هرساله بسیاری از کسب وکارها میلیاردها دلار برای تبلیغ در فیس بوک و اینستاگرام هزینه می کنند. اگر سرعت سرمایه گذاری تبلیغاتی در حوزه های آنلاین به همین ترتیب پیشروی داشته باشد، تا سال ۲۰۱۹ فقط در آمریکا ۱۷٫۳۴ میلیارد دلار هزینه تبلیغات آنلاین خواهد بود.

 این رقم شگفت انگیز پرسش های زیادی را در ذهن مخاطب ایجاد می کند. به عنوان مثال، چرا این مقدار هزینه اثربخش و رو به افزایش است؟ پاسخ را باید در امکانات فراوانی که این فضا به بازاریاب ها و طراح های تبلیغات می دهد، جست وجو کرد. در حقیقت شبکه های اجتماعی به صاحبان کسب وکار امکان کنترل کامل روی مخاطب و دسترسی آسان به مخاطب هدف را می دهد. با این حال همگام با امکانات بیشتر در زمینه کنترل مخاطب نیاز به تأمل از سوی بازاریاب ها نیز بیشتر می شود. در واقع در چنین فضایی دیگر صحبت از بازاریابیتوده ای قابل دفاع نیست.

برهمین اساس باید به سوی انتخاب مخاطب ایده آل و طراحی بهترین استراتژی به منظور دستیابی به آنها حرکت کنیم. به دلیل اهمیت این موضوع در این مقاله «لورن سلدِن» به بررسی چگونگی استفاده از ابزارهای هدف گذاری مخاطب در شبکه های اجتماعی به منظور دستیابی به مخاطب مورد نظر خواهد پرداخت.

گام اول: جمع آوری اطلاعات

گردآوری اطلاعات پیرامون مخاطب هدف یکی از مهم ترین ابزارها در راستای شناخت هرچه کامل تر از میزبان های تبلیغاتی مان است. برخی از سازمان ها اطلاعاتی طبقه بندی شده در مورد مشتریان شان دارند. این امر معمولا در شرکت های نسبتا بزرگ و با سابقه مرسوم است. اگر به هر دلیلی چنین اطلاعاتی را در دست ندارید، تلاش برای گردآوری آن به هزینه اش می ارزد.

پس از دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده باید مشتریان و مخاطب های دارای ویژگی موردنیاز در کمپین تان را انتخاب کنید. استفاده از این نوع اطلاعات نه تنها در زمان و هزینه های بازاریابی صرفه جویی خواهد کرد، بلکه تأثیرگذاری فعالیت مان را نیز تضمین می کند.

۳ گام اساسی برای جذب مشتری واقعی از طریق شبکه های اجتماعی

در این مرحله در صورت وجود اطلاعات کار نسبتا راحت خواهد بود. با این حال در صورت فقدان چنین مدارکی باید راهکار مناسب را برای تولیدشان انتخاب کرد. در این راستا بهترین راهکار توجه به معیارهای مخاطب ایده آل پروژه تبلیغاتی مان است. همچنین تصویرسازی مخاطب به همراه مشکلات و دغدغه های روزمره اش اهمیت فراوانی دارد. به این ترتیب تا حدودی امکان پیش بینی نحوه عملکرد مخاطب هدف مان فراهم می شود.

در مرحله بعد، باید ویژگی های موردنظرمان را به صورت دقیق و وسیع تر ترسیم کنیم. به عنوان مثال علاوه بر ویژگی هایی نظیر نیاز به محصول مورد تبلیغ باید مخاطب را از نظر سن، جنسیت و محل سکونت نیز تقسیم بندی کرد. در صورت امکان آگاهی از سلیقه شخصی و همچنین شبکه اجتماعی که بیشتر از آن استفاده می کنند نیز مفید خواهد بود.

در نهایت باید نحوه کمک رسانی محصول مان به مخاطب را مدنظر قرار دهیم. به عبارت بهتر، تمام فرآیند تبلیغات در راستای رفع نیاز مخاطب است. حال اگر این نیاز اصلا وجود نداشته باشد، هزینه های ما بی نتیجه خواهد ماند. یک راهکار ساده در زمینه دستیابی به مخاطب هدف مشاهده و تحلیل نحوه فعالیت سایر رقباست. براین اساس در کسب وکار خود فعالیت تبلیغاتی آنلاین یک یا دو رقیب تان را زیر نظر بگیرید. نحوه طراحی مطالب، شبکه های اجتماعی مورد استفاده و همچنین هشتگ های آنها به شما کمک شایانی در شناسایی مخاطب هدف خواهد کرد.

گام دوم: انتخاب استراتژی مناسب برای شبکه های اجتماعی مختلف

اگرچه کمپین های تبلیغاتی در راستای تحقق یک هدف ساده و مشخص توسعه می یابند، با این حال آگاهی از شبکه اجتماعی مناسب برای جلب مشتری به همین آسانی ها نیست. در اینجا باید به تفاوت سلیقه و سطح نیازهای کاربران هرکدام از شبکه های اجتماعی توجه کرد. به عنوان مثال، کاربران لینکدین بیشتر علاقه مند مطالعه مقاله های تخصصی پیرامون حوزه های مختلف کسب وکار هستند. در سوی مقابل، کاربران اینستاگرام اصولا با هر پستی که دربرگیرنده مطلب طولانی باشد، مشکل دارند. برهمین اساس انتخاب شبکه اجتماعی مناسب برای پیگیری فعالیت تبلیغاتی اهمیت بسیار زیادی دارد.

هنگامی که صحبت از ابزارهای مناسب برای هدف گذاری تبلیغاتی می شود، هیچ شبکه اجتماعی توان رقابت با فیس بوک و اینستاگرام را ندارد. این دو غول دنیای شبکه های اجتماعی علاوه بر ارائه امکانات متنوع در زمینه هدف گذاری مخاطب ها، اطلاعات جانبی جذابی در مورد فالوورهای تان نیز به شما می دهند.

در سوی دیگر میدان، توییتر و لینکدین اطلاعات کمتری در مورد کاربران در اختیار بازاریاب ها قرار می دهند. در عوض توییتر امکان هدف گذاری مخاطب با استفاده از کلیدواژه و هشتگ را فراهم کرده است. همچنین لینکدین نیز با توجه به بیوگرافی نسبتا کامل اغلب کاربرانش فرآیند هدف گذاری مخاطب را برای صاحبان کسب وکار بسیار راحت ساخته است.

توجه به امکانات هرداک از شبکه های اجتماعی هنگام بارگذاری پست های تبلیغاتی اهمیت ویژه دارد. به عنوان مثال، در توییتر برای تبلیغ لوازم سفر از هشتگ هایی نظیر «سفر_خوب» یا «گردش _خانوادگی» استفاده کنید. در سوی دیگر در فیس بوک از امکاناتی نظیر سن و محل سکونت افراد برای ارائه آگهی بهره ببرید.

اگر اندکی خلاقیت بیشتر به خرج دهیم، امکان بازاریابی عمیق تر نیز وجود خواهد داشت. به عنوان مثال، هدف گذاری کاربرانی که پست های مرتبط با کسب وکارمان را لایک کرد ه اند، راهکاری مناسب برای بازاریابی ثمربخش محسوب می شود. همچنین هدف گذاری مخاطب براساس مناسبت های پیشرو نیز مطلوب به نظر می رسد. به عنوان مثال، در فیس بوک امکان طبقه بندی کاربران براساس تاریخ تولدشان وجود دارد. همچنین فیس بوک در به روز رسانی جدیدش دسترسی به مخاطب هایی را که تولد دوستان شان نزدیک است برای اکانت های تجاری فعال کرده است. استفاده از این ویژگی برای کسب وکارهایی نظیر گردشگری و آژانس های هواپیمایی مطلوب به نظر می رسد.

در پایان این بخش باید به ضرورت صرفه جویی در هزنیه ها اشاره کرد. براین اساس، ارائه تبلیغات به کاربرانی که از پیش نسبت به عدم علاقه شان آگاه هستیم، منطقی نخواهد بود. در اینجا طبقه بندی کاربران اهمیت می یابد. به این ترتیب با رعایت مطالب ارائه شده در این مرحله تا حد زیادی از عدم هزینه بی مورد پرهیز خواهید کرد. همچنین فراموش نکنید که شما قابلیت هدف گذاری مخاطب براساس دستگاه مورداستفاده را نیز خواهید داشت. به عنوان مثال در صورت فعالیت در زمینه فروش لوازم جانبی گوشی های اندرویدی، شناسایی کاربرانی که از این سیستم عامل استفاده می کنند از صرف هزینه بیشتر جلوگیری خواهد کرد.

گام سوم: دریافت حداکثر بازخورد از مخاطب با ایجاد آرشیو گسترده

پس از موفقیت در دستیابی به مخاطب های هدف نوبت به ترکیب اطلاعات می رسد. این گام پس از انجام هر کمپین تبلیغاتی ضروری است. براین اساس اطلاعات به دست آمده در طول کمپین های مان را با یکدیگر ترکیب و مجموعه ای عظیم از مخاطب های مناسب با ماهیت کسب وکارمان خلق خواهیم کرد. اهمیت این شیوه در بازاریابی به اندازه ای است که برخی از آژانس های بین المللی با گردآوری تخصصی چنین اطلاعاتی درآمدهای چند میلیون دلاری کسب می کنند.

در این گام باید نسبت به حذف کاربرهای تکراری توجه کافی به خرج داد. در واقع در هر کمپین تعداد ثابتی از کاربران شناسایی به لیست شما اضافه می شوند. در این میان نزیدک به ۲۰درصد مخاطب های جدید از پیش از لیست تان حضور دارند. به این ترتیب با حدف کاربرهای تکراری تا حد امکان حجم پایگاه داده مان را پایین خواهیم آورد.

در عصر دیجیتالی نگهداری آرشیو مخاطب های هدف گذاری شده به صورت فیزیکی چندان منطقی به نظر نمی رسد. برهمین اساس استفاده از سیستم های فضای ابری مانند گوگل درایو یا دراپ باکس برای ذخیره سازی امن اطلاعات مناسب است. مزیت اصلی این شیوه نگهداری اطلاعات سهولت در دسترسی بدان هاست. به این ترتیب دیگر وقت تان را برای جست وجوی کاربران و افراد مدنظر تلف نخواهید کرد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

باید ها و نباید های بازاریابی دهان به دهان

بازاریابی دهان به دهان یکی از قدیمی‌ترین انواع استراتژی بازاریابی است. این نوع بازاریابی یک راه خوب و مطمئن برای رسیدن به مشتریان هدف است و آن‌ها را به خرید یک محصول از برند خاص تشویق می‌کند. بازاریابی دهان به دهان از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ(افراد سرشناس) به معنی استفاده از رهبران و افراد سرشناس، متفکر و معروف در صنعت خود برای انتشار پیام خود به مخاطبانی گسترده‌تر است. به جای بازاریابی مستقیم برای یک گروه زیادی از مردم، شما با افراد و صنایع سرشناس ارتباط برقرار کرده و همکاری‌های متقابل سودمندی برای تبلیغ برند خود انجام می‌دهید. شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی محتوا دو عنصر مهم بازاریابی افراد سرشناس هستند.

طبق یک مطالعه شرکت نیلسون در سال ۲۰۱۵، ۸۴ درصد از مصرف‌کنندگان توصیه‌های دوستان و خانواده را قابل‌ اعتماد‌ترین و مؤثرترین عمل هنگام تصمیم‌گیری‌های خرید خود می‌دانند. بازاریابی دهان به دهان افراد سرشناس همان مفهوم توصیه‌ی دهان به دهان است که به غیر از عزیزان، افراد سرشناس را نیز شامل می‌شود.

حتی در عصر امروز، بازاریابی دهان به دهان مؤثر است و تأثیر زیادی بر ذهن مصرف‌کنندگان دارد. استراتژی بازاریابی آنلاین مفهوم بازاریابی دهان به دهان را تغییر داده است و مفهوم و موفقیت این نوع بازاریابی بستگی به کانال‌های ارتباطی مختلف دارد. بازاریابی دهان به دهان از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ(افراد سرشناس) را می‌توان ارائه‌ی توصیه‌های آنلاین از طریق نقد و بررسی‌های آنلاین، به اشتراک‌گذاری محصول در شبکه‌های اجتماعی، به اشتراک‌گذاری نظرات از طریق بحث، تبادل‌نظر و وبلاگ‌نویسی توصیف کرد. تبادل آنلاین اطلاعات، در تأثیرگذاری بر تصمیمات مشتریان در زمان حاضر نقش مهمی بازی می‌کند. بسیاری از کسب‌و‌کارهایی که موفق هستند، وابسته به بازاریابی و توصیه‌های دهان به دهان هستند.

چگونه به وسیله‌ اینفلوئنسر مارکتینگ بازاریابی دهان به دهان موفقی را انجام دهیم؟

افراد سرشناس در بازاریابی دهان به دهان افرادی مهم و کلیدی محسوب می‌شوند چرا که آن‌ها همیشه و در همه عصر داستان‌هایی را با مخاطبان به اشتراک می‌گذارند. تمام کاری که باید انجام دهید این است که آن‌ها را پیدا کرده و متقاعد کنید  در مورد برند و یا محصول شما داستان‌ها را گفته و به اشتراک بگذارند.

در حالی که بازاریابی دهان به دهان را می‌توان یک فرایند پیچیده محسوب کرد اما سه عنصر کلیدی است که پایه و اساس هر بازاریابی موفق را تشکیل می‌دهد: شناخت افراد سرشناس، پیدا کردن افراد سرشناس مناسب و سپس ارائه‌ی داستانی که آن‌ها بتوانند از فردی به فرد دیگر منتقل کنند. چند نمونه از کارهای مهمی که باید هنگام اجرای این نوع استراتژی باید به خاطر داشته باشید در ذیل عنوان شده است:

تحقیق کنید

درباره‌ی مخاطب هدف خود و مخاطبان و مشترکین افراد سرشناسی که به دنبال همکاری با آن‌ها هستید تحقیق کنید. آن دسته از مخاطبان و افرادی که بیش‌ترین همپوشانی را دارند، انتخاب کنید یعنی افرادی که با آنچه شما به دنبال تبلیغ آن هستید همخوانی دارند.

یک کمپین ایجاد کنید

هنگامی که شما مخاطبان و افراد سرشناس مناسب خود برای همکاری را شناسایی کردید یک کمپین ایجاد کنید و از صدای افراد سرشناس برای تبلیغ محصول و یا برند شما استفاده کنید. معیارهای که کارایی بازاریابی دهان به دهان به وسیله‌ی‌ این افراد را افزایش می‌دهد، بیابید.

داستان خود را بگویید

داستان برند شما باید آنقدر جذاب باشد که تأثیری مثبت بر ذهن افراد سرشناس داشته باشد و آن‌ها تمایل داشته باشند آن را بیان کرده و به اشتراک بگذارند. تنها زمانی که شما یک نقد و بررسی کامل از محصول ارائه دهید، آن‌ها می‌توانند اطلاعات دقیقی را کسب کنند و در اختیار مخاطب قرار دهند.

محصولات و خدمات مناسب مخاطبان هدف باشد

شما باید این واقعیت را در نظر بگیرید که بازاریابی دهان به دهان از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ زمانی موفق‌تر خواهد بود که مجصولاتی متناسب و مربوط به مصرف‌کنندگان و مخاطبان هدف را ارائه دهید. اگر مخاطبان هدف شما افرادی با میانگین سنی ۵۰ تا ۶۰ سال باشند، شما نمی‌توانید درباره چیزی که مربوط به نوجوانان است صحبت کنید.

از اصالت اطلاعات محصول مطمئن شوید

درباره‌ی آنچه برند شما وعده می‌دهد با افراد سرشناس صحبت کنید. اگر شرکت شما به تولید و فروش محصولات آرایشی بهداشتی می‌پردازد شما نمی‌توانید نتایج حاصل از محصولات دارویی را تضمین کنید. دادن اطلاعات غلط ممکن است اعتبار کسب وکار شما را به خطر اندازد. اطلاعات معتبر کمک می‌کند که بازاریابی دهان به دهان از سوی افراد سرشناس بر مردم بیشتر تاثیر بگذارد.

راه‌هایی برای جلوگیری از موانع در مسیر بازاریابی دهان به دهان

اگرچه بازاریابی دهان به دهان افراد سرشناس به عنوان یکی از بهترین استراتژی‌های تبلیغاتی برای نفوذ و تأثیرگذاری بر مصرف‌کنندگان توصیف شده است اما لازم است بدانید که این نوع بازاریابی می‌تواند باعث افزایش اعتبار کسب و کار شما شده و یا به طور کامل به اعتبار آن آسیب بزند. مشکلات مربوط به استراتژی بازاریابی دهان به دهان تقریباً شبیه به سایر کمپین‌های بازاریابی است. موفقیت این نوع استراتژی  به طور کامل به نحوه‌ای که افراد سرشناس اطلاعات را به  کانال‌های دیگر ارائه می‌دهند بستگی دارد. بهترین راه برای غلبه بر موانع مربوط به بازاریابی WOM عبارتند از:

در بازاریابی دهان به دهان به روشی مشابه همچون سایر برنامه‌های بازاریابی عمل نکنید. همیشه آن را به نحوی متفاوت نسبت به روش‌های دیگر انجام دهید. تنها درباره چیزی که مربوط به کالا است صحبت کنید و آن را با یک لحن جذاب و ترغیب‌کننده بیان کنید.

درباره‌ی محصول به نحوی درست و مناسب به افراد سرشناس اطلاعات و آموزش دهید. آن‌ها باید بتوانند در ارتباطات آنلاین خود در مورد مزایای استفاده از محصول و میزان تفاوت آن از برندهای دیگر اطلاعات دهند.

برای اینکه مردم را از طریق بازاریابی دهان به دهان متقاعد و ترغیب کنید مهم است که  تصویر برند خوبی بسازید. برای این کار لازم است کمی بیشتر روی کمپین بازاریابی از طریق افراد سرشناس کار کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

مدیریت کردن حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی مختلف کاری است که به مهارت، دقت و نکته‌سنجی بدیع نیاز دارد. برای اینکه بتوانید آوازه کسب‌وکار خود را در پهنه شبکه‌های اجتماعی گسترش دهید، باید بتوانید به بهترین نحو ممکن از این پلتفرم‌ها بهره بگیرید.

کسانی که در زمینه مدیریت حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی فعالیت دارند می‌دانند که گاها یک اشتباه ممکن است بهای گزافی برای کسب‌وکار داشته باشد. بنابراین پر واضح است که باید با تمام زیر و بم این کار حساس آشنایی داشته باشید. ما قصد داریم ۷ اشتباه رایج در مدیریت حساب‌های کاربری شبکه‌های اجتماعی را با شما به اشتراک بگذاریم.

برای مدیریت و موفق هرچه بهتر شبکه‌های اجتماعی شما نیز سعی کنید هرگز این هفت اشتباه را تکرار نکنید.

تمرکز روی کمیت به‌جای کیفیت

حضور شما در شبکه‌های اجتماعی باید امری پایدار و مداوم باشد، به‌گونه‌ای که کاربر احساس کند شما همیشه در کنار او هستید و می‌توانید مشکلات و سوالات او را به بهترین نحو ممکن پاسخ بگویید. اما توجه داشته باشید که در شبکه‌های اجتماعی هرگز نباید کیفیت را فدای کمیت کنید.

اینکه ۱۰۰ پست باکیفیت در اینستاگرام داشته باشید خیلی بهتر از آن است که ۱۰۰۰ محتوای بی‌کیفیت و با نرخ بازدهی پایین را پست کنید. با کاهش دفعات پست کردن مطالب در شبکه‌های اجتماعی می‌توانید بخشی از تمرکز خود را به کیفیت پست‌ها اختصاص دهید.

در تمام شبکه‌های اجتماعی حضور دارید

یکی از اشتباهات رایجی که مدیران کسب‌وکارها مرتکب می‌شوند این است که برای شرکت خود در تمامی شبکه‌های اجتماعی حساب کاربری ایجاد می‌کنند. شما فقط باید در پلتفرم‌هایی حضور داشته باشید که می‌دانید کاربران و مشتریان بالقوه‌تان نیز در آنجا حضور دارند.

هرچقدر که در شبکه‌های اجتماعی بیشتری فعال باشید به این معنی است که زمان بیشتری از شما صرف این پلتفرم‌ها خواهد شد و به‌احتمال‌زیاد نیز هیچ نصیبی از حضور در شبکه‌های اجتماعی ناآشنا نخواهید برد.

پست کردن یک محتوای واحد در تمامی شبکه‌های اجتماعی

ما معمولا به مشتریان توصیه می‌کنیم که محتواهایی منحصر به فرد را در هر شبکه اجتماعی به اشتراک بگذارند و از اشتراک‌گذاری یک محتوای واحد در تمامی شبکه‌های اجتماعی خودداری کنند. باید بدانید که نیازهای کاربران هر پلتفرم با پلتفرم دیگر متفاوت است و با یک محتوای واحد نمی‌توانید امیدی به جذب مخاطب جدید داشته باشید.

برای مثال، اینستاگرام یک شبکه اجتماعی بصری محور است و نوع کارکرد آن با فیس‌بوک یا توییتر متفاوت است. متن‌های بلندی که در فیس‌بوک به اشتراک گذاشته‌اید شاید در اینستاگرام نتوانند برایتان کاری از پیش ببرند.

۷ اشتباهی که نباید در شبکه‌های اجتماعی مرتکب شوید

سایز نامناسبی را برای ویدئوها و تصاویر خود استفاده کرده‌اید

محتواهای بصری در شبکه‌های اجتماعی همیشه بیش از سایر محتواها مورد توجه کاربران قرار می‌گیرند و از این حیث از اهمیت بالایی برخوردار هستند. اما سایز مناسب برای محتواهای بصری نیز نکته‌ای است که باید به آن توجه داشته باشید.
 

بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط bufferapp، نرخ بازدید و تعامل ویدئوهای مربعی معمولا ۷۸ درصد بیشتر است. با توجه به استفاده روزافزون کاربران از گوشی‌های هوشمند برای سیر در شبکه‌های اجتماعی، در نظر گرفتن سایز مربعی برای ویدئوها و تصاویر اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند.

فقط محتواهای خودتان را به اشتراک می‌گذارید
 

در مدیریت شبکه‌های اجتماعی نباید خساست به خرج دهید و باید با روی گشاده محتواهای مفید سایر سایت‌ها را نیز به اشتراک بگذارید. این کار باعث ایجاد پلی میان کسب‌وکار شما و سایت‌ها و مراکز دیگر می‌شود و هر دو طرف می‌توانند از مزیت‌های این همکاری بهره‌مند شوند. وقتی شما مطالب سایر سایت‌ها را در حساب‌های کاربری خود به اشتراک می‌گذارید، می‌توانید آگاهی از برند و تعداد دنبال‌کنندگان خود را نیز افزایش دهید.

از محتواهای تولید شده توسط کاربران استفاده نمی‌کنید
 

سعی کنید از محتواهای تولید شده توسط کاربرانتان نیز در پست‌های خود استفاده کنید. bufferapp با استفاده از همین رویکرد توانست تعداد دنبال‌کنندگان خود در اینستاگرام را در طی شش ماه حدود ۵۰۰ درصد افزایش دهید. با این رویکرد، کاربران تشویق می‌شوند که تعاملی بیشتر و باکیفیت‌تر با شما داشته باشند.

از ویدئو استفاده نمی‌کنید
 

ویدئو یکی از بهترین راه‌های ارتباطی در شبکه‌های اجتماعی است و معمولا پست‌های ویدئویی بازخورد خوبی را نیز دریافت می‌کنند. اما یکی از اشتباهات رایج کسب‌وکارها این است که فقط متن و تصویر را به‌عنوان خوراک شبکه‌های اجتماعی قبول دارند و حسابی روی ویدئو باز نمی‌کنند. غافل از اینکه ویدئو می‌تواند گاها بهتر است چند صد کلمه متن منظور کسب‌وکار را به مخاطبان منتقل کند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

ورود صنعت پوشاک و مد در فضای مجازی در میان کاربران ایرانی با تأخیر انجام و با به وجود آمدن فضای اینفلوئنسر ها در اینستاگرام و تلگرام بیشتر و همگانی‌تر شد.

یکی از دغدغه‌هایی که برندهای پوشاک مردانه و زنانه با آن روبرو بودند عدم توانایی در فروش آنلاین به دلیل نبود فرهنگ خرید اینترنتی در صنعت پوشاک و ناهماهنگی میان سایزها و اندازه لباس‌ها بود، اما با توجه به پتانسیل بسیار بالای کاربران در شبکه‌های اجتماعی و همچنین راه‌اندازی شبکه‌های فروش قدرتمند مانند بامیلو، دیجی استایل و غیره باعث شد تا برندهای پوشاک دست‌به‌کار شده و با حضور مستمر جلوی عقب ماندن برند خود در مقابل رشد سریع رقبا را بگیرند.

به دلیل اهمیت حضور در شبکه‌های اجتماعی به بررسی دو برند گراد و خانه مد راد در فضای مجازی پرداختیم که در متن زیر آمده است.

اگر صفحه اینستاگرام، یا کانال تلگرام خانه مد راد را مرور کنیم شاهد تصاویری از شخصیت‌های محبوب و موفق ایرانی می‌شویم، محتوای تولیدشده در خانه مد راد با استفاده از بازیگران و خوانندگان، کاملاً کاربر را درگیر با محصول خواهد کرد. اعتبار و جذابیت محصولات به شیوه‌ای جالب و غیرمستقیم بیان‌شده است، به‌عنوان مثال با ارائه تصاویر از خوانندگانی همچون احسان خواجه امیری، علی زند وکیل و شهاب مظفری بر روی استیج کنسرت، نشر تصاویری از هنرمندان مانند حامد بهداد، میلاد کی مرام و امیر آقایی با نوع مدلینگ و حتی از طریق تبریک به وحید جلیلوند که در جشنواره فیلم ونیز برندهٔ تندیس بهترین کارگردان بخش افق‌های ویژه بوده است کاربر را مجذوب لباس، طراحی و رنگ‌ها کرده و در آن حالت کاربر می‌داند که آن لباس وظیفهٔ خودش را انجام داده است و این محتوا به‌خوبی نقش خود را ایفا می‌کند.

البته گزارش‌های تصویری و متنی زیادی در وب سایت‌های مرتبط با لایف استایل و پوشاک با عناوین گوناگون به معرفی محصولات و خدمات خانه مد راد پرداخته‌اند که این گزارش‌ها نیز اگر به دست عموم کاربران و مصرف‌کنندگان مرتبط برسد تأثیر به سزایی در انتخاب فروشگاه و برند خواهد گذاشت.

محصولات معرفی‌شده در اینستاگرام و تلگرام بیشتر به‌عنوان یک اثر هنری دیده می‌شود و کمتر رنگ تبلیغ برای فروش به کاربر منعکس می‌گردد که کاملاً با نوع برند و خدمات خانه مد راد برابری دارد.

اما جای تعجب است که سرعت نشر تصاویر و محتوا در شبکه‌های اجتماعی پایین بوده و طرحی از جریان مناسبت‌ها در این صفحه به چشم نمی‌خورد.

 رقابت-برند-های-پوشاک-در-دیجیتال-مارکتینگ،-چرا-و-چگونه-؟-محمد-کیان-راد

نوبت به گراد می‌رسد. اولین چیزی که به چشم می‌خورد پایین بودن تعداد دنبال کنندگان برند گراد، با توجه به قدمت بالا و مدت‌زمان حضور بیشتر این نام در شبکه‌های مجازی است که می‌تواند ناشی از عدم برنامه‌های ارتباطی میان مشتریان فعلی با شبکه‌های اجتماعی گراد باشد.

محتوا با سرعت مشخص و کیفیت قابل قبولی در صفحات نشر می‌شود که اکثراً در قالب معرفی محصول و تبلیغ برای فروش است.

در تلگرام محتوا یکدست‌تر و مرتب‌تر دیده بوده و اگر کمی با دقت صفحه اینستاگرام را مرور کنیم متوجه تغییر سلیقه و نوع طراحی‌ها در طول ۲ سال گذشته خواهیم شد.

بعضی از طرح‌ها با تلاش بر خلاق بودن محتوا توانسته‌اند با خلاقیت نسبی ایجاد شوند و برای کاربر جلب‌توجه داشته باشند.

به سایت این دو برند سر زدیم و متوجه شدیم که سیاست‌ بازاریابی دیجیتال بر روی تولید محتوا و به‌روزرسانی سایت‌هایشان ندارند، ظاهراً تمایلی به رقابت با فروشگاه‌های قدرتمند اینترنتی نداشته‌اند و به همان شبکه‌های اجتماعی بسنده کرده‌اند.

شاید اگر کاربر می‌توانست اطلاعات بیشتری در مورد مد، پوشاک، رنگ‌ها و نوع ترکیب و انتخاب لباس در این صفحات به دست بیاورد تمایل بالاتری برای دنبال کردن این صفحات داشته باشد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اتاق های نمایش و فروش را فراموش کنید

این روزها مشتریانی که به دنبال خرید خودرو هستند سفر خود را به صورت آنلاین آغاز می کنند. سه چهارم  از خریداران گزارش کرده اند که پژوهش در اینترنت همچون استفاده از رسانه های اجتماعی با ارزش ترین واسطه ای  است که به هنگام انتخاب نمایندگی خودرو در دست دارند. به خاطر داشته باشید که نیمی از خریداران خودرو بر این باورند که  قبل از خرید وسیله نقلیه موردنظر خود تنها به یک نمایندگی سر می زنند.  خوب از این صبحت ها چه نتیجه ای می توان گرفت؟

حضور شما در دنیای آنلاین یک موضوع ضروری است. دیجیتال مارکتینگ در این حوزه باید در برگیرنده اجزای اجتماعی نیز باشد. در این مقاله قصد داریم نکاتی را برای دیجیتال مارکتینگ نمایندگان فروش خودرو بیان کنیم. پس همراه ما باشید.

در دیجیتال مارکتینگ فروش خودرو از گوگل استفاده کنید

 استفاده از رسانه های اجتماعی بدون استراتژی تنها به معنای از دست دادن زمان و منابعی است که در اختیار دارید. برای اینکه بتوانید نتیجه مدنظر خود را به دست آورید باید بدانید چه کسانی را هدف قرار می دهید، نیاز آن ها چیست، در مورد چه چیزی نگران هستند، چه چیزی از شما می خواهند ، از کجا می ایند و چه کاری انجام می دهند.  تحت چتر حمایتی Think with Google می توانید ابزارهای بازاریابی مفیدی همچون گوگل ترندز را پیدا کنید. همانطور که می دانید گوگل ترندز اطلاعات زمان واقعی را در مورد رفتارهای جستجوی مشتریان فراهم می کند و می تواند در درک رقیب به شما کمک نماید. همچنین می توانید مقالات مفید زیادی را در این حوزه پیدا کنید که در توسعه بازار به شما کمک می کنند.

 مخاطبان خود را پیدا کنید

 اگر به دنبال نتایج خوب و واقعی هستید باید بر روی پلتفرم هایی تمرکز کنید که مخاطبان هدف شما از آن استفاده می کنند. طیف وسیعی از ابزارها وجود دارد که به شما کمک می کند جایی که مخاطبان هدفتان در آن حضور دارند را پیدا کنید. این ابزارها در برگیرنده Facebook Ads Manager ، Pew Research Center ، Followerwonk ، Advanced Search on Twitter و موارد دیگر است.

یک روش ساده وجود دارد که نباید آن را فراموش کنید. کافیست از مشتریان خود بپرسید که از چه شبکه های اجتماعی استفاده می کنند. شما می توانید اینکار را از طریق نظرسنجی انجام دهید. به عنوان مثال، فرض کنید که 84 درصد از مشتریان شما در فیس بوک ، لینکدین و اینستاگرام حضور دارند پس می توانید بیشترین سرمایه گذاری خود را بر روی این پلتفرم ها قرار دهید.

اگر می خواهید توجه نسل هزاره را به خود معطوف کنید اینستاگرام انتخاب بسیار خوبی خواهد بود. اگر خانم ها برترین خریداران شما هستند می توانید از پینترست کمک بگیرید. آژانس  رسانه اجتماعی   می تواند در  تعیین مکانی که افراد در آن حضور دارند و بیشتر از آن استفاده می کنند به شما کمک کند. مرحله بعدی رسیدن به ان ها به کمک محتوای عالی و ایجاد تعامل است.

فراتر از فیس بوک و لینکدین کار کنید( اما فیس بوک و لینکدین را هم در برنامه کاری خود قرار دهید):
 

همانطور که قبلا نیز ذکر کردیم، اکثریت قریب به اتفاق خریداران از فیس بوک و لینکدین استفاده می کنند.  تبلیغات خودرو در این شبکه های اجتماعی، نرخ کلیک دوبرابری دارد. اما سایر پلتفرم ها نیز ممکن است برای جمعیت هدف شما جذاب باشند.

به عنوان مثال اینستاگرام زمانی که صحبت از کاربران عصر هزاره به میان می آید برنده خواهد بود. این شبکه اجتماعی فرصت عالی برای ارائه محتوای بصری تعاملی فراهم می کند و می تواند داستان برند را بازگو سازد. استفاده از تصاویر مناسب مشتریان را قادر می سازد خود را بر روی وسیله نقلیه موردنظر تجسم کنند.

اینکار مرور اجمالی از فرصت های موجود در خودرو را در اختیار مشتریان قرار می دهد.  شما می توانید به طور موثر کاربران خود را به تعامل وادارید.  آن ها را تشویق کنید تصاویری از تجربه خود با برند یا محصولاتتان را بگیرند و با سایر افراد به اشتراک بگذارند. اینستاگرام یکی از پلتفرم های اولیه و اساسی برای داستان سرایی است.

یکی دیگر از پلتفرم هایی که نمی توانید آن را نادیده بگیرید توییتر است. توییتر می تواند فروش صدها میلیون دلاری در صنعت خودرو داشته باشد. بیش از 327000 توییت مرتبط با خودرو در روز ارسال می شود و سه چهارم از آن ها مربوط به خرید هستند. این طیف از مخاطبان را نیز مدنظر داشته باشید.

یوتیوب و آپارات را فراموش نکنید:

اکثریت قریب به اتفاق خریداران خودرو بیان کرده اند که قبل از خرید خودروی موردنظر خود، به تماشای ویدئوی مرتبط با آن می پردازند. فایل های ویدئویی با کیفیتی تهیه کنید که اطلاعات مدل، مقایسه، قابلیت های ایمنی، آموزش و سایر موارد را برجسته سازد. ویدئوهای خود را بر روی یوتیوب و آپارات آپلود کنید و آن ها را در سایت خود تعبیه نمایید. سپس در صفحات اجتماعی خود به آن ها لینک دهید.

این مراحل در آغاز کار به شما کمک خواهند کرد.  اگر تجربه زیادی ندارید مجموعه ما می تواند در تمامی مراحل در کنار شما باشد.. 

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

همانطور که می دانید دنیای بازاریابی دیجیتال با سرعت بسیار زیادی در حال تغییر است. به همین خاطر باید شرکت های دیجیتال مارکتینگ و آژانس های دیجیتال مارکتینگ بتوانید خود را با پلتفرم ها، تاکتیک ها و استراتژی های جدید هماهنگ سازید. یکی از مواردی  که به هنگام متمایز کردن برند از سایر رقبا بسیار مفید و کمک کننده خواهد بود، بررسی آمارهای موجود در این حوزه است.با این وجود، هنگامی که می خواهید آمارهای موجود را بررسی کنید باید در انتخاب منبع آن دقت لازم را داشته باشید. این آمارها می توانند در پیش بینی ترندها به ما کمک کنند و فرصت های موجود در بازار را شناسایی نمایند.  در این مقاله قصد داریم آمارهای مربوط به اینستاگرام را برای  برنامه ریزی استراتژی 2018 بیان کنیم.

1.  حدود 70 درصد از هشتگ های اینستاگرام مربوط به برندهاست

 تعامل برندها در اینستاگرام بسیار بیشتر از سایر کانال های اجتماعی است. برندها نیز این موضوع را پذیرفته اند و تصمیم  گرفته اند هشتگ هایی را برای کمک به سازماندهی مکالمات خود به کار ببرند. زمانی که می خواهید استراتژی های سال 2018 را برنامه ریزی کنید این موضوع را مدنظر داشته باشید. داشتن هشتگ های مربوط و مختص به کمپین برای پیگیری عملکرد آن بسیار مفید خواهد بود.

2. حدود 71 درصد از کسب وکارهای مطرح موجود در جهان در سال 2017 از اینستاگرام استفاده می کنند

 اشباع برندها در اینستاگرام به طور پایداری در حال افزایش است و همین امر باعث ایجاد رقابت در این حوزه می شود. زمانی که می خواهید محتوایی برای اینستاگرام خود تهیه کنید این موضوع را مدنظر داشته باشید. سعی کنید داستان خود را به شیوه قانع کننده و جذابی بیان کنید و نمایش بصری از منحصر به فرد بودن خود را در اختیار کاربران بگذارید.

3. حدود 80 درصد از کاربران حداقل یک کسب وکار را در اینستاگرام دنبال می کنند

این روزها برندهای بیشتری از اینستاگرام استفاده می کنند و کاربران نیز با آن ها در ارتباط هستند.  به همین خاطر باید بدانید که اینستاگرام فرصت منحصر به فردی را برای نشان دادن برند فراهم آورده است.

4. انتظار می رود درآمد از تبلیغات موبایلی در سال 2017،  در این شبکه اجتماعی به 4 میلیارد دلار برسد

 کسب وکارهایی که تبلیغات را در اینستاگرام شروع نمی کنند فرصت های موجود را از دست می دهند. با افزایش رقابت، هزینه کلیک ها و تعامل نیز بیشتر می شود. توصیه  می کنیم بودجه ای را برای تبلیغ در اینستاگرام اختصاص دهید. برای تبلیغات در اینستاگرام و تلگرام با مشاوران شرکت تبلیغاتی کیان راد در ارتباط باشید.

5. پست هایی که در آن موقعیت نیز بیان شده است 79 درصد نرخ تعامل بیشتری دریافت می کنند

دوست دارید در پست های اینستاگرامی خود تعامل بیشتری به دست آورید؟ موقعیت خود را تگ کنید. اینکار به کاربران کمک می کند پست شما را در نتایج جستجو بیابند و همین امر تعامل را بیشتر می کند.

6.  حدود 70 درصد پست های اینستاگرامی دیده نمی شوند؟

ایا می دانستید که اکثریت قریب به اتفاق پست های اینستاگرامی  اصلا دیده نمی شوند؟ سعی کنید برنامه و زمانبندی مناسبی برای انتشار پست های خود داشته باشید، از هشتگ های صحیح استفاده کنید، اکانت های مناسب را تگ کنید و از تگ موقعیت استفاده نمایید تا مطمئن شوید محتوای شما شانس بهتری برای دیده شدن خواهد داشت.

7. تصاویر اینستاگرامی 36 درصد تعامل بیشتری نسبت به ویدئوها ایجاد می کنند

 اگرچه به نظر می رسد فایل های ویدئویی محبوبیت بیشتری در دنیای وب داشته باشند اما تصاویر در این شبکه اجتماعی تعامل و مشارکت بیشتری را ایجاد می کنند. این موضوع می تواند به خاطر مصرف داده ها یا  مدت زمان توجه کاربر باشد. توصیه می کنیم در صورت امکان از هر دو مورد استفاده کنید.

8.  حدود 65 درصد از پست هایی با عملکرد بالا در اینستاگرام، محصولی را برجسته می کنند

علی رغم تصور قدیمی که در مورد رسانه های اجتماعی وجود دارد و فروش را در این رسانه ها درست نمی داند، پست هایی که عملکرد خوبی در اینستاگرام داشته اند محصولی را در خود برجسته نموده اند. البته این موضوع بدین معنی نیست که اکانت خود را با پست هایی که در مورد محصولاتتان است پر کنید. این موضوع بدین معنی است که باید در کاربرد تصاویری که عملکرد محصولات را نشان می دهند هوشیار باشید.

9. تصاویری که دارای چهره هستند 38 درصد لایک بیشتری دریافت می کنند

کاربران  دوست دارند چهره افراد را در پست های اینستاگرامی ببینند. تصاویری که بر روی افراد تمرکز می کنند تعامل و مشارکت بیشتری دریافت خواهند کرد. به همین خاطر باید محتوای خود را انسانی تر کنید.

10. محتوای تولید شده توسط کاربر، 4.5 درصد نرخ تبدیل بالاتری خواهد داشت

مطالعات انجام شده نشان می دهد استفاده از محتوای تولید شده توسط کاربر، تعامل و مشارکت را به طور کلی افزایش می دهد، هزینه به ازای هر کلیک را پایین تر می آورد و نرخ کلیک را برای تبلیغات پولی افزایش می دهد. اگر شاخص عملکرد کلیدی شما در جهت مناسبی حرکت کند، نرخ تبدیل نیز بهتر خواهد شد.  از افراد بخواهید محتوایی را برایتان تولید کنند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

از آنجا که یکی از مهمترین رکن هر کسب و کار تبلیغات است و همچنین با گسترش فناوری در تمام زوایای زندگی فردی و شغلی افراد تبلیغات اینترنتی از اهمیت خاصی برخوردار است.

در ادامه می توانید با ۱۰ نوع تبلیغات اینترنتی آشنا شوید.

۱. تبلیغات بنری

یک بنر حاوی متنی کوتاه یا تصویری گرافیکی است که یک محصول یا سرویس را تبلیغ می‌کند. تبلیغات بنری جزئی از صفحه‌ی وب است. این بنر، هایپرلینکی به وب‌سایت تبلیغ‌کننده ارائه می‌کند که وقتی کاربر روی آن کلیک می‌کند اطلاعاتی فراهم می‌کند و در این میان مراجعه‌کننده را متقاعد می‌کند خریدی انجام بدهد.

۲. تبلیغات پاپ آپ
تبلیغات پاپ آپ در پنجره‌ی خودش ظاهر می‌شود، و هنگامی نمایش داده می‌شود که کاربر صفحه‌ی وب را باز می‌کند یا می‌بندد. عموما، تبلیغات پاپ آپ بسیار آزاردهنده و اعصاب خردکن هستند. تنظیمات درونی مرورگرها این امکان را فراهم می‌کنند که تبلیغات پاپ آپ را بلاک کنید.

۳. تبلیغات بینابینی

وقتی کاربر بر یک لینک به صفحه‌ای جدید کلیک می‌کند، تبلیغات بینابینی در پنجره‌ی مرورگر باز می‌شود. تبلیغ پیش از آن‌که صفحه‌ی مورد نظر بارگذاری شود به مدت چند لحظه نمایش داده می‌شود. بسیاری از تبلیغات بینابینی به صورت اتوماتیک بسته می‌شوند و فضا را برای باز شدن صفحه‌ی مورد نظر در این پنجره فراهم می‌کند.

۴. کوپن

شرکت‌های خاصی به اعضای‌شان کوپن تخفیف می‌دهند که می‌توانند پرینت کنند و هم به‌صورت آنلاین و هم آفلاین استفاده کنند. این کوپن‌ها مشتریان را به پس‌انداز پول و لذت بردن از تخفیف در زمان خرید تشویق می‌کنند. وقتی یک مشتری بر یک کوپن خاص کلیک کند، برای بازاریاب آسان است تشخیص دهد مشتری به دنبال چه محصولی می‌گردد.

این کوپن‌ها به بازاریابان اجازه می‌دهد رفتار مشتری را رصد کنند. از آن‌جایی‌که کوپن‌های آنلاین به پس‌انداز کردن پول کمک می‌کنند مردم به آن‌ها علاقه دارند.

معرفی ۱۰ نوع تبلیغ اینترنتی که در هر کسب و کاری باید انجام شود-محمد-کیان-راد

۵. برنامه‌ی امتیازدهی

وقتی مشتریان به‌صورت آنلاین محصولی خریداری می‌کنند، امتیاز به‌دست می‌آورند. وقتی امتیازات تکمیل شدند، از آن‌ها برای یک خرید در آینده استفاده می‌شود. ایده‌ای که در پشت این امتیازها وجود دارد این است که مشتریان را به خریدهای بزرگتر تشویق کنند تا امتیازهای بیشتری بگیرند و از مزایای آن بهره ببرند.

۶. پرداخت به ازای بازدید

شرکت‌ها برای بازدید تبلیغات‌شان به مشتریان پول می‌دهند.

۷. تبادل بنر

تبادل مستقیم لینک را بین وب‌سایت‌ها شامل می‌شود. شرکت “الف” با نمایش بنر شرکت “ب” موافقت می‌کند، شرکت “ب” نیز در عوض با نمایش بنر شرکت “الف” به‌شکل یک لینک، موافقت می‌کند.

۸. ردیابی

پاسخ بازدیدکننده‌ی تبلیغات یا ایمیل را می‌توان با قرار دادن فایل‌های کوچکی به‌نام “کوکی” در رایانه‌ی فرد بازدیدکننده ردیابی کرد. این کار به تبلیغ‌کنندگان اجازه می‌دهد تا پیگیری کنند چه نوع مشتریانی به چه نوع تبلیغاتی پاسخ می‌دهند و بررسی کنند چه نوع پیشنهاداتی پاسخ‌های بهتری به همراه دارد.

۹. ایمیل

با استفاده از ایمیل می‌توان با کمترین هزینه به مخاطبانی در سطح جهانی دست یافت. ایمیل‌های اسپم (که درخواستی برای آن‌ها نبوده‌است) پاسخ‌های منفی به دنبال دارند ولی ایمیل‌های درخواست‌شده مورد استقبال مشتریان قرار می‌گیرند. بازاریابی ایمیلی مزایای متعددی دارد ازجمله: دسترسی گسترده تر، مخاطبان تحصیل‌کرده و هدفمند، اهداف بی‌نظیر، برندسازی قدرتمند رسانه‌ای و فروش مستقیم.

 

۱۰. تبلیغات حاشیه‌ای

تبلیغات حاشیه‌ای تبلیغات باریک و بلندی هستند که در سمت چپ یا راست صفحات وب ظاهر می‌شوند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

شرکت تبلیغاتی و وظایف آن

جمعه, 26 شهریور 1395

شرکت تبلیغاتی، شرکتی است که:

ایده های تبلیغاتی جدید ایجاد می کند.

تبلیغات چاپی، رادیویی، تلویزیونی و اینترنتی را طراحی می کند.

• فضا و زمان تبلیغات را رزرو می کند.

کمپین های بازاریابی را برنامه ریزی می کند.

• تحقیقات و پژوهش های لازم را انجام می دهد.

• خدمات دیگری را ارائه می دهد که به موفقیت مشتریان کمک می کند.

• یک شرکت تبلیغاتی یک نوع خدمات تجاری است که برای ایجاد، برنامه ریزی و مدیریت تبلیغات مشتریان خود طراحی شده است.

• یک شرکت تبلیغاتی ، فراهم کننده خدماتی است که برای مشتریان کار می کند تا کمپین تبلیغاتی هدفمند و موثر را ایجاد نماید.

بر اساس موسسه تبلیغات در آمریکا، یک شرکت تبلیغاتی سازمان مستقلی از افراد و کسب وکارهای خلاق است که در توسعه و آماده سازی برنامه بازار، تبلیغات و سایر ابزارهای ترویجی تخصص خاصی دارند.
خدمات اولیه شرکت تبلیغاتی شامل موارد زیر است:

تکمیل تجزیه و تحلیل بازاریابی

• توسعه یک برنامه تبلیغاتی

• آماده سازی یک استراتژی خلاقانه

• ایجاد و اجرای تبلیغات

• توسعه و به کارگیری یک برنامه رسانه ای

• مدیریت صورتحساب و پرداخت ها

• ادغام و یکپارچه سازی ارتباطات بازاریابی

انواع شرکت تبلیغاتی: • شرکت تبلیغاتی با خدمات کامل

یک شرکت تبلیغاتی با خدمات کامل می تواند محدوده وسیعی از خدمات بازاریابی را فراهم آورد. این نوع کانون می تواند به طور مستقیم خدماتی را در اختیار مشتریان قرار دهد که مرتبط به تبلیغات است. این خدمات شامل کپی رایتینگ؛ایجاد آثار هنری،تولید تبلیغات و برنامه ریزی رسانه ای است. این شرکت چنین خدماتی را در محدوده وسیعی از قیمت ها، توزیع، بسته بندی و طراحی محصول ارائه می کند.

شرکت تبلیغاتی مدولار:

یک شرکت تبلیغاتی مدولار یک شرکت تبلیغاتی با خدمات کامل است که خدمات خود را بر اساس قطعات موجود ارائه می کند . بنابراین تبلیغ کننده ممکن است بخواهد با بخش خلاق کانون ارتباط داشته باشد تا یک کمپین تبلیغاتی موثر ایجاد نماید و از سایر خدمات در شرکت های دیگر بهره مند شود.همچنین تبلیغ کننده ممکن است بخش رسانه ای یک کانون را استخدام کند تا برنامه ای را برای تبلیغی اجرا کند که یک شرکت دیگر آن را توسعه داده است. دستمزد و هزینه استفاده ا ز خدمات بر اساس کارهایی که انجام می شود محاسبه خواهد شد.

 

شرکت تبلیغاتی در شرکت:

برخی از شرکت ها دوست دارند کنترل نزدیک تری به تبلیغات داشته باشند. به همین خاطر از شرکت تبلیغاتی در داخل شرکت خود استفاده می کنند. این نوع شرکت تبلیغاتی کلا متعلق به تبلیغ کننده است. این کانون تمامی کارهایی که یک شرکت تبلیغاتی خارجی( یا خارج از شرکت) انجام می دهد را به خوبی اجرا خواهد کرد. تفاوت بین شرکت تبلیغاتی در شرکت و دپارتمان تبلیغاتی این است که گزینه اول می تواند مشتریان متعددی را مدیریت کند اما دپارتمان تبلیغاتی تنها متعلق به همان شرکت است و نمی تواند مشتری خارج از شرکت داشته باشد.

آژانس های متخصص تبلیغات:

شرکت هایی وجود دارد که کار تبلیغات را تنها در حوزه خاصی انجام می دهند. به عنوان مثال شرکت هایی هستند که تنها در حوزه مالی تخصص دارند.

بوتیک های خلاق:

بوتیک های خلاق، آژانس های فروشگاهی هستند که تنها کارهای خلاقانه را فراهم می کنند. کارهای خلاقانه خاص شامل کپی رایتینگ، اثار هنری و تولید تبلیغات است. آنها می توانند خدمات کاملی در اختیار مشتریان قرار دهند یا با سایر شرکت ها ادغام شوند.

مزایای استفاده از شرکت تبلیغاتی:

1. آنها توانایی خرید رسانه در نرخ انبوه را دارند که یک کسب وکار کوچک نمی تواند به تنهایی اینکار را انجام دهد.

2. آنها به خوبی آموزش دیده هستند و می دانند تبلیغات شما را در چه مکانی قرار دهند تا دسترسی خوبی به بازار هدف داشته باشید. این امر از اتلاف منابع جلوگیری می کند.

3. آنها به شما کمک می کنند بازار هدف خود را مشخص کنید بنابراین پیام مورد نظر برای دسترسی به این افراد طراحی می شود.

4. مدیریت آن اسانتر است.

 

معایب استفاده از شرکت تبلیغاتی:

• مهم ترین عیب شرکت تبلیغاتی فاکتور ارتباطی خواهد بود. اگر یک شرکت تبلیغاتی به خوبی ارتباط برقرار نکند یا اهداف مشتریان خود را به تاخیر بیندازد، ممکن است مشکلات زیادی ایجاد گردد.

• عیب دیگر شرکت تبلیغاتی خرید تخفیف در رسانه هاست. به خاطر برخی از مشکلات ممکن است نتوانید از تمامی مزایای این رسانه ها استفاده کنید.

 

نقش شرکت تبلیغاتی:

• شرکت تبلیغاتی یک فراهم کننده خدمات است که از طریق توسعه کمپین های تبلیغاتی مناسب به مشتریان خود کمک می کند.

• هدف آنها ، نشان دادن خدمات و محصولات مشتریان به روشی است که تصویر مثبتی در ذهن مشتریان ایجاد شود.

• نقش شرکت تبلیغاتی با شناسایی اهداف مشتریان آغاز می شود.

• این شناسایی به ارزشی تبدیل می شود که در آن برنامه ریزی برای فعالیت های آینده و ایجاد کمپین صورت می گیرد.

1. محصول یا خدمات شرکت برای چه کسی طراحی شده است؟

2. چه کسی از آن استفاده خواهد کرد؟

3. گروه هدف شرکت چه کسانی هستند؟

4. محصولات شرکت چه ویژگی های خاصی دارند؟ چه چیزی آن را متمایز می کند؟

5.آیا محصولات منحصر به فرد هستند یا متفاوت اند؟

6.موقعیت محصولات شرکت نسبت به محصولات مشابه دیگر چگونه است؟

7. دوست دارید چه چیزی را در مورد محصول خود به افراد انتقال دهید؟

8. شرکت شما چگونه باید با افراد ارتباط داشته باشد؟

9. از چه رسانه ای می توان استفاده کرد؟ رادیو؟ تلویزیون؟ روزنامه؟ مجله؟ تبلیغات اتوبوسی؟ پست مستقیم؟

زمانی که شرکت تبلیغاتی با اهداف و کسب وکار مشتریان خود اشنا شد، می توان کمپین های تبلیغاتی را برنامه ریزی کرد. برای انجام اینکار، باید موارد خاصی همچون افزایش فروش؛ وارد کردن محصولات جدید در بازار، بیان دوباره مزایای محصولات برند مشتری و به دست آوردن مشتریان جدید و حفظ و نگهداری مشتریان قبلی را مد نظر داشته باشید.

تیم متخصص در شرکت تبلیغاتی تمامی تلاش خود را برای توسعه متون زیبا و جذاب در تبلیغات خواهد کرد. تمامی اینکارها بر اساس پارامترهای تعریف شده ای انجام می شود که مشتری آن را تعیین کرده است. همچنین بودجه ای که صرف تبلیغات می شود نیز باید مد نظر قرار گیرد.

وظیفه شرکت تبلیغاتی:

1. برنامه ریزی حساب:

شرکت تبلیغاتی معمولا دارای برنامه ریزهای حساب هستند که با مشتریان و کانون ارتباط مستقیمی دارند. این افراد مطمئن می شوند که نیازهای مشتریان در اختیار تیم پژوهش و تیم خلاق قرار گرفته است.
آنها همچنین باید مطمئن شوند که اطلاعات ضروری به مشتریان انتقال می یابد. برنامه ریزی حساب جایی است که شرکت تبلیغاتی تعامل اولیه خود با مشتریان را آغاز می کند.

2.تحقیقات بازاریابی:

کانون های تبلیغاتی برای توسعه مشخصه های بازار هدف خود از طریق تحقیقات بازاریابی با شرکت ها همکاری می کنند. معمولا این کانون ها زمان زیادی را برای تحقیق و بررسی مشتریان انجام می دهند تا به خوبی بدانند این افراد چه محصولی می خرند و چه چیزی آنها را به خرید تشویق می کند.

3.تحقیق در مورد بازار:

برای شناخت رقبا، مدیران حسابداری در شرکت تبلیغاتی بازار هدف را مورد بررسی قرار می دهند، رقبای موجود را شناسایی می کنند و تاکتیک های بازاریابی آنان را شناسایی می کنند. از طریق تحقیق در مورد بازار، کانون های تبلیغاتی می توانند فاکتورهای سیاسی، اجتماعی، فنی و اقتصادی را شناسایی کنند که ممکن است بر روی کمپین مشتری تاثیرگذار باشد.

4.خلاقیت:

شرکت تبلیغاتی به خاطر خروجی خلاقانه خود که می تواند شامل طراحی سایت، متن تبلیغاتی، تبلیغ در مجله ، رادیو ، تلویزیون باشد شناخته شده و مشهور است. رسانه تبلیغاتی معمولا در هر کمپینی متفاوت است. طراحان گرافیک، طراحان سایت، نویسندگان، ویراستاران و مدیران خلاق یک شرکت تبلیغاتی را به محلی خلاق تبدیل کرده اند.

5. فروش فضای تبلیغاتی:

کانون های تبلیغاتی تنها عناصر تبلیغاتی را برای مشتریان خود ایجاد نمی کنند. این افراد بینشی را در مورد رسانه های موثر برای معرفی محصولات، خدمات یا رویدادها نیز در اختیار مشتریان خود قرار می دهند. در این فرایند، آنها تلاش می کنند مکان قرار گیری تبلیغات مشتریان چه به صورت آنلاین و چه به صورت آفلاین را امن سازند. آنها مقررات را بررسی می کنند و سعی می کنند بهترین شیوه را برای داشتن تبلیغاتی موثر انتخاب نمایند.

منتشرشده در برندینگ

بازاریابی پارتیزانی که در فارسی به بازاریابی چریکی نیز موسوم است برگردان عبارت Guerrilla Marketing است. واژه Guerrilla به معنی پارتیزان است. بازاریای پبارتیزانی توسط جی کنراد لوینسون در کتابی با عنوان بازاریابی پارتیزانی در سال ۱۹۸۲ ارائه شد. بازاریابی پارتیزانی روشی نامنظم و غیرمعمول در انجام فعالیت های ترفیعی بر مبنای یک بودجه بسیار کم است. چنین ترفیعات و پیشرفتهایی گاهی اوقات به گونه ای طراحی می شوند که مخاطب هدف، حتی از وجود آنها بی اطلاع است و این ترفیعات نوعی بازاریابی پنهان یا سری است.

اصول بازاریابی پارتیزانی

بازاریاب پارتیزانی باید خلاق باشد و روشهای نامنظم و غیرمعمول ارتقا و پیشبرد را طراحی وتدبیرکند. او باید کلیه ارتباطات و تماسهای خود را، چه حرفه ای و چه شخصی به‌کارگیرد و نیز شرکت ومحصول آن را آزمون کند و به دنبال منابع تبلیغاتی باشد. بسیاری از اشکال تبلیغ، می توانند بسیار ارزان و آزاد باشند.

لوینسون، اصول زیر را به عنوان زیربنای بازاریابی پارتیزانی شناسایی می کند:

- بازاریابی پارتیزانی به طور ویژه در کسب و کارهای کوچک کاربرددارد.

- بازاریابی پارتیزانی باید بر مبنای روانشناسی انسانی باشد تا تجربه، قضاوت و حدس یا گمان.

- سرمایه گذاریهای اولیه در بازاریابی به جای پول باید زمان، انرژی و قوه تخیل یا تصویرسازی ذهنی باشد.

- آمار و ارقام اولیه برای اندازه گیری کسب و کار، میزان سود است نه فروش.

- بازاریاب نیز باید بر تعداد روابط جدید ایجادشده در هر ماه تمرکزکند.

- به‌جای سعی در راستای تنوع بخشی از طریق ارائه محصولات و خدمات مربوط، استانداردی را برای تعالی با تمرکزی دقیق ایجادکند.- به‌جای تمرکز بر کسب مشتریان جدید، مشتریان فعلی و داشتن معاملات بیشتر و بزرگتر با آنها را هدف قرار می‌دهد.

- فراموش کردن رقابت و تمرکز بیشتر بر همکاری با کسب و کارهای دیگر.

- بازاریابان پاریتزانی باید همواره ترکیبی از متدها و روشهای بازاریابی را در یک رشته اقدامات و عملیات به‌کارگیرند.

- به‌کارگیری تکنولوژی روز به عنوان ابزاری برای توانمندسازی بازاریابی.

با وجود آنکه امروزه این موارد امکان پذیر هستند، لیکن بازاریابی پارتیزانی یک روند کلی شده است. دیگر هیچ حربه ساده ای در کسب و کار کوچک وجودندارد و در حقیقت، ۵۰۰ شرکت موفق امروز، در حال جهش به سمت منازعه و رقابت در راستای افزایش تعداد خود هستند. جنرال الکتریک، یاهو، سیتی گروپ، سونی اریکسون و نایکی همگی اصول و اقدامات بازاریابی پارتیزانی را به مرحله اجرا گذاشته اند. بازاریابی پارتیزانی یک واژه و مفهوم تعریف شده به شکلی مبهم است که اخیرا به عنوان توصیف گر بسیاری از انواع روشهای سنتی به‌کارگرفته شده است. این روشها عبارتند از:

- بازاریابی ویروسی(Viral) از طریق شبکه های اجتماعی

- بازاریابی محیطی Ambient

- بازاریابی حضوری Presence

- بازاریابی ریشه ای Grassroots

- بازاریابی گزینشی Alternative

- بازاریابی کلامی Buzz

- بازاریابی پنهان یا سری Undercover

- بازاریابی تجربی Experiental

تاکتیک های بازاریابی پارتیزانیاگرچه تکنیک های بسیاری در بازاریابی نامنظم یا پارتیزانی وجوددارد، لیکن در اینجا به نمونه هایی از این تکنیک ها اشاره می شود: _ اقدامات کلامی یا شفاهی.

_ دست‌یابی مستقیم به مشتریان از طریق جریانات و اقدامات عادی روزمره آنها.

_ نظرخواهی یا نظرسنجی شخصی.

_ تبلیغات پیشرو- اقدامات تبلیغاتی.

_ بازاریابی تلفنی از طریق کلیه اعضای شرکت.

_ نامه های شخصی.

_ تبلیغات اینترنتی.

_ جلسات و نشست های شخصی.

_ آگهی های طبقه بندی شده.

_ مجموعه اقدامات پست مستقیم و …..

 

تفاوتهای بازاریابی سنتی و پارتیزانی

بازاریابی پارتیزانی برای کسب و کارهای کوچک طراحی شده بود، لیکن اکنون به طور فزاینده ای توسط کسب و کارهای بزرگ به کار گرفته می شود. لوینسون، ۱۲ مورد را به عنوان تفاوتهای میان بازاریابی سنتی و پارتیزانی مطرح کرده است که در ادامه بیان می شوند.

۱- بازاریابی سنتی نیازمند آن است که شما پول یا سرمایه خود را در فرایند بازاریابی سرمایه گذاری کنید. بازاریابی پارتیزانی می‌گوید سرمایه گذاری اولیه شما باید زمان، انرژی و تصویرسازی ذهنی باشد.

۲- بازاریابی سنتی ابزاری برای کسب و کارهای بزرگ و پیشنهاددهنده تاکتیک‌هایی در ارتباط با شرکتهای عظیم و بودجه های کلان آنهاست. بازاریابی پارتیزانی، در کسب و کارهای کوچک به کارمی رود.

۳- بازاریابی سنتی چگونگی انجام بهینه کسب و کار را از طریق فروش اندازه گیری می کند. سنجش اولیه در بازاریابی پارتیزانی مربوط به سود است.

۴- بازاریابی سنتی بر مبنای تجربه و قضاوت است که درگیر حدس و گمان است. بازاریابی پارتیزانی بر مبنای علم روانشناسی، قوانین رفتار انسانی است. یقینها و اطمینانهایی وجوددارد که فرد آنها را در رابطه با الگوهای خرید لحاظ می کند و بازاریابان پارتیزانی بر این یقینها و اطمینانها تمرکز می کنند.

۵- بازاریابی سنتی، افزایش نسبتها یا نرخهای تولید کسب و کار و سپس تنوع بخشی از طریق ارائه محصولات را پیشنهادمی کند.

6- بازاریابی سنتی شما را ترغیب می کند تا کسب و کار خود را به طور خطی از طریق افزودن مشتریان جدید رشددهید. بازاریابی پارتیزانی شما را ترغیب می کند تا کسب و کار خود را به شکل هندسی رشددهید. هدف بیشتر معاملات با مشتریان موجود، معاملات وسیعتر و معاملات مرتبط با بکارگیری تعقیب مشتری و خدمات اصلی یا کلیدی است.

۷- بازاریابی سنتی از شما می خواهد تا در جستجوی فرصتهایی برای از میان بردن رقابت باشید. بازاریابی پارتیزانی از شما می خواهد تا رقابت را برای مدتی فراموش کنید و در جستجوی فرصتهایی برای همکاری با کسب و کارهای دیگر و حمایت یکدیگر در یک تلاش متقابل در جهت کسب سود باشید.

۸- بازاریابی سنتی این باور را در شما ایجادمی کند که به عنوان مثال، تبلیغات یا پست مستقیم یا داشتن وب سایت اهمیت دارد. بازاریابی پارتیزانی می گوید که هیچ یک از این مفاهیم به تنهایی در بازاریابی عامل موفقیت نیست، بلکه ترکیبات بازاریابی است که عامل کامیابی است. اگر شما تبلیغات را با پست مستقیم ترکیب کنید، هریک به دیگری جهت انجام کار به شکل بهتر کمک خواهدکرد.

۹- بازاریابی سنتی تأکیددارد که شما دریافتی های خود را هر ماه جهت مشاهده میزان فروش خود محاسبه کنید، در حالی که بازاریابی پارتیزانی بر تمرکز شما بر این امر اشاره دارد که شناخت بسیاری از روابطی که هر ماه برقرار ساخته اید چگونه می‌تواند منجر به کثرت سود و مزایا شود.

۱۰- بازاریابی سنتی کمتر به بحث تکنولوژی می پردازد، زیرا تکنولوژی دیروز بسیار پیچیده، گران و بسیار محدود بود. بازاریابی پارتیزانی تأکید دارد که شما تکنولوژی امروز را غنیمت شمارید، زیرا کاربرد آن ساده است، خرید آن ارزان است و محدودیت در قابلیت آن جهت توانمندسازی کسب و کار شما در آغاز بازاریابی وجود ندارد.

۱۱- بازاریابی سنتی مجموعه ای از حربه هایی را که ممکن است برای ارتقای کسب و کار شما به کار رود، شناسایی می کند که همه آنها نسبتا هزینه بر هستند. بازاریابی پارتیزانی، هزاران حربه ای را که شما می‌توانید از طریق بکارگیری رایگان آنها سود خود را افزایش دهید، شناسایی می‌کند.

۱۲- بازاریابی سنتی بسیاری از مالکان کسب و کار را می ترساند، زیرا سرشار از ابهت و پیچیدگی است. بازاریابی پارتیزانی ابهت و عظمت آن را از میان می برد و نشان می دهد که دقیقا بازاریابی چیست و چه عواملی کارآفرین را تحت کنترل قرارمی دهند.

این نکات تفاوت فلسفی آشکار میان این دو رویکرد بازاریابی را نشان می‌دهند و مشخص می سازند. با شناخت مزیتهای مدیریت یک کسب و کار کوچک، پارتیزان درمی یابد که اندازه کوچک کسب و کار جزء مزیتهای آن است. کسب و کار می تواند همچون یک پارتیزان در جنگ، ماهرانه در بازار نفوذکند، راههای خلاقی که کسب و کارهای بزرگ قادر به بکارگیری آنها نیستند را به کار بندد.

کارآفرینان چیز اندکی برای باخت یا از دست دادن دارند و هر چیزی را از طریق تعقیب صمیمانه و صادقانه مشتریان به دست می آورند. از آنجایی که دنیای کسب و کار آنها تا اندازه ای کوچکتر از «کسب و کار بزرگ» است، پارتیزان ها (بازاریابان پارتیزانی) می توانند شور و شوق و اشتیاق مشتری را به مزیتهای محصول بهتر تحریک کنند و مانع از فرار مشتری شوند. توانایی آنها در متمرکزسازی توجه بر جزئیات و اجزای فرایند بازاریابی می تواند به آسانی میزان سود قابل حصول را تعریف کند.

بازاریابی پارتیزانی می تواند فرصتها را سریعتر به چنگ آورد و هر یک از آنها را از طریق استراتژی های خلاق استخراج کند، در حالی که بازاریابی سنتی به دنبال روش اجرایی قابل پیش بینی و دیکته شده توسط برنامه بازاریابی است. پارتیزان ها مشکلات را به عنوان فرصتهایی قلمدادکرده و راهکارهایی را برای آنها به منظور یادگیری بیشتر در مورد بازار جستجومی کنند.

مراحل اجرای بازاریابی پارتیزانی

سازمانی که پیگیری استراتژی بازاریابی پارتیزانی را انتخاب می کند، به این مسئله آگاه است که بازاریابی یک فرایند و نه یک رویداد است. لوینسون، یک حمله بازاریابی گام به گام را مطرح می سازد که به پارتیزان کمک می کند تا جنگهای واقعی را برای تولید سود برنده شود:

گام (۱): بازار را جستجوکنید. این امر درگرو جستجوی بازار، محصول، خدمت، گزینه های رسانه ای، رقابت، مشتریان، تکنولوژی، مزیتهایی که می تواند حاصل سازد و ترکیب شدن با شرکای بالقوه بازاریابی است.

گام (۲): فهرستی از سودها و مزیتها بنویسید. فهرستی از مزیتهایی را که شرکت ارائه می کند، ایجادکنید. این کار شامل دعوت کردن مشتریان به بحث و مشارکت در تکمیل فهرست با ذکر مزیتهایی است که شرکت قبلا آنها را مزیت تلقی نکرده بود. با این فهرست، شرکت مزیت رقابتی خود را تعریف می کند. این ویژگی منجر به اتخاذ تصمیمات در مورد سیاست اصلی برنامه بازاریابی می شود.

گام (۳): حربه های بازاریابی را که شرکت در حملات خود به کارخواهدگرفت، انتخاب کنید. در مورد ترتیب و اولویت بکارگیری و اجرای این حربه ها تصمیم گیری کنید. چه کسی مجری خواهد بود و حربه ها را پیگیری خواهدکرد و تاریخ دقیق اجرای هر حربه چه زمانی خواهدبود.

 

گام (۴): برنامه بازاریابی طراحی کنید. بر اهداف خاص بازاریابی شرکت جهت دستیابی تمرکزکنید. مشتمل بر “استراتژی های خلاقی” که به طور اجمالی برای ارسال پیام به بازارهای هدف به کارگرفته می شوند.

 

گام 5- یک تقویم پارتیزانی ایجاد کنیدتصمیم گیری و اجتناب از حوادث از این طریق آسانتر خواهد شد.

گام 6- اصلاحات و تنظیماتی را با شرکای بازاریابی به شکل ترکیبی اعمال کنید، این کسب و کارها با شرکا می توانند به تجارت از ازطریق افزایش عرضه بازار ضمن به اشتراک گذاشتن هزینه های بازاریابی کمک کنند.

گام 7- حمله بازاریابی پارتیزانی را بااجرای حربه ها آغاز کنید هیچ دلیلی برای اجرای یکباره همه حربه ها وجود ندارد، حمله راباسرعتی مناسب هم از لحاظ هیجانی و هم از لحاظ مالی اجرا کنید.

گام 8- حمله را حفظ و پشتیبانی کنید، حمله با عمل آنی و کوتاه نتایج آنی ارائه می دهد.

گام 9-حمله را ارزیابی و سنجش کنید سنجش اثربخشی بازاریابی امری حیاتی است و اگر سازمانی آمارو ارقام را به اطلاعات بدل کند می تواند اثربخشی بودجه بازاریابی را چند برابر کند.

گام10- حمله را در کلیه حوزه ها و زمینه ها بهبود بخشید پیام ، انتخاب رسانه ، حربه هاوبودجه را بهبود بخشید. هرگز تغییر و تحول ایجاد نکنیددر عوض بهبود هایی را صورت دهید.

منتشرشده در برندینگ
طراحی سایت