یک شاخه گل رز را هر نام دیگری بنامید، بوی خوشی دارد، اما یک برند با هر نام دیگر چطور؟

این سوالی است که بسیاری از شرکت ها که درگیر نامگذاری (یک محصول جدید، تغییر نام برند موجود، و یا نامگذاری یک استارتاپ از صفر) می باشند با آن مواجه هستند. کدام نام را هیچ یک از مشتریان شما فراموش نخواهند کرد؟ نام باید با داستان برند یا ماهیت اصلی برند شما که مخاطبان تان شما را با آن می شناسند هماهنگ باشد.

انتخاب یک نام به نظر آسان می رسد. به هر حال، حروف بسیاری در الفبای زبان وجود دارد.

اما وقتی می خواهید نامی را انتخاب کنید، سوالاتی به ذهن شما می رسد. از کجا شروع کنم؟ چه چیزهایی را درنظر داشته باشم؟ چرا فکر می کردم انتخاب نام آسان است؟

خوشبختانه، روند نامگذاری نه پیش گویی است، و نه انداختن تصادفی یک تاس. بلکه به توجه و کار زیادی نیاز دارد. همچنین اگر روند انتخاب نام به اندازه کافی چالش انگیز نباشد، ریسک قابل توجهی وجود خواهد داشت. دنبال کردن فرایندی منظم و سخت کوشی در تحقیق و آزمایش، قطعا عوامل کلیدی می باشند.

واقعیت این است که هیچ کتابی مانند کتاب نام های کودکان برای برندها وجود ندارد. پس چگونه می توانید نام خوبی انتخاب کنید؟ در این مقاله ۵ گام ضروری که باید دنبال کنید را می آوریم.

۱- کشف

فرآیند کشف موقع نامگذاری، بسیار مهم است. در این مرحله شما اهداف خود را درنظر می گیرید تا بتوانید ماهیت برند خود را تجزیه و تحلیل کنید (قطب نمای برند شما). روند نامگذاری همیشه باید (در حالت ایده آل) فرآیند استراتژی برند و جایگاه یابی را دنبال کند تا تحقیقات کافی برند و تجزیه و تحلیل آن بدست آید.

حتی اگر اخیرا برند خود را جایگاه یابی کرده اید، با این حال، هنوز هم موارد زیادی را در این مرحله اولیه باید در نظر بگیرید. نظرات ذینفعان کلیدی در مورد تغییر نام چیست؟ نگرانی غالب در مورد چیست؟ نشانه یک نام موفق کدام است؟ کدام روش نامگذاری برای ساختار برند شما مناسب خواهد بود؟

در این مرحله رسیدن به اجماع نظر تصمیم گیرندگان در مورد آنچه به عنوان معیارهای عینی نام جدید می باشد، ضروری است. رعایت این نکته کار شما را در مراحل بعدی، که می خواهید نامی را از بین لیست کوتاه نام ها انتخاب کنید، آسان می کند. باید چک لیستی از مواردی که می خواهید در نام مورد نظر باشد تهیه کنید، تا زمانی که لیستی از نام های دیگر مطرح شد، تصمیم گیری شما را سخت نکند. یک نکته مهم را در حال تهیه معیارهای خود به یاد داشته باشید: نام برند خوب، طولانی نیست. بلکه به جای بیان همه اهداف شرکت بر ارتباط یک ایده مرکزی متمرکز است.

۲- طوفان فکری

در مرحله طوفان فکری ایده های خام را که به عنوان نامزدهای نام شما می باشد، جمع آوری می کنید. با الهام از پیام اصلی و اهداف کسب و کار شرکت شما و به کمک معیارهای عینی که در مرحله کشف بدست آوردید، طوفان فکری یک فرایند مشارکتی بین استراتژیست ها و ذینفعان است.

در این مرحله محدودیتی در کار نیست. افکار شما توسط آنچه که ممکن است دست نیافتنی به نظر برسد، محدود نمی شود. هر گونه که می خواهید تفکر کرده و ریسک کنید. معیارهای تعریف شده در مرحله کشف بعدا به عنوان راهنمای تعیین اینکه ایده مورد نظر خوب است یا نه، استفاده خواهد شد.

در پایان مرحله طوفان فکری، باید لیستی از مفاهیم پالایش شده که می تواند در مرحله پالایش بکار رود یا کنار گذاشته شود، بدست می آید.

۳- پالایش

در این مرحله به جزئیات ضروری توجه می کنیم. نتیجه مرحله طوفان فکری مجموعه ای از مفاهیم می باشد، اما در مرحله پالایش لیستی از نام های واقعی ممکن انتخاب می شود. اولین لیست شما باید طولانی باشد. با استفاده از ایده های تولید شده در مرحله طوفان فکری، هر نام در لیست طولانی شما به طور کلی باید متناسب با معیارهای عینی بدست آمده در مرحله کشف باشد.

هنگامی که لیست طولانی ایجاد شد، روند تقلیل آن آغاز می شود، و معیارهای عینی مورد توجه قرار می گیرد. هنگامی که بر سر اینکه آیا یک نام مناسب است، مشورت صورت می گیرد توجه به شرایط فرضی می تواند مفید باشد. این نام بر روی کارت تبلیغاتی چگونه خواهد بود؟ برای یک وبسایت چطور؟ وقتی این نام گفته می شود و همچنین زمانی

که در جملات مختلف استفاده می شود چگونه بنظر می رسد؟

شما می توانید تست های اولیه را در این مرحله آغاز کنید. اگر در مورد یک نام شک دارید (و یا اگر مناسب به نظر نمی رسد)، یک جستجوی سریع در گوگل بکنید تا ببینید چه چیزی می آورد. مواردی که باید توجه کنید عبارتند از اینکه آیا شرکتی نام مورد نظر شما را انتخاب کرده یا نه و اینکه آیا این نام دارای معانی منفی یا مطبوعاتی است یا نه.
نتیجه مرحله پالایش باید لیست "کوتاهی" از نام ها (شش عدد یا کمتر) باشد که نامزدهای قابل قبول بوده و با معیارها و اهداف از پیش تعیین شده تطابق دارد و مشکل خاصی نداشته باشد.

۴- تست

تست پروسه بررسی هر یک از نام هایی است که در لیست کوتاه دارید. در مرحله تست به عوامل کیفی نگاه می کنیم، مانند چگونه این نام در بازار ظاهر می شود، از نظر زیبایی شناختی چگونه است، دارای چه نوع صدای برند است، و توانایی تمایز برند از رقبای آن. همانطور که در مقدمه ذکر شد، یک نام باید بتواند داستان معنی داری در مورد برند بیان کند. نحوه بیان داستان برند اهمیت زیادی دارد. جنبه کمتر کیفی مرحله تست، بررسی مسائل ثبت نام است. امروزه در دسترس بودن نام می تواند از جمله موانع چالش برانگیز یک برند باشد. دفتر ثبت اختراع و برند در ایالات متحده یک سیستم آنلاین جست و جو دارد که به شما نشان می دهد آیا یک نام در حال حاضر ثبت شده است یا نه. یک نام از نظر قانونی، در مقایسه با مارک های دیگر نباید باعث سردرگمی مصرف کنندگان شود و یا موجب ایجاد مشکل حقوقی برای برندهای ثبت شده نشود. نام ها قبل از هر اقدامی باید توسط وکلای مالکیت معنوی بررسی شده و تایید شود. در دسترس بودن آدرس های اینترنتی و کانال های رسانه های اجتماعی نیز باید مورد ارزیابی قرار گیرد.

۵- انتخاب و شروع

انتخاب نهایی یک نام می تواند دشوار باشد. اما روند بالا این کار را تا جای ممکن برای شما آسان می کند، و ارزش نسبی هر یک از نام هایی که در لیست کوتاه شما قرار دارد را مشخص می کند. در پایان، انتخاب یک نام کمی به حس ششم نیاز دارد. شما باید بدانید کدامیک از نام های شما خوب بوده و مطابقت بیشتری با ماهیت برندتان دارد. برای اینکه قوانین ثبت برند را نقض نکنید، از یک وکیل کمک بگیرید. این فرآیندی است که شما می توانید خودتان آن را انجام دهید، اما هنگام روبرو شدن با پیچیدگی های قانون ثبت برند، بهتر است در کنار خود کمک حرفه ای داشته باشید. هنگامی که بین تصمیم گیرندگان شرکت خود به اجماع نظر رسیدید، زمان آغاز برند است. انتخاب یک نام هم می تواند با حس عدم اطمینان همراه باشد و هم هیجان انگیز باشد. اجرای مرحله به مرحله روند فوق و انجام کارهای ضروری، زمینه را برای نتیجه بهتر فراهم می کند.

منتشرشده در برندینگ

تصویر ذهنی برند

جمعه, 06 اسفند 1395

ایجاد تصویر ذهنی برند نیازمند برنامه بازاریابی است که بتواند تداعیات مطلوب، منحصربه‌فرد و قدرتمند را با برند در حافظه مصرف‌کننده پیوند بزند. مفهوم ارزش ویژه برند از دیدگاه مشتری، تفاوتی میان منبع تداعی برند و شیوه شکل دادن به آن نیست، تداعیات ذهنی مصرف‌کننده از برند می‌تواند به شیوه‌های مختلفی فراتر از فعالیت‌های بازاریابی شکل گیرد. از تجربه شخصی محصول گرفته تا کسب اطلاعات از منابع متنوع نظیر اخبار، گزارش‌ها، سایر ابزارهای رسانه‌ای و حتی تبلیغات دهان به دهان یا تصورات مشتریان از برند، نام، لوگو، شرکت سازنده، کشور سازنده، شبکه توزیع، موقعیت مکانی شرکت و ازاین‌دست موارد می‌توانند تداعی‌کننده ذهنی مصرف‌کننده باشند.

بازاریابان باید بتوانند تأثیرات هرکدام از عوامل اطلاع‌رسانی را تشخیص دهند، آن‌ها را به بهترین شکل مدیریت کنند و در طراحی راهبردهای ارتباطی خود با مخاطبان موردتوجه قرار دهند. برای درک بهتر به بیان مثالی در مورد بهبود ارزش ویژه برند بادی شاپ می‌پردازیم؛

برند The Body Shop بدون استفاده از تبلیغات سنتی، در سراسر جهان تصویر فوق‌العاده‌ای از خود ایجاد کرد. رابطه تنگاتنگ میان این برند و بهداشت فردی و مسائل زیست‌محیطی با بهره‌گیری از ویژگی‌های مرتبط با محصولات (استفاده از مواد طبیعی، عدم آزمایش مواد شیمیایی روی حیوانات)، بسته بندی (ساده، قابل بازیافت، قابل تعویض)، روش‌های فروش (استفاده از پوستر و بروشور درباره تمامی جزییات در فروشگاه‌ها و برپایی نمایشگاه‌ها)، کارکنان (ترغیب و انگیزش کارکنان در جهت کسب اطلاعات فراوان درزمینهٔ مباحث زیست‌محیطی)، سیاست‌های خرید و تأمین منابع (استفاده از تولیدکنندگان کوچک محلی در گوشه و کنار جهان)، برنامه‌های اجتماعی (ترغیب شرکا به راه‌اندازی برنامه‌های اجتماعی و انجمن‌های محلی) و برنامه‌ها و فعالیت‌های روابط عمومی (ارائه صحیح و بدون حاشیه دیدگاه‌ها و انتقادات درزمینهٔ موضوعات گوناگون) شکل گرفت.

منتشرشده در برندینگ

ابعاد شخصیت یک برند Brand Personality

یکشنبه, 15 فروردين 1395

منظور از شخصیت برند، جنبه احساسی تصویر برند در ذهن افراد است.

از نظر مصرف کننده شخصیت برند Brand Personality معرف پایه و اساس یک برنامه برندسازی مطلوب است. مدیریت کارا و مناسب برند علاوه بر این که شخصیت برند را در برمی گیرد، در رسیدن به اهدافی مانند مشتری مداری، وفاداری مشتریان و سود دهی نیز بسیار مؤثر خواهد بود.

به اعتقاد اعضای هیئت علمی پارک بازاریابی ایران، متغیرهای روانی متعددی مانند احساسات آمیخته با تجسم ذهنی برند که با شخصیت برند در ارتباط است، وجود دارند. اگر تبلیغات دسته خاصی از محصولات به هر دلیلی با تأثیرات منفی همراه باشد، عملکرد آن تبلیغات منفی بر تصویر ذهنی مشتری اثر سوء می گذارد و به این ترتیب تبلیغات کارایی خود را از دست می دهد. در مقابل، تبلیغات منطقی، درست و قانع کننده می تواند بر ترجیحات مشتری اثر بگذارد.

برندسازی در تعارض با مدیریت برند

نظر اغلب مدیران شرکت های بزرگ این است که تبلیغات نقش محوری در ساخت برند ایفا می نماید؛ در حالی که توسعه و حفظ یک برند قوی به معنی واقعی کلمه، نیاز به یک تفکر استراتژیک و پویا دارد تا بتواند به طور جدی به وعده های داده شده به مشتری به طور پایدار وفادار بماند.

سهم برند در بازار رقابتی

مفهوم “مشتری محوری و سهم برند” با توجه به تأثیرات متفاوتی که دانش برند بر پاسخ مشتری در حوزه فعالیت های بازاریابی آن برند می گذارد، تعریف می گردد. در برخی موارد برندی خاص دارای سهم مشتری محوری مثبت و یا منفی در رابطه با واکنش های قابل تغییر مشتریان در زمینه فعالیت های گوناگون بازاریابی برای آن برند است.

سهم برند از مشتری محوری هنگامی مشخص است که مشتری از برند آگاه و با آن آشنا باشد و نام آن برند را در ذهن خود به عنوان برند مورد تأیید، قوی و بی همتا تداعی کند. مصرف کنندگان معمولا تنها یک تصویر از برند در ذهن خود دارند و آن تصویر با ویژگی ها و امتیازات مثبتی مثل آداب و رسوم، بسته بندی، تبلیغات و نحوه اجرای آن، قیمت گذاری، پذیرش، وضعیت تجارت، نظم و انضباط پرسنل فروش، رضایت مشتری، الگوهای خرید مجدد و غیره که برند مورد نظر برایشان به ارمغان آورده است، تداعی می شود.

در نظر داشته باشید که کیفیت و قیمت در ذهن مشتری به عنوان دو مفهوم مجزا از یکدیگر نیست بلکه کاملا با یکدیگر در ارتباطند. تحقیقات نشان می دهد که دادن تخفیف زیاد، در ذهن مشتری این تفکر را ایجاد می کند که حتما یک جای کار ایراد دارد. تخفیفات مکرر از ارزش کالا در ذهن مشتری می کاهد و او کم کم به کیفیت کالا مشکوک می گردد و همین سبب می شود تا مشتری به قیمت های فعلی کالا نیز به دیده تردید بنگرد.

سهم برند و رابطه مشتری

باید گفت که سهم برند قوی و کارا به شرکت ها این امکان را می دهد تا مشتریان خود را به گونه بهتری حفظ کنند، به نیازهای آنها پاسخ مناسبی بدهند و کمک کنند تا سوددهی شرکت بیشتر شود. به اعتقاد اعضای هیئت علمی پارک بازاریابی سهم برند می تواند از طریق مدیریت خوب ارتباط با مشتری و ارزش نهادن او و توجه به نیازهای وی، به طور موفقیت آمیزی توسعه یابد. بی توجهی به خواسته های به حق مشتری می تواند در درازمدت تیشه به ریشه تمام تلاش های صورت گرفته برای موفقیت یک برند بزند.

درک شخصیت برند

در دنیای بازاریابی امروز شخصیت برند مفهوم جذاب و گیرایی دارد. شخصیت برند، هسته مرکزی و نزدیک ترین متغیر در تصمیم گیری مشتری در هنگام خرید می باشد.

عناصر تحقیقات سهم برند عبارتند از:

اول. شکل برند:

جایی که در آن برند شما و همچنین رقبای شما در مقابل یک سری از شاخص ها و ویژگی ها شکل می گیرند.

دوم. تغییر مدل:

جایی که در آن میزان قوت و ضعف برند شما در مقایسه با رقبا بررسی می گردد. به عنوان مثال شرکت هایی که در زمینه سیم کارت فعالند، از این مدل برای شناسایی مشتریان شرکت های رقیب که برای تغییر برند آماده اند، استفاده می نمایند و به این ترتیب برایشان مشخص خواهد شد که آیا آن مشتری به برند فعلی وفادار است یا خیر. مثل ایرانسل و همراه اول.

تبلیغات؛ محرک برند

در برندسازی شخصیتی از تبلیغات به طور گسترده ای استفاده می شود. تبلیغات به عنوان وسیله ای بسیار مؤثر مورد استفاده قرار می گیرد. شاید یکی از متداول ترین روش های خلق شخصیت، استفاده از چهره های سرشناس است. مثلا از نام و شهرت و معروفیت قهرمانان ملی، تصاویر ورزشکاران، خوانندگان و هنرپیشگان معروف سینما برای برندی خاص به مدت طولانی استفاده می شود. به دلیل ناپایداری تأثیر تبلیغات و سایر روش های ارتباطی، استفاده از این روش در مسیر خلق تشخص رو به فزونی است.

خصوصیات فردی در برندسازی

ویژگی های شخصیتی افراد از طریق عوامل چند بعدی مانند رفتار، ظاهر، عقاید و افکار و ویژگی های جمعیت شناسی تعیین می گردد. پنج وجه شخصیتی افراد عبارتند از: برون گرایی و درون گرایی، سازگاری، هوشیاری، ثبات احساسی و هیجانی.

همان گونه که گفته شد صداقت، هیجان و شایستگی بر ویژگی های شخصیتی درونی انسان و مهارت و دوام بر خواسته ها و آرزوهای افراد دلالت دارند بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که تشخیص برند توسط مشتریان برندی که شباهت هایی به ویژگی های شخصی فرد دارد، معرف نزدیک بودن جنبه های روان شناختی و ویژگی های احساسی افراد است.

گونه شناسی ارتباط برند

ارتباط برند و مشتری مثل رابطه دو نفر است که شخصیت برند به این روابط عمق، احساس و عشق می دهد. ارتباط صمیمی و دوستانه مستلزم دانستن ویژگی های شخصیتی مختلف برند است. برخی از اطرافیان شوخ طبع و بذله گو و برخی جدی و فرمان پذیرند؛ برخی قابل اعتماد، ساده، بی پیرایه و بی تکلف هستند و برخی دیگر ترجیح می دهند در حاشیه باشند.

تمرکز بر روابط به جای تمرکز بر شخصیت برند، امکان و فضای بیشتری برای توجه به ویژگی های برند به وجود می آورد. تمرکز به طور عمده بر درک مشتری در مقابل برند استوار می باشد.

تأثیر رسانه های گروهی بر پیشرفت ارتباط برند

منظور از شخصیت برند، جنبه احساسی تصویر برند در ذهن افراد است.

این تصویر از تمام تجربیاتی که مصرف کننده از یک برند دارد، شکل گرفته است. تبلیغات نقش مؤثری در شکل گیری شخصیت برند ایفا می کنند. برندهای موفق این فرصت را دارند که در نهایت جایگاه رهبری را به دست آورند. این حالت در تبلیغات به عنوان محرک برتری محصول مطرح می شود. موقعیت و جایگاه محکم و استوار برند می تواند بر عناصر پایداری مثل میزان بالای فروش، ساخته و پایه گذاری شود. نتیجه گیری

قدرت و توان یک برند به ارزش کسب شده آن از طریق ویژگی هایی می باشد که به روش های ملموسی مثل رابطه نام برند و سود آن شکل می گیرد. مصرف کنندگان معمولا برند را از جنبه هایی که به طور عمده از شخصیت فرد گرفته شده است درک می نمایند و آن را به برند تعمیم و تسری می دهند. بعد شخصیتی برند را می توان توسعه و تعمیم داد و ابعاد شخصیتی انسان را در قلمرو برندها تشریح کرد.

بنابراین همواره رقبا در تلاشند اهمیت و ارزش بیشتری به جنبه های شخصیتی بدهند تا وضعیت رقابتی برندشان در بازار به تحرک واداشته شود.

ایجاد و تدوین شخصیت برند نیاز به ارتباط فعال گروهی است و نیز باید با متغیرهای چرخه زندگی برند هماهنگ باشد. نتیجه این که یک شرکت باید از استراتژی های جذاب تبلیغاتی مورد علاقه مشتری در روند مؤثر خلق شخصیت برند در ارتباط با درستی و صداقت، هیجان، شایستگی، مدرن بودن و استحکام استفاده می نماید.

منتشرشده در برندینگ

تصویر ذهنی برند ; اثر مشتریان کسب و کار شمار را با یک نگاه کلی قضاوت می کنند و چنانچه دید منفی قدیمی از کسب و کار شما در ذهن آنها باشد باعث خدشه درا شدن ذهنیت آنها در رابطه با محصولات و خدمات شما می شود.

شما می توانید با ایجاد تغییراتی کوچک این ذهنیت را تا حدی بهبود بخشید.

تصویر ذهنی برند

۱- ابتدا باید هدفتان را از ایجاد تغییرات مشخص کنید. مثلا می توانید این هدف را با جذب مشتریان از میان گروهی بخصوص، بیرون کردن یک رقیب از میدان رقابت و یا حتی افزایش قیمت دنبال کنید.

۲- شما می توانید تغییراتی در ظاهر نماینده های خود ایجاد نمایید و ظاهر آنها را شکیل کنید. البته همواره توجه داشته باشید که برای برخی از افراد باید سلیقه خاصی به خرج دهید تا به این مهم دست یابید.

۳- به برند خود توجه کنید و کلیه نقاط ضعف آن را ارزیابی کنید. کلیه تبلیغات، نحوه بازاریابی، لوگو، بسته بندی محصولات و … را بررسی نمایید و از مشتریان و کار مندان خود در خصوص آن ها و تصویر ذهنی برند خود نظر سنجی کنید تا به نقاط ضعف پی ببرید.

۴- نحوه برخورد شما با مشتریان در تصویر ذهنی برند شما سهم بسزایی دارد. سعی کنید این مهم را مورد پویش قرار داده و با دیدی نقد آمیز آن را مجددا بررسی نمایید تا به نقاظ ضعفتان در این خصوص پی ببرید و ممکن است پس از بررسی این مهم به این نتیجه برسید که کارکنان شما نیاز به یک دوره آموزشی دارند.

۵- به اسم برند خود دقت کنید، آیا توانسته اید تصویر ذهنی برند خود را به درستی در ذهن مشتریان ایجاد کنید. آیا اسم برند شما قدیمی نشده است؟ چنانچه به این نتیجه رسیدید که اسم برند شما دیگر قدیمی شده است در مورد نکات مثبت و منفی تغییر اسم برند خود تحقیق کنید.

۶- به آرم تجاری خود دقت کنید. لازم است بر روی تمامی اقلام تبلیغاتی از بسته بندی گرفته تا خودورهای مربوط به شرکت چاپ شود، آیا بر روی تمامی اقلام تبیلغاتی شما به خوبی دیده می شود؟ آیا ایجاد تغییرات بر روی آرم تجاری بازدهی بهتری می تواند داشته باشد؟

 

۷- به تمامی اقلام تبلیغاتی و چاپی خود دقت کنید، آیا چاپ آنها خوب به نظر می رسد؟ آیا از طراحی خوبی برخوردار است؟ آیا نحوه نوشتاری آن ها می تواند بهتر باشد؟

خوب است بدانید هر آنچه که در زاویه دید مشتری قرار می گیرد از کاتالوگ، بروشور تا خودرو های حمل و نقل شرکت شما همه و همه نشان دهنده وضعیت کسب و کار شما به آنها است.

۸- سایت خود را مورد بازنگری قرار دهید. وب سایت شما همه روزه تعداد بسیار زیادی بازدیدکننده دارد زیرا اکثر افراد در صفحاب وب به دنبال آنچه که نیاز دارند جستجو می کنند، بنابر این طراحی سایت جذاب بسیار با اهمیت می باشد پس شاید وقت آن باشد که آن را به روز رسانی و یا بازنگری کنید. برای رسیدن به این مهم از یک طراح حرفه ای وب سایت استفاده کنید.

۹- به دفتر کار خود دقت کنید تا بیابید چه تغییراتی نیاز دارد. مثلا می توانید دیوارها را رنگ تازه ای بزنید و یا تغییراتی با استقاده از گلدان ها و فضای سبز در آن ایجاد نمایید. این کار تاثیر بسیار زیادی در ایجاد تصویر ذهنی برند برای مشتریان خواهد داشت.

 

۱۰- به نحوه ایجاد ارتباطات کارمندان با مشتریان دقت کنید. آنها باید بتوانند به خوبی با مشتریان ارتباط برقرار کنند و پاسخگوی آنها در تمامی امور مربوطه باشند، مثلا نحوه صحبت با تلفن و یا نحوه برخورد با مشتریان حضوری همه و هم باید به نحوی دوستانه و مودبانه انجام گیرد. چنانچه نکات منفی در برخورد آنها دیدید سریعا به صورت مکتوب و یا حضوری آموزش های لازم را به آنها بدهید.

منتشرشده در برندینگ
  • -
  • 051-38223588
  • 09158054080-09120684959
  • info@kianradads.com
    kianradads@gmail.com