1. با اعتماد به نفس باشید:

اعتماد به نفس منتقل می شود چه هنگامیکه از افراد دیگر تقاضایی دارید و چه زمانیکه می خواهید محصول یا خدماتی را بفروش برسانید، مخاطبین شما باید بدانند که شما از نحوه عملکرد خود کاملا آگاه هستید.بعضا پیش می آید که افراد تماس هایی برقرار می کنند که طی آن استرس دارند و یا احساس ترس می کنند. مسلما در این شرایط نمی توانند تاثیرگذاری خوبی نسبت به شرکت، محصول یا خدمات خود ایجاد نمایند.

برای افزایش اعتماد به نفس ابتدا باید مطمئن شوید که به نکات اولیه محصولات و خدماتی که می فروشید آگاهی کامل دارید و آنها را با صدایی رسا منتقل خواهید کرد زیرا در غیر این صورت فرد مقابل شما را جدی نمی گیرد.

2. طبیعی برخورد کنید:

تعداد افرادی که هنگام برقراری تماس تلفنی صدای خود را به طور اشتباه تغییر می دهند، بیشمار است. آنها شروع به خواندن از روی متنی می کنند که شخص دیگری آن را نوشته و هیچ اعتقادی به محتوای آن نوشته ندارند. در صورتیکه اگر آنچه ادا میکنید از طرف خودتان باشد بسیار طبیعی تر و دلنشین تر می گردد. مشتریان به دنبال افرادی هستند که با لحنی طبیعی و دلنشین مکالمه را آغاز نمایند.

 

 

3. بیشتر گوش دهید:

این یک مهارت برای فروش تلفنی می باشد. بعضا افراد این کار را به صورت ناخودآگاه انجام می دهند اما باید بدانید که فرق بسیاری میان ناخودآگاه شنیدن و گوش فرا دادن می باشد. هنگامیکه کاملا اختیاری شروع به گوش دادن صحبت های طرف مقابل می کنید باید با ادای کلاماتی مانند "اوهوم"، "بله"، "همینطوره"، "درسته" ، بازگویی خلاصه ای از آنچه مطرح شد و یا پرسش سوالاتی در خصوص اطلاعات داده شده، نشان دهید که تمام حواستان به صحبت های مخاطب تان بود. برای موفقیت در این تکنیک می بایست به صحبت های طرف مقابلتان به شدت تمایل نشان دهید و به یاد داشته باشید که این یک مکالمه است و این تنها شما نیستید که باید صحبت کنید.

4. حدس زدن ممنوع!

حتما طی تماس های متعددی که داشته اید متوجه شده اید که بعضی از افراد سعی می کنند حدس بزنند که شما چه چیزی می خواهید بگویید. در تماس هایی که به قصد فروش تلفنی می باشد نیز ممکن است همچین اتفاقی رخ دهد که اصلا اتفاق خوبی نیست!

تصور کنید طی تماس تلفنی طرف مقابل دائما سعی داشته باشد که سخنان شما را حدس زده و جملات تان را کامل کند، به نظرتان این کار عصبی کننده نیست؟! مطمئن باشید با اینکار فقط مشتری را عصبانی کرده و باعث می شوید تلفن را روی شما قطع کند.

5. مکالمه را برای خودتان جذاب کنید:

اگر فردی هستید که باید در طول روز تماس های زیادی برقرار نمایید، تا چیزهای مشابهی را تکرار کنید، قطعا این موضوع بر روحیه شما تاثیر گذاشته است.

تصور کنید شما تا آخر ساعت کاری 70 تماس تلفنی برقرار کرده اید و قصد دارید سراغ نفر بعدی بروید! حدس می زنید چه اتفاقی می افتد؟ شما فکر می کنید که این شخص نفر هفتاد و یکم خواهد بود و کاملا خسته  شده اید در حالیکه فرد مذکور اولین باریست که صدای شما را می شنود. اگر با همان حالت خسته شروع به صحبت کنید این پیام را خواهید رساند که" ترجیح می دادم اکنون در خانه استراحت کنم تا اینکه با شما صحبت کنم!"

با رعایت این نکات می توانید پیشرفت خوبی در زمینه فروش تلفنی به دست آورید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

اینباند مارکتینگ در فارسی با عنوان بازاریابی درون‌گرا یا بازاریابی جاذبه‌ای معنی می‌شود که شاید به درستی انتقال دهنده معنای این عبارت نباشد به همین علت به بررسی مفهوم این عبارت می‌پردازیم، اینباند مارکتینگ در چند سال اخیر از اهمیت زیادی برخوردار گردیده و توجه به این مفهوم در سال 2017 می‌تواند عامل موفقیت تبلیغ برند به ویژه در فضای مجازی رو به رشد باشد.

اینباند مارکتینگ (بازاریابی درون‌گرا) مفهومی است که با گسترش اینترنت و فعالیت در فضای مجازی شکل گرفته است. اینباند مارکتینگ در معنای ساده‌تر ابزار یا روشی است برای اینکه برند و تبلیغ شما توسط مشتری در سریع‌ترین زمان ممکن و با سهولت پیدا شود و برای این مقصود چند تکنیک ارائه می‌دهد.

اولین، محبوب‌ترین و مهمترین این تکنیک‌ها محتوای مناسب است. که تحت عنوان بازاریابی محتوا شناخته می‌شود. بازاریابی محتوا و بازاریابی درون‌گرا گاهی به جای یکدیگر به کار می‌روند اما واقعیت این است که بازاریابی محتوا زیرشاخه بازاریابی درون‌گرا است.

با کمک مدیریت محتوا که توسط صاحبین برند و یا آژانس‌های تبلیغاتی برای مشتریان انجام می‌شود، برندها محتوای اصلی درمورد پیام یا هدف خود را به جالب‌ترین شکل ممکن در قالب یک متن و با استفاده از کلیدواژه‌های تعیین شده در بلاگ ها قرار می‌دهند. سپس محتوای کلی سایت را از این طریق بهبود می‌بخشند تا مخاطبان با جستجوی هرکدام از کلیدواژه‌ها به سایت موردنظر برسند و از این طریق به رتبه بهتری در نتایج صفحات موتورهای جستجو search engine results pages (SERPs) در مقایسه با سایر رقبا دست یابند.

هدف از این محتوا مستقیماً افزایش فروش نیست بلکه هدف در دسترس بودن و ظاهر شدن در برابر چشمان مخاطبان به طرق مختلف است تا از این طریق سرنخ‌های جدید ایجاد کرده و در نهایت آگاهی نسبت به برند مورد نظر به طور قابل توجهی افزایش یابد و متعاقباً میانگین مشتریان آگاه نسبت به برند که در آینده خرید هم می‌کنند، افزایش یابد.

یکی دیگر از زیرشاخه‌های بازاریابی اینباند یا درونگرا، بازاریابی رسانه‌های اجتماعی است که برای ساختن هویت و اعتبار سازمان یا برند محصول مورد نظر بسیار مهم است، ضمن اینکه در این زمینه هزینه تبلیغات چندانی هم وجود ندارد، در بازاریابی دیجیتالی معمولاً از نشر مطالب، عکس، ویدئو، اینفوگرافیک و… که قابلیت وایرال شدن یا در اصطلاح ویروسی شدن را دارند، استفاده می‌شود تا در شبکه‌های اجتماعی در معرض دید تعداد زیادی از مردم(مخاطبان هدف یا غیر‌هدف) قرار گیرد. صاحبان برندها با داشتن یک استراتژی حساب شده برای شبکه های اجتماعی خود می توانند برند خود را به خوبی نمایش داده و مخاطبان را به فالوئرهای خود در شبکه‌های اجتماعی تبدیل کرده و از تک تک آنها یک مشتری وفادار بسازند.

حال با درک مفهوم اینباند مارکتینگ به بیان علت ضرورت آن می‌پردازیم:

بازاریابی درون‌گرا (Inbound Marketing) در مقابل عبارت (Outbound Marketing) یا بازاریابی برون‌گرا، قرار می‌گیرد. بازاریابی برون‌گرا همان تبلیغاتی است که سالیان سال است به شکل‌های مختلف مثل آگهی‌های چاپی، تبلیغات محیطی، تبلیغات تلویزیونی و… انجام می‌شود و امروزه با تبدیل شدن دنیا به دهکده جهانی و افزایش تعاملات، شدت این تبلیغات سنتی به قدری است که منجر به شکل‌گیری دیدگاهی منفی نسبت به تبلیغات و مقاومت در برابر تبلیغات گردیده است، همچنین بیشتر افراد از انواع روش‌های مسدود کننده آگهی‌ها و تبلیغات استفاده می‌کنند تا در معرض اینگونه تبلیغات قرار نگیرند،

اهمیت اینباند مارکتینگ در این است که تبلیغات را به گونه‌ای نامحسوس یا تلفیق شده با ویژگی‌های بصری جذاب به مخاطب انتقال می‌دهد به همین دلیل مخاطب ضمن اینکه در معرض تبلیغ قرار گرفته و پیام برند را دریافت کرده‌است، مجذوب ابعاد دیگری از تبلیغ می‌شود و تمایل پیدا می‌کند که در مورد تبلیغ صحبت کرده و حتی آن را با دوستانش به اشتراک بگذارد. در بازاریابی برون‌گرا شما یک برند را تبلیغ می‌کنید و به دنبال مشتری می‌گردید اما در بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) این مشتری است که با توجه به نیازش به دنبال شما می‌گردد، پس تنها کافیست که به خوبی در دسترس باشید و راه‌های منتهی به خودتان را افزایش دهید و ارتباطات را تسهیل کنید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

با تغییر و تکامل فناوریهای مدرن، کسب وکارهای کوچک و متوسط هر کاری را برای به روز بودن انجام می دهند. کسب وکارهای بزرگ نیز در حال تغییر مدل کسب وکار خود به مدل های آنلاین هستند یا از روش های بازاریابی موجود به همراه استراتژی بازاریابی دیجیتال استفاده می کنند. در عرصه دیجیتال امروزی که در آن کسب وکارها و تجارت در حال رشد است، ابزارها و تکنیک های بازاریابی دیجیتال فرصت بهتری را برای صاحبان کسب وکارها فراهم می کند تا رقابت موثری داشته باشند و حتی کسب وکار خود را رشد دهند.

 

1. بازاریابی دیجیتال در حوزه آنلاین مفید است:

بازاریابی دیجیتال حوزه آنلاین را به کلی تغییر داده است. این نوع بازاریابی، فرصتی را برای شرکت های بزرگ و کوچک فراهم کرده است تا بتوانند با شرکت های بزرگ رقابت کنند و ترافیک به اشتراک گذاشته شده را جذب نمایند. با استفاده از بازاریابی دیجیتال، شرکت های کوچک منابع مورد نیاز برای انجام فروش و فرآیند بازاریابی را به دست آورده اند. این نوع منابع قبلا در اختیار شرکت های بزرگ بود.

2. بازاریابی دیجیتال مقرون به صرفه تر از بازاریابی سنتی است:

کسب وکارهای کوچک منابع و حتی سرمایه اندکی دارند. به همین خاطر نیز بازاریابی دیجیتال کانال بازاریابی مقرون به صرفه تری را برای این شرکت ها فراهم کرده است. گزارش گارتنر در این مورد نشان می دهد که بیش از 40 درصد شرکت ها با استفاده از بازاریابی دیجیتال صرفه جویی قابل توجهی در تبلیغ و ترویج محصولات و خدمات خود داشته اند. همچنین بر اساس مطالعه گارتنر، 28 درصد صاحبان کسب وکارها بودجه بازاریابی سنتی را به بازاریابی دیجیتال اختصاص داده اند. سایت HubSpot ادعا می کند که بازاریابان دیجیتال در مقایسه با کانال های بازاریابی دیگر؛ هزینه به ازای سرنخ( CPL) بهتری دریافت کرده اند.

-    نمایشگاه های تجاری
-    بازاریابی تلفنی
-    تبلیغات تجاری
-    نامه نگاری مستقیم
-    PPC
-    وبلاگ
-    سئو
-    بازاریابی از طریق ایمیل
-    رسانه های اجتماعی

3. بازاریابی دیجیتال به تبدیل بیشتری می انجامد:

بازاریابی دیجیتال موفقیت در فروش محصولات و خدمات را با درصد و نرخ ترافیک دریافتی از سرنخ های تبدیل شده به مشتری می سنجد.

-  سرنخ
-  مشترکان
-  فروش

    اولویت های اصلی برای بازاریابی دیجیتال:

-  بهینه سازی نرخ تبدیل
-  بازاریابی از طریق محتوا
-  رسانه های اجتماعی
-  برند

صاحبان کسب وکارها نیز کمپین های بازاریابی دیجیتال را به سمت بهینه سازی نرخ تبدیل می برند.

ابزارها و تکنیک هایی که می توانید برای کمپین بازاریابی دیجیتال خود انجام مورد استفاده قرار دهید: -  موتورهای جستجو
-   رسانه های اجتماعی
-  ایمیل

 

بر اساس گزارشات حاصل از سایت HubSpot در سال 2013 ، این سه ابزار ارتباط و تعامل موثر و سریعی را برای مخاطبان هدف تضمین می کند و می تواند نتایج بسیار خوبی فراهم آورد. 4. بازاریابی دیجیتال می تواند به تولید درآمد بهتر کمک کند:

نرخ تبدیل بالا با استفاده از تکنیک های بازاریابی دیجیتال موثر، می تواند منافع مالی خوبی برای شما و کسب وکارتان فراهم کند. بر اساس یافته های گوگل، شرکت هایی که از استراتژی های بازاریابی دیجیتال استفاده می کنند معمولا 2.8 برابر امید به رشد درآمد بیشتری خواهند داشت. شرکت های کوچک و متوسط با استفاده از تکنیک های بازاریابی دیجیتال 3.3 برابر شانس بهتری برای گسترش نیروی کار و کسب و کار خود خواهند داشت. بر اساس یافته های گوگل، اینترنت یک سوخت عالی برای کسب وکارهای کوچک و متوسط است.

5. بازاریابی دیجیتال، تعامل با مخاطبان هدف را تسهیل می کند:

تعامل و فراهم آوردن تمامی مواردی که مشتریان شما به آن نیاز دارند، می تواند بینش و دیدگاه خوبی در مورد نیازهای مشتریان ارائه کند.
مزایای بازاریابی زمان واقعی برای شرکت ها:

-  موثر بودن بازاریابی، هدف قرار دادن دقیق مشتریان
-  افزایش رضایت و بهبود تجربه مشتری
-  افزایش نگهداری مشتری در شرکت
-  افزایش درآمد از طریق پیشنهادات شخصی شده
-  افزایش نرخ فروش
-  بهبود بازاریابی و افزایش سرعت پاسخگویی

6. بازاریابی دیجیتال برای مشتریان موبایلی نیز مفید است:

ظهور دستگاه های موبایلی تنها به این معنی نیست که می توانند جایگزین مناسبی برای لپ تاپ یا رایانه های شخصی باشند بلکه این ابزار تصمیم گیری در مورد خرید مشتریان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. 91 درصد بزرگسالان در ایالت متحده آمریکا همیشه موبایل خود را در یک فاصله قابل دسترس قرار می دهند.

7. بازاریابی دیجیتال می تواند شهرت و اعتبار برند را به خوبی بسازد:

تحویل مواردی که به مشتری قول داده اید به توسعه بهتر روابط با مخاطبان هدف کمک می کند.
مشتری پرداخت کننده،مشتریان وفادار، سفیران برند شما

8. بازاریابی دیجیتال ROI بهتری برای سرمایه گذاری بازاریابی فراهم می کند:

کلید موفقیت در بازاریابی دیجیتال تولید جریان ثابتی از ترافیک های هدف قرار داده شده است که به فروش و سرنخ تبدیل می شود. هر چقدر برند شما بتواند اینگونه ترافیک ها را بیشتر تولید کند، بازگشت سرمایه گذاری (ROI) نیز سریع تر خواهد بود.

9. بازاریابی دیجیتال اعتماد افراد را به دست می آورد:

بازاریابی دیجیتال می تواند بر روی سیگنال های رسانه اجتماعی، اثبات اجتماعی و توصیف مشتریان واقعی از محصولات موثر باشد. 90 درصد پاسخ دهندگان به نظرسنجی ها ادعا کرده اند که آنها به اطلاعات مرتبط با برند خاص، محصولات یا خدمات یک شرکت زمانی اعتماد می کنند که از طرف افرادی باشد که آنها را می شناسند.

10. بازاریابی دیجیتال افراد را تشویق می کند اقدامات مطلوب را انجام دهند:

بازاریابان دیجیتال می توانند از روش های هوشمندانه و موثر برای افزایش نرخ تبدیل از طریق Call to action استفاده کنند. عناصری همچون Call to action کارهایی که بازدید کننده باید انجام دهد را مشخص می کند. فرم ها، دکمه ها و متون خلاقانه و ابداعی بر اساس نوع متن ، طرح رنگی، گرافیک ها و حتی موقعیت آنها در صفحه بهینه سازی می شود تا نتایج بهتری حاصل گردد.

11. بازاریابی دیجیتال شما را برای اینترنت اشیا آماده می کند:

اینترنت اشیا یک اکوسیستم جهانی از دستگاه های به هم مرتبط همچون تبلت ها، گوشی های هوشمند، گجت ها و اپلیکیشن هاست که می توانند از طریق اینترنت با یکدیگر تعامل داشته باشند. زنده ماندن در عصر اینترنت اشیا بدین معنی است که بتوانید از این شبکه به هم پیوسته به نفع خود و برای بدست آوردن مشتریان و مخاطبان استفاده کنید.

12. بازاریابی دیجیتال موفقیت سایت های آنلاین را تضمین می کند:

حتی اگر روزانه میلیون ها نفر بازدید کننده از سایت خود داشته باشید، بدون افزایش نرخ تبدیل موفقیتی نخواهید داشت. بازاریابی دیجیتال به شما کمک می کند از استراتژی های تایید شده و تکنیک های موثر برای جذب ترافیک مورد نظر استفاده کنید. هدف قرار دادن افراد مناسبی که بتواند نتایج مورد نظر مناسبی ایجاد کند، هدف بازاریابی دیجیتال است. با استفاده از این بازاریابی قادر خواهید بود در دنیای فناوری امروز جان سالم به در ببرید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

زندگی کردن در عصر دیجیتال گاهی اوقات می تواند ترسناک باشد. تکنولوژی ما را به کدام سو می برد؟ آیا در دنیایی که در آن گوگل و فیسبوک به نظر می رسد خیلی بیشتر از آن چیزی که ما دوست داریم در مورد ما می دانند و اینکه ما حتی می توانیم از طریق تلفن های همراهمان مورد ردیابی قرار بگیریم، آیا دیگر حریم شخصی برای ما باقی مانده است؟

در حالیکه تعریف حریم شخصی آن طور که ما آن را می شناسیم در حال تغییر است، من فکر می کنم اگر ما دست از برخی دلهره ها و نگرانی های خودمان برداریم، هنوز فرصتهای چشم گیری برای رشد در برابر ما وجود دارد. به عنوان مثال آن دسته از افرادی که در سالهای نزدیک به هزاره متولد شده اند و ما آنها را به عنوان بومیان عصر دیجیتال هم می شناسیم، در حالیکه که فکر می کنند اشتراک گذاشتن اطلاعات در مورد خودشان منتج به منافعی برای آنها می شود، بیشتر به این اشتراک گذاری راغب هستند.

بگذارید به عنوان مثال به زیرساخت رسانه های اجتماعی مانند توئیتر، فیسبوک و لینکدین یا یوتیوپ اشاره ای داشته باشم. مردم بطور روز افزون در حال درک بیشتر منافع این زیرساخت ها در تبلیغ خود و تبدیل کردن خود به یک “برند” هستند.

این شبکه ها همگی طرفدار تساوی انسان ها هستند: آن دسته از افرادی که اقدام به تولید، انتخاب و معرفی محتوایی می کنند که از نظر دیگران با ارزش است، بطور بالقوه به دهها هزار طرفدار و دنبال کننده دست پیدا می کنند. در این رابطه مورد جاستین بیبر (Justin Bieber) _ که اکنون دارنده معروفترین حساب کاربری در شبکه توئیتر با ۴۵ میلیون دنبال کننده است – فراموش نکنید که پس از شناخته شدن در سایت یوتیوپ از گمنامی به مشهوریت جهانی دست پیدا کرد.

 

 

برای-داشتن-زندگی-بهتر-خودتان-را-تبدیل-به-یک-برند-کنید-محمد-کیان-راد

این شبکه ها به تک تک افراد همان قدرت و استعداد نهانی را برای تبلیغ و ترویج خود می دهند که در اختیار افراد شناخته شده و ستاره های دنیای امروز یا شرکتهای بزرگ، حتی با بودجه چندین میلیون دلاری تبلیغات و بازاریابی، قرار می دهند. مسلما در حالیکه همه ما به شهرت و وضعیت ستاره ها دست پیدا نمی کنیم، اما همه ما فرصت بیان داستان و افزودن به نفوذ خودمان بر دیگران را با استفاده از رسانه های اجتماعی هم در یک سطح حرفه ای و هم در یک سطح شخصی دارا هستیم.

براستی، مردم بیشتر و بیشتر در حال آمیختن فضای شخصی و حرفه ای زندگی خود با یکدیگر به جای جدا نگاه داشتن آنها از یکدیگر، هستند. اگر شما امروز تعدادی از برچسب ها یا شعارهای توصیف کننده افراد در شبکه توئیتر را بخوانید، می بنید که تعدادی از کاربران خود را بصورت چند وجهی معرفی کرده اند و در حقیقت در معرفی خود هم از ویژگیهای کاری و هم از ویژگیهای شخصی خود استفاده می کنند، مانند: “علاقمند به بازاریابی تعاملی و مُرید؛ یک پدر با افتخار؛ طرفدار تعصبی ورزش و فعالیت های بیرون از خانه،” که یکی از آنهاست، یا دیگری که به این صورت است، “من از روابط عمومی، فن آوری، بطور کلی شایعات مطرح در رابطه با ستاره ها و وُودکا لذت می برم. در حال حاضر رنگ موی من بلوند است. و بسیار شیفته حیواناتم هستم” .

در همین حین، شرکتها بیشتر تمایل به این دارند که دارای شخصیت انسانی باشند و در تلاشی برای زنده نشان دادن خود و ارتباط بیشتر با انسانها مثل مردم عادی رفتار می کنند. نه تنها آنها سعی در تاکید بر کاربران با پیام های بازاریابی دارند، بلکه برند هایی مانند استارباکس، نایک و کوکا کولا به دنبال شرکت کردن در صحبتهای آنلاین با مشتریان خود در فضای رسانه های اجتماعی مانند اینستاگرام، پینترست، تامبلر هستند و اغلب از محتوای تولید شده توسط کاربران استفاده می کنند. به عنوان مثال نایک کمپینی را در فضای اینستاگرام به راه انداخت که به کاربران اجازه می داد تا یک جفت از کفشهای نایک را در برابر یک تصویر شخصی مورد تغییر و شخصی سازی خودشان قرار دهند. در این حین، بن و جِریز هم اقدام به استفاده از نظرات کاربران در شبکه های اجتماعی برای یک طعم جدید بستنی کردند. و تعدادی از شرکت ها از صفحات فیسبوک و توئیتر جهت گوش دادن و پاسخ به شکایات مشتریان استفاده می کنند.

این تغییرات نتایجی را برای حریم شخصی در بر دارد. تمایل رو به افزایش از طرف افراد برای به اشتراک گذاری اطلاعات  همراه با اثری که از خود در استفاده از اینترنت و فضای مجازی یا استفاده از تلفن های همراه خود به جای می گذاریم اطلاعاتی را در مورد ما تولید می کند، که این اطلاعات قابل استفاده توسط دیگران می باشد. حال اگر آن اطلاعات را با اطلاعاتی که بصورت آزاد و عمومی در معرض استفاده و دید عموم است ترکیب کنیم هر اطلاعاتی شامل گواهی ازدواج تا تخطی از قانون در رانندگی و گزارشات اعتباری، شما منبعی بسیار غنی از اطلاعات درباره هریک از ما انسانها خواهید داشت. ما همگی در رابطه با تمامی این خطرات از جانب دولتها که با هر بار تغییر قوانین حریم شخصی فیسبوک در زندگی شخصی شهروندان و مصرف کنندگان سرک می کشند آگاه هستیم.

هر چند که ما نمی توانیم تمامی اطلاعات موجود درباره خودمان را کنترل کنیم، من اعتقاد دارم که اگر ما از قدرت این تکنولوژی ها برای بیان داستان خودمان استفاده کنیم، می توانیم به بازگشت تعادل قدرت در این بین کمک کنیم. این یک اعتقاد قدیمی است که کنترل گفتگو و صحبت به معنای برنده شدن در نیمی از جنگ قدرت است. زمانی که شما به رقبای خود اجازه می دهید تا نقاط برجسته یک گفتگو را تعیین کنند، شما در اصل کنترل صحبت را از دست داده اید. بدست آوردن کنترل تصویر ذهنی حاصل از یک فرد بر بقیه مخاطبین، بجای اجازه دادن به دیگران برای تعریف و شکل دادن به ما، دقیقا همان جایی است که فرصت اصلی برای ما در آن نهفته شده است.

منتشرشده در برندینگ
  • -
  • 051-38223588
  • 09158054080-09120684959
  • info@kianradads.com
    kianradads@gmail.com