لوگوی یک برند یا محصول، یکی از مهم‌ترین عناصر دیداری برای مشتریان است، ازاین‌رو صاحبان کسب‌وکار سعی می‌کنند برای جلب نظر مشتریان، هرچه بیشتر به زیبایی عناصر دیداری برندشان توجه کنند. هویتی که به‌آسانی و به‌سرعت قابل‌تشخیص باشد.

در طراحی لوگو باید به اجزای آن توجه کرد چراکه هر یک از آن‌ها معنا و مفهوم خاص خود را به مخاطبان منتقل می‌کنند و تأثیر خاص خود را بر آن‌ها می‌گذارند؛ در ادامه به بررسی مفهوم چند آرم و لوگوی اتومبیل‌ها و برندهای معروف خودروسازی جهان می‌پردازیم؛

 تویوتا: لوگوی تویوتا در نظر اول لوگوی شرکت خودروسازی تویوتای ژاپن شبیه یک گاوچران است که کلاه بزرگی بر سر گذاشته است، اما درواقع این لوگو سه شکل بیضی است که قلب مشتری، قلب محصول و پیشرفت‌های فنّاورانه و فرصت‌های بی‌حدومرز تویوتا را ترسیم ‌می‌کند. در زبان ژاپنی Toyo به معنای فراوانی و ta به معنای برنج است و همچنین کلمات Toyo در هم تنیده است.

مرسدس بنز: لوگوی مرسدس بنز ستاره 3 پری است که نشان مرسدس‌ بنز بوده و به معنای تسلط آن بر زمین، دریا و آسمان است. این لوگو نخستین بار روی اتومبیل دایملر مدل ۱۹۰۹ دیده شد. لوگوی کنونی که در آن حلقه‌ای به دور یک ستاره اضافه‌شده، در سال ۱۹۳۷ میلادی طراحی شد و تاج افتخاری برای این برند است.

آئودی: لوگوی آئودی که درواقع از چهار حلقه‌ی درهم‌تنیده درست‌شده نماد به هم پیوستن چهار شرکت خودروسازی Audi, DKW, Horch و Wanderer است که تا قبل از آن مستقل از هم فعالیت می‌کردند.

سیتروئن: آرم سیتروئن در ظاهر حرکت رو به بالا را نشان می‌دهد اما درواقع طراح آن باهدف دیگری آن را خلق کرده است. آندره سیتروئن خالق این خودرو کار در صنعت موتور را با تولید چرخ‌دنده آغاز کرد و علامت نظامی ۲ تایی آن را درواقع نماد دندانه‌های چرخ‌دنده برشمرده است.

مزدا: لوگوی مزدا چیزی شبیه یک لاله خوش‌فرم و نمایانگر بال‌های بازشده است. در فرهنگ ژاپن علامت ۷ به معنای ابتکار، درک هدف و لطافت است.

رنو: لوگوی رنو شبیه الماس است و نخستین بار به‌صورت آرم ایستاده روی در موتور به کار رفت و بوق اتومبیل پشت آن قرار می‌گرفت. در سال ۱۹۲۲ میلادی قسمت مرکزی آرم برای خروج هوا بریده شد. رنو آرم امروز خود را از سال ۱۹۲۴ میلادی با خود همراه دارد.

پورشه: لوگوی پورشه نشان محلی شهر اشتوتگارت است. اسب علامت مزرعه اشتات، شاخ‌ها و خطوط مشکی و سرخ بخشی از نشان سلطنتی پادشاهی وورتمبرگ است.

سوبارو: سوبارو نخستین کارخانه ژاپنی تولیدکننده خودرو بود. نشان این شرکت به ستارگان خوشه پروین اشاره دارد.

بی ام و: از وقتی بی ام و به تولید موتور هواپیما روی آورد، لوگوی امروز خود را انتخاب نمود. این آرم نشانگر یک ملخ خوش‌فرم و در حال چرخش هواپیما است و می‌گویند رنگ آبی آن یادآور آسمان است.

هیوندای: لوگوی هیوندای یک بیضی است که حرف H با فونت خاص بیضی مانند، درون آن قرار دارد. می‌توان آن را نمادی از هدف کارخانه برای پیشرفت قلمداد کرد؛ بدین‌صورت که بیضی نمادی از گسترش و افق جهانی است و حرف H مورب نمادی از ۲ طرف یعنی کارخانه و مشتری است که به یکدیگر دست مشارکت داده‌اند.

ولوو: دایره فلش دار در لوگوی ولوو، نشانه قرارداد فولادی است. دایره و فلش همچنین یادآور سپر، نیزه و سیاره مریخ است که نماد شیمیایی برای آهن نیز است.

میتسوبیشی: گرچه میتسوبیشی فقط ۲۵ سال در انگلستان زندگی کرد اولین خودرو خود را در سال ۱۹۱۷ ساخت. تاریخچه شرکت به سال ۱۸۷۰ بازمی‌گردد هنگامی‌که اولین کشتی خود را ساخت. سه الماس ملخ کشتی است. واژه میتسوبیشی به معنای سه منشور است. اخیراً مطرح‌شده است که این نشان از ترکیب دو نشان خانوادگی تشکیل‌شده و نمایان گر هیچ بخشی از یک کشتی نیست. ارتباط این نشان با کشتی تصور اشتباهی است که به دلیل سابقه کشتی‌رانی و کشتی‌سازی شرکت در اذهان ایجادشده است.

پژو: یکی از اولین خودروهای پژو به نام مدل شیر شناخته می‌شد که نشان محلی شهر بلفورد محل ساخت مدل مزبور را روی خود داشت.

کادیلاک‎: لوگوی اولیه کادیلاک بر مبنای شناسه خانوادگی مردی که این شرکت را در سال ۱۷۰۱ میلادی تأسیس کرد، طراحی‌شده بود. آنتونی دلاموته که بانام سر کادیلاک هم شناخته می‌شد، مدیری میان‌پایه در دولت ایالات‌متحده بود که پایه‌گذار کادیلاک در دیترویت شد. شرکت او تا سال‌ها ارابه‌های فلزی می‌ساخت و نشانی که برای محصولاتش انتخاب‌شده بود، برازنده‌اش می‌کرد.

فراری: یکی از معروف‌ترین کارخانه‌های اتومبیل‌سازی که محصولات آن از گران‌قیمت‌ترین اتومبیل‌های دنیا است و تمام علاقه‌مندان سرعت در دنیا با این کارخانه آشنا هستند، «فراری» است. لوگوی مربوط به این شرکت یک اسب بلند شده روی ۲ پا در یک زمینه زردرنگ است که معمولاً حروف S F به علامت «Scuderia Ferrari» در پایین آن مشاهده می‌شود. این آرم در حقیقت مربوط به یک خلبان بسیار ماهر ایتالیایی در جنگ جهانی اول است که همیشه این آرم را بر روی هواپیماهای خود ترسیم می‌کرد.

شورلت: ریشه لوگوی شورلت که یکی از برندهای جنرال‌موتورز به‌عنوان پرفروش‌ترین خودروساز دنیاست، به یکی از سفرهای ویلیام دورانت مؤسس این شرکت به پاریس در سال ۱۹۰۷ میلادی بازمی‌گردد. دورانت آن‌چنان مسحور طرح زیبای کاغذدیواری خود قرارگرفته بود که تکه‌ای از آن را کند و داخل کیف پول خود قرار داد. چند سال بعد در سال ۱۹۱۳ میلادی او این تکه را مبنای طراحی لوگوی طیفی از خودروهای تولیدی خود که نامشان را از لوئیس شورلت، راننده مسابقات سرعت به عاریت گرفته بودند، قرار داد.

باور کردن اینکه یک تکه کاغذدیواری الهام‌بخش دلیلی بوده که با کنار هم قرار دادن چند شرکت خودروساز، بزرگ‌ترین تولیدکننده خودرو را به وجود آورد، شاید کمی سخت باشد اما این داستان تقریباً با واقعیت انطباق دارد.

منتشرشده در برندینگ

شرکت Lululemon به خوبی می داند که مشتریانش فعال، سلامت محور و آگاه هستند. از همین جا می توان به موارد دیگری نیز دست پیدا کرد.  این مشتریان ممکن است به رژیم غذایی، مسافرت،جامعه، پزشکی و رویدادهای موجود علاقه مند باشند. آنها به خوبی آموزش دیده اند و به ترفندهای مرتبط با سبک زندگی علاقه مندند.

این اطلاعات را می توان برای ایجاد فرهنگ  مورد استفاده قرار داد.  شرکت Lululemon چگونه نیازهای مشتریان را هدف قرار می دهد؟  برند Lululemon سعی می کند از طریق اجزایی که به دست آورده است به مشتریان خود کمک کند زندگی طولانی تر، سالم تر و شادتری داشته باشند. این اجزا شامل لباس ها و وسایل مرتبط با یوگا، کلاس های یوگا؛ توصیه های مختلف برای داشتن زندگی سالم، نکات تغذیه ای، ایده های سلامتی، مسافرت و داستان های انگیزشی است.

مقاله نقش محتوا در ایجاد سبک زندگی برندها بخش اول این مفاله است که با خواندن آن توضیحات این مقاله کامل تر خواهد شد.

ایجاد فرهنگ از طریق محتوا:

 قبلا چنین فرصت بزرگی برای ایجاد فرهنگ در میان برندها وجود نداشته است. رسانه های اجتماعی، پیام رسانی از طریق ایمیل،محتوای ویدئویی و محتوای وبلاگی از فرهنگ برند پشتیبانی و حمایت می کنند. در نتیجه محتوا یکی از مهم ترین جنبه های  برنامه بازاریابی دربرندهای مرتبط با سبک زندگی است. وبلاگ شرکت Lululemon و موضوعاتی که در رسانه های اجتماعی منتشر می شود شامل  نکات سلامتی، اطلاعاتی در مورد  سلامت، داستان های هنری جذاب  و سبک زندگی فعال است.

تمامی این اطلاعات باعث تشکیل مجموعه از عبارت های مرتبط با برند شده است که سبک زندگی مشتریان و ارزش های موجود را منتقل می کند.  این اطلاعات بیشتر از طریق تحقیق در بازار به وجود آمده است.  با وجود فرصت های بسیاری که در این باره وجود دارد بازاریابان معمولا دچار سردرگمی می شوند. برای جلوگیری از بروز مشکلات موجود، باید از بیانیه ماموریتی برای تصمیم گیری در مورد ارزش های برند استفاده کرد.  به خاطر حوزه گسترده سبک زندگی، برخی از مشکلات باید به صورت موردی بررسی گردد. اجازه دهید موضوع را با یک مثال ساده توضیح دهیم. دستورهای غذایی ساده و سالم شرکت Lululemon را در نظر بگیرید.

بیشتر مشتریان شرکت Lululemon گیاهخوار هستند و دوست دارند از کلاس های یوگا استفاده کنند. با اینحال، سایر مشتریان ممکن است مسیر دیگری را در رژیم غذایی خود انتخاب نمایند. تمایلات اخیر برای استفاده از رژیم غذایی سرخپوستان در میان برخی از افراد محبوب شده است. حالا سوال اینجاست که با وجود تنوع زیاد در حوزه سبک زندگی، چگونه می توان محتوای مناسب تولید کرد؟ در حالیکه بیشتر برندهای مرتبط با سلامتی، توصیه های مرتبط با رژیم غذایی بدون گوشت و عاری از گلوتن را ارائه می کنند، شرکت Lululemon سعی کرده است مباحث دیگری را هدف قرار دهد.  این شرکت از فوریه سال 2015، پست های مرتبط با غذا را منتشر نکرده است.

به جای اینکه تنها توصیه های مرتبط با رژیم غذایی گیاهخواری در وبلاگ قرار گیرد، توصیه های گسترده تری در آن ارائه شده است. به عبارت دیگر، شرکت Lululemon اهمیت رژیم غذایی سالم را بیان می کند اما به مشتریان خود نحوه انجام آن را توضیح نمی دهد. حالا اجازه دهید این رویکرد را با رویکردی که شرکت کراس فیت اتخاذ کرده است مقایسه کنیم.  شرکت کراس فیت سعی می کند افراد را به رژیم غذایی سرخپوستان تشویق نماید. بیانیه ماموریتی این شرکت روشن و واضح است: خوردن گوشت، سبزیجات، آجیل و دانه ها، برخی از میوه ها، نشاسته اندک و بدون شکر. این شرکت سعی می کند ارزش های خود را از طریق بیانیه ماموریتی به دست مشتریان برساند و آنها را تشویق کند از این رژیم غذایی استفاده کنند.

 زندگی کردن:

شرکت های مرتبط با سبک زندگی، فرصت های منحصر به فردی برای تبدیل مشتریان به مبلغان اصلی دارند. از طریق مشتریان، شرکت ها می توانند به سایر افراد نشان دهند که زندگی افراد بعد از وارد شدن به فرهنگ موجود در آن شرکت، چگونه خواهد بود. به عنوان مثال مشتریان شرکت Lululemon به خوبی آن را می شناسند. بیشتر افراد سعی می کنند سبک زندگی خود را بر اساس محصولات و خدماتی که این برند ارائه می کند سازمان دهی کنند.

منتشرشده در برندینگ
طراحی سایت