هرساله بسیاری از کسب وکارها میلیاردها دلار برای تبلیغ در فیس بوک و اینستاگرام هزینه می کنند. اگر سرعت سرمایه گذاری تبلیغاتی در حوزه های آنلاین به همین ترتیب پیشروی داشته باشد، تا سال ۲۰۱۹ فقط در آمریکا ۱۷٫۳۴ میلیارد دلار هزینه تبلیغات آنلاین خواهد بود.

 این رقم شگفت انگیز پرسش های زیادی را در ذهن مخاطب ایجاد می کند. به عنوان مثال، چرا این مقدار هزینه اثربخش و رو به افزایش است؟ پاسخ را باید در امکانات فراوانی که این فضا به بازاریاب ها و طراح های تبلیغات می دهد، جست وجو کرد. در حقیقت شبکه های اجتماعی به صاحبان کسب وکار امکان کنترل کامل روی مخاطب و دسترسی آسان به مخاطب هدف را می دهد. با این حال همگام با امکانات بیشتر در زمینه کنترل مخاطب نیاز به تأمل از سوی بازاریاب ها نیز بیشتر می شود. در واقع در چنین فضایی دیگر صحبت از بازاریابیتوده ای قابل دفاع نیست.

برهمین اساس باید به سوی انتخاب مخاطب ایده آل و طراحی بهترین استراتژی به منظور دستیابی به آنها حرکت کنیم. به دلیل اهمیت این موضوع در این مقاله «لورن سلدِن» به بررسی چگونگی استفاده از ابزارهای هدف گذاری مخاطب در شبکه های اجتماعی به منظور دستیابی به مخاطب مورد نظر خواهد پرداخت.

گام اول: جمع آوری اطلاعات

گردآوری اطلاعات پیرامون مخاطب هدف یکی از مهم ترین ابزارها در راستای شناخت هرچه کامل تر از میزبان های تبلیغاتی مان است. برخی از سازمان ها اطلاعاتی طبقه بندی شده در مورد مشتریان شان دارند. این امر معمولا در شرکت های نسبتا بزرگ و با سابقه مرسوم است. اگر به هر دلیلی چنین اطلاعاتی را در دست ندارید، تلاش برای گردآوری آن به هزینه اش می ارزد.

پس از دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده باید مشتریان و مخاطب های دارای ویژگی موردنیاز در کمپین تان را انتخاب کنید. استفاده از این نوع اطلاعات نه تنها در زمان و هزینه های بازاریابی صرفه جویی خواهد کرد، بلکه تأثیرگذاری فعالیت مان را نیز تضمین می کند.

۳ گام اساسی برای جذب مشتری واقعی از طریق شبکه های اجتماعی

در این مرحله در صورت وجود اطلاعات کار نسبتا راحت خواهد بود. با این حال در صورت فقدان چنین مدارکی باید راهکار مناسب را برای تولیدشان انتخاب کرد. در این راستا بهترین راهکار توجه به معیارهای مخاطب ایده آل پروژه تبلیغاتی مان است. همچنین تصویرسازی مخاطب به همراه مشکلات و دغدغه های روزمره اش اهمیت فراوانی دارد. به این ترتیب تا حدودی امکان پیش بینی نحوه عملکرد مخاطب هدف مان فراهم می شود.

در مرحله بعد، باید ویژگی های موردنظرمان را به صورت دقیق و وسیع تر ترسیم کنیم. به عنوان مثال علاوه بر ویژگی هایی نظیر نیاز به محصول مورد تبلیغ باید مخاطب را از نظر سن، جنسیت و محل سکونت نیز تقسیم بندی کرد. در صورت امکان آگاهی از سلیقه شخصی و همچنین شبکه اجتماعی که بیشتر از آن استفاده می کنند نیز مفید خواهد بود.

در نهایت باید نحوه کمک رسانی محصول مان به مخاطب را مدنظر قرار دهیم. به عبارت بهتر، تمام فرآیند تبلیغات در راستای رفع نیاز مخاطب است. حال اگر این نیاز اصلا وجود نداشته باشد، هزینه های ما بی نتیجه خواهد ماند. یک راهکار ساده در زمینه دستیابی به مخاطب هدف مشاهده و تحلیل نحوه فعالیت سایر رقباست. براین اساس در کسب وکار خود فعالیت تبلیغاتی آنلاین یک یا دو رقیب تان را زیر نظر بگیرید. نحوه طراحی مطالب، شبکه های اجتماعی مورد استفاده و همچنین هشتگ های آنها به شما کمک شایانی در شناسایی مخاطب هدف خواهد کرد.

گام دوم: انتخاب استراتژی مناسب برای شبکه های اجتماعی مختلف

اگرچه کمپین های تبلیغاتی در راستای تحقق یک هدف ساده و مشخص توسعه می یابند، با این حال آگاهی از شبکه اجتماعی مناسب برای جلب مشتری به همین آسانی ها نیست. در اینجا باید به تفاوت سلیقه و سطح نیازهای کاربران هرکدام از شبکه های اجتماعی توجه کرد. به عنوان مثال، کاربران لینکدین بیشتر علاقه مند مطالعه مقاله های تخصصی پیرامون حوزه های مختلف کسب وکار هستند. در سوی مقابل، کاربران اینستاگرام اصولا با هر پستی که دربرگیرنده مطلب طولانی باشد، مشکل دارند. برهمین اساس انتخاب شبکه اجتماعی مناسب برای پیگیری فعالیت تبلیغاتی اهمیت بسیار زیادی دارد.

هنگامی که صحبت از ابزارهای مناسب برای هدف گذاری تبلیغاتی می شود، هیچ شبکه اجتماعی توان رقابت با فیس بوک و اینستاگرام را ندارد. این دو غول دنیای شبکه های اجتماعی علاوه بر ارائه امکانات متنوع در زمینه هدف گذاری مخاطب ها، اطلاعات جانبی جذابی در مورد فالوورهای تان نیز به شما می دهند.

در سوی دیگر میدان، توییتر و لینکدین اطلاعات کمتری در مورد کاربران در اختیار بازاریاب ها قرار می دهند. در عوض توییتر امکان هدف گذاری مخاطب با استفاده از کلیدواژه و هشتگ را فراهم کرده است. همچنین لینکدین نیز با توجه به بیوگرافی نسبتا کامل اغلب کاربرانش فرآیند هدف گذاری مخاطب را برای صاحبان کسب وکار بسیار راحت ساخته است.

توجه به امکانات هرداک از شبکه های اجتماعی هنگام بارگذاری پست های تبلیغاتی اهمیت ویژه دارد. به عنوان مثال، در توییتر برای تبلیغ لوازم سفر از هشتگ هایی نظیر «سفر_خوب» یا «گردش _خانوادگی» استفاده کنید. در سوی دیگر در فیس بوک از امکاناتی نظیر سن و محل سکونت افراد برای ارائه آگهی بهره ببرید.

اگر اندکی خلاقیت بیشتر به خرج دهیم، امکان بازاریابی عمیق تر نیز وجود خواهد داشت. به عنوان مثال، هدف گذاری کاربرانی که پست های مرتبط با کسب وکارمان را لایک کرد ه اند، راهکاری مناسب برای بازاریابی ثمربخش محسوب می شود. همچنین هدف گذاری مخاطب براساس مناسبت های پیشرو نیز مطلوب به نظر می رسد. به عنوان مثال، در فیس بوک امکان طبقه بندی کاربران براساس تاریخ تولدشان وجود دارد. همچنین فیس بوک در به روز رسانی جدیدش دسترسی به مخاطب هایی را که تولد دوستان شان نزدیک است برای اکانت های تجاری فعال کرده است. استفاده از این ویژگی برای کسب وکارهایی نظیر گردشگری و آژانس های هواپیمایی مطلوب به نظر می رسد.

در پایان این بخش باید به ضرورت صرفه جویی در هزنیه ها اشاره کرد. براین اساس، ارائه تبلیغات به کاربرانی که از پیش نسبت به عدم علاقه شان آگاه هستیم، منطقی نخواهد بود. در اینجا طبقه بندی کاربران اهمیت می یابد. به این ترتیب با رعایت مطالب ارائه شده در این مرحله تا حد زیادی از عدم هزینه بی مورد پرهیز خواهید کرد. همچنین فراموش نکنید که شما قابلیت هدف گذاری مخاطب براساس دستگاه مورداستفاده را نیز خواهید داشت. به عنوان مثال در صورت فعالیت در زمینه فروش لوازم جانبی گوشی های اندرویدی، شناسایی کاربرانی که از این سیستم عامل استفاده می کنند از صرف هزینه بیشتر جلوگیری خواهد کرد.

گام سوم: دریافت حداکثر بازخورد از مخاطب با ایجاد آرشیو گسترده

پس از موفقیت در دستیابی به مخاطب های هدف نوبت به ترکیب اطلاعات می رسد. این گام پس از انجام هر کمپین تبلیغاتی ضروری است. براین اساس اطلاعات به دست آمده در طول کمپین های مان را با یکدیگر ترکیب و مجموعه ای عظیم از مخاطب های مناسب با ماهیت کسب وکارمان خلق خواهیم کرد. اهمیت این شیوه در بازاریابی به اندازه ای است که برخی از آژانس های بین المللی با گردآوری تخصصی چنین اطلاعاتی درآمدهای چند میلیون دلاری کسب می کنند.

در این گام باید نسبت به حذف کاربرهای تکراری توجه کافی به خرج داد. در واقع در هر کمپین تعداد ثابتی از کاربران شناسایی به لیست شما اضافه می شوند. در این میان نزیدک به ۲۰درصد مخاطب های جدید از پیش از لیست تان حضور دارند. به این ترتیب با حدف کاربرهای تکراری تا حد امکان حجم پایگاه داده مان را پایین خواهیم آورد.

در عصر دیجیتالی نگهداری آرشیو مخاطب های هدف گذاری شده به صورت فیزیکی چندان منطقی به نظر نمی رسد. برهمین اساس استفاده از سیستم های فضای ابری مانند گوگل درایو یا دراپ باکس برای ذخیره سازی امن اطلاعات مناسب است. مزیت اصلی این شیوه نگهداری اطلاعات سهولت در دسترسی بدان هاست. به این ترتیب دیگر وقت تان را برای جست وجوی کاربران و افراد مدنظر تلف نخواهید کرد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

باید ها و نباید های بازاریابی دهان به دهان

بازاریابی دهان به دهان یکی از قدیمی‌ترین انواع استراتژی بازاریابی است. این نوع بازاریابی یک راه خوب و مطمئن برای رسیدن به مشتریان هدف است و آن‌ها را به خرید یک محصول از برند خاص تشویق می‌کند. بازاریابی دهان به دهان از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ(افراد سرشناس) به معنی استفاده از رهبران و افراد سرشناس، متفکر و معروف در صنعت خود برای انتشار پیام خود به مخاطبانی گسترده‌تر است. به جای بازاریابی مستقیم برای یک گروه زیادی از مردم، شما با افراد و صنایع سرشناس ارتباط برقرار کرده و همکاری‌های متقابل سودمندی برای تبلیغ برند خود انجام می‌دهید. شبکه‌های اجتماعی و بازاریابی محتوا دو عنصر مهم بازاریابی افراد سرشناس هستند.

طبق یک مطالعه شرکت نیلسون در سال ۲۰۱۵، ۸۴ درصد از مصرف‌کنندگان توصیه‌های دوستان و خانواده را قابل‌ اعتماد‌ترین و مؤثرترین عمل هنگام تصمیم‌گیری‌های خرید خود می‌دانند. بازاریابی دهان به دهان افراد سرشناس همان مفهوم توصیه‌ی دهان به دهان است که به غیر از عزیزان، افراد سرشناس را نیز شامل می‌شود.

حتی در عصر امروز، بازاریابی دهان به دهان مؤثر است و تأثیر زیادی بر ذهن مصرف‌کنندگان دارد. استراتژی بازاریابی آنلاین مفهوم بازاریابی دهان به دهان را تغییر داده است و مفهوم و موفقیت این نوع بازاریابی بستگی به کانال‌های ارتباطی مختلف دارد. بازاریابی دهان به دهان از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ(افراد سرشناس) را می‌توان ارائه‌ی توصیه‌های آنلاین از طریق نقد و بررسی‌های آنلاین، به اشتراک‌گذاری محصول در شبکه‌های اجتماعی، به اشتراک‌گذاری نظرات از طریق بحث، تبادل‌نظر و وبلاگ‌نویسی توصیف کرد. تبادل آنلاین اطلاعات، در تأثیرگذاری بر تصمیمات مشتریان در زمان حاضر نقش مهمی بازی می‌کند. بسیاری از کسب‌و‌کارهایی که موفق هستند، وابسته به بازاریابی و توصیه‌های دهان به دهان هستند.

چگونه به وسیله‌ اینفلوئنسر مارکتینگ بازاریابی دهان به دهان موفقی را انجام دهیم؟

افراد سرشناس در بازاریابی دهان به دهان افرادی مهم و کلیدی محسوب می‌شوند چرا که آن‌ها همیشه و در همه عصر داستان‌هایی را با مخاطبان به اشتراک می‌گذارند. تمام کاری که باید انجام دهید این است که آن‌ها را پیدا کرده و متقاعد کنید  در مورد برند و یا محصول شما داستان‌ها را گفته و به اشتراک بگذارند.

در حالی که بازاریابی دهان به دهان را می‌توان یک فرایند پیچیده محسوب کرد اما سه عنصر کلیدی است که پایه و اساس هر بازاریابی موفق را تشکیل می‌دهد: شناخت افراد سرشناس، پیدا کردن افراد سرشناس مناسب و سپس ارائه‌ی داستانی که آن‌ها بتوانند از فردی به فرد دیگر منتقل کنند. چند نمونه از کارهای مهمی که باید هنگام اجرای این نوع استراتژی باید به خاطر داشته باشید در ذیل عنوان شده است:

تحقیق کنید

درباره‌ی مخاطب هدف خود و مخاطبان و مشترکین افراد سرشناسی که به دنبال همکاری با آن‌ها هستید تحقیق کنید. آن دسته از مخاطبان و افرادی که بیش‌ترین همپوشانی را دارند، انتخاب کنید یعنی افرادی که با آنچه شما به دنبال تبلیغ آن هستید همخوانی دارند.

یک کمپین ایجاد کنید

هنگامی که شما مخاطبان و افراد سرشناس مناسب خود برای همکاری را شناسایی کردید یک کمپین ایجاد کنید و از صدای افراد سرشناس برای تبلیغ محصول و یا برند شما استفاده کنید. معیارهای که کارایی بازاریابی دهان به دهان به وسیله‌ی‌ این افراد را افزایش می‌دهد، بیابید.

داستان خود را بگویید

داستان برند شما باید آنقدر جذاب باشد که تأثیری مثبت بر ذهن افراد سرشناس داشته باشد و آن‌ها تمایل داشته باشند آن را بیان کرده و به اشتراک بگذارند. تنها زمانی که شما یک نقد و بررسی کامل از محصول ارائه دهید، آن‌ها می‌توانند اطلاعات دقیقی را کسب کنند و در اختیار مخاطب قرار دهند.

محصولات و خدمات مناسب مخاطبان هدف باشد

شما باید این واقعیت را در نظر بگیرید که بازاریابی دهان به دهان از طریق اینفلوئنسر مارکتینگ زمانی موفق‌تر خواهد بود که مجصولاتی متناسب و مربوط به مصرف‌کنندگان و مخاطبان هدف را ارائه دهید. اگر مخاطبان هدف شما افرادی با میانگین سنی ۵۰ تا ۶۰ سال باشند، شما نمی‌توانید درباره چیزی که مربوط به نوجوانان است صحبت کنید.

از اصالت اطلاعات محصول مطمئن شوید

درباره‌ی آنچه برند شما وعده می‌دهد با افراد سرشناس صحبت کنید. اگر شرکت شما به تولید و فروش محصولات آرایشی بهداشتی می‌پردازد شما نمی‌توانید نتایج حاصل از محصولات دارویی را تضمین کنید. دادن اطلاعات غلط ممکن است اعتبار کسب وکار شما را به خطر اندازد. اطلاعات معتبر کمک می‌کند که بازاریابی دهان به دهان از سوی افراد سرشناس بر مردم بیشتر تاثیر بگذارد.

راه‌هایی برای جلوگیری از موانع در مسیر بازاریابی دهان به دهان

اگرچه بازاریابی دهان به دهان افراد سرشناس به عنوان یکی از بهترین استراتژی‌های تبلیغاتی برای نفوذ و تأثیرگذاری بر مصرف‌کنندگان توصیف شده است اما لازم است بدانید که این نوع بازاریابی می‌تواند باعث افزایش اعتبار کسب و کار شما شده و یا به طور کامل به اعتبار آن آسیب بزند. مشکلات مربوط به استراتژی بازاریابی دهان به دهان تقریباً شبیه به سایر کمپین‌های بازاریابی است. موفقیت این نوع استراتژی  به طور کامل به نحوه‌ای که افراد سرشناس اطلاعات را به  کانال‌های دیگر ارائه می‌دهند بستگی دارد. بهترین راه برای غلبه بر موانع مربوط به بازاریابی WOM عبارتند از:

در بازاریابی دهان به دهان به روشی مشابه همچون سایر برنامه‌های بازاریابی عمل نکنید. همیشه آن را به نحوی متفاوت نسبت به روش‌های دیگر انجام دهید. تنها درباره چیزی که مربوط به کالا است صحبت کنید و آن را با یک لحن جذاب و ترغیب‌کننده بیان کنید.

درباره‌ی محصول به نحوی درست و مناسب به افراد سرشناس اطلاعات و آموزش دهید. آن‌ها باید بتوانند در ارتباطات آنلاین خود در مورد مزایای استفاده از محصول و میزان تفاوت آن از برندهای دیگر اطلاعات دهند.

برای اینکه مردم را از طریق بازاریابی دهان به دهان متقاعد و ترغیب کنید مهم است که  تصویر برند خوبی بسازید. برای این کار لازم است کمی بیشتر روی کمپین بازاریابی از طریق افراد سرشناس کار کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

مدیریت کردن حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی مختلف کاری است که به مهارت، دقت و نکته‌سنجی بدیع نیاز دارد. برای اینکه بتوانید آوازه کسب‌وکار خود را در پهنه شبکه‌های اجتماعی گسترش دهید، باید بتوانید به بهترین نحو ممکن از این پلتفرم‌ها بهره بگیرید.

کسانی که در زمینه مدیریت حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی فعالیت دارند می‌دانند که گاها یک اشتباه ممکن است بهای گزافی برای کسب‌وکار داشته باشد. بنابراین پر واضح است که باید با تمام زیر و بم این کار حساس آشنایی داشته باشید. ما قصد داریم ۷ اشتباه رایج در مدیریت حساب‌های کاربری شبکه‌های اجتماعی را با شما به اشتراک بگذاریم.

برای مدیریت و موفق هرچه بهتر شبکه‌های اجتماعی شما نیز سعی کنید هرگز این هفت اشتباه را تکرار نکنید.

تمرکز روی کمیت به‌جای کیفیت

حضور شما در شبکه‌های اجتماعی باید امری پایدار و مداوم باشد، به‌گونه‌ای که کاربر احساس کند شما همیشه در کنار او هستید و می‌توانید مشکلات و سوالات او را به بهترین نحو ممکن پاسخ بگویید. اما توجه داشته باشید که در شبکه‌های اجتماعی هرگز نباید کیفیت را فدای کمیت کنید.

اینکه ۱۰۰ پست باکیفیت در اینستاگرام داشته باشید خیلی بهتر از آن است که ۱۰۰۰ محتوای بی‌کیفیت و با نرخ بازدهی پایین را پست کنید. با کاهش دفعات پست کردن مطالب در شبکه‌های اجتماعی می‌توانید بخشی از تمرکز خود را به کیفیت پست‌ها اختصاص دهید.

در تمام شبکه‌های اجتماعی حضور دارید

یکی از اشتباهات رایجی که مدیران کسب‌وکارها مرتکب می‌شوند این است که برای شرکت خود در تمامی شبکه‌های اجتماعی حساب کاربری ایجاد می‌کنند. شما فقط باید در پلتفرم‌هایی حضور داشته باشید که می‌دانید کاربران و مشتریان بالقوه‌تان نیز در آنجا حضور دارند.

هرچقدر که در شبکه‌های اجتماعی بیشتری فعال باشید به این معنی است که زمان بیشتری از شما صرف این پلتفرم‌ها خواهد شد و به‌احتمال‌زیاد نیز هیچ نصیبی از حضور در شبکه‌های اجتماعی ناآشنا نخواهید برد.

پست کردن یک محتوای واحد در تمامی شبکه‌های اجتماعی

ما معمولا به مشتریان توصیه می‌کنیم که محتواهایی منحصر به فرد را در هر شبکه اجتماعی به اشتراک بگذارند و از اشتراک‌گذاری یک محتوای واحد در تمامی شبکه‌های اجتماعی خودداری کنند. باید بدانید که نیازهای کاربران هر پلتفرم با پلتفرم دیگر متفاوت است و با یک محتوای واحد نمی‌توانید امیدی به جذب مخاطب جدید داشته باشید.

برای مثال، اینستاگرام یک شبکه اجتماعی بصری محور است و نوع کارکرد آن با فیس‌بوک یا توییتر متفاوت است. متن‌های بلندی که در فیس‌بوک به اشتراک گذاشته‌اید شاید در اینستاگرام نتوانند برایتان کاری از پیش ببرند.

۷ اشتباهی که نباید در شبکه‌های اجتماعی مرتکب شوید

سایز نامناسبی را برای ویدئوها و تصاویر خود استفاده کرده‌اید

محتواهای بصری در شبکه‌های اجتماعی همیشه بیش از سایر محتواها مورد توجه کاربران قرار می‌گیرند و از این حیث از اهمیت بالایی برخوردار هستند. اما سایز مناسب برای محتواهای بصری نیز نکته‌ای است که باید به آن توجه داشته باشید.
 

بر اساس مطالعات صورت گرفته توسط bufferapp، نرخ بازدید و تعامل ویدئوهای مربعی معمولا ۷۸ درصد بیشتر است. با توجه به استفاده روزافزون کاربران از گوشی‌های هوشمند برای سیر در شبکه‌های اجتماعی، در نظر گرفتن سایز مربعی برای ویدئوها و تصاویر اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند.

فقط محتواهای خودتان را به اشتراک می‌گذارید
 

در مدیریت شبکه‌های اجتماعی نباید خساست به خرج دهید و باید با روی گشاده محتواهای مفید سایر سایت‌ها را نیز به اشتراک بگذارید. این کار باعث ایجاد پلی میان کسب‌وکار شما و سایت‌ها و مراکز دیگر می‌شود و هر دو طرف می‌توانند از مزیت‌های این همکاری بهره‌مند شوند. وقتی شما مطالب سایر سایت‌ها را در حساب‌های کاربری خود به اشتراک می‌گذارید، می‌توانید آگاهی از برند و تعداد دنبال‌کنندگان خود را نیز افزایش دهید.

از محتواهای تولید شده توسط کاربران استفاده نمی‌کنید
 

سعی کنید از محتواهای تولید شده توسط کاربرانتان نیز در پست‌های خود استفاده کنید. bufferapp با استفاده از همین رویکرد توانست تعداد دنبال‌کنندگان خود در اینستاگرام را در طی شش ماه حدود ۵۰۰ درصد افزایش دهید. با این رویکرد، کاربران تشویق می‌شوند که تعاملی بیشتر و باکیفیت‌تر با شما داشته باشند.

از ویدئو استفاده نمی‌کنید
 

ویدئو یکی از بهترین راه‌های ارتباطی در شبکه‌های اجتماعی است و معمولا پست‌های ویدئویی بازخورد خوبی را نیز دریافت می‌کنند. اما یکی از اشتباهات رایج کسب‌وکارها این است که فقط متن و تصویر را به‌عنوان خوراک شبکه‌های اجتماعی قبول دارند و حسابی روی ویدئو باز نمی‌کنند. غافل از اینکه ویدئو می‌تواند گاها بهتر است چند صد کلمه متن منظور کسب‌وکار را به مخاطبان منتقل کند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

ورود صنعت پوشاک و مد در فضای مجازی در میان کاربران ایرانی با تأخیر انجام و با به وجود آمدن فضای اینفلوئنسر ها در اینستاگرام و تلگرام بیشتر و همگانی‌تر شد.

یکی از دغدغه‌هایی که برندهای پوشاک مردانه و زنانه با آن روبرو بودند عدم توانایی در فروش آنلاین به دلیل نبود فرهنگ خرید اینترنتی در صنعت پوشاک و ناهماهنگی میان سایزها و اندازه لباس‌ها بود، اما با توجه به پتانسیل بسیار بالای کاربران در شبکه‌های اجتماعی و همچنین راه‌اندازی شبکه‌های فروش قدرتمند مانند بامیلو، دیجی استایل و غیره باعث شد تا برندهای پوشاک دست‌به‌کار شده و با حضور مستمر جلوی عقب ماندن برند خود در مقابل رشد سریع رقبا را بگیرند.

به دلیل اهمیت حضور در شبکه‌های اجتماعی به بررسی دو برند گراد و خانه مد راد در فضای مجازی پرداختیم که در متن زیر آمده است.

اگر صفحه اینستاگرام، یا کانال تلگرام خانه مد راد را مرور کنیم شاهد تصاویری از شخصیت‌های محبوب و موفق ایرانی می‌شویم، محتوای تولیدشده در خانه مد راد با استفاده از بازیگران و خوانندگان، کاملاً کاربر را درگیر با محصول خواهد کرد. اعتبار و جذابیت محصولات به شیوه‌ای جالب و غیرمستقیم بیان‌شده است، به‌عنوان مثال با ارائه تصاویر از خوانندگانی همچون احسان خواجه امیری، علی زند وکیل و شهاب مظفری بر روی استیج کنسرت، نشر تصاویری از هنرمندان مانند حامد بهداد، میلاد کی مرام و امیر آقایی با نوع مدلینگ و حتی از طریق تبریک به وحید جلیلوند که در جشنواره فیلم ونیز برندهٔ تندیس بهترین کارگردان بخش افق‌های ویژه بوده است کاربر را مجذوب لباس، طراحی و رنگ‌ها کرده و در آن حالت کاربر می‌داند که آن لباس وظیفهٔ خودش را انجام داده است و این محتوا به‌خوبی نقش خود را ایفا می‌کند.

البته گزارش‌های تصویری و متنی زیادی در وب سایت‌های مرتبط با لایف استایل و پوشاک با عناوین گوناگون به معرفی محصولات و خدمات خانه مد راد پرداخته‌اند که این گزارش‌ها نیز اگر به دست عموم کاربران و مصرف‌کنندگان مرتبط برسد تأثیر به سزایی در انتخاب فروشگاه و برند خواهد گذاشت.

محصولات معرفی‌شده در اینستاگرام و تلگرام بیشتر به‌عنوان یک اثر هنری دیده می‌شود و کمتر رنگ تبلیغ برای فروش به کاربر منعکس می‌گردد که کاملاً با نوع برند و خدمات خانه مد راد برابری دارد.

اما جای تعجب است که سرعت نشر تصاویر و محتوا در شبکه‌های اجتماعی پایین بوده و طرحی از جریان مناسبت‌ها در این صفحه به چشم نمی‌خورد.

 رقابت-برند-های-پوشاک-در-دیجیتال-مارکتینگ،-چرا-و-چگونه-؟-محمد-کیان-راد

نوبت به گراد می‌رسد. اولین چیزی که به چشم می‌خورد پایین بودن تعداد دنبال کنندگان برند گراد، با توجه به قدمت بالا و مدت‌زمان حضور بیشتر این نام در شبکه‌های مجازی است که می‌تواند ناشی از عدم برنامه‌های ارتباطی میان مشتریان فعلی با شبکه‌های اجتماعی گراد باشد.

محتوا با سرعت مشخص و کیفیت قابل قبولی در صفحات نشر می‌شود که اکثراً در قالب معرفی محصول و تبلیغ برای فروش است.

در تلگرام محتوا یکدست‌تر و مرتب‌تر دیده بوده و اگر کمی با دقت صفحه اینستاگرام را مرور کنیم متوجه تغییر سلیقه و نوع طراحی‌ها در طول ۲ سال گذشته خواهیم شد.

بعضی از طرح‌ها با تلاش بر خلاق بودن محتوا توانسته‌اند با خلاقیت نسبی ایجاد شوند و برای کاربر جلب‌توجه داشته باشند.

به سایت این دو برند سر زدیم و متوجه شدیم که سیاست‌ بازاریابی دیجیتال بر روی تولید محتوا و به‌روزرسانی سایت‌هایشان ندارند، ظاهراً تمایلی به رقابت با فروشگاه‌های قدرتمند اینترنتی نداشته‌اند و به همان شبکه‌های اجتماعی بسنده کرده‌اند.

شاید اگر کاربر می‌توانست اطلاعات بیشتری در مورد مد، پوشاک، رنگ‌ها و نوع ترکیب و انتخاب لباس در این صفحات به دست بیاورد تمایل بالاتری برای دنبال کردن این صفحات داشته باشد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اتاق های نمایش و فروش را فراموش کنید

این روزها مشتریانی که به دنبال خرید خودرو هستند سفر خود را به صورت آنلاین آغاز می کنند. سه چهارم  از خریداران گزارش کرده اند که پژوهش در اینترنت همچون استفاده از رسانه های اجتماعی با ارزش ترین واسطه ای  است که به هنگام انتخاب نمایندگی خودرو در دست دارند. به خاطر داشته باشید که نیمی از خریداران خودرو بر این باورند که  قبل از خرید وسیله نقلیه موردنظر خود تنها به یک نمایندگی سر می زنند.  خوب از این صبحت ها چه نتیجه ای می توان گرفت؟

حضور شما در دنیای آنلاین یک موضوع ضروری است. دیجیتال مارکتینگ در این حوزه باید در برگیرنده اجزای اجتماعی نیز باشد. در این مقاله قصد داریم نکاتی را برای دیجیتال مارکتینگ نمایندگان فروش خودرو بیان کنیم. پس همراه ما باشید.

در دیجیتال مارکتینگ فروش خودرو از گوگل استفاده کنید

 استفاده از رسانه های اجتماعی بدون استراتژی تنها به معنای از دست دادن زمان و منابعی است که در اختیار دارید. برای اینکه بتوانید نتیجه مدنظر خود را به دست آورید باید بدانید چه کسانی را هدف قرار می دهید، نیاز آن ها چیست، در مورد چه چیزی نگران هستند، چه چیزی از شما می خواهند ، از کجا می ایند و چه کاری انجام می دهند.  تحت چتر حمایتی Think with Google می توانید ابزارهای بازاریابی مفیدی همچون گوگل ترندز را پیدا کنید. همانطور که می دانید گوگل ترندز اطلاعات زمان واقعی را در مورد رفتارهای جستجوی مشتریان فراهم می کند و می تواند در درک رقیب به شما کمک نماید. همچنین می توانید مقالات مفید زیادی را در این حوزه پیدا کنید که در توسعه بازار به شما کمک می کنند.

 مخاطبان خود را پیدا کنید

 اگر به دنبال نتایج خوب و واقعی هستید باید بر روی پلتفرم هایی تمرکز کنید که مخاطبان هدف شما از آن استفاده می کنند. طیف وسیعی از ابزارها وجود دارد که به شما کمک می کند جایی که مخاطبان هدفتان در آن حضور دارند را پیدا کنید. این ابزارها در برگیرنده Facebook Ads Manager ، Pew Research Center ، Followerwonk ، Advanced Search on Twitter و موارد دیگر است.

یک روش ساده وجود دارد که نباید آن را فراموش کنید. کافیست از مشتریان خود بپرسید که از چه شبکه های اجتماعی استفاده می کنند. شما می توانید اینکار را از طریق نظرسنجی انجام دهید. به عنوان مثال، فرض کنید که 84 درصد از مشتریان شما در فیس بوک ، لینکدین و اینستاگرام حضور دارند پس می توانید بیشترین سرمایه گذاری خود را بر روی این پلتفرم ها قرار دهید.

اگر می خواهید توجه نسل هزاره را به خود معطوف کنید اینستاگرام انتخاب بسیار خوبی خواهد بود. اگر خانم ها برترین خریداران شما هستند می توانید از پینترست کمک بگیرید. آژانس  رسانه اجتماعی   می تواند در  تعیین مکانی که افراد در آن حضور دارند و بیشتر از آن استفاده می کنند به شما کمک کند. مرحله بعدی رسیدن به ان ها به کمک محتوای عالی و ایجاد تعامل است.

فراتر از فیس بوک و لینکدین کار کنید( اما فیس بوک و لینکدین را هم در برنامه کاری خود قرار دهید):
 

همانطور که قبلا نیز ذکر کردیم، اکثریت قریب به اتفاق خریداران از فیس بوک و لینکدین استفاده می کنند.  تبلیغات خودرو در این شبکه های اجتماعی، نرخ کلیک دوبرابری دارد. اما سایر پلتفرم ها نیز ممکن است برای جمعیت هدف شما جذاب باشند.

به عنوان مثال اینستاگرام زمانی که صحبت از کاربران عصر هزاره به میان می آید برنده خواهد بود. این شبکه اجتماعی فرصت عالی برای ارائه محتوای بصری تعاملی فراهم می کند و می تواند داستان برند را بازگو سازد. استفاده از تصاویر مناسب مشتریان را قادر می سازد خود را بر روی وسیله نقلیه موردنظر تجسم کنند.

اینکار مرور اجمالی از فرصت های موجود در خودرو را در اختیار مشتریان قرار می دهد.  شما می توانید به طور موثر کاربران خود را به تعامل وادارید.  آن ها را تشویق کنید تصاویری از تجربه خود با برند یا محصولاتتان را بگیرند و با سایر افراد به اشتراک بگذارند. اینستاگرام یکی از پلتفرم های اولیه و اساسی برای داستان سرایی است.

یکی دیگر از پلتفرم هایی که نمی توانید آن را نادیده بگیرید توییتر است. توییتر می تواند فروش صدها میلیون دلاری در صنعت خودرو داشته باشد. بیش از 327000 توییت مرتبط با خودرو در روز ارسال می شود و سه چهارم از آن ها مربوط به خرید هستند. این طیف از مخاطبان را نیز مدنظر داشته باشید.

یوتیوب و آپارات را فراموش نکنید:

اکثریت قریب به اتفاق خریداران خودرو بیان کرده اند که قبل از خرید خودروی موردنظر خود، به تماشای ویدئوی مرتبط با آن می پردازند. فایل های ویدئویی با کیفیتی تهیه کنید که اطلاعات مدل، مقایسه، قابلیت های ایمنی، آموزش و سایر موارد را برجسته سازد. ویدئوهای خود را بر روی یوتیوب و آپارات آپلود کنید و آن ها را در سایت خود تعبیه نمایید. سپس در صفحات اجتماعی خود به آن ها لینک دهید.

این مراحل در آغاز کار به شما کمک خواهند کرد.  اگر تجربه زیادی ندارید مجموعه ما می تواند در تمامی مراحل در کنار شما باشد.. 

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

90 درصد از اطلاعاتی که به مغز می رسد بصری است. به همین خاطر استفاده از محتوای بصری می تواند در کمپین دیجیتال مارکتینگ قدرت بیشتری برای جذب مخاطب داشته باشد. بازاریابان نیز در حال حاضر متوجه این موضوع شده اند. بر اساس یافته های سایت Search Engine Journal ، در سال 2016، حدود 53 درصد از بازاریابان بیان کرده بودند که بین 91 و 100 درصد از زمان خود را به انتشار محتوای بصری اختصاص می دهند.   از سال 2015، افزایش 130 درصدی در این حوزه وجود داشته است. علی رغم این موضوع، 71 درصد از بازاریابان کمتر از 5 ساعت از هفته را بر روی ایجاد عناصر بصری اختصاص می دهند. این موضوع بدین معنی است که بیشتر محتوای بصری که در دنیای مجازی منتشر می شود از سایر منابع به دست می آید. برندها زمانی  را برای ایجاد محتوای بصری منحصر به فرد اختصاص نمی دهند. 

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

چه زمانی تولید محتوای بصری برای شما نتایج خوبی به همراه خواهد داشت؟

تولید و ساخت محتوای بصری نباید دشوار یا زمانبر باشد. البته ما تولید محتوای بصری را برای شما انجام میدهیم همانطور که می دانید ابزارهای رایگان بسیار زیادی برای ایجاد اینفوگرافیک ها و نمودارها وجود دارد. به عنوان مثال Canva برای ساخت اینفوگرافیک و Infogr.am برای ایجاد نمودار به کار می رود.  در ادامه چند مورد از انواع متعدد محتوای بصری که می توانید ایجاد کنید را با هم مرور می کنیم.

1. عکاسی سفارشی:

تصاویر استوک محبوب ترین شکل از محتوای بصری محسوب می شوند اما این نوع از محتوای بصری همیشه هم موثر و جذاب نیست.  تصاویر و عکس های خسته کننده ای که بدون راهنماهای برند مورد استفاده قرار می گیرد نمی تواند شما را از سایر رقبای آنلاین متمایز سازد. در عوض بهتر است بر روی عکس هایی سرمایه گذاری کنید که تنها برای شما و برندتان ایجاد شده است.

این روزها، تصاویر با کیفیت زیادی را می توان به کمک گوشی های هوشمند گرفت.  همچنین می توانید از سایت هایی که تصاویر با کیفیت به اشتراک می گذارند نیز استفاده کنید. سعی کنید این تصاویر و عکس ها را در محتواهای متنی خود همچون مقالات و محتوای وبلاگ بگنجانید. اینکار باعث می شود محتوای موجود راحت تر خوانده شود و برای افراد جذاب باشد.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

2. Memes :

اگر ایده ای در مورد رسانه های اجتماعی داشته باشید بی شک Memes را مشاهده خواهید کرد. Memes تصاویری هستند که به همراه کپشن های طنز آمیز منتشر می شوند و می توانند به صورت ویروسی در میان افراد دست به دست شوند.  ممکن است فکر کنید که به اشتراک گذاری Meme ها تنها با دوستان و اعضای خانواده یا در میان فالوورهای اکانت های اجتماعی شخصی امکان پذیر است اما بازاریابان می توانند  از این گزینه به روش های خلاقانه استفاده کنند.

زمانی که  Virgin Media از کودکان موفق برای بازاریابی محصولات خود استفاده کرد چنین روشی را به کار برد. ایجاد Memes های شخصی و سفارشی بهترین روش برای  متمایز کردن برند  از سایر رقباست. اینکار می تواند جامعه ای را  در مورد برند شما ایجاد کند.  قبل از استفاده از Memes  در مورد مناسب بودن آن برای مخاطب و صنعت خود خوب فکر کنید. اگر برند شما برای مخاطبان جوان جذاب است می توانید از این گزینه به خوبی استفاده کنید.

 

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

3. ویدئوهای از پیش ضبط شده:

ویدئوها برای برجسته کردن نیازهای مشتریان و نشان دادن راه حل هایی که شما فراهم می کنید بسیار مفید و موثر خواهد بود. ویدئوها می تواند گران ترین شکل از محتوای تولیدی باشد زیرا تولید آن ها اغلب به دست شرکت های دیگر سپرده می شود. با اینحال تولید محتوای ویدئویی بسیار ارزشمند خواهد بود. یکی از مطالعات انجام شده نشان می دهد که قرار دادن فایل های ویدئویی در صفحات فرود می تواند نرخ تبدیل را تا 86 درصد افزایش دهد.

امروزه ایجاد ویدئوهایی با کیفیت کمتر برای استفاده در کانال های اجتماعی یا وبلاگ ها پذیرفته شده است. پست هایی که فایل های ویدئویی در خود دارند 300 درصد بیشتر از سایر پست ها لینک های داخلی دریافت می کنند. ویدئوهای مرتبط با محصولات/ خدمات و نیز فیلم هایی که در مورد نحوه استفاده از محصولات تهیه می شوند بسیار عالی خواهند بود.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

نکته ای در مورد فایل های ویدئویی موبایلی:

هر سال، تعداد ویدئوهایی که بر روی دستگاه های موبایلی تماشا می شوند  افزایش پیدا می کند. بر اساس یافته های Business Insider ، حدود 50 میلیون نفر از افراد در ایالت متحده آمریکا، فایل های ویدئویی را بر روی دستگاه های موبایلی خود تماشا می کنند و 15 درصد از تمامی ویدئوهای آنلاین  به طور جهانی بر روی گوشی های هوشمند و تبلت ها  تماشا می شوند.به همین خاطر باید اطمینان حاصل کنید که هر تصویر و فایل ویدئویی که در سایت خود دارید برای موبایل و دستگاه های موبایلی بهینه سازی شده است.

 

 

4. ویدئوهای لایو یا زنده :

چند وقتی فایل های ویدئویی در صدر قرار داشت اما امروزه فیلم های ویدئویی زنده محبوبیت بیشتری کسب کرده اند. ویدئوهای زنده در هر کسب وکاری عملکرد خوبی خواهند داشت. اینگونه فیلم ها  فاصله بین شرکت و بازدیدکننده را کاهش می دهند و می توانند برند شما را انسانی تر کنند. فیلم های زنده ویدئویی جدیدترین روش برای بازاریابای مشتریان است. در این روش مشتری احساس نمی کند برند مقابل در حال فروش محصول یا خدماتی به اوست. این نوع پاسخ دقیقا همان چیزی است که بازاریابان از کمپین موفق خود انتظار دارند.

2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

ویدئوهای زنده مسیری برای فناوری های اینده همچون واقعیت مجازی و واقعیت افزوده  باز می کنند . هر دوی این فناوری ها با سرعت بسیار زیادی در حال رشد هستند و محبوبیت زیادی کسب کرده اند. برای اینکه بتوانید چنین فرمت های جدیدی را به آغوش بکشید، باید با ویدئوهای زنده اشنا باشید و از آن ها استفاده کنید. گزینه لایو در فیس بوک و Periscope جزو پلتفرم های محبوب ویدئوهای زنده در سال 2017 خواهند بود.  معیارهای رسانه های اجتماعی بر روی فایل های ویدئویی زنده نیز قابل اعمال است. در ابتدا تلاش کنید تعداد فالوورهای خود را افزایش دهید. بهترین ویدئوهای زنده آن هایی هستند که مشتریان و کارمندان را هدف قرار می دهند. لازم نیست دوربین همیشه به سمت شما باشد. Dunkin’ Donuts یک نمونه عالی در این حوزه است. دانکین  از ویدئوهای زنده برای ارائه یک تور جذاب در مورد موقعیت های متعدد خود استفاده کرده و پشت صحنه آموزش کارمندان جدید را به  مخاطبان نشان می دهد. به کمک فیلم های ویدئویی زنده، مشتریان می توانند به افراد و موقعیت های آنان دست یابند.

5. اینفوگرافیک ها یا گیفوگرافیک ها

 نظر متخصصان در مورد اینفوگرافیک ها متفاوت است. با اینکه 48 درصد از بازاریابان B2C بر این باورند که استفاده از اینفوگرافیک ها برای بازاریابی موفق لازم و ضروری است و بیشتر افراد از این عناصر بصری در کمپین های بازاریابی خود استفاده می کنند اما برخی از بازاریابان معتقدند که عمر اینفوگرافیک ها به پایان رسیده است. راند فیشکین بازاریاب و بنیانگذار سایت Moz بر این باور است که اینفوگرافیک ها به راحتی خسته کننده می شوند و به همین خاطر بیشترشان به عنوان یک دارایی بصری مفید و موثر نخواهند بود.با اینحال،  در چند سال اخیر محبوبیت اینفوگرافیک ها بیشتر شده و هر فردی تلاش می کند اینفوگرافیک خود را ایجاد کند. اما بیشتر برندها اینکار را به درستی انجام نمی دهند. موثر بودن اینفوگرافیک ها به سادگی آن ها بستگی دارد. به همین خاطر اگر دریافتید که اینفوگرافیکی برای برند شما خوب است آن را ساده طراحی کنید.  این  تصویر از سایت Hubspot   نمونه ای از یک اینفوگرافیک موفق و عالی است.  همانطور که می بینید فرهنگ پاپ با موضوعات گرایشی در هم آمیخته شده است.

6. ارائه( Presentations ):

ارائه اطلاعات تنها در جلسات کاری مورد استفاده قرار نمی گیرد. سایت های آنلاینی همچون اسلایدشیر به کاربران خود اجازه می دهند فایل های خود را با مخاطبان وسیعی به اشتراک بگذارند. ارائه یک اسلایدشیر عالی  بر روی سرتیترهای خوب و طراحی و رنگ جذاب تمرکز دارد و تلاش می کند به کمک اطلاعات و اسلایدهای جذابی که درک آن ها آسان است نظر خواننده را به خود جلب نماید.  ارائه اطلاعات معمولا در برگیرنده داده های زیادی است به همین خاطر باید در طراحی ثابت قدم و پایدار باشد. همانند هر محتوای دیگری که برای بازاریابی به کار می رود، متن خوبی در فایل های خود بگنجانید و از منابع معتبر و مشهور استفاده کنید. به خاطر داشته باشید که Presentations را تنها در پاور پوینت ایجاد نمی کنند. شما می توانید از ابزارهای رایگانی همچون Skitch برای ایجاد گرافیک و متن بر روی تصویر استفاده کنید.

7. آمارها:

بیشتر محتوای طولانی را می توان در یک جمله خلاصه کرد. استفاده از آمار به شما اجازه می دهد محتوای خود را در ایده های مهم خلاصه کنید و شناخت از برند را افزایش دهید. Sprout Social به خوبی از آمارها استفاده کرده و آن ها را به محتوای بصری تبدیل نموده است.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

8. نقل قول ها:

چه کسی یک نقل قول خوب را دوست ندارد؟ بازاریابان معمولا تلاش می کنند از نقل قول های افراد متخصص و نویسندگان استفاده کنند. محتوای بصری نیز  این شکل از محتوا را جذاب تر از قبل کرده است.  مارکتو نمونه ای  در این حوزه است. این شرکت در گرافیک های خود از نقل قول های جذاب استفاده می کند.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

9. نمودارها:

 بیشتر بازاریابان زمانی که واژه محتوای بصری را می شنوند به یاد نمودارها می افتند. همانطور که می دانید نمودار یک فرمت فیزیکی و نیز آنلاین موثر برای نشان دادن اطلاعات است. نمودار به افراد کمک می کند با فراهم آوردن  نکات متنی، داده ها را به صورت بصری نمایش دهند و در درک بهتر این اطلاعات به آن ها کمک کنند.راند فریشکین در این باره می گوید:

نمودارها توسط منابعی که می خواهند اعداد و ارقام را نشان دهند و حتی منابعی که از اعداد نشئت گرفته اند و  به دنبال روش بصری برای نماش آن ها هستند مورد استفاده قرار می گیرد. این تکرار در به اشتراک گذاری نمودارها می تواند افراد زیادی را به سمت منبع اصلی سوق دهد. هر چقدار تعداد دفعات اشتراک گذاری این نمودارها بیشتر باشد تعداد افرادی که به سایت اصلی روی می آورند نیز بیشتر خواهد بود.

 سایت Buffer توانسته است اطلاعاتی را در مورد مزایای به اشتراک گذاری تصاویر در توییتر فراهم آورد. این سایت به خوبی از نمودار استفاده کرده است.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

از مزیت محتوای بصری استفاده کنید:

 با ظهور انواع جدیدی از محتوای بصری همچون ویدئوهای زنده در سال 2017، قادر خواهید بود از مزایای این نوع محتواها به نفع خود استفاده کنید. برای اینکه نتایج بهتری دریافت کنید بهتر است از تصاویر اصلی استفاده نمایید و آن ها را هر جایی که توانستید به کار ببرید.  از به کار بردن تصاویر استوک خودداری کنید یا اینکه مطمئن شوید آن ها شبیه تصاویر استوک نیستند.  از قابلیت ارائه فایل، فیلم های ویدئویی و Memes هر جایی که توانستید استفاده کنید. تولید محتوای بصری به طور منظم ، هویت بصری به برند می بخشد و آن را در ذهن بازدیدکنندگان ثبت می کند.   به طور کلی، محتوای بصری وارد ذهن افراد می شود و می تواند آن ها را برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد برند تشویق کند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اتصال بزرگ تر ممکن است همیشه به معنای اتصال بیشتر نباشد. رسانه های اجتماعی از آغاز قرن بیست و یکم، چهره جهان را تغییر داده اند. هنگامی که فیس بوک و سپس توییتر معرفی شدند، اعضای این شبکه ها آماده مشارکت با یکدیگر بودند. و امروزه شما می توانید نام کسی را در توییت یا فیس بوک ذکر کنید و از خبر ها مطلع شوید. تنها کافی است سراغ یکی از این شبکه های اجتماعی بروید.

1- اعتماد بسازید

اردن هاربینگ، یکی از بنیانگذاران پادکست Art of Charm می گوید: تعداد کمی از مردم، با طرفداران خود ارتباط برقرار می کنند. باید بدانید وقتی واقعا با مردم تعامل برقرار می کنید، بسیار شگفت زده می شوند. شما این گونه به طور جدی و معتبر، برای کسب و کار خود اعتماد ایجاد می کنید و زمانی که مردم به شما اعتماد می کنند و نفوذ بیشتری خواهید داشت، این گونه مردم می توانند پیام هایی را که می خواهید گسترش دهید تا به فروش برسد بیشتر به اشتراک می گذارند.

2- تخصص خود را به اشتراک بگذارید

گرانت ویز، کارآفرین سریالی و بنیانگذار دانشگاه بازاریابی املاک، به رغم درونگرا بودن، تأثیرگذار اجتماعی است. او بیان می کند این موضوع مهم است که به تگ ها، نظرات، اشتراک ها، یادداشت ها و... پاسخ دهید تا روابط و حتی فروش را در کسب و کارتان تقویت کنید و در ادامه می گوید: به سادگی با مشارکت و تلاش با کمک کسانی که با من در ارتباط بودند، توانستم هر هفته محصول فروش جدیدی را به کسب و کارخود اضافه کنم که به من کمک کرد شرکت را توسعه دهم.

3- ارتباط با دنبال کنندگان را رها نکنید     

کارولین سولدو، کارشناس بازاریابی می گوید: همانطور که رسانه های اجتماعی به سوی تجاری شدن گام برمی دارند، این ارتباط با دنبال کنندگان هم کمتر و کمتر می شود و ارتباطات شخصی از بین می رود. بازاریابان هوشمند باید این موضوع را بدانند که برای پاسخ دادن به پست ها زمانی که نامی از آنها ذکر شده یا برچسب گذاری شده اند، آماده باشند زیرا این کار ارتباط بین بازاریاب و دنبال کنندگان را افزایش می دهد و این همان چیزی است که هر دو طرف در ابتدا می خواهند.

4- مکالمات خود را به منظور توسعه کسب و کار خود افزایش دهید

جاسمین ستار، کارشناس بازاریابی می گوید: «اگر به نظریات به طور پیوسته پاسخ ندهید، دلیل کمی برای ادامه دادن نظر توسط افراد به وجود می آید. اگر افراد از نظر دادن و پسندیدن پست های شما امتناع کنند ارتباط شما با دنیای اطراف و افراد دیگر کاهش می یابد و رسیدن به اهداف  برای تان دشوار می شود. مهم این است که به یاد داشته باشید که رسانه های اجتماعی یک مکالمه واقعی زندگی در اینترنت است.

بنابراین، نگران نباشید که برای کسب و کار خود چه تعدادی دنبال کننده دارید تمرکز خود را روی اجتماعی بودن که مهم ترین اصل برای کسب و کار اینترنتی است، قرار دهید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اینفلوئنسر مارکتینگ  یا  بازاریابی تاثیرگذار  گونه ای از بازاریابی است که در آن از اشخاص مشهور و  کلیدی برای انتقال پیام به یک بازار بزرگتر استفاده می شود. در این نوع بازاریابی شما به جای اینکه تعداد زیادی از مشتریانتان را به طور مستقیم به خدمت بگیرید، می توانید از چهره های مشهور استفاده کنید تا پیامتان را به جای شما منتشر کنند .

گاهی اینفلوئنسر مارکتینگ به صورت پایاپای با دو نوع دیگر از بازاریابی همراه می شود :  بازاریابی شبکه های اجتماعی   و بازاریابی محتوا . اکثر کمپین های بازاریابی تاثیرگذار از یک رسانه اجتماعی استفاده می کنند و از اینفلوئنسرها انتظار می رود که مطلب مورد نظر را از طریق آن کانال انتشار  دهند. اکثر کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ پیامی را با خود دارند که این پیام را یا شما برای اینفلوئنسرها تولید می کنید و یا آن ها خودشان آن را تهیه می کنند. اگرچه بازاریابی شبکه های اجتماعی و محتوا نیز در کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ می گنجند، اما مترادف اینفلوئنسر مارکتینگ نیستند .

تفاوت «بازاریابی دهان به دهان» و «اینفلوئنسر مارکتینگ» چیست؟

اگرچه گاهی بازاریابی دهان به دهان و بازاریابی تاثیرگذار به جای یکدیگر استفاده می شوند، اما  تفاوتی اساسی میان این دو رشته وجود دارد؛ بازاریابی تاثیرگذار، ایده ی به کارگیری چهره های مشهور برای بالابردن تاثیر پیام میان طرفداران آنهاست، اما بازاریابی دهان به دهان شاهراهی است که این ارتباط از طریق آن صورت می گیرد. پس اگرچه در ذات اینفلوئنسر مارکتینگ، بازاریابی دهان به دهان نیز وجود دارد اما همه ی بازاریابی های دهان به دهان از اینفلوئنسر مارکتینگ نشئت نگرفته اند .

 5 گام برای عملی کردن برنامه بازاریابی تاثیر گذار

1.تعریفی از مخاطبین آنلاین شما

بازاریابی موثر ، ابتدا مصرف کنندگان هدف را شناسایی می کند تا درک کند که چطورآن ها تاثیر می گذارند و تصمیمات و رفتارخرید آن ها را شناسایی و ارزیابی می کند.

2.شناسایی تاثیرگذاران مناسب

شما نیاز است افرادی که محتوا را ایجاد و به اشتراک می گذارند پیدا کنید که می تواند روی کسب وکار و تصمیمات خرید شما تاثیرگذار باشد.چون ممکن است محتوایی که آن ها ایجاد می کنند با محصولی که شما می فروشید در ارتباط باشد پس شناسایی افراد تولید محتوا می کنند بسیار مهم است.

3.نظارت موثر از فرصت ها

به افراد تاثیرگذار گوش کنید و بر محتوایی که ایجاد می کنند نظارت کنید.از خودتان بپرسید: درباره چه موضوعاتی آن ها بنویسند؟ چطوری به اشتراک گذارند؟چه سوالاتی از مخابینشان بپرسند؟

4.اقدام و تعامل

با یک کار ساده شروع کنید( با پیروی کردن از آن ها، به اشتراک گذاشتن مقالات ان ها). ابتدا باید اعتماد را ایجاد کنید و سپس از آن ها دعوت کنید تا با همدیگر کار کنید.

5.اندازه گیری نتایج شما

رابطه ای که با افراد تاثیرگذار ایجاد کردید حفظ کنید وببینید چطور آن ها رویدادهای محسوس را تفسیر می کنند(مثلاً ملاقاتشان). یاد بگیرید و تمرین کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

به نظر می رسد در سال های آینده، بازاریابان کنترل مشتریان و تجربیات آن ها را به طور کامل در دست خواهند گرفت.  سایت Economist Intelligence Unit از 499 مدیر ارشد بازاریابی و معاونان آن  در مورد تکامل بازاریابی سوال کرده است. آن ها تلاش دارند به کمک این مصاحبه ها فناوری های کلیدی و گرایش هایی که باعث تغییر در صنعت بازاریابی  می شود را در چهار سال آینده بیابند و مورد بررسی قرار دهند. در این مقاله قصد داریم خلاصه برخی از یافته های کلیدی را در اختیار بازاریابان قرار دهیم.

گرایش های داغ فناوری برای بازاریابان:

نمودار زیر زیاد هم شگفت انگیز نیست. سال هاست که موبایل و دستگاه های موبایلی به یک گرایش بزرگ در حوزه بازاریابی تبدیل شده است. همانطور که می دانید موبایل بیش از نیمی از ترافیک وب را به خود اختصاص داده است. اینترنت اشیا موضوع جدید تر و جذاب تری است اما هنوز هم درک درست و دقیقی از تاثیر این حوزه بر روی بازاریابان وجود ندارد.  فرصت ها و پیش بینی های زیادی در مورد آن وجود دارد اما اگر فردی به شما گفت که دقیقا تاثیر اینترنت اشیا بر روی بازاریابان را تا سال 2020 می داند به او اعتماد نکنید و بدانید که دروغ می گوید. فناوری های شخصی سازی نیز چندی است که در میان افراد محبوب شده اما با حجم داده هایی که در شرکت ها وجود دارد مدیران ارشد بازاریابی فرصت ها و شخصی سازی ها را به طور واقعی درک می کنند.

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

هدف گیری جغرافیایی تنها در آغاز راه قرار دارد و نباید جزو اهداف اصلی تان قرار گیرد. بازاریابان حرفه ای باید مدل های آماری را برای خود ایجاد کنند تا اطمینان حاصل نمایند که درک درستی از  مباحث مورد علاقه مشتریان خود دارند و بر اساس آن فعالیت های خود را شکل دهند. فناورهای جدید و ابداعانه ای که برای بازاریابی وجود دارد ، فناوری  بلوک های زنجیره ای است اما هنوز معلوم نیست چنین فناوری هایی تا سال 2020 چه تغییراتی خواهد داشت. تکامل این امر برای بخش های بانکداری، حقوق و مالکیت معنوی به نظر قابل درک می رسد اما اینکه چنین فناوری هایی بعدا چه تاثیری بر روی بازاریابی خواهد داشت و مزایای آن برای بازاریابان چه خواهد بود هنوز مشخص نیست.
هوش مصنوعی یکی از موضوعات داغ در این زمینه است.  این موضوع زمانی شدت یافت که پروژه هوش مصنوعی آلفای گوگل  در world Go champion   همه رقبای خود را شکست داد. ترکیب هوش مصنوعی با شخصی سازی محتوا فرصت های باورنکردنی را برای بازاریابان فراهم  می کند و این موضوع برای افرادی که به دنبال چنین فرصت هایی هستند بسیار عالی خواهد بود.

کانال های کلیدی در سال 2020:

زمانی که صحبت از سال 2020 به میان می آید همه ما تصوراتی را در ذهن خود خواهیم داشت. ایا تا سال 2020 ربات های پیشخدمت، خودروهای پرنده ، رایانه هایی برای خواندن ذهن انسان و موارد این چنینی ایجاد نخواهد شد؟  ابداع چنین مواردی تا سال 2020 چندان هم دور از ذهن نیست.
سال 2012 را به خاطر می آورید؟  زمان زیادی از این سال ها نمی گذرد. به نظر همین دیروز بود که المپیک لندن برگزار شد. آینده بیشتر از آن چیزی که فکر می کنید به شما نزدیک است. مدیران ارشد بازاریابی کانال های بازاریابی کلیدی برای کسب وکارهای خود را در سال 2020 پیش بینی کرده اند. این نمودار نیز نشان دهنده همین کانال های بازاریابی است.  همانطور که در نمودار می بینید رسانه های اجتماعی جایگاه نخست را به خود اختصاص داده اند. اپلیکیشن های موبایلی و وب نیز در جایگاه های بعدی قرار دارند.  ایا این نمودار اولویت های سرمایه گذاری فعلی شما را منعکس می کند؟ سرمایه گذاری در کانال های برتر می تواند شما را در میان رقبا متمایز سازد.

 

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

 

سنجش موثر بودن تلاش های بازاریابی:

معمولا بازاریابان در مرور و بررسی موثر بودن کمپین های خود با مشکلات و چالش های زیادی روبرو می شوند.  اگر صادق باشیم باید بگوییم که این مشکلات تقصیر بازاریابان نیست.  تایید اینکه فروش های جدید به خاطر کمپین های بازاریابی اخیر بوده است بسیار دشوار و سخت است.  اما فناوری های دیجیتال فرصت های زیادی را برای اندازه گیری دقیق معیارهای کلیدی ایجاد کرده است. چنین فناوری هایی به بازاریابان کمک می کند تاثیر تلاش های خود بر روی فروش را به خوبی مشاهده کنند.

 

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

محاسبه  بازگشت سرمایه گذاری تنها زمانی امکان پذیر است که داده های دقیقی در مورد ترافیک و نرخ تبدیل داشته باشید.  بازاریابان بیشتر بر روی بازگشت سرمایه گذاری تکیه می کنند و کمتر از آمار و داده های کسب مشتری استفاده می نمایند.

بازگشت سرمایه گذاری هدف نهایی هر کمپین بازاریابی است. با اینحال اگر فکر می کنید می توانید بازگشت سرمایه گذاری را در بازه زمانی چهار ساله اندازه گیری کنید، باید از خودتان بپرسید چرا نمی توانید بازگشت سرمایه گذاری را همین حالا مورد اندازه گیری قرار دهید؟ هیچ فناوری عجیب و غریبی در عرض این چهار سال ایجاد نخواهد شد که عصای جادویی در اختیارتان قرار دهد و به شما کمک نماید بازگشت سرمایه گذاری را به دقت محاسبه کنید. فناوری های موجود می توانند بازگشت سرمایه گذاری را با اندازه گیری تمامی داده هایی که در حال حاضر وجود دارد به صورت مدل در آورند. اگر فکر می کنید می توانید اینکار را تا سال 2020 انجام دهید باید برنامه ریزی و اجرای آن را همین حالا شروع کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

تا همین 4 سال پیش اگر میرفتیم در یک کارخانه بزرگ را میزدیم و میگفتیم سلام، ما آمده ایم شما را برای دیجیتال مارکتینگ پرزنت کنیم، یا ما را با نتورک مارکتینگی ها اشتباه میگرفتند، یا میپرسیدند دیجیتال مارکتینگ چیست؟ وقتی که میفهمیدند به زبان ساده منظورمان تبلیغات در شبکه های اجتماعی و الی آخر است، با این تصور که این بچه بازیا چیه، کاملا ملموسانه و تا حدودی توهین‌آمیز دست رد به سینه مان میزدند.

اما امروز و بعد از 4 سال، تقریبا همه اعم از لوکال بیزینس ها تا بزرگترین شرکت ها که محصولاتشان صادر هم میشود، در شبکه های اجتماعی صفحه رسمی دارند. به عنوان شخصی که برای مدت طولانی در حال رصد کردن برند های بزرگ دنیا و همچنین برندهای ایرانی در شبکه های اجتماعی است، قصد دارم در مقاله پیش رو به 4 اشتباه متداولی که عموما برند های ایرانی در فضای اینستاگرام انجام میدهند بپردازیم و از نقطه نظرهای مختلف آن ها را بررسی کنیم!

1. انتخاب تیمِ اشتباه برای تولید محتوا و مدیریت شبکه های اجتماعی

 

به عنوان اولین اشتباه بزرگ که منجر به اشتباهات بزرگ بعدی میشود، گزینه اول را استخدام یک تیم اشتباه برای مدیریت شبکه های اجتماعی میدانم.

 

افراد زیادی این روزها به کار تولید محتوا و مدیریت شبکه های اجتماعی روی آورده اند. افرادی که توانسته اند با محتواهای طنزآمیز، عامه‌پسند و غیره صفحات پر مخاطبی را در شبکه های اجتماعی بدست بیاورند. و حالا این افراد تصور کرده اند که چون یک یا چند بار توانسته اند صفحات متفرقه ای را تا حد بالایی ترفیع دهند، میتوانند به خوبی و به راحتی از پس تولید محتوا برای صفحه اینستاگرام یک برند هم بر بیایند. اما تولید محتوا برای یک صفحه طنز و تفریحی کجا و تولید محتوا برای یک برند کجا!

 

البته من به بعضی از مدیران برند ها حق میدهم که با این افراد وارد قرارداد شوند. چون چه چیزی میتواند اغوا کننده تر از این باشد که یک نفر به شما یک صفحه به عنوان نمونه کارش نشان دهد که 400 هزار دنبال کننده دارد و حالا قرار است بیاید و برای شما کار کند؟ وقتی من هم چشمم به عدد 400 هزار بیوفتد، پیش خود میگویم این شخص حتی اگر یک/دهم آن چیزی که برای خود انجام داده را برای من انجام دهد، میشود 40 هزار تا. هولّی مادر آو جیزز و میروم شاد و شنگول قرارداد میبندم.

 

بهتر است برای اینکه به عنوان مدیر یک برند، یک تیم مدیریت شبکه های اجتماعی اشتباه را استخدام نکنید، روند زیر را در جلسه مد نظر داشته باشید.

 

یک کارشناس هنری مجرب را در طرف خود داشته باشید. از فرد یا افرادی که آمده اند با شما برای مدیریت شبکه های اجتماعی تان قرارداد ببندند بخواهید که نمونه کارهای گرافیکی، عکاسی و ویدیویی ارائه دهند و از کارشناس هنری تان بخواهید که آنها را بررسی کند. (لطفا در کار کارشناستان دخالت نکنید. آن شخص کارشناس است و سلیقه و نظرش بسیار جامع است و نظر و سلیقه شما فقط چون مدیر هستید نباید بر نظر آن غالب شود)
در مورد امکانات آنها بپرسید. مواردی مثل مکان فیزیکی، امکانات و تجهیزات (دوربین ها و تجهیزات عکاسی، کامپیوتر و دیوایس های دیجیتالی‌شان، نفرات و تخصص و مدرک های مرتبط با کاری که انجام میدهند. (لزوما دانشگاهی نه)
بعد از اینکه به نظرتان قابل بودند، به آنها بریف بدهید. در بریف خود دقیقا ذکر کنید که چه میخواهید و چه اهدافی دارید و از آنها بخواهید که با توجه به بریفتان به شما پروپوزال ارائه دهند.
پروپوزال را بررسی کنید، اگر همه چیز در نهایت مورد تایید بود، یک قرار داد محکم بنویسید و کار را شروع کنید.

 

2. تولید محتوا به هر قیمتی

 

خیلی مشاهده شده که برندها در اینستاگرام پست هایی میگذارند که نه ارزش هنری دارند، نه ارزش محتوایی و به نظر من تیم تولید محتوا صرفا برای پایبند بودن به تعهد خود که در قرار داد ذکر شده (فرضا روزی حتما یک پست) آن را انجام داده.

من فکر میکنم که برند خروجی نداشته باشد خیلی بهتر است تا اینکه خروجی با کیفیت بد داشته باشد. ضمن اینکه مخاطبان از شما انتظار یک ریتم منظم برای بارگذاری محتوا را ندارند. آن تلوزیون و رادیو بود که مردم ساعت 9 منتظر میماندند تا فلان برنامه پخش شود. تصور کردن وجود چنین نگرشی در اینستاگرام، نشان دهنده عدم داشتن اطلاعات درست است.

3. پاک کردن کامنت های انتقادی - عدم پاسخگویی به عموم کامنت ها و پیام ها

 

برند تحت هر شرایطی ملزم به انتقاد پذیری است. این نظر شخصی من نیست. این راه و روش مدیریت صحیح یک برند است. با پاک کردن کامنت، شما یک شخص که میتواند مشتری تان شود را به یک شخص که همیشه برای شما تبلیغات منفی خواهد کرد تبدیل میکنید.

اگر از شما انتقاد شد، به جای رفتار زشت و ناپسندِ حذفی، ابتدا نشان دهید که نظر مخاطب برایتان مهم است. محترمانه با او صحبت کنید و بگذارید نقدش را کامل بیان کند. حرف دلش را بشنوید. اگر حق با او بود، با دل و جان نقدش را بپذیرید و به او وعده بدهید که مشکلاتی که مطرح کرده را برطرف خواهید ساخت. گاهی اوقات در همین نقد ها به نکاتی میرسیم که مجرب ترین کارشناسان بازاریابی نمیتوانند به آن برسند و برایش راه حل ارائه دهند. اما یک مخاطب توانسته این کار را مجانی برای ما انجام دهد.

خوب است که مرز بین توهین و انتقاد را بشناسیم و تنها کامنت های توهین آمیز را حذف کنیم، آن هم به این خاطر که روحیه اصیل جامعه ما به هیچ وجه الفاظ "رکیک" را نمیپذیرد و جامعه ما معتقد است که نباید حرمت ها به این شکل شکسته شود. شاید اگر بخواهم برای یک برندی که در اروپا فعالیت میکند و فرضا محصولات ورزشی تولید میکند، چنین فیلترهایی را مد نظر قرار ندهم و به طور کلی نسخه ای دیگر بپیچم.

یک مسئله ی دیگر که مطرح است، عدم پاسخگویی برند ها در اینستاگرام به کامنت ها است. نمیدانم این دیدگاه از کجا برآمده که ما نباید جواب کامنت مخاطبانمان را بدهیم. دوره ای که رسانه ها یکطرفه بودند به سر رسیده. الان رسانه ها بر پایه ی تعامل ساخته میشوند. نباید اجازه دهیم یکطرفه بودن رسانه ها در گذشته ما را بد عادت کرده باشد که هنوز و در عصر جدید همچنان از رسانه های 2 طرفه همانند رسانه های یک طرفه استفاده کنیم.

پس کامنت ها را با دقت و حوصله کافی باید پاسخ داد.

4. مسابقه

 

مسابقه در شبکه های اجتماعی یک مسئله ی دو سر باخت است. از یک طرف معتقدم که مخاطب باید به خاطر علاقه اش به برند، به صفحه بپیوندد و نه به خاطر جایزه. و از طرفی هم خوراکی که قرار است شرکت کننده ها برای شرکت در مسابقه تهیه و ارسال کنند، یک محتوای کارشناسی شده و زیبا نیست. به این دلیل که متاسفانه زیباشناسی عموم مردم، نقص دارد و عموما در تهیه یک عکس زیبا ناتوانند. بخشی از این ناتوانی هم از نظر من مربوط به عدم پرداختن به موضوع "زیبایی شناسی برای همه" در سیستم آموزشی ایران است.

زیبا نبودن محتوا، رنگ و بوی صفحه ما را به طور کلی تغییر میدهد و از آنجایی که صفحه اینستاگرام، ویترین یا نمایشگاه برند است، نباید متوجه چنین تغییری شود.

به عنوان شخصی که با مسابقه مخالف است اما تا به حال چندین مسابقه را در اینستاگرام طرح ریزی و اجرا کرده، در نهایت با مسابقه در اینستاگرام مخالفم. البته شیوه های دیگری وجود دارند برای اینکه ظاهر صفحه شما خراب نشود. مثلا استفاده از یک هشتگ اختصاصی برای مسابقه به این شکل که هر شخص عکس را در صفحه خودش میگذارد و با نوشتن هشتگ مربوطه در کپشن، وارد مسابقه میشود. که البته این سیستم هم باگ های زیادی دارد و همچنان من معتقدم که مسابقه روش درستی برای پروموت کردن نیست و ترجیح میدهم هزینه ای که برای مسابقه کنار میگذاریم، برای تبلیغات صفحه برند در صفحات پر بازدید اینستاگرام هزینه شود.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

این موضوع دروغ نیست که تعداد کاربران کلی و فعال فیس‌بوک و توییتر از سایر شبکه‌های اجتماعی بیشتر است. اما با این وجود چرا لینکداین ترافیک بیشتری برای شما می‌فرستد؟

در تحقیق دوساله‌ای که روی ۲ میلیون بازدید ارجاعی از طرف شبکه‌های اجتماعی در ۶۰ سایت مشارکت‌کننده انجام شد، لینکداین به تنهایی دو سوم ترافیک ارجاعی را از آن خود کرد و در رتبه نخست جای گرفت. مخاطبان و کاربران لینکداین، از قشر تحصیل‌کرده و متخصص جامعه هستند. بیشتر این افراد با فضای کاری و اقتصادی سر و کار دارند. پس نمی‌توان انتظار داشت کودک ۱۲ ساله یا ورزشکار حرفه‌ای رقص باله را در این شبکه اجتماعی ببینیم.

‌از آنجایی که طیف مخاطبان لینکداین را چنین افرادی تشکیل می‌دهند، محتوای شما (اگر واقعا مرتبط و به درد بخور باشد!) بیشتر دیده شده و لایک می‌خورد. این موضوع دقیقا برعکس اینستاگرام و تلگرام است که مخاطبین آن‌ها به دنبال محتوای خبری کوتاه و یا سرگرمی هستند.از آن مهم‌تر، افراد حرفه‌ای و متخصص همیشه به دنبال مرجع و محتوای کامل هستند. در نتیجه اگر شما در بروزرسانی‌های لینکداین خود به مقاله اصلی در سایت لینک بدهید، می‌توانید منتظر ترافیک ارسالی از طرف آن‌ها باشید.

اما در لینکداین چطور باید رفتار کنیم ؟

1- دروغ نگویید چون بالاخره برملا می شود.

2- اگر شخصی را نمی‌شناسید پیام دعوت برای برقراری وضعیت دوستی نفرستید، بعضی‌ها از این کار متنفرند.

3- وقتی که شما هنگام درخواست برقراری ارتباط برای ارسال پیام سفارشی هیچ تلاشی نمی‌کنید و تنها دکمه برقراری ارتباط را می‌زنید، این باعث می‌شود که مردم فکر کنند تلاش دارید تا جایی که ممکن است با افراد زیادی ارتباط برقرار کنید. البته سایت لینکداین محدودیت‌هایی را برای ارسال درخواست ارتباط بی‌رویه ایجاد کرده است.

4- هرگز پیام مشابه برای همه نفرستید مثلا پیامی که برای یک متخصص سئو می‌فرستید نباید همانند پیامی باشد که برای یک پزشک می‌فرستید. همینطور با مطالعه دقیق پروفایل افراد متوجه می شوید که مثلا نباید پیام مشابهی را برای دو برنامه نویس زبان PHP ارسال کنید.

5- لینکداین یک سایت شبکه سازی حرفه ایست. افراد باید تصویر شخصی داشته باشند نه لوگو. جای دیگری در لینکداین برای نمایش شرکت‌ها وجود دارد. شرکت خود را در آنجا می‌توانید اضافه کنید و لوگوی شرکت‌تان را نیز به آن اضافه کنید.

6- برخی مثلا اول اسم و فامیلشان را می‌نویسند، اما واقعا چه دلیلی برای این کار وجود دارد؟ معمولا اسپمرها چنین کاری را انجام می‌دهند. پس سعی کنید نام خود را کامل درج کنید.

7- گرچه لینکداین در درجه اول به عنوان یک ابزار شبکه سازی کسب و کار ساخته شده است، اما هیچ کس تمایلی ندارد که ببیند شما دائما درباره خود و شرکت‌تان چه می‌گویید. در لینکداین هم می‌توانید اطلاعات جالب به اشتراک بگذارید فقط سعی کنید با پست‌های خود اعتبارتان را افزایش دهید.

8- وقتی اطلاعات جدیدی وارد لینکدین خود می کنید این اطلاعات برای دوستان شما هم نشان داده می شود. اگر دائما در حال اضافه کردن وضعیت به روزرسانی باشید، دوستان و کسانی که با شما در ارتباط هستند ممکن است از شما دلخور شوند، برای بروزرسانی‌های شخصی توصیه می شود حداکثر سه بار در روز این کار را انجام دهید و از Buffer App برای برنامه ریزی بروزرسانی‌های خود استفاده کنید.

9- لزومی ندارد همه توییت‌هایتان را به لینکداین اضافه کنید، همانطور که قبلا هم اشاره کردیم بروزرسانی های زیاد می‌تواند باعث آزار کسانی که با آنها در ارتباط هستید شود.

10- لینک‌ها یا بروزرسانی‌هایتان را به هر گروهی که در آن عضو هستید نفرستید بلکه درباره آنچه که می‌خواهید ارسال کنید، فکر کنید و تصمیم بگیرید که این مورد برای اعضای کدام گروه می‌تواند مفید و جذاب باشد. همینطور بهتر است با قوانین گروه هایی که در آنها عضو هستید بیشتر آشنا شوید.

11- چک کردن املای نوشتاری و اصول گرامری را فراموش نکنید شاید در توییتر و فیسبوک این مورد چندان مهم نباشد، اما در لینکداین به عنوان یک شبکه کسب و کار چندان خوش آیند نیست. سعی کنید کلمات و جملات را کامل بنویسید. اگر در توییتر به خاطر محدودیت بالا در تعداد حروف سعی می‌کنید کوتاه تر منظور خود را برسانید، در لینکداین سعی کنید که همانند یک حرفه ای در حرفه خود عمل کنید.

12- حتما نباید با اعضایی که لینکداین پیشنهاد می‌کند ارتباط برقرار کنید. همینطور بسیاری از لینک‌های توصیه شده لینکداین دارای ارزش محتوایی نیستند. در ضمن اکانت‌های اسپمر زیادی در لینکدین وجود دارند که به شما پیام فرستاده و درخواست پاسخ به ایمیل را از شما دارند. به درخواست‌هایی از اشخاصی که آنها را نمی‌شناسید، اعتماد نکنید.

13- در لینکداین هم می‌توانید ارسال‌های دیگران را لایک زده و یا بازنشر کنید و نیز نظر خود را زیر آن بنویسید. اما کپی کردن ارسال‌های دیگران و ارسال آن از طرف خودتان به نظرم ایده چندان خوبی نباشد!

14- لینکداین ، فیسبوک نیست! در لینکداین کسی تمایلی به دیدن عکس شما و دوست قدیمی‌تان که در آخرین سفر خارجی انداخته اید ندارند.

15- از گذاشتن پست های شبانه ، بعد از ظهرهای دیرهنگام و آخر هفته ها اجتناب کنید. اگر به دنبال داشتن تعداد بیشتری از مخاطبان هستید که مطالب شما را دنبال کنند، کار درست این است که زمانی اقدام به انتشار مطالب نمایید که افراد در اینترنت حضور داشته باشند. لینکداین بیشترین میزان ترافیک خود را در صبح ها و ظهر ها و از دوشنبه تا جمعه معرفی کرده است. ( برای ایرانیان شنبه تا چهارشنبه است ). ساعت کسب و کار رسمی ادارات ، بطور عمومی ، برای لینکداین ( واکثر شبکه های اجتماعی ) بیشترین میزان بهره وری را دارد، البته این بدان معنا نیست که نیاز است شما زمانهای خاصی را بطور منظم برای اینکار در نظر بگیرید بلکه باید ببینید در این بازه زمانی (ساعات کاری ادرای) چه ساعتی برای شما بهتر است و یا بازدیدکنندگان بیشتری دارد. مطمئن شوید که تنظیم و برنامه پست دهی شما با ریتم مخاطبان و بازدیدکنندگان لینکداینی متناسب باشد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اگر هر کدام از ایمیل های شما حاوی call to action واحدی باشد، می توانید ادعا کنید که یک بازاریاب ایمیل هستید.  امروز قصد داریم در مورد ایمیل هایی صحبت کنیم که به صورت فردی و شخصی در کارهای روزمره خود برای افراد ارسال می کنید. بله درست شنیدید.

امضایی که در ایمیل های شخصی قرار داده می شود ، می تواند فرصت های بازاریابی عالی را برای شما فراهم کند. بیشتر افراد تلاش می کنند از امضای ایمیل خود برای فراهم آوردن اطلاعات مناسب در مورد اینکه چه کسانی هستند و در چه شرکتی کار می کنند استفاده کنند. اما شما می توانید این موقعیت را به  سطح بعدی انتقال دهید و از امضای خود برای منعکس کردن کمپین بازاریابی خود بهره مند شوید. همراه ما باشید تا این موضوع را بیشتر بررسی کنیم.

12 ایده هوشمندانه مرتبط با امضای ایمیل برای پشتیبانی از کمپین بازاریابی:

 

1. صفحه اصلی سایت شما:

حداقل موردی که باید در امضای ایمیل وجود داشته باشد آدرس سایت شماست. اما برای اینکه این تاکتیک موثرتر باشد، باید مطمئن شوید که آدرس صفحه اصلی سایت شما همانند یک صفحه فرود عمل می کند. به عبارت دیگر، باید اطمینان حاصل کنید که این مورد می تواند توجه بازدید کننده را به فعالیت هایی که شما می خواهید جلب نماید. به عنوان مثال؛  صفحه اصلی سایت HubSpot  یک دموی رایگان را پیشنهاد می کند. قرار دادن آدرس صفحه اصلی سایت در امضای ایمیل به شما کمک می کند آگاهی از برند خود را توسعه دهید.  
2. رسانه های اجتماعی:

 

زمانی که صحبت از رسانه های اجتماعی در امضای ایمیل به میان می آید، شما دو گزینه پیش روی خود خواهید داشت. شما می توانید یک لینک به اکانت شخصی خود در سایت هایی همچون توییتر، لینکدین؛ فیس بوک؛ گوگل پلاس و غیره بدهید یا اینکه می توانید لینک هایی به اکانت شرکت در این رسانه ها بدهید. هر دوی این گزینه ها بسیار خوب و عالی هستند. با کیان راد همراه شوید.

3.وبلاگ شما:

وبلاگ شما یکی از هوشمندانه ترین مواردی است که می توانید در امضای ایمیل خود بگنجانید زیرا ارزشی را برای جامعه فراهم می کند و به صورت منظم به روز می شود. محتوای تازه در وبلاگ شما نسبت به صفحات استاتیکی که در صفحه اصلی قرار دارد بسیار تعاملی تر است و می تواند بازید کننده را برای مدت طولانی نگه دارد.  اگر محتوای تازه در وبلاگ خود منتشر می کنید فراموش نکنید که از Call to action هایی در آن استفاده کنید که کاربر را به مرحله بعدی هدایت می کند.  با استفاده از ابزارهای مرتبط با امضای ایمیل، شما می توانید امضای پویایی ایجاد کنید که در برگیرنده فید RSS است و به شما اجازه می دهد مقالات اخیر را در آن قرار دهید و زمانی که مقالات تازه منتشر می شود به صورت خودکار به روزرسانی نمایید.

 4. کتاب:

آیا کتابی را نوشته اید؟ مدیر یا مدیر اجرایی شرکت به تازگی کتابی را منتشر کرده است؟ از نشان دادن آن به افراد خجالت نکشید. لینک کتاب خود را در امضای ایمیل به اشتراک بگذارید. اینکار به شما کمک می کند اتوریتی و اعتماد را در میان افرادی که با آنها ارتباط برقرار می کنید ایجاد نمایید.

 5.کنفرانس ها و رویدادها:

 ایا شرکت شما در یک نمایشگاه تجاری شرکت کرده است؟ کنفرانس جدیدی در پیش روی خود دارید؟ در این شرایط بهتر است امضای ایمیل خود را تغییر دهید تا بتوانید این موضوع را منعکس نمایید. در حالیکه امضای ایمیل شما ممکن است  نتواند کمکی به تولید ثبت نام کنندگان بیشتر بکند اما مطمئن باشید که رویداد مورد نظر را در میان همه افراد بیان خواهد کرد و همین امر باعث افزایش آگاهی در میان مخاطبان شما می شود.

6.پیشنهادات جدید بازاریابی:

 پیشنهاد عالی دارید که می تواند بازدید کننده را به سرنخ تبدیل کند؟ این پیشنهادات را شناسایی نمایید و سپس آنها را در اختیار افراد قرار دهید. از امضای ایمیل خود برای اشتراک گذاری لینکی به کتاب الکترونیکی محبوب یا وبینار استفاده کنید. اگر در حال حاضر یک کمپین جدید دارید؛ پیشنهادات جدیدی را ارائه کنید.

 

 چگونه با امضا ایمیل از کمپین های بازاریابی پشتیبانی کنیم؟-محمد-کیان-راد

7. پژوهش و تحقیق در بازار:

 زمانی که صحبت از داده ها به میان می اید، نباید تاثیر آمار و حقایق را بر روی بازاریابی خود نادیده بگیرید. افرادی که در وب هستند از اطلاعات موجود خسته شده اند و دوست دارند به داده های منحصر به فرد و خاصی دسترسی داشته باشند.  اگر یک گزارش در مورد صنعت خود منتشر می کنید که بر اساس تحقیقات انجام شده در بازار است، سعی کنید  از طریق امضای ایمیل خود لینکی به آن بدهید.

8. مطالعات موردی:

فروشندگان این گزینه را بسیار دوست دارند. اگر در حال صحبت با مشتریان احتمالی خود هستید، هیچ چیزی بهتر از اشتراک گذاری داستان های موفقیت آمیز نیست. به عنوان مثال، شما می توانید به این گزینه اشاره کنید که خدمات و محصولاتتان می تواند بازگشت سرمایه گذاری(ROI) مشتری X را افزایش دهد.  همچنین می توانید نظرات مشتریان را در امضای ایمیل خود قرار دهید. اینکار می تواند اعتبار شرکت شما را افزایش دهد.

 

9. ابزارهای رایگان:

 اگر شرکت شما دارای ابزارهای رایگانی است می توانید از این موضوع به نفع خود استفاده کنید. بازاریابان این موضوع را بسیار دوست خواهند داشت. ابزارهای آنلاین رایگان این قدرت را دارد که خواننده را در خود درگیر کند و علاقه و تمایل بیشتری برای استفاده از محصول یا خدمات در او ایجاد نماید.

10.نشان دادن محصولات/ مشاوره رایگان:

اگر احساس می کنید فروش خوبی ندارید سعی کنید از امضای ایمیل خود برای  ترویج  مشاوره رایگان استفاده کنید یا محصول و خدمات خود را در اختیار آنها قرار دهید. اینکار می تواند ترافیک را به سمت اواسط قیف بازاریابی افزایش دهد و به افراد نشان می دهد شما از هر فرصتی برای کمک به آنها استفاده می کنید.

11.اخباری در مورد شرکت شما:

 اگر تیم یا شرکت شما به خاطر یک تجربه خاص در میان سایر رقبا برجسته شده است و افتخاراتی کسب نموده است، بهتر است آن را به شکل یک مقاله خبری در بیاورید و در امضای ایمیل خود لینک خبر را بگنجانید. اخباری  که نشان می دهد شرکت شما کارهای عالی انجام داده است می تواند ترافیک زیادی وارد وبلاگ کند و آگاهی از برند را افزایش دهد.

12.ویدئوهای تبلیغاتی:

تا به حال شرکت شما ویدئوهای تبلیغاتی تولید کرده است؟ اگر جواب شما به این سوال مثبت است می توانید لینک ویدئو را در امضای ایمیل خود قرار دهید.  اینکار به بازدید کننده کمک می کند بدون گشت و گذار اضافی در ایمیل، پیام شما را دریافت نماید. شما می توانید یک کمپین، رویداد و پیشنهاد رایگان ارائه دهید.

 

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

خلاقیت تنها دامنه روابط عمومی مصرف کننده نیست. خلاقیت برای داشتن یک B2B پیچیده و با ارزش بسیار ضروری است. کارمندان روابط عمومی B2B باید خود را متخصص بخش مشتری سازند و از تمامی منابع موجود برای یافتن روش های جدید و با ارزش استفاده کنند. اصلا مهم نیست یک فرد چقدر به نظر خشک می رسد، یک متخصص روابط عمومی باید بتواند شخصیت او را تشخیص دهد و فروش موفقی داشته باشد. شما می توانید از رویکردها و تاکتیک های زیر برای افزایش تاثیر تجارت B2B خود استفاده کنید.

در بخش مشتریان خود به یک متخصص تبدیل شوید:

نبوغ خلاقانه می تواند شما را در کسب وکارتان به سمت جلو هدایت کند. برای اینکه بتوانید از این گزینه در حوزه روابط عمومی استفاده کنید باید دانش کافی در مورد بخش مشتریان را داشته باشید. میزبانی جلسات طوفان فکری در آغاز یک رابطه، یکی از روش های عالی برای یافتن مشتریان جدید و عقاید آنها در مورد بازار است. اگر این گزینه به درستی انجام شود می توانید اطلاعات مفیدی به دست آورید و از طریق آن خلاقیت خود را بهبود ببخشید. با اینحال، این موضوع تنها یک نقطه شروع است. اگر واقعا دوست دارید یک شرکت برتر باشید، باید در پروژه های خود اطلاعات بیشتری در مورد بخش مشتریان به دست آورید. تکرار در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار است. شما باید تمامی اخبار مرتبط با صنعت خود را بخوانید. چشم و گوش خود را بر روی تمامی موارد موجود باز کنید. از یک ابزار برنامه ریزی در رسانه اجتماعی همچون Forward Planner برای تشخیص رویدادها و داستان هایی که ممکن است به مشتریان شما مرتبط باشد استفاده کنید. شما می توانید هزاران رویداد لیست شده بیابید که بیشتر آنها سرتیتر اخبار هستند. از این اطلاعات برای بهبود استراتژی های خود استفاده کنید. در این صورت به سرعت مزایایی را نسبت به سایر رقبایی که از این گزینه استفاده نکرده اند به دست خواهید آورد. به خاطر داشته باشید که رسانه اجتماعی تنها برای متخصصان روابط عمومی نیست. توییتر یک مکان عالی برای شناسایی، ارتباط و تعامل با تاثیر گذاران است. اجازه ندهید این موضوع بیش از حد تمرکز شما را به خود اختصاص دهد. پلتفرم هایی همچون لینکداین و فیس بوک نیز می توانند نتایج واقعا خوبی در حوزه B2B داشته باشند.

تنها به مطبوعات تکیه نکنید:

مطبوعات هنوز هم مکان خاص خود را دارد اما دیگر نمی توان به عنوان یک روش برای به دست آوردن اخبار مرتبط با مشتریان به این گزینه تکیه کرد. متاسفانه، بیشتر افرادی که در حوزه روابط عمومی B2B فعالیت دارند،هنوز هم از این مطبوعات به امید به دست آوردن نتایج خوب استفاده می کنند. شاید بتوان از این گزینه استفاده کرد اما پوشش مطبوعات خوب نیست و احتمال تاثیر گذاری مثبت بر روی تجارت مشتریان وجود نخواهد داشت. همیشه به دقت هر رسانه ای را بررسی و ارزیابی کنید. نوشتن یک یادداشت کوتاه و شخصی به چند تن از روزنامه نگاران مورد علاقه، شانس بهتری برای به دست آوردن توجه افراد و جمع آوری داده های جالب در مورد مشتریان فراهم خواهد کرد. اگر نوشته های شما همانگونه که خودتان ادعا می کنید جالب و جذاب است، می توانید آن را به اینفوگرافیک تبدیل کنید و از مزایای آن به نفع خود استفاده کنید. همه افراد اینفوگرافیک را دوست دارند و آن را با دیگران به اشتراک می گذارند. تجربه کرن و سون یک نمونه عالی برای این مورد است. این افراد مقیاس بسیار دقیقی برای خود ایجاد کردند . هنوز هم به جای تست و بررسی مسیر مطبوعاتی، آنها یک تجربه جهانی ایجاد کردند و فروش خود را تا 22 درصد افزایش دادند.

موارد با ارزش را بیابید:

طوفان فکری می تواند یک روش بسیار موثر برای به دست آوردن ایده های جدید باشد. همانطور که قبلا نیز اشاره کردیم، یک جلسه طوفان فکری می تواند مشتریان جدیدی برای شرکت ایجاد کند و دانش شما در مورد بخش مشتری را تا چند برابر افزایش دهد. البته به خاطر داشته باشید که نباید در این نقطه متوقف شوید. جلسات طوفان فکری را به صورت منظم با اعضای تیم خود نیز برگزار کنید. از روش های مختلف و متنوع طوفان فکری بهره مند شوید . روش های داده کاوی خلاقانه و متفاوت را امتحان کنید. مثلا به این موضوع فکر کنید که یک شرکت یا برند چگونه به یک موضوع خاص رسیده است. همچنین شما می توانید تیم خود را به چند بخش تقسیم کنید و به آنها اجازه دهید خودشان بر روی یک موضوع کار کنند. در برخی از موارد افراد برای نشان دادن افکار و ایده های خود به گروه بزرگی از افراد احساس خجالت می کنند. کار کردن در یک گروه دو نفری می تواند این حس را بهتر کند و از بروز آن جلوگیری نماید. آژانس های مختلف می توانند به سادگی کارهای روزمره و اشنا را به خوبی انجام دهند بنابراین پیدا کردن یک روش آغاز کننده فرایند خلاقیت بسیار عالی خواهد بود. در این شرایط ایده های ناب و تازه ای به دست می اید. اگر مشتریان شما هیچ خبری ندارند، به آنها اجازه دهید در مورد اخبار دیگر عقیده و نظرشان را بیان کنند. افکار آنها را در مورد موضوعات مرتبط و با ارزش بگیرید و آن ها را به عنوان رهبر فکری در حوزه کاریشان منتشر نمایید. قرار دادن نام آنها نیز باعث می شود که دفعه بعد دیدگاه های بهتری در مورد موضوع قرار بدهند.

از جسور و بی پروا بودن نترسید:

روابط عمومی B2B معمولا از کمرویی و خجالت رنج می برد زیرا همیشه به همین عنوان شناخته شده است. اغلب نیز بودجه کم به این موضوع اضافه می شود. هنوز هم، هیچ عذری برای کسل کننده بودن وجود ندارد. زمان آن فرا رسیده است که این عقیده را کنار بگذارید و به دنبال روش های خلاقانه بگردید. همانطور که می دانید تاکتیک های PR زیادی وجود دارد که می تواند شما را به یک شرکت خاطره انگیز و به یادماندنی تبدیل کند. خوشبختانه در نظر گرفتن این روش ها می تواند ایده های جدیدی را ایجاد کند.

یک روز، هفته یا ماه مخصوص ایجاد کنید:

زمان بندی در این موضوع بسیار مهم است. اما اگر می خواهید کمپینتان اجتماعی تر باشد، این گزینه قطعا به شما کمک خواهد کرد. افراد دلایل خوب را دوست دارند و سعی می کنند آن را با دیگران به اشتراک بگذارند.

برای روزنامه نگاران یک هدیه ارسال کنید:

اگر می توانید با این افراد در ارتباط باشید و با آنها صحبت کنید. زمانی که این افراد در حال کار بر روی یک برنامه بزرگ رادیویی یا تلویزیونی هستند، در کنارشان باشید. به عنوان مثال یک رستوران مکزیکی از این روش برای ترویج و تبلیغ کمپین خود استفاده کرده است. هدایای رایگانی که آنها دریافت می کنند می تواند تاثیر خوبی بر روابط شما داشته باشد.

منتشرشده در برندینگ

15 ایده عالی تجارت آنلاین

شنبه, 18 ارديبهشت 1395

برای شروع یک تجارت موفق حتما نیاز به یک دفتر کاری نیست ، در واقع برخی از موفق ترین بیزینس ها را می توان کاملا به صورت آنلاین انجام داد . با حفظ بیزینس خود به صورت دیجیتال می توان در هزاران دلار هزینه اجاره صرفه جویی کنید . تجارت آنلاین دسترسی شما را به تعداد بیشتری مشتری امکان پذیر میکند چون شما به یک مکان (دفترکار) محدود نمی شوید .

آماده شروع یک تجارت هستید ؟ در اینجا 15 ایده برای الهام بخشیدن به شما در تجارت آنلاینتان وجود دارد .

1.    مشاور SEO (بهینه سازی موتور جستجو)

آیا شما از ورود و خروج های موتور جستجو اطلاع دارید ؟ یا شما مهارت کافی در تجزیه و تحلیل گوگل آنالیتیکس (تجزیه و تحلیل ترافیک گوگل ) دارید ؟ بسیاری از شرکت های کوچکتر متوجه نمی شوند که چقدر بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO) می تواند در تجارتشان تاثیر داشته باشد . شما می توانید یک تجارت آنلاین برای کمک به شرکت های دیگر به منظور سازگاری وب سایتشان با SEO شروع کنید .

با آموزش صاحبان بیزینس که چگونه تجزیه و تحلیل داده های خود را بخوانند و استفاده درست ازشون بکنند و یا چگونه از کلمات کلیدی و محتوای ساختار برای به دست آوردن ترافیک بیشتر استفاده کنند .

2.    رهبری تجارت

اگر شما اطلاعات و تجربه زیادی از تجارت دارید ، چرا تجارتی برای موفقیت کارآفرینان مشتاق راه اندازی نمی کنید ؟ می توانید از مهارت های خودتان برای کمک به یک شروع خوب تجار تازه کار و کمک به کارآفرینان با تجربه به حفظ مشتری هایشان استفاده کنید . شما همچنین می توانید مقالاتی در مورد پلت فرم هایی مثل لینکدین بنویسید تا دانش و مهارتتان را در این زمینه نشان دهید و مشتری جذب کنید .

3.    تخصص خرده فروشی

یک فروشگاه آنلاین به شما توانایی دسترسی به مشتری های سراسر دنیا را میدهد و این بدان معناست که تنها باید تلاش برای تخصص پیدا کردن در این زمینه بکنید . چه مبلمان خانه عروسکی ، چه غذای سگ ، همواره یک مشتری برای هر چیزی وجود دارد .

از یک سرویس وب هاستینگ با سبد خرید یا نرم افزار خرید و فروش الکترونیکی (e-Commerce Software) استفاده کنید ، به سرعت بیزینستان قابل استفاده خواهد شد .

ماشین فروش اتوماتیک بسیاری از محصولاتتان را به جای شما برای مشتری ها می فرستد و این بدان معناست لازم نیست شما همه صورت محصولات را داشته باشید .

4.    مشاور رسانه های اجتماعی

شرکت های بزرگ توانایی استخدام کارکنان تمام وقت برای اداره اکانت های فیسبوک و توییتر خود را دارند ولی کسب و کارهای کوچکتر معمولا باید خودشان به بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی رسیدگی کنند . با این همه مسئولیت دیگر ، صاحبان تجارت معمولا سرشان بسیار شلوغ تر از آن است تا زمانی را صرف توسعه و انجام یک استراتژی فوق العاده برای رسانه های اجتماعی خود بکنند .

به عنوان یک مشاور ، می توانید به آنها در تشخیص بهترین تاکتیک ، فرستادن برنامه کاری و مدیریت مخاطبان هدفشان کمک کنید . با افزایش تعداد دنبال کننده گانشان ،بیزینس شما هم پیشرفت خواهد کرد .

5.    طراحی وب سایت

تا حالا شده یک وب سایت تجاری را ببینید و احساس غیر جذاب و نچسب بودن بهتون دست بده ؟

اگر کمی از HTML می دانید و استعداد خوبی در زمینه طراحی دارید ، یک سرویس ساخت وب سایت های جذاب و ساده برای بیزینس های کوچک راه اندازی کنید . استفاده خوبی از توانایی های خودتان بکنید برای صاحبان تجارتی که دوست دارند تعداد بیننده گان وب سایت خود را بالا ببرند . نمونه هایی از کارهای مستقل و کوچک خود بسازید ، وب سایتی برای خود طراحی کنید تا با نمایش آن مشتری های ثابت و دائمی خود را پیدا کنید .

6.    نوشتن نامه توضیحی (Cover Letter)

این یک حقیقت تلخه ولی باید پذیرفت که وقتی درخواست کار می دهید ، نوشتن یک نامه توضیحی و رزومه فوق العاده می تواند تفاوتهای بسیاری را رقم بزند .

با اینکه لیست کردن دستاوردهای حرفه ایتان کار راحتی به نظر میرسد ولی بسیاری از هنر زیبای "رجز خوانی فروتنانه" دوری می کنند . شما می توانید برای کمک به نوشتن نامه توضیحی دیگران استخدام شوید .

بر روی افزایش نیاز و تقاضا برای استفاده از رسانه های اجتماعی سرمایه گذاری کنید و پیشنهادهایی برای رفع مشکلات استفاده از لینکدین بدهید .

7.    فریلنسر ( کارمزد) حرفه ای

شاید به فریلنسر بودن به عنوان یک بیزینس حرفه ای فکر نکنید ولی با وجود افزایش علاقه روز افزون شرکت ها به استخدام کارکنان پاره وقت برای پر کردن خلاء در توانایی هایشان ، این تصور زیاد سخت نیست که به وسیله ارائه یک بیزینس با انواع خدمات فریلنسر درآمد خوبی را برای خود حاصل کنید . بسته به مقدار مهارت هایی که دارید ، می توانید برای شرکت های متعدد در زمینه های مختلف کار کنید و تغییرات تازه و انعطاف پذیری بیشتر برای حرکت شرکت ها ارائه بدهید .

براساس لیستی که وب سایت Freelancer.com ارائه میدهد ، سرویس های فن آوری مدیریت محتوا و طراحی وب سایت محبوب ترین زمینه ها برای قراردادهای پیمانی هستند .

8.    فروش رابطه ای

اگر شما جزو اون دسته از افراد هستید که به گذاشتن نظراتشان در قسمت نظریات مشتری ها در سایت هایی مثل آمازون علاقه دارید ، از مجانی انجام دادن این کار دست بردارید . تبلیغات دهان به دهان هنوزم یکی از بهترین و موثرترین اعمال برای خیلی از شرکت هاست . بسیاری از تجار علاقه زیادی به سهیم کردن قسمتی از سودشان با افرادی که توانایی تبلیغات و قانع کردن مردم برای استفاده از محصولاتشان را دارند ، هستند . این کار خیلی راحت تر می شود اگر شما یک وب سایت شخصی با کلی دنبال کننده داشته باشید .

نماینده های روابط عمومی کمپانی ها (PR) همواره به دنبال حامیانی برای برند (Brand Advocate ) خود هستند تا بتوانند نمونه های رایگانی از سمپلهایشان را براشون بفرستند .

Smart Passive Imcome سه نوع از فروش رابطه ای را تجزیه و تحلیل می کند و شرح میدهد کدام نوع سودآورتر است .

9.    مربی سلامت / تغذیه

به نظر میرسد آمریکایی های دارای ناتوانی ذهنی می شوند وقتی حرف از تغذیه میشه . طبق آمار مرکز کنترل بیماری ، 70 درصد از جمعیت بزرگسالان آمریکا دارای اضافه وزن یا چاقی و بسیاری از مردمی که خواهان کم کردن وزنشان یا خوردن غذای سالم هستند ، اصلا نمی دانند از کجا شروع کنند .

برای ارائه برنامه و مشاور تغذیه به عموم مراجعه کننده گانتان ، نیازی نیست که حتما متخصص تغذیه (RD) باشید . با ترکیب درستی از حمایت شخصی ، تغذیه و علم ورزش شما می توانید از طریق خدمات آنلاینتان به مردم برای رسیدن به سلامتشان کمک کنید .

10.    کتاب الکترونیک  (eBook)

کلی اطلاعات در مورد یک موضوع خاص دارید که دوست دارید با دیگرن به اشتراک بگذارید ؟ با وجود کتاب خوانهای الکترونیکی (eReaders) که جزء اصلی هر خانواده ای شده اند ، ناشر-مولف (Self-Publication) شدن برای بسیاری از نویسندگان که ممکنه هیچ وقت نوشته هایشان توسط یک شرکت چاپ و نشر انتخاب نشوند ، صورت واقعی به خودش گرفته .

با ابزار درست بازاریابی ، شما می توانید با موفقیت کتاب خود را در هر زمینه ای از قبیل آشپزی ، کاهش وزن تا مشاور املاک منتشر کنید .

11.    پشتیبانی فنی از راه دور

بسیاری از بیزینس های کوچک بودجه کافی برای استخدام یک کارمند تمام وقت It را ندارند ، بنابراین زمانی که سیستم هایشان به مشکل بر می خورد معمولا یکی از دوستان وارد به کامپیوتر یا با یکی از اعضای خانواده تماس می گیرند .

اگر تجربه کار با کامپیوتر و نت ورک را دارید ، می توانید ضمن رفع نیازشون ، به نفع خودتان هم عمل کنید و سریع پیشنهاد پشتیبانی فنی از راه دور را ارائه بدهید .

12.    بازار مخصوص ( حراجی ) مجازی

معامله گران فرصت طلب و علاقه مندان به خرید اجناس دست دوم می توانند سود خوبی به نوبه خود از فروش مجدد لباس های لوکس خود به دست آورند . برای خودتان یک نام تجاری و یک وب سایت مستقل به عنوان سردر فروشگاه مجازیتان راه اندازی کنید و از یک سرویس مدیریت مانند Google Checkout برای رسیدگی به معاملاتتان استفاده کنید . عکس های با کیفیت بالا و جذاب از محصولاتتان باعث تفاوت شما در خیل بی شماری از کاربران اینترنتی ای که در تلاش برای فروش اقلام دست دوم خود هستند ، می کند .

13.    فروش صنایع دستی

سایت های آنلاینی مانند Esty و ArtFire بستری مناسب برای صنایع دستی سازانی است که می توانند از اقلام دست ساز با کیفیتی مثل پتوهای بافتنی یا ظروف شیشه ای رنگ آمیزی شده منحصر به فرد محصولات خوب و مقاومی تولید کنند .

اگر شما مواد اولیه خود را از یک تامین کننده صنایع دستی به صورت عمده سفارش بدهید یا استوک هاتونو پیش خرید کنید ، هزینه راه اندازی بیزینستون بسیار ناچیز می شود . در یک چشم به هم زدن به سود دهی می رسید ، حتی می توانید فروشگاه خود را به یک کار تمام وقت تبدیل کنید .

14.    دوره های آموزشی آنلاین

برای آموزش کاری به مردم که به طور کامل از آن آگاهی دارید ، نیازی به گرفتن مدرک دانشگاهی ندارید . می توانید با پیشنهاد کلاس هایی که در آن علاقه مند و پرشور هستید به دیگران برای بهبود زندگی شان کمک کنید ، مثل یوگا و پخت و پز .

بسته های آموزشی و ویدیئو هایی برای دانلود از یک وب سایت بسازید یا برنامه آموزشی زنده اسکایپ (Skype) با مشتریان تهیه کنید .

15.    توسعه دهنده اپلیکیشن

اپلیکیشن های موبایل بسیار محبوب شده اند . مردم حاضر به پرداخت پول خوبی برای روشی که بتوانند زندگی خود را با گوشی های همراهشون کنترل کنند ، هستند . اگر ایده های بزرگ و توانایی برنامه نوشتن دارید ، این راه را ادامه بدهید و اپلیکیشن خود را بسازید . اگر فقط ایده دارید و نمی دانید چطور آن را به واقعیت تبدیل کنید ، تعداد زیادی توسعه دهنده (دولوپر) وجود دارد که به دنبال همکاری با افراد برای ایجاد اپلیکیشن هستند .

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

به واسطه کارم با مشتری ها، متخصیصن و وب مستر های زیادی در طول روز صحبت میکنم، که اولین مشکلشون به کل نداشتن بازدید و نتیجه نگرفتن از وبسایتشون هست. این دست از افراد اتفاقا بازاریابی محتوا هم انجام میدند و محتوا هم تولید میکنند. در واقع بازاریابی محتوای اونها به کل جواب نمیده و نتیجه گرفتن از وبسایت براشون به یک کار بسیار سخت و غیر ممکن تبدیل شده.

چرا اینطوره؟ اگر بازاریابی محتوا در این حد مهم هست که خیلی از اساتید بازاریابی میگن “بازاریابی محتوا تنها استراتژی باقی مانده بازاریابی هست” و ۹۰% کسب و کارهای B2B ازش استفاده میکنند پس چرا خیلی از کسب و کارها احساس میکنند بازاریابی محتوا برای اونها جواب نمیده و ازش نتیجه نمیگیرند؟

 

در ادامه مهم‌ترین مشکلاتی که وبسایت های ایرانی با اونها دست و پنجه نرم میکنند رو باهم بررسی خواهیم کرد.

۱- هدف وبسایت شما مشخص نیست

نداشتن هدف واضح و دقیق اولین و مهم ترین مشکل وبسایت ها هست. و خیلی ها هم در تعریف هدف کلا مشکل دارن! وقتی یک کسب و کار اینترنتی دارید از دو حالت خارج نیست که یا محصولی برای فروش دارید یا خدماتی برای ارائه. در دو حالت شما میخواین نیازی از مشتری رو برطرف کنید.

کاربر وقتی وارد وبسایت شما میشه دقیقا باید براش مشخص کنید که چگونه میخواین نیازش رو برطرف کنید و هدایتش کنید به سمت هر عملی که میخواین انجام بده.

این عمل میتونه ثبت نام در وبسایت شما باشه، میتونه دانلود اپ موبایل شما باشه، میتونه خوندن وبلاگ باشه ، تست کردن نرم افزار شما و هر چیز دیگه‌ای باشه…

برای هدایت کاربر به انجام عمل مورد نظرتون هیچ چیزی به جز المان های وبسایتتون در دست ندارید. جملات و محتوا، دکمه ها، لینک ها، فرم های ثبت نام یا عضویت در خبرنامه و غیره… هدف مورد نظر هرچیزی که باشه در نهایت باید به گرفتن اطلاعات کاربر منتهی بشه، تا بعدا بتونید بازاریابیتون رو هدفمندتر روی کاربرانی که به شما اجازه این کار رو با دادن اطلاعاتشون دادند انجام بدید.

اگر شما هیچ ایده‌ای راجع به بازاریابی ایمیلی و هدایت کاربر ندارید، قطعا نیاز به یک مشاور دارید.

۲- استراتژی بازاریابی محتوا ندارید

استراتژی بازاریابی محتوا به زبان ساده، مشخص کردن مرحله به مرحله کارهایی هست که باید انجام بشه و محتوایی که باید تولید بشه تا کاربر به هدف مورد نظر شما برسه. از هدف گذاری مناسب تا برنامه روزانه، هفتگی و ماهانه تولید محتوا و تحلیل و بررسی نتایج بدست آمده و بهینه سازی اونها.

حجم عظیمی از وبسایت ها هستند که واقعا محتوا هم تولید میکنند اما هیچ استراتژی مکتوب و مدونی ندارند. آمار نشون داده که در ۹۰% موارد اگر موفقیتی هم بدست بیاد مقطعی و ناپایدار هست. اگر هنوز استراتژی خودتون رو تنظیم نکردید همین الان اقدام نمایید و اگه نمیتونید برای داشتن یه مشاور اقدام کنید.

 

۳- محتوای خود را توزیع نمی کنید و هیچ رابطه ای با بقیه ندارید

 

سریعترین کار برای کشتن و حیف کردن محتواتون این هست که بعد از فشار دادن دگمه‌ی انتشار مقاله هیچ کاری نکنید و فکر کنید که مخاطب از هوا خواهد آمد و مطلب شما رو خواهد خواند و یا معجزه‌ای رخ خواهد داد و گوگل شما رو در صدر نتایج خودش خواهد برد و میلیونی بازدید به شما هدیه خواهد داد!

همچین چیزی نیست!

تولید محتوا تنها قسمتی از بازاریابی محتواست. نصف دیگرش توزیع و ترویج محتواست. بطور کلی بازاریابی محتوا به ۲ عمل کلی تقسیم میشه:

-   تولید محتوا

-   توزیع محتوا

مشخصا توزیع محتوا فقط رفتن به فیسبوک و توئیتر و شیر کردن لینک مقاله نیست! چطور محتوای خودتون رو توزیع کنید؟ چند راه ساده برای توزیع محتوا به شرح زیر هست:

-  خبرنامه ایمیلی (ساخت لیست ایمیل و بازاریابی ایمیلی)

-   شیر کردن محتوا در شبکه‌های اجتماعی (همزمان گسترش مخاطبهای شبکه های اجتماعیتون)

-  کامنت گذاشتن در وبلاگ‌های پربازدید و مرتبط با صنعت شما

-   ایجاد رابطه با وبلاگهای دیگر و نوشتن پست میهمان در آنها

-   پیدا کردن افراد معروف و تاثیرگذار در حوزه کاریتون که میتونند محتوای شما رو شیر کنند

-   پیدا کردن وب مسترهای دیگر و ایجاد رابطه با اونها و درخواست به اشتراک گذاری مطالب شما

-   وغیره…

واقعا راه‌های خیلی زیادی برای ترویج و توزیع محتوا هست و حتی میتونید در این راه خلاقیتهای زیادی به خرج بدید. فقط کافی هست به همون اندازه‌ای که برای تولید محتوا وقت میگذارید، حتی بیشترش رو برای توزیعش وقت بگذارید.

۴- محتوای شما افتضاح است

دیگه واقعا با این حجم محتوای کپی که وجود داره باید این رو گفت. بعضی اوقات برخی از وبمسترها هیچ کاری به جز کپی کردن مقالات دیگران نمیکنند و فکر هم میکنند هرچی بیشتر کپی کنند بهتر هست و اتفاق خاصی میفته و گوگل بهشون روزی ۱ میلیون نفر بازدید میده! بعضی‌ها هم مقالاتی رو کپی میکنند که خودشون ترجمه یک مقاله خارجی دیگه هستند…

زهی خیال باطل!

 

بازاریابی محتوا یعنی شما باید محتوا تولید کنید، اون هم محتوای با کیفیت. کیفیت محتوای شما به شدت روی نتیجه کار شما تاثیرگذار هست. اگر محتوای بهتری از محتوای شما در سطح وب وجود داشته باشه چرا مخاطب ها باید محتوای شما رو بخونند اصلا؟! یا چرا بقیه باید به اون لینک بدن و شیرش کنند؟

با رشد روزافزون بازاریابی و تولید محتوا، قد علم کردن و ایستادگی در یک بازار و صنعت پر جمعیت سختتر از همیشه شده. بازاریابی و تولید محتوای با کیفیت ساده نیست، ارزان هم نیست و نیاز به کار، زمان و هزینه داره.

۵- بازار هدف (Niche Market) خود را به درستی مشخص نکرده اید

اگر از من بپرسند یکی از مهمترین عوامل موفقیت در بازاریابی محتوا چی هست، قطعا انتخاب بازار هدف مناسب رو خواهم گفت. بازار هدف کوچک و مشخص در بازاریابی سنتی هم کاربرد داشته. در بازاریابی محتوا امروز بیشتر از هر زمان دیگری مهم هست که بازار هدف خودتون رو به بهترین و متمرکزترین شکل ممکن مشخص کنید. معروفترین جملات بازاریابی میگن “شما نمیتوانید همه چیز برای همه کس باشید” و “کوچکتر، بزرگتر است”.

ایده این هست که با توجه به مهارت ها و دانشی که دارید، با تولید محتوای مناسب و هدفمند، بخش کوچکی از یک بازار بزرگ رو بطور کامل در اختیار بگیرید و در اون بخش کوچک بهترین بشید. تمام سوراخ های محتوایی در بازار هدفتون رو پیدا کنید، ببینید در چه حوزه هایی محتوای خوب و مناسبی وجود نداره و بطور کامل اون بخش مشخص رو پوشش بدید، عمیق بشید، نتایج موتورهای جستجو رو از محتوای خودتون پر کنید تا رهبر اون بخش بشید.

اگر موفق به این کار شدید، میتونید یک مرحله به جلو برید و بخش های دیگه ی بازار رو نیز کم کم به دست بگیرید.

۶- بازار هدف شما به شدت رقابتی و سخت است

بازاریابان محتوایی که در بازارهای شدید رقابتی هستند کسانی هستند که بیش از همه برای نتیجه گرفتن مشکل دارند. دلیل هم واضح هست. بازار شما پر از رقبای قوی و وبلاگ های و تجارتهای مختلف هست.

چراغ جادویی وجود نداره که روی اون دست بکشید و یک شبه بتونید از همه بالا بزنید!

در همچین بازارهایی باید استراتژی خودتون رو دوباره تنظیم کنید، رقبا رو به دقت بررسی کنید، منحصر به فرد عمل کنید و آرام آرام و استراتژیک قدم بردارید. گاهی لازم هست نوع محتوایی که بیشترین تاثیر رو در حوزه تون داره پیدا کنید و زمان و هزینه بیشتری روی اون بگذارید و با کیفیتی بهتر از رقبا ارائه اش بدید.

۷- به اندازه کافی صبر ندارید و نتیجه را سریع و یک شبه میخواهید

بازاریابی محتوا به زمان نیاز دارد تا رشد کند و ارام ارام محتوای شما بتواند در موتورهای جستجو پدیدار شود. هیچ راهی وجود ندارد که در چند هفته حتی چند ماه بتونید به سرعت نتیجه بگیرید.

به جای عجله، روی یک برنامه زمانی کاملا مشخص بصورت روتین و ادامه دار محتوای با کیفیت تولید کنید و مخاطبان خود را آرام ارام بیشتر کنید. صبر کنید و نتیجه را خواهید دید.

 

۸- رابط کاربری وبسایت شما خوب نیست و کاربر را به سمت نتیجه دلخواه هدایت نمیکند

در اوایل مقاله از داشتن هدف حرف زدیم. نیاز نیست خدای رابط کاربری باشید. میتونید با جملات و دگمه های خیلی ساده هم کاربر رو به سمت هدف مورد نظر خودتون هدایت کنید. صحبت از صفحات فرود و دگمه ها و کپی رایتینگ و اینها از حوصله این بخش خارج هست، اما سعی کنید یک هدف اصلی تعیین کنید و:

-   طراحی سایتتان بسیار ساده و حول محور هدف اصلی نگه دارید.

-   از بیش از ۴ تا ۶ گزینه برای منوها استفاده نکنید و از زیر منوها استفاده کنید.

-   از Call To Action ها در اول صفحه و آخر صفحه اصلی خود استفاده کنید. (البته بستگی به نوع وبسایت شما دارد)

-   بطور خلاصه نگذارید کاربر تصمیم بگیرد که چه کار باید بکند و کجا باید برود، برایش بصورت واضح مشخص کنید.

۹- هیچ ذهنیتی راجع به تحلیل و آنالیز و تبدیل بازدید به مشتری ندارید! واقعا اگر ذهنیتی ندارید بپرسید! یاد بگیرید یا از کسیکه میداند کمک بگیرید. شما باید، تاکید میکنم باید حتی ریزترین حرکات بازدیدکنندگان در وبسایتتان را نیز بررسی کنید. باید بدانید چند درصد از بازدید کنندگان، کاری که شما میخواسته اید را انجام داده اند و چند درصد نداده اند. باید بدانید چند درصد در وبسایت مانده اند و چقدر نمانده اند. باید بدانید بیشترین ترافیک شما از کدام سایت ها بوده، در کدام قسمت ها باید بیشتر کار کنید…

دانستن تمام اینها به شما کمک میکند تا در طول زمان فاکتورهایی که بهترین نتیجه را رقم میزنند نگه دارید و فاکتورهایی که جواب نمیدهند را تغییر دهید یا حذف کنید. قسمت عمده ای از تحلیل خود را میتوانید با گوگل آنالایتیکس انجام دهید.

۱۰- فکر میکنید باید ترافیک نجومی داشته باشید تا نتیجه بگیرید

سندرُمِ ترافیک نجومی متاسفانه بسیار در وبمستران ما شایع است. باور غلطی که موفقیت و فروش را مستقیما به حجم بالای ترافیک ورودی به وبسایت مرتبط میداند.

واقعا چنین نیست!

ترافیک بالا البته خوب است اما بسیار مهمتر از آن ترافیک هدفمند است. ترافیکی که به فروش تبدیل شود. ۱۰۰ نفر بازدید کننده مرتبط و خوب که با محتوای شما ارتباط برقرار میکنند و پتانسیل تبدیل شدن به مشتری دارند از ۱۰۰۰ نفر ترافیک مصنوعی و نا مرتبط بهتر است. شما باید بتوانید حتی از ۳۰-۴۰ نفر بازدید در روز هم نتیجه بگیرید و رفتارهای آنها را برای بهتر شدن بررسی کنید.

هیچ وبسایتی یک شبه به بازدید بالا نرسیده و شما هم نخواهید رسید. با صبر و حوصله از یک بازار هدف متمرکز شروع کنید، با مخاطبانتان آرام آرام رابطه برقرار کنید و سعی کنید از بازدید کمتان نتیجه بیرون بکشید تا برای ترافیک بالا آماده شوید. ساخت گروهی از مخاطبان وفادار که محتوی شما را در سطح وب منتشر میکنند کاری زمان بر و البته زیباست.

جمع بندی

بازاریابی محتوا یک روند ادامه دار و یک رشد آرام در طول زمان است. مهمترین فاکتورهای آن تولید محتوای با کیفیت بصورت روتین و همیشگی و شناخت مخاطب هدف است. ممکن است هزاران دلیل برای شکست شما وجود داشته باشد اما مشکل شما میتواند جزء موارد بالا باشد. من اطمینان دارم ۹۰% از کسب و کارها میتوانند از بازاریابی محتوا استفاده کنند و یا استراتژی محتوای خود را بهتر کنند. اهداف کسب و کار خود را مشخص کنید، برنامه ریزی کنید و همین امروز شروع کنید.

فقط به یاد داشته باشید که از آن لذت ببرید.

آیا شما در بازاریابی محتوای خود دچار مشکل هستید؟ چگونه موفق شدید مشکل را برطرف کنید و نتیجه بگیرید؟

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

برای من یک دلیل خوب و قانع کننده بیاورید  که بر اساس آن شما نباید از ایمیل مارکتینگ در کسب و کار خودتان بهره ببرید، و من ۵ دلیل بهتر می آورم برای اینکه بگویم استفاده کردن از آن در کسب و کار یک قانون است.

شمایی که تازه در ابتدای این راه هستید، اول باید لیستی از افراد مختلف تهیه کنید تا بتوانید پیوسته با آنها در ارتباط بمانید. اگر لیستی از افرادی که می خواهید با آنها کار کنید، ندارید، در نتیجه کسی را ندارید که به شما پول دهد.

دوم زمانی که بازدید کنندگان شما به سایت و یا صفحه فیسبوک شما مراجعه می کنند، گرفتن آدرس ایمیل آنها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، چرا که در نتیجه آن می توانید باز با آنها در تماس باشید. شما اگر یک وکیل، یک لوله کش، یک دندانپزشک یا یک شرکت خدمات گرمایشی و سرمایشی هستید، هیچ دلیلی مبنی بر اینکه کسی سایت شما را بیش از یکبار بازدید کند وجود ندارد. اگر شما از بازدید کنندگان خود آدرس ایمیل دریافت نمی کنید، بنابراین روی از دست دادن آنها برای همیشه بسیار باید حساب کنید. و این با در نظر گرفتن هزینه ای که متقبل شده اید تا آنها سایت شما را مورد بازدید خود قرار دهند، هزینه بسیار زیادی است.

حتی اگر با مردم در محیط فیسبوک تعامل دارید، باز هم باید آدرس ایمیل آنها را دریافت کرده و ذخیره کنید. فیسبوک به شما اجازه می دهد تا با تمامی عاملین و مراجعین خود ارتباط داشته باشید، اما آنها به همین شکل دسترسی شما را به مشتریان و مراجعین خودتان محدود می کند، چرا که از شما توقع دارند در برابر دریافت این خدمات هزینه ای را پرداخت کنید. بنابراین دریافت و جمع آوری آدرس ایمیل مراجعین کاری بسیار پر اهمیت است، چرا که فیسبوک پیوسته بدنبال دریافت هزینه های مختلف از شما برای ارائه تبلیغات شما به آنهاست. اگر شما آدرس ایمیل مخاطبین خودتان را داشته باشید، دیگر نیازی به پرداخت هزینه به فیسبوک به این منظور نخواهید داشت.

 

به عنوان نکته سوم اینکه، شما می توانید اطلاعیه هایی را با قابلیت حساسیت به زمان به تمامی اعضای لیست ایمیلی خود بفرستید و در لحظه از طرف آنها پاسخی مبنی بر وصول دریافت کنید. کاری که در عمل در تلویزیون یا تبلیغات در نشریات امکان پذیر نیست. نکته منفی در این رابطه اینست که ایمیل همیشه از نرخ بازگشایی بالایی برخوردار نیست. به عبارت دیگر، ممکن است تنها ۲۰ درصد از افراد لیست شما که ایمیل را دریافت کرده اند، این ایمیل ها را باز کرده و مطالعه کنند. اگر شما تجربه کافی نداشته باشید یا بد عمل کنید ممکن است نرخ بازگشایی ایمیل برای شما حتی به ۵ درصد هم نزول کند و اگر در این زمینه خوب عمل کنید ممکن است نرخ این بازگشایی برای شما حتی بالای نرخ متوسط هم برود. در ادامه راههایی را برای بالا بردن این نرخ بازگشایی مطرح می کنیم.

نکته چهارم که بر اساس آن مردم دوستدار مشاهده ویدئو در محیط اینترنت هستند و شما می توانید با استفاده از ایمیل برای آنها بصورت رایگان ویدئو ارسال کنید. ارسال فایلهای ویدئو از طریق ایمیل از قدرت بیشتری برخوردار هستند، چرا که مردم بطور کلی تماشای ویدئو را به خواندن متن ترجیح می دهند. من این نتیجه را پس از ارسال یک  دوره ایمیل با محتوای نگارشی و یک دوره با محتوای ویدئو و مقایسه نتایج حاصل از این ارسال ها بدست آوردم.

نکته پنجم اینکه دسترسی به اینترنت با گوشیهای موبایل روندی در حال رشد است. مدرک و گواه می خواهید؟ در محیط خارج از دفتر خود به جمعیتی از مردم در حال گذر بنگرید و ببینید که چند نفر از آنها در حال استفاده از گوشی تلفن خود هستند. آنها از گوشی خود برای چک کردن وضعیت حساب کاربری شبکه های اجتماعی خود، گوش دادن به موسیقی، استفاده از جی پی آر اس، بازی کردن، و البته چک کردن ایمیل استفاده می کنند. گوشی تلفن با سرعت بسیار زیاد در حال رشد و جایگزین شدن با کامپیوترها برای گشت و گذار در اینترنت هستند. بنابراین با مشتریان احتمالی خود در ارتباط باشید، چرا که آنها در فضای اینترنت در حال چک کردن ایمیل با گوشیهای تلفن خود هستند و در آخر این نکته فرامون نشه که باید ایمیل طراحی شده به شکلی باشه که در گوشی های مختلف قابل مشاهده باشه.

 

حال بیایید تا با هم به صحبت در رابطه با استراتژی هایی برای بالا بردن نرخ بازگشایی ایمیل های شما بپردازیم.

بعد از بررسی های بسیار من به دو نتیجه مهم در این رابطه دست پیدا کرده ام. در درجه اول این ایمیل ها باید سرگرم کننده باشند. اما، عامل مهم تر برای اینکه یک ایمیل خوانده شود، انتخاب موضوع مناسب برای آن است.

موضوع ایمیل

موضوع در ایمیل همان نقشی را بازی می کند که یک تیتر خبری برای یک مقاله روزنامه بازی می کند. تیتر روزنامه در خواننده ایجاد کنجکاوی می کند تا وی را متقاعد به خواندن مقاله کند. همین موضوع برای ایمیل نیز صادق است. شما می توانید این موضوع را در رابطه با ایمیل ها امتحان کنیند تا ببینید که کدام یک شانس باز شدن بیشتری را دارند. شما با دیدن نتایج این آزمون شوکه خواهید شد. در اینجا می توانید تصویری را ببینید که باز گو کننده همین موضوع است:

از ایمیل مارکتینگ برای افزایش فروش خود استفاده کنید محمد کیان راد

 شما می توانید تاثیر درج موضوع را برای دریافت نتایج بهتر ببیند.

 

ایمیل های ارسالی در گروه A دارای نرخ بازگشایی بالاتری هستند – به این معنا که گروه A از نرخ بازگشایی ۴۵٫۵ درصد برخوردار بوده، در حالیکه این نرخ برای گروه B برابر با ۳۱٫۱ درصد می باشد. جالب توجه است بدانید هر یک از ایمیل ها نیز به تعداد برابر  برای هر دو گروه ارسال شده بودند. چهل و چنج نفر ایمیل A  و چهل و پنج نفر هم ایمیل B را دریافت کرده بودند و هر دو ایمیل از نظر محتوا کاملا یکسان بوده و فقط در موضوع در نظر گرفته شده با هم تفاوت داشتند.

حالا اجازه دهید فرض کنیم که شما یک لیست ۱۰۰۰ موردی از ایمیل آدرس در اختیار دارید. در این مرحله شما می توانید دو کار را انجام دهید.

در مرحله اول می توانید موضوع برتر و جذاب تر را در برابر یک موضوع دیگر مورد آزمون قرار دهید و آنها را برای افراد موجود در لیست خود ارسال کنید.

و البته در یک مرحله دیگر می توانید همین آزمون را با استفاده و از هر دو موضوع ایمیل جذاب تر و سپس موضوعی که از جذابیت کمتری برخوردار است، تکرار کنید. نتیجه ای که از این آزمون بدست می آید بطور تقریبی بیان می دارد که ۴۵٫۵ درصد از افراد ایمیل با موضوع جذاب تر را باز می کنند و ۳۱٫۱ درصد از افراد هم ایمیلی که با موضع دیگر فرستاده شده است را بازگشایی می کنند.

اهمیت این موضوع در اینجا مشخص می شود که:

فرض کنید که پیشنهاد شما برای خریدار سودی برابر با ۳۰ دلار در بر دارد. همچنین فرض کنید که بر اساس اطلاعات آماری سایت شما از هر ۱۰ نفر که ایمیل شما را می خواند، یک نفر اقدام به خرید پیشنهاد شما می کند. با استفاده از موضوع جذاب در ایمیل خود سود شما با احتصاب مفروضات بالا چیزی برابر با ۱۳۸۰ دلار می شود. (۴۵۵ نفر خواننده * ۱۰ درصد خرید* ۳۰$)  – با همین محاسبات اگر شما از موضوعی که کمتر مورد توجه است استفاده می کردید سودی معادل ۹۳۰ دلار کسب می کردید. تفاوت این دو حالت در میزان سود شما برابر با ۴۵۰ دلار بیشتر در صورت استفاده از موضوع جذاب تر می باشد. اما، توجه کنید که این آزمون برای شما هزینه ای را در برابر نداشته، حالا فکر کنید که عدم انجام این آزمون برای شما چه هزینه ای را به بار می آورد. فرض کنید که به عنوان یک دندانپزشک هر یک از مشتریان شما در دوران عمر خود به طور متوسط سودی برابر با ۵۰۰۰ دلار برای شما داشته باشند. علاوه بر این فرض کنید که ۵۰ درصد از مشتریان احتمالی شما، شما را بجای یک دندانپزشک دیگر مورد استفاده قرار دهند. تعداد افرادی که در نتیجه ایمیل با موضوع جذاب تر رو به شما می آورند، ۷۰ نفر بیشتر خواهد بود، این تعداد در طی دوره عمر خود مبلغی معادل ۳۵۰۰۰۰ دلار برای شما درآمد زایی به همراه می توانند داشته باشند که شما می توانستید آنرا از دست بدهید، در صورتی که این آزمون را انجام نداده بودید.  

نوشتن ایمیلها

زمانی که ایمیل خود را ایجاد می کنید، آنرا بصورتی مرتب کنید که خواندن آن برای خواننده با لذت همراه شود. حوصله خواننده خود را با مطالب مربوط به فروش و متونی که درک آنها برای همه آسان نیست، سر نبرید. اگر می خواهید یک پیام فروش را انتقال دهید، آنرا خلاصه، کوتاه و جذاب کنید.

به عنوان مثال، اگر یک دندانپزشک هستید ممکن است پیشنهاد سفید کردن دندان ها و یک معاینه کلی از دندانها را با نصف قیمت معمول انجام دهید. بیمار مراجعه می کند و ممکن است فقط چند خدمت اضافی نیاز داشته باشد. از این فرصت استفاده کنید و یک معاینه عمومی هم برای او در نظر بگیرید. این فرصت علاوه بر وفادار ساختن او می تواند باعث شود تا او مشتریان دیگری را هم به مطب شما معرفی کند و از این طریق باعث رشد کسب و کار شما شود.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

زندگی کردن در عصر دیجیتال گاهی اوقات می تواند ترسناک باشد. تکنولوژی ما را به کدام سو می برد؟ آیا در دنیایی که در آن گوگل و فیسبوک به نظر می رسد خیلی بیشتر از آن چیزی که ما دوست داریم در مورد ما می دانند و اینکه ما حتی می توانیم از طریق تلفن های همراهمان مورد ردیابی قرار بگیریم، آیا دیگر حریم شخصی برای ما باقی مانده است؟

در حالیکه تعریف حریم شخصی آن طور که ما آن را می شناسیم در حال تغییر است، من فکر می کنم اگر ما دست از برخی دلهره ها و نگرانی های خودمان برداریم، هنوز فرصتهای چشم گیری برای رشد در برابر ما وجود دارد. به عنوان مثال آن دسته از افرادی که در سالهای نزدیک به هزاره متولد شده اند و ما آنها را به عنوان بومیان عصر دیجیتال هم می شناسیم، در حالیکه که فکر می کنند اشتراک گذاشتن اطلاعات در مورد خودشان منتج به منافعی برای آنها می شود، بیشتر به این اشتراک گذاری راغب هستند.

بگذارید به عنوان مثال به زیرساخت رسانه های اجتماعی مانند توئیتر، فیسبوک و لینکدین یا یوتیوپ اشاره ای داشته باشم. مردم بطور روز افزون در حال درک بیشتر منافع این زیرساخت ها در تبلیغ خود و تبدیل کردن خود به یک “برند” هستند.

این شبکه ها همگی طرفدار تساوی انسان ها هستند: آن دسته از افرادی که اقدام به تولید، انتخاب و معرفی محتوایی می کنند که از نظر دیگران با ارزش است، بطور بالقوه به دهها هزار طرفدار و دنبال کننده دست پیدا می کنند. در این رابطه مورد جاستین بیبر (Justin Bieber) _ که اکنون دارنده معروفترین حساب کاربری در شبکه توئیتر با ۴۵ میلیون دنبال کننده است – فراموش نکنید که پس از شناخته شدن در سایت یوتیوپ از گمنامی به مشهوریت جهانی دست پیدا کرد.

 

 

برای-داشتن-زندگی-بهتر-خودتان-را-تبدیل-به-یک-برند-کنید-محمد-کیان-راد

این شبکه ها به تک تک افراد همان قدرت و استعداد نهانی را برای تبلیغ و ترویج خود می دهند که در اختیار افراد شناخته شده و ستاره های دنیای امروز یا شرکتهای بزرگ، حتی با بودجه چندین میلیون دلاری تبلیغات و بازاریابی، قرار می دهند. مسلما در حالیکه همه ما به شهرت و وضعیت ستاره ها دست پیدا نمی کنیم، اما همه ما فرصت بیان داستان و افزودن به نفوذ خودمان بر دیگران را با استفاده از رسانه های اجتماعی هم در یک سطح حرفه ای و هم در یک سطح شخصی دارا هستیم.

براستی، مردم بیشتر و بیشتر در حال آمیختن فضای شخصی و حرفه ای زندگی خود با یکدیگر به جای جدا نگاه داشتن آنها از یکدیگر، هستند. اگر شما امروز تعدادی از برچسب ها یا شعارهای توصیف کننده افراد در شبکه توئیتر را بخوانید، می بنید که تعدادی از کاربران خود را بصورت چند وجهی معرفی کرده اند و در حقیقت در معرفی خود هم از ویژگیهای کاری و هم از ویژگیهای شخصی خود استفاده می کنند، مانند: “علاقمند به بازاریابی تعاملی و مُرید؛ یک پدر با افتخار؛ طرفدار تعصبی ورزش و فعالیت های بیرون از خانه،” که یکی از آنهاست، یا دیگری که به این صورت است، “من از روابط عمومی، فن آوری، بطور کلی شایعات مطرح در رابطه با ستاره ها و وُودکا لذت می برم. در حال حاضر رنگ موی من بلوند است. و بسیار شیفته حیواناتم هستم” .

در همین حین، شرکتها بیشتر تمایل به این دارند که دارای شخصیت انسانی باشند و در تلاشی برای زنده نشان دادن خود و ارتباط بیشتر با انسانها مثل مردم عادی رفتار می کنند. نه تنها آنها سعی در تاکید بر کاربران با پیام های بازاریابی دارند، بلکه برند هایی مانند استارباکس، نایک و کوکا کولا به دنبال شرکت کردن در صحبتهای آنلاین با مشتریان خود در فضای رسانه های اجتماعی مانند اینستاگرام، پینترست، تامبلر هستند و اغلب از محتوای تولید شده توسط کاربران استفاده می کنند. به عنوان مثال نایک کمپینی را در فضای اینستاگرام به راه انداخت که به کاربران اجازه می داد تا یک جفت از کفشهای نایک را در برابر یک تصویر شخصی مورد تغییر و شخصی سازی خودشان قرار دهند. در این حین، بن و جِریز هم اقدام به استفاده از نظرات کاربران در شبکه های اجتماعی برای یک طعم جدید بستنی کردند. و تعدادی از شرکت ها از صفحات فیسبوک و توئیتر جهت گوش دادن و پاسخ به شکایات مشتریان استفاده می کنند.

این تغییرات نتایجی را برای حریم شخصی در بر دارد. تمایل رو به افزایش از طرف افراد برای به اشتراک گذاری اطلاعات  همراه با اثری که از خود در استفاده از اینترنت و فضای مجازی یا استفاده از تلفن های همراه خود به جای می گذاریم اطلاعاتی را در مورد ما تولید می کند، که این اطلاعات قابل استفاده توسط دیگران می باشد. حال اگر آن اطلاعات را با اطلاعاتی که بصورت آزاد و عمومی در معرض استفاده و دید عموم است ترکیب کنیم هر اطلاعاتی شامل گواهی ازدواج تا تخطی از قانون در رانندگی و گزارشات اعتباری، شما منبعی بسیار غنی از اطلاعات درباره هریک از ما انسانها خواهید داشت. ما همگی در رابطه با تمامی این خطرات از جانب دولتها که با هر بار تغییر قوانین حریم شخصی فیسبوک در زندگی شخصی شهروندان و مصرف کنندگان سرک می کشند آگاه هستیم.

هر چند که ما نمی توانیم تمامی اطلاعات موجود درباره خودمان را کنترل کنیم، من اعتقاد دارم که اگر ما از قدرت این تکنولوژی ها برای بیان داستان خودمان استفاده کنیم، می توانیم به بازگشت تعادل قدرت در این بین کمک کنیم. این یک اعتقاد قدیمی است که کنترل گفتگو و صحبت به معنای برنده شدن در نیمی از جنگ قدرت است. زمانی که شما به رقبای خود اجازه می دهید تا نقاط برجسته یک گفتگو را تعیین کنند، شما در اصل کنترل صحبت را از دست داده اید. بدست آوردن کنترل تصویر ذهنی حاصل از یک فرد بر بقیه مخاطبین، بجای اجازه دادن به دیگران برای تعریف و شکل دادن به ما، دقیقا همان جایی است که فرصت اصلی برای ما در آن نهفته شده است.

منتشرشده در برندینگ

اگر می­‌خواهید در دنیای امروز یک برند بسازید، نمی­‌توانید از شیوه‌های بازاریابی گذشته پیروی نمایید. شرکت­‌ها قبلاً کنترل کلی بر چگونگی دریافت پیام­‌های تبلیغاتی خود بوسیله عموم مردم را داشتند، اما در عصر شفافیت بالا و توانمندسازی مصرف­‌کنندگان از طریق رسانه‌های اجتماعی، کسب‌و‌کارهای مدرن می‌دانند که اصالت و درگیر کردن، اولویت‌های درجه اول هستند.

برای پاسخگویی به این اولویت­‌ها، برندهای بسیاری محتوای تولید شده توسط کاربران (User Generated Content, UGC) را در استراتژی‌های بازاریابی خود ترکیب نموده‌اند. با توییت نمودن مجدد پست‌های دنبال­‌کنندگان، اجرای مسابقات عکس و ویدئو یا تشویق مصرف‌کنندگان برای به اشتراک‌گذاری تجربیاتشان در مورد برند، شرکت می‌­تواند از این محتوای عالی بهره ببرد، زمانی‌­که این موارد در جهت درست استفاده شود، می­‌تواند تصویر مثبت‌تر و واقعی‌تری از برند نسبت به تصویری که هر کمپین داخلی ایجاد می­‌کند ترسیم نماید.

آپو گوپتا، مدیرعامل کورالیت، پلتفرم بازاریابی رسانه­‌های اجتماعی تصویری، می‌گوید: «باهوش‌­ترین برندهای امروزی مصرف‌کنندگان خود را به عنوان همکاران سازنده در نظر می­‌گیرند. آن‌ها به طور فعال مشتریان را برای به اشتراک گذاشتن تجربیات برند محور خود تشویق می‌­کنند و آن تجربیات را بوسیله­‌ی آمیختن در ابتکار­های بازاریابی خودشان تقویت می­‌کنند.»

به طور مشابه، جو هولاند، بنیان‌گذار و مدیرعامل ویدئو بلاک می­‌گوید شرکت‌­هایی با بهترین تلاش‌های بازاریابی شرکت­‌هایی هستند که به مشتریان اجازه می­‌دهند تا داستان برند آن­‌ها را تعریف کنند.

وی در «Business News Daily» بیان کرده است: «میزان محتوای در حال توزیع در شبکه‌های اجتماعی روزانه رو به افزایش است. این یک فرصت بزرگ است تا از پایگاه مشتریانتان بهره ببرید، بسیاری از آن‌­ها پیش از این محتوا را به اشتراک گذاشته و ایجاد نموده‌­اند و در صورتی‌­که آن­‌ها بخواهند داستان برند شما را تعریف کنند این محتوا را دارا هستند.»

اشتراک‌گذاری و پاسخ به نظرات و توییت‌های مشتریان در مورد کسب‌وکار شما در کانال­‌های اجتماعی روش‌های بسیار عالی هستند تا بر محتوای تولید شده توسط کاربران سرمایه‌گذاری کنید، اما مشتریان امروزی تمایل دارند تا به رسانه‌های تصویری بهترین پاسخ را دهند. این همان دلیلی است که برای برندها داشتن حضوری قوی در شبکه­‌هایی مانند اینستاگرام، پینترست، تامبلر و یوتیوب بسیار مهم است.

جاستین گراتی، مدیر شرکت تایگرلاجیک که مالک پستانو، پلتفرم بازاریابی تصویری است می‌گوید: «بازاریابی اجتماعی همان گونه که رو به جلو می‌رویم بیشتر تصویر محور می‌­شود. تعداد افرادی که از برنامه‌های کاربردی تصویری و ویدئویی استفاده می‌کنند رو به رشد است. این برنامه­‌ها فقط در مورد این نیست که بگوییم در سالن ورزشی هستم بلکه در شبکه­‌هایی مانند توییتر یا فیس‌بوک شامل یک عکس نیز می­‌شود.»

استفاده و بکارگیری محتوای تصویری تولید شده توسط کاربران می­‌تواند ترقی بزرگی برای برند شما باشد، اما تنها در صورتی­ که از آن به درستی استفاده نمایید. در اینجا به چند تاکتیک متفاوت که می­‌توانید امتحان کنید، و بهترین روش ها برای اجرای آن‌ها اشاره شده است.

تعامل با محصول: یکی از ساده‌ترین و مؤثرترین نوع از محتوای تولید شده توسط کاربران، تشویق مشتریان برای گرفتن عکس­‌ها و ویدئو­هایی است که آن­ها را در حال استفاده از محصول شما نشان می‌دهند و دنبال کردن آن­‌ها از طریق اشاره مستقیم و یا تعیین هشتگ است. برای مثال، فروشگاه لباس وِت سیل برای پیدا کردن و اشتراک گذاشتن عکس­‌هایی از مشتریان که لباس­‌هایی با برند وت سیل را پوشیده‌­اند از هشتگ #WSonME استفاده م‌ی­کند. گوپتا خاطر نشان می‌کند که شما نیز می‌توانید مشتریان محلی را با درخواست از آن‌ها برای عکس‌برداری در فروشگاهتان در این کار درگیر کنید. اگر آن‌ها موافقت کردند، اقدامشان را با لایک کردن عکس‌هایشان، گذاشتن نظرات دوستانه و اجازه گرفتن برای به اشتراک‌گذاری محتواهایشان بر روی شبکه­‌های اجتماعی خودتان مورد تقدیر قرار دهید. برای شیرین کردن این توافق، می‌توانید با اعطای یک کوپن خرید یا تخفیف در فروشگاه سنگ تمام بگذارید.

یکپارچه‌سازی محصول: اگر عکس­‌های تعامل با محصول معادل تبلیغات «فروش سخت» (hard selling) هستند، یکپارچه‌سازی محصول «فروش نرم» (soft sell) است. این محتوا نشان می‌­دهد که چگونه محصول شما متناسب با بافتار گسترده‌تر زندگی مصرف­‌کنندگان است. این رویکردی به‌مراتب ظریف‌انگارانه‌تر است، اما می‌تواند به اندازه یا حتی بیشتر نوع قبلی محتوای تولید شده توسط کاربران اثربخش باشد.

گراتی در «Business News Daily» بیان کرده است: «شبکه‌های اجتماعی به طرفداران اجازه می‌دهند تا ارتباط خود را با برندها نشان دهند.» در عکسی از دویدن صبحگاهی خود، می­‌توانید اشاره‌­ای به کفش­‌هایی داشته باشید که به پا دارید. شما می­‌توانید در مورد گروهی که برای دیدن اجرای آن­‌ها به کنسرت رفتید و آهنگ مورد علاقه‌تان را اجرا نمودند توییت کنید. در هر زمان که شما با برندی رابطه دارید می­توانید تحسین خود را در مورد آن‌ها به اشتراک بگذارید.»

گراتی خاطر نشان نمود که این نوع از پست‌ها بطور خاصی تأثیرگذارند زیرا آن‌ها تجربه‌ای را از یک شیوه‌ی شخصی و متفکرانه بیان می‌­کنند.

گراتی می­‌گوید: «برندها از طرفداران می­‌خواهند تا فراتر از یک اشاره­‌ی ساده رفته و خلاق‌تر باشند. به آن‌ها این بهانه را می‌­دهد تا چیزی را به تایم‌لاین خود اضافه کنند که در میان دوستان خود باعث برانگیختن علاقه خواهد شد.» مسابقات: برای این‌که به مشتریان خود این شانس را بدهید تا جایی که ممکن است خلاق باشند، میزبانی رقابت عکس و فیلمی را در نظر بگیرید که در آن از دنبال‌کنندگان می‌خواهید تا محتوای ویژه‌ای را برای شما ایجاد کنند. این امر به آن‌ها اجازه می‌­دهد تا بخشی فعال و مستقیم از استراتژی برندسازی شما باشند، و این را حس کنند که صدای آن­‌ها بوسیله شرکت شما شنیده شده است. یکی از بارزترین مثال­‌ها، کمپین «Crash the Superbowl» دوریتوز است، یک مسابقه­‌ی سالانه که در آن یک جایزه‌ی نقدی و امکان پخش در طول سوپر بول به بهترین تبلیغ ساخته شده از سوی طرفداران اعطا می‌شود. هولاند که شرکتش در این مسابقه‌ی سالانه شرکت دارد، می­‌گوید: «با انجام این کار، شما بهترین مشتریان خود را توانمند می­‌سازید تا حامی برند شما باشند. این کار قدرتمندتر از تبلیغات سنتی است و زمانی که آن را به درستی انجام می‌­دهید دشوار نیست.» گوپتا خاطر نشان کرد مسئله این نیست که شما کدام یک از استراتژی­‌های محتوای تولید شده توسط کاربران را بکار می‌برید. مهم تداوم تعامل طولانی مدت مشتریان بعد از این‌که کمپین به پایان می­‌رسد است. وی عقیده داشت که هدف نهایی تشویق به یک تغییر است؛ از مصرف‌کننده به طرفدار حقیقی. گراتی این طور گفته است که: «یک طرفدار به احتمال بیشتریبا برند به عنوان بخشی از هویت خود ارتباط برقرار می­‌کند.»

منتشرشده در برندینگ

شاید یک طرح بازاریابی در بالای فهرست انجام کارهای هر صاحب کسب‌وکار جدید نباشد، اما باید این‌چنین باشد. درحالی‌که یک #طرح تجاری به نگاشت یک مسیر، برای شرکت شما کمک می‌کند، یک طرح بازاریابی، به شرکت شما برای رسیدن به آن به‌وسیله تفصیل مراحل مهم بر روی نقشه راه برای ایجاد روابط مشتری کمک می‌کند.

بنا بر گفته روبرت_توماس (Robert Thomas)، استاد بازاریابی دانشگاه جرج تاون، مهم‌ترین موضوع مرتبط به یک کسب‌وکار کوچک برای قرار دادن در طرح بازاریابی خودشان، درک بسیار روشن از مشتریان و رقبای خودشان است.

اگرچه یک طرح بازاریابی می‌تواند رسمی یا غیررسمی باشد، حداقل این طرح توصیف می‌کند که مشتریان شما چه کسانی هستند، آن‌ها اطلاعات را از چه جایی به دست می‌آورند و شما چگونه می‌توانید به آن‌ها دسترسی پیدا کنید. توماس بیان می‌کند توسعه یک طرح بازاریابی چهار کار ویژه را نیاز دارد:

توسعه بینشی بسیار روشن و متمرکز نسبت به این مورد که چرا یک مشتری بالقوه از کسب‌وکار شما استفاده می‌کند. به‌طور خاص‌تر، نیاز اصلی‌ای که محصول و خدمات شما با آن مواجه می‌شود چیست؟ آیا (محصول یا خدمات شما) به مشتریان شما کمک می‌کند زندگی خود را راحت‌تر بگذرانند؟ آیا باعث بازدهی بیشتر در کار آن‌ها می‌شود؟ آیا باعث می‌شود به‌وسیله دوستان مورد تحسین و احترام قرار گیرند؟ پیشنهادهای شما باید به‌گونه‌ای طراحی شده باشد تا در مواجهه با مشتریان بهتر از رقبا عمل کند.

مشتریان هدف خود را شناسایی کنید. در اغلب بازارها مشتریان بالقوه بی‌شماری وجود دارند، اما برای موفقیت سریع‌تر و بهتر، کسب‌وکارهای کوچک باید بازار را برای تعیین خصوصیات مشتریان هدف خودشان مطالعه کنند. مشتری هدف باید با جزئیات کامل توصیف شده باشد. در انجام این کار، کسب‌وکار تصویری واضح‌تر از درآمدهای فروش مورد انتظار را ایجاد می‌کند.

همچنین رقبایی که می‌خواهند مشتریان هدف شما را داشته باشند شناسایی کنید. همیشه یک رقیب وجود دارد – هرگز با فرض وجود ندارد مرتکب اشتباه نشوید. کسب‌وکارهای کوچک به‌ندرت برای شناسایی عمیق رقبای خود وقت می‌گذارند؛ اما شما باید درک کنید رقبای شما چه کسانی هستند، مزیت رقابتی اصلی آن‌ها چیست و چگونه آن‌ها به پیشنهادهای شما واکنش نشان می‌دهند (کاهش قیمت، افزایش ارتباطات و غیره).

بیانیه جایگاه‌یابی برند خود برای مشتریان هدفتان را بنویسید. درنهایت، برند شما و آن چیزی که برای مشتریان نمادسازی شده قویی‌ترین مزیت رقابتی شما خواهد بود. شما باید قادر به نوشتن یک جمله اعلانی ساده از اینکه چگونه با نیاز­های مشتری مواجه خواهید شد و بر رقابت غلبه خواهید کرد باشید.

درحالی‌که این مراحل یک نقطه شروع خوبی هستند، شرکت‌ها به کانال‌های بازاریابی متعدد در طرح‌های بازاریابی خود احتیاج دارند. برخی از این کانال‌های پرطرفدار برای کسب‌وکارهای امروزی عبارت‌اند از:

بازاریابی رسانه‌های اجتماعی

رسانه‌های اجتماعی به یک بخش اساسی از طرح‌های بازاریابی کسب‌وکار تبدیل شده‌اند. کسب‌وکارهایی که هنوز به فرصت‌هایی که فیس‌بوک، توییتر، گوگل پلاس، لینکدین و دیگر شبکه‌های اجتماعی فراهم آورده‌اند پی نبرده‌اند، در حال از دست دادن فرصت‌های بزرگی هستند. اگرچه مفهوم بازاریابی رسانه‌های اجتماعی ممکن است برخی از صاحبان کسب‌وکار‌های کوچک را دست‌پاچه کند، اما احتیاجی نیست این فرآیند یک چالش باشد، همین‌طور که خدمات و شرکت‌های بیشتری در این زمینه روزبه‌روز ظاهر می‌شوند.

برت فارمیلو (Brett Farmiloe)، بنیان‌گذار شرکت بازاریابی اینترنتی Markitors، به شرکت‌ها این‌گونه توصیه می‌کند که برای دانستن درباره مشتریان خود، فعالیت در رسانه‌های اجتماعی را آغاز کنید.

فارمیلو به Business News Daily این‌چنین گفته است: تشخیص دهید که مشتریان شما زمان خود را در چه جاهایی صرف می‌کنند و فروشگاهی در آن پلتفرم‌‌ها ایجاد کنید. یک استراتژی محتوایی را که می‌تواند به‌صورت داخلی اجرا شود، توسعه دهید و سپس استراتژی خود را به‌وسیله محتوای علامت‌گذاری شده با برند خود به روی پلتفرم‌های انتخاب‌شده ارسال نمایید.

بازاریابی از طریق پست الکترونیک

اگرچه ممکن است بازاریابی به‌وسیله پست الکترونیک همانند بازاریابی شبکه اجتماعی یک مفهوم جدید نباشد، اما این نوع بازاریابی انتخابی محبوب و مؤثر برای صاحبان بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک است. شرکت‌ها می‌توانند تکنیک‌های بازاریابی پست الکترونیک را به‌وسیله روش‌های مختلفی ازجمله ارسال خبرنامه و کمپین‌های تبلیغاتی به اجرا درآورند. شرکت‌هایی نظیر MailChimp و Constant Contact مدیریت کردن کمپین پست الکترونیک را آسان کرده‌‌اند. فارمیلو متذکر شده است که شرکت‌ها می‌توانند تلاش‌های بازاریابی پست الکترونیک را به‌وسیله بخش‌بندی بازارشان تنظیم کنند. فارمیلو این‌چنین گفته است: «تمامی مشترکان نمی‌خواهند که یک جریان مشابه را دریافت کنند». بازاریاب‌های هوشمند پست الکترونیکی در ابتدا وقت را برای تقسیم‌بندی مشترکان می‌گذارند و سپس آن‌ها این تقسیم‌بندی را بر اساس فعالیت مشترکان ادامه می‌دهند. به‌واسطه تقسیم‌بندی بازار، شرکت‌ها میزان لغو اشتراک را کاهش می‌دهند، نرخ بازدید پست‌های الکترونیک ارسال‌شده را افزایش می‌دهند و از همه مهم‌تر میزان اقدامات انجام‌شده به‌واسطه پست الکترونیک ارسال‌شده را زیاد افزون می‌کنند.

بازاریابی از طریق تلفن همراه

محبوبیت گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها به تغییر روش هدف‌گیری مشتریان توسط شرکت‌ها کمک کرده است. درنتیجه، شرکت‌ها به دنبال پیاده‌سازی استراتژی‌هایی هستند که به مشتریان بر روی دستگاه‌های الکترونیکی خودشان دسترسی پیدا کنند. بااین‌حال بازاریابی از طریق تلفن همراه نباید به‌صورت یک توسعه انحصاری از بازاریابی پست الکترونیک یا آنلاین در نظر گرفته شود.

فارمیلو این‌چنین گفته است: «بازاریابی تلفن همراه قطع کننده است». این قطع‌کنندگی به خاطر آن است که بازاریاب‌ها به مشتریان این قدرت را می‌دهند که چگونگی و زمان دریافت کردن اطلاعات بازاریابی را تعیین کنند. دلیل آنکه بسیاری از برنامه‌های کاربردی با گزینه روشن و خاموش کردن دریافت اعلان‌ها همراه است این موضوع است.

برای بهینه‌سازی بازاریابی از طریق تلفن همراه، به‌دقت چگونگی و زمان دسترسی به موبایل مشتریان خود را در نظر داشته باشید. به این موضوع که آن‌ها چه زمانی و به چه دلیلی از موبایل خود استفاده می‌کنند حساس باشید و به آن‌ها اطلاعاتی که مربوط به وضعیت آن‌هاست پیشنهاد دهید.

گام‌های بعدی

به‌محض آنکه استراتژی‌ها برای هر کانال شناسایی شد، شما نیاز دارید که استراتژی منحصر به خود را کشف کنید. چه مقدار می‌خواهید برای هر کانال هزینه کنید؟ انتظار دارید چه نتایجی را ببینید؟ نیاز دارید چه کارهایی را برای هر گام از فرآیند خود انجام دهید؟ ایجاد یک فهرست از اعتبارات، اهداف و اقدامات به همراه اختصاص کارکنان مناسب برای هر مورد می‌تواند کمک کند که طرح بازاریابی شما واقعی‌تر باشد.

همچنین مهم است که از پیش تصمیم بگیرید که شما چگونه موفقیت را اندازه‌گیری خواهید کرد. آیا امیدوار هستید افزایش فروش یا آمدوشد را شاهد باشید و یا تماس مشتریان جدید را؟ برای هر کانال یک نقطه عطف شش‌ماهه تعیین کنید و نتایج را در برابر تلاش‌ها و انتظارات قبلی خود مورد مقایسه قرار دهید. اگر یک کانال دارای عملکرد ضعیفی است، عواقب صرف‌نظر کردن از آن و یا اضافه کردن منابع بیشتر را موردبررسی قرار دهید. درخواست از مشتریان خود برای کامل کردن یک نظرسنجی به‌وسیله پست الکترونیک در مورد عاداتشان در رسانه‌های اجتماعی درازای یک کوپن یا تخفیف، می‌تواند به آگاهی شما از روابط بین جمعیت مشتریان و تلاش‌های بازاریابی شما کمک کند.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

به هیچ وجه نمیتوان منکر تاثیر شبکه های اجتماعی در رشد کسب و کار ، فروش و برندینگ شد . ولی این امر در کنار مقرون به صرفه بودن ، نکات کلیدی و حساسی هم دارد که رعایت آنها به خصوص برای برندینگ و فعالیت های دراز مدت ، بسیار حیاتی و ضروری است .

بد نیست یکبار سیاست های مجموعه و شرکت خود را در این راستا بازبینی کرده و نقاط ضعف آن را برطرف کنید .

 

انتخاب مناسب شبکه اجتماعی

بدون شک حضور درشبکه های اجتماعی بیشتر ، برای هر کسب و کاری حائز اهمیت است ولی به شرط آنکه کمیت جای کیفیت را نگیرد . اگر در یک شبکه حضوری پر رنگ و فعال و حساب شده داشته باشید بهتر از آنست که در پنج شبکه فقط حضور داشته باشید . بنابراین بر اساس توانایی ها ، مطالب ، نوع فعالیت و مخاطب و شیوه مدیریتی که در اختیار دارید شبکه اجتماعی مفید تر را انتخاب کرده و در صورت موفقیت در آن و امکان گسترش آن ، شبکه های بیشتر را به آن بیافزایید .

به عنوان مثال شبکه های اجتماعی   پینترست و اینستاگرام ، عکس محور هستند و برای مشاغلی که با تصویر میتوانند محتوا را به مخاطب برسانند بیشتر توصیه میشوند . مشاغلی مرتبط با پوشاک ، دکوراسیون و …. از این دسته اند . ضمن آنکه بیشترین مخاطبین آنها را بانوان و جوانان تشکیل میدهند و آمارها نشان میدهد که مخاطبین پینترست معمولا به لحاظ تحصیلات و سطح درآمد ، از اینستاگرام بالاتر میباشند . پس مطالب را به شکل مطلوب تری دسته بندی کنید و به مخاطب هدف نزدیک تری ارائه نمایید .

فیسبوک همچنان دارای مخاطب بسیار بیشتری نسبت به دیگر شبکه هاست و نشر مطالب در آن ویژگیها و سهولت های بیشتری دارد . امکان گذاشتن فیلم و متن و عکس و لینک و … به شکل همزمان و خاصیت ویرال ( انتشار ویروسی ) بیشتر در آن ، میتواند از مزیتهای ترویج برند شما باشد . ولی این را هم در نظر بگیرید که بیشتر مخاطبین آن برای ارتباط با دوستان و آشنایان و اعضای خانواده و شاید حتی سرگرمی در آن حضور دارند ، پس در تبلیغات و برندینگ خود باید کلیات علایق آنها را در نظر گرفته و موجب دلسرد شدن آنها از پیج خود نشویم .

لینکدین بیش از دیگر شبکه ها ، بار تجاری و بیزینسی را بر دوش میکشد . مخاطبین آن ( طبق آمار ) بیشتر آقایان بوده و معمولا کاربران این شبکه دارای تخصص ، تحصیلات و درآمد بالاتری هستند . معرفی بیزینس و محصولات و خدمات شما چنانچه در آن افراط نشود و استراتژی معقولی داشته باشد ، نه تنها موجب دلزدگی افراد نمیشود بلکه حتی میتواند بیشتر از دیگر شبکه ها مورد استقبال قرار گیرد . برای جذب نیروی انسانی و پیشنهادات کاری نیز بستر مناسبی است و بسیاری از کاربران با این اهداف در لینکدین حضور دارند . پس محتوای پروفایل و مطالبتان را حرفه ای انتخاب کنید و بر اصول آن پایبند باشید .

توییتر نیز میتواند برایتان کارایی لازم را داشته باشد . به خصوص اگر حرفه شما به اطلاع رسانی های مستمر و روزمره نیاز دارد و جنسیت مخاطب در آن تاثیر چندانی ندارد ، توییتر میتواند کمک بزرگی به نشر مطالب شما کند .

شبکه-های-اجتماعی-مان-را-چگونه-انتخاب-و-مدیریت-کنیم-؟-محمد-کیان-راد

چگونه شبکه های اجتماعی مان را مدیریت کنیم

مهمترین نکته شاید محتوا و تاکتیک هایی باشد که برای این شبکه ها در نظر میگیرید . حتما بر مبنای یک فعالیت از پیش تعریف شده قدم بردارید و دقیقا بدانید قرار است چه مطالبی در چه بازه زمانی و برای چه جنس مخاطبی ارائه کنید . به اصول خود پایبند باشید و مخاطبینتان را با نظم در شبکه هایتان آشنا کرده و عادت دهید .

مطالب دست اول ارائه کنید و اگر محتوای مناسبی پیداکردید از کپی آن حذر کرده و تنها آن را به اشتراک بگذارید . ( تولید محتوا اولویت بیشتری دارد ، از اشتراک های مکرر از دیگر صفحات نیز پرهیز کنید تا در راستای برندینگ گام بردارید ) .

چند بار پست را بخوانید و مطمئن شوید از اصول نگارشی مناسبی برخوردار است غلطهای املایی و تایپی ندارد .

از هشتگ ها نهایت استفاده را ببرید ولی افراط نکنید . تنها هشتگ های کاملا مرتبط و فکر شده را تعیین کنید و برای آنها خط مشی مناسبی تعریف کنید .

به هیچ عنوان اقدام به خریداری فالوئر و دنبال کننده ، نکرده و مخاطبین علاقه مند به حرفه خود را پیدا کنید . خرید دنبال کننده با تبلیغات برای شبکه های اجتماعی فرق میکند . هر اندازه تبلیغات میتواند مفید باشد ، خرید فالوئر میتواند مضر باشد .

به عنوان مثال فیسبوک مطالب شما را به حدود ده درصد از فالوئر های شما ارسال میکند . هر چه تعداد اعضای غیر واقعی شما بیشتر باشد ، تعداد اعضای واقعی پیج شما که مایل به دنبال کردن مطالب شما هستند ، کمتر مطالب شما را میبینند .

پست های زیاد در ساعات کم نگذارید . تعداد پست ها را در حد مناسبی تعیین کنید که در طول شبانه روز برای اعضا آزار دهنده نباشد . آنها فقط وارد نمیشوند که مطالب شما را ببینند .

مرتب و مکرر از خودتان تبلیغ نکنید و اسم و برند خود را تکرار نکنید . آنها میدانند چه برندی را دارند دنبال میکنند و تا حد نیاز با شما آشنا هستند .

هیچکس تمایل ندارد با یک ربات یا یک ماشین همصحبت شود . کاربران توقع دارند نیروی انسانی گرداننده شبکه های اجتماعی ، با آنها در ارتباط بوده ، مطالب و کامنتهای آنها را بخواند و به آنها جواب درست دهد . همواره از افرادی برای مدیریت شبکه های خود استفاده کنید که در حد لازم با جزییات و سیاستهای مجموعه شما آشنا باشد ، اختیارات لازم را داشته باشد و از ادبیات هر شبکه اجتماعی در حد نیاز برخوردار باشد . توجه داشته باشید که پاسخهای شما را تنها همان شخص سئوال کننده نمیخواند بلکه برای همه اعضای شبکه قابل رویت و قضاوت است .

در فعالیت های اجتماعی تان صبور بوده و حضور فعال و با ثباتی داشته باشید . کاربران جدید خیلی زود متوجه تفاوت یک پیج فعال و با ثبات و یک پیج غیر فعال و نسنجیده میشوند و عکس العمل آنها کاملا بستگی به عمل شما دارد .

تا حد امکان از تصاویر مرتبط با نوشته تان بهره ببرید . تصاویر میتوانند نقش بسیار پر رنگی در محبوبیت پست های شما داشته باشند . ارتباط با تصاویر و اینفو گرافیک ها بسیار سریع بوده ، لایک و اشتراک های بیشتری جذب کرده و بیشتر از متن در ذهن میماند . خیلی بیشتر جلب توجه میکند و امکان اشتراک گذاری در شبکه های بیشتری را برای شما و مخاطبینتان دارد .

 

شبکه-های-اجتماعی-مان-را-چگونه-انتخاب-و-مدیریت-کنیم-؟-محمد-کیان-راد

تلاش کنید در ساعات مناسب در شبکه های اجتماعی مطلب بگذارید . این امر به بازدید بیشتر پست هایتان کمک کرده و نتیجه بهینه ای برایتان به دنبال دارد . تصویر زیر میتواند تا حد زیادی به شما کمک کند .
امیدوارم مطلب فوق که جمع بندی از فعالیتهای مثمر ثمر در شبکه های اجتماعی بود ، برایتان کارآمد و مفید باشد .

منتشرشده در مارکتینگ و سئو
طراحی سایت