با وجود تمایل جهانی به بازاریابی محتوا( 93 درصد از بازاریابان B2B از بازاریابی محتوا استفاده می کنند و بازاریابان B2C نیز به این موضوع علاقه مند شده اند)، تعداد محتوایی که توسط برندها تولید می شود در حال رشد و افزایش است. اما ظرفیت خریدارانی که محتوای تولید شده را مصرف می کنند تغییری نکرده است و همین امر باعث شده است کیفیت محتوا بیشتر از قبل مهم باشد. بزرگترین چالشی که پیش روی بازاریابان محتوا قرار دارد تولید محتوای زیاد نیست بلکه ایجاد و تولید محتوای مرتبط، با ترکیبی از فرمت های مناسب است که بتواند در یک سطح احساسی و عاطفی با خریدار ارتباط برقرار کند. همانطور که اشاره کردیم، بازاریابی محتوا در حال رشد خواهد بود. از آنجایی که بازاریابی محتوا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است( در حال حاضر خریداران دو سوم از خرید خود را به صورت آنلاین انجام می دهند) و در میان افراد بسیار محبوب شده است( 99 درصد از خریداران B2B معتقدند که محتوای آنلاین تاثیر متوسط تا زیادی بر روی فرآیند خرید و انتخاب آنها داشته است)، استفاده از بازاریابی محتوا تا سال 2019 دوبرابر خواهد شد. در این مقاله قصد داریم 22 مورد از آمارها و حقایق وسوسه کننده در مورد بازاریابی محتوا را با هم مرور کنیم:

 کلماتی که امروز به کار می رود اینده را ترسیم خواهد کرد. در تصمیم گیری های خرید B2B ، هنوز هم متن جایگاه ویژه ای دارد. 80 درصد از تصمیم گیرندگان خرید بر این باورند که به دست آوردن اطلاعات در مورد فروشنده از طریق مقالات متعددی که وجود دارد بسیار جالب است. 85 درصد از این افراد نیز محتوای متنی را بر محتوای ویدئویی ترجیح می دهند. هنوز هم 42 درصد از جستجو کنندگان B2B از دستگاه های موبایلی استفاده می کنند. اهمیت محتوای بصری و ویدئویی نیز در حال رشد و افزایش است. ویدئو بسیار ضروری است. یکی از محبوب ترین نوع محتوایی که توسط برندها تولید می شود ویدئوست. 67 درصد از افراد دوست دارند ویدئوهای ارائه دهنده دستورالعمل های خاص را مشاهده کنند. 34 درصد از افراد نیز ویدئوهای مرتبط با محصول و حاوی اطلاعات مفید را می بینند. ویدئوی محصولات یکی از محبوب ترین محتوایی است که توسط بازاریابان B2B مورد استفاده قرار می گیرد. از آنجایی که محبوبیت ویدئوهای آنلاین در حال افزایش است؛ به نظر می رسد 80 درصد از کل ترافیک اینترنت تا سال 2019 به این نوع محتوا اختصاص یابد. شما نمی توانید مواردی که اندازه گیری صحیحی نداشته است را مدیریت کنید. هنوز هم ارتباط معناداری بین محتوای مورد نیاز خریدار و چیزی که بازاریابان ارائه می دهند وجود ندارد. 75 درصد از رهبران جهانی معتقدند که برای جستجو وپژوهش در مورد ایده های تجاری پیچیده به محتوا روی آورده اند. هنوز هم بیش از 90 درصد از بازاریابان، محتوای خود را به طور مستقیم به محصول یا خدماتی که ارائه می شود مربوط می دانند. حدود سه چهارم از این افراد ، موفقیت بازاریابی محتوا را بر اساس تعداد سرنخ هایی که تولید شده است می سنجند. این موضوع باعث می شود بازاریابان انواع مختلفی از محتوا را تولید کنند که خریداران کمتر به آن نیاز دارند. برای اینکه بینش عمیق تری در مورد این موضوع به دست آورید بهتر است آمار و ارقام زیر را به دقت مطالعه کنید.

 هشت مورد از آمارهایی که به کاربرد بازاریابی محتوا وگرایش های موجود در آن مرتبط است:

1. 67 درصد از مسیر خریداران B2B به صورت دیجیتال انجام می شود و 9 نفر از 10 خریداری که وجود دارد معتقدند که محتوای آنلاین تاثیر متوسط تا زیادی بر روی فرایند تصمیم گیری آنها داشته است(Lenati).

2. 80 درصد از تصمیم گیرندگان کسب وکارها ترجیح می دهند اطلاعات مرتبط با شرکت را از طریق محتوا و مقالاتی که وجود دارد به دست آورند. (Stratabeat)

3. درامدهای جهانی از طریق بازاریابی محتوا ( درآمد تولید شده توسط افرادی که خدمات بازاریابی محتوا را فراهم می کنند) در طول نیمه اول سال 2015 حدود 14.4 درصد رشد داشته است و انتظار می رود در عرض 5 سال گذشته رشد دوبرابری داشته باشد. درآمد حاصل از بازاریابی محتوا در سال 2014 حدود 144.81 میلیارد دلار بوده و این عدد تا سال 2019 به 313.42 میلیارد دلار خواهد رسید(MediaPost).

4. محتوایی که بین 3000 تا 10000 کلمه قرار دارد بیشتر از سایر محتواها در رسانه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود، حتی اگر ناشران در حال تولید محتوای کوتاه باشند. (ClickZ).

5.دو مورد از محبوب ترین نوع محتوایی که توسط برندها برای مشتریان/ خریداران تولید می شود تصویر(22 درصد) و ویدئو(15 درصد ) است. کتاب های الکترونیکی و وایت پیپرها(مقالات گزارشی) نسبت به محتواهای دیگر کمتر مورد توجه افراد قرار می گیرند( هر کدام 3 درصد).

6. در مورد محتوای رسانه های اجتماعی که توسط بازاریابان کسب وکارهای کوچک تولید می شود ، وبلاگ نویسی و موارد بصری حدود 70 و 71 درصد را به خود اختصاص داده است. تنها 10 درصد از این بازاریابان از پادکست ها استفاده می کنند(Social Media Examiner).

7.رسانه های محتوای دیجیتال سنتی هنوز هم برای به رسیدن به رهبران کسب وکارهای جهانی بهترین مورد هستند. 85 درصد از افراد مقالات مبتنی بر متن را برای کمک به تصمیم گیری خرید ترجیح می دهند. (MarketingSherpa)

8. حدود 42 درصد از جستجوکنندگان B2B از دستگاه های موبایلی استفاده می کنند(Branding Bricks).

 

هفت مورد از آمارهایی که در مورد بازاریابی محتوای بصری و ویدئویی وجود دارد:

9. 73 درصد از بازاریابان B2B از ویدئو در بازاریابی محتوای خود استفاده می کنند(Content Marketer).

10. ویدئوهای مرتبط با محصولات و فایل های پاورپوینت دو مورد از محبوب ترین نوع محتوایی است که توسط بازاریابان فناوری در معرفی محصولات و مراحل رشد آن مورد استفاده قرار می گیرد(MarketingProfs).

11. 67 درصد از مشتریان دوست دارند ویدئوهای آموزشی را تماشا کنند. همین امر باعث شده است که این نوع محتوا یکی از محبوب ترین محتواهایی باشد که توسط کاربران مورد استفاده قرار می گیرد. 34 درصد از افراد نیز دوست دارند ویدئوهای مرتبط با محصولات و حاوی اطلاعات مفید را تماشا کنند(Marketing Think).

12. هر دقیقه، کاربران یوتیوب 300 ساعت ویدئوی جدید را آپلود می کنند(DR4WARD).

13. تا سال 2017، محتوای ویدئویی حدود 69 درصد از ترافیک اینترنت را به خود اختصاص خواهد داد(Forbes).

14. 79 درصد از ترافیک اینترنت تا سال 2018 محتوای ویدئویی خواهد بود(MarketingProfs).

15. تا سال 2019، بیش از 50 درصد از جمعیت جهان آنلاین خواهند بود و 80 درصد از ترافیک اینترنت به فایل های ویدئویی اختصاص خواهد یافت(V3 Broadsuite Blog).

 
هفت مورد از آمارها و حقایقی که در مورد چالش های بازاریابی محتوا وجود دارد:

16. 38 درصد از بازاریابان دیجیتال معتقدند بازاریابی محتوا یکی از موثرترین تاکتیک هاست اما 42 درصد آن را دشوارترین روش می دانند.

17. برندها حدود 25 تا 43 درصد از بودجه بازاریابی خود را بر روی محتوا صرف می کنند. تنها 23 درصد از افراد معتقدند که در حال تولید اطلاعات مناسب برای مخاطبان خود هستند و این اطلاعات را به شیوه درست به دست مخاطبان مناسب می رسانند(Business2Community).

18. 93 درصد از بازاریابان برند قصد دارند بودجه خود برای بازاریابی محتوا را افزایش دهند یا در همین مقدار نگه دارند. هنوز هم علی رغم سرمایه گذاری های سنگین بر روی تولید محتوا، کمتر از یک سوم از این افراد معتقدند که هدف تولید محتوا در سازمان به درستی درک شده است(MarketingSherpa).

19. بر اساس یافته های IDC، بیش از 40 درصد عناصر و مواد بازاریابی توسط تیم فروش مورد استفاده قرار نمی گیرد(e-Strategy Trends).

20. ارتباط معنادری بین خواست خریداران محتوا و محتوایی که ایجاد می شود وجود ندارد. 75 درصد از رهبران کسب وکارهای جهانی، برای پژوهش و جستجوی ایده های تجاری پیچیده به محتوا روی آورده اند. 93 درصد از بازاریابان محتوای خود را به طور مستقیم به محصول یا خدمات مربوط می دانند(MarketingSherpa).

21. 85 درصد از بازاریابان معتقدند که هدف اصلی و اولیه برای ایجاد محتوا ، ساخت آگاهی از برند و تصویر ذهنی مثبت از شرکت است.هنوز هم 70 درصد از افراد موثر بودن محتوای خود را بر اساس سرنخ های تولید شده، اندازه گیری می کنند. با ارزیابی موفقیت بازاریابی محتوا از طریق تولید سرنخ، برندها نوع دقیق و یکسانی از محتوای فروش محور را تولید می کنند که رهبران کسب وکارها از آن متنفرند(MarketingSherpa).

22. تنها 30 درصد از بازاریابان B2B معتقدند که شرکت هایشان در بازاریابی محتوا موفق بوده است. با اینحال شرکت هایی که گزارش هایشان واضح و روشن بوده است نرخ کارایی بالاتری داشتند(55 درصد).

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

بازاریابی دیجیتال به سرعت در حال رشد است. این نوع بازاریابی کانال اصلی برای هر استارت آپی است. بازاریابی دیجیتال در مقایسه با رسانه های بازاریابی سنتی، قطعا ارزان تر است. با اینحال همانند هر چیز دیگری، داستان های ترسناکی در مورد بازاریابی دیجیتال وجود دارد.داستان هایی که می تواند برای هرکسی اتفاق بیفتد. در این مقاله قصد داریم در مورد همین موضوع بحث کنیم و روش های موثری را برای مواجهه با این ترس بیان نماییم.

ترس اول:تجارت الکترونیک بدون مشتری

مدیران شرکت منابع مالی مورد نیاز برای برنامه های بازاریابی تیم شما را فراهم کرده اند و یک سیستم تجارت الکترونیکی جدید راه اندازی نموده اند. همه چیز به خوبی برنامه ریزی و راه اندازی شده است. فعالیت های خود را برای کانال های دیجیتال مختلفی آغاز کرده اید ، کمپین های PPC را راه انداخته اند و سایت خود را با محتوای با کیفیت پر کرده اید. حالا ابزارها و دارایی های مختلف دیجیتالی در دست دارید که می توانید از آن به نفع شرکت خود استفاده کنید. همه چیز به درستی مقیاس بندی شده است و تنها یک مورد هنوز به دست نیامده است و آن هم مشتری است. قبل از اینکه خود را نگران این موضوع کنید، مطمئن شوید که همه تلاش های بازاریابی شما به درستی توسعه یافته است و با سایر عناصر موجود سینک شده است. اگر در حال حاضر حداقل سه بار همه فعالیت های بازاریابی خود را بررسی کرده اید و دریافته اید که همه چیزی به خوبی پیش می رود، زمان آن فرا رسیده که سطح اعتماد مشتریان خود در سایت تجارت الکترونیکی را بسنجید. برای ایجاد اعتماد، راه حل تایید شده و تست شده پرداختی را انتخاب کنید که تراکنش راحت، امن و سریعی را در اختیار مشتریان قرار می دهد. سیاست های واضح و کاربر پسندی را ارائه کنید تا مشتریان احتمالی جزییات دقیق تراکنش های خود را درک کنند. نشان دادن گواهینامه های امنیتی سایت می تواند ایده بسیار خوبی باشد زیرا مشتریان جدید باید امنیت شما را تایید کنند و از تعامل با شما ترسی نداشته باشند. آخرین کاری که می توانید انجام دهید این است که نیروی انسانی موجود در سایت را به آنها نشان دهید. مطمئن شوید که رضایت مشتریان قبلی را در سایت قرار می دهید و نظرات آنها را بیان می کنید.

ترس دوم: بحران رسانه های اجتماعی

فرض کنید در تعطیلات هستید و از هوای گرم و آفتاب کنار ساحل لذت می برید. در همین حال تماسی از طرف مدیر یا اعضای تیم دریافت می کنید که بیان می کند بحرانی در رسانه اجتماعی روی داده است و باید هر چه سریع تر به شرکت بروید.اولین چیزی که به ذهنتان می رسد این است که تعطیلاتتان به کلی خراب شده است. این مورد یکی از موقعیت هایی است که بازاریابان دیجیتال همیشه از بروز آن ترس دارند. در حالیکه نمی توان به طور کامل از بروز بحران در رسانه اجتماعی جلوگیری کرد اما می توانید شرایط را کنترل کنید تا به سرعت گسترده نشود. اجازه ندهید بحران در رسانه های اجتماعی همه فعالیت های شما را تحت کنترل خود قرار دهد . شما می توانید از ابزارهای نظارت بر رسانه های اجتماعی همچون Sysomos استفاده کنید. با به کار بردن گوش دادن اجتماعی (social listening ) شما می توانید فعالیت های اجتماعی خود را پیگیری کنید . می توانید نظرات افراد در مورد شرکت را تشخیص دهید، به روزرسانی های مرتبط با ان را شناسایی نمایید و حتی تاثیر گذاران کلیدی صنعت خود را بیابید. گوش دادن اجتماعی به شما اجازه می دهد تمایل و احساسات افراد را به سرعت مرور کنید حتی اگر در برگیرنده تاثیرگذاران کلیدی باشد. در این شرایط قادر خواهید بود به طور موثر جلوی بروز بحران در مراحل اولیه را بگیرید. همیشه خود را در صنعتی که کار می کنید به روز نگه دارید و به احساسات افراد در مورد شرکت خود توجه کنید. تمامی این فاکتورها می تواند بر روی احساس افراد در مورد شرکت شما تاثیر داشته باشد. وجود چنین دوراندیشی هایی به شما اجازه می دهد از کار خود لذت ببرید.

ترس سوم: ایمیل معیوب

فرض کنید چند روز بر روی طراحی ایمیلی کار کنید که برای تولید سرنخ ایجاد شده است. شما معتقدید که همه چیز را به درستی انجام داده اید. کلیدواژه ها به درستی در جای خود قرار دارد، لوگوی شرکت در جای مناسب قرار گرفته است و امکان پاسخگویی سریع به آن وجود دارد. سپس متوجه می شوید که یک خطای تایپو گرافی در آن وجود دارد که محتوای کلی ایمیل و پیام آن را تغییر خواهد داد. حالا باید به سرعت عمل کنید. فراهم کنندگان خدمات ایمیلی همچون Gmail روش های خوبی برای بازیابی ایمیل های ناخواسته دارند. اگر چند روز از ارسال ایمیل گذشته است، تنها راه حل پیش روی شما کار کردن بر روی اشتباه موجود است.به عنوان مثال می توانید ان را به یک بازی سرگرم کننده تبدیل کنید و از طریق ایمیل های دیگر نظرات افراد را دنبال نمایید. ایمیلی برای آنها ارسال کنید و بخواهید خطاهای تایپوگرافی را برای شما پیدا کنند و اندازه مناسب را پیشنهاد بدهند. اینکار باعث می شود افرادی که ایمیل را دریافت کرده اند ان را به دقت مطالعه کنند و همین امر نرخ تبدیل را افزایش می دهد و از خجالت و شرمندگی شما کمتر می کند. دفعه بعد قبل از ارسال ایمیل همه چیز را به دقت بررسی کنید. از اشتباه کردن مجدد بپرهیزید و سعی کنید این کار را تکرار نکنید.

 

ترس چهارم: از دست رفتن داده ها

شما همه چیز را به درستی ایجاد کرده اید. کمپین های مختلفی را راه اندازی کرده اید و ممطئن هستید که نظر مدیر شرکت را به خود جلب خواهید کرد. رایانه خود را باز می کنید تا داده های خود را بررسی کنید . با استفاده از معیارهایی که دارید شروع به ارزیابی داده های خود می کنید و ناگهان متوجه می شوید که فایل های موجود اسیب دیده است. در سیستم پیگیری داده ها لاگین می شوید و آخرین نسخه از فایل های خود را دانلود می کنید. در نهایت متوجه می شوید که همه چیز نامرتب است و ردپای داده های تکراری در آن وجود دارد. برای حل این مشکل دو راه پیش روی خود خواهید داشت. اولین روش این است که تلاش کنید نسخه های قبلی فایل های خود را بازیابی نمایید و امیدوار باشید این فایل ها دست نخورده باقی مانده باشد. روش دیگر این است که تلاش کنید با ابزارهای موجود فرایند سینک کردن را انجام دهید و امیدوار باشید که آنها نیز معیارهای یکسانی را اعمال کرده باشند. اگر همه روش ها را امتحان کردید و هیچ کدام کارساز نبود، باید مشکل را بپذیرید و سعی کنید همه چیز را به حالت اول برگردانید. همیشه یک فایل بکاپ برای داده های ضروری و حیاتی خود داشته باشید. ابزارها و اپلیکیشن های مختلف تاثیر متفاوتی بر روی داده های شما خواهند داشت. پس مطمئن شوید که بر اساس نیازهای خود موارد مناسبی را انتخاب می کنید. برای جلوگیری از اتفاقات ناگواری همچون پاک شدن داده ها و نامرتب شدن آنها، عادت کنید که آنها را قبل از ترک شرکت مرتب می کنید.

ترس پنجم: تجربه کاربری نادرست

تیم شما تصمیم گرفته است سایت را بازسازی کند. همه معتقدند که سایت جدید واقعا زیبا و شیک است. بعد از چند روز، متوجه می شوید که نرخ تبدیل سایت به طور قابل توجهی در حال کاهش است. همه فعالیت های خود را پیگیری می کنید و متوجه می شوید که بونس ریت سایت در حال افزایش است. فکر می کنید که این موضوع به خاطر رابط جدیدی است که برای پشتیبان گیری داده ها از آن استفاده کرده اید. با اینحال هنوز مشکوک هستید و سعی می کنید از کمک سایر افراد نیز استفاده کنید. همه اعضای تیم از این رابط جدید استفاده می کنند و از آن راضی هستند. دوست ندارید اولین نفری باشید که خبر بد را اعلام می کند. اولین روشی که برای حل این مشکل پیش روی خود دارید، باخبر کردن مدیر شرکت است. با استفاده از اطلاعات دقیق به او بگویید که بازسازی سایت باعث ایجاد مشکلاتی در تجربه کاربری شده است. بازاریابان دیجیتال همیشه از این موضوع ترس دارند. به همین خاطر به سرعت به دنبال راه حل هایی می روند که می تواند یک راه حل موقتی باشد اما تغییری در سایت ایجاد نمی کند. ایده ای که در این زمینه وجود دارد استفاده از تست A/B است تا بتوانید نرخ تبدیل و بونس ریت سایت را بازیابی کنید. برخی از اوقات، جدید بودن به معنای بهتر بودن نیست. این موضوع به مخاطبان سایت شما بستگی دارد. در نظر نگرفتن اولویت ها و تمایلات آنها میتواند به عملکرد آنلاین سایت آسیب وارد کند. طراحی سایت بدون در نظر گرفتن تجربه کاربری می تواند باعث از دست رفتن مشتریان شما شود.

ترس ششم: شکست در حوزه موبایل

فرض کنید یک اپلیکیشن موبایلی را برای تیم مدیریت خود پیشنهاد کرده اید. فکر می کنید داشتن یک اپلیکیشن موبایلی برای کمپین بازاریابی منسجم ضروری است. آنها نیز با نظر شما موافقت می کنند. فکر می کنید که این اپلیکیشن برای کار شما عالی است و می تواند به تدریج مشتریان شما را افزایش دهد اما ناگهان متوجه می شوید که یک مشکل بحرانی اتفاق افتاده است. ابتدا باید آرامش خود را حفظ کنید. دلیل شکست اپلیکیشن خود را مشخص کنید. دلیل هرچه که باشد باید مطمئن شوید که عیب آن را تشخیص داده اید. شما باید این عیب را برطرف کنید. در غیر اینصورت مجبور هستید به سرعت آن را از سیستم خود حذف کنید. دفعه بعد که تصمیم گرفتید اپلیکیشن موبایلی خود را در کمپین بازاریابی دیجیتال به کار ببرید، مطمئن شوید که توسعه دهندگان از رویکردهای توسعه ای مناسب استفاده می کنند تا احتمال بروز خطا و باگ کاهش پیدا کند. قبل از توسعه اپلیکیشن، مطمئن شوید که تیم شما به عنوان تست کنندگان بتا عمل می کنند.

ترس هفتم: نرخ تبدیل صفر

کمپین PPC را برای چند هفته اجرا کرده اید اما هنوز تبدیل بازدید کننده به مشتری رخ نداده است. این موضوع دقیقا همان چیزی است که بازاریابان دیجیتال از آن وحشت دارند.اگر بازار هدف محصولات و مخاطبان هدف کمپین PPCبه درستی تعیین شده باشد می توانید از موفقیت خود مطمئن باشید. باید مطمئن شوید که بودجه مورد نظر برای کمپین کافی بوده است. فاکتورهای درگیر را در نظر داشته باشید. قبل از اینکه بخواهید ارتباط مستقیمی بین بودجه و کمپین PPC را نشان دهید بهتر است به دنبال بودجه بیشتری باشید. از ابزارهای پیگیری استفاده کنید تا بتوانید فعالیت های اصلی مخاطبان خود را شناسایی نمایید. سعی کنید از تبلیغات مناسبی استفاده کنید.

این ترس ها می تواند برای بازاریابان دیجیتال دردسرساز باشد. بازاریابان همیشه باید خود را برای بدترین شرایط آماده کنند. پیشگیری از بروز مشکلات بهتر از حل کردن آنهاست. زمانی که مشکل ایجاد می شود از داده های موجود استفاده کنید و از خلاقیت خود برای حل آن بهره ببرید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو
طراحی سایت