فروشندگان با انواع مختلفی از خریداران بر‌خواهند خورد: برخی ایده‌های جالبی را جذاب می‌دانند و دیگران نسبت به آن‌ها مشکوک هستند. برخی فقط می‌خواهند کلیت موضوع را بدانند در‌حالی که دیگران ترجیح می‌دهند از کل جزییات با‌خبر باشند. برخی با توجه به درک خودشان تصمیم می‌گیرند و بقیه به گزارش‌ها و آمار‌ها نیاز دارند. راز فروش بیشتر شناختن شخصیت مشتریان احتمالی و منطبق کردن گفتگوها با سبک فکر مخصوص آن‌ها است.

فهمیدن شخصیت مشتری‌های احتمالی

پنج عامل شخصیتی بر نحوه‌ی تصمیم‌گیری مشتری‌های شما اثر می‌گذارد. اگر بتوانید بفهمید که خریدار بالقوه با این معیار‌ها در چه جایگاهی‌ قرار دارد، می‌توانید روش خود را با شخصیت مشتری تطبیق دهید و احتمال انجام فروش را بیشتر کنید:

 

اول : برخی افراد جذب ایده‌های جدید می‌شوند؛ این‌ها خریداران «متمایل» هستند. مزایای یک محصول یا خدمت، این مشتری‌ها را جذب می‌کنند چون در آن ایده‌های جالبی می‌یابند. مشتری‌های دیگر در برابر چیز‌های بدیع مقاومت نشان می‌دهند؛ این‌ها خریداران «دور» هستند، آن‌ها بیشتر جلب این می‌شوند که بدانند پیشنهاد شما چگونه می‌تواند مسائل آن‌ها را حل کند. برای تشخیص اینکه مشتری شما در کدام گروه قرار می‌گیرد، از او بپرسید که کدام ویژگی محصول برایش از همه مهم‌تر است. برای انجام فروش در این تمایز، هم مزایا محصول را بر شمارید هم مشکلاتی که هر مزیت می‌تواند برطرف کند

دوم، مشتری‌ها در دو‌ دسته‌ی بزرگ تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند: «خریداران خرگوشی» به سرعت می‌خواهند به هدف‌هایشان برسند، این خرگوش‌ها خریدارانی عمل‌گرا هستند، افرادی که به سرعت مشتاق رسیدن به مقاصد خود هستند. «خریداران لاک‌پشتی» آهنگ حرکت آرام و پیوسته‌ای را ترجیح می‌دهند. این خریداران منفعل بسیار مواظب و متفکر هستند، قبل از هر عمل کاملا تجزیه و تحلیل می‌کنند. فهمیدن اینکه مشتری احتمالی شما یک لاک‌پشت است یا خر‌گوش به شما اجازه می‌دهد که از روش‌ درستی استفاده کنید.

سوم، برخی تصمیم‌گیرندگان«خریداران درونی» هستند، که با شهود و تجربیات شخصی خود برانگیخته می‌شوند. با خریداران درونی، در یک سطح احساسی ارتباط برقرار کنید و آن‌ها را ترغیب کنید که به خواسته‌هایشان گوش دهند. دیگران «خریداران خارجی» هستند؛ این افراد به دلایل ملموس واکنش نشان می‌دهند، مانند توصیه‌نامه‌های خریداران راضی، تحقیقات و نتایج دستاوردها. داده‌های لازم را برای این نوع تصمیم‌گیرندگان آماده کنید.

چهارم، برخی مردم، خریداران «رویه‌ای» یا «حسابدار» هستند- آن‌ها عاشق روتین‌ها، فرایندها و زمان‌بندی‌ها هستند. دیگران خریداران «گزینه‌ها» یا «هنرمند» هستند- ترجیح می‌دهند ذهن خود را پرواز دهند و تخیلی باشند. مشخص کردن اینکه مشتری شما کدام یک از این‌ها است به شما در انتخاب عبارت‌های درست کمک خواهد کرد. به عنوان مثال، وقتی که با یک مشتری از نوع «رویه‌ای» پیشنهادی را مطرح می‌کنید بر روی روش‌ها و قدم‌های لازم تاکید کنید و رویکردی سیستماتیک داشته باشید. اما وقتی با افراد دسته‌ی دیگر صحبت می‌کنید از کلماتی مانند، «روش‌های جایگزین، انتخاب، انعطاف‌پذیری» استفاده کنید. در حالی که در این وادی کار می‌کنید، به دید‌گاه خودتان نیز توجه کنید. به طور  کلی فروشندگان رویه‌ای کسانی هستند که از روش‌های فروش استاندارد  استفاده می‌کنند و دسته‌ی دیگر افرادی هستند که از سیستماتیک بودن پرهیز می‌کنند.

پنجم، مشتری‌های بالقوه  یا «کلی نگر و از دید بالا» هستند و به تصویر کلی توجه دارند، یا اینکه «جز نگر» هستند و به جزئیات توجه می‌کنند. از مشتری‌ها بپرسید که آیا مشخصات اساسی محصول یا خدمت را می‌خواهند یا تمام جزئیات مربوطه را نیز می‌خواهند و ارائه‌ی خود را بر طبق آن درست کنید.

متقاعد کردن در فروش

متقاعد کردن مردم برای اینکه از شما بخرند نیازمند یک استراتژی سه قسمتی است:

۱.با زبان خریدار تطبیق پیدا کنید
برخی از مردم «بصری» هستند و اساساً بر آنچه که می‌بینند تکیه می‌کنند؛ برخی دیگر «شنیداری» هستند و اطلاعات را با گوش‌ دادن جذب می‌کنند؛ یا برخی «جنبشی» هستند و با خواندن و لمس کردن اطلاعات را پردازش می‌کنند.

۲. با «الگوی قطعیت» آن‌ها تطبیق پیدا کنید
وقتی که فهمیدید که مشتریان اطلاعات را چگونه پردازش می‌کنند، بفهمید که آن‌ها چه می‌کنند تا با تصمیمی خود را راحت حس کنند. الگوی قطعیت فرایندی است که در طی آن خریدار‌ان برای ادامه‌ی مسیر احساس امنیت می‌کنند. برخی افراد اطلاعات را به سرعت قبول می‌کنند و عمل می‌کنند. دیگران باید حرف‌های شما را بار‌ها و بار‌ها بشنوند تا بتوانند آماده‌ی انتخاب شوند.

۳. با معیار‌های انتخاب آن‌ها، خود را وفق دهید
معیار مشخصی که خریدار می‌خواهد تحقق یابد تا بتواند انتخاب خود را انجام دهد، را کشف کنید. سؤالاتی بپرسید و به دقت به جواب‌ها گوش دهید. گفتگو را به سمتی سوق دهید که به دغدغه‌ها و موقعیت مشتری احتمالی اشاره کند.

سؤالات، گوش دادن و مقاصد

سریع‌ترین راه برای فروش، پرسیدن سؤالاتی است که مشکلاتی که محصول یا خدمت شما می‌تواند برای مشتری برطرف کند را شناسایی کند یا مزایای آن را نشان دهد. وقتی سؤالات شما هدفمند باشد و واکنش احساسی‌ای را برانگیزد، شما و خریدار به عنوان یک تیم خواهید بود، که با هم به دنبال راه‌حل مناسب برای مشکل خریدار هستید.

بهترین سؤالات دنیا هم بی ثمر خواهد بود اگر واقعاً به پاسخ‌های مشتری گوش نکنید. خوب گوش دادن باعث می‌شوند مردم فکر کنند که آن‌ها را به درستی درک می‌کنید و  به آن‌ها اهمیت می‌دهید و پیوندی ایجاد می‌کند. راز درست گوش دادن، کنجکاو بودن است. اصول اولیه‌ی گوش دادن درست شامل برقراری تماس بصری، بازتاب کردن حرکات بدن طرف مقابل و استفاده از عباراتی مانند «خب، بعدش چی شد»، «چه جالب»، «ادامه‌ بدهید» است. در پایان گفته‌هایش با جمله‌ای نشان دهید که گوش داده‌اید و هر جا لازم بود سؤالاتی برای روشن شدن بیشتر مطلب بپرسید. به احساسات و هیجانات گوینده گوش دهید.

در هنگام فروش، آیا متوجه می‌شوید که مخاطبان مکررا از بهانه‌های یکسانی برای رد کردن محصول یا خدمات شما استفاده می‌کنند؟  مهمترین مسئله‌ها را شناسایی کنید. با همکاران و اعضای تیم فروش خود بر روی آن‌ها فکر کنید و مناسب‌ترین واکنش‌ها را مشخص کنید، این واکنش‌ها را با شخصیت و حالت خود تطبیق کنید. هرگز در برابر مخالفت‌ها واکنش تدافعی نشان ندهید و یا اینکه دوباره صرفا مزایای محصول را برشمارید. در عوض، بر احساس‌هایی که در پشت مخالفت قرار دارند تاکید کنید. نسبت به چیزی که مشتری می‌خواهد بگوید کنجکاو و علاقه‌مند باشید. از واکنش‌های مناسبی که قبلا آماده کرده‌اید استفاده کنید.

زبان قدرتمند

فروشندگان حرفه‌ای نسبت به زبانی که به کار می‌برند حساس هستند. برخی کلمات به اثر پیام شما شدت می‌دهند، درحالی‌که بقیه از اثر آن می‌کاهند. در حین یک تماس فروش، سؤالاتی بپرسید که هیجانات مثبتی مانند «شوق و ذوق، همدلی، امید و سورپرایز» در مشتری ‌بالقوه ایجاد کند. از احساسات منفی مانند «ترس، استرس، آزردگی و تحریک و تنفر» دور بمانید. آموختن اینکه چه بگویید و از چه چیز‌هایی پرهیز کنید، برای تاثیر گذاری بر مشتری‌های بالقوه ضروری است. این هفت استراتژی به شما کمک خواهد کرد:

۱.کوچک کننده‌ها

از بکار بردن کلماتی مانند، «فقط»، «دقیقا»، «صرفاً»  یا کلمات دیگر که تأثیر عبارت شما را کم می‌کنند، بپرهیزید. به عنوان مثال: «من فقط می‌خواهم در مورد … » قدرت لازم را ندارد. در عوض گفتگو را با یک عبارت دقیق و قدرتمند شروع کنید: «این اطلاعات مهمی است، مشتری‌های ما از خدمات ما استفاده می‌کنند تا این سه مشکل کلیدی، که احتمالاً شما هم‌اکنون با آن‌ها روبرو هستید را برطرف کنند».

۲. ولی …

یک جمله با این کلمه تمام گفته‌های قبلی را بی‌اثر می‌کند.

۳. شاید، احتمالاً

این کلمات نشانگر ضعف هستند. به عنوان مثال، «شاید بتوانم به شما تخفیف دهم». مطمئن نبودن شما را القا می‌کند. به ‌جای آن، توضیح دهید که چگونه می‌توانید با هم مذاکره کنید. مثلاً، «اگر شما با ما یک قرارداد سه ساله ببندید من قیمت را برای شما کاهش خواهم داد» بسیار خوب است.

۴. پیش‌فرض‌ها

کلمه‌ی «اگر» فرض را بر آن می‌گذارد که نتیجه غیر‌قطعی خواهد بود، «وقتی» یک باور راسخ را نشان می‌دهد. «اگر شما مشتری ما شوید» بسیار ضعیف‌تر جمله‌ی «وقتی شما مشتری ما شوید» است. عبارت دوم قطعی بودن رسیدن به نتیجه را القا می‌کند.

۵. استفاده از حسن تعبیر

مردم از کلمات طفره‌‌ای استفاده می‌کنند تا از واقعیت دور بمانند. اما، از آنجایی که حسن‌تعبیر‌ها مبهم هستند، می‌‌توانند باعث سو‌ء‌تعبیرهای جدی شوند و فروش را خراب کنند، مگر بتوانید از آن‌ها به نفع خود استفاده کنید. به عنوان مثال به خریداران نشان دهید که به رویکردی جدید نیاز دارند، می‌توانید بپرسید: «منظور شما این است که از شرکتی که ‌هم‌اکنون از آن خرید می‌کنید، از هر‌ لحاظ راضی هستید؟» این جمله این معنی را القا می‌کند که رقیب شما به جای اینکه با مشتری، تعاملی توأم با احترام داشته باشد- همان کاری که شما برای مشتری انجام خواهید داد- محصول را به آن‌ها «فروخته است».

۶. چرا؟

پرسیدن این سؤال هوش  و درک مشتری احتمالی را به چالش می‌کشد. پرسیدن این سؤال که «چرا علاقه‌مند نیستید که بتوانید زمان مشتری‌یابی تیم فروشتان را ۴۰درصد کاهش دهید؟» می‌تواند حالتی تهاجمی داشته باشد. در عوض با احترام و با «چگونه» سؤال کنید.

۷. خواندن ذهن

هرگز فرض نکنید که می‌دانید در درون ذهن خریدارتان چه می‌گذرد.

اما پیش از این موارد، اولین جایی که باید تاثیر مثبت بگذارید، بر روی خودتان است. نحوه‌ی مدیریت هفت نقطه‌ی پر‌فشار مشترک، مستقیما بر توانایی فروش شما تاثیر خواهد گذاشت.

۱.جواب رد

۹۰ درصد از تعاملات فروش به نوعی شامل انواع جواب‌های رد می‌شوند. آماده شدن برای مدیریت جواب‌های رد برای موفقیت فروش شما حیاتی است. اینگونه فکر کنید: یا جواب مثبت می‌گیرید، یا جواب رد می‌گیرید و به سراغ مشتری بعدی می‌روید تا از او جواب بگیرید.

۲. انعطاف‌پذیری

افراد انعطاف پدیر همواره مثبت و آرام می‌مانند و در مسیر درست می‌مانند.

۳. هدف‌ها

مقصود‌های مشخص و طرح‌هایی با جزیات برای دست‌یافتن به آن‌ها، داشته باشید. اهداف شما باید: خاص، قابل اندازه‌گیری، قابل دست‌یابی، واقع‌بینانه و دارای سررسید باشند. آینده‌ای را مجسم کنید که به آن اهداف رسیده باشید.

۴. اولویت‌ها

برای استفاده بهینه و موثر از زمان خود اولویت‌های خاصی قرار دهید. اولویت‌ها اجازه می‌دهند که بر روی مهمترین کار متمرکز شوید. مهمترین کار شما فروش است.

۵. تعادل

برای اینکه در کار خود بهترین عملکرد را داشته باشید، برای استراحت وقت بگذارید و نفسی تازه کنید.

۶. طرز فکر

همواره مثبت باشید و از هر کسی که به نوعی باعث بهبود زندگی شما می‌شود قدر‌دان باشید.

۷. گفتگوی درون

فکر هایی که در سر می پرورانید تاثیر عظیمی بر احساسی که از خود دارید می‌گذارند. یاد بگیرید که این گفتگو‌ها را مدیریت کنید. افکار منفی را با واقعیت‌ها مقایسه کنید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

 این اتفاق که افراد با مشتریان عصبی رو به رو می شوند به کرات پیش می آید. برخی از مشتریان عصبانیت خود را با رفتار بدی که نشان می دهند به فروشنده ابراز می کنند.

 هنگام بروز چنین اتفاقی فروشنده نباید از کوره در برود زیرا شما به عنوان فروشنده اولین کسی نیستید که با او اینگونه رفتار شده است. خونسردی و آرامش خود را حفظ کنید و در صورت مواجه شدن با چنین وضعیتی آگاه باشید که چگونه رفتاری داشته باشید.

چگونگی ارتباط با مشتریان عصبی

اگر می خواهید در هر کسب و کاری موفق شوید می بایست بدانید که چگونه عصبانیت خود و مشتریانتان را مهار نمایید.

قبل از برنامه ریزی برای مقابله با شرایط سخت ابتدا باید مشتری و فروشنده، هر دو طرف را در نظر گرفت زیرا آنها به طور شخصی و به خاطر شما این رفتار های خشونت آمیز را بروز نمی دهند بلکه رفتارشان به خاطر عوامل دیگری می باشد. بنابر این برخوردشا ن را  به طور شخصی برداشت نکنید،  همچنین باید در نظر داشته باشید که همیشه حق با مشتری است و هدف شما همیشه و در هر شرایطی باید رضایت مشتریان باشد.

در ادامه به استراتژی هایی می پردازیم که به شما در روابط بهتر کمک می کند:

مشاجره ممنوع

قانون ساده ریاضیات که می گوید: "منفی در منفی، مثبت می شود" اینجا کارساز نیست. بلکه در این وضعیت شما می بایست با آرامش خود و کاملا حرفه ای به آرام کردن و از بین بردن عصبانیت مشتری بپردازید.

بنابراین شما می بایست در هر شرایطی خونسردی خود را حفظ کرده و حتی در سخت ترین شرایط به رضایت مشتریان فکر کنید.

بیشتر از اینکه صحبت کنید گوش دهید.

 به یاد داشته باشید که شما یک دهان و دو گوش دارید بنابر این مطمئن شوید بیشتر از زبان از گوش هایتان استفاده کنید. هنگامی که مشتری عصبی می باشد شما نیز قادر به کنترل عصبانیت خود نباشید ، اداره امور و شرایط از دستتان خارج می گردد.

 همچنین با مطالعه و آگاهی از رفتار های مشتریان عصبی می توانید به راحتی دلیل نارضایتی آنها را کشف کرده و در بر طرف ساختن آن بکوشید.

نشان دهید که به آنها اهمیت می دهید.

 هنگام روبه رویی با مشتریان عصبی فروشنده باید قادر به ابراز هم دردی و آرام کردن آنها باشد، زیرا این مشتریان می خواهند با فروشندگانی تعامل داشته باشند که آنها را درک کنند.

بنابر این فروشنده، باید علاوه بر اینکه مشتریان را درک می کند به دنبال راه حلی برای حل مشکلات شان نیز باشند، زیرا در این صورت تغییرات خوب و محسوسی را در رفتارشان دیده و همچنین کنترل موقعیت را به دست خواهید گرفت.

صبور باشید.

 در هر کسب و کاری باید صبور بود علی رغم اینکه کنترل احساسات دیگران کار بسیار دشواری می باشد. بخصوص هنگامیکه مشتری عصبی بوده و به سرعت از کوره در برود اما فروشنده می بایست در چنین شرایطی حرفه ای، باملایمت و درست رفتار کرده تا وضعیت را به خوبی تغییر دهد.

در روابط خود مثبت باشید.

 حتی در بد ترین شرایط نیز سعی کنید افکار منفی را از خود دور کرده و پذیرای انرژی و دیدگاه مثبت باشید زیرا این کار به شما کمک می کند که در رویارویی با مشتریان عصبی کنترل خود را از دست ندهید و به سرعت شرایط را مساعد نمایید.

کنترل خشم

 عصبانیت رفتار رایجی است که در طبیعت افراد وجود دارد اما باید از چگونگی مهار کردن آن و بازیابی آرامش و خونسردی در شرایط بحرانی اطلاعاتی بدست آورد .

 به این ترتیب فروشنده  قادر خواهد بود با کنترل خشم خود  مشتری عصبی را آرام کند.

 راه کار های ارائه شده در اکثر مواقع موثر و کاربردی خواهند بود وشما می توانید با پیروی از آنها مشتری عصبی خود را مهار نمایید.

 آگاهی از روانشناسی مشتریان بسیار حائز اهمیت می باشد. این طبیعی است که  مشتریان عصبانیت و نا امیدی خود را نشان دهند، راز موفقیت، حفظ خونسردی و آرامش است بنابراین با آرامش با آنها گوش فرا دهید و ابراز همدردی نمایید سپس راه کار های منطقی ارائه دهید در چنین شرایطی کمتر مشتری نه می گوید به این ترتیب در صورت پیگیری روند بالا کسب موفقیت حتمی می باشد.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

در دنیای دیجیتال مارکتینگ امروز یا همان بازاریابی اینترنتی، و حجم وسیعی از کمپین های شب یلدا،طراحی کمپین دیجیتال مارکتینگ و تبلیغاتی برای جذب مخاطب در وب سایت شما از اهمیت زیادی برخوردار است.

شما با طراحی یک کمپین درست می توانید بازدیدکنندگان را به صورت هدفمند و هدایت شده به سایت خود دعوت کنید. آیا تا بحال از خودتان پرسیده اید که قبل از طراحی یک کمپین باید به چه نکاتی توجه کنید؟

 کمپین شب یلدا و نکات کلیدی

 1-کمپین را تا حد امکان ساده؛ مثل روز روشن تعریف کنید. نیازی نیست خیلی خلاقیت های عجیب و غریب به کار ببرید. ارائه یک پیشنهاد ساده و کاملا واضح، بهترین نتیجه را در بر خواهد داشت.

2-به نظر من تعریف تخفیف هایی که عددی هستند بهتر از تخفیف های درصدی نتیجه خواهد داد. در تخفیف های درصدی، چون مخاطب می خواهد متوجه شود چه میزان تخفیف دریافت خواهد کرد باید یک محاسبات ریاضی انجام دهد ولی اگر خیلی ساده روی عدد واقعی محصول خط بکشیم و عدد شب یلدا را بنویسیم، سرعت تصمیم گیری مخاطب افزایش خواهد یافت. ممکن است بگویید ما چندین محصول داریم و نمیشود همه را اینطور پیشنهاد بدهیم. به نظر من لازم نیست همه محصولات خود را به این شکل پیشنهاد دهید. چند تایی که از همه بهتر هستند و بیشترین فروش را دارند برای شب یلدا انتخاب کنید و نوع تخفیف را به جای درصد، به صورت عدد واقعی نمایش دهید.

3-در زمان تعریف یک کمپین، حتما از رضایت نامه مشتری های قبلی استفاده کنید. ارائه Testimonial واقعا معجزه می کنه. اگر تازه به این فکر افتاده اید که رضایت نامه مشتری ها را ندارید، باید برای یلدای سال بعد برنامه ریزی کنید.

4-کمپین را فقط برای اینکه کمپینی تعریف کرده باشید و از بقیه عقب نمانید انجام ندهید. روی مشکلات مخاطب تمرکز کنید و محصول و خدمتی را در کمپین معرفی کنید که باعث افزایش فروش شما شود. در غیر اینصورت، تعریف یک کمپین را فقط به عنوان رفع تکلیف نجام ندهید. مردم واقعا منتظر کمپین های بی خاصیت ما نیستند.

5-تخفیف شما در کمپین شب یلدا باید "غیر قابل مقاومت" یا به قول خارجی ها Irresistible باشد یعنی طوری باشد که مخاطب نتواند در مقابل آن مقاومت کند. کمپین های آبکی شما را به جایی نخواهد رساند. شب یلدا مردم به اندازه کافی هندوانه های آب دار می خورند. کمپین شما باید خیلی قوی و شکم پر کن باشد. بیشترین حد ممکن و بهترین های خود را ارائه دهید. طوری کمپین را تعریف کنید که یک سر و گردن از رقبای خود بالاتر قرار بگیرید. نترسید. اگر حتی کمی هم ضرر کنید، حتما به زودی این تخفیف شما مثل ویروس همه را فرا خواهد گرفت و مشتری های بیشتری سرازیر خواهند شد.

6-گارانتی دهید. این از مهم ترین عوامل موفقیت کمپین شب یلدای شما خواهد بود. اگر مخاطب راضی نبود، اگر کالا دیر به دستش رسید، اگر بعدا پشیمان شد و اگرهای زیاد دیگری برای گارانتی کردن محصول و خدمت شما وجود دارد. لطفا و خواهشا بی چون و چرا این کار را انجا دهید. مخاطب را سوال پیچ نکنید. باور کنید تاثیر مثبت آن در آینده حتما در افزایش فروش شما تاثیر خواهد داشت. چشم به هم بزنید شب عید فرا خواهد رسید و مردم این سخاوت شما را حتما به یاد خواهند آورد.

7-فراموش نکنید که email Marketing بهترین ابزار پیام رسانی کمپین شب یلدا است. حتما کمپین خود را به سیستم Marketing Automation وصل کنید تا کسانی که نسبت به کمپین شما عکس العمل نشان داده اند را بعدا بتوانید مورد هدف قرار دهید.

 8-فرهنگ پارسی را پاس بداریم ولی توریست ها و سایر خارجی هایی که در ایران هستند را هم در نظر داشته باشید. آنها هم برای آشنایی با فرهنگ ایران علاقمند هستند و هم جیب های پر پولی دارند. کمی از محتوای غیر فارسی در کمپین شب یلدای خود استفاده کنید، ضرر نمی کنید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

شرکت Lululemon به خوبی می داند که مشتریانش فعال، سلامت محور و آگاه هستند. از همین جا می توان به موارد دیگری نیز دست پیدا کرد.  این مشتریان ممکن است به رژیم غذایی، مسافرت،جامعه، پزشکی و رویدادهای موجود علاقه مند باشند. آنها به خوبی آموزش دیده اند و به ترفندهای مرتبط با سبک زندگی علاقه مندند.

این اطلاعات را می توان برای ایجاد فرهنگ  مورد استفاده قرار داد.  شرکت Lululemon چگونه نیازهای مشتریان را هدف قرار می دهد؟  برند Lululemon سعی می کند از طریق اجزایی که به دست آورده است به مشتریان خود کمک کند زندگی طولانی تر، سالم تر و شادتری داشته باشند. این اجزا شامل لباس ها و وسایل مرتبط با یوگا، کلاس های یوگا؛ توصیه های مختلف برای داشتن زندگی سالم، نکات تغذیه ای، ایده های سلامتی، مسافرت و داستان های انگیزشی است.

مقاله نقش محتوا در ایجاد سبک زندگی برندها بخش اول این مفاله است که با خواندن آن توضیحات این مقاله کامل تر خواهد شد.

ایجاد فرهنگ از طریق محتوا:

 قبلا چنین فرصت بزرگی برای ایجاد فرهنگ در میان برندها وجود نداشته است. رسانه های اجتماعی، پیام رسانی از طریق ایمیل،محتوای ویدئویی و محتوای وبلاگی از فرهنگ برند پشتیبانی و حمایت می کنند. در نتیجه محتوا یکی از مهم ترین جنبه های  برنامه بازاریابی دربرندهای مرتبط با سبک زندگی است. وبلاگ شرکت Lululemon و موضوعاتی که در رسانه های اجتماعی منتشر می شود شامل  نکات سلامتی، اطلاعاتی در مورد  سلامت، داستان های هنری جذاب  و سبک زندگی فعال است.

تمامی این اطلاعات باعث تشکیل مجموعه از عبارت های مرتبط با برند شده است که سبک زندگی مشتریان و ارزش های موجود را منتقل می کند.  این اطلاعات بیشتر از طریق تحقیق در بازار به وجود آمده است.  با وجود فرصت های بسیاری که در این باره وجود دارد بازاریابان معمولا دچار سردرگمی می شوند. برای جلوگیری از بروز مشکلات موجود، باید از بیانیه ماموریتی برای تصمیم گیری در مورد ارزش های برند استفاده کرد.  به خاطر حوزه گسترده سبک زندگی، برخی از مشکلات باید به صورت موردی بررسی گردد. اجازه دهید موضوع را با یک مثال ساده توضیح دهیم. دستورهای غذایی ساده و سالم شرکت Lululemon را در نظر بگیرید.

بیشتر مشتریان شرکت Lululemon گیاهخوار هستند و دوست دارند از کلاس های یوگا استفاده کنند. با اینحال، سایر مشتریان ممکن است مسیر دیگری را در رژیم غذایی خود انتخاب نمایند. تمایلات اخیر برای استفاده از رژیم غذایی سرخپوستان در میان برخی از افراد محبوب شده است. حالا سوال اینجاست که با وجود تنوع زیاد در حوزه سبک زندگی، چگونه می توان محتوای مناسب تولید کرد؟ در حالیکه بیشتر برندهای مرتبط با سلامتی، توصیه های مرتبط با رژیم غذایی بدون گوشت و عاری از گلوتن را ارائه می کنند، شرکت Lululemon سعی کرده است مباحث دیگری را هدف قرار دهد.  این شرکت از فوریه سال 2015، پست های مرتبط با غذا را منتشر نکرده است.

به جای اینکه تنها توصیه های مرتبط با رژیم غذایی گیاهخواری در وبلاگ قرار گیرد، توصیه های گسترده تری در آن ارائه شده است. به عبارت دیگر، شرکت Lululemon اهمیت رژیم غذایی سالم را بیان می کند اما به مشتریان خود نحوه انجام آن را توضیح نمی دهد. حالا اجازه دهید این رویکرد را با رویکردی که شرکت کراس فیت اتخاذ کرده است مقایسه کنیم.  شرکت کراس فیت سعی می کند افراد را به رژیم غذایی سرخپوستان تشویق نماید. بیانیه ماموریتی این شرکت روشن و واضح است: خوردن گوشت، سبزیجات، آجیل و دانه ها، برخی از میوه ها، نشاسته اندک و بدون شکر. این شرکت سعی می کند ارزش های خود را از طریق بیانیه ماموریتی به دست مشتریان برساند و آنها را تشویق کند از این رژیم غذایی استفاده کنند.

 زندگی کردن:

شرکت های مرتبط با سبک زندگی، فرصت های منحصر به فردی برای تبدیل مشتریان به مبلغان اصلی دارند. از طریق مشتریان، شرکت ها می توانند به سایر افراد نشان دهند که زندگی افراد بعد از وارد شدن به فرهنگ موجود در آن شرکت، چگونه خواهد بود. به عنوان مثال مشتریان شرکت Lululemon به خوبی آن را می شناسند. بیشتر افراد سعی می کنند سبک زندگی خود را بر اساس محصولات و خدماتی که این برند ارائه می کند سازمان دهی کنند.

منتشرشده در برندینگ