90 درصد از اطلاعاتی که به مغز می رسد بصری است. به همین خاطر استفاده از محتوای بصری می تواند در کمپین دیجیتال مارکتینگ قدرت بیشتری برای جذب مخاطب داشته باشد. بازاریابان نیز در حال حاضر متوجه این موضوع شده اند. بر اساس یافته های سایت Search Engine Journal ، در سال 2016، حدود 53 درصد از بازاریابان بیان کرده بودند که بین 91 و 100 درصد از زمان خود را به انتشار محتوای بصری اختصاص می دهند.   از سال 2015، افزایش 130 درصدی در این حوزه وجود داشته است. علی رغم این موضوع، 71 درصد از بازاریابان کمتر از 5 ساعت از هفته را بر روی ایجاد عناصر بصری اختصاص می دهند. این موضوع بدین معنی است که بیشتر محتوای بصری که در دنیای مجازی منتشر می شود از سایر منابع به دست می آید. برندها زمانی  را برای ایجاد محتوای بصری منحصر به فرد اختصاص نمی دهند. 

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

چه زمانی تولید محتوای بصری برای شما نتایج خوبی به همراه خواهد داشت؟

تولید و ساخت محتوای بصری نباید دشوار یا زمانبر باشد. البته ما تولید محتوای بصری را برای شما انجام میدهیم همانطور که می دانید ابزارهای رایگان بسیار زیادی برای ایجاد اینفوگرافیک ها و نمودارها وجود دارد. به عنوان مثال Canva برای ساخت اینفوگرافیک و Infogr.am برای ایجاد نمودار به کار می رود.  در ادامه چند مورد از انواع متعدد محتوای بصری که می توانید ایجاد کنید را با هم مرور می کنیم.

1. عکاسی سفارشی:

تصاویر استوک محبوب ترین شکل از محتوای بصری محسوب می شوند اما این نوع از محتوای بصری همیشه هم موثر و جذاب نیست.  تصاویر و عکس های خسته کننده ای که بدون راهنماهای برند مورد استفاده قرار می گیرد نمی تواند شما را از سایر رقبای آنلاین متمایز سازد. در عوض بهتر است بر روی عکس هایی سرمایه گذاری کنید که تنها برای شما و برندتان ایجاد شده است.

این روزها، تصاویر با کیفیت زیادی را می توان به کمک گوشی های هوشمند گرفت.  همچنین می توانید از سایت هایی که تصاویر با کیفیت به اشتراک می گذارند نیز استفاده کنید. سعی کنید این تصاویر و عکس ها را در محتواهای متنی خود همچون مقالات و محتوای وبلاگ بگنجانید. اینکار باعث می شود محتوای موجود راحت تر خوانده شود و برای افراد جذاب باشد.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

2. Memes :

اگر ایده ای در مورد رسانه های اجتماعی داشته باشید بی شک Memes را مشاهده خواهید کرد. Memes تصاویری هستند که به همراه کپشن های طنز آمیز منتشر می شوند و می توانند به صورت ویروسی در میان افراد دست به دست شوند.  ممکن است فکر کنید که به اشتراک گذاری Meme ها تنها با دوستان و اعضای خانواده یا در میان فالوورهای اکانت های اجتماعی شخصی امکان پذیر است اما بازاریابان می توانند  از این گزینه به روش های خلاقانه استفاده کنند.

زمانی که  Virgin Media از کودکان موفق برای بازاریابی محصولات خود استفاده کرد چنین روشی را به کار برد. ایجاد Memes های شخصی و سفارشی بهترین روش برای  متمایز کردن برند  از سایر رقباست. اینکار می تواند جامعه ای را  در مورد برند شما ایجاد کند.  قبل از استفاده از Memes  در مورد مناسب بودن آن برای مخاطب و صنعت خود خوب فکر کنید. اگر برند شما برای مخاطبان جوان جذاب است می توانید از این گزینه به خوبی استفاده کنید.

 

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

3. ویدئوهای از پیش ضبط شده:

ویدئوها برای برجسته کردن نیازهای مشتریان و نشان دادن راه حل هایی که شما فراهم می کنید بسیار مفید و موثر خواهد بود. ویدئوها می تواند گران ترین شکل از محتوای تولیدی باشد زیرا تولید آن ها اغلب به دست شرکت های دیگر سپرده می شود. با اینحال تولید محتوای ویدئویی بسیار ارزشمند خواهد بود. یکی از مطالعات انجام شده نشان می دهد که قرار دادن فایل های ویدئویی در صفحات فرود می تواند نرخ تبدیل را تا 86 درصد افزایش دهد.

امروزه ایجاد ویدئوهایی با کیفیت کمتر برای استفاده در کانال های اجتماعی یا وبلاگ ها پذیرفته شده است. پست هایی که فایل های ویدئویی در خود دارند 300 درصد بیشتر از سایر پست ها لینک های داخلی دریافت می کنند. ویدئوهای مرتبط با محصولات/ خدمات و نیز فیلم هایی که در مورد نحوه استفاده از محصولات تهیه می شوند بسیار عالی خواهند بود.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

نکته ای در مورد فایل های ویدئویی موبایلی:

هر سال، تعداد ویدئوهایی که بر روی دستگاه های موبایلی تماشا می شوند  افزایش پیدا می کند. بر اساس یافته های Business Insider ، حدود 50 میلیون نفر از افراد در ایالت متحده آمریکا، فایل های ویدئویی را بر روی دستگاه های موبایلی خود تماشا می کنند و 15 درصد از تمامی ویدئوهای آنلاین  به طور جهانی بر روی گوشی های هوشمند و تبلت ها  تماشا می شوند.به همین خاطر باید اطمینان حاصل کنید که هر تصویر و فایل ویدئویی که در سایت خود دارید برای موبایل و دستگاه های موبایلی بهینه سازی شده است.

 

 

4. ویدئوهای لایو یا زنده :

چند وقتی فایل های ویدئویی در صدر قرار داشت اما امروزه فیلم های ویدئویی زنده محبوبیت بیشتری کسب کرده اند. ویدئوهای زنده در هر کسب وکاری عملکرد خوبی خواهند داشت. اینگونه فیلم ها  فاصله بین شرکت و بازدیدکننده را کاهش می دهند و می توانند برند شما را انسانی تر کنند. فیلم های زنده ویدئویی جدیدترین روش برای بازاریابای مشتریان است. در این روش مشتری احساس نمی کند برند مقابل در حال فروش محصول یا خدماتی به اوست. این نوع پاسخ دقیقا همان چیزی است که بازاریابان از کمپین موفق خود انتظار دارند.

2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

ویدئوهای زنده مسیری برای فناوری های اینده همچون واقعیت مجازی و واقعیت افزوده  باز می کنند . هر دوی این فناوری ها با سرعت بسیار زیادی در حال رشد هستند و محبوبیت زیادی کسب کرده اند. برای اینکه بتوانید چنین فرمت های جدیدی را به آغوش بکشید، باید با ویدئوهای زنده اشنا باشید و از آن ها استفاده کنید. گزینه لایو در فیس بوک و Periscope جزو پلتفرم های محبوب ویدئوهای زنده در سال 2017 خواهند بود.  معیارهای رسانه های اجتماعی بر روی فایل های ویدئویی زنده نیز قابل اعمال است. در ابتدا تلاش کنید تعداد فالوورهای خود را افزایش دهید. بهترین ویدئوهای زنده آن هایی هستند که مشتریان و کارمندان را هدف قرار می دهند. لازم نیست دوربین همیشه به سمت شما باشد. Dunkin’ Donuts یک نمونه عالی در این حوزه است. دانکین  از ویدئوهای زنده برای ارائه یک تور جذاب در مورد موقعیت های متعدد خود استفاده کرده و پشت صحنه آموزش کارمندان جدید را به  مخاطبان نشان می دهد. به کمک فیلم های ویدئویی زنده، مشتریان می توانند به افراد و موقعیت های آنان دست یابند.

5. اینفوگرافیک ها یا گیفوگرافیک ها

 نظر متخصصان در مورد اینفوگرافیک ها متفاوت است. با اینکه 48 درصد از بازاریابان B2C بر این باورند که استفاده از اینفوگرافیک ها برای بازاریابی موفق لازم و ضروری است و بیشتر افراد از این عناصر بصری در کمپین های بازاریابی خود استفاده می کنند اما برخی از بازاریابان معتقدند که عمر اینفوگرافیک ها به پایان رسیده است. راند فیشکین بازاریاب و بنیانگذار سایت Moz بر این باور است که اینفوگرافیک ها به راحتی خسته کننده می شوند و به همین خاطر بیشترشان به عنوان یک دارایی بصری مفید و موثر نخواهند بود.با اینحال،  در چند سال اخیر محبوبیت اینفوگرافیک ها بیشتر شده و هر فردی تلاش می کند اینفوگرافیک خود را ایجاد کند. اما بیشتر برندها اینکار را به درستی انجام نمی دهند. موثر بودن اینفوگرافیک ها به سادگی آن ها بستگی دارد. به همین خاطر اگر دریافتید که اینفوگرافیکی برای برند شما خوب است آن را ساده طراحی کنید.  این  تصویر از سایت Hubspot   نمونه ای از یک اینفوگرافیک موفق و عالی است.  همانطور که می بینید فرهنگ پاپ با موضوعات گرایشی در هم آمیخته شده است.

6. ارائه( Presentations ):

ارائه اطلاعات تنها در جلسات کاری مورد استفاده قرار نمی گیرد. سایت های آنلاینی همچون اسلایدشیر به کاربران خود اجازه می دهند فایل های خود را با مخاطبان وسیعی به اشتراک بگذارند. ارائه یک اسلایدشیر عالی  بر روی سرتیترهای خوب و طراحی و رنگ جذاب تمرکز دارد و تلاش می کند به کمک اطلاعات و اسلایدهای جذابی که درک آن ها آسان است نظر خواننده را به خود جلب نماید.  ارائه اطلاعات معمولا در برگیرنده داده های زیادی است به همین خاطر باید در طراحی ثابت قدم و پایدار باشد. همانند هر محتوای دیگری که برای بازاریابی به کار می رود، متن خوبی در فایل های خود بگنجانید و از منابع معتبر و مشهور استفاده کنید. به خاطر داشته باشید که Presentations را تنها در پاور پوینت ایجاد نمی کنند. شما می توانید از ابزارهای رایگانی همچون Skitch برای ایجاد گرافیک و متن بر روی تصویر استفاده کنید.

7. آمارها:

بیشتر محتوای طولانی را می توان در یک جمله خلاصه کرد. استفاده از آمار به شما اجازه می دهد محتوای خود را در ایده های مهم خلاصه کنید و شناخت از برند را افزایش دهید. Sprout Social به خوبی از آمارها استفاده کرده و آن ها را به محتوای بصری تبدیل نموده است.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

8. نقل قول ها:

چه کسی یک نقل قول خوب را دوست ندارد؟ بازاریابان معمولا تلاش می کنند از نقل قول های افراد متخصص و نویسندگان استفاده کنند. محتوای بصری نیز  این شکل از محتوا را جذاب تر از قبل کرده است.  مارکتو نمونه ای  در این حوزه است. این شرکت در گرافیک های خود از نقل قول های جذاب استفاده می کند.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

9. نمودارها:

 بیشتر بازاریابان زمانی که واژه محتوای بصری را می شنوند به یاد نمودارها می افتند. همانطور که می دانید نمودار یک فرمت فیزیکی و نیز آنلاین موثر برای نشان دادن اطلاعات است. نمودار به افراد کمک می کند با فراهم آوردن  نکات متنی، داده ها را به صورت بصری نمایش دهند و در درک بهتر این اطلاعات به آن ها کمک کنند.راند فریشکین در این باره می گوید:

نمودارها توسط منابعی که می خواهند اعداد و ارقام را نشان دهند و حتی منابعی که از اعداد نشئت گرفته اند و  به دنبال روش بصری برای نماش آن ها هستند مورد استفاده قرار می گیرد. این تکرار در به اشتراک گذاری نمودارها می تواند افراد زیادی را به سمت منبع اصلی سوق دهد. هر چقدار تعداد دفعات اشتراک گذاری این نمودارها بیشتر باشد تعداد افرادی که به سایت اصلی روی می آورند نیز بیشتر خواهد بود.

 سایت Buffer توانسته است اطلاعاتی را در مورد مزایای به اشتراک گذاری تصاویر در توییتر فراهم آورد. این سایت به خوبی از نمودار استفاده کرده است.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

از مزیت محتوای بصری استفاده کنید:

 با ظهور انواع جدیدی از محتوای بصری همچون ویدئوهای زنده در سال 2017، قادر خواهید بود از مزایای این نوع محتواها به نفع خود استفاده کنید. برای اینکه نتایج بهتری دریافت کنید بهتر است از تصاویر اصلی استفاده نمایید و آن ها را هر جایی که توانستید به کار ببرید.  از به کار بردن تصاویر استوک خودداری کنید یا اینکه مطمئن شوید آن ها شبیه تصاویر استوک نیستند.  از قابلیت ارائه فایل، فیلم های ویدئویی و Memes هر جایی که توانستید استفاده کنید. تولید محتوای بصری به طور منظم ، هویت بصری به برند می بخشد و آن را در ذهن بازدیدکنندگان ثبت می کند.   به طور کلی، محتوای بصری وارد ذهن افراد می شود و می تواند آن ها را برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد برند تشویق کند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اتصال بزرگ تر ممکن است همیشه به معنای اتصال بیشتر نباشد. رسانه های اجتماعی از آغاز قرن بیست و یکم، چهره جهان را تغییر داده اند. هنگامی که فیس بوک و سپس توییتر معرفی شدند، اعضای این شبکه ها آماده مشارکت با یکدیگر بودند. و امروزه شما می توانید نام کسی را در توییت یا فیس بوک ذکر کنید و از خبر ها مطلع شوید. تنها کافی است سراغ یکی از این شبکه های اجتماعی بروید.

1- اعتماد بسازید

اردن هاربینگ، یکی از بنیانگذاران پادکست Art of Charm می گوید: تعداد کمی از مردم، با طرفداران خود ارتباط برقرار می کنند. باید بدانید وقتی واقعا با مردم تعامل برقرار می کنید، بسیار شگفت زده می شوند. شما این گونه به طور جدی و معتبر، برای کسب و کار خود اعتماد ایجاد می کنید و زمانی که مردم به شما اعتماد می کنند و نفوذ بیشتری خواهید داشت، این گونه مردم می توانند پیام هایی را که می خواهید گسترش دهید تا به فروش برسد بیشتر به اشتراک می گذارند.

2- تخصص خود را به اشتراک بگذارید

گرانت ویز، کارآفرین سریالی و بنیانگذار دانشگاه بازاریابی املاک، به رغم درونگرا بودن، تأثیرگذار اجتماعی است. او بیان می کند این موضوع مهم است که به تگ ها، نظرات، اشتراک ها، یادداشت ها و... پاسخ دهید تا روابط و حتی فروش را در کسب و کارتان تقویت کنید و در ادامه می گوید: به سادگی با مشارکت و تلاش با کمک کسانی که با من در ارتباط بودند، توانستم هر هفته محصول فروش جدیدی را به کسب و کارخود اضافه کنم که به من کمک کرد شرکت را توسعه دهم.

3- ارتباط با دنبال کنندگان را رها نکنید     

کارولین سولدو، کارشناس بازاریابی می گوید: همانطور که رسانه های اجتماعی به سوی تجاری شدن گام برمی دارند، این ارتباط با دنبال کنندگان هم کمتر و کمتر می شود و ارتباطات شخصی از بین می رود. بازاریابان هوشمند باید این موضوع را بدانند که برای پاسخ دادن به پست ها زمانی که نامی از آنها ذکر شده یا برچسب گذاری شده اند، آماده باشند زیرا این کار ارتباط بین بازاریاب و دنبال کنندگان را افزایش می دهد و این همان چیزی است که هر دو طرف در ابتدا می خواهند.

4- مکالمات خود را به منظور توسعه کسب و کار خود افزایش دهید

جاسمین ستار، کارشناس بازاریابی می گوید: «اگر به نظریات به طور پیوسته پاسخ ندهید، دلیل کمی برای ادامه دادن نظر توسط افراد به وجود می آید. اگر افراد از نظر دادن و پسندیدن پست های شما امتناع کنند ارتباط شما با دنیای اطراف و افراد دیگر کاهش می یابد و رسیدن به اهداف  برای تان دشوار می شود. مهم این است که به یاد داشته باشید که رسانه های اجتماعی یک مکالمه واقعی زندگی در اینترنت است.

بنابراین، نگران نباشید که برای کسب و کار خود چه تعدادی دنبال کننده دارید تمرکز خود را روی اجتماعی بودن که مهم ترین اصل برای کسب و کار اینترنتی است، قرار دهید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اینفلوئنسر مارکتینگ  یا  بازاریابی تاثیرگذار  گونه ای از بازاریابی است که در آن از اشخاص مشهور و  کلیدی برای انتقال پیام به یک بازار بزرگتر استفاده می شود. در این نوع بازاریابی شما به جای اینکه تعداد زیادی از مشتریانتان را به طور مستقیم به خدمت بگیرید، می توانید از چهره های مشهور استفاده کنید تا پیامتان را به جای شما منتشر کنند .

گاهی اینفلوئنسر مارکتینگ به صورت پایاپای با دو نوع دیگر از بازاریابی همراه می شود :  بازاریابی شبکه های اجتماعی   و بازاریابی محتوا . اکثر کمپین های بازاریابی تاثیرگذار از یک رسانه اجتماعی استفاده می کنند و از اینفلوئنسرها انتظار می رود که مطلب مورد نظر را از طریق آن کانال انتشار  دهند. اکثر کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ پیامی را با خود دارند که این پیام را یا شما برای اینفلوئنسرها تولید می کنید و یا آن ها خودشان آن را تهیه می کنند. اگرچه بازاریابی شبکه های اجتماعی و محتوا نیز در کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ می گنجند، اما مترادف اینفلوئنسر مارکتینگ نیستند .

تفاوت «بازاریابی دهان به دهان» و «اینفلوئنسر مارکتینگ» چیست؟

اگرچه گاهی بازاریابی دهان به دهان و بازاریابی تاثیرگذار به جای یکدیگر استفاده می شوند، اما  تفاوتی اساسی میان این دو رشته وجود دارد؛ بازاریابی تاثیرگذار، ایده ی به کارگیری چهره های مشهور برای بالابردن تاثیر پیام میان طرفداران آنهاست، اما بازاریابی دهان به دهان شاهراهی است که این ارتباط از طریق آن صورت می گیرد. پس اگرچه در ذات اینفلوئنسر مارکتینگ، بازاریابی دهان به دهان نیز وجود دارد اما همه ی بازاریابی های دهان به دهان از اینفلوئنسر مارکتینگ نشئت نگرفته اند .

 5 گام برای عملی کردن برنامه بازاریابی تاثیر گذار

1.تعریفی از مخاطبین آنلاین شما

بازاریابی موثر ، ابتدا مصرف کنندگان هدف را شناسایی می کند تا درک کند که چطورآن ها تاثیر می گذارند و تصمیمات و رفتارخرید آن ها را شناسایی و ارزیابی می کند.

2.شناسایی تاثیرگذاران مناسب

شما نیاز است افرادی که محتوا را ایجاد و به اشتراک می گذارند پیدا کنید که می تواند روی کسب وکار و تصمیمات خرید شما تاثیرگذار باشد.چون ممکن است محتوایی که آن ها ایجاد می کنند با محصولی که شما می فروشید در ارتباط باشد پس شناسایی افراد تولید محتوا می کنند بسیار مهم است.

3.نظارت موثر از فرصت ها

به افراد تاثیرگذار گوش کنید و بر محتوایی که ایجاد می کنند نظارت کنید.از خودتان بپرسید: درباره چه موضوعاتی آن ها بنویسند؟ چطوری به اشتراک گذارند؟چه سوالاتی از مخابینشان بپرسند؟

4.اقدام و تعامل

با یک کار ساده شروع کنید( با پیروی کردن از آن ها، به اشتراک گذاشتن مقالات ان ها). ابتدا باید اعتماد را ایجاد کنید و سپس از آن ها دعوت کنید تا با همدیگر کار کنید.

5.اندازه گیری نتایج شما

رابطه ای که با افراد تاثیرگذار ایجاد کردید حفظ کنید وببینید چطور آن ها رویدادهای محسوس را تفسیر می کنند(مثلاً ملاقاتشان). یاد بگیرید و تمرین کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

به نظر می رسد در سال های آینده، بازاریابان کنترل مشتریان و تجربیات آن ها را به طور کامل در دست خواهند گرفت.  سایت Economist Intelligence Unit از 499 مدیر ارشد بازاریابی و معاونان آن  در مورد تکامل بازاریابی سوال کرده است. آن ها تلاش دارند به کمک این مصاحبه ها فناوری های کلیدی و گرایش هایی که باعث تغییر در صنعت بازاریابی  می شود را در چهار سال آینده بیابند و مورد بررسی قرار دهند. در این مقاله قصد داریم خلاصه برخی از یافته های کلیدی را در اختیار بازاریابان قرار دهیم.

گرایش های داغ فناوری برای بازاریابان:

نمودار زیر زیاد هم شگفت انگیز نیست. سال هاست که موبایل و دستگاه های موبایلی به یک گرایش بزرگ در حوزه بازاریابی تبدیل شده است. همانطور که می دانید موبایل بیش از نیمی از ترافیک وب را به خود اختصاص داده است. اینترنت اشیا موضوع جدید تر و جذاب تری است اما هنوز هم درک درست و دقیقی از تاثیر این حوزه بر روی بازاریابان وجود ندارد.  فرصت ها و پیش بینی های زیادی در مورد آن وجود دارد اما اگر فردی به شما گفت که دقیقا تاثیر اینترنت اشیا بر روی بازاریابان را تا سال 2020 می داند به او اعتماد نکنید و بدانید که دروغ می گوید. فناوری های شخصی سازی نیز چندی است که در میان افراد محبوب شده اما با حجم داده هایی که در شرکت ها وجود دارد مدیران ارشد بازاریابی فرصت ها و شخصی سازی ها را به طور واقعی درک می کنند.

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

هدف گیری جغرافیایی تنها در آغاز راه قرار دارد و نباید جزو اهداف اصلی تان قرار گیرد. بازاریابان حرفه ای باید مدل های آماری را برای خود ایجاد کنند تا اطمینان حاصل نمایند که درک درستی از  مباحث مورد علاقه مشتریان خود دارند و بر اساس آن فعالیت های خود را شکل دهند. فناورهای جدید و ابداعانه ای که برای بازاریابی وجود دارد ، فناوری  بلوک های زنجیره ای است اما هنوز معلوم نیست چنین فناوری هایی تا سال 2020 چه تغییراتی خواهد داشت. تکامل این امر برای بخش های بانکداری، حقوق و مالکیت معنوی به نظر قابل درک می رسد اما اینکه چنین فناوری هایی بعدا چه تاثیری بر روی بازاریابی خواهد داشت و مزایای آن برای بازاریابان چه خواهد بود هنوز مشخص نیست.
هوش مصنوعی یکی از موضوعات داغ در این زمینه است.  این موضوع زمانی شدت یافت که پروژه هوش مصنوعی آلفای گوگل  در world Go champion   همه رقبای خود را شکست داد. ترکیب هوش مصنوعی با شخصی سازی محتوا فرصت های باورنکردنی را برای بازاریابان فراهم  می کند و این موضوع برای افرادی که به دنبال چنین فرصت هایی هستند بسیار عالی خواهد بود.

کانال های کلیدی در سال 2020:

زمانی که صحبت از سال 2020 به میان می آید همه ما تصوراتی را در ذهن خود خواهیم داشت. ایا تا سال 2020 ربات های پیشخدمت، خودروهای پرنده ، رایانه هایی برای خواندن ذهن انسان و موارد این چنینی ایجاد نخواهد شد؟  ابداع چنین مواردی تا سال 2020 چندان هم دور از ذهن نیست.
سال 2012 را به خاطر می آورید؟  زمان زیادی از این سال ها نمی گذرد. به نظر همین دیروز بود که المپیک لندن برگزار شد. آینده بیشتر از آن چیزی که فکر می کنید به شما نزدیک است. مدیران ارشد بازاریابی کانال های بازاریابی کلیدی برای کسب وکارهای خود را در سال 2020 پیش بینی کرده اند. این نمودار نیز نشان دهنده همین کانال های بازاریابی است.  همانطور که در نمودار می بینید رسانه های اجتماعی جایگاه نخست را به خود اختصاص داده اند. اپلیکیشن های موبایلی و وب نیز در جایگاه های بعدی قرار دارند.  ایا این نمودار اولویت های سرمایه گذاری فعلی شما را منعکس می کند؟ سرمایه گذاری در کانال های برتر می تواند شما را در میان رقبا متمایز سازد.

 

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

 

سنجش موثر بودن تلاش های بازاریابی:

معمولا بازاریابان در مرور و بررسی موثر بودن کمپین های خود با مشکلات و چالش های زیادی روبرو می شوند.  اگر صادق باشیم باید بگوییم که این مشکلات تقصیر بازاریابان نیست.  تایید اینکه فروش های جدید به خاطر کمپین های بازاریابی اخیر بوده است بسیار دشوار و سخت است.  اما فناوری های دیجیتال فرصت های زیادی را برای اندازه گیری دقیق معیارهای کلیدی ایجاد کرده است. چنین فناوری هایی به بازاریابان کمک می کند تاثیر تلاش های خود بر روی فروش را به خوبی مشاهده کنند.

 

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

محاسبه  بازگشت سرمایه گذاری تنها زمانی امکان پذیر است که داده های دقیقی در مورد ترافیک و نرخ تبدیل داشته باشید.  بازاریابان بیشتر بر روی بازگشت سرمایه گذاری تکیه می کنند و کمتر از آمار و داده های کسب مشتری استفاده می نمایند.

بازگشت سرمایه گذاری هدف نهایی هر کمپین بازاریابی است. با اینحال اگر فکر می کنید می توانید بازگشت سرمایه گذاری را در بازه زمانی چهار ساله اندازه گیری کنید، باید از خودتان بپرسید چرا نمی توانید بازگشت سرمایه گذاری را همین حالا مورد اندازه گیری قرار دهید؟ هیچ فناوری عجیب و غریبی در عرض این چهار سال ایجاد نخواهد شد که عصای جادویی در اختیارتان قرار دهد و به شما کمک نماید بازگشت سرمایه گذاری را به دقت محاسبه کنید. فناوری های موجود می توانند بازگشت سرمایه گذاری را با اندازه گیری تمامی داده هایی که در حال حاضر وجود دارد به صورت مدل در آورند. اگر فکر می کنید می توانید اینکار را تا سال 2020 انجام دهید باید برنامه ریزی و اجرای آن را همین حالا شروع کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

تا همین 4 سال پیش اگر میرفتیم در یک کارخانه بزرگ را میزدیم و میگفتیم سلام، ما آمده ایم شما را برای دیجیتال مارکتینگ پرزنت کنیم، یا ما را با نتورک مارکتینگی ها اشتباه میگرفتند، یا میپرسیدند دیجیتال مارکتینگ چیست؟ وقتی که میفهمیدند به زبان ساده منظورمان تبلیغات در شبکه های اجتماعی و الی آخر است، با این تصور که این بچه بازیا چیه، کاملا ملموسانه و تا حدودی توهین‌آمیز دست رد به سینه مان میزدند.

اما امروز و بعد از 4 سال، تقریبا همه اعم از لوکال بیزینس ها تا بزرگترین شرکت ها که محصولاتشان صادر هم میشود، در شبکه های اجتماعی صفحه رسمی دارند. به عنوان شخصی که برای مدت طولانی در حال رصد کردن برند های بزرگ دنیا و همچنین برندهای ایرانی در شبکه های اجتماعی است، قصد دارم در مقاله پیش رو به 4 اشتباه متداولی که عموما برند های ایرانی در فضای اینستاگرام انجام میدهند بپردازیم و از نقطه نظرهای مختلف آن ها را بررسی کنیم!

1. انتخاب تیمِ اشتباه برای تولید محتوا و مدیریت شبکه های اجتماعی

 

به عنوان اولین اشتباه بزرگ که منجر به اشتباهات بزرگ بعدی میشود، گزینه اول را استخدام یک تیم اشتباه برای مدیریت شبکه های اجتماعی میدانم.

 

افراد زیادی این روزها به کار تولید محتوا و مدیریت شبکه های اجتماعی روی آورده اند. افرادی که توانسته اند با محتواهای طنزآمیز، عامه‌پسند و غیره صفحات پر مخاطبی را در شبکه های اجتماعی بدست بیاورند. و حالا این افراد تصور کرده اند که چون یک یا چند بار توانسته اند صفحات متفرقه ای را تا حد بالایی ترفیع دهند، میتوانند به خوبی و به راحتی از پس تولید محتوا برای صفحه اینستاگرام یک برند هم بر بیایند. اما تولید محتوا برای یک صفحه طنز و تفریحی کجا و تولید محتوا برای یک برند کجا!

 

البته من به بعضی از مدیران برند ها حق میدهم که با این افراد وارد قرارداد شوند. چون چه چیزی میتواند اغوا کننده تر از این باشد که یک نفر به شما یک صفحه به عنوان نمونه کارش نشان دهد که 400 هزار دنبال کننده دارد و حالا قرار است بیاید و برای شما کار کند؟ وقتی من هم چشمم به عدد 400 هزار بیوفتد، پیش خود میگویم این شخص حتی اگر یک/دهم آن چیزی که برای خود انجام داده را برای من انجام دهد، میشود 40 هزار تا. هولّی مادر آو جیزز و میروم شاد و شنگول قرارداد میبندم.

 

بهتر است برای اینکه به عنوان مدیر یک برند، یک تیم مدیریت شبکه های اجتماعی اشتباه را استخدام نکنید، روند زیر را در جلسه مد نظر داشته باشید.

 

یک کارشناس هنری مجرب را در طرف خود داشته باشید. از فرد یا افرادی که آمده اند با شما برای مدیریت شبکه های اجتماعی تان قرارداد ببندند بخواهید که نمونه کارهای گرافیکی، عکاسی و ویدیویی ارائه دهند و از کارشناس هنری تان بخواهید که آنها را بررسی کند. (لطفا در کار کارشناستان دخالت نکنید. آن شخص کارشناس است و سلیقه و نظرش بسیار جامع است و نظر و سلیقه شما فقط چون مدیر هستید نباید بر نظر آن غالب شود)
در مورد امکانات آنها بپرسید. مواردی مثل مکان فیزیکی، امکانات و تجهیزات (دوربین ها و تجهیزات عکاسی، کامپیوتر و دیوایس های دیجیتالی‌شان، نفرات و تخصص و مدرک های مرتبط با کاری که انجام میدهند. (لزوما دانشگاهی نه)
بعد از اینکه به نظرتان قابل بودند، به آنها بریف بدهید. در بریف خود دقیقا ذکر کنید که چه میخواهید و چه اهدافی دارید و از آنها بخواهید که با توجه به بریفتان به شما پروپوزال ارائه دهند.
پروپوزال را بررسی کنید، اگر همه چیز در نهایت مورد تایید بود، یک قرار داد محکم بنویسید و کار را شروع کنید.

 

2. تولید محتوا به هر قیمتی

 

خیلی مشاهده شده که برندها در اینستاگرام پست هایی میگذارند که نه ارزش هنری دارند، نه ارزش محتوایی و به نظر من تیم تولید محتوا صرفا برای پایبند بودن به تعهد خود که در قرار داد ذکر شده (فرضا روزی حتما یک پست) آن را انجام داده.

من فکر میکنم که برند خروجی نداشته باشد خیلی بهتر است تا اینکه خروجی با کیفیت بد داشته باشد. ضمن اینکه مخاطبان از شما انتظار یک ریتم منظم برای بارگذاری محتوا را ندارند. آن تلوزیون و رادیو بود که مردم ساعت 9 منتظر میماندند تا فلان برنامه پخش شود. تصور کردن وجود چنین نگرشی در اینستاگرام، نشان دهنده عدم داشتن اطلاعات درست است.

3. پاک کردن کامنت های انتقادی - عدم پاسخگویی به عموم کامنت ها و پیام ها

 

برند تحت هر شرایطی ملزم به انتقاد پذیری است. این نظر شخصی من نیست. این راه و روش مدیریت صحیح یک برند است. با پاک کردن کامنت، شما یک شخص که میتواند مشتری تان شود را به یک شخص که همیشه برای شما تبلیغات منفی خواهد کرد تبدیل میکنید.

اگر از شما انتقاد شد، به جای رفتار زشت و ناپسندِ حذفی، ابتدا نشان دهید که نظر مخاطب برایتان مهم است. محترمانه با او صحبت کنید و بگذارید نقدش را کامل بیان کند. حرف دلش را بشنوید. اگر حق با او بود، با دل و جان نقدش را بپذیرید و به او وعده بدهید که مشکلاتی که مطرح کرده را برطرف خواهید ساخت. گاهی اوقات در همین نقد ها به نکاتی میرسیم که مجرب ترین کارشناسان بازاریابی نمیتوانند به آن برسند و برایش راه حل ارائه دهند. اما یک مخاطب توانسته این کار را مجانی برای ما انجام دهد.

خوب است که مرز بین توهین و انتقاد را بشناسیم و تنها کامنت های توهین آمیز را حذف کنیم، آن هم به این خاطر که روحیه اصیل جامعه ما به هیچ وجه الفاظ "رکیک" را نمیپذیرد و جامعه ما معتقد است که نباید حرمت ها به این شکل شکسته شود. شاید اگر بخواهم برای یک برندی که در اروپا فعالیت میکند و فرضا محصولات ورزشی تولید میکند، چنین فیلترهایی را مد نظر قرار ندهم و به طور کلی نسخه ای دیگر بپیچم.

یک مسئله ی دیگر که مطرح است، عدم پاسخگویی برند ها در اینستاگرام به کامنت ها است. نمیدانم این دیدگاه از کجا برآمده که ما نباید جواب کامنت مخاطبانمان را بدهیم. دوره ای که رسانه ها یکطرفه بودند به سر رسیده. الان رسانه ها بر پایه ی تعامل ساخته میشوند. نباید اجازه دهیم یکطرفه بودن رسانه ها در گذشته ما را بد عادت کرده باشد که هنوز و در عصر جدید همچنان از رسانه های 2 طرفه همانند رسانه های یک طرفه استفاده کنیم.

پس کامنت ها را با دقت و حوصله کافی باید پاسخ داد.

4. مسابقه

 

مسابقه در شبکه های اجتماعی یک مسئله ی دو سر باخت است. از یک طرف معتقدم که مخاطب باید به خاطر علاقه اش به برند، به صفحه بپیوندد و نه به خاطر جایزه. و از طرفی هم خوراکی که قرار است شرکت کننده ها برای شرکت در مسابقه تهیه و ارسال کنند، یک محتوای کارشناسی شده و زیبا نیست. به این دلیل که متاسفانه زیباشناسی عموم مردم، نقص دارد و عموما در تهیه یک عکس زیبا ناتوانند. بخشی از این ناتوانی هم از نظر من مربوط به عدم پرداختن به موضوع "زیبایی شناسی برای همه" در سیستم آموزشی ایران است.

زیبا نبودن محتوا، رنگ و بوی صفحه ما را به طور کلی تغییر میدهد و از آنجایی که صفحه اینستاگرام، ویترین یا نمایشگاه برند است، نباید متوجه چنین تغییری شود.

به عنوان شخصی که با مسابقه مخالف است اما تا به حال چندین مسابقه را در اینستاگرام طرح ریزی و اجرا کرده، در نهایت با مسابقه در اینستاگرام مخالفم. البته شیوه های دیگری وجود دارند برای اینکه ظاهر صفحه شما خراب نشود. مثلا استفاده از یک هشتگ اختصاصی برای مسابقه به این شکل که هر شخص عکس را در صفحه خودش میگذارد و با نوشتن هشتگ مربوطه در کپشن، وارد مسابقه میشود. که البته این سیستم هم باگ های زیادی دارد و همچنان من معتقدم که مسابقه روش درستی برای پروموت کردن نیست و ترجیح میدهم هزینه ای که برای مسابقه کنار میگذاریم، برای تبلیغات صفحه برند در صفحات پر بازدید اینستاگرام هزینه شود.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

این موضوع دروغ نیست که تعداد کاربران کلی و فعال فیس‌بوک و توییتر از سایر شبکه‌های اجتماعی بیشتر است. اما با این وجود چرا لینکداین ترافیک بیشتری برای شما می‌فرستد؟

در تحقیق دوساله‌ای که روی ۲ میلیون بازدید ارجاعی از طرف شبکه‌های اجتماعی در ۶۰ سایت مشارکت‌کننده انجام شد، لینکداین به تنهایی دو سوم ترافیک ارجاعی را از آن خود کرد و در رتبه نخست جای گرفت. مخاطبان و کاربران لینکداین، از قشر تحصیل‌کرده و متخصص جامعه هستند. بیشتر این افراد با فضای کاری و اقتصادی سر و کار دارند. پس نمی‌توان انتظار داشت کودک ۱۲ ساله یا ورزشکار حرفه‌ای رقص باله را در این شبکه اجتماعی ببینیم.

‌از آنجایی که طیف مخاطبان لینکداین را چنین افرادی تشکیل می‌دهند، محتوای شما (اگر واقعا مرتبط و به درد بخور باشد!) بیشتر دیده شده و لایک می‌خورد. این موضوع دقیقا برعکس اینستاگرام و تلگرام است که مخاطبین آن‌ها به دنبال محتوای خبری کوتاه و یا سرگرمی هستند.از آن مهم‌تر، افراد حرفه‌ای و متخصص همیشه به دنبال مرجع و محتوای کامل هستند. در نتیجه اگر شما در بروزرسانی‌های لینکداین خود به مقاله اصلی در سایت لینک بدهید، می‌توانید منتظر ترافیک ارسالی از طرف آن‌ها باشید.

اما در لینکداین چطور باید رفتار کنیم ؟

1- دروغ نگویید چون بالاخره برملا می شود.

2- اگر شخصی را نمی‌شناسید پیام دعوت برای برقراری وضعیت دوستی نفرستید، بعضی‌ها از این کار متنفرند.

3- وقتی که شما هنگام درخواست برقراری ارتباط برای ارسال پیام سفارشی هیچ تلاشی نمی‌کنید و تنها دکمه برقراری ارتباط را می‌زنید، این باعث می‌شود که مردم فکر کنند تلاش دارید تا جایی که ممکن است با افراد زیادی ارتباط برقرار کنید. البته سایت لینکداین محدودیت‌هایی را برای ارسال درخواست ارتباط بی‌رویه ایجاد کرده است.

4- هرگز پیام مشابه برای همه نفرستید مثلا پیامی که برای یک متخصص سئو می‌فرستید نباید همانند پیامی باشد که برای یک پزشک می‌فرستید. همینطور با مطالعه دقیق پروفایل افراد متوجه می شوید که مثلا نباید پیام مشابهی را برای دو برنامه نویس زبان PHP ارسال کنید.

5- لینکداین یک سایت شبکه سازی حرفه ایست. افراد باید تصویر شخصی داشته باشند نه لوگو. جای دیگری در لینکداین برای نمایش شرکت‌ها وجود دارد. شرکت خود را در آنجا می‌توانید اضافه کنید و لوگوی شرکت‌تان را نیز به آن اضافه کنید.

6- برخی مثلا اول اسم و فامیلشان را می‌نویسند، اما واقعا چه دلیلی برای این کار وجود دارد؟ معمولا اسپمرها چنین کاری را انجام می‌دهند. پس سعی کنید نام خود را کامل درج کنید.

7- گرچه لینکداین در درجه اول به عنوان یک ابزار شبکه سازی کسب و کار ساخته شده است، اما هیچ کس تمایلی ندارد که ببیند شما دائما درباره خود و شرکت‌تان چه می‌گویید. در لینکداین هم می‌توانید اطلاعات جالب به اشتراک بگذارید فقط سعی کنید با پست‌های خود اعتبارتان را افزایش دهید.

8- وقتی اطلاعات جدیدی وارد لینکدین خود می کنید این اطلاعات برای دوستان شما هم نشان داده می شود. اگر دائما در حال اضافه کردن وضعیت به روزرسانی باشید، دوستان و کسانی که با شما در ارتباط هستند ممکن است از شما دلخور شوند، برای بروزرسانی‌های شخصی توصیه می شود حداکثر سه بار در روز این کار را انجام دهید و از Buffer App برای برنامه ریزی بروزرسانی‌های خود استفاده کنید.

9- لزومی ندارد همه توییت‌هایتان را به لینکداین اضافه کنید، همانطور که قبلا هم اشاره کردیم بروزرسانی های زیاد می‌تواند باعث آزار کسانی که با آنها در ارتباط هستید شود.

10- لینک‌ها یا بروزرسانی‌هایتان را به هر گروهی که در آن عضو هستید نفرستید بلکه درباره آنچه که می‌خواهید ارسال کنید، فکر کنید و تصمیم بگیرید که این مورد برای اعضای کدام گروه می‌تواند مفید و جذاب باشد. همینطور بهتر است با قوانین گروه هایی که در آنها عضو هستید بیشتر آشنا شوید.

11- چک کردن املای نوشتاری و اصول گرامری را فراموش نکنید شاید در توییتر و فیسبوک این مورد چندان مهم نباشد، اما در لینکداین به عنوان یک شبکه کسب و کار چندان خوش آیند نیست. سعی کنید کلمات و جملات را کامل بنویسید. اگر در توییتر به خاطر محدودیت بالا در تعداد حروف سعی می‌کنید کوتاه تر منظور خود را برسانید، در لینکداین سعی کنید که همانند یک حرفه ای در حرفه خود عمل کنید.

12- حتما نباید با اعضایی که لینکداین پیشنهاد می‌کند ارتباط برقرار کنید. همینطور بسیاری از لینک‌های توصیه شده لینکداین دارای ارزش محتوایی نیستند. در ضمن اکانت‌های اسپمر زیادی در لینکدین وجود دارند که به شما پیام فرستاده و درخواست پاسخ به ایمیل را از شما دارند. به درخواست‌هایی از اشخاصی که آنها را نمی‌شناسید، اعتماد نکنید.

13- در لینکداین هم می‌توانید ارسال‌های دیگران را لایک زده و یا بازنشر کنید و نیز نظر خود را زیر آن بنویسید. اما کپی کردن ارسال‌های دیگران و ارسال آن از طرف خودتان به نظرم ایده چندان خوبی نباشد!

14- لینکداین ، فیسبوک نیست! در لینکداین کسی تمایلی به دیدن عکس شما و دوست قدیمی‌تان که در آخرین سفر خارجی انداخته اید ندارند.

15- از گذاشتن پست های شبانه ، بعد از ظهرهای دیرهنگام و آخر هفته ها اجتناب کنید. اگر به دنبال داشتن تعداد بیشتری از مخاطبان هستید که مطالب شما را دنبال کنند، کار درست این است که زمانی اقدام به انتشار مطالب نمایید که افراد در اینترنت حضور داشته باشند. لینکداین بیشترین میزان ترافیک خود را در صبح ها و ظهر ها و از دوشنبه تا جمعه معرفی کرده است. ( برای ایرانیان شنبه تا چهارشنبه است ). ساعت کسب و کار رسمی ادارات ، بطور عمومی ، برای لینکداین ( واکثر شبکه های اجتماعی ) بیشترین میزان بهره وری را دارد، البته این بدان معنا نیست که نیاز است شما زمانهای خاصی را بطور منظم برای اینکار در نظر بگیرید بلکه باید ببینید در این بازه زمانی (ساعات کاری ادرای) چه ساعتی برای شما بهتر است و یا بازدیدکنندگان بیشتری دارد. مطمئن شوید که تنظیم و برنامه پست دهی شما با ریتم مخاطبان و بازدیدکنندگان لینکداینی متناسب باشد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

۱. دکمه لایک و به اشتراک‌گذاری (share) صفحه شبکه اجتماعی خود را در وب‌سایتتان بگنجانید

برای اینکه گزینه لایک شبکه اجتماعی‌تان را در وب‌سایت خود قرار دهید، نیازی نیست که برنامه‌نویس ماهری باشید. احتمال دارد شخصی که از وب‌سایت شما بازدید می‌کند، یکی از آن چند صد میلیون نفری باشد که در روز وارد حساب شبکه اجتماعی خود شده است و بدین طریق شما یک فالوئر را به آسانی به‌دست آورید.

۲. شبکه‌های اجتماعی خود را با هم همگام کنید

تمام حساب‌های کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی مختلف همگام کنید. این کار به شما اجازه می‌دهد تا پستی را که به عنوان مثال در اینستاگرام می‌گذارید، به‌طور همزمان در سایر در سایر شبکه‌ها نیز قرار دهید. بدین شکل زحمت شما کمتر می‌شود و به‌طور مرتب همه شبکه‌های اجتماعی‌تان فعال باقی می‌مانند.

۳. از گراف جست‌وجوی شبکه اجتماعی استفاده کنید (این سلاح پنهان شماست)

یکی از فالوئرهای خود را در مرکز شبکه‌ای تارعنکبوتی تصور کنید. جستجو بر مبنای گراف به شما اجازه می‌دهد تا از طریق شناخت دیگر پیج‌های لایک شده توسط آن فرد، او را بهتر بشناسید. این اطلاعات به شما کمک می‌کند تا دریایی از افراد با ذهنیت مشابه را پیدا کنید. این روشی جالب و نبوغ آمیز برای گسترده‌تر کردن شبکه اجتماعی‌تان است.

۴. خدمات اختصاصی ارائه دهید

با پاداش‌هایی واقعی مسیرتان به سوی لایک بیشتر را هموارتر کنید. یک رستوران مکزیکی زنجیره‌ای فقط و فقط در صفحه شبکه اجتماعی خود اعلام کرد که در یکی از شعبات، بوریتوی (یک نوع ساندویچ) رایگان عرضه می‌شود. با این کار سیل فالوئر و لایک به سوی این صفحه جاری شد. چه کسی یک بوریتوی رایگان را نادیده می‌گیرد؟

۵. همکار پیدا کنید

کسب‌و‌کارهایی را پیدا کنید که خدماتی مکمل خدمات شما را انجام می‌دهند. به عنوان مثال، یک فروشنده لوازم اصلاح صورت می‌تواند با صفحه اختصاصی یک آرایشگاه همکاری کند. کسب‌وکارهایی با تعداد فالوئر مشابه پیدا کنید و با پیشنهاد تبادل تبلیغاتی، مسابقه و اسپانسرینگ به آن‌ها نزدیک شوید. این کار آسان‌ترین کار ممکن برای دو برابر کردن تعداد فالوئرهایتان است.

۶. لینک پیج کاری‌تان را در صفحه‌ی خصوصی خود نشر دهید

می‌توانید مطالبی را از پیج کاری خود به صفحه خصوصی‌تان بفرستید تا دوستانتان از آن پیج با خبر شوند. ضمنا از تمامی کارکنان بخواهید که در بخش مشخصات شغلی صفحه اجتماعی خود، لینک پروفایل شما را قرار دهند.

۷. محتوای جدید و مرتبط قرار دهید

این کار نیازمند کمی تفکر است. شاید به اشتراک‌گذاری محتوای ایجاد شده توسط افراد دیگر بخشی از استراتژی ارزشمند شما باشد؛ اما مطمئن شوید که دانش و نگرش خود را نیز با دیگران به اشتراک می‌گذارید. ضمنا محتوای جالب، از قبیل متن‌ها و عکس‌های سرگرم کننده خیلی بیشتر از محتوای تبلیغاتی به اشتراک گذاشته می‌شود. از این ویژگی خاص بهره ببرید.

۸. به طور مرتب ایمیل‌ها و شماره تلفن‌های مشترکین شرکتتان را با شبکه مجازی خود همگام کنید

ب توجه به ضروری بودن ارائه ایمیل به شبکه‌های اجتماعی می‌توانید با همگام‌سازی لیست ایمیل‌های مشترکین شرکت با صفحه مجازی‌تان، آن‌ها ر در شبکه بیابید. همچنین برخی از افراد شماره تلفنشان را نیز در پروفایل خود قرار می‌دهند؛ بنابراین با همگام‌‌سازی لیست ایمیل‌ها و شماره تلفن‌های مشترکین می‌توانید فالوئرهای زیادی به‌دست آورید.

۹. در بخش «تماس با ما»‌ی وب‌سایت، صفحات اجتماعی‌تان را نیز معرفی کنید

بازدیدکنندگان سایت از این طریق به شما دسترسی دارند؛. بهتر است روش‌های دیگر ارتباطی را نیز به آن‌ها معرفی کنید. لیست کامل و لینک تمام شبکه‌های اجتماعی را که در آن فعال هستید، در بخش «تماس با ما» قرار دهید.

۱۰. پاسخ‌گو باشید

ارسال محتوای جالب فقط بخشی از ماجراست. شما باید به شکلی منظم به سؤالات، نظرات و شکایات پاسخ دهید.

۱۱. مسابقه برگزار کنید

برگزاری مسابقات یکی از بهترین روش‌های ایجاد انگیزه در فالوئرها، جذب فالوئر و افزایش تعداد لایک است.

۱۲. دیگران را پیدا و دنبال کنید

فقط منتظر نباشید که مردم به سراغ شما بیایند؛ به صفحات مشابه بروید و افرادی که پست‌های نظیر پست‌های شما را لایک کرده‌اند، پیدا کنید و دنبال کنید.

۱۳. از هشتگ‌های مرتبط استفاده کنید

سعی کنید تا حد ممکن از هشتگ‌های مرتبط استفاده کنید. یکی از بهترین راه‌های موجود برای جذب فالوئرهای متعهد این است که آن‌ها را با هشتگ‌های جستجو شده‌شان به پیج خود بکشانید.

۱۴. روی شبکه‌های معدودی متعهد شوید

بهتر است به جای آنکه در چندین شبکه اجتماعی عضو شوید و حضور کمرنگی داشته باشید. در یک یا دو شبکه حضور مفید و فعالانه‌تری داشته باشید، متمرکز باشید.

۱۵. حضور مداوم داشته باشید

به تناوب مطالبی را پست کنید اما اجازه ندهید که این کار باعث ارسال مطالب بی‌کیفیت شود. مطالب جالب و مفیدی را ارسال کنید که مخاطبینتان دوست دارند.

۱۶. مشتریان حضوری خود را تشویق به دنبال کردن شما در شبکه‌های اجتماعی کنید

به مشتریانتان انگیزه بدهید تا عضو شبکه اجتماعی شما بشوند و بدین شکل از تخفیفات یا مزایای ویژه آن بهره ببرند.

۱۷. شوخ‌طبع باشید

برانگیختن احساسات (مثبت یا منفی) از طریق پست‌های ارسالی روشی عالی برای افزایش به اشتراک‌گذاری است؛ اما ارسال پست‌های طنزآمیز و شاد تعداد اشتراک‌گذاری بالاتری را برایتان به ارمغان خواهد آورد.

۱۸. مطالب افراد دیگر را به اشتراک بگذارید

پست‌ها، عکس‌ها و توییت‌های افراد دیگر را به اشتراک بگذارید تا آن‌ها نیز مایل به share کردن محتوای شما شوند.

۱۹. شخص باارزشی در شبکه لینکدین باشید

اگر نظرات مفیدی در این شبکه ارائه دهید، اعضای آن علاقه‌مند می‌شوند تا بیشتر از شما بشنوند و بدین طریق به دیگر صفحات اجتماعی شما سر می‌زنند.

۲۰. هدفمند باشید

اهداف مشخص و کوتاه مدتی را برای خود تعیین کنید تا بدانید که در طی یک بازه زمانی مشخص می‌خواهید به چه تعداد فالوئر برسید. بدین گونه تمرکز خود را از دست نمی‌دهید و شانس رسیدن به هدف مورد نظر را خواهید داشت.

۲۱. بهترین عکس‌هایتان را در اینستاگرام بگذارید

تا امروز مردم بیش از بیست میلیارد عکس در صفحات اینستاگرام‌شان گذاشته‌اند. به همین دلیل ارسال حجم زیادی از عکس‌های بی‌کیفیت راه به جایی نمی‌برد. ۴ تا ۶ عکس برتر خود را انتخاب و طی روز ارسال کنید.

۲۲. به سؤالات مردم در صفحات دیگر پاسخ دهید

بسیاری از برندهای بزرگ و شناخته شده سؤالات فالوئرهای خود را بی‌پاسخ می‌گذارند. شما می‌توانید با پاسخی صادقانه و مفید به آن‌ها کمک کنید. فراموش نکنید برای این کار با صفحه اجتماعی شغلی‌تان پیام بگذارید تا فالوئرهای بیشتری را جذب کنید.

۲۳. نام کاربری خود را تغییر ندهید

اگر می‌خواهید مردم با جستجوی نام کاربری‌تان شما را پیدا کنند، مطمئن شوید که نام کاربری‌تان با نام برندتان همسو و یکسان باشد. از مخفف سازی نام کاربری‌تان جدا خودداری کنید و از تغییر گاه‌به‌گاه آن نیز بپرهیزید.

۲۴. از فیلترهای تصویری مناسب استفاده کنید

برخی از فیلترهای محبوب نقش بیشتری در دیده شدن عکس‌های شما دارند. محبوب‌ترین فیلترهای عکس عبارت است از: حالت نرمال (بدون فیلتر).myfair,Hudson,risr.amaro,x-proll,earlybird.valencia,inkwell.

۲۵. در زمان مناسبی از روز مطالب‌تان را ارسال کنید

شما باید زمان ارسال مناسب پست را در نظر داشته باشید. بررسی کنید و ببینید چه زمانی بیشترین لایک را دریافت کرده‌اید. معمولا مردم در زمان تعطیلات و استراحت بیشتر به سمت گوشی‌های هوشمند خود کشیده می‌شوند و به چک کردن شبکه‌های اجتماعی می‌پردازند. این موضوع برای دیده شدن عکس‌هایتان اهمیت زیادی دارد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

بازاریابی در اقتصاد دیجیتال امروز مشکل‌تر از روزهایی است که این کار در رسانه‌های جمعی انجام می‌شده است. در گذشته، صرف بودجه‌های کلان و انتقال پیام‌های بازاریابی فراوان برای این‌که مصرف‌کنندگان شما را به خاطر داشته باشند، کافی بود. امروزه، نه‌تنها مخاطبان به گروه‌های کوچک‌تر و بیشتری تقسیم‌شده‌اند، بلکه نیاز به یک رویکرد هدفمندتر هم وجود دارد؛ اما فعالیت‌های دیجیتال به‌صورت ادامه‌دار است، بنابراین حتی اگر شما در ایجاد آگاهی مشتریان نسبت به برند خود موفق عمل کنید، رقبای شما با پیشنهادهای رقابتی می‌توانند آن مصرف‌کنندگان را مورد هدف قرار دهند.
به همین دلیل بسیاری از برندها به محتوا روی آورده‌اند. بازاریابی محتوایی به‌جای قرار دادن تبلیغات بین صفحه‌های روزنامه‌ها و مقالات، به برندها اجازه می‌دهد تا مستقیماً با مصرف‌کنندگان ارتباط برقرار کنند. هرچند متأسفانه این روش هم در اغلب موارد به‌صورت یک نسخه‌ی دیگر از اشکال قدیمی تبلیغات انجام می‌شود. با این اوصاف بازاریابان نیاز دارند که رویکرد خود را تغییر دهند.
چند سؤال که به شما در ایجاد یک استراتژی پایدار کمک خواهند کرد عبارت‌اند از:
1-چرا شما به محتوا نیاز دارید؟
در مروری کلی از موضوع، موسسه‌ی بازاریابی محتوایی ا(the Content Marketing Institute) توضیح می‌دهد که بازاریابان به این دلیل به محتوا نیاز دارند که «تأثیر بازاریابی سنتی لحظه‌به‌لحظه در حال کاهش است» این ممکن است درست باشد، اما توضیح نمی‌دهد که چرا محتوا واقعاً اثربخش است.
بازاریابی سنتی به‌شدت به رسانه‌های ارتباط‌جمعی تمایل دارد، چون این رسانه‌ها امکان دسترسی به بسیاری از افراد را در یک‌زمان کوتاه و با هزینه‌ی بسیار کم برای بازاریابان فراهم می‌کنند، اما محتوا هیچ‌کدام از این کارها را انجام نمی‌دهد؛ بنابراین کار سختی است که بخواهیم ببینیم چطور هرکسی به‌صورت بالقوه می‌تواند یک استراتژی انتشار سنتی را با یک استراتژی محتوا جایگزین کند.
از طرف دیگر، محیط دیجیتال امروز این امکان را فراهم می‌کند که بازاریابان بتوانند به روشی که قبلاً امکان‌پذیر نبوده است مستقیماً با مشتریان، شرکا و عموم مردم ارتباط برقرار کنند. این روش، دسترسی به افراد کمتری را فراهم می‌کند و زمان بیشتری نسبت به یک استراتژی انتشار سنتی لازم دارد، اما فرصت‌های جدید هیجان‌انگیزی برای ایجاد تعامل بیشتر ایجاد می‌کند.
واضح است محتوایی که برای ۳۰ ثانیه زمان در تلویزیون تولید می‌کنید با محتوایی که قرار است به‌اندازه‌ی یک فیلم ۱۰ دقیقه‌ای باشد متفاوت است؛ بنابراین محتوا را مانند یک کمپین تبلیغاتی تلقی نکنید. در مورد آن‌چه که منتظر دست یافتن به آن هستید، به‌طورجدی فکر کنید. اگر تنها دلیل شما برای انجام بازاریابی محتوایی این است که آن را جایگزین بازاریابی سنتی کرده‌اید، به‌احتمال بسیار زیاد شکست خواهید خورد.

چرا هیچ‌کس محتوای بازاریابی شما را نمی‌خواند؟ محمد کیان راد

 

 

2-چه ارزشی برای تبادل ارائه می‌کنید؟
مزیت اصلی محتوای مؤثر و کارآمد این است که افراد آن را به‌عنوان یک تبادل ارزش می‌بینند. محتوا با حفظ توجه مخاطبان و ایجاد یک رابطه‌ی مداوم، منابع و تخصص شرکت را به مشتریان و شرکا پیشنهاد می‌دهد.
به‌عنوان‌مثال، اهرم نفوذ نایک (Nike)، ارتباط آن با ورزشکاران برتر برای ساخت فیلم‌های جذابی است که میلیون‌ها نفر دوست دارند آن‌ها را تماشا کنند و با دوستان خود به اشتراک بگذارند. آمریکن اکسپرس (American Express) به مشتریان خود در انجمن، مشاوره‌ی تخصصی کسب‌وکار ارائه می‌دهد.  موسسه‌ی مطالعات پیشرفته
ا(The Institute For Advanced Study) از بعضی محققان برتر
دعوت می‌کند تا گزارش‌های شخصی کارهای پیش‌گامانه‌ی خود را در آن ارائه بدهند.
بنابراین اصول اولیه‌ی هر استراتژی محتوای مؤثر این است که ارزش ارائه‌شده کاملاً واضح باشد. آیا در کسب‌وکار شما هم روابطی مانند اهرم‌های نفوذ نایک وجود دارد؟ آیا شما مانند آمریکن اکسپرس مشاوره ارائه می‌دهید؟ آیا می‌توانید مانند موسسه‌ی مطالعات پیشرفته به کارشناسان در سطح جهانی دسترسی داشته باشید؟
توجه کنید که این روش با یک کمپین بازاریابی سنتی به‌شدت مغایر است. بازاریابان آموزش‌دیده‌اند که بر مصرف‌کننده متمرکز شوند، اما تولیدکنندگان و ناشران موفق روی مأموریت تمرکز می‌کنند و این باعث همه‌ی این تفاوت‌ها می‌شود.

چرا هیچ‌کس محتوای بازاریابی شما را نمی‌خواند؟ محمد کیان راد

عقل آن است که بدانی چه بگویی
و تیز هوشی آن است که بدانی چه زمانی آن را بگویی.

 

3- انکور (anchor) شما چیست؟
یک کمپین تبلیغاتی سنتی، شروع و پایان تعریف شده‌ای دارد و شما برای تعیین این‌که آیا این کمپین موفق بوده یا نه، در بهترین وضعیت ممکن، نتایج را با اهداف اولیه‌ی خود مقایسه می‌کنید. از سوی دیگر، تلاش برای ارائه‌ی محتوای موفق حتی بعد از انتشار هم ادامه دارد. آن‌ها باید فراتر از تغییرات بازار، مخاطبان و حتی کسانی که تازه وارد بازار شدند عمل کنند.
تنها از طریق انکور کردن یک مفهوم (anchoring) است که شما می‌توانید یک تجربه‌ی پایدار ایجاد کنید که مخاطبانتان می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. این روشی است که به شما می‌گوید چگونه توجه آن‌ها را به خودتان حفظ کنید.

 

چرا هیچ‌کس محتوای بازاریابی شما را نمی‌خواند؟ محمد کیان راد

رمز ماندگار شدن برند! برندينگ
به روز باشيد؛ زمان، نياز و تغييرات، منتظر ايده هاي كهنه نمي مانند!

 

4-قصد دارید چه نوع تجربه‌ای را ارائه دهید؟
کمپین‌های بازاریابی سنتی برای ایجاد مخاطب بر برنامه‌ریزی عامه‌پسند تکیه دارند. از سوی دیگر ناشران برند، نیاز دارند توجه مخاطبان را با شایستگی خود حفظ کنند. بازاریابان برای تولید محتوایی که افراد می‌خواهند بخوانند و یا تماشا کنند، نیاز دارند تأکید خود را از تهیه‌ی پیام به ایجاد تجربیات تغییر دهند.
اکثر بازاریابان از اهمیت تجربه‌ی کاربری در محصولات و وب سایت‌ها آگاهی دارند، اما در زمان انتشار و تولید آن را نادیده می‌گیرند. در عوض، آن‌ها به رویکردهای بازاریابی سنتی مانند هدف‌گذاری و ارسال پیام رجوع می‌کنند که ممکن است برای زمان کوتاه ۳۰ ثانیه‌ای و یا تبلیغات نیم‌صفحه‌ای خوب عمل کند، اما برای ایجاد یک تجربه‌ی سریع، اثرگذاری کمتری دارد.
ناشران موفق به همه‌ی ابعاد محتوای خود توجه زیادی دارند مانند قالب، ساختار و صدا. بدیهی است که شما برای ارسال مقاله به یک روزنامه، متفاوت از زمانی عمل می‌کنید که قرار است آن را برای یک مجله بفرستید، همان‌طور که رویکرد شما برای یک نمونه‌ی آزمایشی برای تلویزیون کاملاً متفاوت از تهیه‌ی یک فیلم طولانی است. ارائه‌ی تجربه‌های پایدار و محتوای موفق نیازمند صرف تلاش قابل‌توجهی برای ایجاد و مستندسازی استانداردها است.
بنابراین به‌جای فکر کردن درباره‌ی محتوا تنها به‌عنوان یک اقدام بازاریابی، به‌صورت جدی در مورد تجربه‌ای که قصد دارید ارائه دهید فکر کنید. تجربه‌ای که شما برای مشتریان ایجاد خواهید کرد، چیزی خواهد بود که آن‌ها به خاطر می‌آورند و تعیین می‌کند که آیا آن‌ها می‌خواهند دوباره برگردند یا نه.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

شبکه‌های اجتماعی دیگر یک تجربه نیست، بلکه تبدیل به بخشی از استراتژی کسب‌وکار شده‌اند. یعنی به عبارتی می‌توان گفت که چیزی است که در تاریکی انجام می‌دهید و . . . شما را به روشنایی وارد می‌کنند.

در نظر برخی از صاحبان مشاغل، بازاریابی شبکه‌های اجتماعی تنها یک مد و جریان جدیدی دیگری است که هر از چند گاهی شدت آن بیشتر و کمتر می‌شود، جریان موقتی و قدرتمندی که باید تا زمان حضور داشتنش، از آن به‌خوبی استفاده کرد. برای برخی دیگر هم تنها همانند یک هیاهوی تبلیغاتی است که مزایای عملی قابل قبولی در یادگیری و استفاده از آن در نظر گرفته نمی‌شود.

 یکی از دلایل این گروه اخیر هم ظهور و توسعه سریع و یک‌باره اعتبار آن و به‌نوعی شناخته شدن به‌عنوان یک علاقه و روند زودگذر بازاریابی است که سودی در برندارد. این موضوع در حالی است که مثلاً به‌عنوان نمونه در سال 2015 92% از بازاریاب‌ها کاربرد آن در پیشبرد فعالیت‌های خودشان را مهم تلقی کرده و 80% افزایش ترافیک وب‌سایت خودشان ناشی از به‌کارگیری این شبکه‌ها عنوان کرده‌اند. در همین حین 85% از استفاده‌کننده در حوزه بازاریابی از تأثیر آن بهترین کاربرد آن اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند.

 این آمار و اطلاعات به‌خودی‌خود نشان‌دهنده نیروی فوق‌العاده بالقوه این شبکه‌ها برای بازاریابی برای افزایش فروش و همچنین درک وجود درک کامل از چگونگی دستیابی به این نتایج است. در ادامه به برخی از دلایل استفاده و مفید بودن آن‌ها برای کسب‌وکار شما اشاره‌کرده‌ام:

شبکه‌های اجتماعی دیگر یک تجربه نیست، بلکه محمد کیان راد

مشتریان شما پیش‌ازاین در حال استفاده از شبکه‌های اجتماعی بوده‌اند.

بر اساس گزارشی که در سال 2015 توسط مجموعه Nielson منتشرشده است، شهروندان آمریکایی تقریباً یک‌چهارم از زمان حضور آن‌ها در فضای آنلاین در شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌ها سپری می‌شود. این به آن معنا است که به‌احتمال‌زیاد بخش عمده‌ای از بازار هدف شما در هر محل جغرافیایی در شبکه‌های اجتماعی حضوری به نسبت فعال دارند. مطمئناً برای دسترسی داشتن و ارتباط برقرار کردن با این گروه نیاز به حضور در فضای دارید که آن‌ها پیش از شما در آن حضور نسبتاً فعال داشته باشند و با حضور در شبکه‌های اجتماعی احتمال رسیدن پیام خودتان به تعداد زیادی از آن‌ها را بیش‌ازپیش افزایش می‌دهید.

 استفاده از این شبکه‌ها یک مزیت رقابتی برای شما ایجاد می‌کند.

حتی اگر شما از شبکه‌های اجتماعی استفاده نکنید یا اعتقادی به استفاده از شبکه‌های اجتماعی نداشته باشید، به‌احتمال‌زیاد رقبا زیرک‌تر و عاقل‌تر از شما در این فضای کنونی کم نیستند که از این شبکه‌ها استفاده کنند. پس بهتر است که هر چه سریع‌تر به استفاده از این شبکه‌ها روی بیاورید و یا اینکه ریسک عقب افتادن از آن‌ها در این بازار را به جان بخرید. اما اگر به‌وضوح می‌بینید که آن‌ها هم هنوز به استفاده از این شبکه‌ها روی نیاورده‌اند، پس فرصت خوبی برای خوشحال شدن در اختیاردارید – چراکه با پیوستن استفاده از این شبکه‌ها به‌عنوان رسانه‌هایی به نسبت ارزان‌قیمت می‌توانید مزیت رقابتی قابل‌توجهی در برابر آن‌ها و پیش از آن‌ها برای خود ایجاد کنید و رفته‌رفته آن را به یک مزیت رقابتی پایدار تبدیل کنید.

 استفاده از آن‌ها به شما در برقراری ارتباط با مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه کمک می‌کند.

اغلب کانال‌های بازاریابی ماهیت یک‌طرفه و یک‌سویه دارند – به این شکل یک کسب‌وکار پیام بازاریابی خود را منتشر می‌کند و مشتری در سوی دیگر کانال ارتباطی آن را دریافت می‌کند. با استفاده از شبکه‌های اجتماعی درواقع می‌توانید مکالمه‌ای دوسویه داشته باشید. شبکه‌های اجتماعی به شما کمک می‌کنند تا اجتماعی از طرفداران و دنبال کنندگانی برای خود ایجاد کنید که شما به‌صورت یک‌نهاد یا موجودیتی بزرگ‌تر از یک مجموعه اقتصادی در نظر بگیرند. از این طریق شما در نظر آن‌ها به‌عنوان موجودیتی قابل‌اعتماد جلوه می‌کنید و مطمئن باشید مردم همواره از کسی خرید می‌کنند که در درجه اول به آن اعتماد داشته باشند.

شبکه‌های اجتماعی تنها یک رسانه ارتباطی برای بازیگران بزرگ عرصه فروش و بازاریابی نیست، بلکه حداقل در برهه‌ای از زمان که قابل پیش‌بینی است، برای کسب‌وکارهای کوچک به‌عنوان یک ابزار باارزش بازاریابی در نظر گرفته می‌شود – پس تا دیر نشده از آن استفاده کنید و مزایای آن را از آن خود کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

آیا تا به حال این گفته را شنیده‌اید که «شکست در برنامه‌ریزی، برنامه‌ریزی برای شکست است؟» این مثل قدیمی اما خردمندانه در مورد بازاریابی رسانه‌های اجتماعی نیز صدق می‌کند. تدوین یک استراتژی مفصل و هدف محور برای رسانه‌های اجتماعی به اندازه داشتن یک طرح تجاری منسجم مهم است.

امی پرترفیلد (Amy Porterfield) استراتژیست رسانه‌های اجتماعی و از نویسندگان کتاب همه چیز درباره بازاریابی فیس‌بوک به زبان آدمیزاد (انتشارات وایلی، 2013) می‌گوید «اگر بدون هیچ طرح و برنامه‌ای رسانه‌های اجتماعی را هدف قرار دهید، طرفداران و مشتریان احتمالی‌تان از این مسئله اطلاع پیدا خواهند کرد.» بدتر، این مسئله ممکن است باعث شود آن‌ها از برند شما فاصله بگیرند و به رقبایتان روی آورند.

به منظور جذب و درگیر کردن طرفداران و دنبال‌کنندگانتان در رسانه‌های اجتماعی – و در حالت ایده‌آل تبدیل کردن آن‌ها به مشتریان خود – لازم است که به دقت یک استراتژی شفاف و اثربخش برای رسانه‌های اجتماعی تدوین کنید. در ادامه پرسش‌هایی مطرح شده است که لازم است هنگام تدوین برنامه بازاریابی اجتماعی شرکت خود به آن‌ها پاسخ دهید:

1) شرکت من باید از رسانه‌های اجتماعی به چه منظوری استفاده کند؟

این بستگی به نوع کسب‌وکاری دارد که در آن هستید. شاید بخواهید از رسانه‌های اجتماعی برای در معرض قرار دادن برند خود بهره ببرید یا برای این‌که مستقیماً با مشتریان خود تعامل کنید یا برای این‌که محصولات و خدمات خاصی را ترویج کنید.

لی اودن (Lee Odden)، مدیر ارشد TopRank Online Marketing، یک آژانس بازاریابی دیجیتال مستقر در مینه‌سوتا و نویسنده بهینه‌سازی: چگونه مشتریان بیشتری را با یکپارچه‌سازی سئو، رسانه‌های اجتماعی و بازاریابی محتوایی جذب و درگیر کنید (انتشارات وایلی، 2012) می‌گوید «اولین و مهم‌ترین گام در تدوین برنامه‌تان این است که به‌وضوح اهداف خود را شناسایی کنید. سپس، نسبت به اهداف مشتریان خود شناخت پیدا کنید و آنگاه کشف کنید که چگونه استراتژی رسانه‌های اجتماعی شما آن دو را به هم پیوند خواهد داد.»

اودن توصیه می‌کند که ابتدا مشخص کنید بازاریابی رسانه‌های اجتماعی شما چگونه برای مشتریانتان ارزش خلق خواهد کرد. به‌طور خاص، به این فکر کنید که چگونه می‌توانید از رسانه‌های اجتماعی بهره ببرید تا مشکلات مشتریان خود را حل‌وفصل کنید.

2) چه کسی باید حساب‌های کاربری شرکت من را در رسانه‌های اجتماعی ایجاد و مدیریت کند؟

اگر یک شرکت کوچک با تنها چند کارمند هستید، می‌توانید این وظیفه را به یکی از کارکنان خود محول کنید که سابقه خوبی در اجرای کمپین‌های اثربخش در رسانه‌های اجتماعی دارد. اگر شرکت بزرگ‌تری دارید، یک کارمند باصلاحیت در دپارتمان بازاریابی ممکن است گزینه مناسبی برای این کار باشد. کسب‌وکارهایی که از بودجه بیشتری بهره می‌برند ولی تجربه کافی درزمینه بازاریابی شبکه‌های اجتماعی ندارند می‌توانند یک مشاور یا شرکت متخصص در حوزه بازاریابی رسانه‌های اجتماعی را به کار بگیرند.

3) آیا لازم است شرکت من در تمام شبکه‌های اجتماعی مشهور حضور داشته باشد؟

اودن توصیه می‌کند که شرکت‌های کوچک در ابتدا با یک وبلاگ و حضور در تنها یک شبکه اجتماعی شروع کنند، حداقل برای چند ماه اول. اما کدام شبکه؟ برای این کار باید بررسی کنید که مشتریان شما کدام پلتفرم را بیشتر استفاده می‌کنند؟

همین‌طور که شرکت شما بیشتر رشد می‌کند – و همچنین بودجه بازاریابی دیجیتال شما بیشتر می‌شود – می‌توانید شبکه‌های اجتماعی بیشتری را امتحان کنید.

4) بهترین شبکه‌های اجتماعی برای کسب‌وکارهای کوچک کدام هستند؟

اودن می‌گوید، خواه شرکت شما بزرگ یا کوچک باشد، داشتن یک حساب توییتر ضرری ندارد. یادگیری و استفاده از این پلتفرم ساده است و نمی‌توانید از محدودیت 140 کاراکتر آن عبور کنید.

اودن همچنین می‌گوید فعال بودن گوگل‌پلاس نیز امری حیاتی است، حتی اگر تنها برای بالا بردن سئو سایتتان باشد. اگر شرکت شما عمدتاً یک بنگاه B2B (تجارت شرکت با شرکت) است، لازم است در لینکدین و Slideshare حضور داشته باشید تا به افراد تأثیرگذار در صنعت خود دسترسی پیدا کنید. برای شرکت‌های B2C (تجارت شرکت با مصرف‌کننده)، حضور در فیس‌بوک و پین‌ترست (Pinterest) می‌تواند تصمیمی هوشمندانه باشد.

5) هرچند وقت یک‌بار لازم است محتوای جدیدی در شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کنم؟

پرترفیلد توصیه می‌کند که در تمام شبکه‌های اجتماعی خود دو تا پنج بار در روز پست منتشر کنید. دنبال‌کنندگان شما در ساعات مختلفی از روز از رسانه‌های اجتماعی بازدید می‌کنند. او می‌گوید «یک پست در روز مطمئناً کافی نیست زیرا که اغلب طرفدارانتان صرفاً به خاطر مسئله زمان‌بندی آن را نخواهند دید.»

برای این‌که به تعداد بیشتری از دنبال‌کنندگان خود دست پیدا کنید، پست‌های خود را با فاصله‌های زمانی مناسب در طول روز منتشر کنید.

6) در هر شبکه اجتماعی چه نوع محتوایی را بهتر است منتشر کنم؟

به گفته اودن در هر یک از شبکه‌های اجتماعی نوع خاصی از محتوا کارایی بیشتری دارد. برای مثال، فیس‌بوک، پین‌ترست، گوگل‌پلاس و اینستاگرام اساساً رسانه‌هایی تصویری هستند، بنابراین تصاویر گیرا و به‌یادماندنی از محصولاتتان، رویدادهای شرکت و شاید تصاویر پشت‌صحنه از فعالیت کارکنان، می‌تواند گزینه‌های اثربخشی برای این پلتفرم‌های خاص باشد. اما پست‌های صرفاً نوشتاری در فیس‌بوک نیز که با یک لینک همراه نیستند، اثرگذار خواهند بود، به‌خصوص زمانی که پرسشی را مطرح می‌کنید.

به عقیده اودن، در توییتر، به دنبال یک توازن مناسب از توییت کردن درباره شرکت خود و توییت مجدد محتوای دیگران، شامل شرکای تجاری و تأثیرگذاران صنعت خود باشید. لیکندین مکانی مناسب برای اشتراک اخبار شرکت، توصیه‌های مربوط به بهره‌وری و انتشار مقالاتی برای رهبری افکار است.

اودن توصیه می‌کند مخلوطی متنوع از انواع محتوا (تصاویر شاخص، ویدئوهای کوتاه، لینک‌های سودمند، توصیه‌های مفید، پرسش‌های تأمل‌برانگیز و …) برای شبکه‌های اجتماعی خود آماده کنید تا جذابیت و طراوت مطالب را حفظ کنید. وقتی این کار را انجام دهید، دنبال‌کنندگانتان به دنبال مطالب بیشتر بازخواهند گشت.

7) آیا مناسب است از رسانه‌های اجتماعی جهت ارائه خدمات مشتری بهره ببرم؟

رسانه‌های اجتماعی به شکلی روزافزون در حال تبدیل‌شدن به متداول‌ترین روش تعامل مشتریان کنونی و احتمالی با کسب‌وکار هستند. شما می‌توانید از فیس‌بوک، توییتر، گوگل‌پلاس و دیگر پلتفرم‌ها بهره ببرید تا بی‌درنگ (و درملأعام) به پرسش‌های مشتری، پرس‌وجو درباره وضعیت سفارش و بله حتی شکایات پاسخ دهید.

8) چگونه می‌توانم دنبال کنندگان خود را در رسانه‌های اجتماعی به مشتریان خود تبدیل کنم؟

پرترفیلد می‌گوید هیچ ترفند قطعی برای جذب پول طرفداران و دنبال‌کنندگان وجود ندارد؛ بااین‌حال به نظر می‌رسد برخی تاکتیک‌ها از بقیه کارایی بیشتری دارد. برای مثال، تبلیغات فیس‌بوک می‌تواند یک راه ساده و ارزان برای افزایش تعداد طرفداران باشد، مشارکت را افزایش دهد و مخاطبانی هدفمند (lead) را برای فروش جذب کند. این به شما بستگی دارد آن مخاطبان هدفمند را به مشتریان واقعی تبدیل کنید. (متأسفانه به دلیل مشکلات پرداخت پول و نبود گزینه کشور ایران در فهرست تبلیغات هدفمند فیس‌بوک نمی‌توان به‌طور اثربخشی از این امکان بهره برد.)

پرترفیلد همچنین اجرای یک مسابقه بین شبکه‌ای را پیشنهاد می‌دهد که چندین کانال اجتماعی را با یکدیگر ادغام می‌کند. قرعه‌کشی‌هایی که جایزه‌های آن‌ها با بازار هدفتان همخوانی دارد می‌تواند در جذب مشتریان احتمالی اثربخش باشد. برای مثال، برای جذب مصرف‌کنندگان به فروشگاه آنلاین خود، می‌تواند توییتی بفرستید که مسابقه‌ای را در صفحه فیس‌بوکتان شرح می‌دهد و با لینکی نیز به قوانین و فرم ثبت‌نام در فروشگاه آنلاینتان همراهی می‌شود.

9) چگونه می‌توانم اثربخشی فعالیت‌های بازاریابی رسانه‌های اجتماعی خود را ارزیابی کنم؟

بسیار مهم است که به‌طور مستمر معیارهای بازاریابی رسانه‌های اجتماعی خود را بررسی کنید تا بسنجید کدام تاکتیک‌ها و نوع از پست‌ها کارایی بیشتری دارند و کدام مناسب نیستند.

برخی از پلتفرم‌های اجتماعی معیارهای خاص خود را ارائه می‌دهند. برای مثال، فیس‌بوک امکان دسترسی به داده‌های Page Insights را برای مدیران صفحات به‌رایگان فراهم کرده است. این اطلاعات به شما می‌گویند چند نفر با پست‌های شما تعامل داشته‌اند. شما از این داده‌ها می‌توانید بهره ببرید تا پست‌های آتی خود را بهتر برنامه‌ریزی کنید و تصمیم بگیرید اثربخش‌ترین راه‌ها برای ارتباط با طرفداران و دنبال‌کنندگانتان چیست. لینکدین نیز تحلیل‌های مشابهی را برای صفحات شرکت‌ها فراهم کرده است.

از گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) نیز می‌توانید بهره ببرید تا اثربخشی کمپین‌های رسانه‌های خود را در جذب ترافیک به وب‌سایت اصلی یا فروشگاه آنلاین خود بسنجید. اگر توییتر، فیس‌بوک، پین‌ترست یا دیگر پلتفرم‌هایی را که در آن‌ها فعال هستید در فهرست ارجاع‌دهندگان رده‌بالا به وب‌سایت خود ببینید، این نشان می‌دهد که تلاش‌هایتان در رسانه‌های اجتماعی به هدر نرفته است.

10) بزرگ‌ترین اشتباهی که از آن باید پرهیز کنید چیست?

از قضا، پاسخ نداشتن یک برنامه بازاریابی رسانه‌های اجتماعی است. پس برنامه‌ای تدوین کنید و به آن پایبند باشید. پرتفرفیلد می‌گوید «رسانه‌های اجتماعی دائماً در حال تغییر هستند، بنابراین لازم است شما نیز آماده باشید تا در هر زمانی که لازم باشد تغییر کنید و خود را انطباق دهید.» استراتژی اجتماعی خود را دائماً مورد ارزیابی قرار دهید و پالایش کنید. اگر این روند را به‌صورت ماهانه انجام دهید می‌توانید شناسایی کنید کدام تاکتیک‌ها کارساز هستند و کدام موارد را باید کنار بگذارید.

 

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

صدای اتصال مودم دیال آپ به اینترنت با کارت های اینترنتی کال ویت می یادتان هست؟ همین ۱۰ – ۱۵ سال پیش بود که برای اتصال به اینترنت و چت کردن با یاهو مسنجر باید یه ریع ساعت صبر میکردیم! اما الان مردم کرم ضد آفتاب خود را هم میتوانند در خانه در ۱۰ دقیقه از فروشگاه اینترنتی مورد علاقه خود تهیه کنند!

طی همین مدت زمان کم، سیستم خرید، فروش و زندگی مردم در مدت زمان کوتاهی تغییرات زیادی کرد. شرکت های بزرگ، با سرمایه زیاد وارد فضای تجارت دیجیتال شدند، از آخرین تکنیک های بازاریابی اینترنتی و تبلیغات استفاده کردند و از تمام ظرفیت های اینترنت برای فروش محصولات و خدماتشان بهره بردند. کسب و کارهای کوچک و متوسط امّا، تحت تاثیر این سلطه اطلاعاتی برندهای بزرگ و پولدار قرار گرفتند و نتوانستند آنطور که باید صدای خود را به گوش مخاطبانشان برسانند.

قبل از اینترنت، کسب و کارها برای تبلیغ محصولات خود از روش های تبلیغ و بازاریابی یک طرفه استفاده میکردند. روش های بازاریابی و تبلیغات، به پخش و انتشار بروشورهای کاغذی، آگهی های فروش تلویزیونی و نهایتا نمایش بنرهای تبلیغاتی در سطح شهر محدود میشد. به این نوع بازاریابی، بازاریابی برون گرا نیز میگویند.

مردم سالها آگهی های تبلیغاتی را دیدند. آگهی هایی که تمام هدف آنها فروش مستقیم و سود بود. بعد از آمدن اینترنت، شرکت های کوچک تر شروع به استفاده از روش های تبلیغات یک طرفه و سنتی کردند. همان بروشورهای کاغذی قدیمی را اینبار بصورت وب سایت میخواستند به مشتری نشان دهند. حتی هنوز هم کسانی هستند که تنها هدف آنها این است که فقط یک بروشور آنلاین داشته باشند؛ به بازاریابی و اصول کاری ندارند! فقط یک وب سایت میخواهند که رنک ۱ گوگل باشد تا بروشور آنلاین خود را به همه مشتری ها نشان دهند! و مشکل از همینجا شروع میشود…

 

مشکل بازاریابی اینترنتی ما کجاست؟ چرا هرکار میکنیم نتیجه نمیگیریم؟

مشکل از آنجایی شروع میشود که بخواهیم در اینترنت مثل ۲۰ سال پیش بازاریابی کنیم ؛ یک بروشور آنلاین بسازیم که رنک ۱ گوگل باشد. در سطح اینترنت هم بنرهای تبلیغاتی خود را پخش کنیم تا همه ببینند… سال بعد به خودمان می آئیم و میبینیم که اینهمه هزینه ای که برای وب سایت و سئو و تبلیغات و… کردیم هیچ نتیجه ای نداشته.

مردم آنقدر بنرها و تبلیغات یک طرفه را دیده اند که از آگهی بیزارند! آنها از پیام های فروش سودجویانه تنفر دارند و حتی آنها را ایگنور میکنند.

 

چگونه یک استراتژی بازاریابی اینترنتی موفق بسازیم تا فروش کنیم؟ محمد کیان راد

از طرف دیگر شرکت های بزرگ و رقبایی هم هستند که از استراتژی بازاریابی اینترنتی بهتری استفاده میکنند و همین دلایل کافیست تا کسب و کار ما در این جنگ دیجیتال دیده نشود.

پس راه حل چیست؟ چگونه در این جنگ بازاریابی اینترنتی باید پیروز شد؟

اما بازاریابی اینترنتی در عصر جدید ، در سال ۱۳۹5 چگونه است؟ چه باید بکنیم؟ با این رقبای سرمایه دار چکار کنیم؟ چگونه برند آنلاین خود را بسازیم و فروش کنیم؟

اینها سوالاتی هستند که در ادامه مقاله به آنها جواب خواهیم داد…

گفتیم مردم از آگهی های فروش بیزار شده بودند، پس تنها راه برای بازاریابی اینترنتی راهکاری بود تا مشتری، بدون اینکه احساس کند چیزی به آن فروخته میشود جذب وب سایت و محصول ما شود، به برند ما اعتماد کند و در نهایت از ما خرید کند. برای رسیدن به این هدف بهترین و کارآمد ترین راهکار ۲ استراتژی بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوا بودند که توسط متخصصان بازاریابی ایجاد شدند. ۲ استراتژی بازاریابی که دقیقا در نقطه مقابل بازاریابی برون گرا و آگهی های فروش یک طرفه بودند.

بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوا، ۲ استراتژی کارآمد در بازاریابی اینترنتی

تمرکز اصلی بازاریابی محتوا و درون گرا، بر تولید محتوای مفید و مورد نیاز کاربر است؛ محتوایی که به وسیله آن بتوانیم مخاطبان و مشتریان بالقوه را بصورت غیرمستقیم جذب وبسایت و محصول مان کنیم. محتوایی که کاربر را جذب و ترقیب به خرید کند و از یک بازدید کننده ساده یک مشتری وفادار ، یک مبلغ برند بسازد.

بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوا تنها به تولید محتوا ختم نمیشود. محتوا تنها شروع کار است، بعد از تولید محتوا، این محتوا باید دردسترس مخاطبان هدف تجارت ما قرار گیرد تا بتوانند آن را بخوانند و با محتوا و تجارت ما ارتباط برقرار کنند. از بررسی و تولید محتوای بهینه و مورد نیاز مخاطبان گرفته تا شناخت مخاطبان هدف یک تجارت، کانال ها و راه های ارتباط با آنها، شبکه اجتماعی مورد علاقه آنها، ساخت برند و اعتبار، چگونگی تبدیل مخاطبان به مشتریان وفادار و غیره… همه از ارکان یک استراتژی بازاریابی درون گرا و بازاریابی محتوای موفق هستند.

در این میان، بهینه سازی و سئو تنها یکی از تکنیک هایی است که به ما کمک میکند تا محتوای هدفمندی که تولید کرده ایم را در دسترس دید جستجو کنندگان قرار دهیم. الان بهتر میتوان درک کرد که سئو و رنک ۱ شدن در گوگل همه چیز نیست! البته که میتواند ترافیک خوبی برای ما به ارمغان بیاورد، اما برای موفقیت آنلاین به چیزهای بیشتری از سئو نیاز داریم(البته اگر هنوز چیزی به نام سئو وجود داشته باشد!). شاید در نگاه اول، تولید محتوای با کیفیت و منحصر به فرد و ارتباط با مخاطب ها کمی سخت به نظر بیاید، اما کدام تجارت موفق با آسانی توانسته پیروز شود و به سود دهی برسد؟ اگر میخواهید در بازی پیروز شوید باید قوانین بازی را درست اجرا کنید. هزینه و زحمتی که برای ساخت و اجرای یک استراتژی بازاریابی اینترنتی موفق صرف میکنید در طول زمان باعث پیشرفت تجارت شما شده و به شما بر خواهد گشت. آماری از سایت  هاب اسپات نشان میدهد که داشتن وبلاگ مستقیما بر روی تبدیل مخاطبان به مشتری تاثیر میگذارند و ۹۲% از تجارت هایی که در روز چندین نوشته در وبلاگشان منتشر میکنند توانسته اند توسط وبلاگشان مشتریان را جذب کنند.

چگونه برای موفقیت از استراتژی بازاریابی درون گرا و محتوا کمک بگیریم؟ برندسازی کنیم؟

خبر امیدوار کننده برای شما، و تمام کسب و کارهای کوچک و متسوط اینترنتی این است که اگر چه شاید در نگاه اول، بازاریابی درون گرا و تولید محتوا کمی سخت به نظر برسد اما کاملا عملی و شدنی‌ست.


در مقالات آینده بصورت جزئی تر، راهکارهای عملی بازاریابی درون گرا، بازاریابی محتوا و شبکه های اجتماعی در ایران را به بحث خواهیم کشید. تا آن روز چند نکته مهم در مورد بازاریابی اینترنتی را به خاطر داشته باشید:

-  اگر صنعت تجارت شما صنعت بزرگ با رقبای زیادی است، سعی کنید فعالیت خود را متمرکز به یک موضوع و زیر مجموعه خاص (Niche Market) از صنعتتان کنید، در یکی از بازارهای زیر مجموعه بهترین شوید. مثلا اگر سایت دانلود موزیک دارید، لازم نیست تمام مخاطبان سبک های مختلف را راضی نگه دارید، روی یک سبک خاص تمرکز کنید (مثلا سبک موسیقی متا و هِوی متال) و در آن سبک بهترین سایت دانلود شوید (بهترین سایت دانلود مسیقب متال و هِوی متال)! در بازارهای بزرگ و پر رقابت، راه نجات شما همین هست.

-  تمام آن چیزی که کاربران در سایت ما و شبکه های اجتماعی با آن درگیر هستند، فرمی از محتواست؛ از عکس تا فیلم، نرم افزار ، اپ موبایل، ویدئو، اسلاید ، مقاله وبلاگ و… فقط با محتوا میتوانیم کاربران را جذب وبسایت و ترغیب به خرید کنیم.

-  محتوای مفید و با کیفیت، محتوایی که نیاز مخاطبان ما را برطرف و آنها را جذب کند را تنها میتوان با شناخت مخاطب و مشتری هدف مان پیدا کنیم. این شناخت آنقدر هم سخت نیست! کافیست مرورگر خود را باز کنید و در شبکه های اجتماعی، فروم ها و انجمن ها، وبلاگ ها و… بگردید، سوالات و مشکلات مخاطبانتان را بخوانید و بفهمید نیازشان چیست. سپس میتوانید محتوایی که نیاز آنها را برطرف کند را بشناسید.

تولید محتوا آغاز کار است، محتوایی که به دست مخاطبش نرسد و خوانده نشود انگار که نیست. با شبکه های اجتماعی آشتی کنید؛ کانال های ارتباط با مخاطبان خود را پیدا کنید و به آنجا بروید و محتوای خود را با آنها به اشتراک بگذارید.

-  با مخاطبانتان دوست شوید، مشکلات‌شان را بدون منت برطرف کنید و فقط نگاه مادی نداشته باشید. ارتباطات و ساخت یک گروه دوستانه از مخاطبان طرفدار شما در طول زمان شاید از داشتن چند مشتری مهم تر باشد. کسانی که برند شما را به دیگران معرفی خواهند کرد طرفداران و مخاطبان درجه یک شما هستند. در عصر سلطه شرکت های بزرگ و سرمایه دار، تنها استراتژی ای که ماندگار خواهد بود و هیچوقت منسوخ نمیشود، ایجاد ارتباطات عمیق و دوستانه با مخاطب است.

سئو، تنها وسیله ای است برای کمک به ما تا محتوای هدفمند ما در معرض دید مخاطبانت بیشتری قرار بگیرد.

بخوانید و بنویسید! در هر صنعتی که کار میکنید، راجع به به روز ترین تغییرات و تکنیک ها بخوانید و سعی کنید شروع به نوشتن کنید.  
شما چگونه بازاریابی اینترنتی میکنید؟ آیا هنوز برای تولید محتوا مشکل دارید؟ نظر شما درمورد بازاریابی اینترنتی چیست؟

منتشرشده در مارکتینگ و سئو
طراحی سایت