مدیریت کردن حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی مختلف کاری است که به مهارت، دقت و نکته‌سنجی بدیع نیاز دارد. برای اینکه بتوانید آوازه کسب‌وکار خود را در پهنه شبکه‌های اجتماعی گسترش دهید، باید بتوانید به بهترین نحو ممکن از این پلتفرم‌ها بهره بگیرید.

کسانی که در زمینه مدیریت حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی فعالیت دارند می‌دانند که گاها یک اشتباه ممکن است بهای گزافی برای کسب‌وکار داشته باشد. بنابراین پر واضح است که باید با تمام زیر و بم این کار حساس آشنایی داشته باشید. ما قصد داریم ۷ اشتباه رایج در مدیریت حساب‌های کاربری شبکه‌های اجتماعی را با شما به اشتراک بگذاریم.

برای مدیریت و موفق هرچه بهتر شبکه‌های اجتماعی شما نیز سعی کنید هرگز این هفت اشتباه را تکرار نکنید.

تمرکز روی کمیت به‌جای کیفیت

حضور شما در شبکه‌های اجتماعی باید امری پایدار و مداوم باشد، به‌گونه‌ای که کاربر احساس کند شما همیشه در کنار او هستید و می‌توانید مشکلات و سوالات او را به بهترین نحو ممکن پاسخ بگویید. اما توجه داشته باشید که در شبکه‌های اجتماعی هرگز نباید کیفیت را فدای کمیت کنید.

اینکه ۱۰۰ پست باکیفیت در اینستاگرام داشته باشید خیلی بهتر از آن است که ۱۰۰۰ محتوای بی‌کیفیت و با نرخ بازدهی پایین را پست کنید. با کاهش دفعات پست کردن مطالب در شبکه‌های اجتماعی می‌توانید بخشی از تمرکز خود را به کیفیت پست‌ها اختصاص دهید.

در تمام شبکه‌های اجتماعی حضور دارید

یکی از اشتباهات رایجی که مدیران کسب‌وکارها مرتکب می‌شوند این است که برای شرکت خود در تمامی شبکه‌های اجتماعی حساب کاربری ایجاد می‌کنند. شما فقط باید در پلتفرم‌هایی حضور داشته باشید که می‌دانید کاربران و مشتریان بالقوه‌تان نیز در آنجا حضور دارند.

هرچقدر که در شبکه‌های اجتماعی بیشتری فعال باشید به این معنی است که زمان بیشتری از شما صرف این پلتفرم‌ها خواهد شد و به‌احتمال‌زیاد نیز هیچ نصیبی از حضور در شبکه‌های اجتماعی ناآشنا نخواهید برد.

پست کردن یک محتوای واحد در تمامی شبکه‌های اجتماعی

ما معمولا به مشتریان توصیه می‌کنیم که محتواهایی منحصر به فرد را در هر شبکه اجتماعی به اشتراک بگذارند و از اشتراک‌گذاری یک محتوای واحد در تمامی شبکه‌های اجتماعی خودداری کنند. باید بدانید که نیازهای کاربران هر پلتفرم با پلتفرم دیگر متفاوت است و با یک محتوای واحد نمی‌توانید امیدی به جذب مخاطب جدید داشته باشید.

برای مثال، اینستاگرام یک شبکه اجتماعی بصری محور است و نوع کارکرد آن با فیس‌بوک یا توییتر متفاوت است. متن‌های بلندی که در فیس‌بوک به اشتراک گذاشته‌اید شاید در اینستاگرام نتوانند برایتان کاری از پیش ببرند.

۷ اشتباهی که نباید در شبکه‌های اجتماعی مرتکب شوید

سایز نامناسبی را برای ویدئوها و تصاویر خود استفاده کرده‌اید

محتواهای بصری در شبکه‌های اجتماعی همیشه بیش از سایر محتواها مورد توجه کاربران قرار می‌گیرند و از این حیث از اهمیت بالایی برخوردار هستند. اما سایز مناسب برای محتواهای بصری نیز نکته‌ای است که باید به آن توجه داشته باشید.
 

بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط bufferapp، نرخ بازدید و تعامل ویدئوهای مربعی معمولا ۷۸ درصد بیشتر است. با توجه به استفاده روزافزون کاربران از گوشی‌های هوشمند برای سیر در شبکه‌های اجتماعی، در نظر گرفتن سایز مربعی برای ویدئوها و تصاویر اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند.

فقط محتواهای خودتان را به اشتراک می‌گذارید
 

در مدیریت شبکه‌های اجتماعی نباید خساست به خرج دهید و باید با روی گشاده محتواهای مفید سایر سایت‌ها را نیز به اشتراک بگذارید. این کار باعث ایجاد پلی میان کسب‌وکار شما و سایت‌ها و مراکز دیگر می‌شود و هر دو طرف می‌توانند از مزیت‌های این همکاری بهره‌مند شوند. وقتی شما مطالب سایر سایت‌ها را در حساب‌های کاربری خود به اشتراک می‌گذارید، می‌توانید آگاهی از برند و تعداد دنبال‌کنندگان خود را نیز افزایش دهید.

از محتواهای تولید شده توسط کاربران استفاده نمی‌کنید
 

سعی کنید از محتواهای تولید شده توسط کاربرانتان نیز در پست‌های خود استفاده کنید. bufferapp با استفاده از همین رویکرد توانست تعداد دنبال‌کنندگان خود در اینستاگرام را در طی شش ماه حدود ۵۰۰ درصد افزایش دهید. با این رویکرد، کاربران تشویق می‌شوند که تعاملی بیشتر و باکیفیت‌تر با شما داشته باشند.

از ویدئو استفاده نمی‌کنید
 

ویدئو یکی از بهترین راه‌های ارتباطی در شبکه‌های اجتماعی است و معمولا پست‌های ویدئویی بازخورد خوبی را نیز دریافت می‌کنند. اما یکی از اشتباهات رایج کسب‌وکارها این است که فقط متن و تصویر را به‌عنوان خوراک شبکه‌های اجتماعی قبول دارند و حسابی روی ویدئو باز نمی‌کنند. غافل از اینکه ویدئو می‌تواند گاها بهتر است چند صد کلمه متن منظور کسب‌وکار را به مخاطبان منتقل کند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

ورود صنعت پوشاک و مد در فضای مجازی در میان کاربران ایرانی با تأخیر انجام و با به وجود آمدن فضای اینفلوئنسر ها در اینستاگرام و تلگرام بیشتر و همگانی‌تر شد.

یکی از دغدغه‌هایی که برندهای پوشاک مردانه و زنانه با آن روبرو بودند عدم توانایی در فروش آنلاین به دلیل نبود فرهنگ خرید اینترنتی در صنعت پوشاک و ناهماهنگی میان سایزها و اندازه لباس‌ها بود، اما با توجه به پتانسیل بسیار بالای کاربران در شبکه‌های اجتماعی و همچنین راه‌اندازی شبکه‌های فروش قدرتمند مانند بامیلو، دیجی استایل و غیره باعث شد تا برندهای پوشاک دست‌به‌کار شده و با حضور مستمر جلوی عقب ماندن برند خود در مقابل رشد سریع رقبا را بگیرند.

به دلیل اهمیت حضور در شبکه‌های اجتماعی به بررسی دو برند گراد و خانه مد راد در فضای مجازی پرداختیم که در متن زیر آمده است.

اگر صفحه اینستاگرام، یا کانال تلگرام خانه مد راد را مرور کنیم شاهد تصاویری از شخصیت‌های محبوب و موفق ایرانی می‌شویم، محتوای تولیدشده در خانه مد راد با استفاده از بازیگران و خوانندگان، کاملاً کاربر را درگیر با محصول خواهد کرد. اعتبار و جذابیت محصولات به شیوه‌ای جالب و غیرمستقیم بیان‌شده است، به‌عنوان مثال با ارائه تصاویر از خوانندگانی همچون احسان خواجه امیری، علی زند وکیل و شهاب مظفری بر روی استیج کنسرت، نشر تصاویری از هنرمندان مانند حامد بهداد، میلاد کی مرام و امیر آقایی با نوع مدلینگ و حتی از طریق تبریک به وحید جلیلوند که در جشنواره فیلم ونیز برندهٔ تندیس بهترین کارگردان بخش افق‌های ویژه بوده است کاربر را مجذوب لباس، طراحی و رنگ‌ها کرده و در آن حالت کاربر می‌داند که آن لباس وظیفهٔ خودش را انجام داده است و این محتوا به‌خوبی نقش خود را ایفا می‌کند.

البته گزارش‌های تصویری و متنی زیادی در وب سایت‌های مرتبط با لایف استایل و پوشاک با عناوین گوناگون به معرفی محصولات و خدمات خانه مد راد پرداخته‌اند که این گزارش‌ها نیز اگر به دست عموم کاربران و مصرف‌کنندگان مرتبط برسد تأثیر به سزایی در انتخاب فروشگاه و برند خواهد گذاشت.

محصولات معرفی‌شده در اینستاگرام و تلگرام بیشتر به‌عنوان یک اثر هنری دیده می‌شود و کمتر رنگ تبلیغ برای فروش به کاربر منعکس می‌گردد که کاملاً با نوع برند و خدمات خانه مد راد برابری دارد.

اما جای تعجب است که سرعت نشر تصاویر و محتوا در شبکه‌های اجتماعی پایین بوده و طرحی از جریان مناسبت‌ها در این صفحه به چشم نمی‌خورد.

 رقابت-برند-های-پوشاک-در-دیجیتال-مارکتینگ،-چرا-و-چگونه-؟-محمد-کیان-راد

نوبت به گراد می‌رسد. اولین چیزی که به چشم می‌خورد پایین بودن تعداد دنبال کنندگان برند گراد، با توجه به قدمت بالا و مدت‌زمان حضور بیشتر این نام در شبکه‌های مجازی است که می‌تواند ناشی از عدم برنامه‌های ارتباطی میان مشتریان فعلی با شبکه‌های اجتماعی گراد باشد.

محتوا با سرعت مشخص و کیفیت قابل قبولی در صفحات نشر می‌شود که اکثراً در قالب معرفی محصول و تبلیغ برای فروش است.

در تلگرام محتوا یکدست‌تر و مرتب‌تر دیده بوده و اگر کمی با دقت صفحه اینستاگرام را مرور کنیم متوجه تغییر سلیقه و نوع طراحی‌ها در طول ۲ سال گذشته خواهیم شد.

بعضی از طرح‌ها با تلاش بر خلاق بودن محتوا توانسته‌اند با خلاقیت نسبی ایجاد شوند و برای کاربر جلب‌توجه داشته باشند.

به سایت این دو برند سر زدیم و متوجه شدیم که سیاست‌ بازاریابی دیجیتال بر روی تولید محتوا و به‌روزرسانی سایت‌هایشان ندارند، ظاهراً تمایلی به رقابت با فروشگاه‌های قدرتمند اینترنتی نداشته‌اند و به همان شبکه‌های اجتماعی بسنده کرده‌اند.

شاید اگر کاربر می‌توانست اطلاعات بیشتری در مورد مد، پوشاک، رنگ‌ها و نوع ترکیب و انتخاب لباس در این صفحات به دست بیاورد تمایل بالاتری برای دنبال کردن این صفحات داشته باشد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

90 درصد از اطلاعاتی که به مغز می رسد بصری است. به همین خاطر استفاده از محتوای بصری می تواند در کمپین دیجیتال مارکتینگ قدرت بیشتری برای جذب مخاطب داشته باشد. بازاریابان نیز در حال حاضر متوجه این موضوع شده اند. بر اساس یافته های سایت Search Engine Journal ، در سال 2016، حدود 53 درصد از بازاریابان بیان کرده بودند که بین 91 و 100 درصد از زمان خود را به انتشار محتوای بصری اختصاص می دهند.   از سال 2015، افزایش 130 درصدی در این حوزه وجود داشته است. علی رغم این موضوع، 71 درصد از بازاریابان کمتر از 5 ساعت از هفته را بر روی ایجاد عناصر بصری اختصاص می دهند. این موضوع بدین معنی است که بیشتر محتوای بصری که در دنیای مجازی منتشر می شود از سایر منابع به دست می آید. برندها زمانی  را برای ایجاد محتوای بصری منحصر به فرد اختصاص نمی دهند. 

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

چه زمانی تولید محتوای بصری برای شما نتایج خوبی به همراه خواهد داشت؟

تولید و ساخت محتوای بصری نباید دشوار یا زمانبر باشد. البته ما تولید محتوای بصری را برای شما انجام میدهیم همانطور که می دانید ابزارهای رایگان بسیار زیادی برای ایجاد اینفوگرافیک ها و نمودارها وجود دارد. به عنوان مثال Canva برای ساخت اینفوگرافیک و Infogr.am برای ایجاد نمودار به کار می رود.  در ادامه چند مورد از انواع متعدد محتوای بصری که می توانید ایجاد کنید را با هم مرور می کنیم.

1. عکاسی سفارشی:

تصاویر استوک محبوب ترین شکل از محتوای بصری محسوب می شوند اما این نوع از محتوای بصری همیشه هم موثر و جذاب نیست.  تصاویر و عکس های خسته کننده ای که بدون راهنماهای برند مورد استفاده قرار می گیرد نمی تواند شما را از سایر رقبای آنلاین متمایز سازد. در عوض بهتر است بر روی عکس هایی سرمایه گذاری کنید که تنها برای شما و برندتان ایجاد شده است.

این روزها، تصاویر با کیفیت زیادی را می توان به کمک گوشی های هوشمند گرفت.  همچنین می توانید از سایت هایی که تصاویر با کیفیت به اشتراک می گذارند نیز استفاده کنید. سعی کنید این تصاویر و عکس ها را در محتواهای متنی خود همچون مقالات و محتوای وبلاگ بگنجانید. اینکار باعث می شود محتوای موجود راحت تر خوانده شود و برای افراد جذاب باشد.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

2. Memes :

اگر ایده ای در مورد رسانه های اجتماعی داشته باشید بی شک Memes را مشاهده خواهید کرد. Memes تصاویری هستند که به همراه کپشن های طنز آمیز منتشر می شوند و می توانند به صورت ویروسی در میان افراد دست به دست شوند.  ممکن است فکر کنید که به اشتراک گذاری Meme ها تنها با دوستان و اعضای خانواده یا در میان فالوورهای اکانت های اجتماعی شخصی امکان پذیر است اما بازاریابان می توانند  از این گزینه به روش های خلاقانه استفاده کنند.

زمانی که  Virgin Media از کودکان موفق برای بازاریابی محصولات خود استفاده کرد چنین روشی را به کار برد. ایجاد Memes های شخصی و سفارشی بهترین روش برای  متمایز کردن برند  از سایر رقباست. اینکار می تواند جامعه ای را  در مورد برند شما ایجاد کند.  قبل از استفاده از Memes  در مورد مناسب بودن آن برای مخاطب و صنعت خود خوب فکر کنید. اگر برند شما برای مخاطبان جوان جذاب است می توانید از این گزینه به خوبی استفاده کنید.

 

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

3. ویدئوهای از پیش ضبط شده:

ویدئوها برای برجسته کردن نیازهای مشتریان و نشان دادن راه حل هایی که شما فراهم می کنید بسیار مفید و موثر خواهد بود. ویدئوها می تواند گران ترین شکل از محتوای تولیدی باشد زیرا تولید آن ها اغلب به دست شرکت های دیگر سپرده می شود. با اینحال تولید محتوای ویدئویی بسیار ارزشمند خواهد بود. یکی از مطالعات انجام شده نشان می دهد که قرار دادن فایل های ویدئویی در صفحات فرود می تواند نرخ تبدیل را تا 86 درصد افزایش دهد.

امروزه ایجاد ویدئوهایی با کیفیت کمتر برای استفاده در کانال های اجتماعی یا وبلاگ ها پذیرفته شده است. پست هایی که فایل های ویدئویی در خود دارند 300 درصد بیشتر از سایر پست ها لینک های داخلی دریافت می کنند. ویدئوهای مرتبط با محصولات/ خدمات و نیز فیلم هایی که در مورد نحوه استفاده از محصولات تهیه می شوند بسیار عالی خواهند بود.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

نکته ای در مورد فایل های ویدئویی موبایلی:

هر سال، تعداد ویدئوهایی که بر روی دستگاه های موبایلی تماشا می شوند  افزایش پیدا می کند. بر اساس یافته های Business Insider ، حدود 50 میلیون نفر از افراد در ایالت متحده آمریکا، فایل های ویدئویی را بر روی دستگاه های موبایلی خود تماشا می کنند و 15 درصد از تمامی ویدئوهای آنلاین  به طور جهانی بر روی گوشی های هوشمند و تبلت ها  تماشا می شوند.به همین خاطر باید اطمینان حاصل کنید که هر تصویر و فایل ویدئویی که در سایت خود دارید برای موبایل و دستگاه های موبایلی بهینه سازی شده است.

 

 

4. ویدئوهای لایو یا زنده :

چند وقتی فایل های ویدئویی در صدر قرار داشت اما امروزه فیلم های ویدئویی زنده محبوبیت بیشتری کسب کرده اند. ویدئوهای زنده در هر کسب وکاری عملکرد خوبی خواهند داشت. اینگونه فیلم ها  فاصله بین شرکت و بازدیدکننده را کاهش می دهند و می توانند برند شما را انسانی تر کنند. فیلم های زنده ویدئویی جدیدترین روش برای بازاریابای مشتریان است. در این روش مشتری احساس نمی کند برند مقابل در حال فروش محصول یا خدماتی به اوست. این نوع پاسخ دقیقا همان چیزی است که بازاریابان از کمپین موفق خود انتظار دارند.

2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

ویدئوهای زنده مسیری برای فناوری های اینده همچون واقعیت مجازی و واقعیت افزوده  باز می کنند . هر دوی این فناوری ها با سرعت بسیار زیادی در حال رشد هستند و محبوبیت زیادی کسب کرده اند. برای اینکه بتوانید چنین فرمت های جدیدی را به آغوش بکشید، باید با ویدئوهای زنده اشنا باشید و از آن ها استفاده کنید. گزینه لایو در فیس بوک و Periscope جزو پلتفرم های محبوب ویدئوهای زنده در سال 2017 خواهند بود.  معیارهای رسانه های اجتماعی بر روی فایل های ویدئویی زنده نیز قابل اعمال است. در ابتدا تلاش کنید تعداد فالوورهای خود را افزایش دهید. بهترین ویدئوهای زنده آن هایی هستند که مشتریان و کارمندان را هدف قرار می دهند. لازم نیست دوربین همیشه به سمت شما باشد. Dunkin’ Donuts یک نمونه عالی در این حوزه است. دانکین  از ویدئوهای زنده برای ارائه یک تور جذاب در مورد موقعیت های متعدد خود استفاده کرده و پشت صحنه آموزش کارمندان جدید را به  مخاطبان نشان می دهد. به کمک فیلم های ویدئویی زنده، مشتریان می توانند به افراد و موقعیت های آنان دست یابند.

5. اینفوگرافیک ها یا گیفوگرافیک ها

 نظر متخصصان در مورد اینفوگرافیک ها متفاوت است. با اینکه 48 درصد از بازاریابان B2C بر این باورند که استفاده از اینفوگرافیک ها برای بازاریابی موفق لازم و ضروری است و بیشتر افراد از این عناصر بصری در کمپین های بازاریابی خود استفاده می کنند اما برخی از بازاریابان معتقدند که عمر اینفوگرافیک ها به پایان رسیده است. راند فیشکین بازاریاب و بنیانگذار سایت Moz بر این باور است که اینفوگرافیک ها به راحتی خسته کننده می شوند و به همین خاطر بیشترشان به عنوان یک دارایی بصری مفید و موثر نخواهند بود.با اینحال،  در چند سال اخیر محبوبیت اینفوگرافیک ها بیشتر شده و هر فردی تلاش می کند اینفوگرافیک خود را ایجاد کند. اما بیشتر برندها اینکار را به درستی انجام نمی دهند. موثر بودن اینفوگرافیک ها به سادگی آن ها بستگی دارد. به همین خاطر اگر دریافتید که اینفوگرافیکی برای برند شما خوب است آن را ساده طراحی کنید.  این  تصویر از سایت Hubspot   نمونه ای از یک اینفوگرافیک موفق و عالی است.  همانطور که می بینید فرهنگ پاپ با موضوعات گرایشی در هم آمیخته شده است.

6. ارائه( Presentations ):

ارائه اطلاعات تنها در جلسات کاری مورد استفاده قرار نمی گیرد. سایت های آنلاینی همچون اسلایدشیر به کاربران خود اجازه می دهند فایل های خود را با مخاطبان وسیعی به اشتراک بگذارند. ارائه یک اسلایدشیر عالی  بر روی سرتیترهای خوب و طراحی و رنگ جذاب تمرکز دارد و تلاش می کند به کمک اطلاعات و اسلایدهای جذابی که درک آن ها آسان است نظر خواننده را به خود جلب نماید.  ارائه اطلاعات معمولا در برگیرنده داده های زیادی است به همین خاطر باید در طراحی ثابت قدم و پایدار باشد. همانند هر محتوای دیگری که برای بازاریابی به کار می رود، متن خوبی در فایل های خود بگنجانید و از منابع معتبر و مشهور استفاده کنید. به خاطر داشته باشید که Presentations را تنها در پاور پوینت ایجاد نمی کنند. شما می توانید از ابزارهای رایگانی همچون Skitch برای ایجاد گرافیک و متن بر روی تصویر استفاده کنید.

7. آمارها:

بیشتر محتوای طولانی را می توان در یک جمله خلاصه کرد. استفاده از آمار به شما اجازه می دهد محتوای خود را در ایده های مهم خلاصه کنید و شناخت از برند را افزایش دهید. Sprout Social به خوبی از آمارها استفاده کرده و آن ها را به محتوای بصری تبدیل نموده است.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

8. نقل قول ها:

چه کسی یک نقل قول خوب را دوست ندارد؟ بازاریابان معمولا تلاش می کنند از نقل قول های افراد متخصص و نویسندگان استفاده کنند. محتوای بصری نیز  این شکل از محتوا را جذاب تر از قبل کرده است.  مارکتو نمونه ای  در این حوزه است. این شرکت در گرافیک های خود از نقل قول های جذاب استفاده می کند.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

9. نمودارها:

 بیشتر بازاریابان زمانی که واژه محتوای بصری را می شنوند به یاد نمودارها می افتند. همانطور که می دانید نمودار یک فرمت فیزیکی و نیز آنلاین موثر برای نشان دادن اطلاعات است. نمودار به افراد کمک می کند با فراهم آوردن  نکات متنی، داده ها را به صورت بصری نمایش دهند و در درک بهتر این اطلاعات به آن ها کمک کنند.راند فریشکین در این باره می گوید:

نمودارها توسط منابعی که می خواهند اعداد و ارقام را نشان دهند و حتی منابعی که از اعداد نشئت گرفته اند و  به دنبال روش بصری برای نماش آن ها هستند مورد استفاده قرار می گیرد. این تکرار در به اشتراک گذاری نمودارها می تواند افراد زیادی را به سمت منبع اصلی سوق دهد. هر چقدار تعداد دفعات اشتراک گذاری این نمودارها بیشتر باشد تعداد افرادی که به سایت اصلی روی می آورند نیز بیشتر خواهد بود.

 سایت Buffer توانسته است اطلاعاتی را در مورد مزایای به اشتراک گذاری تصاویر در توییتر فراهم آورد. این سایت به خوبی از نمودار استفاده کرده است.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

از مزیت محتوای بصری استفاده کنید:

 با ظهور انواع جدیدی از محتوای بصری همچون ویدئوهای زنده در سال 2017، قادر خواهید بود از مزایای این نوع محتواها به نفع خود استفاده کنید. برای اینکه نتایج بهتری دریافت کنید بهتر است از تصاویر اصلی استفاده نمایید و آن ها را هر جایی که توانستید به کار ببرید.  از به کار بردن تصاویر استوک خودداری کنید یا اینکه مطمئن شوید آن ها شبیه تصاویر استوک نیستند.  از قابلیت ارائه فایل، فیلم های ویدئویی و Memes هر جایی که توانستید استفاده کنید. تولید محتوای بصری به طور منظم ، هویت بصری به برند می بخشد و آن را در ذهن بازدیدکنندگان ثبت می کند.   به طور کلی، محتوای بصری وارد ذهن افراد می شود و می تواند آن ها را برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد برند تشویق کند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اتصال بزرگ تر ممکن است همیشه به معنای اتصال بیشتر نباشد. رسانه های اجتماعی از آغاز قرن بیست و یکم، چهره جهان را تغییر داده اند. هنگامی که فیس بوک و سپس توییتر معرفی شدند، اعضای این شبکه ها آماده مشارکت با یکدیگر بودند. و امروزه شما می توانید نام کسی را در توییت یا فیس بوک ذکر کنید و از خبر ها مطلع شوید. تنها کافی است سراغ یکی از این شبکه های اجتماعی بروید.

1- اعتماد بسازید

اردن هاربینگ، یکی از بنیانگذاران پادکست Art of Charm می گوید: تعداد کمی از مردم، با طرفداران خود ارتباط برقرار می کنند. باید بدانید وقتی واقعا با مردم تعامل برقرار می کنید، بسیار شگفت زده می شوند. شما این گونه به طور جدی و معتبر، برای کسب و کار خود اعتماد ایجاد می کنید و زمانی که مردم به شما اعتماد می کنند و نفوذ بیشتری خواهید داشت، این گونه مردم می توانند پیام هایی را که می خواهید گسترش دهید تا به فروش برسد بیشتر به اشتراک می گذارند.

2- تخصص خود را به اشتراک بگذارید

گرانت ویز، کارآفرین سریالی و بنیانگذار دانشگاه بازاریابی املاک، به رغم درونگرا بودن، تأثیرگذار اجتماعی است. او بیان می کند این موضوع مهم است که به تگ ها، نظرات، اشتراک ها، یادداشت ها و... پاسخ دهید تا روابط و حتی فروش را در کسب و کارتان تقویت کنید و در ادامه می گوید: به سادگی با مشارکت و تلاش با کمک کسانی که با من در ارتباط بودند، توانستم هر هفته محصول فروش جدیدی را به کسب و کارخود اضافه کنم که به من کمک کرد شرکت را توسعه دهم.

3- ارتباط با دنبال کنندگان را رها نکنید     

کارولین سولدو، کارشناس بازاریابی می گوید: همانطور که رسانه های اجتماعی به سوی تجاری شدن گام برمی دارند، این ارتباط با دنبال کنندگان هم کمتر و کمتر می شود و ارتباطات شخصی از بین می رود. بازاریابان هوشمند باید این موضوع را بدانند که برای پاسخ دادن به پست ها زمانی که نامی از آنها ذکر شده یا برچسب گذاری شده اند، آماده باشند زیرا این کار ارتباط بین بازاریاب و دنبال کنندگان را افزایش می دهد و این همان چیزی است که هر دو طرف در ابتدا می خواهند.

4- مکالمات خود را به منظور توسعه کسب و کار خود افزایش دهید

جاسمین ستار، کارشناس بازاریابی می گوید: «اگر به نظریات به طور پیوسته پاسخ ندهید، دلیل کمی برای ادامه دادن نظر توسط افراد به وجود می آید. اگر افراد از نظر دادن و پسندیدن پست های شما امتناع کنند ارتباط شما با دنیای اطراف و افراد دیگر کاهش می یابد و رسیدن به اهداف  برای تان دشوار می شود. مهم این است که به یاد داشته باشید که رسانه های اجتماعی یک مکالمه واقعی زندگی در اینترنت است.

بنابراین، نگران نباشید که برای کسب و کار خود چه تعدادی دنبال کننده دارید تمرکز خود را روی اجتماعی بودن که مهم ترین اصل برای کسب و کار اینترنتی است، قرار دهید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اینفلوئنسر مارکتینگ  یا  بازاریابی تاثیرگذار  گونه ای از بازاریابی است که در آن از اشخاص مشهور و  کلیدی برای انتقال پیام به یک بازار بزرگتر استفاده می شود. در این نوع بازاریابی شما به جای اینکه تعداد زیادی از مشتریانتان را به طور مستقیم به خدمت بگیرید، می توانید از چهره های مشهور استفاده کنید تا پیامتان را به جای شما منتشر کنند .

گاهی اینفلوئنسر مارکتینگ به صورت پایاپای با دو نوع دیگر از بازاریابی همراه می شود :  بازاریابی شبکه های اجتماعی   و بازاریابی محتوا . اکثر کمپین های بازاریابی تاثیرگذار از یک رسانه اجتماعی استفاده می کنند و از اینفلوئنسرها انتظار می رود که مطلب مورد نظر را از طریق آن کانال انتشار  دهند. اکثر کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ پیامی را با خود دارند که این پیام را یا شما برای اینفلوئنسرها تولید می کنید و یا آن ها خودشان آن را تهیه می کنند. اگرچه بازاریابی شبکه های اجتماعی و محتوا نیز در کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ می گنجند، اما مترادف اینفلوئنسر مارکتینگ نیستند .

تفاوت «بازاریابی دهان به دهان» و «اینفلوئنسر مارکتینگ» چیست؟

اگرچه گاهی بازاریابی دهان به دهان و بازاریابی تاثیرگذار به جای یکدیگر استفاده می شوند، اما  تفاوتی اساسی میان این دو رشته وجود دارد؛ بازاریابی تاثیرگذار، ایده ی به کارگیری چهره های مشهور برای بالابردن تاثیر پیام میان طرفداران آنهاست، اما بازاریابی دهان به دهان شاهراهی است که این ارتباط از طریق آن صورت می گیرد. پس اگرچه در ذات اینفلوئنسر مارکتینگ، بازاریابی دهان به دهان نیز وجود دارد اما همه ی بازاریابی های دهان به دهان از اینفلوئنسر مارکتینگ نشئت نگرفته اند .

 5 گام برای عملی کردن برنامه بازاریابی تاثیر گذار

1.تعریفی از مخاطبین آنلاین شما

بازاریابی موثر ، ابتدا مصرف کنندگان هدف را شناسایی می کند تا درک کند که چطورآن ها تاثیر می گذارند و تصمیمات و رفتارخرید آن ها را شناسایی و ارزیابی می کند.

2.شناسایی تاثیرگذاران مناسب

شما نیاز است افرادی که محتوا را ایجاد و به اشتراک می گذارند پیدا کنید که می تواند روی کسب وکار و تصمیمات خرید شما تاثیرگذار باشد.چون ممکن است محتوایی که آن ها ایجاد می کنند با محصولی که شما می فروشید در ارتباط باشد پس شناسایی افراد تولید محتوا می کنند بسیار مهم است.

3.نظارت موثر از فرصت ها

به افراد تاثیرگذار گوش کنید و بر محتوایی که ایجاد می کنند نظارت کنید.از خودتان بپرسید: درباره چه موضوعاتی آن ها بنویسند؟ چطوری به اشتراک گذارند؟چه سوالاتی از مخابینشان بپرسند؟

4.اقدام و تعامل

با یک کار ساده شروع کنید( با پیروی کردن از آن ها، به اشتراک گذاشتن مقالات ان ها). ابتدا باید اعتماد را ایجاد کنید و سپس از آن ها دعوت کنید تا با همدیگر کار کنید.

5.اندازه گیری نتایج شما

رابطه ای که با افراد تاثیرگذار ایجاد کردید حفظ کنید وببینید چطور آن ها رویدادهای محسوس را تفسیر می کنند(مثلاً ملاقاتشان). یاد بگیرید و تمرین کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

به نظر می رسد در سال های آینده، بازاریابان کنترل مشتریان و تجربیات آن ها را به طور کامل در دست خواهند گرفت.  سایت Economist Intelligence Unit از 499 مدیر ارشد بازاریابی و معاونان آن  در مورد تکامل بازاریابی سوال کرده است. آن ها تلاش دارند به کمک این مصاحبه ها فناوری های کلیدی و گرایش هایی که باعث تغییر در صنعت بازاریابی  می شود را در چهار سال آینده بیابند و مورد بررسی قرار دهند. در این مقاله قصد داریم خلاصه برخی از یافته های کلیدی را در اختیار بازاریابان قرار دهیم.

گرایش های داغ فناوری برای بازاریابان:

نمودار زیر زیاد هم شگفت انگیز نیست. سال هاست که موبایل و دستگاه های موبایلی به یک گرایش بزرگ در حوزه بازاریابی تبدیل شده است. همانطور که می دانید موبایل بیش از نیمی از ترافیک وب را به خود اختصاص داده است. اینترنت اشیا موضوع جدید تر و جذاب تری است اما هنوز هم درک درست و دقیقی از تاثیر این حوزه بر روی بازاریابان وجود ندارد.  فرصت ها و پیش بینی های زیادی در مورد آن وجود دارد اما اگر فردی به شما گفت که دقیقا تاثیر اینترنت اشیا بر روی بازاریابان را تا سال 2020 می داند به او اعتماد نکنید و بدانید که دروغ می گوید. فناوری های شخصی سازی نیز چندی است که در میان افراد محبوب شده اما با حجم داده هایی که در شرکت ها وجود دارد مدیران ارشد بازاریابی فرصت ها و شخصی سازی ها را به طور واقعی درک می کنند.

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

هدف گیری جغرافیایی تنها در آغاز راه قرار دارد و نباید جزو اهداف اصلی تان قرار گیرد. بازاریابان حرفه ای باید مدل های آماری را برای خود ایجاد کنند تا اطمینان حاصل نمایند که درک درستی از  مباحث مورد علاقه مشتریان خود دارند و بر اساس آن فعالیت های خود را شکل دهند. فناورهای جدید و ابداعانه ای که برای بازاریابی وجود دارد ، فناوری  بلوک های زنجیره ای است اما هنوز معلوم نیست چنین فناوری هایی تا سال 2020 چه تغییراتی خواهد داشت. تکامل این امر برای بخش های بانکداری، حقوق و مالکیت معنوی به نظر قابل درک می رسد اما اینکه چنین فناوری هایی بعدا چه تاثیری بر روی بازاریابی خواهد داشت و مزایای آن برای بازاریابان چه خواهد بود هنوز مشخص نیست.
هوش مصنوعی یکی از موضوعات داغ در این زمینه است.  این موضوع زمانی شدت یافت که پروژه هوش مصنوعی آلفای گوگل  در world Go champion   همه رقبای خود را شکست داد. ترکیب هوش مصنوعی با شخصی سازی محتوا فرصت های باورنکردنی را برای بازاریابان فراهم  می کند و این موضوع برای افرادی که به دنبال چنین فرصت هایی هستند بسیار عالی خواهد بود.

کانال های کلیدی در سال 2020:

زمانی که صحبت از سال 2020 به میان می آید همه ما تصوراتی را در ذهن خود خواهیم داشت. ایا تا سال 2020 ربات های پیشخدمت، خودروهای پرنده ، رایانه هایی برای خواندن ذهن انسان و موارد این چنینی ایجاد نخواهد شد؟  ابداع چنین مواردی تا سال 2020 چندان هم دور از ذهن نیست.
سال 2012 را به خاطر می آورید؟  زمان زیادی از این سال ها نمی گذرد. به نظر همین دیروز بود که المپیک لندن برگزار شد. آینده بیشتر از آن چیزی که فکر می کنید به شما نزدیک است. مدیران ارشد بازاریابی کانال های بازاریابی کلیدی برای کسب وکارهای خود را در سال 2020 پیش بینی کرده اند. این نمودار نیز نشان دهنده همین کانال های بازاریابی است.  همانطور که در نمودار می بینید رسانه های اجتماعی جایگاه نخست را به خود اختصاص داده اند. اپلیکیشن های موبایلی و وب نیز در جایگاه های بعدی قرار دارند.  ایا این نمودار اولویت های سرمایه گذاری فعلی شما را منعکس می کند؟ سرمایه گذاری در کانال های برتر می تواند شما را در میان رقبا متمایز سازد.

 

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

 

سنجش موثر بودن تلاش های بازاریابی:

معمولا بازاریابان در مرور و بررسی موثر بودن کمپین های خود با مشکلات و چالش های زیادی روبرو می شوند.  اگر صادق باشیم باید بگوییم که این مشکلات تقصیر بازاریابان نیست.  تایید اینکه فروش های جدید به خاطر کمپین های بازاریابی اخیر بوده است بسیار دشوار و سخت است.  اما فناوری های دیجیتال فرصت های زیادی را برای اندازه گیری دقیق معیارهای کلیدی ایجاد کرده است. چنین فناوری هایی به بازاریابان کمک می کند تاثیر تلاش های خود بر روی فروش را به خوبی مشاهده کنند.

 

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

محاسبه  بازگشت سرمایه گذاری تنها زمانی امکان پذیر است که داده های دقیقی در مورد ترافیک و نرخ تبدیل داشته باشید.  بازاریابان بیشتر بر روی بازگشت سرمایه گذاری تکیه می کنند و کمتر از آمار و داده های کسب مشتری استفاده می نمایند.

بازگشت سرمایه گذاری هدف نهایی هر کمپین بازاریابی است. با اینحال اگر فکر می کنید می توانید بازگشت سرمایه گذاری را در بازه زمانی چهار ساله اندازه گیری کنید، باید از خودتان بپرسید چرا نمی توانید بازگشت سرمایه گذاری را همین حالا مورد اندازه گیری قرار دهید؟ هیچ فناوری عجیب و غریبی در عرض این چهار سال ایجاد نخواهد شد که عصای جادویی در اختیارتان قرار دهد و به شما کمک نماید بازگشت سرمایه گذاری را به دقت محاسبه کنید. فناوری های موجود می توانند بازگشت سرمایه گذاری را با اندازه گیری تمامی داده هایی که در حال حاضر وجود دارد به صورت مدل در آورند. اگر فکر می کنید می توانید اینکار را تا سال 2020 انجام دهید باید برنامه ریزی و اجرای آن را همین حالا شروع کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

تا همین 4 سال پیش اگر میرفتیم در یک کارخانه بزرگ را میزدیم و میگفتیم سلام، ما آمده ایم شما را برای دیجیتال مارکتینگ پرزنت کنیم، یا ما را با نتورک مارکتینگی ها اشتباه میگرفتند، یا میپرسیدند دیجیتال مارکتینگ چیست؟ وقتی که میفهمیدند به زبان ساده منظورمان تبلیغات در شبکه های اجتماعی و الی آخر است، با این تصور که این بچه بازیا چیه، کاملا ملموسانه و تا حدودی توهین‌آمیز دست رد به سینه مان میزدند.

اما امروز و بعد از 4 سال، تقریبا همه اعم از لوکال بیزینس ها تا بزرگترین شرکت ها که محصولاتشان صادر هم میشود، در شبکه های اجتماعی صفحه رسمی دارند. به عنوان شخصی که برای مدت طولانی در حال رصد کردن برند های بزرگ دنیا و همچنین برندهای ایرانی در شبکه های اجتماعی است، قصد دارم در مقاله پیش رو به 4 اشتباه متداولی که عموما برند های ایرانی در فضای اینستاگرام انجام میدهند بپردازیم و از نقطه نظرهای مختلف آن ها را بررسی کنیم!

1. انتخاب تیمِ اشتباه برای تولید محتوا و مدیریت شبکه های اجتماعی

 

به عنوان اولین اشتباه بزرگ که منجر به اشتباهات بزرگ بعدی میشود، گزینه اول را استخدام یک تیم اشتباه برای مدیریت شبکه های اجتماعی میدانم.

 

افراد زیادی این روزها به کار تولید محتوا و مدیریت شبکه های اجتماعی روی آورده اند. افرادی که توانسته اند با محتواهای طنزآمیز، عامه‌پسند و غیره صفحات پر مخاطبی را در شبکه های اجتماعی بدست بیاورند. و حالا این افراد تصور کرده اند که چون یک یا چند بار توانسته اند صفحات متفرقه ای را تا حد بالایی ترفیع دهند، میتوانند به خوبی و به راحتی از پس تولید محتوا برای صفحه اینستاگرام یک برند هم بر بیایند. اما تولید محتوا برای یک صفحه طنز و تفریحی کجا و تولید محتوا برای یک برند کجا!

 

البته من به بعضی از مدیران برند ها حق میدهم که با این افراد وارد قرارداد شوند. چون چه چیزی میتواند اغوا کننده تر از این باشد که یک نفر به شما یک صفحه به عنوان نمونه کارش نشان دهد که 400 هزار دنبال کننده دارد و حالا قرار است بیاید و برای شما کار کند؟ وقتی من هم چشمم به عدد 400 هزار بیوفتد، پیش خود میگویم این شخص حتی اگر یک/دهم آن چیزی که برای خود انجام داده را برای من انجام دهد، میشود 40 هزار تا. هولّی مادر آو جیزز و میروم شاد و شنگول قرارداد میبندم.

 

بهتر است برای اینکه به عنوان مدیر یک برند، یک تیم مدیریت شبکه های اجتماعی اشتباه را استخدام نکنید، روند زیر را در جلسه مد نظر داشته باشید.

 

یک کارشناس هنری مجرب را در طرف خود داشته باشید. از فرد یا افرادی که آمده اند با شما برای مدیریت شبکه های اجتماعی تان قرارداد ببندند بخواهید که نمونه کارهای گرافیکی، عکاسی و ویدیویی ارائه دهند و از کارشناس هنری تان بخواهید که آنها را بررسی کند. (لطفا در کار کارشناستان دخالت نکنید. آن شخص کارشناس است و سلیقه و نظرش بسیار جامع است و نظر و سلیقه شما فقط چون مدیر هستید نباید بر نظر آن غالب شود)
در مورد امکانات آنها بپرسید. مواردی مثل مکان فیزیکی، امکانات و تجهیزات (دوربین ها و تجهیزات عکاسی، کامپیوتر و دیوایس های دیجیتالی‌شان، نفرات و تخصص و مدرک های مرتبط با کاری که انجام میدهند. (لزوما دانشگاهی نه)
بعد از اینکه به نظرتان قابل بودند، به آنها بریف بدهید. در بریف خود دقیقا ذکر کنید که چه میخواهید و چه اهدافی دارید و از آنها بخواهید که با توجه به بریفتان به شما پروپوزال ارائه دهند.
پروپوزال را بررسی کنید، اگر همه چیز در نهایت مورد تایید بود، یک قرار داد محکم بنویسید و کار را شروع کنید.

 

2. تولید محتوا به هر قیمتی

 

خیلی مشاهده شده که برندها در اینستاگرام پست هایی میگذارند که نه ارزش هنری دارند، نه ارزش محتوایی و به نظر من تیم تولید محتوا صرفا برای پایبند بودن به تعهد خود که در قرار داد ذکر شده (فرضا روزی حتما یک پست) آن را انجام داده.

من فکر میکنم که برند خروجی نداشته باشد خیلی بهتر است تا اینکه خروجی با کیفیت بد داشته باشد. ضمن اینکه مخاطبان از شما انتظار یک ریتم منظم برای بارگذاری محتوا را ندارند. آن تلوزیون و رادیو بود که مردم ساعت 9 منتظر میماندند تا فلان برنامه پخش شود. تصور کردن وجود چنین نگرشی در اینستاگرام، نشان دهنده عدم داشتن اطلاعات درست است.

3. پاک کردن کامنت های انتقادی - عدم پاسخگویی به عموم کامنت ها و پیام ها

 

برند تحت هر شرایطی ملزم به انتقاد پذیری است. این نظر شخصی من نیست. این راه و روش مدیریت صحیح یک برند است. با پاک کردن کامنت، شما یک شخص که میتواند مشتری تان شود را به یک شخص که همیشه برای شما تبلیغات منفی خواهد کرد تبدیل میکنید.

اگر از شما انتقاد شد، به جای رفتار زشت و ناپسندِ حذفی، ابتدا نشان دهید که نظر مخاطب برایتان مهم است. محترمانه با او صحبت کنید و بگذارید نقدش را کامل بیان کند. حرف دلش را بشنوید. اگر حق با او بود، با دل و جان نقدش را بپذیرید و به او وعده بدهید که مشکلاتی که مطرح کرده را برطرف خواهید ساخت. گاهی اوقات در همین نقد ها به نکاتی میرسیم که مجرب ترین کارشناسان بازاریابی نمیتوانند به آن برسند و برایش راه حل ارائه دهند. اما یک مخاطب توانسته این کار را مجانی برای ما انجام دهد.

خوب است که مرز بین توهین و انتقاد را بشناسیم و تنها کامنت های توهین آمیز را حذف کنیم، آن هم به این خاطر که روحیه اصیل جامعه ما به هیچ وجه الفاظ "رکیک" را نمیپذیرد و جامعه ما معتقد است که نباید حرمت ها به این شکل شکسته شود. شاید اگر بخواهم برای یک برندی که در اروپا فعالیت میکند و فرضا محصولات ورزشی تولید میکند، چنین فیلترهایی را مد نظر قرار ندهم و به طور کلی نسخه ای دیگر بپیچم.

یک مسئله ی دیگر که مطرح است، عدم پاسخگویی برند ها در اینستاگرام به کامنت ها است. نمیدانم این دیدگاه از کجا برآمده که ما نباید جواب کامنت مخاطبانمان را بدهیم. دوره ای که رسانه ها یکطرفه بودند به سر رسیده. الان رسانه ها بر پایه ی تعامل ساخته میشوند. نباید اجازه دهیم یکطرفه بودن رسانه ها در گذشته ما را بد عادت کرده باشد که هنوز و در عصر جدید همچنان از رسانه های 2 طرفه همانند رسانه های یک طرفه استفاده کنیم.

پس کامنت ها را با دقت و حوصله کافی باید پاسخ داد.

4. مسابقه

 

مسابقه در شبکه های اجتماعی یک مسئله ی دو سر باخت است. از یک طرف معتقدم که مخاطب باید به خاطر علاقه اش به برند، به صفحه بپیوندد و نه به خاطر جایزه. و از طرفی هم خوراکی که قرار است شرکت کننده ها برای شرکت در مسابقه تهیه و ارسال کنند، یک محتوای کارشناسی شده و زیبا نیست. به این دلیل که متاسفانه زیباشناسی عموم مردم، نقص دارد و عموما در تهیه یک عکس زیبا ناتوانند. بخشی از این ناتوانی هم از نظر من مربوط به عدم پرداختن به موضوع "زیبایی شناسی برای همه" در سیستم آموزشی ایران است.

زیبا نبودن محتوا، رنگ و بوی صفحه ما را به طور کلی تغییر میدهد و از آنجایی که صفحه اینستاگرام، ویترین یا نمایشگاه برند است، نباید متوجه چنین تغییری شود.

به عنوان شخصی که با مسابقه مخالف است اما تا به حال چندین مسابقه را در اینستاگرام طرح ریزی و اجرا کرده، در نهایت با مسابقه در اینستاگرام مخالفم. البته شیوه های دیگری وجود دارند برای اینکه ظاهر صفحه شما خراب نشود. مثلا استفاده از یک هشتگ اختصاصی برای مسابقه به این شکل که هر شخص عکس را در صفحه خودش میگذارد و با نوشتن هشتگ مربوطه در کپشن، وارد مسابقه میشود. که البته این سیستم هم باگ های زیادی دارد و همچنان من معتقدم که مسابقه روش درستی برای پروموت کردن نیست و ترجیح میدهم هزینه ای که برای مسابقه کنار میگذاریم، برای تبلیغات صفحه برند در صفحات پر بازدید اینستاگرام هزینه شود.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

این موضوع دروغ نیست که تعداد کاربران کلی و فعال فیس‌بوک و توییتر از سایر شبکه‌های اجتماعی بیشتر است. اما با این وجود چرا لینکداین ترافیک بیشتری برای شما می‌فرستد؟

در تحقیق دوساله‌ای که روی ۲ میلیون بازدید ارجاعی از طرف شبکه‌های اجتماعی در ۶۰ سایت مشارکت‌کننده انجام شد، لینکداین به تنهایی دو سوم ترافیک ارجاعی را از آن خود کرد و در رتبه نخست جای گرفت. مخاطبان و کاربران لینکداین، از قشر تحصیل‌کرده و متخصص جامعه هستند. بیشتر این افراد با فضای کاری و اقتصادی سر و کار دارند. پس نمی‌توان انتظار داشت کودک ۱۲ ساله یا ورزشکار حرفه‌ای رقص باله را در این شبکه اجتماعی ببینیم.

‌از آنجایی که طیف مخاطبان لینکداین را چنین افرادی تشکیل می‌دهند، محتوای شما (اگر واقعا مرتبط و به درد بخور باشد!) بیشتر دیده شده و لایک می‌خورد. این موضوع دقیقا برعکس اینستاگرام و تلگرام است که مخاطبین آن‌ها به دنبال محتوای خبری کوتاه و یا سرگرمی هستند.از آن مهم‌تر، افراد حرفه‌ای و متخصص همیشه به دنبال مرجع و محتوای کامل هستند. در نتیجه اگر شما در بروزرسانی‌های لینکداین خود به مقاله اصلی در سایت لینک بدهید، می‌توانید منتظر ترافیک ارسالی از طرف آن‌ها باشید.

اما در لینکداین چطور باید رفتار کنیم ؟

1- دروغ نگویید چون بالاخره برملا می شود.

2- اگر شخصی را نمی‌شناسید پیام دعوت برای برقراری وضعیت دوستی نفرستید، بعضی‌ها از این کار متنفرند.

3- وقتی که شما هنگام درخواست برقراری ارتباط برای ارسال پیام سفارشی هیچ تلاشی نمی‌کنید و تنها دکمه برقراری ارتباط را می‌زنید، این باعث می‌شود که مردم فکر کنند تلاش دارید تا جایی که ممکن است با افراد زیادی ارتباط برقرار کنید. البته سایت لینکداین محدودیت‌هایی را برای ارسال درخواست ارتباط بی‌رویه ایجاد کرده است.

4- هرگز پیام مشابه برای همه نفرستید مثلا پیامی که برای یک متخصص سئو می‌فرستید نباید همانند پیامی باشد که برای یک پزشک می‌فرستید. همینطور با مطالعه دقیق پروفایل افراد متوجه می شوید که مثلا نباید پیام مشابهی را برای دو برنامه نویس زبان PHP ارسال کنید.

5- لینکداین یک سایت شبکه سازی حرفه ایست. افراد باید تصویر شخصی داشته باشند نه لوگو. جای دیگری در لینکداین برای نمایش شرکت‌ها وجود دارد. شرکت خود را در آنجا می‌توانید اضافه کنید و لوگوی شرکت‌تان را نیز به آن اضافه کنید.

6- برخی مثلا اول اسم و فامیلشان را می‌نویسند، اما واقعا چه دلیلی برای این کار وجود دارد؟ معمولا اسپمرها چنین کاری را انجام می‌دهند. پس سعی کنید نام خود را کامل درج کنید.

7- گرچه لینکداین در درجه اول به عنوان یک ابزار شبکه سازی کسب و کار ساخته شده است، اما هیچ کس تمایلی ندارد که ببیند شما دائما درباره خود و شرکت‌تان چه می‌گویید. در لینکداین هم می‌توانید اطلاعات جالب به اشتراک بگذارید فقط سعی کنید با پست‌های خود اعتبارتان را افزایش دهید.

8- وقتی اطلاعات جدیدی وارد لینکدین خود می کنید این اطلاعات برای دوستان شما هم نشان داده می شود. اگر دائما در حال اضافه کردن وضعیت به روزرسانی باشید، دوستان و کسانی که با شما در ارتباط هستند ممکن است از شما دلخور شوند، برای بروزرسانی‌های شخصی توصیه می شود حداکثر سه بار در روز این کار را انجام دهید و از Buffer App برای برنامه ریزی بروزرسانی‌های خود استفاده کنید.

9- لزومی ندارد همه توییت‌هایتان را به لینکداین اضافه کنید، همانطور که قبلا هم اشاره کردیم بروزرسانی های زیاد می‌تواند باعث آزار کسانی که با آنها در ارتباط هستید شود.

10- لینک‌ها یا بروزرسانی‌هایتان را به هر گروهی که در آن عضو هستید نفرستید بلکه درباره آنچه که می‌خواهید ارسال کنید، فکر کنید و تصمیم بگیرید که این مورد برای اعضای کدام گروه می‌تواند مفید و جذاب باشد. همینطور بهتر است با قوانین گروه هایی که در آنها عضو هستید بیشتر آشنا شوید.

11- چک کردن املای نوشتاری و اصول گرامری را فراموش نکنید شاید در توییتر و فیسبوک این مورد چندان مهم نباشد، اما در لینکداین به عنوان یک شبکه کسب و کار چندان خوش آیند نیست. سعی کنید کلمات و جملات را کامل بنویسید. اگر در توییتر به خاطر محدودیت بالا در تعداد حروف سعی می‌کنید کوتاه تر منظور خود را برسانید، در لینکداین سعی کنید که همانند یک حرفه ای در حرفه خود عمل کنید.

12- حتما نباید با اعضایی که لینکداین پیشنهاد می‌کند ارتباط برقرار کنید. همینطور بسیاری از لینک‌های توصیه شده لینکداین دارای ارزش محتوایی نیستند. در ضمن اکانت‌های اسپمر زیادی در لینکدین وجود دارند که به شما پیام فرستاده و درخواست پاسخ به ایمیل را از شما دارند. به درخواست‌هایی از اشخاصی که آنها را نمی‌شناسید، اعتماد نکنید.

13- در لینکداین هم می‌توانید ارسال‌های دیگران را لایک زده و یا بازنشر کنید و نیز نظر خود را زیر آن بنویسید. اما کپی کردن ارسال‌های دیگران و ارسال آن از طرف خودتان به نظرم ایده چندان خوبی نباشد!

14- لینکداین ، فیسبوک نیست! در لینکداین کسی تمایلی به دیدن عکس شما و دوست قدیمی‌تان که در آخرین سفر خارجی انداخته اید ندارند.

15- از گذاشتن پست های شبانه ، بعد از ظهرهای دیرهنگام و آخر هفته ها اجتناب کنید. اگر به دنبال داشتن تعداد بیشتری از مخاطبان هستید که مطالب شما را دنبال کنند، کار درست این است که زمانی اقدام به انتشار مطالب نمایید که افراد در اینترنت حضور داشته باشند. لینکداین بیشترین میزان ترافیک خود را در صبح ها و ظهر ها و از دوشنبه تا جمعه معرفی کرده است. ( برای ایرانیان شنبه تا چهارشنبه است ). ساعت کسب و کار رسمی ادارات ، بطور عمومی ، برای لینکداین ( واکثر شبکه های اجتماعی ) بیشترین میزان بهره وری را دارد، البته این بدان معنا نیست که نیاز است شما زمانهای خاصی را بطور منظم برای اینکار در نظر بگیرید بلکه باید ببینید در این بازه زمانی (ساعات کاری ادرای) چه ساعتی برای شما بهتر است و یا بازدیدکنندگان بیشتری دارد. مطمئن شوید که تنظیم و برنامه پست دهی شما با ریتم مخاطبان و بازدیدکنندگان لینکداینی متناسب باشد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو
طراحی سایت