورد محصولاتتان است پر کنید. این موضوع بدین معنی است که باید در کاربرد تصاویری که عملکرد محصولات را نشان می دهند هوشیار باشید.

9. تصاویری که دارای چهره هستند 38 درصد لایک بیشتری دریافت می کنند

کاربران  دوست دارند چهره افراد را در پست های اینستاگرامی ببینند. تصاویری که بر روی افراد تمرکز می کنند تعامل و مشارکت بیشتری دریافت خواهند کرد. به همین خاطر باید محتوای خود را انسانی تر کنید.

10. محتوای تولید شده توسط کاربر، 4.5 درصد نرخ تبدیل بالاتری خواهد داشت

مطالعات انجام شده نشان می دهد استفاده از محتوای تولید شده توسط کاربر، تعامل و مشارکت را به طور کلی افزایش می دهد، هزینه به ازای هر کلیک را پایین تر می آورد و نرخ کلیک را برای تبلیغات پولی افزایش می دهد. اگر شاخص عملکرد کلیدی شما در جهت مناسبی حرکت کند، نرخ تبدیل نیز بهتر خواهد شد.  از افراد بخواهید محتوایی را برایتان تولید کنند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

وال مارت بزرگ‌ترین خرده‌فروشی دنیا است که بیش از ۱۱ هزار شعبه در سراسر جهان دارد. این شرکت همچنین به‌عنوان پردرآمدترین شرکت دنیا شناخته می‌شود.

شرکت وال مارت یک شرکت خرده‌فروشی آمریکایی است که در سال ۱۹۶۲ توسط سم والتون (Sam Walton) راه‌اندازی شد. این شرکت دارای بزرگ‌ترین شبکه‌ی فروشگاه‌های زنجیره‌ای تخفیف‌دار هایپرمارکت و مواد غذایی است. وال مارت بیش از ۱۱ هزار شعبه در ۲۸ کشور دارد و به‌عنوان بزرگ‌ترین شرکت دنیا از نظر درآمد شناخته شده است. این شرکت یک کسب‌و‌کار خانوادگی است و سهام اصلی آن به نام خانواده‌ی والتون است. آن‌ها حدود ۲.۳ میلیون کارمند در سراسر دنیا دارند و بزرگ‌ترین شرکت از نظر تعداد کارمند به شمار می‌روند.‌ والمارت در سال ۱۹۷۲ وارد بازار بورس نیویورک شده و در سال ۱۹۸۸ به‌عنوان پرسودترین خرده‌فروشی آمریکا شناخته شد.

داستان شکل‌گیری برند وال مارت

داستان-برند-وال-مارت،-بزرگترین-شرکت-خرده-فروشی-دنیا-محمد-کیان-راد

در سال ۱۹۴۵ یک تاجر و کارمند سابق شرکت J. C. Penney یعنی سم والتون یکی از شعبات فروشگاه Ben Franklin را از برادران Butler اجاره کرد. هدف او از اجاره‌ی این فروشگاه این بود که بتواند محصولات بیشتری را با سود کم‌تر به فروش برساند. او در ابتدای کار خود با شکست‌های زیادی روبه‌رو شد زیرا هزینه‌ی اجاره و خریداری مواد اولیه بسیار بالا بود. اما توانست تأمین‌کنندگان دیگری را پیدا کند که محصولات خود را با قیمت کمتری عرضه می‌کردند. او سود حاصل از فروش محصولات را پایین آورد و توانست نرخ کلی فروش را ۴۵ درصد افزایش دهد. روند افزایشی میزان فروش طی ۵ سال بعد نیز ادامه داشت. بعد از گذشت ۵ سال قرارداد اجاره‌ی او تمام شد و نتوانست برای تمدید آن با مالکان به توافق برسد. بنابراین مغاز‌ه‌ی جدیدی را با نام Walton's Five and Dime راه‌اندازی کرد. امروزه این مغازه تبدیل به موزه‌ی وال مارت شده است.

والتون در تاریخ ۲ جولای سال ۱۹۶۲ اولین فروشگاه تخفیف‌دار وال مارت را در شهر راجرز ایالت آراکانزاس راه‌اندازی کرد. این شرکت در ۵ سال اول فعالیت خود توانست تعداد شعبه‌های خود را به ۲۴ عدد در سراسر ایالت آرکانزاس افزایش دهد. در سال ۱۹۶۸ اولین فروشگاه وال مارت در خارج از آرکانزاس و در ایالت اوکلاهاما افتتاح شد. شرکت وال مارت در تاریخ ۳۱ اکتبر سال ۱۹۶۹ به ثبت رسید. در سال ۱۹۷۰ اولین دفتر و مرکز توزیع آن در ایالت آراکانزاس افتتاح شد. این شرکت در آن زمان ۳۸ شعبه و ۱۵۰۰ کارمند داشت. وال مارت در دهه‌ی ۱۹۸۰ به رشد سریع خود ادامه داد. به‌طوری که در بیست‌وپنجمین سالگرد تأسیس خود در سال ۱۹۸۷ تعداد ۱۱۹۸ کارمند و حدود ۱۶ میلیارد دلار درآمد داشت.

شبکه‌ی ماهواره‌ای شخصی

در سال ۱۹۸۷ ساخت شبکه‌ی ماهواره‌ای شرکت به پایان رسید. طرح راه‌اندازی شبکه با سرمایه‌گذاری ۲۴ میلیارد دلاری انجام شد. این شبکه امکان انتقال داده‌ها، صدا و ارتباط ویدئویی یک طرفه‌ی دفتر اصلی شرکت را با تمام واحدهای عملیاتی امکان‌پذیر می‌کرد. این نوع شبکه در آن زمان بزرگ‌ترین شبکه‌ی ماهواره‌ای شخصی به شمار می‌رفت. درواقع این شبکه به دفتر اصلی اجازه می‌داد که مقدار موجودی و فروش تمام فروشگاه‌های خود را زیر نظر داشته باشد.

 داستان-برند-وال-مارت،-بزرگترین-شرکت-خرده-فروشی-دنیا-محمد-کیان-راد

در سال ۱۹۸۸ والتون، دیوید گلس (David Glass) را به‌عنوان مدیرعامل شرکت معرفی کرد و خودش به‌عنوان رئیس هیئت مدیره‌ی شرکت باقی ماند. روند رشد این شرکت به‌اندازه‌ای زیاد بود که بسیاری از شهرها نگران تأثیر آن روی جوامع محلی بودند. به‌طوری که مطالعات زیادی روی تأثیر اقتصادی وال مارت بر شهرها و کسب‌و‌کارهای محلی صورت گرفت. کنث استون (Kenneth Stone)، استاد اقتصاد دانشگاه ایالت آیووا تحقیقات جالبی در این زمینه انجام داد. او متوجه شد که بعضی از شهرهای کوچک بعد از ۱۰ سال از افتتاح یک شعبه‌ی فروشگاه وال مارت، بیش از نیمی از میزان خرده‌فروشی خود را از دست خواهند داد. با این حال او در یکی دیگر از تحقیقات خود تأثیر افتتاح فروشگاه‌های این شرکت را روی شهرهای کوچک بررسی کرد. او توسعه پیدا کردن خط راه‌آهن، پیدایش مراکز خرید و تغییرات مثبت در بازار خرده‌فروشی را از جمله مزایای افتتاح فروشگاه وال مارت عنوان کرد. نتیجه‌ی تحقیق دیگری در دانشگاه میسی‌سیپی نشان داد که شعبه‌های وال مارت هم تأثیرات مثبت و هم تأثیرات منفی روی فروشگاه‌های محلی موجود خواهند گذاشت.

کمک به طوفان زدگان

داستان-برند-وال-مارت،-بزرگترین-شرکت-خرده-فروشی-دنیا-محمد-کیان-راد

شرکت وال مارت در سپتامبر ۲۰۰۵ و بعد از وقوع طوفان کاترینا، از طریق شبکه‌های تدارکی خود اقدام به کمک رسانی کرد. این شرکت ۲۰ میلیون دلار پول نقد، ۱۵۰۰ کامیون کالا، ۱۰۰ هزار وعده‌ی غذایی و قول استخدام کارگران آواره را داد. نتیجه‌ی یک مطالعه‌ی مستقل توسط استیون هورویتز (Steven Horwitz) نشان می‌دهد که این شرکت از دانش محلی خود درباره‌ی زنجیره‌ی تأمین‌کنندگان، زیرساخت‌ها، تصمیم‌گیرنده‌ها و دیگر منابع استفاده کرد تا کمک‌های خود را قبل از آژانس مدیریت بحران فدرال به دست مردم برساند. این کار شرکت وال مارت از طرف دولت و مردم مورد قدردانی قرار گرفت. البته چند مورد انتقاد نیز از این شرکت به عمل آمد که همچنان روی روابط کارگری آن تأثیر دارد.

ابتکارات شرکت وال مارت

داستان-برند-وال-مارت،-بزرگترین-شرکت-خرده-فروشی-دنیا-محمد-کیان-راد

شرکت وال مارت در سال ۲۰۰۵ اعلام کرد که یکسری اقدامات زیست محیطی برای افزایش بهره‌وری انرژی داشته است. هدف آن‌ها این بود که با سرمایه‌گذاری ۵۰۰ میلیون دلاری در هر سال بتوانند بهره‌وری سوخت کامیون‌های وال مارت را بالا ببرند. این طرح ۳ ساله ۲۵ درصد گازهای گلخانه‌ای، ۳۰ درصد انرژی مصرفی فروشگاه‌ها و ۲۵ درصد زباله‌های جامد دفع شده را کاهش می‌داد. لی اسکات (Lee Scott) مدیرعامل شرکت اعلام کرد که هدف فروشگاه وال مارت این است که در آینده سازگاری بیشتری با محیط زیست پیدا کند. این شرکت قصد دارد تنها از انرژی‌های تجدید پذیر استفاده کرده و میزان تولید زباله‌ی خود را به صفر برساند.

آن‌ها در راستای عملی کردن قول خود ۳ فروشگاه آزمایشی با استفاده از توربین‌های بادی، پنل‌های خورشیدی، دیگ‌های بخار سوخت زیستی، یخچال‌های آب سردکن و باغ‌های بدون نیاز به آبیاری طراحی کردند. این شرکت با وجود انتقادهای زیست محیطی که از آن‌ها می‌شد توانست چند قدم رو به جلو حرکت کند. همین موضوع شرکت وال مارت را تبدیل به بزرگ‌ترین فروشنده‌ی شیر طبیعی و بزرگ‌ترین خریدار پنبه‌ی دنیا کرد. وال مارت همچنین هزینه‌های بسته‌بندی و مصرف انرژی خود را به مقدار زیادی کاهش داد. وال مارت به تازگی شرکت برق خود را در تگزاس ساخته است و قصد دارد از برق ارزان در فروشگاه‌های خود استفاده کند. این شرکت با پیاده‌سازی این طرح انتظار دارد که ۱۵ میلیون دلار از هزینه‌های سالیانه‌ی خود را کاهش دهد.

زندگی شخصی سم والتون

داستان-برند-وال-مارت،-بزرگترین-شرکت-خرده-فروشی-دنیا-محمد-کیان-راد

ساموئل مور والتون (Samuel Moore Walton) در ۲۹ مارس ۱۹۱۸ در شهر کینگزفیشر ایالت اوکلاهاما به دنیا آمد. پدر و مادر او کشاورز بودند و نمی‌توانستند از این طریق هزینه‌های زندگی خود را تأمین کنند. در نتیجه در سال ۱۹۲۳ به ایالت میسوری مهاجرت کرند. ساموئل کار کردن را از سنین پایین آغاز کرد. او شیر گاوها را می‌دوشید، در بطری‌های مخصوص می‌ریخت و به مشتری‌ها تحویل می‌داد. تحویل روزنامه و فروش اشتراک مجله از دیگر شغل‌های همزمان او در دوره‌ی دبیرستان بودند. او بعد از گذراندن دوره‌ی دبیرستان تصمیم گرفت که وارد دانشگاه شود تا راه بهتری برای حمایت از خانواده‌اش پیدا کند. بنابراین به‌عنوان دانشجوی افسری در دانشگاه میسوری به تحصیل پرداخت. او در دوران دانشجویی خود نیز از هر فرصتی برای کسب درآمد استفاده می‌کرد. والتون نهایتا در سال ۱۹۴۰ با مدرک کارشناسی در رشته‌ی اقتصاد از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد.

داستان-برند-وال-مارت،-بزرگترین-شرکت-خرده-فروشی-دنیا-محمد-کیان-راد

والتون در سال ۱۹۴۳ با همسر خود هلن رابسون (Helen Robson) ازدواج کرد و صاحب ۴ فرزند شد. او ۳ روز بعد از دانشگاه، در شرکت J. C. Penney به‌عنوان کارآموز مدیریت مشغول به کار شد. در آن زمان حقوق ماهیانه‌‌ی او به ۷۵ دلار می‌رسید و به مدت ۱۸ ماه در این شرکت کار کرد. او در سال ۱۹۴۲ برای شرکت در جنگ جهانی دوم نام‌نویسی کرد و به‌عنوان ناظر امنیتی کارخانه‌های هواپیمایی و اردوگاه‌های زندان نظامی در جنگ خدمت کرد. والتون در سال ۱۹۴۵ بعد از ترک ارتش و در سن ۲۶ سالگی مدیریت اولین فروشگاه خود را آغاز کرد. او مبلغ ۲۰ هزار دلار از پدر همسر خود قرض گرفت و ۵ هزار دلار پس‌انداز خود را نیز به آن اضافه کرد و یکی از شعبه‌های فرنچایز فروشگاه Ben Franklin را اجاره کرد. شیوه‌ی کاری والتون در بسیاری از زمینه‌های کار، جدید بوده و همین موضوع باعث به موفقیت رسیدن او شد. به‌عنوان مثال او همیشه تمام قفسه‌های مغازه‌ی خود را با محصولات متنوع پر می‌کرد.

والتون توانست میزان فروش شعبه را به‌اندازه‌ی قابل توجهی بالا ببرد اما بعد از تمام شدن مدت قرارداد اجاره، مالکان حاضر به امضای قرارداد جدید نشدند. بنابراین او به همراه همسر و پدر همسرش برای خریدن فروشگاه جدید وارد مذاکره با فروشندگان شدند. او بعد از اینکه ۶ بار از صاحب فروشگاهی در بنتون‌ویل (Bentonville) پاسخ منفی شنید از خریدن آن صرف نظر کرد. پدر همسرش بدون اینکه چیزی به او بگویید بار دیگر با صاحب فروشگاه وارد مذاکره شد و با پرداخت مبلغ ۲۰ هزار دلار قرارداد جدیدی امضا کرد. این فروشگاه در تاریخ ۹ ماه می سال ۱۹۵۰ فعالیت خود را با نام Walton's Five and Dime آغاز کرد. این فروشگاه تا پیش از این سالیانه ۷۲ هزار دلار درآمد داشت اما بعد از مدیریت والتون در سال سوم درآمد آن به ۱۷۵ هزار دلار رسید.

داستان-برند-وال-مارت،-بزرگترین-شرکت-خرده-فروشی-دنیا-محمد-کیان-راد

اولین فروشگاه وال مارت واقعی به‌عنوان فروشگاه تخفیف‌دار در سال ۱۹۶۲ افتتاح شد. والتون تلاش زیادی برای بازاریابی محصولات آمریکایی انجام داد. هدف او برای پیشی گرفتن از رقبا این بود که برای تأمین محصولات فروشگاه خود، تولیدکنندگان آمریکایی با قیمت ارزان‌تر پیدا کند.
والتون در تاریخ ۵ آوریل سال ۱۹۹۲ در اثر ابتلا به نوعی سرطان خون در گذشت و مالکیت فروشگاه‌های وال مارت به همسر و فرزندانش سپرده شد. ۲ فرزند او یعنی راب والتون (Rob walton) و جان والتون (John walton) نقش پررنگی در مدیریت شرکت داشتند. این خانواده تا سال ۲۰۰۵ به‌عنوان یکی از ۵ خانواده‌ی ثروتمند آمریکا شناخته می‌شدند. آن‌ها همواره بخشی از درآمد خود را صرف کمک به امور خیریه می‌کردند.

شکست‌های فروشگاه وال مارت

داستان-برند-وال-مارت،-بزرگترین-شرکت-خرده-فروشی-دنیا-محمد-کیان-راد

شکست فروشگاه‌های وال مارت اکسپرس: یکی از پروژه‌‌های فروشگاه وال مارت اجرای طرحی به نام Walmart Express بود. این طرح که در سال ۲۰۱۱ عملی شد، شباهت کمی با طرح‌های قبلی وال مارت داشت. شعبه‌های قدیمی وال مارت بیش از ۱۶ هزار مترمربع مساحت داشتند. اما فروشگاه‌های وال مارت اکسپرس بسیار کوچک‌تر بوده و بین ۱۰۰۰ تا ۱۴۰۰ مترمربع مساحت داشتند. این شرکت امیدوار بود که سود زیادی با راه‌اندازی این فروشگاه‌ها به دست آورد اما ۲ نکته‌ی اصلی را نادیده گرفت و همه‌ی ۱۰۲ شعبه‌ی این فروشگاه تعطیل شد.
 

۵۶ درصد فروش شرکت‌های وال مارت از طریق مواد غذایی تأمین می‌شود. درواقع توسعه‌ی بخش محصولات غذایی این شرکت در ۲۰ سال اخیر را می‌توان یکی از دلایل اصلی موفقیت فروشگاه‌های زنجیره‌ای وال مارت دانست. فروشگاه‌های اکسپرس مساحت کمی داشتند و نمی‌توانستند نیازهای غذایی مشتری‌ها را تأمین کنند. ارائه‌ی برندهای مختلف از یک محصول مشابه از جمله‌ی دیگر اشتباهات این فروشگاه بود. زیرا مشتری‌های همیشه احساس می‌کردند که انتخاب مناسبی در خرید خود نداشته‌اند.

این برند به جای اینکه فضاهای شهری را برای توسعه‌ی فروشگاه‌های خود در نظر بگیرد، شعبه‌های وال مارت اکسپرس را در مناطق روستایی کوچک راه اندازی کرد. درواقع این برند با راه‌اندازی فروشگاه‌های اکسپرس قصد داشت برای فروشگاه‌های بزرگ‌تر خود تبلیغات کند. به این ترتیب که مشتری‌ها بعد از بازدید از این فروشگاه‌ها ترغیب شده و در روزهای تعطیل به شعبه‌های بزرگ‌تر این برند مراجعه کنند. اما این طرح نتوانست اهداف آن‌ها را برآورده کند.

شکست وال مارت در هند: وال مارت با موانع متعددی در کشور هند روبه‌رو شد. این شرکت باید ۳۰ درصد از محصولات خود را از کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط هندی تأمین می‌کرد که این موضوع یک مانع بزرگ حساب می‌شد. همچنین دولت هند، شرکت وال مارت را ناقض قوانین سرمایه‌گذاری خرده‌فروشی خارجی می‌داند.

شکست وال مارت در روسیه: این شرکت به مدت ۶ سال سعی کرد تا یک زنجیره‌ی محلی در روسیه بنیان‌گذاری کند. اما نهایتا مجبور شد دفتر خود را در شهر مسکو تعطیل کند.

شکست وال مارت در آلمان: مردم آمریکا و اروپا فرهنگ مشابهی دارند. بنابراین بسیاری از کارآفرینان آمریکایی ترجیح می‌دهند که شعبه‌های خود را در کشورهای اروپایی افتتاح کنند. اما مردم کشور آلمان ثابت کردند که این موضوع همیشه درست نیست. آن‌ها طرز برخورد فروشنده‌های این فروشگاه را دوست نداشتند. کارمندان این شرکت به مشتری‌های خود لبخند می‌زنند و مردم آلمان احساس می‌کنند آن‌ها از انجام این کار خود منظور خاصی دارند! آن‌ها ترجیح می‌دادند از فروشگاه‌های دیگری خرید روزانه‌ی خود را انجام دهند.
دلیل دیگر شکست خوردن وال مارت در کشور آلمان، آواز خواندن کارمندان بود. کارمندان این شرکت هنگام عوض کردن شیفت‌های کاری دور هم جمع می‌شوند و با حرکات کششی و آواز خواندن، شیفت خود را عوض می‌کنند. آن‌ها ۳ بار کلمه وال مارت را همراه با حرکات هماهنگ تکرار می‌کنند. مردم آلمان این کار را دوست نداشتند و همین باعث می‌شد که خریدهای خود را از فروشگاه دیگری انجام دهند.

شکست وال مارت در کره جنوبی: شرکت وال مارت در این کشور روی بازاریابی لوازم الکترونیکی تمرکز کرده بود. در حالی که مردم ترجیح می‌دادند پول خود را برای خریدن غذا و نوشیدنی خرج کنند.

شکست وال مارت در ۴ کشور بزرگ نشان می‌دهد که موانع زیادی در گسترش یک کسب‌و‌کار وجود دارد که حتی قدرتمندترین خرده فروشی دنیا هم نمی‌تواند آن‌ها را از بین ببرد.

۱۰ قانون طلایی والتون برای راه‌اندازی کسب‌و‌کار موفق

داستان-برند-وال-مارت،-بزرگترین-شرکت-خرده-فروشی-دنیا-محمد-کیان-راد

۱- به کسب‌و‌کار خود پایبند باشید

بیشتر از هر شخص دیگری به کار خود ایمان داشته باشید. اگر عاشق کار خود باشید هر روز با انگیزه و اشتیاق به محل کار رفته و برای موفقیت آن تلاش خواهید کرد.

۲- سود خود را بین همه‌ی همکاران تقسیم کنید

با همکاران خود مانند شرکای تجاری برخورد کنید تا آن‌ها هم همین رفتار را در برابر شما داشته باشند. این کار کمک می‌کند در کنار هم به بزرگ‌ترین خواسته‌های خود برسید.

۳- به همکاران خود انگیزه دهید

پول و مالکیت کافی نیستند. اهداف بزرگ تنظیم کرده و بین همکاران خود رقابت سالم ایجاد کنید. همچنین سعی کنید بیش از اندازه قابل پیش‌بینی نباشید.

۴- با همکاران خود رابطه‌ی خوبی برقرار کنید

آن‌ها هر چقدر بیشتر در مورد موضوعات اطلاع داشته باشند، شرایط را بهتر درک می‌کنند و در نتیجه اهمیت بیشتری به شرکت شما می‌دهند.

۵- از کارمندان خود قدردانی کنید

هیچ چیز بیشتر از یک قدردانی صادقانه با استفاده از کلمات مناسب نمی‌تواند در روحیه‌ی کارمندان تأثیر مثبت داشته باشد. پس در زمان مناسب از کلمات مناسب برای قدردانی استفاده کنید.

۶- موفقیت‌های خود را جشن بگیرید

زیاد به خودتان سخت نگیرید. خوش بگذرانید و از کاری که انجام می‌دهید لذت ببرید.

۷- به حرف همه‌ی کارمندان گوش دهید

برای پیدا کردن ایده‌های جدید باید با کارمندان خود صحبت کنید و نظر آن‌ها را جویا شوید.

۸- انتظارات مشتری‌ها را برآورده کنید

چیزی که مشتری‌ها می‌خواهند را حتی کمی بیشتر در اختیارشان قرار دهید. اشتباهات خود را بپذیرید و بابت آن‌ها معذرت خواهی کنید.

۹- هزینه‌ها را بهتر از رقبا مدیریت کنید

مدیریت هزینه‌ها بهترین راه برای پیشی گرفتن از رقبا است.

۱۰- خلاف جهت رودخانه شنا کنید

اصول متعارف را نادیده گرفته و خلاف جهت رودخانه حرکت کنید. اگر رقیبتان از مسیر خاصی حرکت می‌کند، شما مخالف جهت او حرکت کنید.

وضعیت کنونی برند وال مارت

داستان-برند-وال-مارت،-بزرگترین-شرکت-خرده-فروشی-دنیا-محمد-کیان-راد

شرکت وال مارت فعالیت خودش را از یک فروشگاه خرده‌فروشی با شعار فروش بیشتر و سود کمتر آغاز کرد. هدف والتون این بود که بتواند با عرضه‌ی محصولات با قیمت کم‌تر، به مردم کمک کند که زندگی بهتری داشته باشند. این شرکت به اندازه‌ای رشد کرد که امروزه به‌عنوان بزرگ‌ترین خرده‌فروشی دنیا شناخته می‌شود. هر هفته ۲۶۰ میلیون مشتری به طور متوسط از شعبات و فروشگاه‌های اینترنتی این شرکت بازدید می‌کنند. لوازم الکترونیکی، فیلم و موسیقی، لوازم خانگی، لباس، کفش، جواهرات، اسباب‌بازی، لوازم سلامتی و زیبایی، کالاهای ورزشی، لوازم حیوانات خانگی، لوازم خودرو، لوازم صنعتی و مواد غذایی از جمله محصولاتی هستند که در شعبه‌های این فروشگاه به فروش می‌رسند.

فروشگاهی که سم والتون در سال ۱۹۵۰ با نام Walton's 5&10 راه‌اندازی کرد، امروزه تبدیل به موزه شده است. مردم با بازدید از این موزه می‌توانند در زمان سفر کنند، با تاریخچه‌ی این برند آشنا شده و از عکس‌ها و لوازم شخصی خانواده‌ی والتون دیدن کنند.

خانواده‌ی والتون با در اختیار داشتن ۴۸ درصد از سهام این شرکت، به‌عنوان مالکان اصلی آن شناخته می‌شوند. این شرکت تا تاریخ ۳۱ ژانویه سال ۲۰۱۷ تعداد شعبات خود در ۲۸ کشور را ۱۱۶۹۵ عدد اعلام کرده است. البته این فروشگاه در کشورهای مختلف از نام‌های متفاوت استفاده می‌کند. به‌عنوان مثال در انگلستان با نام آسدا (Asda) و در ژاپن با نام گروه سیو (Seiyu Group) فعالیت می‌کند. برخی معتقدند اگر وال مارت یک کشور بود، تبدیل به بیست‌وهشتمین اقتصاد بزرگ دنیا می‌شد.

منتشرشده در برندینگ

کمپانی‌های بزرگ دنیا امروزه دریافته‌اند می‌توانند با انجام اقداماتی مشتریان کسب و کار خود را به سفیران برند خود تبدیل کنند. آنچنان که مشتری به عنوان وکیل مدافع برند، محصولات آن کمپانی را به صورت رایگان در بین مشتریان جدید تبلیغ کند. در دانش بازاریابی به این عملکرد سفیران کمپانی‌ها، مشتری‌های وفادار گفته می‌شود.

تکنیکی که در ایران فقط بین تعداد معدودی از شرکت‌های بزرگ به کار گرفته می‌شود و اغلب کسب وکارهای کوچک سنتی نسبت به این ابزار کاربردی بی‌تفاوت هستند. این کسب و کارها تنها به بیان این سوال که چرا هر روز درآمدمان کمتر می‌شود و چرا مشتری ثابت (وفادار) نداریم، اکتفا می‌کنند و همه چیز را به شرایط بد اقتصادی و مدیریت ناموفق دولتمردان محدود می‌کنند.

ما در این مطلب به دنبال آن هستیم تا بخشی از دانش بازاریابی را با شما به اشتراک بگذاریم. زیرا معتقدیم رشد کسب‌و‌کار شما می‌تواند به ایجاد شغل برای افراد بیکار و رشد اقتصادی کشور منجر شود.

رفتار پروانه‌ای مشتریان
 چرا مشتریان وفادار نیستند: عوامل متعددی دراین باره وجود دارد که یکی از آنها تغییر مکرر رفتار مصرف‌کنندگان است. وجود کالاهای متنوع در بازار باعث شده تا مردم دوست داشته باشند هر کالا را حداقل یک‌بار امتحان کنند و این موضوع به یک فرهنگ بین مردم تبدیل شده است. اصولا به واسطه همین فرهنگ است که ما این روزها شاهد پروانه‌ای بودن رفتار مشتریان برندها هستیم.

 

رفتار پروانه‌ای به این معنا که مشتری هر جا گل (کالا) خوش آب و رنگی می‌بینند، به سمت آن می‌رود.

شکار مشتریان از طریق تنوع محصول

تنوع‌طلبی یک ویژگی انسانی است که کمپانی‌های بزرگ سعی کرده‌اند با استفاده از آن، استراتژی خود را برای جذب شکار این گروه از مشتریان متمرکز کنند.

شرکت‌های بزرگ با این کار به اصطلاح بی‌وفایی مشتری را شکار می‌کنند. البته استفاده از این رویکرد به معنای آن نیست که مشتریان وفادار می‌شوند. گویا حضور مشتری از نقطه منفی به نقطه صفر می‌رسد. اما مشتری هنوز از این نقطه بالاتر نرفته است که بگوییم مشتری وارد مقوله وفاداری شده است.در حال حاضر کمپانی‌های بزرگ در عین حفظ برند اصلی، همزمان محصولات جدید را با اسامی مختلف تولید و به بازار عرضه می‌کنند بدون آن که مشتری بداند این محصولات متعلق به یک کمپانی است. چرا این کمپانی‌ها محصولات جدید خود را با نام برند مادر تولید نمی‌کنند: به دلیل آن که اگر محصول جدید مورد استقبال مشتری قرار نگرفت یا وجه تمایز آن با محصولات مشابه در بازار زیاد نبود، برند اصلی آسیب نخورد و ارزش برند اصلی کاهش نیابد.

مقاومت در برابر نوآوری

خلأ جدی در میان کسب و کارهای سنتی و کوچک در داخل کشور ما وجود دارد و آن بی‌توجهی این کسب و کارها نسبت به ضرورت ایجاد تنوع در تولید محصول، کسب دانش، آگاهی در این رابطه و روان‌شناسی رفتار مشتری است.
با اشاره به نتایج تحقیقات در رابطه با این گروه از کارفرمایان باید گفت : متاسفانه مقاومت‌ها برای به‌روزرسانی دانش، انجام تحقیقات بازار، شناخت نیازها و سلایق مشتری در بین کسب و کارهای کوچک بسیار بالاست. در صورتی که درک علایق و سلایق مشتریان و ارائه محصول مطابق با نیازها و خواسته‌های مشتریان در موفقیت یک کسب و کار نقش کلیدی و بسیار مهمی دارد.

ضعف در روان‌شناسی بازار نقطه آسیب کسب و کارهای ایرانی می‌داند و اکثر مشاغل، یک روان‌شناس بازار برای ارزیابی تنوع رفتارهای مشتری در کنار خود ندارند. یکی از مشکلاتی که ما در فرآیند تحقیقات بازار با آن مواجه هستیم، این است که معمولا کمپانی‌ها نسبت به پیش‌بینی رفتار مشتریان چند روز عقب هستند.

مثلا هنوز برخی تولیدکنندگان نمی‌دانند برخلاف گذشته، امروزه خانم‌ها تصمیم‌گیرندگان نهایی خرید کت و شلوار برای آقایان هستند. آنچنان که سهم خانم‌ها در این تصمیم‌گیری ۶۵ درصد و آقایان ۳۵ درصد است. بنابراین تولیدکنندگان محصولاتشان را به گونه‌ای باید طراحی و تولیدکنند که از نظر خانم‌ها جذابیت خرید داشته باشد.

تکنیکی برای وفادارسازی

اگر پذیرفته‌اید که شما هم باید تنوعی در تولیدات خود ایجاد کنید، لازم است آگاهی خود را نسبت به روش‌هایی که در این مسیر می‌تواند به شما کمک کنند، افزایش دهید. تکنیک‌های زیادی در تحقیقات بازار برای بررسی رفتار مشتریان وجود دارد. از جمله آنها تکنیک گروه کانونی و اسکمپر است.
روش اسکمپر (SCAMPER) که از آن با عنوان تکنیک سوالات ایده‌برانگیز نام برده می‌شود، به فرد کمک می‌کند مساله مورد نظر را از زوایای مختلف با طرح مجموعه‌ای از سوالات بررسی و به ایده‌های جدیدی دست یابند.

اسکمپر به واسطه آن که خلاصه هفت کلمه است، انجام آن نیازمند طی یک فرآیند هفت مرحله‌ای مشخص است. هر حرف این کلمه گویای انجام بخشی از این تکنیک است:

جایگزین کردن (S: Substitute)

ترکیب کردن (C :Combine)

اقتباس کردن (A: dapt)

تقویت کردن (M: Magnify)

به کار گرفتن در دیگر کاربردها

(P : Put to Other Uses)

حذف کردن ( E: Eliminate)

معکوس کردن یا چینش مجدد

( R:Rearrange or Reverse)
نحوه استفاده از این تکنیک در فرآیند تحقیقات بازار برای کمپانی‌ها : با حضور متخصصان صنعت سوالات را مطرح می‌کنیم و با کمک آنها محصولات را به چالش می‌کشیم. مثلا می‌پرسیم این محصول جانشین چه چیزی شده است؟ حاصل ترکیب چند کاربرد است؟ این محصول چقدر پاسخگوی رفتار حال حاضر مردم است و تا چه اندازه با رفتار آینده مردم هماهنگ است؟ و سوالات دیگری که باید صبورانه به آنها پاسخ داده شود.

اگر محصول یک تولیدکننده فاقد تمایز باشد و نتواند ضعف‌های محصولات رقیب را پوشش بدهد، اصلا چرا وارد بازار می‌شود و هدفش از این ورود چیست. تولیدکنندگان اگر عملکرد خود را بر اساس تکنیک اسکمپر به‌کار گیرند، می‌توانند رفتار مشتریان را پیش‌بینی، سپس محصول را وارد بازار کنند.

نقش حواس پنجگانه در جذب مشتری

متخصصان می‌گویند محصول یعنی تمام تجربه‌ای که مشتری در ارتباط با محصول شما به دست می‌آورد. این تجربه از زمان قبل از خرید آغاز می‌شود و تا زمان بعد خرید نیز ادامه می‌یابد. دکتر بهنود الله‌وردی‌نیک، مشاور و استراتژیست ارشد برندینگ در گفت‌وگو با جام‌جم می‌گوید: مدیران کسب و کار زمانی می‌توانند مشتریان ثابت و وفادار داشته باشند که قبل از آن تمام مراحل، زیرساخت‌های برندسازی را بدرستی طی کرده باشند.

وفاداری مشتری (Customer) زمانی اتفاق می‌افتد که آن برند تجربیاتی (Experience) را برای مشتری ایجاد کند که فرد از خرید محصولات آن برند حس خوشایندی را تجربه کند.اگر کاسب‌ها گمان می‌کنند کارهایی که چهار سال قبل برای جلب رضایت مشتری انجام می‌دادند، امروز نیز همچنان باید انجام بدهند، کار اشتباهی است.این برندها دیگر نمی‌توانند انتظار حضور مشتریان ثابت را داشته باشند. زیرا ذات انسان تنوع‌طلب است و دلیلی ندارد که مشتری با وجود برندهای جذاب دیگر به یک برند وفادار بماند.
استفاده از حواس پنجگانه یکی از روش‌های امروزین کمپانی‌ها در وفادارسازی مشتریان عنوان ب.ده و برخلاف گذشته که تبلیغات حرف اول را در معرفی برند داشت، امروزه شناخت ویژگی‌های مخاطبان و طراحی تجربه‌های مطلوب و جذاب با کمک حواس پنجگانه اهمیت یافته است.

تا چندی پیش موفقیت یک برند به لوگو، آرم، شعار و لحن بستگی زیادی داشت، اما امروزه برندها به دنبال ایجاد رایحه و طعم خاص در محصولات خود هستند تا بتوانند در احساسات مشتریان نفوذ کنند. مثلا هواپیما‌های بزرگی هستند که از مسافران خود با نوعی پنیر مخصوص پذیرایی می‌کنند که در هیچ جای دیگر آن پنیر یافت نمی‌شود و اگر کسی بخواهد طعم آن پنیر را تجربه کند، باید از آن خطوط هوایی استفاده کند.

 یکی از چالش‌های اساسی اغلب کسب و کارهای داخلی این است که اقدامات زیرساختی را برای ساخت برند انجام نمی‌دهند، اما به دنبال نگه داشتن مشتری هستند. در صورتی که برندها اگر هویت‌سازی و هویت‌آفرینی درستی نداشته باشند، نمی‌توانند انتظار وجود یک تصویر مثبت از خود در ذهن مخاطب داشته باشند.

منتشرشده در برندینگ

معمولا تأثیری که بر دیگران می گذاریم تعیین کننده ی موفقیت یا عدم موفقیت ما برای جذب این افراد در جهت ایجاد فرصتی برای بهبود یا شروع مجدد شغلمان است. نحوه‌ی دست دادنمان، توانایی مان برای ارتباط برقرار کردن با دیگران، نحوه ی صحبت کردن یا لباس پوشیدنمان و احساسی که در دیگران ایجاد می کنیم، همه عواملی هستند که در قضاوت آنها تأثیر می‌گذارند. همچنین عواملی هستند که می‌توانیم با ایجاد برند شخصی قدرتمند، تحت کنترل درآوریم. موفقیت در برند سازی شخصی در نهایت به کیفیت مهارت های اجتماعی فرد، ارتباطات شخصی و تجاری و توانایی او برای به انجام رساندن کارها از طریق این ارتباطات بستگی دارد.

به عنوان مشاور، مدت ها قبل آموختم رفتار خوشایند داشتن و توانایی جذب افراد ویژگی های کوتاه مدتی هستند که می‌توانند یک بار به موفقیت اجتماعی و حرفه ای منجر شوند. در برند سازی شخصی موثر باید درک کرد برای به دست آوردن اعتماد مشتریان، مشتریان احتمالی، مراکز تأثیر، همکاران یا هر شخص دیگری که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر موفقیت شما تاثیر می‌گذارد، به چه چیزی نیاز دارید.

در ابتدا باید علت، نوع کار، شخصی که برای او کار می‌کنید و طرحی را که بر مخاطبان اثر طولانی‌مدت خواهد گذاشت تعریف کرد. باید خودمان را نوعی محصول فرض کنیم و نگرانی در مورد  شخصیتمان را کنار بگذاریم. شاید این کار آسان نباشد، اما وقتی «از سر راه خود کنار می‌رویم» و کاملا به نیاز های مخاطبمان تمرکز می‌کنیم، و توجه کامل آنها را به دست می‌آوریم.

بخش ۱:DNA برند

برند‌سازی شخصی خود را با تعریف دی ان ای برند خود آغاز کنید. فرض کنید کالا هستید و از افراد بپرسید چرا باید خدمات شما را خریداری کنند. با تبدیل موقتی خود به کالا و بررسی ارزش کمی که با خود به رابطه ی کاری می‌آورید، می توانید به سرعت ارزش خود را به مخاطب مناسب خود منتقل کنید.
می توانید این کار را به تنهایی انجام دهید، یا بهترین کار این است که از همکارتان یا مشتریتان بخواهید در این جلسه‌ی اکتشافی مهم شما را همراهی کنند.

جوهره‌ی برند (چه کسی هستید، چه می‌کنید، چرا این کار را انجام می دهید.)

توانایی کاربردی (چیزی که ارائه می‌کنید)

تفاوت ها (آنچه شما را فوق العاده می‌کند)

منبع قدرت (ادعاهایی که می توانید بکنید تا از پیشنهاد فروشتان پشتیبانی کنید)

شخصیت برند (شخصیت شما)

تسلط (ویژگی منحصر به فردتان در برابر رقبا)

عوامل ضروری برند‌سازی ("بایدها"ی هر ارتباط)

موقعیت (باید متفاوت باشید و ارزشی که ادعا کرده اید را ارائه کنید)

ارزش ها (عقایدتان که شما را به مشتریتان نزدیک‌تر می کند)

بینش (دانش منحصر به فردتان از صنعت که به مزیتی برای مشتری تبدیل می شود)

مزیت کاربردی و/‌یا عاطفی (نیازهای برطرف شده‌ی مشتریتان را محقق می‌کنید)

بخش ۲: بیانیه‌ی برند

ایجاد بیانیه‌ی برند شخصی تان ممکن است سخت باشد. برای این کار باید تمام اطلاعاتی که در جلسه ی دی ان ای به دست آوردید را به تفکر تبدیل کنید. بیانیه‌ی برندتان مانند بیانیه‌ی مأموریت شرکت است. می‌توانید این کار را در سه مرحله انجام دهید.

۱) آرمانتان را تصور کنید و کار حرفه ای که برای تحقق این آرمان انجام می‌دهید. اگر مشاور مالی هستید، آیا دوست دارید اطمینان حاصل کنید  که سرمایه‌گذاران از مزایای سرمایه‌گذاری برای آینده‌ی مالی مطمئن آگاه هستند؟

۲) اهداف حرفه‌ای‌تان را تعریف کنید. اگر وکیل هستید آیا می‌خواهید مستقل فعالیت کنید و به مشتریان مختلف با نیازهای مختلف خدمات رسانی کنید یا می‌خواهید در زمینه‌ای خاص در یک شرکت فعالیت کنید؟

۳) با شواهد حاکی از تجربه‌تان، از بیانیه‌ی برند خود پشتیبانی کنید. اگر معمار هستید، می‌توانید بر کارتان که به شاداب شدن داخل شهر و بهبود جامعه منجر شده است، تمرکز کنید.

عاقلانه نیست در یک بار معرفی محصول، که اغلب به ادامه‌ی بیانیه‌ی برندتان تبدیل می‌شود، با اطلاعات خیلی زیاد، مشتریان را بمباران کنید. در صورت امکان، علاقه مندی‌های مخاطبتان را ارزیابی کنید و طوری به سؤال آنها که می‌پرسند «شغلتان چیست؟» پاسخ دهید، که منطبق بر نیازهای آنها باشد.

بخش ۳: با برندتان تجربه ایجاد کنید.

برند شما چیزی بیشتر از تنها یک هویت است. بعضی از محبوب ترین برندهای مشتریان، جامعه‌ی وفاداری بر اساس هویت برند و تجربه‌ای که برای مشتریان ایجاد می کنند جامعه‌ی وفاداری برای خود ایجاد کرده‌اند. اگر برای مخاطبان خود همین کار را کنید، سطح برند شخصی تان را بالا خواهید برد.

مثلاً وقتی مشاور تکنولوژی اهداف مخاطبان را شناسایی کرده و ارزش‌های قابل اندازه‌گیری خود را به طور شفاف بیان می‌کند، کار او فرای تعمیر کامپیوتر‌هاست. آنها به این دلیل استخدام می‌شوند که مهارت‌های فنی و همدلی لازم برای راحت کار کردن با آنها و انگیزه دادن به افرادی که با تکنولوژی راحت نیستند را دارند.

منتشرشده در برندینگ

بازسازی برند قوی پیش نیاز لازم برای موفقیت بوده و اگر انتظار دارید مشتریان شما به برندتان اعتماد کرده و در آن سرمایه گذاری کنند، باید در کسب و کارتان در مورد هویت برند خود مطمئن شوید. بازسازی برند  مشخصات خاصی خلق کرده و نشان می دهد شما که هستید و کسب و کارتان چه چیزی ارائه می دهد پس مهم است که بدانید چه کارهایی باید انجام دهید. اما اگر اولین بار این کار را درست انجام ندهید و یا زمانی که برند شما نیازمند تغییر است چه اتفاقی می افتد؟ به همین دلیل در این مقاله در مورد بازسازی برند صحبت می کنیم.

بازسازی برند  درست سبب می شود شما مشتریان مناسب را هدف قرار دهید و در بهترین موقعیت بازار شلوغ و رقابتی خود قرار گیرید. این کار به شما اجازه خواهد داد هویت برند قوی ایجاد کنید اما زمانی که بازسازی برند  شما با شکست مواجه می شود، چه اتفاقی می افتد ؟ شاید شما به نتیجه مطلوبی نرسید یا نیاز به ایجاد یک شرکت موفق برای بازار جدید داشته باشید، در این صورت بازسازی برند می تواند کلید افزایش فروش و مشتریان فعال شده و سبب وجه تمایز شما نسبت به رقبا می شود.

چه به دنبال برندسازی مجدد خود با یک چهره کاملا متفاوت هستید و یا می خواهید به نوسازی آنچه قبلا از آن نتیجه گرفته اید، باشید بازسازی برند روش بسیار خوبی برای این کار است. چه در گام بعدی طرح جامع کارآفرینی خود باشید و یا شانس آخر برای جلوگیری از شکست کسب و کارتان هستید، بازسازی برند  ارزش امتحان را دارد. هنگامی که تحقیقات اولیه خود را انجام دادید و متوجه شدید این فرایند مستلزم چه مواردی است، زمان آن است که دقت کنید و تصمیم جدی بگیرید.

بازسازی برند چیزی نیست که به آرامی صورت گیرد زیرا نباید از چاله درآمده و به چاه بیافتید. اما اگر فکر می کنید بازسازی برند سبب جذب سرمایه گذاری و یا پیشرفت کسب و کار شما می شود، به خواندن این مقاله ادامه دهید. در این مقاله چند نکته در مورد زمانی که برای بازسازی برند شما مناسب است آورده ایم تا اطمینان حاصل کنید تمام موارد مهم به آرام ترین شکل ممکن به پیش می رود.

مطمئن شوید که تیم شما آماده است

برندسازی تماما در مورد زیبایی شناختی و جنبه های بصری کسب و کار شما نیست، بلکه در مورد ارزش های شرکت و روش های حرفه ای نیز می باشد. یعنی باید اطمینان حاصل کنید که شما با کارکنان خود صادق و شفاف هستید و مطمئن شوید که آنها آماده هر گونه تغییر بزرگی که می خواهید انجام دهید هستند. البته، به عنوان صاحب کسب و کار، شما حرف آخر را می زنید، اما باید به یاد داشته باشید که نیروی کار شما سبب چرخش چرخ کسب و کار شما می شوند، پس درنظر گرفتن نظرات آنها ارزشمند است.

اطمینان حاصل کنید که کارکنان خود را در اکثریت قریب به اتفاق (اگر نه همه) تصمیمات بزرگ شرکت قرار می دهید و در مورد برنامه های آینده خود شفاف و روشن باشید، به خصوص اگر شما کسب و کار بسیار کوچکی با یک تیم بسیار جدی را مدیریت می کنید. جلسات منظمی برای کارکنان ترتیب دهید و آنها را به پیشرفت تشویق کنید. اطمینان حاصل کنید که به حرف تمام کارکنان خود گوش می دهید. انجام این کار سبب ایجاد حس ارزشمندی و قدردانی در اعضای تیم شما می شود که برای ایجاد یک فضای کاری که موجب افزایش بهره وری و کار گروهی موثر شود، بسیار حیاتی است. به احتمال زیاد، شما ابر قهرمان نیستید و نمی تواند همه کارها را خودتان انجام دهید. پس موقع بازسازی برند مهم است که از کمک کارکنان خود استفاده کنید.

از ارزش های اصلی خود زیاد دور نشوید

مسلما تمام کار بازسازی تغییر هویت فعلی شرکت و ایجاد تغییر روی برند قبلی است. اما هر تغییری که انجام می دهید، مهم آن است که از ارزش های اصلی خود فاصله نگیرید. تفاوت ظریف اما قطعی بین بازسازی کسب و کار موجود و راه اندازی یک شرکت کاملا جدید وجود دارد و باید این تمایز را قبل از هر گونه پیشرفت در کار خود یاد بگیرید.

هویت برند آشفته به نوبه خود سبب دوری مشتریان از شما می شود. بنابراین باید شفاف و مطمئن باشید که چه کسی هستید و چه چیزی را به مصرف کنندگان ارائه می دهید. شما می توانید این کار را با حفظ عناصر هویت اصلی برند خود (طرح رنگ، لوگو و یا اخلاق مداری) انجام دهید. این کار مشتریان فعلی شما را از سردرگمی نجات داده و به مشتریان جدید و بالقوه اطمینان می دهد که تحت تاثیر برندسازی آشفته قرار نمی گیرند.

به دنبال تخصص افراد حرفه ای باشید

برندسازی کسب و کارتان و کارهای مورد نیاز برای بازسازی برند موفق حساس اما درست انجام دادن آنها ضروری است. پس ارزش آن را دارد که زمان و پول خود را برای رسیدن به نتیجه مطلوب سرمایه گذاری کنید. یکی از راه های رسیدن به نتیجه مطلوب آن است که از کمک متخصصان واجد شرایط که می توانند در فرایندهای مختلف بازسازی برند مانند کارشناسان برند و بازاریابی ، طراحان گرافیک بهره بگیرید.

منتشرشده در برندینگ

یک شاخه گل رز را هر نام دیگری بنامید، بوی خوشی دارد، اما یک برند با هر نام دیگر چطور؟

این سوالی است که بسیاری از شرکت ها که درگیر نامگذاری (یک محصول جدید، تغییر نام برند موجود، و یا نامگذاری یک استارتاپ از صفر) می باشند با آن مواجه هستند. کدام نام را هیچ یک از مشتریان شما فراموش نخواهند کرد؟ نام باید با داستان برند یا ماهیت اصلی برند شما که مخاطبان تان شما را با آن می شناسند هماهنگ باشد.

انتخاب یک نام به نظر آسان می رسد. به هر حال، حروف بسیاری در الفبای زبان وجود دارد.

اما وقتی می خواهید نامی را انتخاب کنید، سوالاتی به ذهن شما می رسد. از کجا شروع کنم؟ چه چیزهایی را درنظر داشته باشم؟ چرا فکر می کردم انتخاب نام آسان است؟

خوشبختانه، روند نامگذاری نه پیش گویی است، و نه انداختن تصادفی یک تاس. بلکه به توجه و کار زیادی نیاز دارد. همچنین اگر روند انتخاب نام به اندازه کافی چالش انگیز نباشد، ریسک قابل توجهی وجود خواهد داشت. دنبال کردن فرایندی منظم و سخت کوشی در تحقیق و آزمایش، قطعا عوامل کلیدی می باشند.

واقعیت این است که هیچ کتابی مانند کتاب نام های کودکان برای برندها وجود ندارد. پس چگونه می توانید نام خوبی انتخاب کنید؟ در این مقاله ۵ گام ضروری که باید دنبال کنید را می آوریم.

۱- کشف

فرآیند کشف موقع نامگذاری، بسیار مهم است. در این مرحله شما اهداف خود را درنظر می گیرید تا بتوانید ماهیت برند خود را تجزیه و تحلیل کنید (قطب نمای برند شما). روند نامگذاری همیشه باید (در حالت ایده آل) فرآیند استراتژی برند و جایگاه یابی را دنبال کند تا تحقیقات کافی برند و تجزیه و تحلیل آن بدست آید.

حتی اگر اخیرا برند خود را جایگاه یابی کرده اید، با این حال، هنوز هم موارد زیادی را در این مرحله اولیه باید در نظر بگیرید. نظرات ذینفعان کلیدی در مورد تغییر نام چیست؟ نگرانی غالب در مورد چیست؟ نشانه یک نام موفق کدام است؟ کدام روش نامگذاری برای ساختار برند شما مناسب خواهد بود؟

در این مرحله رسیدن به اجماع نظر تصمیم گیرندگان در مورد آنچه به عنوان معیارهای عینی نام جدید می باشد، ضروری است. رعایت این نکته کار شما را در مراحل بعدی، که می خواهید نامی را از بین لیست کوتاه نام ها انتخاب کنید، آسان می کند. باید چک لیستی از مواردی که می خواهید در نام مورد نظر باشد تهیه کنید، تا زمانی که لیستی از نام های دیگر مطرح شد، تصمیم گیری شما را سخت نکند. یک نکته مهم را در حال تهیه معیارهای خود به یاد داشته باشید: نام برند خوب، طولانی نیست. بلکه به جای بیان همه اهداف شرکت بر ارتباط یک ایده مرکزی متمرکز است.

۲- طوفان فکری

در مرحله طوفان فکری ایده های خام را که به عنوان نامزدهای نام شما می باشد، جمع آوری می کنید. با الهام از پیام اصلی و اهداف کسب و کار شرکت شما و به کمک معیارهای عینی که در مرحله کشف بدست آوردید، طوفان فکری یک فرایند مشارکتی بین استراتژیست ها و ذینفعان است.

در این مرحله محدودیتی در کار نیست. افکار شما توسط آنچه که ممکن است دست نیافتنی به نظر برسد، محدود نمی شود. هر گونه که می خواهید تفکر کرده و ریسک کنید. معیارهای تعریف شده در مرحله کشف بعدا به عنوان راهنمای تعیین اینکه ایده مورد نظر خوب است یا نه، استفاده خواهد شد.

در پایان مرحله طوفان فکری، باید لیستی از مفاهیم پالایش شده که می تواند در مرحله پالایش بکار رود یا کنار گذاشته شود، بدست می آید.

۳- پالایش

در این مرحله به جزئیات ضروری توجه می کنیم. نتیجه مرحله طوفان فکری مجموعه ای از مفاهیم می باشد، اما در مرحله پالایش لیستی از نام های واقعی ممکن انتخاب می شود. اولین لیست شما باید طولانی باشد. با استفاده از ایده های تولید شده در مرحله طوفان فکری، هر نام در لیست طولانی شما به طور کلی باید متناسب با معیارهای عینی بدست آمده در مرحله کشف باشد.

هنگامی که لیست طولانی ایجاد شد، روند تقلیل آن آغاز می شود، و معیارهای عینی مورد توجه قرار می گیرد. هنگامی که بر سر اینکه آیا یک نام مناسب است، مشورت صورت می گیرد توجه به شرایط فرضی می تواند مفید باشد. این نام بر روی کارت تبلیغاتی چگونه خواهد بود؟ برای یک وبسایت چطور؟ وقتی این نام گفته می شود و همچنین زمانی

که در جملات مختلف استفاده می شود چگونه بنظر می رسد؟

شما می توانید تست های اولیه را در این مرحله آغاز کنید. اگر در مورد یک نام شک دارید (و یا اگر مناسب به نظر نمی رسد)، یک جستجوی سریع در گوگل بکنید تا ببینید چه چیزی می آورد. مواردی که باید توجه کنید عبارتند از اینکه آیا شرکتی نام مورد نظر شما را انتخاب کرده یا نه و اینکه آیا این نام دارای معانی منفی یا مطبوعاتی است یا نه.
نتیجه مرحله پالایش باید لیست "کوتاهی" از نام ها (شش عدد یا کمتر) باشد که نامزدهای قابل قبول بوده و با معیارها و اهداف از پیش تعیین شده تطابق دارد و مشکل خاصی نداشته باشد.

۴- تست

تست پروسه بررسی هر یک از نام هایی است که در لیست کوتاه دارید. در مرحله تست به عوامل کیفی نگاه می کنیم، مانند چگونه این نام در بازار ظاهر می شود، از نظر زیبایی شناختی چگونه است، دارای چه نوع صدای برند است، و توانایی تمایز برند از رقبای آن. همانطور که در مقدمه ذکر شد، یک نام باید بتواند داستان معنی داری در مورد برند بیان کند. نحوه بیان داستان برند اهمیت زیادی دارد. جنبه کمتر کیفی مرحله تست، بررسی مسائل ثبت نام است. امروزه در دسترس بودن نام می تواند از جمله موانع چالش برانگیز یک برند باشد. دفتر ثبت اختراع و برند در ایالات متحده یک سیستم آنلاین جست و جو دارد که به شما نشان می دهد آیا یک نام در حال حاضر ثبت شده است یا نه. یک نام از نظر قانونی، در مقایسه با مارک های دیگر نباید باعث سردرگمی مصرف کنندگان شود و یا موجب ایجاد مشکل حقوقی برای برندهای ثبت شده نشود. نام ها قبل از هر اقدامی باید توسط وکلای مالکیت معنوی بررسی شده و تایید شود. در دسترس بودن آدرس های اینترنتی و کانال های رسانه های اجتماعی نیز باید مورد ارزیابی قرار گیرد.

۵- انتخاب و شروع

انتخاب نهایی یک نام می تواند دشوار باشد. اما روند بالا این کار را تا جای ممکن برای شما آسان می کند، و ارزش نسبی هر یک از نام هایی که در لیست کوتاه شما قرار دارد را مشخص می کند. در پایان، انتخاب یک نام کمی به حس ششم نیاز دارد. شما باید بدانید کدامیک از نام های شما خوب بوده و مطابقت بیشتری با ماهیت برندتان دارد. برای اینکه قوانین ثبت برند را نقض نکنید، از یک وکیل کمک بگیرید. این فرآیندی است که شما می توانید خودتان آن را انجام دهید، اما هنگام روبرو شدن با پیچیدگی های قانون ثبت برند، بهتر است در کنار خود کمک حرفه ای داشته باشید. هنگامی که بین تصمیم گیرندگان شرکت خود به اجماع نظر رسیدید، زمان آغاز برند است. انتخاب یک نام هم می تواند با حس عدم اطمینان همراه باشد و هم هیجان انگیز باشد. اجرای مرحله به مرحله روند فوق و انجام کارهای ضروری، زمینه را برای نتیجه بهتر فراهم می کند.

منتشرشده در برندینگ

طراحی کاتالوگ شرکت دیتاما تولید کننده محصولات دکوراتیو سال 1395

طراحی کاتالوگ شرکت دیتاما تولید کننده محصولات دکوراتیو-محمد-کیان-راد

 

طراحی کاتالوگ شرکت دیتاما تولید کننده محصولات دکوراتیو-محمد-کیان-راد

 

طراحی کاتالوگ شرکت دیتاما تولید کننده محصولات دکوراتیو-محمد-کیان-راد

طراحی کاتالوگ شرکت دیتاما تولید کننده محصولات دکوراتیو-محمد-کیان-راد

طراحی کاتالوگ شرکت دیتاما تولید کننده محصولات دکوراتیو-محمد-کیان-راد

منتشرشده در کاتالوگ

تصویر ذهنی برند

جمعه, 06 اسفند 1395

ایجاد تصویر ذهنی برند نیازمند برنامه بازاریابی است که بتواند تداعیات مطلوب، منحصربه‌فرد و قدرتمند را با برند در حافظه مصرف‌کننده پیوند بزند. مفهوم ارزش ویژه برند از دیدگاه مشتری، تفاوتی میان منبع تداعی برند و شیوه شکل دادن به آن نیست، تداعیات ذهنی مصرف‌کننده از برند می‌تواند به شیوه‌های مختلفی فراتر از فعالیت‌های بازاریابی شکل گیرد. از تجربه شخصی محصول گرفته تا کسب اطلاعات از منابع متنوع نظیر اخبار، گزارش‌ها، سایر ابزارهای رسانه‌ای و حتی تبلیغات دهان به دهان یا تصورات مشتریان از برند، نام، لوگو، شرکت سازنده، کشور سازنده، شبکه توزیع، موقعیت مکانی شرکت و ازاین‌دست موارد می‌توانند تداعی‌کننده ذهنی مصرف‌کننده باشند.

بازاریابان باید بتوانند تأثیرات هرکدام از عوامل اطلاع‌رسانی را تشخیص دهند، آن‌ها را به بهترین شکل مدیریت کنند و در طراحی راهبردهای ارتباطی خود با مخاطبان موردتوجه قرار دهند. برای درک بهتر به بیان مثالی در مورد بهبود ارزش ویژه برند بادی شاپ می‌پردازیم؛

برند The Body Shop بدون استفاده از تبلیغات سنتی، در سراسر جهان تصویر فوق‌العاده‌ای از خود ایجاد کرد. رابطه تنگاتنگ میان این برند و بهداشت فردی و مسائل زیست‌محیطی با بهره‌گیری از ویژگی‌های مرتبط با محصولات (استفاده از مواد طبیعی، عدم آزمایش مواد شیمیایی روی حیوانات)، بسته بندی (ساده، قابل بازیافت، قابل تعویض)، روش‌های فروش (استفاده از پوستر و بروشور درباره تمامی جزییات در فروشگاه‌ها و برپایی نمایشگاه‌ها)، کارکنان (ترغیب و انگیزش کارکنان در جهت کسب اطلاعات فراوان درزمینهٔ مباحث زیست‌محیطی)، سیاست‌های خرید و تأمین منابع (استفاده از تولیدکنندگان کوچک محلی در گوشه و کنار جهان)، برنامه‌های اجتماعی (ترغیب شرکا به راه‌اندازی برنامه‌های اجتماعی و انجمن‌های محلی) و برنامه‌ها و فعالیت‌های روابط عمومی (ارائه صحیح و بدون حاشیه دیدگاه‌ها و انتقادات درزمینهٔ موضوعات گوناگون) شکل گرفت.

منتشرشده در برندینگ

اینتربرند (INTERBRAND) روش شناخته شده‌ای را با سال‌ها سابقه برای ارزیابی برند خلق کرده است. روش اینتربرند سعی در استفاده از مقیاس‌های کمی و عینی برای رتبه بندی بهترین برندهای جهان دارد؛ اما برای آن‌که بتوان برندی را ارزشیابی کرد باید شرایط خاصی همچون بین المللی بودن و گردش مالی، مخاطبان برند و اطلاعات در دسترس فراهم باشد؛

اینتربرند در ارزیابی برند به سه بخش مهم توجه می‌کند: پیش‌بینی مالی، نقش برندینگ، توانایی برند.

پیش‌بینی مالی برند:

شاخص پیش‌بینی مالی برند به درآمدی که از محصولات حاصل می‌شود می‌پردازد. اینتربرند دارایی‌های ملموس و ناملموس کسب و کار را تحلیل می‌کند تا به ارزش‌افزوده اقتصادی پی ببرد. ارزش‌افزوده اقتصادی مفهومی مدیریتی است و بر پایه ارزش تعریف شده است که توانایی یک کسب و کار دارای برند را در تولید، سودی بیش از مبلغ سرمایه‌گذاری شده در آن کسب و کار نشان می‌دهد. برای انجام این محاسبه اینتربرند ابتدا درآمد کسب و کار را تعیین کرده و سپس دارایی سرمایه‌گذاری شده را از آن کم می‌کند تا ارزش اقتصادی کسب و کار دارای برند را به دست بیاورد.

نقش برندینگ:

شاخص نقش برندینگ در مورد درآمدهایی از کسب و کار را که به برندینگ مربوط می‌شود شناسایی کرده و وابسته به بخشی است که برند در آن فعال است. چراکه یک برند ممکن است در بخش مد و یا عطر نقش بسیار مهمی داشته باشد اما در بخش کسب و کار تنها یکی از چندین مورد محسوب شود. برای مثال هرچند اینتل یک برند قدرتمند است اما بسیاری از مردم به این دلیل که با کامپیوترهای بر پایه ویندوز پیوند دارد از آن استفاده می‌کنند، نه آنکه لزوماً انتخاب آن‌ها کامپیوتری بر پایه اینتل باشد.

توانایی برند:

شاخص توانایی برند به برآورد میزان خطرپذیری ارزش امروز برند می‌پردازد. این برآورد به آسیب‌پذیری آینده یک برند در بخش خاص توجه می‌کند و وجهه خطرپذیری برند از ارزش فعلی آن می‌کاهد. برای مثال برندهای بانکی در دوران بحران اقتصادی آسیب‌پذیری ویژه‌ای دارند چراکه مردم اعتماد خود را به این برندها از دست داده‌اند. عوامل متعددی در فرآیند برآورد برند همچون رهبری، پایداری، تحرک بازار، بین المللی بودن، گرایش‌ها، حمایت و حفاظت ارزیابی خواهند شد.

منتشرشده در برندینگ

لوگوی یک برند یا محصول، یکی از مهم‌ترین عناصر دیداری برای مشتریان است، ازاین‌رو صاحبان کسب‌وکار سعی می‌کنند برای جلب نظر مشتریان، هرچه بیشتر به زیبایی عناصر دیداری برندشان توجه کنند. هویتی که به‌آسانی و به‌سرعت قابل‌تشخیص باشد.

در طراحی لوگو باید به اجزای آن توجه کرد چراکه هر یک از آن‌ها معنا و مفهوم خاص خود را به مخاطبان منتقل می‌کنند و تأثیر خاص خود را بر آن‌ها می‌گذارند؛ در ادامه به بررسی مفهوم چند آرم و لوگوی اتومبیل‌ها و برندهای معروف خودروسازی جهان می‌پردازیم؛

 تویوتا: لوگوی تویوتا در نظر اول لوگوی شرکت خودروسازی تویوتای ژاپن شبیه یک گاوچران است که کلاه بزرگی بر سر گذاشته است، اما درواقع این لوگو سه شکل بیضی است که قلب مشتری، قلب محصول و پیشرفت‌های فنّاورانه و فرصت‌های بی‌حدومرز تویوتا را ترسیم ‌می‌کند. در زبان ژاپنی Toyo به معنای فراوانی و ta به معنای برنج است و همچنین کلمات Toyo در هم تنیده است.

مرسدس بنز: لوگوی مرسدس بنز ستاره 3 پری است که نشان مرسدس‌ بنز بوده و به معنای تسلط آن بر زمین، دریا و آسمان است. این لوگو نخستین بار روی اتومبیل دایملر مدل ۱۹۰۹ دیده شد. لوگوی کنونی که در آن حلقه‌ای به دور یک ستاره اضافه‌شده، در سال ۱۹۳۷ میلادی طراحی شد و تاج افتخاری برای این برند است.

آئودی: لوگوی آئودی که درواقع از چهار حلقه‌ی درهم‌تنیده درست‌شده نماد به هم پیوستن چهار شرکت خودروسازی Audi, DKW, Horch و Wanderer است که تا قبل از آن مستقل از هم فعالیت می‌کردند.

سیتروئن: آرم سیتروئن در ظاهر حرکت رو به بالا را نشان می‌دهد اما درواقع طراح آن باهدف دیگری آن را خلق کرده است. آندره سیتروئن خالق این خودرو کار در صنعت موتور را با تولید چرخ‌دنده آغاز کرد و علامت نظامی ۲ تایی آن را درواقع نماد دندانه‌های چرخ‌دنده برشمرده است.

مزدا: لوگوی مزدا چیزی شبیه یک لاله خوش‌فرم و نمایانگر بال‌های بازشده است. در فرهنگ ژاپن علامت ۷ به معنای ابتکار، درک هدف و لطافت است.

رنو: لوگوی رنو شبیه الماس است و نخستین بار به‌صورت آرم ایستاده روی در موتور به کار رفت و بوق اتومبیل پشت آن قرار می‌گرفت. در سال ۱۹۲۲ میلادی قسمت مرکزی آرم برای خروج هوا بریده شد. رنو آرم امروز خود را از سال ۱۹۲۴ میلادی با خود همراه دارد.

پورشه: لوگوی پورشه نشان محلی شهر اشتوتگارت است. اسب علامت مزرعه اشتات، شاخ‌ها و خطوط مشکی و سرخ بخشی از نشان سلطنتی پادشاهی وورتمبرگ است.

سوبارو: سوبارو نخستین کارخانه ژاپنی تولیدکننده خودرو بود. نشان این شرکت به ستارگان خوشه پروین اشاره دارد.

بی ام و: از وقتی بی ام و به تولید موتور هواپیما روی آورد، لوگوی امروز خود را انتخاب نمود. این آرم نشانگر یک ملخ خوش‌فرم و در حال چرخش هواپیما است و می‌گویند رنگ آبی آن یادآور آسمان است.

هیوندای: لوگوی هیوندای یک بیضی است که حرف H با فونت خاص بیضی مانند، درون آن قرار دارد. می‌توان آن را نمادی از هدف کارخانه برای پیشرفت قلمداد کرد؛ بدین‌صورت که بیضی نمادی از گسترش و افق جهانی است و حرف H مورب نمادی از ۲ طرف یعنی کارخانه و مشتری است که به یکدیگر دست مشارکت داده‌اند.

ولوو: دایره فلش دار در لوگوی ولوو، نشانه قرارداد فولادی است. دایره و فلش همچنین یادآور سپر، نیزه و سیاره مریخ است که نماد شیمیایی برای آهن نیز است.

میتسوبیشی: گرچه میتسوبیشی فقط ۲۵ سال در انگلستان زندگی کرد اولین خودرو خود را در سال ۱۹۱۷ ساخت. تاریخچه شرکت به سال ۱۸۷۰ بازمی‌گردد هنگامی‌که اولین کشتی خود را ساخت. سه الماس ملخ کشتی است. واژه میتسوبیشی به معنای سه منشور است. اخیراً مطرح‌شده است که این نشان از ترکیب دو نشان خانوادگی تشکیل‌شده و نمایان گر هیچ بخشی از یک کشتی نیست. ارتباط این نشان با کشتی تصور اشتباهی است که به دلیل سابقه کشتی‌رانی و کشتی‌سازی شرکت در اذهان ایجادشده است.

پژو: یکی از اولین خودروهای پژو به نام مدل شیر شناخته می‌شد که نشان محلی شهر بلفورد محل ساخت مدل مزبور را روی خود داشت.

کادیلاک‎: لوگوی اولیه کادیلاک بر مبنای شناسه خانوادگی مردی که این شرکت را در سال ۱۷۰۱ میلادی تأسیس کرد، طراحی‌شده بود. آنتونی دلاموته که بانام سر کادیلاک هم شناخته می‌شد، مدیری میان‌پایه در دولت ایالات‌متحده بود که پایه‌گذار کادیلاک در دیترویت شد. شرکت او تا سال‌ها ارابه‌های فلزی می‌ساخت و نشانی که برای محصولاتش انتخاب‌شده بود، برازنده‌اش می‌کرد.

فراری: یکی از معروف‌ترین کارخانه‌های اتومبیل‌سازی که محصولات آن از گران‌قیمت‌ترین اتومبیل‌های دنیا است و تمام علاقه‌مندان سرعت در دنیا با این کارخانه آشنا هستند، «فراری» است. لوگوی مربوط به این شرکت یک اسب بلند شده روی ۲ پا در یک زمینه زردرنگ است که معمولاً حروف S F به علامت «Scuderia Ferrari» در پایین آن مشاهده می‌شود. این آرم در حقیقت مربوط به یک خلبان بسیار ماهر ایتالیایی در جنگ جهانی اول است که همیشه این آرم را بر روی هواپیماهای خود ترسیم می‌کرد.

شورلت: ریشه لوگوی شورلت که یکی از برندهای جنرال‌موتورز به‌عنوان پرفروش‌ترین خودروساز دنیاست، به یکی از سفرهای ویلیام دورانت مؤسس این شرکت به پاریس در سال ۱۹۰۷ میلادی بازمی‌گردد. دورانت آن‌چنان مسحور طرح زیبای کاغذدیواری خود قرارگرفته بود که تکه‌ای از آن را کند و داخل کیف پول خود قرار داد. چند سال بعد در سال ۱۹۱۳ میلادی او این تکه را مبنای طراحی لوگوی طیفی از خودروهای تولیدی خود که نامشان را از لوئیس شورلت، راننده مسابقات سرعت به عاریت گرفته بودند، قرار داد.

باور کردن اینکه یک تکه کاغذدیواری الهام‌بخش دلیلی بوده که با کنار هم قرار دادن چند شرکت خودروساز، بزرگ‌ترین تولیدکننده خودرو را به وجود آورد، شاید کمی سخت باشد اما این داستان تقریباً با واقعیت انطباق دارد.

منتشرشده در برندینگ

1. با اعتماد به نفس باشید:

اعتماد به نفس منتقل می شود چه هنگامیکه از افراد دیگر تقاضایی دارید و چه زمانیکه می خواهید محصول یا خدماتی را بفروش برسانید، مخاطبین شما باید بدانند که شما از نحوه عملکرد خود کاملا آگاه هستید.بعضا پیش می آید که افراد تماس هایی برقرار می کنند که طی آن استرس دارند و یا احساس ترس می کنند. مسلما در این شرایط نمی توانند تاثیرگذاری خوبی نسبت به شرکت، محصول یا خدمات خود ایجاد نمایند.

برای افزایش اعتماد به نفس ابتدا باید مطمئن شوید که به نکات اولیه محصولات و خدماتی که می فروشید آگاهی کامل دارید و آنها را با صدایی رسا منتقل خواهید کرد زیرا در غیر این صورت فرد مقابل شما را جدی نمی گیرد.

2. طبیعی برخورد کنید:

تعداد افرادی که هنگام برقراری تماس تلفنی صدای خود را به طور اشتباه تغییر می دهند، بیشمار است. آنها شروع به خواندن از روی متنی می کنند که شخص دیگری آن را نوشته و هیچ اعتقادی به محتوای آن نوشته ندارند. در صورتیکه اگر آنچه ادا میکنید از طرف خودتان باشد بسیار طبیعی تر و دلنشین تر می گردد. مشتریان به دنبال افرادی هستند که با لحنی طبیعی و دلنشین مکالمه را آغاز نمایند.

 

 

3. بیشتر گوش دهید:

این یک مهارت برای فروش تلفنی می باشد. بعضا افراد این کار را به صورت ناخودآگاه انجام می دهند اما باید بدانید که فرق بسیاری میان ناخودآگاه شنیدن و گوش فرا دادن می باشد. هنگامیکه کاملا اختیاری شروع به گوش دادن صحبت های طرف مقابل می کنید باید با ادای کلاماتی مانند "اوهوم"، "بله"، "همینطوره"، "درسته" ، بازگویی خلاصه ای از آنچه مطرح شد و یا پرسش سوالاتی در خصوص اطلاعات داده شده، نشان دهید که تمام حواستان به صحبت های مخاطب تان بود. برای موفقیت در این تکنیک می بایست به صحبت های طرف مقابلتان به شدت تمایل نشان دهید و به یاد داشته باشید که این یک مکالمه است و این تنها شما نیستید که باید صحبت کنید.

4. حدس زدن ممنوع!

حتما طی تماس های متعددی که داشته اید متوجه شده اید که بعضی از افراد سعی می کنند حدس بزنند که شما چه چیزی می خواهید بگویید. در تماس هایی که به قصد فروش تلفنی می باشد نیز ممکن است همچین اتفاقی رخ دهد که اصلا اتفاق خوبی نیست!

تصور کنید طی تماس تلفنی طرف مقابل دائما سعی داشته باشد که سخنان شما را حدس زده و جملات تان را کامل کند، به نظرتان این کار عصبی کننده نیست؟! مطمئن باشید با اینکار فقط مشتری را عصبانی کرده و باعث می شوید تلفن را روی شما قطع کند.

5. مکالمه را برای خودتان جذاب کنید:

اگر فردی هستید که باید در طول روز تماس های زیادی برقرار نمایید، تا چیزهای مشابهی را تکرار کنید، قطعا این موضوع بر روحیه شما تاثیر گذاشته است.

تصور کنید شما تا آخر ساعت کاری 70 تماس تلفنی برقرار کرده اید و قصد دارید سراغ نفر بعدی بروید! حدس می زنید چه اتفاقی می افتد؟ شما فکر می کنید که این شخص نفر هفتاد و یکم خواهد بود و کاملا خسته  شده اید در حالیکه فرد مذکور اولین باریست که صدای شما را می شنود. اگر با همان حالت خسته شروع به صحبت کنید این پیام را خواهید رساند که" ترجیح می دادم اکنون در خانه استراحت کنم تا اینکه با شما صحبت کنم!"

با رعایت این نکات می توانید پیشرفت خوبی در زمینه فروش تلفنی به دست آورید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

اینباند مارکتینگ در فارسی با عنوان بازاریابی درون‌گرا یا بازاریابی جاذبه‌ای معنی می‌شود که شاید به درستی انتقال دهنده معنای این عبارت نباشد به همین علت به بررسی مفهوم این عبارت می‌پردازیم، اینباند مارکتینگ در چند سال اخیر از اهمیت زیادی برخوردار گردیده و توجه به این مفهوم در سال 2017 می‌تواند عامل موفقیت تبلیغ برند به ویژه در فضای مجازی رو به رشد باشد.

اینباند مارکتینگ (بازاریابی درون‌گرا) مفهومی است که با گسترش اینترنت و فعالیت در فضای مجازی شکل گرفته است. اینباند مارکتینگ در معنای ساده‌تر ابزار یا روشی است برای اینکه برند و تبلیغ شما توسط مشتری در سریع‌ترین زمان ممکن و با سهولت پیدا شود و برای این مقصود چند تکنیک ارائه می‌دهد.

اولین، محبوب‌ترین و مهمترین این تکنیک‌ها محتوای مناسب است. که تحت عنوان بازاریابی محتوا شناخته می‌شود. بازاریابی محتوا و بازاریابی درون‌گرا گاهی به جای یکدیگر به کار می‌روند اما واقعیت این است که بازاریابی محتوا زیرشاخه بازاریابی درون‌گرا است.

با کمک مدیریت محتوا که توسط صاحبین برند و یا آژانس‌های تبلیغاتی برای مشتریان انجام می‌شود، برندها محتوای اصلی درمورد پیام یا هدف خود را به جالب‌ترین شکل ممکن در قالب یک متن و با استفاده از کلیدواژه‌های تعیین شده در بلاگ ها قرار می‌دهند. سپس محتوای کلی سایت را از این طریق بهبود می‌بخشند تا مخاطبان با جستجوی هرکدام از کلیدواژه‌ها به سایت موردنظر برسند و از این طریق به رتبه بهتری در نتایج صفحات موتورهای جستجو search engine results pages (SERPs) در مقایسه با سایر رقبا دست یابند.

هدف از این محتوا مستقیماً افزایش فروش نیست بلکه هدف در دسترس بودن و ظاهر شدن در برابر چشمان مخاطبان به طرق مختلف است تا از این طریق سرنخ‌های جدید ایجاد کرده و در نهایت آگاهی نسبت به برند مورد نظر به طور قابل توجهی افزایش یابد و متعاقباً میانگین مشتریان آگاه نسبت به برند که در آینده خرید هم می‌کنند، افزایش یابد.

یکی دیگر از زیرشاخه‌های بازاریابی اینباند یا درونگرا، بازاریابی رسانه‌های اجتماعی است که برای ساختن هویت و اعتبار سازمان یا برند محصول مورد نظر بسیار مهم است، ضمن اینکه در این زمینه هزینه تبلیغات چندانی هم وجود ندارد، در بازاریابی دیجیتالی معمولاً از نشر مطالب، عکس، ویدئو، اینفوگرافیک و… که قابلیت وایرال شدن یا در اصطلاح ویروسی شدن را دارند، استفاده می‌شود تا در شبکه‌های اجتماعی در معرض دید تعداد زیادی از مردم(مخاطبان هدف یا غیر‌هدف) قرار گیرد. صاحبان برندها با داشتن یک استراتژی حساب شده برای شبکه های اجتماعی خود می توانند برند خود را به خوبی نمایش داده و مخاطبان را به فالوئرهای خود در شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرده و از تک تک آنها یک مشتری وفادار بسازند.

حال با درک مفهوم اینباند مارکتینگ به بیان علت ضرورت آن می‌پردازیم:

بازاریابی درون‌گرا (Inbound Marketing) در مقابل عبارت (Outbound Marketing) یا بازاریابی برون‌گرا، قرار می‌گیرد. بازاریابی برون‌گرا همان تبلیغاتی است که سالیان سال است به شکل‌های مختلف مثل آگهی‌های چاپی، تبلیغات محیطی، تبلیغات تلویزیونی و… انجام می‌شود و امروزه با تبدیل شدن دنیا به دهکده جهانی و افزایش تعاملات، شدت این تبلیغات سنتی به قدری است که منجر به شکل‌گیری دیدگاهی منفی نسبت به تبلیغات و مقاومت در برابر تبلیغات گردیده است، همچنین بیشتر افراد از انواع روش‌های مسدود کننده آگهی‌ها و تبلیغات استفاده می‌کنند تا در معرض اینگونه تبلیغات قرار نگیرند،

اهمیت اینباند مارکتینگ در این است که تبلیغات را به گونه‌ای نامحسوس یا تلفیق شده با ویژگی‌های بصری جذاب به مخاطب انتقال می‌دهد به همین دلیل مخاطب ضمن اینکه در معرض تبلیغ قرار گرفته و پیام برند را دریافت کرده‌است، مجذوب ابعاد دیگری از تبلیغ می‌شود و تمایل پیدا می‌کند که در مورد تبلیغ صحبت کرده و حتی آن را با دوستانش به اشتراک بگذارد. در بازاریابی برون‌گرا شما یک برند را تبلیغ می‌کنید و به دنبال مشتری می‌گردید اما در بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) این مشتری است که با توجه به نیازش به دنبال شما می‌گردد، پس تنها کافیست که به خوبی در دسترس باشید و راه‌های منتهی به خودتان را افزایش دهید و ارتباطات را تسهیل کنید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش
صفحه1 از5
طراحی سایت