بازاریابی در اقتصاد دیجیتال امروز مشکل‌تر از روزهایی است که این کار در رسانه‌های جمعی انجام می‌شده است. در گذشته، صرف بودجه‌های کلان و انتقال پیام‌های بازاریابی فراوان برای این‌که مصرف‌کنندگان شما را به خاطر داشته باشند، کافی بود. امروزه، نه‌تنها مخاطبان به گروه‌های کوچک‌تر و بیشتری تقسیم‌شده‌اند، بلکه نیاز به یک رویکرد هدفمندتر هم وجود دارد؛ اما فعالیت‌های دیجیتال به‌صورت ادامه‌دار است، بنابراین حتی اگر شما در ایجاد آگاهی مشتریان نسبت به برند خود موفق عمل کنید، رقبای شما با پیشنهادهای رقابتی می‌توانند آن مصرف‌کنندگان را مورد هدف قرار دهند.
به همین دلیل بسیاری از برندها به محتوا روی آورده‌اند. بازاریابی محتوایی به‌جای قرار دادن تبلیغات بین صفحه‌های روزنامه‌ها و مقالات، به برندها اجازه می‌دهد تا مستقیماً با مصرف‌کنندگان ارتباط برقرار کنند. هرچند متأسفانه این روش هم در اغلب موارد به‌صورت یک نسخه‌ی دیگر از اشکال قدیمی تبلیغات انجام می‌شود. با این اوصاف بازاریابان نیاز دارند که رویکرد خود را تغییر دهند.
چند سؤال که به شما در ایجاد یک استراتژی پایدار کمک خواهند کرد عبارت‌اند از:
1-چرا شما به محتوا نیاز دارید؟
در مروری کلی از موضوع، موسسه‌ی بازاریابی محتوایی ا(the Content Marketing Institute) توضیح می‌دهد که بازاریابان به این دلیل به محتوا نیاز دارند که «تأثیر بازاریابی سنتی لحظه‌به‌لحظه در حال کاهش است» این ممکن است درست باشد، اما توضیح نمی‌دهد که چرا محتوا واقعاً اثربخش است.
بازاریابی سنتی به‌شدت به رسانه‌های ارتباط‌جمعی تمایل دارد، چون این رسانه‌ها امکان دسترسی به بسیاری از افراد را در یک‌زمان کوتاه و با هزینه‌ی بسیار کم برای بازاریابان فراهم می‌کنند، اما محتوا هیچ‌کدام از این کارها را انجام نمی‌دهد؛ بنابراین کار سختی است که بخواهیم ببینیم چطور هرکسی به‌صورت بالقوه می‌تواند یک استراتژی انتشار سنتی را با یک استراتژی محتوا جایگزین کند.
از طرف دیگر، محیط دیجیتال امروز این امکان را فراهم می‌کند که بازاریابان بتوانند به روشی که قبلاً امکان‌پذیر نبوده است مستقیماً با مشتریان، شرکا و عموم مردم ارتباط برقرار کنند. این روش، دسترسی به افراد کمتری را فراهم می‌کند و زمان بیشتری نسبت به یک استراتژی انتشار سنتی لازم دارد، اما فرصت‌های جدید هیجان‌انگیزی برای ایجاد تعامل بیشتر ایجاد می‌کند.
واضح است محتوایی که برای ۳۰ ثانیه زمان در تلویزیون تولید می‌کنید با محتوایی که قرار است به‌اندازه‌ی یک فیلم ۱۰ دقیقه‌ای باشد متفاوت است؛ بنابراین محتوا را مانند یک کمپین تبلیغاتی تلقی نکنید. در مورد آن‌چه که منتظر دست یافتن به آن هستید، به‌طورجدی فکر کنید. اگر تنها دلیل شما برای انجام بازاریابی محتوایی این است که آن را جایگزین بازاریابی سنتی کرده‌اید، به‌احتمال بسیار زیاد شکست خواهید خورد.

چرا هیچ‌کس محتوای بازاریابی شما را نمی‌خواند؟ محمد کیان راد

 

 

2-چه ارزشی برای تبادل ارائه می‌کنید؟
مزیت اصلی محتوای مؤثر و کارآمد این است که افراد آن را به‌عنوان یک تبادل ارزش می‌بینند. محتوا با حفظ توجه مخاطبان و ایجاد یک رابطه‌ی مداوم، منابع و تخصص شرکت را به مشتریان و شرکا پیشنهاد می‌دهد.
به‌عنوان‌مثال، اهرم نفوذ نایک (Nike)، ارتباط آن با ورزشکاران برتر برای ساخت فیلم‌های جذابی است که میلیون‌ها نفر دوست دارند آن‌ها را تماشا کنند و با دوستان خود به اشتراک بگذارند. آمریکن اکسپرس (American Express) به مشتریان خود در انجمن، مشاوره‌ی تخصصی کسب‌وکار ارائه می‌دهد.  موسسه‌ی مطالعات پیشرفته
ا(The Institute For Advanced Study) از بعضی محققان برتر
دعوت می‌کند تا گزارش‌های شخصی کارهای پیش‌گامانه‌ی خود را در آن ارائه بدهند.
بنابراین اصول اولیه‌ی هر استراتژی محتوای مؤثر این است که ارزش ارائه‌شده کاملاً واضح باشد. آیا در کسب‌وکار شما هم روابطی مانند اهرم‌های نفوذ نایک وجود دارد؟ آیا شما مانند آمریکن اکسپرس مشاوره ارائه می‌دهید؟ آیا می‌توانید مانند موسسه‌ی مطالعات پیشرفته به کارشناسان در سطح جهانی دسترسی داشته باشید؟
توجه کنید که این روش با یک کمپین بازاریابی سنتی به‌شدت مغایر است. بازاریابان آموزش‌دیده‌اند که بر مصرف‌کننده متمرکز شوند، اما تولیدکنندگان و ناشران موفق روی مأموریت تمرکز می‌کنند و این باعث همه‌ی این تفاوت‌ها می‌شود.

چرا هیچ‌کس محتوای بازاریابی شما را نمی‌خواند؟ محمد کیان راد

عقل آن است که بدانی چه بگویی
و تیز هوشی آن است که بدانی چه زمانی آن را بگویی.

 

3- انکور (anchor) شما چیست؟
یک کمپین تبلیغاتی سنتی، شروع و پایان تعریف شده‌ای دارد و شما برای تعیین این‌که آیا این کمپین موفق بوده یا نه، در بهترین وضعیت ممکن، نتایج را با اهداف اولیه‌ی خود مقایسه می‌کنید. از سوی دیگر، تلاش برای ارائه‌ی محتوای موفق حتی بعد از انتشار هم ادامه دارد. آن‌ها باید فراتر از تغییرات بازار، مخاطبان و حتی کسانی که تازه وارد بازار شدند عمل کنند.
تنها از طریق انکور کردن یک مفهوم (anchoring) است که شما می‌توانید یک تجربه‌ی پایدار ایجاد کنید که مخاطبانتان می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. این روشی است که به شما می‌گوید چگونه توجه آن‌ها را به خودتان حفظ کنید.

 

چرا هیچ‌کس محتوای بازاریابی شما را نمی‌خواند؟ محمد کیان راد

رمز ماندگار شدن برند! برندينگ
به روز باشيد؛ زمان، نياز و تغييرات، منتظر ايده هاي كهنه نمي مانند!

 

4-قصد دارید چه نوع تجربه‌ای را ارائه دهید؟
کمپین‌های بازاریابی سنتی برای ایجاد مخاطب بر برنامه‌ریزی عامه‌پسند تکیه دارند. از سوی دیگر ناشران برند، نیاز دارند توجه مخاطبان را با شایستگی خود حفظ کنند. بازاریابان برای تولید محتوایی که افراد می‌خواهند بخوانند و یا تماشا کنند، نیاز دارند تأکید خود را از تهیه‌ی پیام به ایجاد تجربیات تغییر دهند.
اکثر بازاریابان از اهمیت تجربه‌ی کاربری در محصولات و وب سایت‌ها آگاهی دارند، اما در زمان انتشار و تولید آن را نادیده می‌گیرند. در عوض، آن‌ها به رویکردهای بازاریابی سنتی مانند هدف‌گذاری و ارسال پیام رجوع می‌کنند که ممکن است برای زمان کوتاه ۳۰ ثانیه‌ای و یا تبلیغات نیم‌صفحه‌ای خوب عمل کند، اما برای ایجاد یک تجربه‌ی سریع، اثرگذاری کمتری دارد.
ناشران موفق به همه‌ی ابعاد محتوای خود توجه زیادی دارند مانند قالب، ساختار و صدا. بدیهی است که شما برای ارسال مقاله به یک روزنامه، متفاوت از زمانی عمل می‌کنید که قرار است آن را برای یک مجله بفرستید، همان‌طور که رویکرد شما برای یک نمونه‌ی آزمایشی برای تلویزیون کاملاً متفاوت از تهیه‌ی یک فیلم طولانی است. ارائه‌ی تجربه‌های پایدار و محتوای موفق نیازمند صرف تلاش قابل‌توجهی برای ایجاد و مستندسازی استانداردها است.
بنابراین به‌جای فکر کردن درباره‌ی محتوا تنها به‌عنوان یک اقدام بازاریابی، به‌صورت جدی در مورد تجربه‌ای که قصد دارید ارائه دهید فکر کنید. تجربه‌ای که شما برای مشتریان ایجاد خواهید کرد، چیزی خواهد بود که آن‌ها به خاطر می‌آورند و تعیین می‌کند که آیا آن‌ها می‌خواهند دوباره برگردند یا نه.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

شبکه‌های اجتماعی دیگر یک تجربه نیست، بلکه تبدیل به بخشی از استراتژی کسب‌وکار شده‌اند. یعنی به عبارتی می‌توان گفت که چیزی است که در تاریکی انجام می‌دهید و . . . شما را به روشنایی وارد می‌کنند.

در نظر برخی از صاحبان مشاغل، بازاریابی شبکه‌های اجتماعی تنها یک مد و جریان جدیدی دیگری است که هر از چند گاهی شدت آن بیشتر و کمتر می‌شود، جریان موقتی و قدرتمندی که باید تا زمان حضور داشتنش، از آن به‌خوبی استفاده کرد. برای برخی دیگر هم تنها همانند یک هیاهوی تبلیغاتی است که مزایای عملی قابل قبولی در یادگیری و استفاده از آن در نظر گرفته نمی‌شود.

 یکی از دلایل این گروه اخیر هم ظهور و توسعه سریع و یک‌باره اعتبار آن و به‌نوعی شناخته شدن به‌عنوان یک علاقه و روند زودگذر بازاریابی است که سودی در برندارد. این موضوع در حالی است که مثلاً به‌عنوان نمونه در سال 2015 92% از بازاریاب‌ها کاربرد آن در پیشبرد فعالیت‌های خودشان را مهم تلقی کرده و 80% افزایش ترافیک وب‌سایت خودشان ناشی از به‌کارگیری این شبکه‌ها عنوان کرده‌اند. در همین حین 85% از استفاده‌کننده در حوزه بازاریابی از تأثیر آن بهترین کاربرد آن اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند.

 این آمار و اطلاعات به‌خودی‌خود نشان‌دهنده نیروی فوق‌العاده بالقوه این شبکه‌ها برای بازاریابی برای افزایش فروش و همچنین درک وجود درک کامل از چگونگی دستیابی به این نتایج است. در ادامه به برخی از دلایل استفاده و مفید بودن آن‌ها برای کسب‌وکار شما اشاره‌کرده‌ام:

شبکه‌های اجتماعی دیگر یک تجربه نیست، بلکه محمد کیان راد

مشتریان شما پیش‌ازاین در حال استفاده از شبکه‌های اجتماعی بوده‌اند.

بر اساس گزارشی که در سال 2015 توسط مجموعه Nielson منتشرشده است، شهروندان آمریکایی تقریباً یک‌چهارم از زمان حضور آن‌ها در فضای آنلاین در شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌ها سپری می‌شود. این به آن معنا است که به‌احتمال‌زیاد بخش عمده‌ای از بازار هدف شما در هر محل جغرافیایی در شبکه‌های اجتماعی حضوری به نسبت فعال دارند. مطمئناً برای دسترسی داشتن و ارتباط برقرار کردن با این گروه نیاز به حضور در فضای دارید که آن‌ها پیش از شما در آن حضور نسبتاً فعال داشته باشند و با حضور در شبکه‌های اجتماعی احتمال رسیدن پیام خودتان به تعداد زیادی از آن‌ها را بیش‌ازپیش افزایش می‌دهید.

 استفاده از این شبکه‌ها یک مزیت رقابتی برای شما ایجاد می‌کند.

حتی اگر شما از شبکه‌های اجتماعی استفاده نکنید یا اعتقادی به استفاده از شبکه‌های اجتماعی نداشته باشید، به‌احتمال‌زیاد رقبا زیرک‌تر و عاقل‌تر از شما در این فضای کنونی کم نیستند که از این شبکه‌ها استفاده کنند. پس بهتر است که هر چه سریع‌تر به استفاده از این شبکه‌ها روی بیاورید و یا اینکه ریسک عقب افتادن از آن‌ها در این بازار را به جان بخرید. اما اگر به‌وضوح می‌بینید که آن‌ها هم هنوز به استفاده از این شبکه‌ها روی نیاورده‌اند، پس فرصت خوبی برای خوشحال شدن در اختیاردارید – چراکه با پیوستن استفاده از این شبکه‌ها به‌عنوان رسانه‌هایی به نسبت ارزان‌قیمت می‌توانید مزیت رقابتی قابل‌توجهی در برابر آن‌ها و پیش از آن‌ها برای خود ایجاد کنید و رفته‌رفته آن را به یک مزیت رقابتی پایدار تبدیل کنید.

 استفاده از آن‌ها به شما در برقراری ارتباط با مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه کمک می‌کند.

اغلب کانال‌های بازاریابی ماهیت یک‌طرفه و یک‌سویه دارند – به این شکل یک کسب‌وکار پیام بازاریابی خود را منتشر می‌کند و مشتری در سوی دیگر کانال ارتباطی آن را دریافت می‌کند. با استفاده از شبکه‌های اجتماعی درواقع می‌توانید مکالمه‌ای دوسویه داشته باشید. شبکه‌های اجتماعی به شما کمک می‌کنند تا اجتماعی از طرفداران و دنبال کنندگانی برای خود ایجاد کنید که شما به‌صورت یک‌نهاد یا موجودیتی بزرگ‌تر از یک مجموعه اقتصادی در نظر بگیرند. از این طریق شما در نظر آن‌ها به‌عنوان موجودیتی قابل‌اعتماد جلوه می‌کنید و مطمئن باشید مردم همواره از کسی خرید می‌کنند که در درجه اول به آن اعتماد داشته باشند.

شبکه‌های اجتماعی تنها یک رسانه ارتباطی برای بازیگران بزرگ عرصه فروش و بازاریابی نیست، بلکه حداقل در برهه‌ای از زمان که قابل پیش‌بینی است، برای کسب‌وکارهای کوچک به‌عنوان یک ابزار باارزش بازاریابی در نظر گرفته می‌شود – پس تا دیر نشده از آن استفاده کنید و مزایای آن را از آن خود کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

بیشتر متخصصین نسبت به افزایش میزان واردات محصولات و کالاهای مصرفی در شرایط پساتحریم و فقدان مدیریت درست که مهمترین علت از بین رفتن تولید داخلی است ابراز نگرانی کرده اند.

سوال مهمی که در این شرایط مطرح است ، این است که کالاها و برندهای ایرانی که در دوره پس از تحریم ها با برندهای قدرتمند در بازار مواجه و رقیب خواهند بود آیا می توانند در رقابت و کسب و کار به صورت فعال باقی بمانند ؟ نکته مهم این است که در دوره پساتحریم به تبع ایجاد ارزشهای جدید برای شرکتها، مردم و مشتریان ، “سبک کسب و کار خلاقانه” باید بوجود بیایید تا تولیدات داخلی نیز سودآور باشند. سبک یا مدل کسب و کار ، یک دیدگاه منظم و کلی نگر نسبت به اجزای کسب و کار و مدیریت آن است که صاحبان شرکتها و مدیران را برای ایجاد و ارائه ارزش جدید و متناسب با شرایط راهنمایی می کند. مدل کانواس (Canvas Business Model) از جمله این مدلهاست که ۹ بخش دارد.time-for-change

-بخش اول در این مدل نشان می دهد که مدیران و صاحبان شرکت باید کالا و خدمات خود را به چه گروهی از مشتریان خود ارائه دهند و از چه گروهی از مشتریان خود می­توانند صرف نظر کنند. یعنی شرکتها باید تقاضای مشتریان مورد نظر یا هدف خود را شناسایی کنند و یک ارزش متمایزی را به آنها پیشنهاد دهند.

– بخش دوم شامل این موضوع است که شرکتها در دوره پساتحریم باید بتوانند ارزشهای پیشنهادی متفاوت و متمایزی را ارائه دهند تا بتوانند به رقابت با سایر برندها بپردازند ، زیرا عامل اصلی پایداری یک شرکت ، مشتریان آن می باشند.

– سومین بخش شامل ، راههای ارتباطی است که شرکت از آنها برای ارائه دادن ارزش پیشنهادی خود به مشتریانش استفاده می کند.

– چهارمین بخش مربوط به نحوه برقراری ارتباط با مشتریان مورد نظر شرکت است که اثر عمیقی بر ذهن و تجربه مشتریان دارد. برای این بخش می توان از ایجاد شبکه های ارتباطی با مشتریان ثابت شرکت یا روابط عمومی ، مرکزهای ارتباطی و برقراری تماس نام برد.

– بخش پنجم شامل ، کسب درآمد برای شرکت است.

– ششمین بخش شامل ، منابع و دارایی های مالی ، انسانی و فضایی(فیزیکی) شرکت است.

 – بخش هفتم مدل کانواس شامل اقدامات و فعالیتهای اصلی و اساسی شرکت است.

– بخش هشتم این مدل مربوط به سهامداران و شرکای اصلی شرکت می باشد.

– در آخر نیز ، ساختار مربوط به هزینه های شرکت جزء نهم مدل کانواس می باشد.

هر شرکت و یا سازمانی قبل از استفاده از مدل کانواس باید راهبرد و استراتژی اصلی خود را مشخص کرده باشد. چگونگی ایجاد تمایز (متمایز بودن) ، هدایت هزینه ها و مسائل اصلی در شرکت از جمله این راهبردهای اصلی است که قبل از استفاده از این مدل باید مشخص شوند. شرکتها باید بدانند که در دوره پساتحریم ، انتظار اینکه بتوانند همه تقاضاهای مخاطبان و مشتریهای خود را برآورده کنند یک تفکر و راهبرد غلطی است. بلکه باید راهبردهای خود را مشخص کرده و همه فعالیتهای خود را مبتنی بر این راهبردها پایه ریزی کنند و هر کدام از اجزای مدل را با دیگری هماهنگ کنند تا بتوانند سیستم را قدرتمند نگه دارند.

منتشرشده در برندینگ

برنامه ریزی برای برند در ۶ مرحله عبارتست از:  ۱-ویژگی مشتریهای مورد نظر خود را مشخص کنید

گروهی از مشتریهای خود را که در بازار دارید تعیین کرده و دلایل اینکه آنها محصول شما را ترجیح می دهند به صورت دقیق مطالعه کنید . در نظر داشته باشید که دانستن هدف آنها از زندگی بسیار می تواند به شما کمک کند . بعد از مطالعه این گروه از مشتریان ، شما باید به مطالعه گروه های دیگر از مشتریان بپردازید که مانند گروه اول مشتریان ثابت شما نیستند ولی جزو مشتریهای شما به حساب می آیند و مشخص کنید که این گروه ها با مشتریان ثابت شما چه ویژگیهای مشترکی دارند . مهمترین نکته این است که شما به این گروه از مشتریان خود نیز توجه ویژه داشته باشید و فقط به دلیل اینکه مشتری مورد نظر شما نیستند نباید آنها را از دست بدهید ، زیرا هدف اصلی شما جذب مشتری بیشتر می باشد .

۲- وجه تمایز محصولات خود را بشناسید و آنها را تبلیغ کنیدbusiness-vision

شما باید بتوانید تعیین کنید که کدام دسته از خدمات و کارهایتان نسبت به کالا و خدمات سایرین ممتاز است ، تعیین کنید که مشتریان شما حاضرند برای کدام دسته از خدمات و یا کالای شرکت شما بیشتر سرمایه گذاری و هزینه کنند . بعد از مشخص کردن وجه تمایز و خدمات برجسته خود نسبت به سایرین ، در تبلیغات از آن استفاده کرده و بر این ویژگیها تأکید کنید و دیگران را در جریان آن قرار دهید . اگر شناخت خوبی از ویژگیهای منحصر به فرد کالا و خدمات خود ندارید، مخاطبان و مشتریان ، بهترین منبع برای آگاهی دادن به شما هستند ، می توانید نظر آنها را در این زمینه جویا شوید. ۳- بیان منافع مشتریان از معامله با شما

سعی کنید منافعی را که قطعناً مطمئن هستید مشتریان شما خواهند داشت بیان کنید و تلاش کنید به منافع مشتریان خود متعهد باشید . مشتری باید بتواند این منفعت را درک ، باور و تجربه کند . به یاد داشته باشید که بازار هدف و مورد نظر شما فقط به دنبال کالا و خدمات شما نیست ، بلکه به دنبال مزیت و منافع خرید از شماست . ۴- ایجاد کانالها و شبکه های ارتباطی جدید جهت تبلیغ محصول و خدمات

شما می توانید شبکه ها و راههای ارتباطی خود را از نو بسازید ، می توانید شبکه های اینترنتی جدید بسازید و محصول و خدمات مورد نظر خود را تبلیغ کرده و با مشتریان در ارتباط باشید. ۵- به نحوی صحبت کنید که مخاطب جذب شود

در روند تبلیغ و بازاریابی باید تلاش کنید علاوه بر حفظ بازار و مخاطبانی که در حال حاضر دارید ، مشتریان جدید نیز پیدا کنید . برای مشتریان خود مشخص کنید که آنها با انتخاب کالا و یا خدمات شما چه منافعی را بدست خواهند آورد. ۶- زمان اجرای برنامه ها را مشخص کنید

در انتها لازم است ، مطابق با یک برنامه دقیق و حساب شده ، شرایط و زمان اجرای هر یک از برنامه های خود را مشخص کنید . سعی کنید در این برنامه ، تمام احتمالات و شرایط را در نظر بگیرید ؛ به عنوان مثال ، اگر برنامه ای حتماً باید ظرف ۳ ماه انجام شود ، امکانات و شرایط دیگر را به درستی بسنجید و ببینید آیا با امکانات و شرایطی که شما دارید می توانید این کار را در مدت ۳ ماه انجام بدهید یا نه که بتوانید متعهد به انجام آن شوید . لازم است هر کاری را در مسیر برنامه ریزی های خود پیش ببرید تا هم خودتان متحمل فشار نشوید و هم فعالیتها به شکل مطلوب انجام گیرد .

منتشرشده در برندینگ
طراحی سایت