قدرت متوقف کردن یعنی اینکه بتوانید با تبلیغ و سایر ارتباطات بازاریابی مردم را از رفتن بازدارید و آن‌ها را وادار کنید که بنشینند و به شما توجه کنند.

ارتباطات دارای قدرت متوقف کنندگی، واکنش‌هایی از این قبیل به وجود می‌آورد: «چه گفتی؟» یا «آن را دیدی؟» این نوع ارتباطات میزان توجه را بالا می‌برند. برخلاف اغلب ارتباطات بازاریابی که حتی برای یک‌لحظه هم نمی‌توانند جلب‌توجه کنند.

مشتریان هرروز با هزاران پیام بازاریابی، علاوه بر پیام شما، بمباران می‌شوند. این تراکم بالای پیام‌های ارسالی در حیطه‌ی بازاریابی باعث می‌شود که اغلب تلاش‌ها برای برقراری ارتباط ناکام بماند و به اکثر تبلیغات هیچ توجهی نشود.

از مردم بخواهید ۵ مورد از آگهی‌هایی را که شب پیش از تلویزیون دیده‌اند، به یادآورند (اگر تلویزیون تماشا کرده باشند، حتماً تبلیغات زیادی دیده‌اند). به واکنش‌هایشان دقت کنید. وقتی با درماندگی سعی می‌کنند به یادآورند که چه چیزهایی باید دیده باشند، نگاهی سردرگم بر چهره‌شان نقش می‌بندد. کمی بعد احتمالاً می‌گویند: «بله… آن آگهی بامزه که مرده…» و به همین شکل چندین آگهی را به‌ خاطر می‌آورند. البته اگر مجموعه آگهی‌های دیشب جالب بوده باشد؛ و از میان این‌ها شاید نام یک یا دو محصول تبلیغ‌شده را نیز به یاد داشته باشند؛ اما به‌ندرت تمام نام‌ها را به یاد دارند.

اگر همین‌طور ادامه بدهید و این بار درباره‌ی تبلیغات چاپی سؤال کنید، مثلاً در مورد مجله، روزنامه، بروشور، یا نامه‌های الکترونیکی، بسیار احتمال دارد که فهرستتان کاملاً خالی بماند. خیلی‌ها حتی یک آگهی تبلیغاتی در مجله‌ای که دیروز خوانده‌اند را به یاد نمی‌آورند. مگر آنکه فعالانه آن‌ها را به پاسخ‌گویی ترغیب کنید. اگر در مورد تبلیغات رادیو هم بپرسید، با همین مشکل مواجه می‌شوید.

این فعالیت ساده اهمیت قدرت متوقف کردن را آشکار می‌کند. تبلیغات شما باید بیشتر از تبلیغات دیگران قدرت متوقف کردن داشته باشد، زیرا حتماً می‌خواهید افراد بسیار زیادی به محصول شما فکر کنند و آن را در خاطر نگه‌دارند!

اصول متوقف کردن

بنابر نظر هانلی نوریس، کسی که زمان زیادی را به تعلیم کارکنان «یونگ و روبیکام» برای تهیه‌ی تبلیغات بهتر، گذرانده است، با هفت اصل می‌توانید یک آگهی تبلیغی یا هر ارتباط بازاریابی را به یک متوقف‌ساز واقعی تبدیل کند. من این هفت اصل را بر اساس تجربه‌ی خودم تعدیل کرده‌ام و به فهرست زیر رسیده‌ام:
۱

.تبلیغ باید درون‌مایه‌ای ذاتی داشته باشد تا هرکسی را به‌سوی خود بکشد. همچنین باید افراد زیادی خارج از حیطه‌ی مخاطبان موردنظرش را جلب کند. اگر بچه‌ها تبلیغی را که هدفش بزرگسالان است دوست دارند و بالعکس، معلوم می‌شود که در ساخت این تبلیغ از اصل قوی پیروی شده است.

۲. تبلیغ باید مخاطبان را به مشارکت و همکاری وادارد. همچنین باید مردم را به انجام دادن فعالیتی بکشاند، چه آن فعالیت گرفتن یک شماره باشد، چه رفتن به فروشگاه، یا قهقهه زدن و یا صرفاً به فکر چیزی افتادن. یک آگهی، باقدرت متوقف‌سازی، هرگز اجازه نمی‌دهد مخاطب نقش منفعلی داشته باشد.

۳.تبلیغ باید واکنشی احساسی برانگیزد.  این اصل باید حتماً لحاظ شود، حتی اگر جذابیت شما از نوع عقلانی باشد. تبلیغ همیشه باید دارای نیازهای بنیادی آدمی باشد و احساسات افراد را برانگیزد.

۴. تبلیغ باید کنجکاوی را تحریک کند. مخاطبان باید طالب شوند که بیشتر بدانند. این میل آن‌ها را متوقف می‌کند و به بررسی تبلیغ وا‌می‌دارد و باعث می‌شود به دنبال اطلاعات بیشتری باشند.

۵. تبلیغ باید مخاطبان را شگفت‌زده کند. عنوانی تکان‌دهنده، تصویری غیرمنتظره، ترفندی غیرعادی در افتتاحیه‌ی عرضه‌ی محصولات یا داشتن ویترینی عجیب در فروشگاه همه این قدرت را دارند که مردم را بر جای خود میخ‌کوب کنند و به شگفت آورند.

۶. تبلیغ باید اطلاعات بدیهی را منتقل کند- به شکلی هرظتنم ریغ. (نکته: سعی کنید این کلمه‌ی عجیب را برعکس بخوانید). پیچشی خلاقانه یا راهی جدید برای بیان یا دیدن یک‌چیز باعث می‌شود که مسئله‌ای بدیهی به امری غیرمنتظره تبدیل شود. اطلاعات بدیهی یعنی اینکه مارک محصول شما چیست؟ چگونه و برای چه کسانی مفید است؟ اما اگر این کار را به شکلی بدیهی انجام دهید ارتباطی برقرار نمی‌شود و توجه کسی را جلب نمی‌کند و مخاطبان تبلیغ شما را نادیده می‌گیرند.

۷. گاهی لازم است تبلیغ از قواعد و شخصیت محصولتان و مقوله‌ای که در آن می‌گنجد فراتر رود. محصول باید برجسته باشد. توجه مردم به اموری جلب می‌شود که خارج از الگوهای رایج باشد (و در بازاریابی هم بی‌شک الگوهایی وجود دارد). پس یک راه این است که تبلیغی درست کنید که بسیار متمایز از آن چیزی باشد که مشتریان درباره‌ی مقوله‌ی محصول شما انتظار دارند. برای مثال اگر شما برای خدمات نظافت ادارات بازاریابی می‌کنید، حتماً تبلیغات صفحات زرد را بخرید و آگهی‌هایی تهیه کنید و فهرست قیمت خود و نظر مثبت و رضایت‌آمیز مراجعه‌تان را در آن بگنجانید. برای تکمیل این تلاش‌های معمول بازاریابی، با پست برای مشتریان احتمالی‌تان اسفنجی بفرستید که یک‌طرف آن نام و شماره تلفن شما و طرف دیگر آن این پیام نوشته شده باشد: البته اگر هنوز معتقدید که بدون کمک ما باید نظافت کنید، این اسفنج به دردتان می‌خورد.

برای تبلیغی که داستان داشته باشد و این داستان باعث شگفتی افراد شود، از الگوهای مرسوم تجاوز کند و مسایل بدیهی را به شکلی غیرمنتظره مطرح کند، شما به خلاقیت نیاز دارید. این راز موفقیت شماست و فقط به اتکای خلاقیت است که قدرت متوقف کردن پیدا می‌کنید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

 این اتفاق که افراد با مشتریان عصبی رو به رو می شوند به کرات پیش می آید. برخی از مشتریان عصبانیت خود را با رفتار بدی که نشان می دهند به فروشنده ابراز می کنند.

 هنگام بروز چنین اتفاقی فروشنده نباید از کوره در برود زیرا شما به عنوان فروشنده اولین کسی نیستید که با او اینگونه رفتار شده است. خونسردی و آرامش خود را حفظ کنید و در صورت مواجه شدن با چنین وضعیتی آگاه باشید که چگونه رفتاری داشته باشید.

چگونگی ارتباط با مشتریان عصبی

اگر می خواهید در هر کسب و کاری موفق شوید می بایست بدانید که چگونه عصبانیت خود و مشتریانتان را مهار نمایید.

قبل از برنامه ریزی برای مقابله با شرایط سخت ابتدا باید مشتری و فروشنده، هر دو طرف را در نظر گرفت زیرا آنها به طور شخصی و به خاطر شما این رفتار های خشونت آمیز را بروز نمی دهند بلکه رفتارشان به خاطر عوامل دیگری می باشد. بنابر این برخوردشا ن را  به طور شخصی برداشت نکنید،  همچنین باید در نظر داشته باشید که همیشه حق با مشتری است و هدف شما همیشه و در هر شرایطی باید رضایت مشتریان باشد.

در ادامه به استراتژی هایی می پردازیم که به شما در روابط بهتر کمک می کند:

مشاجره ممنوع

قانون ساده ریاضیات که می گوید: "منفی در منفی، مثبت می شود" اینجا کارساز نیست. بلکه در این وضعیت شما می بایست با آرامش خود و کاملا حرفه ای به آرام کردن و از بین بردن عصبانیت مشتری بپردازید.

بنابراین شما می بایست در هر شرایطی خونسردی خود را حفظ کرده و حتی در سخت ترین شرایط به رضایت مشتریان فکر کنید.

بیشتر از اینکه صحبت کنید گوش دهید.

 به یاد داشته باشید که شما یک دهان و دو گوش دارید بنابر این مطمئن شوید بیشتر از زبان از گوش هایتان استفاده کنید. هنگامی که مشتری عصبی می باشد شما نیز قادر به کنترل عصبانیت خود نباشید ، اداره امور و شرایط از دستتان خارج می گردد.

 همچنین با مطالعه و آگاهی از رفتار های مشتریان عصبی می توانید به راحتی دلیل نارضایتی آنها را کشف کرده و در بر طرف ساختن آن بکوشید.

نشان دهید که به آنها اهمیت می دهید.

 هنگام روبه رویی با مشتریان عصبی فروشنده باید قادر به ابراز هم دردی و آرام کردن آنها باشد، زیرا این مشتریان می خواهند با فروشندگانی تعامل داشته باشند که آنها را درک کنند.

بنابر این فروشنده، باید علاوه بر اینکه مشتریان را درک می کند به دنبال راه حلی برای حل مشکلات شان نیز باشند، زیرا در این صورت تغییرات خوب و محسوسی را در رفتارشان دیده و همچنین کنترل موقعیت را به دست خواهید گرفت.

صبور باشید.

 در هر کسب و کاری باید صبور بود علی رغم اینکه کنترل احساسات دیگران کار بسیار دشواری می باشد. بخصوص هنگامیکه مشتری عصبی بوده و به سرعت از کوره در برود اما فروشنده می بایست در چنین شرایطی حرفه ای، باملایمت و درست رفتار کرده تا وضعیت را به خوبی تغییر دهد.

در روابط خود مثبت باشید.

 حتی در بد ترین شرایط نیز سعی کنید افکار منفی را از خود دور کرده و پذیرای انرژی و دیدگاه مثبت باشید زیرا این کار به شما کمک می کند که در رویارویی با مشتریان عصبی کنترل خود را از دست ندهید و به سرعت شرایط را مساعد نمایید.

کنترل خشم

 عصبانیت رفتار رایجی است که در طبیعت افراد وجود دارد اما باید از چگونگی مهار کردن آن و بازیابی آرامش و خونسردی در شرایط بحرانی اطلاعاتی بدست آورد .

 به این ترتیب فروشنده  قادر خواهد بود با کنترل خشم خود  مشتری عصبی را آرام کند.

 راه کار های ارائه شده در اکثر مواقع موثر و کاربردی خواهند بود وشما می توانید با پیروی از آنها مشتری عصبی خود را مهار نمایید.

 آگاهی از روانشناسی مشتریان بسیار حائز اهمیت می باشد. این طبیعی است که  مشتریان عصبانیت و نا امیدی خود را نشان دهند، راز موفقیت، حفظ خونسردی و آرامش است بنابراین با آرامش با آنها گوش فرا دهید و ابراز همدردی نمایید سپس راه کار های منطقی ارائه دهید در چنین شرایطی کمتر مشتری نه می گوید به این ترتیب در صورت پیگیری روند بالا کسب موفقیت حتمی می باشد.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

بازاریابی دیجیتال به سرعت در حال رشد است. این نوع بازاریابی کانال اصلی برای هر استارت آپی است. بازاریابی دیجیتال در مقایسه با رسانه های بازاریابی سنتی، قطعا ارزان تر است. با اینحال همانند هر چیز دیگری، داستان های ترسناکی در مورد بازاریابی دیجیتال وجود دارد.داستان هایی که می تواند برای هرکسی اتفاق بیفتد. در این مقاله قصد داریم در مورد همین موضوع بحث کنیم و روش های موثری را برای مواجهه با این ترس بیان نماییم.

ترس اول:تجارت الکترونیک بدون مشتری

مدیران شرکت منابع مالی مورد نیاز برای برنامه های بازاریابی تیم شما را فراهم کرده اند و یک سیستم تجارت الکترونیکی جدید راه اندازی نموده اند. همه چیز به خوبی برنامه ریزی و راه اندازی شده است. فعالیت های خود را برای کانال های دیجیتال مختلفی آغاز کرده اید ، کمپین های PPC را راه انداخته اند و سایت خود را با محتوای با کیفیت پر کرده اید. حالا ابزارها و دارایی های مختلف دیجیتالی در دست دارید که می توانید از آن به نفع شرکت خود استفاده کنید. همه چیز به درستی مقیاس بندی شده است و تنها یک مورد هنوز به دست نیامده است و آن هم مشتری است. قبل از اینکه خود را نگران این موضوع کنید، مطمئن شوید که همه تلاش های بازاریابی شما به درستی توسعه یافته است و با سایر عناصر موجود سینک شده است. اگر در حال حاضر حداقل سه بار همه فعالیت های بازاریابی خود را بررسی کرده اید و دریافته اید که همه چیزی به خوبی پیش می رود، زمان آن فرا رسیده که سطح اعتماد مشتریان خود در سایت تجارت الکترونیکی را بسنجید. برای ایجاد اعتماد، راه حل تایید شده و تست شده پرداختی را انتخاب کنید که تراکنش راحت، امن و سریعی را در اختیار مشتریان قرار می دهد. سیاست های واضح و کاربر پسندی را ارائه کنید تا مشتریان احتمالی جزییات دقیق تراکنش های خود را درک کنند. نشان دادن گواهینامه های امنیتی سایت می تواند ایده بسیار خوبی باشد زیرا مشتریان جدید باید امنیت شما را تایید کنند و از تعامل با شما ترسی نداشته باشند. آخرین کاری که می توانید انجام دهید این است که نیروی انسانی موجود در سایت را به آنها نشان دهید. مطمئن شوید که رضایت مشتریان قبلی را در سایت قرار می دهید و نظرات آنها را بیان می کنید.

ترس دوم: بحران رسانه های اجتماعی

فرض کنید در تعطیلات هستید و از هوای گرم و آفتاب کنار ساحل لذت می برید. در همین حال تماسی از طرف مدیر یا اعضای تیم دریافت می کنید که بیان می کند بحرانی در رسانه اجتماعی روی داده است و باید هر چه سریع تر به شرکت بروید.اولین چیزی که به ذهنتان می رسد این است که تعطیلاتتان به کلی خراب شده است. این مورد یکی از موقعیت هایی است که بازاریابان دیجیتال همیشه از بروز آن ترس دارند. در حالیکه نمی توان به طور کامل از بروز بحران در رسانه اجتماعی جلوگیری کرد اما می توانید شرایط را کنترل کنید تا به سرعت گسترده نشود. اجازه ندهید بحران در رسانه های اجتماعی همه فعالیت های شما را تحت کنترل خود قرار دهد . شما می توانید از ابزارهای نظارت بر رسانه های اجتماعی همچون Sysomos استفاده کنید. با به کار بردن گوش دادن اجتماعی (social listening ) شما می توانید فعالیت های اجتماعی خود را پیگیری کنید . می توانید نظرات افراد در مورد شرکت را تشخیص دهید، به روزرسانی های مرتبط با ان را شناسایی نمایید و حتی تاثیر گذاران کلیدی صنعت خود را بیابید. گوش دادن اجتماعی به شما اجازه می دهد تمایل و احساسات افراد را به سرعت مرور کنید حتی اگر در برگیرنده تاثیرگذاران کلیدی باشد. در این شرایط قادر خواهید بود به طور موثر جلوی بروز بحران در مراحل اولیه را بگیرید. همیشه خود را در صنعتی که کار می کنید به روز نگه دارید و به احساسات افراد در مورد شرکت خود توجه کنید. تمامی این فاکتورها می تواند بر روی احساس افراد در مورد شرکت شما تاثیر داشته باشد. وجود چنین دوراندیشی هایی به شما اجازه می دهد از کار خود لذت ببرید.

ترس سوم: ایمیل معیوب

فرض کنید چند روز بر روی طراحی ایمیلی کار کنید که برای تولید سرنخ ایجاد شده است. شما معتقدید که همه چیز را به درستی انجام داده اید. کلیدواژه ها به درستی در جای خود قرار دارد، لوگوی شرکت در جای مناسب قرار گرفته است و امکان پاسخگویی سریع به آن وجود دارد. سپس متوجه می شوید که یک خطای تایپو گرافی در آن وجود دارد که محتوای کلی ایمیل و پیام آن را تغییر خواهد داد. حالا باید به سرعت عمل کنید. فراهم کنندگان خدمات ایمیلی همچون Gmail روش های خوبی برای بازیابی ایمیل های ناخواسته دارند. اگر چند روز از ارسال ایمیل گذشته است، تنها راه حل پیش روی شما کار کردن بر روی اشتباه موجود است.به عنوان مثال می توانید ان را به یک بازی سرگرم کننده تبدیل کنید و از طریق ایمیل های دیگر نظرات افراد را دنبال نمایید. ایمیلی برای آنها ارسال کنید و بخواهید خطاهای تایپوگرافی را برای شما پیدا کنند و اندازه مناسب را پیشنهاد بدهند. اینکار باعث می شود افرادی که ایمیل را دریافت کرده اند ان را به دقت مطالعه کنند و همین امر نرخ تبدیل را افزایش می دهد و از خجالت و شرمندگی شما کمتر می کند. دفعه بعد قبل از ارسال ایمیل همه چیز را به دقت بررسی کنید. از اشتباه کردن مجدد بپرهیزید و سعی کنید این کار را تکرار نکنید.

 

ترس چهارم: از دست رفتن داده ها

شما همه چیز را به درستی ایجاد کرده اید. کمپین های مختلفی را راه اندازی کرده اید و ممطئن هستید که نظر مدیر شرکت را به خود جلب خواهید کرد. رایانه خود را باز می کنید تا داده های خود را بررسی کنید . با استفاده از معیارهایی که دارید شروع به ارزیابی داده های خود می کنید و ناگهان متوجه می شوید که فایل های موجود اسیب دیده است. در سیستم پیگیری داده ها لاگین می شوید و آخرین نسخه از فایل های خود را دانلود می کنید. در نهایت متوجه می شوید که همه چیز نامرتب است و ردپای داده های تکراری در آن وجود دارد. برای حل این مشکل دو راه پیش روی خود خواهید داشت. اولین روش این است که تلاش کنید نسخه های قبلی فایل های خود را بازیابی نمایید و امیدوار باشید این فایل ها دست نخورده باقی مانده باشد. روش دیگر این است که تلاش کنید با ابزارهای موجود فرایند سینک کردن را انجام دهید و امیدوار باشید که آنها نیز معیارهای یکسانی را اعمال کرده باشند. اگر همه روش ها را امتحان کردید و هیچ کدام کارساز نبود، باید مشکل را بپذیرید و سعی کنید همه چیز را به حالت اول برگردانید. همیشه یک فایل بکاپ برای داده های ضروری و حیاتی خود داشته باشید. ابزارها و اپلیکیشن های مختلف تاثیر متفاوتی بر روی داده های شما خواهند داشت. پس مطمئن شوید که بر اساس نیازهای خود موارد مناسبی را انتخاب می کنید. برای جلوگیری از اتفاقات ناگواری همچون پاک شدن داده ها و نامرتب شدن آنها، عادت کنید که آنها را قبل از ترک شرکت مرتب می کنید.

ترس پنجم: تجربه کاربری نادرست

تیم شما تصمیم گرفته است سایت را بازسازی کند. همه معتقدند که سایت جدید واقعا زیبا و شیک است. بعد از چند روز، متوجه می شوید که نرخ تبدیل سایت به طور قابل توجهی در حال کاهش است. همه فعالیت های خود را پیگیری می کنید و متوجه می شوید که بونس ریت سایت در حال افزایش است. فکر می کنید که این موضوع به خاطر رابط جدیدی است که برای پشتیبان گیری داده ها از آن استفاده کرده اید. با اینحال هنوز مشکوک هستید و سعی می کنید از کمک سایر افراد نیز استفاده کنید. همه اعضای تیم از این رابط جدید استفاده می کنند و از آن راضی هستند. دوست ندارید اولین نفری باشید که خبر بد را اعلام می کند. اولین روشی که برای حل این مشکل پیش روی خود دارید، باخبر کردن مدیر شرکت است. با استفاده از اطلاعات دقیق به او بگویید که بازسازی سایت باعث ایجاد مشکلاتی در تجربه کاربری شده است. بازاریابان دیجیتال همیشه از این موضوع ترس دارند. به همین خاطر به سرعت به دنبال راه حل هایی می روند که می تواند یک راه حل موقتی باشد اما تغییری در سایت ایجاد نمی کند. ایده ای که در این زمینه وجود دارد استفاده از تست A/B است تا بتوانید نرخ تبدیل و بونس ریت سایت را بازیابی کنید. برخی از اوقات، جدید بودن به معنای بهتر بودن نیست. این موضوع به مخاطبان سایت شما بستگی دارد. در نظر نگرفتن اولویت ها و تمایلات آنها میتواند به عملکرد آنلاین سایت آسیب وارد کند. طراحی سایت بدون در نظر گرفتن تجربه کاربری می تواند باعث از دست رفتن مشتریان شما شود.

ترس ششم: شکست در حوزه موبایل

فرض کنید یک اپلیکیشن موبایلی را برای تیم مدیریت خود پیشنهاد کرده اید. فکر می کنید داشتن یک اپلیکیشن موبایلی برای کمپین بازاریابی منسجم ضروری است. آنها نیز با نظر شما موافقت می کنند. فکر می کنید که این اپلیکیشن برای کار شما عالی است و می تواند به تدریج مشتریان شما را افزایش دهد اما ناگهان متوجه می شوید که یک مشکل بحرانی اتفاق افتاده است. ابتدا باید آرامش خود را حفظ کنید. دلیل شکست اپلیکیشن خود را مشخص کنید. دلیل هرچه که باشد باید مطمئن شوید که عیب آن را تشخیص داده اید. شما باید این عیب را برطرف کنید. در غیر اینصورت مجبور هستید به سرعت آن را از سیستم خود حذف کنید. دفعه بعد که تصمیم گرفتید اپلیکیشن موبایلی خود را در کمپین بازاریابی دیجیتال به کار ببرید، مطمئن شوید که توسعه دهندگان از رویکردهای توسعه ای مناسب استفاده می کنند تا احتمال بروز خطا و باگ کاهش پیدا کند. قبل از توسعه اپلیکیشن، مطمئن شوید که تیم شما به عنوان تست کنندگان بتا عمل می کنند.

ترس هفتم: نرخ تبدیل صفر

کمپین PPC را برای چند هفته اجرا کرده اید اما هنوز تبدیل بازدید کننده به مشتری رخ نداده است. این موضوع دقیقا همان چیزی است که بازاریابان دیجیتال از آن وحشت دارند.اگر بازار هدف محصولات و مخاطبان هدف کمپین PPCبه درستی تعیین شده باشد می توانید از موفقیت خود مطمئن باشید. باید مطمئن شوید که بودجه مورد نظر برای کمپین کافی بوده است. فاکتورهای درگیر را در نظر داشته باشید. قبل از اینکه بخواهید ارتباط مستقیمی بین بودجه و کمپین PPC را نشان دهید بهتر است به دنبال بودجه بیشتری باشید. از ابزارهای پیگیری استفاده کنید تا بتوانید فعالیت های اصلی مخاطبان خود را شناسایی نمایید. سعی کنید از تبلیغات مناسبی استفاده کنید.

این ترس ها می تواند برای بازاریابان دیجیتال دردسرساز باشد. بازاریابان همیشه باید خود را برای بدترین شرایط آماده کنند. پیشگیری از بروز مشکلات بهتر از حل کردن آنهاست. زمانی که مشکل ایجاد می شود از داده های موجود استفاده کنید و از خلاقیت خود برای حل آن بهره ببرید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو
طراحی سایت