اینفلوئنسر مارکتینگ  یا  بازاریابی تاثیرگذار  گونه ای از بازاریابی است که در آن از اشخاص مشهور و  کلیدی برای انتقال پیام به یک بازار بزرگتر استفاده می شود. در این نوع بازاریابی شما به جای اینکه تعداد زیادی از مشتریانتان را به طور مستقیم به خدمت بگیرید، می توانید از چهره های مشهور استفاده کنید تا پیامتان را به جای شما منتشر کنند .

گاهی اینفلوئنسر مارکتینگ به صورت پایاپای با دو نوع دیگر از بازاریابی همراه می شود :  بازاریابی شبکه های اجتماعی   و بازاریابی محتوا . اکثر کمپین های بازاریابی تاثیرگذار از یک رسانه اجتماعی استفاده می کنند و از اینفلوئنسرها انتظار می رود که مطلب مورد نظر را از طریق آن کانال انتشار  دهند. اکثر کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ پیامی را با خود دارند که این پیام را یا شما برای اینفلوئنسرها تولید می کنید و یا آن ها خودشان آن را تهیه می کنند. اگرچه بازاریابی شبکه های اجتماعی و محتوا نیز در کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ می گنجند، اما مترادف اینفلوئنسر مارکتینگ نیستند .

تفاوت «بازاریابی دهان به دهان» و «اینفلوئنسر مارکتینگ» چیست؟

اگرچه گاهی بازاریابی دهان به دهان و بازاریابی تاثیرگذار به جای یکدیگر استفاده می شوند، اما  تفاوتی اساسی میان این دو رشته وجود دارد؛ بازاریابی تاثیرگذار، ایده ی به کارگیری چهره های مشهور برای بالابردن تاثیر پیام میان طرفداران آنهاست، اما بازاریابی دهان به دهان شاهراهی است که این ارتباط از طریق آن صورت می گیرد. پس اگرچه در ذات اینفلوئنسر مارکتینگ، بازاریابی دهان به دهان نیز وجود دارد اما همه ی بازاریابی های دهان به دهان از اینفلوئنسر مارکتینگ نشئت نگرفته اند .

 5 گام برای عملی کردن برنامه بازاریابی تاثیر گذار

1.تعریفی از مخاطبین آنلاین شما

بازاریابی موثر ، ابتدا مصرف کنندگان هدف را شناسایی می کند تا درک کند که چطورآن ها تاثیر می گذارند و تصمیمات و رفتارخرید آن ها را شناسایی و ارزیابی می کند.

2.شناسایی تاثیرگذاران مناسب

شما نیاز است افرادی که محتوا را ایجاد و به اشتراک می گذارند پیدا کنید که می تواند روی کسب وکار و تصمیمات خرید شما تاثیرگذار باشد.چون ممکن است محتوایی که آن ها ایجاد می کنند با محصولی که شما می فروشید در ارتباط باشد پس شناسایی افراد تولید محتوا می کنند بسیار مهم است.

3.نظارت موثر از فرصت ها

به افراد تاثیرگذار گوش کنید و بر محتوایی که ایجاد می کنند نظارت کنید.از خودتان بپرسید: درباره چه موضوعاتی آن ها بنویسند؟ چطوری به اشتراک گذارند؟چه سوالاتی از مخابینشان بپرسند؟

4.اقدام و تعامل

با یک کار ساده شروع کنید( با پیروی کردن از آن ها، به اشتراک گذاشتن مقالات ان ها). ابتدا باید اعتماد را ایجاد کنید و سپس از آن ها دعوت کنید تا با همدیگر کار کنید.

5.اندازه گیری نتایج شما

رابطه ای که با افراد تاثیرگذار ایجاد کردید حفظ کنید وببینید چطور آن ها رویدادهای محسوس را تفسیر می کنند(مثلاً ملاقاتشان). یاد بگیرید و تمرین کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

به نظر می رسد در سال های آینده، بازاریابان کنترل مشتریان و تجربیات آن ها را به طور کامل در دست خواهند گرفت.  سایت Economist Intelligence Unit از 499 مدیر ارشد بازاریابی و معاونان آن  در مورد تکامل بازاریابی سوال کرده است. آن ها تلاش دارند به کمک این مصاحبه ها فناوری های کلیدی و گرایش هایی که باعث تغییر در صنعت بازاریابی  می شود را در چهار سال آینده بیابند و مورد بررسی قرار دهند. در این مقاله قصد داریم خلاصه برخی از یافته های کلیدی را در اختیار بازاریابان قرار دهیم.

گرایش های داغ فناوری برای بازاریابان:

نمودار زیر زیاد هم شگفت انگیز نیست. سال هاست که موبایل و دستگاه های موبایلی به یک گرایش بزرگ در حوزه بازاریابی تبدیل شده است. همانطور که می دانید موبایل بیش از نیمی از ترافیک وب را به خود اختصاص داده است. اینترنت اشیا موضوع جدید تر و جذاب تری است اما هنوز هم درک درست و دقیقی از تاثیر این حوزه بر روی بازاریابان وجود ندارد.  فرصت ها و پیش بینی های زیادی در مورد آن وجود دارد اما اگر فردی به شما گفت که دقیقا تاثیر اینترنت اشیا بر روی بازاریابان را تا سال 2020 می داند به او اعتماد نکنید و بدانید که دروغ می گوید. فناوری های شخصی سازی نیز چندی است که در میان افراد محبوب شده اما با حجم داده هایی که در شرکت ها وجود دارد مدیران ارشد بازاریابی فرصت ها و شخصی سازی ها را به طور واقعی درک می کنند.

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

هدف گیری جغرافیایی تنها در آغاز راه قرار دارد و نباید جزو اهداف اصلی تان قرار گیرد. بازاریابان حرفه ای باید مدل های آماری را برای خود ایجاد کنند تا اطمینان حاصل نمایند که درک درستی از  مباحث مورد علاقه مشتریان خود دارند و بر اساس آن فعالیت های خود را شکل دهند. فناورهای جدید و ابداعانه ای که برای بازاریابی وجود دارد ، فناوری  بلوک های زنجیره ای است اما هنوز معلوم نیست چنین فناوری هایی تا سال 2020 چه تغییراتی خواهد داشت. تکامل این امر برای بخش های بانکداری، حقوق و مالکیت معنوی به نظر قابل درک می رسد اما اینکه چنین فناوری هایی بعدا چه تاثیری بر روی بازاریابی خواهد داشت و مزایای آن برای بازاریابان چه خواهد بود هنوز مشخص نیست.
هوش مصنوعی یکی از موضوعات داغ در این زمینه است.  این موضوع زمانی شدت یافت که پروژه هوش مصنوعی آلفای گوگل  در world Go champion   همه رقبای خود را شکست داد. ترکیب هوش مصنوعی با شخصی سازی محتوا فرصت های باورنکردنی را برای بازاریابان فراهم  می کند و این موضوع برای افرادی که به دنبال چنین فرصت هایی هستند بسیار عالی خواهد بود.

کانال های کلیدی در سال 2020:

زمانی که صحبت از سال 2020 به میان می آید همه ما تصوراتی را در ذهن خود خواهیم داشت. ایا تا سال 2020 ربات های پیشخدمت، خودروهای پرنده ، رایانه هایی برای خواندن ذهن انسان و موارد این چنینی ایجاد نخواهد شد؟  ابداع چنین مواردی تا سال 2020 چندان هم دور از ذهن نیست.
سال 2012 را به خاطر می آورید؟  زمان زیادی از این سال ها نمی گذرد. به نظر همین دیروز بود که المپیک لندن برگزار شد. آینده بیشتر از آن چیزی که فکر می کنید به شما نزدیک است. مدیران ارشد بازاریابی کانال های بازاریابی کلیدی برای کسب وکارهای خود را در سال 2020 پیش بینی کرده اند. این نمودار نیز نشان دهنده همین کانال های بازاریابی است.  همانطور که در نمودار می بینید رسانه های اجتماعی جایگاه نخست را به خود اختصاص داده اند. اپلیکیشن های موبایلی و وب نیز در جایگاه های بعدی قرار دارند.  ایا این نمودار اولویت های سرمایه گذاری فعلی شما را منعکس می کند؟ سرمایه گذاری در کانال های برتر می تواند شما را در میان رقبا متمایز سازد.

 

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

 

سنجش موثر بودن تلاش های بازاریابی:

معمولا بازاریابان در مرور و بررسی موثر بودن کمپین های خود با مشکلات و چالش های زیادی روبرو می شوند.  اگر صادق باشیم باید بگوییم که این مشکلات تقصیر بازاریابان نیست.  تایید اینکه فروش های جدید به خاطر کمپین های بازاریابی اخیر بوده است بسیار دشوار و سخت است.  اما فناوری های دیجیتال فرصت های زیادی را برای اندازه گیری دقیق معیارهای کلیدی ایجاد کرده است. چنین فناوری هایی به بازاریابان کمک می کند تاثیر تلاش های خود بر روی فروش را به خوبی مشاهده کنند.

 

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

محاسبه  بازگشت سرمایه گذاری تنها زمانی امکان پذیر است که داده های دقیقی در مورد ترافیک و نرخ تبدیل داشته باشید.  بازاریابان بیشتر بر روی بازگشت سرمایه گذاری تکیه می کنند و کمتر از آمار و داده های کسب مشتری استفاده می نمایند.

بازگشت سرمایه گذاری هدف نهایی هر کمپین بازاریابی است. با اینحال اگر فکر می کنید می توانید بازگشت سرمایه گذاری را در بازه زمانی چهار ساله اندازه گیری کنید، باید از خودتان بپرسید چرا نمی توانید بازگشت سرمایه گذاری را همین حالا مورد اندازه گیری قرار دهید؟ هیچ فناوری عجیب و غریبی در عرض این چهار سال ایجاد نخواهد شد که عصای جادویی در اختیارتان قرار دهد و به شما کمک نماید بازگشت سرمایه گذاری را به دقت محاسبه کنید. فناوری های موجود می توانند بازگشت سرمایه گذاری را با اندازه گیری تمامی داده هایی که در حال حاضر وجود دارد به صورت مدل در آورند. اگر فکر می کنید می توانید اینکار را تا سال 2020 انجام دهید باید برنامه ریزی و اجرای آن را همین حالا شروع کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

تا همین 4 سال پیش اگر میرفتیم در یک کارخانه بزرگ را میزدیم و میگفتیم سلام، ما آمده ایم شما را برای دیجیتال مارکتینگ پرزنت کنیم، یا ما را با نتورک مارکتینگی ها اشتباه میگرفتند، یا میپرسیدند دیجیتال مارکتینگ چیست؟ وقتی که میفهمیدند به زبان ساده منظورمان تبلیغات در شبکه های اجتماعی و الی آخر است، با این تصور که این بچه بازیا چیه، کاملا ملموسانه و تا حدودی توهین‌آمیز دست رد به سینه مان میزدند.

اما امروز و بعد از 4 سال، تقریبا همه اعم از لوکال بیزینس ها تا بزرگترین شرکت ها که محصولاتشان صادر هم میشود، در شبکه های اجتماعی صفحه رسمی دارند. به عنوان شخصی که برای مدت طولانی در حال رصد کردن برند های بزرگ دنیا و همچنین برندهای ایرانی در شبکه های اجتماعی است، قصد دارم در مقاله پیش رو به 4 اشتباه متداولی که عموما برند های ایرانی در فضای اینستاگرام انجام میدهند بپردازیم و از نقطه نظرهای مختلف آن ها را بررسی کنیم!

1. انتخاب تیمِ اشتباه برای تولید محتوا و مدیریت شبکه های اجتماعی

 

به عنوان اولین اشتباه بزرگ که منجر به اشتباهات بزرگ بعدی میشود، گزینه اول را استخدام یک تیم اشتباه برای مدیریت شبکه های اجتماعی میدانم.

 

افراد زیادی این روزها به کار تولید محتوا و مدیریت شبکه های اجتماعی روی آورده اند. افرادی که توانسته اند با محتواهای طنزآمیز، عامه‌پسند و غیره صفحات پر مخاطبی را در شبکه های اجتماعی بدست بیاورند. و حالا این افراد تصور کرده اند که چون یک یا چند بار توانسته اند صفحات متفرقه ای را تا حد بالایی ترفیع دهند، میتوانند به خوبی و به راحتی از پس تولید محتوا برای صفحه اینستاگرام یک برند هم بر بیایند. اما تولید محتوا برای یک صفحه طنز و تفریحی کجا و تولید محتوا برای یک برند کجا!

 

البته من به بعضی از مدیران برند ها حق میدهم که با این افراد وارد قرارداد شوند. چون چه چیزی میتواند اغوا کننده تر از این باشد که یک نفر به شما یک صفحه به عنوان نمونه کارش نشان دهد که 400 هزار دنبال کننده دارد و حالا قرار است بیاید و برای شما کار کند؟ وقتی من هم چشمم به عدد 400 هزار بیوفتد، پیش خود میگویم این شخص حتی اگر یک/دهم آن چیزی که برای خود انجام داده را برای من انجام دهد، میشود 40 هزار تا. هولّی مادر آو جیزز و میروم شاد و شنگول قرارداد میبندم.

 

بهتر است برای اینکه به عنوان مدیر یک برند، یک تیم مدیریت شبکه های اجتماعی اشتباه را استخدام نکنید، روند زیر را در جلسه مد نظر داشته باشید.

 

یک کارشناس هنری مجرب را در طرف خود داشته باشید. از فرد یا افرادی که آمده اند با شما برای مدیریت شبکه های اجتماعی تان قرارداد ببندند بخواهید که نمونه کارهای گرافیکی، عکاسی و ویدیویی ارائه دهند و از کارشناس هنری تان بخواهید که آنها را بررسی کند. (لطفا در کار کارشناستان دخالت نکنید. آن شخص کارشناس است و سلیقه و نظرش بسیار جامع است و نظر و سلیقه شما فقط چون مدیر هستید نباید بر نظر آن غالب شود)
در مورد امکانات آنها بپرسید. مواردی مثل مکان فیزیکی، امکانات و تجهیزات (دوربین ها و تجهیزات عکاسی، کامپیوتر و دیوایس های دیجیتالی‌شان، نفرات و تخصص و مدرک های مرتبط با کاری که انجام میدهند. (لزوما دانشگاهی نه)
بعد از اینکه به نظرتان قابل بودند، به آنها بریف بدهید. در بریف خود دقیقا ذکر کنید که چه میخواهید و چه اهدافی دارید و از آنها بخواهید که با توجه به بریفتان به شما پروپوزال ارائه دهند.
پروپوزال را بررسی کنید، اگر همه چیز در نهایت مورد تایید بود، یک قرار داد محکم بنویسید و کار را شروع کنید.

 

2. تولید محتوا به هر قیمتی

 

خیلی مشاهده شده که برندها در اینستاگرام پست هایی میگذارند که نه ارزش هنری دارند، نه ارزش محتوایی و به نظر من تیم تولید محتوا صرفا برای پایبند بودن به تعهد خود که در قرار داد ذکر شده (فرضا روزی حتما یک پست) آن را انجام داده.

من فکر میکنم که برند خروجی نداشته باشد خیلی بهتر است تا اینکه خروجی با کیفیت بد داشته باشد. ضمن اینکه مخاطبان از شما انتظار یک ریتم منظم برای بارگذاری محتوا را ندارند. آن تلوزیون و رادیو بود که مردم ساعت 9 منتظر میماندند تا فلان برنامه پخش شود. تصور کردن وجود چنین نگرشی در اینستاگرام، نشان دهنده عدم داشتن اطلاعات درست است.

3. پاک کردن کامنت های انتقادی - عدم پاسخگویی به عموم کامنت ها و پیام ها

 

برند تحت هر شرایطی ملزم به انتقاد پذیری است. این نظر شخصی من نیست. این راه و روش مدیریت صحیح یک برند است. با پاک کردن کامنت، شما یک شخص که میتواند مشتری تان شود را به یک شخص که همیشه برای شما تبلیغات منفی خواهد کرد تبدیل میکنید.

اگر از شما انتقاد شد، به جای رفتار زشت و ناپسندِ حذفی، ابتدا نشان دهید که نظر مخاطب برایتان مهم است. محترمانه با او صحبت کنید و بگذارید نقدش را کامل بیان کند. حرف دلش را بشنوید. اگر حق با او بود، با دل و جان نقدش را بپذیرید و به او وعده بدهید که مشکلاتی که مطرح کرده را برطرف خواهید ساخت. گاهی اوقات در همین نقد ها به نکاتی میرسیم که مجرب ترین کارشناسان بازاریابی نمیتوانند به آن برسند و برایش راه حل ارائه دهند. اما یک مخاطب توانسته این کار را مجانی برای ما انجام دهد.

خوب است که مرز بین توهین و انتقاد را بشناسیم و تنها کامنت های توهین آمیز را حذف کنیم، آن هم به این خاطر که روحیه اصیل جامعه ما به هیچ وجه الفاظ "رکیک" را نمیپذیرد و جامعه ما معتقد است که نباید حرمت ها به این شکل شکسته شود. شاید اگر بخواهم برای یک برندی که در اروپا فعالیت میکند و فرضا محصولات ورزشی تولید میکند، چنین فیلترهایی را مد نظر قرار ندهم و به طور کلی نسخه ای دیگر بپیچم.

یک مسئله ی دیگر که مطرح است، عدم پاسخگویی برند ها در اینستاگرام به کامنت ها است. نمیدانم این دیدگاه از کجا برآمده که ما نباید جواب کامنت مخاطبانمان را بدهیم. دوره ای که رسانه ها یکطرفه بودند به سر رسیده. الان رسانه ها بر پایه ی تعامل ساخته میشوند. نباید اجازه دهیم یکطرفه بودن رسانه ها در گذشته ما را بد عادت کرده باشد که هنوز و در عصر جدید همچنان از رسانه های 2 طرفه همانند رسانه های یک طرفه استفاده کنیم.

پس کامنت ها را با دقت و حوصله کافی باید پاسخ داد.

4. مسابقه

 

مسابقه در شبکه های اجتماعی یک مسئله ی دو سر باخت است. از یک طرف معتقدم که مخاطب باید به خاطر علاقه اش به برند، به صفحه بپیوندد و نه به خاطر جایزه. و از طرفی هم خوراکی که قرار است شرکت کننده ها برای شرکت در مسابقه تهیه و ارسال کنند، یک محتوای کارشناسی شده و زیبا نیست. به این دلیل که متاسفانه زیباشناسی عموم مردم، نقص دارد و عموما در تهیه یک عکس زیبا ناتوانند. بخشی از این ناتوانی هم از نظر من مربوط به عدم پرداختن به موضوع "زیبایی شناسی برای همه" در سیستم آموزشی ایران است.

زیبا نبودن محتوا، رنگ و بوی صفحه ما را به طور کلی تغییر میدهد و از آنجایی که صفحه اینستاگرام، ویترین یا نمایشگاه برند است، نباید متوجه چنین تغییری شود.

به عنوان شخصی که با مسابقه مخالف است اما تا به حال چندین مسابقه را در اینستاگرام طرح ریزی و اجرا کرده، در نهایت با مسابقه در اینستاگرام مخالفم. البته شیوه های دیگری وجود دارند برای اینکه ظاهر صفحه شما خراب نشود. مثلا استفاده از یک هشتگ اختصاصی برای مسابقه به این شکل که هر شخص عکس را در صفحه خودش میگذارد و با نوشتن هشتگ مربوطه در کپشن، وارد مسابقه میشود. که البته این سیستم هم باگ های زیادی دارد و همچنان من معتقدم که مسابقه روش درستی برای پروموت کردن نیست و ترجیح میدهم هزینه ای که برای مسابقه کنار میگذاریم، برای تبلیغات صفحه برند در صفحات پر بازدید اینستاگرام هزینه شود.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

این موضوع دروغ نیست که تعداد کاربران کلی و فعال فیس‌بوک و توییتر از سایر شبکه‌های اجتماعی بیشتر است. اما با این وجود چرا لینکداین ترافیک بیشتری برای شما می‌فرستد؟

در تحقیق دوساله‌ای که روی ۲ میلیون بازدید ارجاعی از طرف شبکه‌های اجتماعی در ۶۰ سایت مشارکت‌کننده انجام شد، لینکداین به تنهایی دو سوم ترافیک ارجاعی را از آن خود کرد و در رتبه نخست جای گرفت. مخاطبان و کاربران لینکداین، از قشر تحصیل‌کرده و متخصص جامعه هستند. بیشتر این افراد با فضای کاری و اقتصادی سر و کار دارند. پس نمی‌توان انتظار داشت کودک ۱۲ ساله یا ورزشکار حرفه‌ای رقص باله را در این شبکه اجتماعی ببینیم.

‌از آنجایی که طیف مخاطبان لینکداین را چنین افرادی تشکیل می‌دهند، محتوای شما (اگر واقعا مرتبط و به درد بخور باشد!) بیشتر دیده شده و لایک می‌خورد. این موضوع دقیقا برعکس اینستاگرام و تلگرام است که مخاطبین آن‌ها به دنبال محتوای خبری کوتاه و یا سرگرمی هستند.از آن مهم‌تر، افراد حرفه‌ای و متخصص همیشه به دنبال مرجع و محتوای کامل هستند. در نتیجه اگر شما در بروزرسانی‌های لینکداین خود به مقاله اصلی در سایت لینک بدهید، می‌توانید منتظر ترافیک ارسالی از طرف آن‌ها باشید.

اما در لینکداین چطور باید رفتار کنیم ؟

1- دروغ نگویید چون بالاخره برملا می شود.

2- اگر شخصی را نمی‌شناسید پیام دعوت برای برقراری وضعیت دوستی نفرستید، بعضی‌ها از این کار متنفرند.

3- وقتی که شما هنگام درخواست برقراری ارتباط برای ارسال پیام سفارشی هیچ تلاشی نمی‌کنید و تنها دکمه برقراری ارتباط را می‌زنید، این باعث می‌شود که مردم فکر کنند تلاش دارید تا جایی که ممکن است با افراد زیادی ارتباط برقرار کنید. البته سایت لینکداین محدودیت‌هایی را برای ارسال درخواست ارتباط بی‌رویه ایجاد کرده است.

4- هرگز پیام مشابه برای همه نفرستید مثلا پیامی که برای یک متخصص سئو می‌فرستید نباید همانند پیامی باشد که برای یک پزشک می‌فرستید. همینطور با مطالعه دقیق پروفایل افراد متوجه می شوید که مثلا نباید پیام مشابهی را برای دو برنامه نویس زبان PHP ارسال کنید.

5- لینکداین یک سایت شبکه سازی حرفه ایست. افراد باید تصویر شخصی داشته باشند نه لوگو. جای دیگری در لینکداین برای نمایش شرکت‌ها وجود دارد. شرکت خود را در آنجا می‌توانید اضافه کنید و لوگوی شرکت‌تان را نیز به آن اضافه کنید.

6- برخی مثلا اول اسم و فامیلشان را می‌نویسند، اما واقعا چه دلیلی برای این کار وجود دارد؟ معمولا اسپمرها چنین کاری را انجام می‌دهند. پس سعی کنید نام خود را کامل درج کنید.

7- گرچه لینکداین در درجه اول به عنوان یک ابزار شبکه سازی کسب و کار ساخته شده است، اما هیچ کس تمایلی ندارد که ببیند شما دائما درباره خود و شرکت‌تان چه می‌گویید. در لینکداین هم می‌توانید اطلاعات جالب به اشتراک بگذارید فقط سعی کنید با پست‌های خود اعتبارتان را افزایش دهید.

8- وقتی اطلاعات جدیدی وارد لینکدین خود می کنید این اطلاعات برای دوستان شما هم نشان داده می شود. اگر دائما در حال اضافه کردن وضعیت به روزرسانی باشید، دوستان و کسانی که با شما در ارتباط هستند ممکن است از شما دلخور شوند، برای بروزرسانی‌های شخصی توصیه می شود حداکثر سه بار در روز این کار را انجام دهید و از Buffer App برای برنامه ریزی بروزرسانی‌های خود استفاده کنید.

9- لزومی ندارد همه توییت‌هایتان را به لینکداین اضافه کنید، همانطور که قبلا هم اشاره کردیم بروزرسانی های زیاد می‌تواند باعث آزار کسانی که با آنها در ارتباط هستید شود.

10- لینک‌ها یا بروزرسانی‌هایتان را به هر گروهی که در آن عضو هستید نفرستید بلکه درباره آنچه که می‌خواهید ارسال کنید، فکر کنید و تصمیم بگیرید که این مورد برای اعضای کدام گروه می‌تواند مفید و جذاب باشد. همینطور بهتر است با قوانین گروه هایی که در آنها عضو هستید بیشتر آشنا شوید.

11- چک کردن املای نوشتاری و اصول گرامری را فراموش نکنید شاید در توییتر و فیسبوک این مورد چندان مهم نباشد، اما در لینکداین به عنوان یک شبکه کسب و کار چندان خوش آیند نیست. سعی کنید کلمات و جملات را کامل بنویسید. اگر در توییتر به خاطر محدودیت بالا در تعداد حروف سعی می‌کنید کوتاه تر منظور خود را برسانید، در لینکداین سعی کنید که همانند یک حرفه ای در حرفه خود عمل کنید.

12- حتما نباید با اعضایی که لینکداین پیشنهاد می‌کند ارتباط برقرار کنید. همینطور بسیاری از لینک‌های توصیه شده لینکداین دارای ارزش محتوایی نیستند. در ضمن اکانت‌های اسپمر زیادی در لینکدین وجود دارند که به شما پیام فرستاده و درخواست پاسخ به ایمیل را از شما دارند. به درخواست‌هایی از اشخاصی که آنها را نمی‌شناسید، اعتماد نکنید.

13- در لینکداین هم می‌توانید ارسال‌های دیگران را لایک زده و یا بازنشر کنید و نیز نظر خود را زیر آن بنویسید. اما کپی کردن ارسال‌های دیگران و ارسال آن از طرف خودتان به نظرم ایده چندان خوبی نباشد!

14- لینکداین ، فیسبوک نیست! در لینکداین کسی تمایلی به دیدن عکس شما و دوست قدیمی‌تان که در آخرین سفر خارجی انداخته اید ندارند.

15- از گذاشتن پست های شبانه ، بعد از ظهرهای دیرهنگام و آخر هفته ها اجتناب کنید. اگر به دنبال داشتن تعداد بیشتری از مخاطبان هستید که مطالب شما را دنبال کنند، کار درست این است که زمانی اقدام به انتشار مطالب نمایید که افراد در اینترنت حضور داشته باشند. لینکداین بیشترین میزان ترافیک خود را در صبح ها و ظهر ها و از دوشنبه تا جمعه معرفی کرده است. ( برای ایرانیان شنبه تا چهارشنبه است ). ساعت کسب و کار رسمی ادارات ، بطور عمومی ، برای لینکداین ( واکثر شبکه های اجتماعی ) بیشترین میزان بهره وری را دارد، البته این بدان معنا نیست که نیاز است شما زمانهای خاصی را بطور منظم برای اینکار در نظر بگیرید بلکه باید ببینید در این بازه زمانی (ساعات کاری ادرای) چه ساعتی برای شما بهتر است و یا بازدیدکنندگان بیشتری دارد. مطمئن شوید که تنظیم و برنامه پست دهی شما با ریتم مخاطبان و بازدیدکنندگان لینکداینی متناسب باشد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

10 روش ساده دیجیتال مارکتینگ تا در زمان کمبود بودجه برای کسب و کار خود بازاریابی آنلاین کنید. همچنین می توانید از فرم مشاوره ما برای بهینه سازی کمپین بازاریابی آنلاین کسب و کار خود استفاده کنید

چه کسی گفته نیاز به صرف هزینه میلیونی برای مارکتینگ دارید؟ یکی از مزایای دیجیتال مارکتینگ این است که می توانید با بودجه کم نیز آن را به انجام برسانید.

دیجیتال مارکتینگ به کسب و کار شما در شرایط کمبود بودجه می تواند کمک فراوانی بکند. زمانیکه پروژه های دیجیتال مارکتینگ خود را شروع کردم، بودجه بسیار محدود 700 دلاری داشتم که بخش ناچیزی از آن را می توانستم برای مارکتینگ هزینه کنم. تنها چیزی در این زمینه داشتم توانایی بالا در دیجیتال مارکتینگ و علاقه وافر برای بلند کردن کسب و کار خود از خاک بود.

برای 11 سال، در بخش مارکتینگ شرکت LEGO فعالیت می کردم. در آنجا به عنوان یک تازه کار دیدم که چگونه یک تجارت بزرگ کمپین های مارکتینگ خود را به انجام می رساند، از چندین آژانس استفاده می کند، توسط دپارتمانی های بزرگ، فعالیت ها را کنترل می کنند. با توجه به تجربیاتی که با سال ها کار در زمینه مارکتینگ و دیجیتال مارکتینگ بدست آورده ام، این 10 نکته اساسی را به شما ارائه می کنم.

دیجیتال مارکتینگ از طریق سایت های بررسی Review رایگان

سعی کنید وبسایت خود را در سایت های بررسی آنلاین قرار دهید. این مسئله تنها به دلیل بحث افزایش ترافیک و بازدید سایت شما نیست، دلیل مهمتر آن بدست آوردن اعتبار (بک لینک ) در دنیای مجازی و آنلاین است. سایت هایی که در ادامه معرفی می کنیم، برخی از تاثیرگذارترین سایت های آنلاین هستند، و همچنین از نظر هزینه نیز بسیار به صرفه هستند زیرا رایگان هستند. کلید اصلی این روش های دیجیتال مارکتینگ در بحث SEO و محتوای شما نهفته است. کلمات کلیدی شما بسیار ارزشمند هستند، شما نیاز به داشتین ساختاری مخصوص به خودتان دارید و نباید با کپی از کارهای دیگران سعی کنید به اصطلاح "هم رنگ جماعت" بشوید.

صفحه شخصی خود را در گوگل راه اندازی کنید

این کار کسب و کار شما را در سرچ گوگل، نقشه گوگل و Google+ به نمایش می گذارد و به مشتری های شما این امکان را می دهد تا کسب و کار شما را به راحتی بررسی کنند. بررسی کسب و کارهای کوچک که در نتایج سرچ گوگل رتبه بالایی به دست آورده اند به شما یک شخصیت حقیقی می دهد و این درحالی است که این کار کاملا رایگان انجام می شود. بررسی ها و نظراتی که در Google+ دریافت می کنید در رتبه شما تاثیرگذار است زیرا نظر افرادی که با شما در ارتباط هستند را نشان می دهد، و همچنین ممکن است در سرچ گوگل این بررسی ها و نظرات نمایش داده شوند.

در سایت Yelp کسب و کار خود را ثبت کنید

بزرگترین سایت بررسی آنلاین، درست کردن یک فهرست از فعالیت های خود در سایت Yelp بدون شک ارزش زحمات آن را دارد. این کار رایگان است و توسط این پلتفورم شما می توانید فعالیت خود را در مقابل بازدید ماهیانه بیش از 140 میلیون بازدیدکننده قرار دهید.

ثبت سایت در Yahoo Local: وبسایت Yahoo برای کسب و کارهای کوچک فرصتی را ایجاد می کند تا کسب و کار خود را در دایرکتوری این وبسایت به صورت رایگان ثبت کنند. این فهرست شامل اطلاعات کاملی مثل محصولات، بررسی ها، نقشه و رویدادهای مختلف می تواند باشد.

یک تاثیر جانبی زمانیکه شما کسب و کار خود را وارد اینگونه دایرکتوری ها می کنید این است که از طرف رقبای خود تماس دریافت می کنید. این رقبا در واقع به دنبال کسب اطلاعات از شیوه های شما هستند و خود را به عنوان مشتری معرفی می کنند اما شما قادر نخواهید بود آن ها را شناسایی کنید. پس در برخورد با تمام مشتری های خود رفتار یکسان نشان دهید.

به صورت پیش فرض، این تماس ها آزار دهنده است. زمانیکه متوجه شوید آن ها شیوه های خود را برای ارائه خدمات دارند تلاش کنید تا شیوه های آن ها را شناسایی کنید. شروع به جمع آوری اطلاعات آن ها بکنید. من به شخصه وارد یک بازی با این رقبا شدم، به تماس آن ها پاسخ می دادم و نهایتا تا سه دقیقه، سرویس خود را به آن ها معرفی می کردم. این خود یک تمرین بود که چگونه سرویس خود را به مشتری ارائه کنم و آن ها را قانع کنم. از همین فرصت ها، موفق شدم 5 پروژه مناسب به دست بیاورم که خود برای چنین تماس هایی بسیار ارزشمند است.

دیجیتال مارکتینگ در رسانه اجتماعی

در ابتدا به این نکته دقت کنید، تاثیر رسانه های اجتماعی در سال 2017 بسیار شبیه تاثیر اینترنت در دهه 90 میلادی است، اگر شما دارای یک رسانه اجتماعی نیستید، شما به شدت دچار مشکل خواهید شد حتی اگر در حال حاضر این اتفاق رخ ندهد در سال های پیش رو بدون شک این مشکل بروز خواهد کرد. از این دیدگاه به این مسئله نگاه کنید که تمام رقبای شما دارای چنین امکاناتی هستند.

عضو گروه های Facebook و LinkedIn شوید

در Facebook و LinkedIn عضو گروه های مربوط به کسب و کار خود بشوید، پیشنهادها، راه حل ها و سرویس ها پشتیبانی خود را در این گروه ها مطرح کنید. این کار شما را به عنوان یک متخصص در این زمینه معرفی می کند، و در نهایت برای شما اعتبار و فروش به همراه خواهد داشت.

گروه شخصی مربوط به کسب و کار در Facebook ایجاد کنید: یک گروه رایگان Facebook برای مشتریان خود ایجاد کنید و برای ارائه پشتیبانی و خدمات و رفع مشکلات مربوط به مشتری ها از طریق این گروه عمل کنید.

وبلاگ نویسی

با وبلاگ نویسی در مورد اخبار، موفقیت ها و داستان های مربوط به کسب و کار خود این مسائل را به بازدیدکنندگان خود منتقل کنید.

از سایت های معروف صنعتی برای مشارکت در وبلاگ نویسی استفاده کنید

وبلاگ های معتبر را پیدا کنید، برای یافتن آن ها از پست ها و نظرات دنبال کننده ها استفاده کنید.

در وبلاگ های معتبر به صورت کاملا هوشمندانه نظر بدهید

این مسئله کاملا منطقی است که آدرس وبسایت خود را در یک پست مرتبط قرار دهید، اطمینان حاصل کنید که از اسم کاملا صحیح خودتان یا کسب و کارتان استفاده می کنید، نه اسامی کلیشه ای مربوط به آن زمینه.

زمینه های دیگری که بتوانید به ارتقا جایگاه خود کمک کنید

در فروم های مربوط عضو شوید و به سوالات افراد با توصیه های مفید پاسخ بدهید

در مورد نوشتن مطالب Spam صحبت نمی کنم، کامنت های کوتاه و تاثیرگذار تا افراد را به وبسایت خود متصل کنید. مشارکت معنادار و درستی در بحث داشته باشید تا توجه دیگر خواننده ها را نیز جلب کنید.

به سوال های افراد در وبسایت هایی مثل Quora ( سامانه پرسش و پاسخ ) پاسخ بدهید

از Quora برای الهام گرفتن برای نوشتن محتوای جدید می توانید استفاده کنید، به چه منظور؟ اگر شما بدانید در چه مورد می خواهید بنویسید، نوشتن ساده تر خواهد شد. بیشتر نویسنده ها چنین مشکلی دارند، آن ها جواب هایی دارند اما در واقع نمی دانند سوال چیست. در چنین سایت هایی می توانید به دنبال سوال مناسب بگردید که پاسخ آن نزد شماست. با جستجو در این سایت به سوالات مربوط به کسب و کار خود پاسخ بدهید و همچنین ایده مناسب برای نوشتن یک مطلب جدید را به دست آورید.

با انجام چنین فعالیت هایی، در زمانی که بودجه به اندازه کافی داشتید، می توانید با صرف هزینه در بازارهای مختلف با اعتبار بیشتر و نامی مطرح تر وارد شوید و د ر کمپین دیجیتال مارکتینگ گوی سبقت را از رقبای خود بربایید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

۱. دکمه لایک و به اشتراک‌گذاری (share) صفحه شبکه اجتماعی خود را در وب‌سایتتان بگنجانید

برای اینکه گزینه لایک شبکه اجتماعی‌تان را در وب‌سایت خود قرار دهید، نیازی نیست که برنامه‌نویس ماهری باشید. احتمال دارد شخصی که از وب‌سایت شما بازدید می‌کند، یکی از آن چند صد میلیون نفری باشد که در روز وارد حساب شبکه اجتماعی خود شده است و بدین طریق شما یک فالوئر را به آسانی به‌دست آورید.

۲. شبکه‌های اجتماعی خود را با هم همگام کنید

تمام حساب‌های کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی مختلف همگام کنید. این کار به شما اجازه می‌دهد تا پستی را که به عنوان مثال در اینستاگرام می‌گذارید، به‌طور همزمان در سایر در سایر شبکه‌ها نیز قرار دهید. بدین شکل زحمت شما کمتر می‌شود و به‌طور مرتب همه شبکه‌های اجتماعی‌تان فعال باقی می‌مانند.

۳. از گراف جست‌وجوی شبکه اجتماعی استفاده کنید (این سلاح پنهان شماست)

یکی از فالوئرهای خود را در مرکز شبکه‌ای تارعنکبوتی تصور کنید. جستجو بر مبنای گراف به شما اجازه می‌دهد تا از طریق شناخت دیگر پیج‌های لایک شده توسط آن فرد، او را بهتر بشناسید. این اطلاعات به شما کمک می‌کند تا دریایی از افراد با ذهنیت مشابه را پیدا کنید. این روشی جالب و نبوغ آمیز برای گسترده‌تر کردن شبکه اجتماعی‌تان است.

۴. خدمات اختصاصی ارائه دهید

با پاداش‌هایی واقعی مسیرتان به سوی لایک بیشتر را هموارتر کنید. یک رستوران مکزیکی زنجیره‌ای فقط و فقط در صفحه شبکه اجتماعی خود اعلام کرد که در یکی از شعبات، بوریتوی (یک نوع ساندویچ) رایگان عرضه می‌شود. با این کار سیل فالوئر و لایک به سوی این صفحه جاری شد. چه کسی یک بوریتوی رایگان را نادیده می‌گیرد؟

۵. همکار پیدا کنید

کسب‌و‌کارهایی را پیدا کنید که خدماتی مکمل خدمات شما را انجام می‌دهند. به عنوان مثال، یک فروشنده لوازم اصلاح صورت می‌تواند با صفحه اختصاصی یک آرایشگاه همکاری کند. کسب‌وکارهایی با تعداد فالوئر مشابه پیدا کنید و با پیشنهاد تبادل تبلیغاتی، مسابقه و اسپانسرینگ به آن‌ها نزدیک شوید. این کار آسان‌ترین کار ممکن برای دو برابر کردن تعداد فالوئرهایتان است.

۶. لینک پیج کاری‌تان را در صفحه‌ی خصوصی خود نشر دهید

می‌توانید مطالبی را از پیج کاری خود به صفحه خصوصی‌تان بفرستید تا دوستانتان از آن پیج با خبر شوند. ضمنا از تمامی کارکنان بخواهید که در بخش مشخصات شغلی صفحه اجتماعی خود، لینک پروفایل شما را قرار دهند.

۷. محتوای جدید و مرتبط قرار دهید

این کار نیازمند کمی تفکر است. شاید به اشتراک‌گذاری محتوای ایجاد شده توسط افراد دیگر بخشی از استراتژی ارزشمند شما باشد؛ اما مطمئن شوید که دانش و نگرش خود را نیز با دیگران به اشتراک می‌گذارید. ضمنا محتوای جالب، از قبیل متن‌ها و عکس‌های سرگرم کننده خیلی بیشتر از محتوای تبلیغاتی به اشتراک گذاشته می‌شود. از این ویژگی خاص بهره ببرید.

۸. به طور مرتب ایمیل‌ها و شماره تلفن‌های مشترکین شرکتتان را با شبکه مجازی خود همگام کنید

ب توجه به ضروری بودن ارائه ایمیل به شبکه‌های اجتماعی می‌توانید با همگام‌سازی لیست ایمیل‌های مشترکین شرکت با صفحه مجازی‌تان، آن‌ها ر در شبکه بیابید. همچنین برخی از افراد شماره تلفنشان را نیز در پروفایل خود قرار می‌دهند؛ بنابراین با همگام‌‌سازی لیست ایمیل‌ها و شماره تلفن‌های مشترکین می‌توانید فالوئرهای زیادی به‌دست آورید.

۹. در بخش «تماس با ما»‌ی وب‌سایت، صفحات اجتماعی‌تان را نیز معرفی کنید

بازدیدکنندگان سایت از این طریق به شما دسترسی دارند؛. بهتر است روش‌های دیگر ارتباطی را نیز به آن‌ها معرفی کنید. لیست کامل و لینک تمام شبکه‌های اجتماعی را که در آن فعال هستید، در بخش «تماس با ما» قرار دهید.

۱۰. پاسخ‌گو باشید

ارسال محتوای جالب فقط بخشی از ماجراست. شما باید به شکلی منظم به سؤالات، نظرات و شکایات پاسخ دهید.

۱۱. مسابقه برگزار کنید

برگزاری مسابقات یکی از بهترین روش‌های ایجاد انگیزه در فالوئرها، جذب فالوئر و افزایش تعداد لایک است.

۱۲. دیگران را پیدا و دنبال کنید

فقط منتظر نباشید که مردم به سراغ شما بیایند؛ به صفحات مشابه بروید و افرادی که پست‌های نظیر پست‌های شما را لایک کرده‌اند، پیدا کنید و دنبال کنید.

۱۳. از هشتگ‌های مرتبط استفاده کنید

سعی کنید تا حد ممکن از هشتگ‌های مرتبط استفاده کنید. یکی از بهترین راه‌های موجود برای جذب فالوئرهای متعهد این است که آن‌ها را با هشتگ‌های جستجو شده‌شان به پیج خود بکشانید.

۱۴. روی شبکه‌های معدودی متعهد شوید

بهتر است به جای آنکه در چندین شبکه اجتماعی عضو شوید و حضور کمرنگی داشته باشید. در یک یا دو شبکه حضور مفید و فعالانه‌تری داشته باشید، متمرکز باشید.

۱۵. حضور مداوم داشته باشید

به تناوب مطالبی را پست کنید اما اجازه ندهید که این کار باعث ارسال مطالب بی‌کیفیت شود. مطالب جالب و مفیدی را ارسال کنید که مخاطبینتان دوست دارند.

۱۶. مشتریان حضوری خود را تشویق به دنبال کردن شما در شبکه‌های اجتماعی کنید

به مشتریانتان انگیزه بدهید تا عضو شبکه اجتماعی شما بشوند و بدین شکل از تخفیفات یا مزایای ویژه آن بهره ببرند.

۱۷. شوخ‌طبع باشید

برانگیختن احساسات (مثبت یا منفی) از طریق پست‌های ارسالی روشی عالی برای افزایش به اشتراک‌گذاری است؛ اما ارسال پست‌های طنزآمیز و شاد تعداد اشتراک‌گذاری بالاتری را برایتان به ارمغان خواهد آورد.

۱۸. مطالب افراد دیگر را به اشتراک بگذارید

پست‌ها، عکس‌ها و توییت‌های افراد دیگر را به اشتراک بگذارید تا آن‌ها نیز مایل به share کردن محتوای شما شوند.

۱۹. شخص باارزشی در شبکه لینکدین باشید

اگر نظرات مفیدی در این شبکه ارائه دهید، اعضای آن علاقه‌مند می‌شوند تا بیشتر از شما بشنوند و بدین طریق به دیگر صفحات اجتماعی شما سر می‌زنند.

۲۰. هدفمند باشید

اهداف مشخص و کوتاه مدتی را برای خود تعیین کنید تا بدانید که در طی یک بازه زمانی مشخص می‌خواهید به چه تعداد فالوئر برسید. بدین گونه تمرکز خود را از دست نمی‌دهید و شانس رسیدن به هدف مورد نظر را خواهید داشت.

۲۱. بهترین عکس‌هایتان را در اینستاگرام بگذارید

تا امروز مردم بیش از بیست میلیارد عکس در صفحات اینستاگرام‌شان گذاشته‌اند. به همین دلیل ارسال حجم زیادی از عکس‌های بی‌کیفیت راه به جایی نمی‌برد. ۴ تا ۶ عکس برتر خود را انتخاب و طی روز ارسال کنید.

۲۲. به سؤالات مردم در صفحات دیگر پاسخ دهید

بسیاری از برندهای بزرگ و شناخته شده سؤالات فالوئرهای خود را بی‌پاسخ می‌گذارند. شما می‌توانید با پاسخی صادقانه و مفید به آن‌ها کمک کنید. فراموش نکنید برای این کار با صفحه اجتماعی شغلی‌تان پیام بگذارید تا فالوئرهای بیشتری را جذب کنید.

۲۳. نام کاربری خود را تغییر ندهید

اگر می‌خواهید مردم با جستجوی نام کاربری‌تان شما را پیدا کنند، مطمئن شوید که نام کاربری‌تان با نام برندتان همسو و یکسان باشد. از مخفف سازی نام کاربری‌تان جدا خودداری کنید و از تغییر گاه‌به‌گاه آن نیز بپرهیزید.

۲۴. از فیلترهای تصویری مناسب استفاده کنید

برخی از فیلترهای محبوب نقش بیشتری در دیده شدن عکس‌های شما دارند. محبوب‌ترین فیلترهای عکس عبارت است از: حالت نرمال (بدون فیلتر).myfair,Hudson,risr.amaro,x-proll,earlybird.valencia,inkwell.

۲۵. در زمان مناسبی از روز مطالب‌تان را ارسال کنید

شما باید زمان ارسال مناسب پست را در نظر داشته باشید. بررسی کنید و ببینید چه زمانی بیشترین لایک را دریافت کرده‌اید. معمولا مردم در زمان تعطیلات و استراحت بیشتر به سمت گوشی‌های هوشمند خود کشیده می‌شوند و به چک کردن شبکه‌های اجتماعی می‌پردازند. این موضوع برای دیده شدن عکس‌هایتان اهمیت زیادی دارد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

معرفی ۵ ابزار رایگان در بازاریابی اینترنتی و موفقیت وب سایت

قطعا اگر مالک یا مدیر یک سایت باشید از این ابزار رایگان بازاریابی اینترنتی استفاده می‌کنید تا بازده بازاریابی اینترنتی خود را افزایش دهید و تحلیل بهتری نیز بر روی وب سایت خود داشته باشید. به عنوان یک وب‌مستر از این ۶ ابزار برای ارزیابی عملکرد سایت استفاده می‌کنم.

۱- سایت Alexa

سایت الکسا سایت بسیار معروفی است که تمام سایت‌های دنیا را بر حسب ترافیک و تعداد بازدید رتبه بندی می‌کند. هرچه رتبه شما در سایت الکسا عدد کوچکتری باشد، موفقیت بیشتر شما را نشان می‌دهد. اگر رتبه الکسای شما ۱۰۰۰باشد یعنی ۹۹۹ سایت وجود دارند که ترافیک و بازدید بیشتری از سایت شما دارند.

در سایت الکسا اعداد و ارقامی به شما نشان داده می‌شود که حائز اهمیت هستند که عبارتند از:

رتبه سایت

اولین آمار در سایت الکسا مربوط به رتبه سایت شما در دنیا و در کشور خودتان یعنی ایران است. باید تلاش کنید تا رتبه سایت خود را به رتبه‌های بهتری نسبت به رقبای خود برسانید.

نرخ خروج از سایت

Bounce Rate یا نرخ خروج از سایت نیز باید کم باشد و تعیین کننده نسبت بازدیدکنندگان وارد شده به سایت به بازدیدکنندگانی که بدون اینکه کاری انجام دهند سایت شما را ترک می‌کنند. به عنوان مثال ۱۰۰ نفر وارد سایت شما می‌شوند و شصت نفر از آنها بدون اینکه بر روی لینکی یا منویی از سایت شما کلیک کنند یا فرمی را تکمیل نمایند سایت شما را ترک می‌کنند. در اینصورت نرخ خروج از سایت شما ۶۰% خواهد بود. مقدار مطلوب برای نرخ خروج از سایت برای کشور ایران بین ۳۰ تا ۴۰ است.

متوسط تعداد صفحات بازدید شده

در این آمار که تحت نام Daily Pageviews per Visitor گزارش می‌شود متوسط تعداد صفحات بازدید شده توسط هر کاربر در روز را نشان می‌دهد که هر چه این عدد بیشتر باشد قطعا بهتر است و سایت شما جذاب‌تر بوده است.

مدت زمان ماندگاری روی سایت

این آمار که با نام Daily Time on site نمایش داده می‌شود متوسط زمان باقی ماندن کاربران در سایت را بیان می‌کند که هرچه این آمار بیشتر باشد بهتر است. باید تلاش نمایید تا مدت زمان ماندگاری کاربران در سایت را افزایش دهید.

درصد میزان ورودی از جستجوها

در بخشی دیگر از سایت الکسا آمار دیگری به چشم می‌خورد با نام Search Visits این آمار نشان دهنده درصدی از ترافیک سایت شماست که از موتورهای جستجو وارد می‌شود که هرچه این مقدار بیشتر باشد بازاریابی موتورهای جستجو بهتری رو انجام داده‌اید.

آمارهای دیگری در سایت الکسا وجود دارد که در نسخه پولی آن اطلاعات کاملی از آنها ارائه می‌شود ولی همین اعداد و ارقام ذکر شده در بالا برای موفقیت در بازاریابی اینترنتی کافیست و نیازی به داشتن اکانت پولی آن نیست.

۲- سایت Gtmetrix

سرعت یک سایت عامل بسیار مهمی در موفقیت سایت شماست. زمانی سایت آمازون گزارشی منتشر کرد که نشان می‌دهد هرگاه سرعت باز شدن سایت شما ۱۰۰ میلی ثانیه (یک دهم ثانیه) کاهش یابد، فروش سایت شما ۱ درصد افت می‌کند. اگر دارای یک سایت تجاری یا فروشگاهی هستید، سرعت اهمیتی کلیدی در فروش شما دارد.

سایت Gtmetrix معروفترین منبع وب‌مسترها و صاحبان سایت برای بررسی سرعت سایتشان است. شما با مراجعه به gtmetrix.com و وارد کردن آدرس سایت خود می‌توانید سرعت سایت خود را مشاهده نمایید و گزارش کامل و رایگانی را از سایت خود به همراه توصیه‌های لازم برای افزایش سرعت سایت را داشته باشید.

امتیاز سریعترین سایت ۱۰۰ است و هرچه امتیاز کمتری بگیرید سرعت سایت شما کم است و با مشکلاتی مواجه است. در بخشی از آمارهای اعلام شده Page Load Time قرار داد که سرعت لود سایت شما را نمایش می‌دهد در کنار آن حجم صفحه سایت شما را نشان می‌دهد و در آخر هم تعداد درخواست‌های ارسال شده برای سرور تا صفحه به طور کامل لود شود. همه این اعداد باید بهینه باشند و Yslow Score و Page Speed Score شما نیز باید سبز رنگ و در حد مطلوب و بالا باشد.

۳- ابزار کلمه کلیدی

برای یافتن کلمات کلیدی مناسب ابزارهایی وجود دارد من از دو ابزار Google Keyword Planner و ابزار Keyword Tool استفاده می‌کنم. برای استفاده از ابزار Google Keyword Planner این عبارت رو در گوگل جستجو کنید. البته باید با IP آدرسی غیر از ایران وارد شوید.

ابزار Keyword Tool علاوه بر نمایش کلمات پرطرفدار در جستجوی گوگلف همان کلمه را در موتورهای جستجوی دیگر و همچنین یوتوب تحلیل می‌کند و به شما کمک می‌کند تا بدانید کدام موضوعات در حوزه فعالیت شما پرطرفدار هستند.

کلمه کلیدی بسیار ارزشمندست و برای بهینه سازی سایت شما و نیز تولید محتوا و همچنین بازاریابی وب سایت شما نقش مهمی دارند. کلمه کلیدی به شما نشان می‌دهد روی چه موضوعی کار کنید، چه مطالبی را منتشر کنید، نیازها و مشکلات مخاطبین شما چیست که به دنبال آن هستند.

۴- سایت Woorank

اگر می‌خواهید سایت شما در کلمات کلیدی مهم در اولین نتایج جستجوی گوگل قرار گیرد. سایت Woorank بهترین مشاور شما در این زمینه است. این ابزار قدرتمند سایت شما را بررسی کرده و گزارشی مفصل از وضعیت سایت شما ارائه می‌دهد تا بدانید از لحاظ موتورهای جستجویی مانند گوگل در چه شرایطی هستید و چه کارهایی را باید انجام دهید تا در اولین نتایج قرار گیرید.

گزارش رایگان این سایت همان گزارش چند میلیون تومانی است که بسیاری از شرکت‌های سئو و یا طراحی وب سایت در زمینه تحلیل سئوی سایت ارائه می‌دهند. این ابزار فوق‌العاده را از دست ندهید.

۵- ابزار ترند گوگل

فرض کنید در زمینه دوربین مدار بسته فعالیت دارید آیا برایتان جالب نیست بدانید جستجو چه واژه‌هایی در اینترنت روبه روشد است یا روبه افت؟ آیا می‌دانید از کدام شهرهای ایران بیشترین جستجوی واژه دوربین مدار بسته انجام می‌شود؟

بد نیست بدانید واژه جوملا طبق گزارش گوگل ترند روبه افت است ولی واژه وردپرس به شدت در حال رشد است پی بهتر است سایت خود را با وردپرس طراحی کنید و یا بر روی آن سرمایه گذاری یا فعالیت تجاری نمایید.

این ابزار گوگل به تمام صاحبان کسب و کار و به خصوص بازاریابان اینترنتی کمک بسیار زیادی می‌کند تا ببینند در کدام ماه‌ها یا فصل‌های سال جستجوی یک کلمه خاص بیشتر است و آینده آن روبه رشد است یا خیر.

با این ابزار می‌توانید دو کلمه کلیدی را از نظر حجم با یکدیگر مقایسه نید و ببینید کدام بیشتر جستجو می‌شود و در آن بازه زمانی خاص سرمایه گذاری روی کدام واژه سود بیشتری دارد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

فروشندگان با انواع مختلفی از خریداران بر‌خواهند خورد: برخی ایده‌های جالبی را جذاب می‌دانند و دیگران نسبت به آن‌ها مشکوک هستند. برخی فقط می‌خواهند کلیت موضوع را بدانند در‌حالی که دیگران ترجیح می‌دهند از کل جزییات با‌خبر باشند. برخی با توجه به درک خودشان تصمیم می‌گیرند و بقیه به گزارش‌ها و آمار‌ها نیاز دارند. راز فروش بیشتر شناختن شخصیت مشتریان احتمالی و منطبق کردن گفتگوها با سبک فکر مخصوص آن‌ها است.

فهمیدن شخصیت مشتری‌های احتمالی

پنج عامل شخصیتی بر نحوه‌ی تصمیم‌گیری مشتری‌های شما اثر می‌گذارد. اگر بتوانید بفهمید که خریدار بالقوه با این معیار‌ها در چه جایگاهی‌ قرار دارد، می‌توانید روش خود را با شخصیت مشتری تطبیق دهید و احتمال انجام فروش را بیشتر کنید:

 

اول : برخی افراد جذب ایده‌های جدید می‌شوند؛ این‌ها خریداران «متمایل» هستند. مزایای یک محصول یا خدمت، این مشتری‌ها را جذب می‌کنند چون در آن ایده‌های جالبی می‌یابند. مشتری‌های دیگر در برابر چیز‌های بدیع مقاومت نشان می‌دهند؛ این‌ها خریداران «دور» هستند، آن‌ها بیشتر جلب این می‌شوند که بدانند پیشنهاد شما چگونه می‌تواند مسائل آن‌ها را حل کند. برای تشخیص اینکه مشتری شما در کدام گروه قرار می‌گیرد، از او بپرسید که کدام ویژگی محصول برایش از همه مهم‌تر است. برای انجام فروش در این تمایز، هم مزایا محصول را بر شمارید هم مشکلاتی که هر مزیت می‌تواند برطرف کند

دوم، مشتری‌ها در دو‌ دسته‌ی بزرگ تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند: «خریداران خرگوشی» به سرعت می‌خواهند به هدف‌هایشان برسند، این خرگوش‌ها خریدارانی عمل‌گرا هستند، افرادی که به سرعت مشتاق رسیدن به مقاصد خود هستند. «خریداران لاک‌پشتی» آهنگ حرکت آرام و پیوسته‌ای را ترجیح می‌دهند. این خریداران منفعل بسیار مواظب و متفکر هستند، قبل از هر عمل کاملا تجزیه و تحلیل می‌کنند. فهمیدن اینکه مشتری احتمالی شما یک لاک‌پشت است یا خر‌گوش به شما اجازه می‌دهد که از روش‌ درستی استفاده کنید.

سوم، برخی تصمیم‌گیرندگان«خریداران درونی» هستند، که با شهود و تجربیات شخصی خود برانگیخته می‌شوند. با خریداران درونی، در یک سطح احساسی ارتباط برقرار کنید و آن‌ها را ترغیب کنید که به خواسته‌هایشان گوش دهند. دیگران «خریداران خارجی» هستند؛ این افراد به دلایل ملموس واکنش نشان می‌دهند، مانند توصیه‌نامه‌های خریداران راضی، تحقیقات و نتایج دستاوردها. داده‌های لازم را برای این نوع تصمیم‌گیرندگان آماده کنید.

چهارم، برخی مردم، خریداران «رویه‌ای» یا «حسابدار» هستند- آن‌ها عاشق روتین‌ها، فرایندها و زمان‌بندی‌ها هستند. دیگران خریداران «گزینه‌ها» یا «هنرمند» هستند- ترجیح می‌دهند ذهن خود را پرواز دهند و تخیلی باشند. مشخص کردن اینکه مشتری شما کدام یک از این‌ها است به شما در انتخاب عبارت‌های درست کمک خواهد کرد. به عنوان مثال، وقتی که با یک مشتری از نوع «رویه‌ای» پیشنهادی را مطرح می‌کنید بر روی روش‌ها و قدم‌های لازم تاکید کنید و رویکردی سیستماتیک داشته باشید. اما وقتی با افراد دسته‌ی دیگر صحبت می‌کنید از کلماتی مانند، «روش‌های جایگزین، انتخاب، انعطاف‌پذیری» استفاده کنید. در حالی که در این وادی کار می‌کنید، به دید‌گاه خودتان نیز توجه کنید. به طور  کلی فروشندگان رویه‌ای کسانی هستند که از روش‌های فروش استاندارد  استفاده می‌کنند و دسته‌ی دیگر افرادی هستند که از سیستماتیک بودن پرهیز می‌کنند.

پنجم، مشتری‌های بالقوه  یا «کلی نگر و از دید بالا» هستند و به تصویر کلی توجه دارند، یا اینکه «جز نگر» هستند و به جزئیات توجه می‌کنند. از مشتری‌ها بپرسید که آیا مشخصات اساسی محصول یا خدمت را می‌خواهند یا تمام جزئیات مربوطه را نیز می‌خواهند و ارائه‌ی خود را بر طبق آن درست کنید.

متقاعد کردن در فروش

متقاعد کردن مردم برای اینکه از شما بخرند نیازمند یک استراتژی سه قسمتی است:

۱.با زبان خریدار تطبیق پیدا کنید
برخی از مردم «بصری» هستند و اساساً بر آنچه که می‌بینند تکیه می‌کنند؛ برخی دیگر «شنیداری» هستند و اطلاعات را با گوش‌ دادن جذب می‌کنند؛ یا برخی «جنبشی» هستند و با خواندن و لمس کردن اطلاعات را پردازش می‌کنند.

۲. با «الگوی قطعیت» آن‌ها تطبیق پیدا کنید
وقتی که فهمیدید که مشتریان اطلاعات را چگونه پردازش می‌کنند، بفهمید که آن‌ها چه می‌کنند تا با تصمیمی خود را راحت حس کنند. الگوی قطعیت فرایندی است که در طی آن خریدار‌ان برای ادامه‌ی مسیر احساس امنیت می‌کنند. برخی افراد اطلاعات را به سرعت قبول می‌کنند و عمل می‌کنند. دیگران باید حرف‌های شما را بار‌ها و بار‌ها بشنوند تا بتوانند آماده‌ی انتخاب شوند.

۳. با معیار‌های انتخاب آن‌ها، خود را وفق دهید
معیار مشخصی که خریدار می‌خواهد تحقق یابد تا بتواند انتخاب خود را انجام دهد، را کشف کنید. سؤالاتی بپرسید و به دقت به جواب‌ها گوش دهید. گفتگو را به سمتی سوق دهید که به دغدغه‌ها و موقعیت مشتری احتمالی اشاره کند.

سؤالات، گوش دادن و مقاصد

سریع‌ترین راه برای فروش، پرسیدن سؤالاتی است که مشکلاتی که محصول یا خدمت شما می‌تواند برای مشتری برطرف کند را شناسایی کند یا مزایای آن را نشان دهد. وقتی سؤالات شما هدفمند باشد و واکنش احساسی‌ای را برانگیزد، شما و خریدار به عنوان یک تیم خواهید بود، که با هم به دنبال راه‌حل مناسب برای مشکل خریدار هستید.

بهترین سؤالات دنیا هم بی ثمر خواهد بود اگر واقعاً به پاسخ‌های مشتری گوش نکنید. خوب گوش دادن باعث می‌شوند مردم فکر کنند که آن‌ها را به درستی درک می‌کنید و  به آن‌ها اهمیت می‌دهید و پیوندی ایجاد می‌کند. راز درست گوش دادن، کنجکاو بودن است. اصول اولیه‌ی گوش دادن درست شامل برقراری تماس بصری، بازتاب کردن حرکات بدن طرف مقابل و استفاده از عباراتی مانند «خب، بعدش چی شد»، «چه جالب»، «ادامه‌ بدهید» است. در پایان گفته‌هایش با جمله‌ای نشان دهید که گوش داده‌اید و هر جا لازم بود سؤالاتی برای روشن شدن بیشتر مطلب بپرسید. به احساسات و هیجانات گوینده گوش دهید.

در هنگام فروش، آیا متوجه می‌شوید که مخاطبان مکررا از بهانه‌های یکسانی برای رد کردن محصول یا خدمات شما استفاده می‌کنند؟  مهمترین مسئله‌ها را شناسایی کنید. با همکاران و اعضای تیم فروش خود بر روی آن‌ها فکر کنید و مناسب‌ترین واکنش‌ها را مشخص کنید، این واکنش‌ها را با شخصیت و حالت خود تطبیق کنید. هرگز در برابر مخالفت‌ها واکنش تدافعی نشان ندهید و یا اینکه دوباره صرفا مزایای محصول را برشمارید. در عوض، بر احساس‌هایی که در پشت مخالفت قرار دارند تاکید کنید. نسبت به چیزی که مشتری می‌خواهد بگوید کنجکاو و علاقه‌مند باشید. از واکنش‌های مناسبی که قبلا آماده کرده‌اید استفاده کنید.

زبان قدرتمند

فروشندگان حرفه‌ای نسبت به زبانی که به کار می‌برند حساس هستند. برخی کلمات به اثر پیام شما شدت می‌دهند، درحالی‌که بقیه از اثر آن می‌کاهند. در حین یک تماس فروش، سؤالاتی بپرسید که هیجانات مثبتی مانند «شوق و ذوق، همدلی، امید و سورپرایز» در مشتری ‌بالقوه ایجاد کند. از احساسات منفی مانند «ترس، استرس، آزردگی و تحریک و تنفر» دور بمانید. آموختن اینکه چه بگویید و از چه چیز‌هایی پرهیز کنید، برای تاثیر گذاری بر مشتری‌های بالقوه ضروری است. این هفت استراتژی به شما کمک خواهد کرد:

۱.کوچک کننده‌ها

از بکار بردن کلماتی مانند، «فقط»، «دقیقا»، «صرفاً»  یا کلمات دیگر که تأثیر عبارت شما را کم می‌کنند، بپرهیزید. به عنوان مثال: «من فقط می‌خواهم در مورد … » قدرت لازم را ندارد. در عوض گفتگو را با یک عبارت دقیق و قدرتمند شروع کنید: «این اطلاعات مهمی است، مشتری‌های ما از خدمات ما استفاده می‌کنند تا این سه مشکل کلیدی، که احتمالاً شما هم‌اکنون با آن‌ها روبرو هستید را برطرف کنند».

۲. ولی …

یک جمله با این کلمه تمام گفته‌های قبلی را بی‌اثر می‌کند.

۳. شاید، احتمالاً

این کلمات نشانگر ضعف هستند. به عنوان مثال، «شاید بتوانم به شما تخفیف دهم». مطمئن نبودن شما را القا می‌کند. به ‌جای آن، توضیح دهید که چگونه می‌توانید با هم مذاکره کنید. مثلاً، «اگر شما با ما یک قرارداد سه ساله ببندید من قیمت را برای شما کاهش خواهم داد» بسیار خوب است.

۴. پیش‌فرض‌ها

کلمه‌ی «اگر» فرض را بر آن می‌گذارد که نتیجه غیر‌قطعی خواهد بود، «وقتی» یک باور راسخ را نشان می‌دهد. «اگر شما مشتری ما شوید» بسیار ضعیف‌تر جمله‌ی «وقتی شما مشتری ما شوید» است. عبارت دوم قطعی بودن رسیدن به نتیجه را القا می‌کند.

۵. استفاده از حسن تعبیر

مردم از کلمات طفره‌‌ای استفاده می‌کنند تا از واقعیت دور بمانند. اما، از آنجایی که حسن‌تعبیر‌ها مبهم هستند، می‌‌توانند باعث سو‌ء‌تعبیرهای جدی شوند و فروش را خراب کنند، مگر بتوانید از آن‌ها به نفع خود استفاده کنید. به عنوان مثال به خریداران نشان دهید که به رویکردی جدید نیاز دارند، می‌توانید بپرسید: «منظور شما این است که از شرکتی که ‌هم‌اکنون از آن خرید می‌کنید، از هر‌ لحاظ راضی هستید؟» این جمله این معنی را القا می‌کند که رقیب شما به جای اینکه با مشتری، تعاملی توأم با احترام داشته باشد- همان کاری که شما برای مشتری انجام خواهید داد- محصول را به آن‌ها «فروخته است».

۶. چرا؟

پرسیدن این سؤال هوش  و درک مشتری احتمالی را به چالش می‌کشد. پرسیدن این سؤال که «چرا علاقه‌مند نیستید که بتوانید زمان مشتری‌یابی تیم فروشتان را ۴۰درصد کاهش دهید؟» می‌تواند حالتی تهاجمی داشته باشد. در عوض با احترام و با «چگونه» سؤال کنید.

۷. خواندن ذهن

هرگز فرض نکنید که می‌دانید در درون ذهن خریدارتان چه می‌گذرد.

اما پیش از این موارد، اولین جایی که باید تاثیر مثبت بگذارید، بر روی خودتان است. نحوه‌ی مدیریت هفت نقطه‌ی پر‌فشار مشترک، مستقیما بر توانایی فروش شما تاثیر خواهد گذاشت.

۱.جواب رد

۹۰ درصد از تعاملات فروش به نوعی شامل انواع جواب‌های رد می‌شوند. آماده شدن برای مدیریت جواب‌های رد برای موفقیت فروش شما حیاتی است. اینگونه فکر کنید: یا جواب مثبت می‌گیرید، یا جواب رد می‌گیرید و به سراغ مشتری بعدی می‌روید تا از او جواب بگیرید.

۲. انعطاف‌پذیری

افراد انعطاف پدیر همواره مثبت و آرام می‌مانند و در مسیر درست می‌مانند.

۳. هدف‌ها

مقصود‌های مشخص و طرح‌هایی با جزیات برای دست‌یافتن به آن‌ها، داشته باشید. اهداف شما باید: خاص، قابل اندازه‌گیری، قابل دست‌یابی، واقع‌بینانه و دارای سررسید باشند. آینده‌ای را مجسم کنید که به آن اهداف رسیده باشید.

۴. اولویت‌ها

برای استفاده بهینه و موثر از زمان خود اولویت‌های خاصی قرار دهید. اولویت‌ها اجازه می‌دهند که بر روی مهمترین کار متمرکز شوید. مهمترین کار شما فروش است.

۵. تعادل

برای اینکه در کار خود بهترین عملکرد را داشته باشید، برای استراحت وقت بگذارید و نفسی تازه کنید.

۶. طرز فکر

همواره مثبت باشید و از هر کسی که به نوعی باعث بهبود زندگی شما می‌شود قدر‌دان باشید.

۷. گفتگوی درون

فکر هایی که در سر می پرورانید تاثیر عظیمی بر احساسی که از خود دارید می‌گذارند. یاد بگیرید که این گفتگو‌ها را مدیریت کنید. افکار منفی را با واقعیت‌ها مقایسه کنید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش