90 درصد از اطلاعاتی که به مغز می رسد بصری است. به همین خاطر استفاده از محتوای بصری می تواند در کمپین دیجیتال مارکتینگ قدرت بیشتری برای جذب مخاطب داشته باشد. بازاریابان نیز در حال حاضر متوجه این موضوع شده اند. بر اساس یافته های سایت Search Engine Journal ، در سال 2016، حدود 53 درصد از بازاریابان بیان کرده بودند که بین 91 و 100 درصد از زمان خود را به انتشار محتوای بصری اختصاص می دهند.   از سال 2015، افزایش 130 درصدی در این حوزه وجود داشته است. علی رغم این موضوع، 71 درصد از بازاریابان کمتر از 5 ساعت از هفته را بر روی ایجاد عناصر بصری اختصاص می دهند. این موضوع بدین معنی است که بیشتر محتوای بصری که در دنیای مجازی منتشر می شود از سایر منابع به دست می آید. برندها زمانی  را برای ایجاد محتوای بصری منحصر به فرد اختصاص نمی دهند. 

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

چه زمانی تولید محتوای بصری برای شما نتایج خوبی به همراه خواهد داشت؟

تولید و ساخت محتوای بصری نباید دشوار یا زمانبر باشد. البته ما تولید محتوای بصری را برای شما انجام میدهیم همانطور که می دانید ابزارهای رایگان بسیار زیادی برای ایجاد اینفوگرافیک ها و نمودارها وجود دارد. به عنوان مثال Canva برای ساخت اینفوگرافیک و Infogr.am برای ایجاد نمودار به کار می رود.  در ادامه چند مورد از انواع متعدد محتوای بصری که می توانید ایجاد کنید را با هم مرور می کنیم.

1. عکاسی سفارشی:

تصاویر استوک محبوب ترین شکل از محتوای بصری محسوب می شوند اما این نوع از محتوای بصری همیشه هم موثر و جذاب نیست.  تصاویر و عکس های خسته کننده ای که بدون راهنماهای برند مورد استفاده قرار می گیرد نمی تواند شما را از سایر رقبای آنلاین متمایز سازد. در عوض بهتر است بر روی عکس هایی سرمایه گذاری کنید که تنها برای شما و برندتان ایجاد شده است.

این روزها، تصاویر با کیفیت زیادی را می توان به کمک گوشی های هوشمند گرفت.  همچنین می توانید از سایت هایی که تصاویر با کیفیت به اشتراک می گذارند نیز استفاده کنید. سعی کنید این تصاویر و عکس ها را در محتواهای متنی خود همچون مقالات و محتوای وبلاگ بگنجانید. اینکار باعث می شود محتوای موجود راحت تر خوانده شود و برای افراد جذاب باشد.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

2. Memes :

اگر ایده ای در مورد رسانه های اجتماعی داشته باشید بی شک Memes را مشاهده خواهید کرد. Memes تصاویری هستند که به همراه کپشن های طنز آمیز منتشر می شوند و می توانند به صورت ویروسی در میان افراد دست به دست شوند.  ممکن است فکر کنید که به اشتراک گذاری Meme ها تنها با دوستان و اعضای خانواده یا در میان فالوورهای اکانت های اجتماعی شخصی امکان پذیر است اما بازاریابان می توانند  از این گزینه به روش های خلاقانه استفاده کنند.

زمانی که  Virgin Media از کودکان موفق برای بازاریابی محصولات خود استفاده کرد چنین روشی را به کار برد. ایجاد Memes های شخصی و سفارشی بهترین روش برای  متمایز کردن برند  از سایر رقباست. اینکار می تواند جامعه ای را  در مورد برند شما ایجاد کند.  قبل از استفاده از Memes  در مورد مناسب بودن آن برای مخاطب و صنعت خود خوب فکر کنید. اگر برند شما برای مخاطبان جوان جذاب است می توانید از این گزینه به خوبی استفاده کنید.

 

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

3. ویدئوهای از پیش ضبط شده:

ویدئوها برای برجسته کردن نیازهای مشتریان و نشان دادن راه حل هایی که شما فراهم می کنید بسیار مفید و موثر خواهد بود. ویدئوها می تواند گران ترین شکل از محتوای تولیدی باشد زیرا تولید آن ها اغلب به دست شرکت های دیگر سپرده می شود. با اینحال تولید محتوای ویدئویی بسیار ارزشمند خواهد بود. یکی از مطالعات انجام شده نشان می دهد که قرار دادن فایل های ویدئویی در صفحات فرود می تواند نرخ تبدیل را تا 86 درصد افزایش دهد.

امروزه ایجاد ویدئوهایی با کیفیت کمتر برای استفاده در کانال های اجتماعی یا وبلاگ ها پذیرفته شده است. پست هایی که فایل های ویدئویی در خود دارند 300 درصد بیشتر از سایر پست ها لینک های داخلی دریافت می کنند. ویدئوهای مرتبط با محصولات/ خدمات و نیز فیلم هایی که در مورد نحوه استفاده از محصولات تهیه می شوند بسیار عالی خواهند بود.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

نکته ای در مورد فایل های ویدئویی موبایلی:

هر سال، تعداد ویدئوهایی که بر روی دستگاه های موبایلی تماشا می شوند  افزایش پیدا می کند. بر اساس یافته های Business Insider ، حدود 50 میلیون نفر از افراد در ایالت متحده آمریکا، فایل های ویدئویی را بر روی دستگاه های موبایلی خود تماشا می کنند و 15 درصد از تمامی ویدئوهای آنلاین  به طور جهانی بر روی گوشی های هوشمند و تبلت ها  تماشا می شوند.به همین خاطر باید اطمینان حاصل کنید که هر تصویر و فایل ویدئویی که در سایت خود دارید برای موبایل و دستگاه های موبایلی بهینه سازی شده است.

 

 

4. ویدئوهای لایو یا زنده :

چند وقتی فایل های ویدئویی در صدر قرار داشت اما امروزه فیلم های ویدئویی زنده محبوبیت بیشتری کسب کرده اند. ویدئوهای زنده در هر کسب وکاری عملکرد خوبی خواهند داشت. اینگونه فیلم ها  فاصله بین شرکت و بازدیدکننده را کاهش می دهند و می توانند برند شما را انسانی تر کنند. فیلم های زنده ویدئویی جدیدترین روش برای بازاریابای مشتریان است. در این روش مشتری احساس نمی کند برند مقابل در حال فروش محصول یا خدماتی به اوست. این نوع پاسخ دقیقا همان چیزی است که بازاریابان از کمپین موفق خود انتظار دارند.

2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

ویدئوهای زنده مسیری برای فناوری های اینده همچون واقعیت مجازی و واقعیت افزوده  باز می کنند . هر دوی این فناوری ها با سرعت بسیار زیادی در حال رشد هستند و محبوبیت زیادی کسب کرده اند. برای اینکه بتوانید چنین فرمت های جدیدی را به آغوش بکشید، باید با ویدئوهای زنده اشنا باشید و از آن ها استفاده کنید. گزینه لایو در فیس بوک و Periscope جزو پلتفرم های محبوب ویدئوهای زنده در سال 2017 خواهند بود.  معیارهای رسانه های اجتماعی بر روی فایل های ویدئویی زنده نیز قابل اعمال است. در ابتدا تلاش کنید تعداد فالوورهای خود را افزایش دهید. بهترین ویدئوهای زنده آن هایی هستند که مشتریان و کارمندان را هدف قرار می دهند. لازم نیست دوربین همیشه به سمت شما باشد. Dunkin’ Donuts یک نمونه عالی در این حوزه است. دانکین  از ویدئوهای زنده برای ارائه یک تور جذاب در مورد موقعیت های متعدد خود استفاده کرده و پشت صحنه آموزش کارمندان جدید را به  مخاطبان نشان می دهد. به کمک فیلم های ویدئویی زنده، مشتریان می توانند به افراد و موقعیت های آنان دست یابند.

5. اینفوگرافیک ها یا گیفوگرافیک ها

 نظر متخصصان در مورد اینفوگرافیک ها متفاوت است. با اینکه 48 درصد از بازاریابان B2C بر این باورند که استفاده از اینفوگرافیک ها برای بازاریابی موفق لازم و ضروری است و بیشتر افراد از این عناصر بصری در کمپین های بازاریابی خود استفاده می کنند اما برخی از بازاریابان معتقدند که عمر اینفوگرافیک ها به پایان رسیده است. راند فیشکین بازاریاب و بنیانگذار سایت Moz بر این باور است که اینفوگرافیک ها به راحتی خسته کننده می شوند و به همین خاطر بیشترشان به عنوان یک دارایی بصری مفید و موثر نخواهند بود.با اینحال،  در چند سال اخیر محبوبیت اینفوگرافیک ها بیشتر شده و هر فردی تلاش می کند اینفوگرافیک خود را ایجاد کند. اما بیشتر برندها اینکار را به درستی انجام نمی دهند. موثر بودن اینفوگرافیک ها به سادگی آن ها بستگی دارد. به همین خاطر اگر دریافتید که اینفوگرافیکی برای برند شما خوب است آن را ساده طراحی کنید.  این  تصویر از سایت Hubspot   نمونه ای از یک اینفوگرافیک موفق و عالی است.  همانطور که می بینید فرهنگ پاپ با موضوعات گرایشی در هم آمیخته شده است.

6. ارائه( Presentations ):

ارائه اطلاعات تنها در جلسات کاری مورد استفاده قرار نمی گیرد. سایت های آنلاینی همچون اسلایدشیر به کاربران خود اجازه می دهند فایل های خود را با مخاطبان وسیعی به اشتراک بگذارند. ارائه یک اسلایدشیر عالی  بر روی سرتیترهای خوب و طراحی و رنگ جذاب تمرکز دارد و تلاش می کند به کمک اطلاعات و اسلایدهای جذابی که درک آن ها آسان است نظر خواننده را به خود جلب نماید.  ارائه اطلاعات معمولا در برگیرنده داده های زیادی است به همین خاطر باید در طراحی ثابت قدم و پایدار باشد. همانند هر محتوای دیگری که برای بازاریابی به کار می رود، متن خوبی در فایل های خود بگنجانید و از منابع معتبر و مشهور استفاده کنید. به خاطر داشته باشید که Presentations را تنها در پاور پوینت ایجاد نمی کنند. شما می توانید از ابزارهای رایگانی همچون Skitch برای ایجاد گرافیک و متن بر روی تصویر استفاده کنید.

7. آمارها:

بیشتر محتوای طولانی را می توان در یک جمله خلاصه کرد. استفاده از آمار به شما اجازه می دهد محتوای خود را در ایده های مهم خلاصه کنید و شناخت از برند را افزایش دهید. Sprout Social به خوبی از آمارها استفاده کرده و آن ها را به محتوای بصری تبدیل نموده است.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

8. نقل قول ها:

چه کسی یک نقل قول خوب را دوست ندارد؟ بازاریابان معمولا تلاش می کنند از نقل قول های افراد متخصص و نویسندگان استفاده کنند. محتوای بصری نیز  این شکل از محتوا را جذاب تر از قبل کرده است.  مارکتو نمونه ای  در این حوزه است. این شرکت در گرافیک های خود از نقل قول های جذاب استفاده می کند.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

9. نمودارها:

 بیشتر بازاریابان زمانی که واژه محتوای بصری را می شنوند به یاد نمودارها می افتند. همانطور که می دانید نمودار یک فرمت فیزیکی و نیز آنلاین موثر برای نشان دادن اطلاعات است. نمودار به افراد کمک می کند با فراهم آوردن  نکات متنی، داده ها را به صورت بصری نمایش دهند و در درک بهتر این اطلاعات به آن ها کمک کنند.راند فریشکین در این باره می گوید:

نمودارها توسط منابعی که می خواهند اعداد و ارقام را نشان دهند و حتی منابعی که از اعداد نشئت گرفته اند و  به دنبال روش بصری برای نماش آن ها هستند مورد استفاده قرار می گیرد. این تکرار در به اشتراک گذاری نمودارها می تواند افراد زیادی را به سمت منبع اصلی سوق دهد. هر چقدار تعداد دفعات اشتراک گذاری این نمودارها بیشتر باشد تعداد افرادی که به سایت اصلی روی می آورند نیز بیشتر خواهد بود.

 سایت Buffer توانسته است اطلاعاتی را در مورد مزایای به اشتراک گذاری تصاویر در توییتر فراهم آورد. این سایت به خوبی از نمودار استفاده کرده است.

 2017-سال-محتوای-بصری،-چه-چیزی-باعث-می-شود-محتوای-بصری-عالی-باشد؟-محمد-کیان-راد

 

از مزیت محتوای بصری استفاده کنید:

 با ظهور انواع جدیدی از محتوای بصری همچون ویدئوهای زنده در سال 2017، قادر خواهید بود از مزایای این نوع محتواها به نفع خود استفاده کنید. برای اینکه نتایج بهتری دریافت کنید بهتر است از تصاویر اصلی استفاده نمایید و آن ها را هر جایی که توانستید به کار ببرید.  از به کار بردن تصاویر استوک خودداری کنید یا اینکه مطمئن شوید آن ها شبیه تصاویر استوک نیستند.  از قابلیت ارائه فایل، فیلم های ویدئویی و Memes هر جایی که توانستید استفاده کنید. تولید محتوای بصری به طور منظم ، هویت بصری به برند می بخشد و آن را در ذهن بازدیدکنندگان ثبت می کند.   به طور کلی، محتوای بصری وارد ذهن افراد می شود و می تواند آن ها را برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد برند تشویق کند.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اتصال بزرگ تر ممکن است همیشه به معنای اتصال بیشتر نباشد. رسانه های اجتماعی از آغاز قرن بیست و یکم، چهره جهان را تغییر داده اند. هنگامی که فیس بوک و سپس توییتر معرفی شدند، اعضای این شبکه ها آماده مشارکت با یکدیگر بودند. و امروزه شما می توانید نام کسی را در توییت یا فیس بوک ذکر کنید و از خبر ها مطلع شوید. تنها کافی است سراغ یکی از این شبکه های اجتماعی بروید.

1- اعتماد بسازید

اردن هاربینگ، یکی از بنیانگذاران پادکست Art of Charm می گوید: تعداد کمی از مردم، با طرفداران خود ارتباط برقرار می کنند. باید بدانید وقتی واقعا با مردم تعامل برقرار می کنید، بسیار شگفت زده می شوند. شما این گونه به طور جدی و معتبر، برای کسب و کار خود اعتماد ایجاد می کنید و زمانی که مردم به شما اعتماد می کنند و نفوذ بیشتری خواهید داشت، این گونه مردم می توانند پیام هایی را که می خواهید گسترش دهید تا به فروش برسد بیشتر به اشتراک می گذارند.

2- تخصص خود را به اشتراک بگذارید

گرانت ویز، کارآفرین سریالی و بنیانگذار دانشگاه بازاریابی املاک، به رغم درونگرا بودن، تأثیرگذار اجتماعی است. او بیان می کند این موضوع مهم است که به تگ ها، نظرات، اشتراک ها، یادداشت ها و... پاسخ دهید تا روابط و حتی فروش را در کسب و کارتان تقویت کنید و در ادامه می گوید: به سادگی با مشارکت و تلاش با کمک کسانی که با من در ارتباط بودند، توانستم هر هفته محصول فروش جدیدی را به کسب و کارخود اضافه کنم که به من کمک کرد شرکت را توسعه دهم.

3- ارتباط با دنبال کنندگان را رها نکنید     

کارولین سولدو، کارشناس بازاریابی می گوید: همانطور که رسانه های اجتماعی به سوی تجاری شدن گام برمی دارند، این ارتباط با دنبال کنندگان هم کمتر و کمتر می شود و ارتباطات شخصی از بین می رود. بازاریابان هوشمند باید این موضوع را بدانند که برای پاسخ دادن به پست ها زمانی که نامی از آنها ذکر شده یا برچسب گذاری شده اند، آماده باشند زیرا این کار ارتباط بین بازاریاب و دنبال کنندگان را افزایش می دهد و این همان چیزی است که هر دو طرف در ابتدا می خواهند.

4- مکالمات خود را به منظور توسعه کسب و کار خود افزایش دهید

جاسمین ستار، کارشناس بازاریابی می گوید: «اگر به نظریات به طور پیوسته پاسخ ندهید، دلیل کمی برای ادامه دادن نظر توسط افراد به وجود می آید. اگر افراد از نظر دادن و پسندیدن پست های شما امتناع کنند ارتباط شما با دنیای اطراف و افراد دیگر کاهش می یابد و رسیدن به اهداف  برای تان دشوار می شود. مهم این است که به یاد داشته باشید که رسانه های اجتماعی یک مکالمه واقعی زندگی در اینترنت است.

بنابراین، نگران نباشید که برای کسب و کار خود چه تعدادی دنبال کننده دارید تمرکز خود را روی اجتماعی بودن که مهم ترین اصل برای کسب و کار اینترنتی است، قرار دهید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

اینفلوئنسر مارکتینگ  یا  بازاریابی تاثیرگذار  گونه ای از بازاریابی است که در آن از اشخاص مشهور و  کلیدی برای انتقال پیام به یک بازار بزرگتر استفاده می شود. در این نوع بازاریابی شما به جای اینکه تعداد زیادی از مشتریانتان را به طور مستقیم به خدمت بگیرید، می توانید از چهره های مشهور استفاده کنید تا پیامتان را به جای شما منتشر کنند .

گاهی اینفلوئنسر مارکتینگ به صورت پایاپای با دو نوع دیگر از بازاریابی همراه می شود :  بازاریابی شبکه های اجتماعی   و بازاریابی محتوا . اکثر کمپین های بازاریابی تاثیرگذار از یک رسانه اجتماعی استفاده می کنند و از اینفلوئنسرها انتظار می رود که مطلب مورد نظر را از طریق آن کانال انتشار  دهند. اکثر کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ پیامی را با خود دارند که این پیام را یا شما برای اینفلوئنسرها تولید می کنید و یا آن ها خودشان آن را تهیه می کنند. اگرچه بازاریابی شبکه های اجتماعی و محتوا نیز در کمپین های اینفلوئنسر مارکتینگ می گنجند، اما مترادف اینفلوئنسر مارکتینگ نیستند .

تفاوت «بازاریابی دهان به دهان» و «اینفلوئنسر مارکتینگ» چیست؟

اگرچه گاهی بازاریابی دهان به دهان و بازاریابی تاثیرگذار به جای یکدیگر استفاده می شوند، اما  تفاوتی اساسی میان این دو رشته وجود دارد؛ بازاریابی تاثیرگذار، ایده ی به کارگیری چهره های مشهور برای بالابردن تاثیر پیام میان طرفداران آنهاست، اما بازاریابی دهان به دهان شاهراهی است که این ارتباط از طریق آن صورت می گیرد. پس اگرچه در ذات اینفلوئنسر مارکتینگ، بازاریابی دهان به دهان نیز وجود دارد اما همه ی بازاریابی های دهان به دهان از اینفلوئنسر مارکتینگ نشئت نگرفته اند .

 5 گام برای عملی کردن برنامه بازاریابی تاثیر گذار

1.تعریفی از مخاطبین آنلاین شما

بازاریابی موثر ، ابتدا مصرف کنندگان هدف را شناسایی می کند تا درک کند که چطورآن ها تاثیر می گذارند و تصمیمات و رفتارخرید آن ها را شناسایی و ارزیابی می کند.

2.شناسایی تاثیرگذاران مناسب

شما نیاز است افرادی که محتوا را ایجاد و به اشتراک می گذارند پیدا کنید که می تواند روی کسب وکار و تصمیمات خرید شما تاثیرگذار باشد.چون ممکن است محتوایی که آن ها ایجاد می کنند با محصولی که شما می فروشید در ارتباط باشد پس شناسایی افراد تولید محتوا می کنند بسیار مهم است.

3.نظارت موثر از فرصت ها

به افراد تاثیرگذار گوش کنید و بر محتوایی که ایجاد می کنند نظارت کنید.از خودتان بپرسید: درباره چه موضوعاتی آن ها بنویسند؟ چطوری به اشتراک گذارند؟چه سوالاتی از مخابینشان بپرسند؟

4.اقدام و تعامل

با یک کار ساده شروع کنید( با پیروی کردن از آن ها، به اشتراک گذاشتن مقالات ان ها). ابتدا باید اعتماد را ایجاد کنید و سپس از آن ها دعوت کنید تا با همدیگر کار کنید.

5.اندازه گیری نتایج شما

رابطه ای که با افراد تاثیرگذار ایجاد کردید حفظ کنید وببینید چطور آن ها رویدادهای محسوس را تفسیر می کنند(مثلاً ملاقاتشان). یاد بگیرید و تمرین کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

به نظر می رسد در سال های آینده، بازاریابان کنترل مشتریان و تجربیات آن ها را به طور کامل در دست خواهند گرفت.  سایت Economist Intelligence Unit از 499 مدیر ارشد بازاریابی و معاونان آن  در مورد تکامل بازاریابی سوال کرده است. آن ها تلاش دارند به کمک این مصاحبه ها فناوری های کلیدی و گرایش هایی که باعث تغییر در صنعت بازاریابی  می شود را در چهار سال آینده بیابند و مورد بررسی قرار دهند. در این مقاله قصد داریم خلاصه برخی از یافته های کلیدی را در اختیار بازاریابان قرار دهیم.

گرایش های داغ فناوری برای بازاریابان:

نمودار زیر زیاد هم شگفت انگیز نیست. سال هاست که موبایل و دستگاه های موبایلی به یک گرایش بزرگ در حوزه بازاریابی تبدیل شده است. همانطور که می دانید موبایل بیش از نیمی از ترافیک وب را به خود اختصاص داده است. اینترنت اشیا موضوع جدید تر و جذاب تری است اما هنوز هم درک درست و دقیقی از تاثیر این حوزه بر روی بازاریابان وجود ندارد.  فرصت ها و پیش بینی های زیادی در مورد آن وجود دارد اما اگر فردی به شما گفت که دقیقا تاثیر اینترنت اشیا بر روی بازاریابان را تا سال 2020 می داند به او اعتماد نکنید و بدانید که دروغ می گوید. فناوری های شخصی سازی نیز چندی است که در میان افراد محبوب شده اما با حجم داده هایی که در شرکت ها وجود دارد مدیران ارشد بازاریابی فرصت ها و شخصی سازی ها را به طور واقعی درک می کنند.

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

هدف گیری جغرافیایی تنها در آغاز راه قرار دارد و نباید جزو اهداف اصلی تان قرار گیرد. بازاریابان حرفه ای باید مدل های آماری را برای خود ایجاد کنند تا اطمینان حاصل نمایند که درک درستی از  مباحث مورد علاقه مشتریان خود دارند و بر اساس آن فعالیت های خود را شکل دهند. فناورهای جدید و ابداعانه ای که برای بازاریابی وجود دارد ، فناوری  بلوک های زنجیره ای است اما هنوز معلوم نیست چنین فناوری هایی تا سال 2020 چه تغییراتی خواهد داشت. تکامل این امر برای بخش های بانکداری، حقوق و مالکیت معنوی به نظر قابل درک می رسد اما اینکه چنین فناوری هایی بعدا چه تاثیری بر روی بازاریابی خواهد داشت و مزایای آن برای بازاریابان چه خواهد بود هنوز مشخص نیست.
هوش مصنوعی یکی از موضوعات داغ در این زمینه است.  این موضوع زمانی شدت یافت که پروژه هوش مصنوعی آلفای گوگل  در world Go champion   همه رقبای خود را شکست داد. ترکیب هوش مصنوعی با شخصی سازی محتوا فرصت های باورنکردنی را برای بازاریابان فراهم  می کند و این موضوع برای افرادی که به دنبال چنین فرصت هایی هستند بسیار عالی خواهد بود.

کانال های کلیدی در سال 2020:

زمانی که صحبت از سال 2020 به میان می آید همه ما تصوراتی را در ذهن خود خواهیم داشت. ایا تا سال 2020 ربات های پیشخدمت، خودروهای پرنده ، رایانه هایی برای خواندن ذهن انسان و موارد این چنینی ایجاد نخواهد شد؟  ابداع چنین مواردی تا سال 2020 چندان هم دور از ذهن نیست.
سال 2012 را به خاطر می آورید؟  زمان زیادی از این سال ها نمی گذرد. به نظر همین دیروز بود که المپیک لندن برگزار شد. آینده بیشتر از آن چیزی که فکر می کنید به شما نزدیک است. مدیران ارشد بازاریابی کانال های بازاریابی کلیدی برای کسب وکارهای خود را در سال 2020 پیش بینی کرده اند. این نمودار نیز نشان دهنده همین کانال های بازاریابی است.  همانطور که در نمودار می بینید رسانه های اجتماعی جایگاه نخست را به خود اختصاص داده اند. اپلیکیشن های موبایلی و وب نیز در جایگاه های بعدی قرار دارند.  ایا این نمودار اولویت های سرمایه گذاری فعلی شما را منعکس می کند؟ سرمایه گذاری در کانال های برتر می تواند شما را در میان رقبا متمایز سازد.

 

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

 

سنجش موثر بودن تلاش های بازاریابی:

معمولا بازاریابان در مرور و بررسی موثر بودن کمپین های خود با مشکلات و چالش های زیادی روبرو می شوند.  اگر صادق باشیم باید بگوییم که این مشکلات تقصیر بازاریابان نیست.  تایید اینکه فروش های جدید به خاطر کمپین های بازاریابی اخیر بوده است بسیار دشوار و سخت است.  اما فناوری های دیجیتال فرصت های زیادی را برای اندازه گیری دقیق معیارهای کلیدی ایجاد کرده است. چنین فناوری هایی به بازاریابان کمک می کند تاثیر تلاش های خود بر روی فروش را به خوبی مشاهده کنند.

 

دیجیتال مارکتینگ در سال 2020: نگاهی به آینده-محمد-کیان-راد

محاسبه  بازگشت سرمایه گذاری تنها زمانی امکان پذیر است که داده های دقیقی در مورد ترافیک و نرخ تبدیل داشته باشید.  بازاریابان بیشتر بر روی بازگشت سرمایه گذاری تکیه می کنند و کمتر از آمار و داده های کسب مشتری استفاده می نمایند.

بازگشت سرمایه گذاری هدف نهایی هر کمپین بازاریابی است. با اینحال اگر فکر می کنید می توانید بازگشت سرمایه گذاری را در بازه زمانی چهار ساله اندازه گیری کنید، باید از خودتان بپرسید چرا نمی توانید بازگشت سرمایه گذاری را همین حالا مورد اندازه گیری قرار دهید؟ هیچ فناوری عجیب و غریبی در عرض این چهار سال ایجاد نخواهد شد که عصای جادویی در اختیارتان قرار دهد و به شما کمک نماید بازگشت سرمایه گذاری را به دقت محاسبه کنید. فناوری های موجود می توانند بازگشت سرمایه گذاری را با اندازه گیری تمامی داده هایی که در حال حاضر وجود دارد به صورت مدل در آورند. اگر فکر می کنید می توانید اینکار را تا سال 2020 انجام دهید باید برنامه ریزی و اجرای آن را همین حالا شروع کنید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

تا همین 4 سال پیش اگر میرفتیم در یک کارخانه بزرگ را میزدیم و میگفتیم سلام، ما آمده ایم شما را برای دیجیتال مارکتینگ پرزنت کنیم، یا ما را با نتورک مارکتینگی ها اشتباه میگرفتند، یا میپرسیدند دیجیتال مارکتینگ چیست؟ وقتی که میفهمیدند به زبان ساده منظورمان تبلیغات در شبکه های اجتماعی و الی آخر است، با این تصور که این بچه بازیا چیه، کاملا ملموسانه و تا حدودی توهین‌آمیز دست رد به سینه مان میزدند.

اما امروز و بعد از 4 سال، تقریبا همه اعم از لوکال بیزینس ها تا بزرگترین شرکت ها که محصولاتشان صادر هم میشود، در شبکه های اجتماعی صفحه رسمی دارند. به عنوان شخصی که برای مدت طولانی در حال رصد کردن برند های بزرگ دنیا و همچنین برندهای ایرانی در شبکه های اجتماعی است، قصد دارم در مقاله پیش رو به 4 اشتباه متداولی که عموما برند های ایرانی در فضای اینستاگرام انجام میدهند بپردازیم و از نقطه نظرهای مختلف آن ها را بررسی کنیم!

1. انتخاب تیمِ اشتباه برای تولید محتوا و مدیریت شبکه های اجتماعی

 

به عنوان اولین اشتباه بزرگ که منجر به اشتباهات بزرگ بعدی میشود، گزینه اول را استخدام یک تیم اشتباه برای مدیریت شبکه های اجتماعی میدانم.

 

افراد زیادی این روزها به کار تولید محتوا و مدیریت شبکه های اجتماعی روی آورده اند. افرادی که توانسته اند با محتواهای طنزآمیز، عامه‌پسند و غیره صفحات پر مخاطبی را در شبکه های اجتماعی بدست بیاورند. و حالا این افراد تصور کرده اند که چون یک یا چند بار توانسته اند صفحات متفرقه ای را تا حد بالایی ترفیع دهند، میتوانند به خوبی و به راحتی از پس تولید محتوا برای صفحه اینستاگرام یک برند هم بر بیایند. اما تولید محتوا برای یک صفحه طنز و تفریحی کجا و تولید محتوا برای یک برند کجا!

 

البته من به بعضی از مدیران برند ها حق میدهم که با این افراد وارد قرارداد شوند. چون چه چیزی میتواند اغوا کننده تر از این باشد که یک نفر به شما یک صفحه به عنوان نمونه کارش نشان دهد که 400 هزار دنبال کننده دارد و حالا قرار است بیاید و برای شما کار کند؟ وقتی من هم چشمم به عدد 400 هزار بیوفتد، پیش خود میگویم این شخص حتی اگر یک/دهم آن چیزی که برای خود انجام داده را برای من انجام دهد، میشود 40 هزار تا. هولّی مادر آو جیزز و میروم شاد و شنگول قرارداد میبندم.

 

بهتر است برای اینکه به عنوان مدیر یک برند، یک تیم مدیریت شبکه های اجتماعی اشتباه را استخدام نکنید، روند زیر را در جلسه مد نظر داشته باشید.

 

یک کارشناس هنری مجرب را در طرف خود داشته باشید. از فرد یا افرادی که آمده اند با شما برای مدیریت شبکه های اجتماعی تان قرارداد ببندند بخواهید که نمونه کارهای گرافیکی، عکاسی و ویدیویی ارائه دهند و از کارشناس هنری تان بخواهید که آنها را بررسی کند. (لطفا در کار کارشناستان دخالت نکنید. آن شخص کارشناس است و سلیقه و نظرش بسیار جامع است و نظر و سلیقه شما فقط چون مدیر هستید نباید بر نظر آن غالب شود)
در مورد امکانات آنها بپرسید. مواردی مثل مکان فیزیکی، امکانات و تجهیزات (دوربین ها و تجهیزات عکاسی، کامپیوتر و دیوایس های دیجیتالی‌شان، نفرات و تخصص و مدرک های مرتبط با کاری که انجام میدهند. (لزوما دانشگاهی نه)
بعد از اینکه به نظرتان قابل بودند، به آنها بریف بدهید. در بریف خود دقیقا ذکر کنید که چه میخواهید و چه اهدافی دارید و از آنها بخواهید که با توجه به بریفتان به شما پروپوزال ارائه دهند.
پروپوزال را بررسی کنید، اگر همه چیز در نهایت مورد تایید بود، یک قرار داد محکم بنویسید و کار را شروع کنید.

 

2. تولید محتوا به هر قیمتی

 

خیلی مشاهده شده که برندها در اینستاگرام پست هایی میگذارند که نه ارزش هنری دارند، نه ارزش محتوایی و به نظر من تیم تولید محتوا صرفا برای پایبند بودن به تعهد خود که در قرار داد ذکر شده (فرضا روزی حتما یک پست) آن را انجام داده.

من فکر میکنم که برند خروجی نداشته باشد خیلی بهتر است تا اینکه خروجی با کیفیت بد داشته باشد. ضمن اینکه مخاطبان از شما انتظار یک ریتم منظم برای بارگذاری محتوا را ندارند. آن تلوزیون و رادیو بود که مردم ساعت 9 منتظر میماندند تا فلان برنامه پخش شود. تصور کردن وجود چنین نگرشی در اینستاگرام، نشان دهنده عدم داشتن اطلاعات درست است.

3. پاک کردن کامنت های انتقادی - عدم پاسخگویی به عموم کامنت ها و پیام ها

 

برند تحت هر شرایطی ملزم به انتقاد پذیری است. این نظر شخصی من نیست. این راه و روش مدیریت صحیح یک برند است. با پاک کردن کامنت، شما یک شخص که میتواند مشتری تان شود را به یک شخص که همیشه برای شما تبلیغات منفی خواهد کرد تبدیل میکنید.

اگر از شما انتقاد شد، به جای رفتار زشت و ناپسندِ حذفی، ابتدا نشان دهید که نظر مخاطب برایتان مهم است. محترمانه با او صحبت کنید و بگذارید نقدش را کامل بیان کند. حرف دلش را بشنوید. اگر حق با او بود، با دل و جان نقدش را بپذیرید و به او وعده بدهید که مشکلاتی که مطرح کرده را برطرف خواهید ساخت. گاهی اوقات در همین نقد ها به نکاتی میرسیم که مجرب ترین کارشناسان بازاریابی نمیتوانند به آن برسند و برایش راه حل ارائه دهند. اما یک مخاطب توانسته این کار را مجانی برای ما انجام دهد.

خوب است که مرز بین توهین و انتقاد را بشناسیم و تنها کامنت های توهین آمیز را حذف کنیم، آن هم به این خاطر که روحیه اصیل جامعه ما به هیچ وجه الفاظ "رکیک" را نمیپذیرد و جامعه ما معتقد است که نباید حرمت ها به این شکل شکسته شود. شاید اگر بخواهم برای یک برندی که در اروپا فعالیت میکند و فرضا محصولات ورزشی تولید میکند، چنین فیلترهایی را مد نظر قرار ندهم و به طور کلی نسخه ای دیگر بپیچم.

یک مسئله ی دیگر که مطرح است، عدم پاسخگویی برند ها در اینستاگرام به کامنت ها است. نمیدانم این دیدگاه از کجا برآمده که ما نباید جواب کامنت مخاطبانمان را بدهیم. دوره ای که رسانه ها یکطرفه بودند به سر رسیده. الان رسانه ها بر پایه ی تعامل ساخته میشوند. نباید اجازه دهیم یکطرفه بودن رسانه ها در گذشته ما را بد عادت کرده باشد که هنوز و در عصر جدید همچنان از رسانه های 2 طرفه همانند رسانه های یک طرفه استفاده کنیم.

پس کامنت ها را با دقت و حوصله کافی باید پاسخ داد.

4. مسابقه

 

مسابقه در شبکه های اجتماعی یک مسئله ی دو سر باخت است. از یک طرف معتقدم که مخاطب باید به خاطر علاقه اش به برند، به صفحه بپیوندد و نه به خاطر جایزه. و از طرفی هم خوراکی که قرار است شرکت کننده ها برای شرکت در مسابقه تهیه و ارسال کنند، یک محتوای کارشناسی شده و زیبا نیست. به این دلیل که متاسفانه زیباشناسی عموم مردم، نقص دارد و عموما در تهیه یک عکس زیبا ناتوانند. بخشی از این ناتوانی هم از نظر من مربوط به عدم پرداختن به موضوع "زیبایی شناسی برای همه" در سیستم آموزشی ایران است.

زیبا نبودن محتوا، رنگ و بوی صفحه ما را به طور کلی تغییر میدهد و از آنجایی که صفحه اینستاگرام، ویترین یا نمایشگاه برند است، نباید متوجه چنین تغییری شود.

به عنوان شخصی که با مسابقه مخالف است اما تا به حال چندین مسابقه را در اینستاگرام طرح ریزی و اجرا کرده، در نهایت با مسابقه در اینستاگرام مخالفم. البته شیوه های دیگری وجود دارند برای اینکه ظاهر صفحه شما خراب نشود. مثلا استفاده از یک هشتگ اختصاصی برای مسابقه به این شکل که هر شخص عکس را در صفحه خودش میگذارد و با نوشتن هشتگ مربوطه در کپشن، وارد مسابقه میشود. که البته این سیستم هم باگ های زیادی دارد و همچنان من معتقدم که مسابقه روش درستی برای پروموت کردن نیست و ترجیح میدهم هزینه ای که برای مسابقه کنار میگذاریم، برای تبلیغات صفحه برند در صفحات پر بازدید اینستاگرام هزینه شود.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

این موضوع دروغ نیست که تعداد کاربران کلی و فعال فیس‌بوک و توییتر از سایر شبکه‌های اجتماعی بیشتر است. اما با این وجود چرا لینکداین ترافیک بیشتری برای شما می‌فرستد؟

در تحقیق دوساله‌ای که روی ۲ میلیون بازدید ارجاعی از طرف شبکه‌های اجتماعی در ۶۰ سایت مشارکت‌کننده انجام شد، لینکداین به تنهایی دو سوم ترافیک ارجاعی را از آن خود کرد و در رتبه نخست جای گرفت. مخاطبان و کاربران لینکداین، از قشر تحصیل‌کرده و متخصص جامعه هستند. بیشتر این افراد با فضای کاری و اقتصادی سر و کار دارند. پس نمی‌توان انتظار داشت کودک ۱۲ ساله یا ورزشکار حرفه‌ای رقص باله را در این شبکه اجتماعی ببینیم.

‌از آنجایی که طیف مخاطبان لینکداین را چنین افرادی تشکیل می‌دهند، محتوای شما (اگر واقعا مرتبط و به درد بخور باشد!) بیشتر دیده شده و لایک می‌خورد. این موضوع دقیقا برعکس اینستاگرام و تلگرام است که مخاطبین آن‌ها به دنبال محتوای خبری کوتاه و یا سرگرمی هستند.از آن مهم‌تر، افراد حرفه‌ای و متخصص همیشه به دنبال مرجع و محتوای کامل هستند. در نتیجه اگر شما در بروزرسانی‌های لینکداین خود به مقاله اصلی در سایت لینک بدهید، می‌توانید منتظر ترافیک ارسالی از طرف آن‌ها باشید.

اما در لینکداین چطور باید رفتار کنیم ؟

1- دروغ نگویید چون بالاخره برملا می شود.

2- اگر شخصی را نمی‌شناسید پیام دعوت برای برقراری وضعیت دوستی نفرستید، بعضی‌ها از این کار متنفرند.

3- وقتی که شما هنگام درخواست برقراری ارتباط برای ارسال پیام سفارشی هیچ تلاشی نمی‌کنید و تنها دکمه برقراری ارتباط را می‌زنید، این باعث می‌شود که مردم فکر کنند تلاش دارید تا جایی که ممکن است با افراد زیادی ارتباط برقرار کنید. البته سایت لینکداین محدودیت‌هایی را برای ارسال درخواست ارتباط بی‌رویه ایجاد کرده است.

4- هرگز پیام مشابه برای همه نفرستید مثلا پیامی که برای یک متخصص سئو می‌فرستید نباید همانند پیامی باشد که برای یک پزشک می‌فرستید. همینطور با مطالعه دقیق پروفایل افراد متوجه می شوید که مثلا نباید پیام مشابهی را برای دو برنامه نویس زبان PHP ارسال کنید.

5- لینکداین یک سایت شبکه سازی حرفه ایست. افراد باید تصویر شخصی داشته باشند نه لوگو. جای دیگری در لینکداین برای نمایش شرکت‌ها وجود دارد. شرکت خود را در آنجا می‌توانید اضافه کنید و لوگوی شرکت‌تان را نیز به آن اضافه کنید.

6- برخی مثلا اول اسم و فامیلشان را می‌نویسند، اما واقعا چه دلیلی برای این کار وجود دارد؟ معمولا اسپمرها چنین کاری را انجام می‌دهند. پس سعی کنید نام خود را کامل درج کنید.

7- گرچه لینکداین در درجه اول به عنوان یک ابزار شبکه سازی کسب و کار ساخته شده است، اما هیچ کس تمایلی ندارد که ببیند شما دائما درباره خود و شرکت‌تان چه می‌گویید. در لینکداین هم می‌توانید اطلاعات جالب به اشتراک بگذارید فقط سعی کنید با پست‌های خود اعتبارتان را افزایش دهید.

8- وقتی اطلاعات جدیدی وارد لینکدین خود می کنید این اطلاعات برای دوستان شما هم نشان داده می شود. اگر دائما در حال اضافه کردن وضعیت به روزرسانی باشید، دوستان و کسانی که با شما در ارتباط هستند ممکن است از شما دلخور شوند، برای بروزرسانی‌های شخصی توصیه می شود حداکثر سه بار در روز این کار را انجام دهید و از Buffer App برای برنامه ریزی بروزرسانی‌های خود استفاده کنید.

9- لزومی ندارد همه توییت‌هایتان را به لینکداین اضافه کنید، همانطور که قبلا هم اشاره کردیم بروزرسانی های زیاد می‌تواند باعث آزار کسانی که با آنها در ارتباط هستید شود.

10- لینک‌ها یا بروزرسانی‌هایتان را به هر گروهی که در آن عضو هستید نفرستید بلکه درباره آنچه که می‌خواهید ارسال کنید، فکر کنید و تصمیم بگیرید که این مورد برای اعضای کدام گروه می‌تواند مفید و جذاب باشد. همینطور بهتر است با قوانین گروه هایی که در آنها عضو هستید بیشتر آشنا شوید.

11- چک کردن املای نوشتاری و اصول گرامری را فراموش نکنید شاید در توییتر و فیسبوک این مورد چندان مهم نباشد، اما در لینکداین به عنوان یک شبکه کسب و کار چندان خوش آیند نیست. سعی کنید کلمات و جملات را کامل بنویسید. اگر در توییتر به خاطر محدودیت بالا در تعداد حروف سعی می‌کنید کوتاه تر منظور خود را برسانید، در لینکداین سعی کنید که همانند یک حرفه ای در حرفه خود عمل کنید.

12- حتما نباید با اعضایی که لینکداین پیشنهاد می‌کند ارتباط برقرار کنید. همینطور بسیاری از لینک‌های توصیه شده لینکداین دارای ارزش محتوایی نیستند. در ضمن اکانت‌های اسپمر زیادی در لینکدین وجود دارند که به شما پیام فرستاده و درخواست پاسخ به ایمیل را از شما دارند. به درخواست‌هایی از اشخاصی که آنها را نمی‌شناسید، اعتماد نکنید.

13- در لینکداین هم می‌توانید ارسال‌های دیگران را لایک زده و یا بازنشر کنید و نیز نظر خود را زیر آن بنویسید. اما کپی کردن ارسال‌های دیگران و ارسال آن از طرف خودتان به نظرم ایده چندان خوبی نباشد!

14- لینکداین ، فیسبوک نیست! در لینکداین کسی تمایلی به دیدن عکس شما و دوست قدیمی‌تان که در آخرین سفر خارجی انداخته اید ندارند.

15- از گذاشتن پست های شبانه ، بعد از ظهرهای دیرهنگام و آخر هفته ها اجتناب کنید. اگر به دنبال داشتن تعداد بیشتری از مخاطبان هستید که مطالب شما را دنبال کنند، کار درست این است که زمانی اقدام به انتشار مطالب نمایید که افراد در اینترنت حضور داشته باشند. لینکداین بیشترین میزان ترافیک خود را در صبح ها و ظهر ها و از دوشنبه تا جمعه معرفی کرده است. ( برای ایرانیان شنبه تا چهارشنبه است ). ساعت کسب و کار رسمی ادارات ، بطور عمومی ، برای لینکداین ( واکثر شبکه های اجتماعی ) بیشترین میزان بهره وری را دارد، البته این بدان معنا نیست که نیاز است شما زمانهای خاصی را بطور منظم برای اینکار در نظر بگیرید بلکه باید ببینید در این بازه زمانی (ساعات کاری ادرای) چه ساعتی برای شما بهتر است و یا بازدیدکنندگان بیشتری دارد. مطمئن شوید که تنظیم و برنامه پست دهی شما با ریتم مخاطبان و بازدیدکنندگان لینکداینی متناسب باشد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

10 روش ساده دیجیتال مارکتینگ تا در زمان کمبود بودجه برای کسب و کار خود بازاریابی آنلاین کنید. همچنین می توانید از فرم مشاوره ما برای بهینه سازی کمپین بازاریابی آنلاین کسب و کار خود استفاده کنید

چه کسی گفته نیاز به صرف هزینه میلیونی برای مارکتینگ دارید؟ یکی از مزایای دیجیتال مارکتینگ این است که می توانید با بودجه کم نیز آن را به انجام برسانید.

دیجیتال مارکتینگ به کسب و کار شما در شرایط کمبود بودجه می تواند کمک فراوانی بکند. زمانیکه پروژه های دیجیتال مارکتینگ خود را شروع کردم، بودجه بسیار محدود 700 دلاری داشتم که بخش ناچیزی از آن را می توانستم برای مارکتینگ هزینه کنم. تنها چیزی در این زمینه داشتم توانایی بالا در دیجیتال مارکتینگ و علاقه وافر برای بلند کردن کسب و کار خود از خاک بود.

برای 11 سال، در بخش مارکتینگ شرکت LEGO فعالیت می کردم. در آنجا به عنوان یک تازه کار دیدم که چگونه یک تجارت بزرگ کمپین های مارکتینگ خود را به انجام می رساند، از چندین آژانس استفاده می کند، توسط دپارتمانی های بزرگ، فعالیت ها را کنترل می کنند. با توجه به تجربیاتی که با سال ها کار در زمینه مارکتینگ و دیجیتال مارکتینگ بدست آورده ام، این 10 نکته اساسی را به شما ارائه می کنم.

دیجیتال مارکتینگ از طریق سایت های بررسی Review رایگان

سعی کنید وبسایت خود را در سایت های بررسی آنلاین قرار دهید. این مسئله تنها به دلیل بحث افزایش ترافیک و بازدید سایت شما نیست، دلیل مهمتر آن بدست آوردن اعتبار (بک لینک ) در دنیای مجازی و آنلاین است. سایت هایی که در ادامه معرفی می کنیم، برخی از تاثیرگذارترین سایت های آنلاین هستند، و همچنین از نظر هزینه نیز بسیار به صرفه هستند زیرا رایگان هستند. کلید اصلی این روش های دیجیتال مارکتینگ در بحث SEO و محتوای شما نهفته است. کلمات کلیدی شما بسیار ارزشمند هستند، شما نیاز به داشتین ساختاری مخصوص به خودتان دارید و نباید با کپی از کارهای دیگران سعی کنید به اصطلاح "هم رنگ جماعت" بشوید.

صفحه شخصی خود را در گوگل راه اندازی کنید

این کار کسب و کار شما را در سرچ گوگل، نقشه گوگل و Google+ به نمایش می گذارد و به مشتری های شما این امکان را می دهد تا کسب و کار شما را به راحتی بررسی کنند. بررسی کسب و کارهای کوچک که در نتایج سرچ گوگل رتبه بالایی به دست آورده اند به شما یک شخصیت حقیقی می دهد و این درحالی است که این کار کاملا رایگان انجام می شود. بررسی ها و نظراتی که در Google+ دریافت می کنید در رتبه شما تاثیرگذار است زیرا نظر افرادی که با شما در ارتباط هستند را نشان می دهد، و همچنین ممکن است در سرچ گوگل این بررسی ها و نظرات نمایش داده شوند.

در سایت Yelp کسب و کار خود را ثبت کنید

بزرگترین سایت بررسی آنلاین، درست کردن یک فهرست از فعالیت های خود در سایت Yelp بدون شک ارزش زحمات آن را دارد. این کار رایگان است و توسط این پلتفورم شما می توانید فعالیت خود را در مقابل بازدید ماهیانه بیش از 140 میلیون بازدیدکننده قرار دهید.

ثبت سایت در Yahoo Local: وبسایت Yahoo برای کسب و کارهای کوچک فرصتی را ایجاد می کند تا کسب و کار خود را در دایرکتوری این وبسایت به صورت رایگان ثبت کنند. این فهرست شامل اطلاعات کاملی مثل محصولات، بررسی ها، نقشه و رویدادهای مختلف می تواند باشد.

یک تاثیر جانبی زمانیکه شما کسب و کار خود را وارد اینگونه دایرکتوری ها می کنید این است که از طرف رقبای خود تماس دریافت می کنید. این رقبا در واقع به دنبال کسب اطلاعات از شیوه های شما هستند و خود را به عنوان مشتری معرفی می کنند اما شما قادر نخواهید بود آن ها را شناسایی کنید. پس در برخورد با تمام مشتری های خود رفتار یکسان نشان دهید.

به صورت پیش فرض، این تماس ها آزار دهنده است. زمانیکه متوجه شوید آن ها شیوه های خود را برای ارائه خدمات دارند تلاش کنید تا شیوه های آن ها را شناسایی کنید. شروع به جمع آوری اطلاعات آن ها بکنید. من به شخصه وارد یک بازی با این رقبا شدم، به تماس آن ها پاسخ می دادم و نهایتا تا سه دقیقه، سرویس خود را به آن ها معرفی می کردم. این خود یک تمرین بود که چگونه سرویس خود را به مشتری ارائه کنم و آن ها را قانع کنم. از همین فرصت ها، موفق شدم 5 پروژه مناسب به دست بیاورم که خود برای چنین تماس هایی بسیار ارزشمند است.

دیجیتال مارکتینگ در رسانه اجتماعی

در ابتدا به این نکته دقت کنید، تاثیر رسانه های اجتماعی در سال 2017 بسیار شبیه تاثیر اینترنت در دهه 90 میلادی است، اگر شما دارای یک رسانه اجتماعی نیستید، شما به شدت دچار مشکل خواهید شد حتی اگر در حال حاضر این اتفاق رخ ندهد در سال های پیش رو بدون شک این مشکل بروز خواهد کرد. از این دیدگاه به این مسئله نگاه کنید که تمام رقبای شما دارای چنین امکاناتی هستند.

عضو گروه های Facebook و LinkedIn شوید

در Facebook و LinkedIn عضو گروه های مربوط به کسب و کار خود بشوید، پیشنهادها، راه حل ها و سرویس ها پشتیبانی خود را در این گروه ها مطرح کنید. این کار شما را به عنوان یک متخصص در این زمینه معرفی می کند، و در نهایت برای شما اعتبار و فروش به همراه خواهد داشت.

گروه شخصی مربوط به کسب و کار در Facebook ایجاد کنید: یک گروه رایگان Facebook برای مشتریان خود ایجاد کنید و برای ارائه پشتیبانی و خدمات و رفع مشکلات مربوط به مشتری ها از طریق این گروه عمل کنید.

وبلاگ نویسی

با وبلاگ نویسی در مورد اخبار، موفقیت ها و داستان های مربوط به کسب و کار خود این مسائل را به بازدیدکنندگان خود منتقل کنید.

از سایت های معروف صنعتی برای مشارکت در وبلاگ نویسی استفاده کنید

وبلاگ های معتبر را پیدا کنید، برای یافتن آن ها از پست ها و نظرات دنبال کننده ها استفاده کنید.

در وبلاگ های معتبر به صورت کاملا هوشمندانه نظر بدهید

این مسئله کاملا منطقی است که آدرس وبسایت خود را در یک پست مرتبط قرار دهید، اطمینان حاصل کنید که از اسم کاملا صحیح خودتان یا کسب و کارتان استفاده می کنید، نه اسامی کلیشه ای مربوط به آن زمینه.

زمینه های دیگری که بتوانید به ارتقا جایگاه خود کمک کنید

در فروم های مربوط عضو شوید و به سوالات افراد با توصیه های مفید پاسخ بدهید

در مورد نوشتن مطالب Spam صحبت نمی کنم، کامنت های کوتاه و تاثیرگذار تا افراد را به وبسایت خود متصل کنید. مشارکت معنادار و درستی در بحث داشته باشید تا توجه دیگر خواننده ها را نیز جلب کنید.

به سوال های افراد در وبسایت هایی مثل Quora ( سامانه پرسش و پاسخ ) پاسخ بدهید

از Quora برای الهام گرفتن برای نوشتن محتوای جدید می توانید استفاده کنید، به چه منظور؟ اگر شما بدانید در چه مورد می خواهید بنویسید، نوشتن ساده تر خواهد شد. بیشتر نویسنده ها چنین مشکلی دارند، آن ها جواب هایی دارند اما در واقع نمی دانند سوال چیست. در چنین سایت هایی می توانید به دنبال سوال مناسب بگردید که پاسخ آن نزد شماست. با جستجو در این سایت به سوالات مربوط به کسب و کار خود پاسخ بدهید و همچنین ایده مناسب برای نوشتن یک مطلب جدید را به دست آورید.

با انجام چنین فعالیت هایی، در زمانی که بودجه به اندازه کافی داشتید، می توانید با صرف هزینه در بازارهای مختلف با اعتبار بیشتر و نامی مطرح تر وارد شوید و د ر کمپین دیجیتال مارکتینگ گوی سبقت را از رقبای خود بربایید.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

۱. دکمه لایک و به اشتراک‌گذاری (share) صفحه شبکه اجتماعی خود را در وب‌سایتتان بگنجانید

برای اینکه گزینه لایک شبکه اجتماعی‌تان را در وب‌سایت خود قرار دهید، نیازی نیست که برنامه‌نویس ماهری باشید. احتمال دارد شخصی که از وب‌سایت شما بازدید می‌کند، یکی از آن چند صد میلیون نفری باشد که در روز وارد حساب شبکه اجتماعی خود شده است و بدین طریق شما یک فالوئر را به آسانی به‌دست آورید.

۲. شبکه‌های اجتماعی خود را با هم همگام کنید

تمام حساب‌های کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی مختلف همگام کنید. این کار به شما اجازه می‌دهد تا پستی را که به عنوان مثال در اینستاگرام می‌گذارید، به‌طور همزمان در سایر در سایر شبکه‌ها نیز قرار دهید. بدین شکل زحمت شما کمتر می‌شود و به‌طور مرتب همه شبکه‌های اجتماعی‌تان فعال باقی می‌مانند.

۳. از گراف جست‌وجوی شبکه اجتماعی استفاده کنید (این سلاح پنهان شماست)

یکی از فالوئرهای خود را در مرکز شبکه‌ای تارعنکبوتی تصور کنید. جستجو بر مبنای گراف به شما اجازه می‌دهد تا از طریق شناخت دیگر پیج‌های لایک شده توسط آن فرد، او را بهتر بشناسید. این اطلاعات به شما کمک می‌کند تا دریایی از افراد با ذهنیت مشابه را پیدا کنید. این روشی جالب و نبوغ آمیز برای گسترده‌تر کردن شبکه اجتماعی‌تان است.

۴. خدمات اختصاصی ارائه دهید

با پاداش‌هایی واقعی مسیرتان به سوی لایک بیشتر را هموارتر کنید. یک رستوران مکزیکی زنجیره‌ای فقط و فقط در صفحه شبکه اجتماعی خود اعلام کرد که در یکی از شعبات، بوریتوی (یک نوع ساندویچ) رایگان عرضه می‌شود. با این کار سیل فالوئر و لایک به سوی این صفحه جاری شد. چه کسی یک بوریتوی رایگان را نادیده می‌گیرد؟

۵. همکار پیدا کنید

کسب‌و‌کارهایی را پیدا کنید که خدماتی مکمل خدمات شما را انجام می‌دهند. به عنوان مثال، یک فروشنده لوازم اصلاح صورت می‌تواند با صفحه اختصاصی یک آرایشگاه همکاری کند. کسب‌وکارهایی با تعداد فالوئر مشابه پیدا کنید و با پیشنهاد تبادل تبلیغاتی، مسابقه و اسپانسرینگ به آن‌ها نزدیک شوید. این کار آسان‌ترین کار ممکن برای دو برابر کردن تعداد فالوئرهایتان است.

۶. لینک پیج کاری‌تان را در صفحه‌ی خصوصی خود نشر دهید

می‌توانید مطالبی را از پیج کاری خود به صفحه خصوصی‌تان بفرستید تا دوستانتان از آن پیج با خبر شوند. ضمنا از تمامی کارکنان بخواهید که در بخش مشخصات شغلی صفحه اجتماعی خود، لینک پروفایل شما را قرار دهند.

۷. محتوای جدید و مرتبط قرار دهید

این کار نیازمند کمی تفکر است. شاید به اشتراک‌گذاری محتوای ایجاد شده توسط افراد دیگر بخشی از استراتژی ارزشمند شما باشد؛ اما مطمئن شوید که دانش و نگرش خود را نیز با دیگران به اشتراک می‌گذارید. ضمنا محتوای جالب، از قبیل متن‌ها و عکس‌های سرگرم کننده خیلی بیشتر از محتوای تبلیغاتی به اشتراک گذاشته می‌شود. از این ویژگی خاص بهره ببرید.

۸. به طور مرتب ایمیل‌ها و شماره تلفن‌های مشترکین شرکتتان را با شبکه مجازی خود همگام کنید

ب توجه به ضروری بودن ارائه ایمیل به شبکه‌های اجتماعی می‌توانید با همگام‌سازی لیست ایمیل‌های مشترکین شرکت با صفحه مجازی‌تان، آن‌ها ر در شبکه بیابید. همچنین برخی از افراد شماره تلفنشان را نیز در پروفایل خود قرار می‌دهند؛ بنابراین با همگام‌‌سازی لیست ایمیل‌ها و شماره تلفن‌های مشترکین می‌توانید فالوئرهای زیادی به‌دست آورید.

۹. در بخش «تماس با ما»‌ی وب‌سایت، صفحات اجتماعی‌تان را نیز معرفی کنید

بازدیدکنندگان سایت از این طریق به شما دسترسی دارند؛. بهتر است روش‌های دیگر ارتباطی را نیز به آن‌ها معرفی کنید. لیست کامل و لینک تمام شبکه‌های اجتماعی را که در آن فعال هستید، در بخش «تماس با ما» قرار دهید.

۱۰. پاسخ‌گو باشید

ارسال محتوای جالب فقط بخشی از ماجراست. شما باید به شکلی منظم به سؤالات، نظرات و شکایات پاسخ دهید.

۱۱. مسابقه برگزار کنید

برگزاری مسابقات یکی از بهترین روش‌های ایجاد انگیزه در فالوئرها، جذب فالوئر و افزایش تعداد لایک است.

۱۲. دیگران را پیدا و دنبال کنید

فقط منتظر نباشید که مردم به سراغ شما بیایند؛ به صفحات مشابه بروید و افرادی که پست‌های نظیر پست‌های شما را لایک کرده‌اند، پیدا کنید و دنبال کنید.

۱۳. از هشتگ‌های مرتبط استفاده کنید

سعی کنید تا حد ممکن از هشتگ‌های مرتبط استفاده کنید. یکی از بهترین راه‌های موجود برای جذب فالوئرهای متعهد این است که آن‌ها را با هشتگ‌های جستجو شده‌شان به پیج خود بکشانید.

۱۴. روی شبکه‌های معدودی متعهد شوید

بهتر است به جای آنکه در چندین شبکه اجتماعی عضو شوید و حضور کمرنگی داشته باشید. در یک یا دو شبکه حضور مفید و فعالانه‌تری داشته باشید، متمرکز باشید.

۱۵. حضور مداوم داشته باشید

به تناوب مطالبی را پست کنید اما اجازه ندهید که این کار باعث ارسال مطالب بی‌کیفیت شود. مطالب جالب و مفیدی را ارسال کنید که مخاطبینتان دوست دارند.

۱۶. مشتریان حضوری خود را تشویق به دنبال کردن شما در شبکه‌های اجتماعی کنید

به مشتریانتان انگیزه بدهید تا عضو شبکه اجتماعی شما بشوند و بدین شکل از تخفیفات یا مزایای ویژه آن بهره ببرند.

۱۷. شوخ‌طبع باشید

برانگیختن احساسات (مثبت یا منفی) از طریق پست‌های ارسالی روشی عالی برای افزایش به اشتراک‌گذاری است؛ اما ارسال پست‌های طنزآمیز و شاد تعداد اشتراک‌گذاری بالاتری را برایتان به ارمغان خواهد آورد.

۱۸. مطالب افراد دیگر را به اشتراک بگذارید

پست‌ها، عکس‌ها و توییت‌های افراد دیگر را به اشتراک بگذارید تا آن‌ها نیز مایل به share کردن محتوای شما شوند.

۱۹. شخص باارزشی در شبکه لینکدین باشید

اگر نظرات مفیدی در این شبکه ارائه دهید، اعضای آن علاقه‌مند می‌شوند تا بیشتر از شما بشنوند و بدین طریق به دیگر صفحات اجتماعی شما سر می‌زنند.

۲۰. هدفمند باشید

اهداف مشخص و کوتاه مدتی را برای خود تعیین کنید تا بدانید که در طی یک بازه زمانی مشخص می‌خواهید به چه تعداد فالوئر برسید. بدین گونه تمرکز خود را از دست نمی‌دهید و شانس رسیدن به هدف مورد نظر را خواهید داشت.

۲۱. بهترین عکس‌هایتان را در اینستاگرام بگذارید

تا امروز مردم بیش از بیست میلیارد عکس در صفحات اینستاگرام‌شان گذاشته‌اند. به همین دلیل ارسال حجم زیادی از عکس‌های بی‌کیفیت راه به جایی نمی‌برد. ۴ تا ۶ عکس برتر خود را انتخاب و طی روز ارسال کنید.

۲۲. به سؤالات مردم در صفحات دیگر پاسخ دهید

بسیاری از برندهای بزرگ و شناخته شده سؤالات فالوئرهای خود را بی‌پاسخ می‌گذارند. شما می‌توانید با پاسخی صادقانه و مفید به آن‌ها کمک کنید. فراموش نکنید برای این کار با صفحه اجتماعی شغلی‌تان پیام بگذارید تا فالوئرهای بیشتری را جذب کنید.

۲۳. نام کاربری خود را تغییر ندهید

اگر می‌خواهید مردم با جستجوی نام کاربری‌تان شما را پیدا کنند، مطمئن شوید که نام کاربری‌تان با نام برندتان همسو و یکسان باشد. از مخفف سازی نام کاربری‌تان جدا خودداری کنید و از تغییر گاه‌به‌گاه آن نیز بپرهیزید.

۲۴. از فیلترهای تصویری مناسب استفاده کنید

برخی از فیلترهای محبوب نقش بیشتری در دیده شدن عکس‌های شما دارند. محبوب‌ترین فیلترهای عکس عبارت است از: حالت نرمال (بدون فیلتر).myfair,Hudson,risr.amaro,x-proll,earlybird.valencia,inkwell.

۲۵. در زمان مناسبی از روز مطالب‌تان را ارسال کنید

شما باید زمان ارسال مناسب پست را در نظر داشته باشید. بررسی کنید و ببینید چه زمانی بیشترین لایک را دریافت کرده‌اید. معمولا مردم در زمان تعطیلات و استراحت بیشتر به سمت گوشی‌های هوشمند خود کشیده می‌شوند و به چک کردن شبکه‌های اجتماعی می‌پردازند. این موضوع برای دیده شدن عکس‌هایتان اهمیت زیادی دارد.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

به واسطه کارم با مشتری ها، متخصیصن و وب مستر های زیادی در طول روز صحبت میکنم، که اولین مشکلشون به کل نداشتن بازدید و نتیجه نگرفتن از وبسایتشون هست. این دست از افراد اتفاقا بازاریابی محتوا هم انجام میدند و محتوا هم تولید میکنند. در واقع بازاریابی محتوای اونها به کل جواب نمیده و نتیجه گرفتن از وبسایت براشون به یک کار بسیار سخت و غیر ممکن تبدیل شده.

چرا اینطوره؟ اگر بازاریابی محتوا در این حد مهم هست که خیلی از اساتید بازاریابی میگن “بازاریابی محتوا تنها استراتژی باقی مانده بازاریابی هست” و ۹۰% کسب و کارهای B2B ازش استفاده میکنند پس چرا خیلی از کسب و کارها احساس میکنند بازاریابی محتوا برای اونها جواب نمیده و ازش نتیجه نمیگیرند؟

 

در ادامه مهم‌ترین مشکلاتی که وبسایت های ایرانی با اونها دست و پنجه نرم میکنند رو باهم بررسی خواهیم کرد.

۱- هدف وبسایت شما مشخص نیست

نداشتن هدف واضح و دقیق اولین و مهم ترین مشکل وبسایت ها هست. و خیلی ها هم در تعریف هدف کلا مشکل دارن! وقتی یک کسب و کار اینترنتی دارید از دو حالت خارج نیست که یا محصولی برای فروش دارید یا خدماتی برای ارائه. در دو حالت شما میخواین نیازی از مشتری رو برطرف کنید.

کاربر وقتی وارد وبسایت شما میشه دقیقا باید براش مشخص کنید که چگونه میخواین نیازش رو برطرف کنید و هدایتش کنید به سمت هر عملی که میخواین انجام بده.

این عمل میتونه ثبت نام در وبسایت شما باشه، میتونه دانلود اپ موبایل شما باشه، میتونه خوندن وبلاگ باشه ، تست کردن نرم افزار شما و هر چیز دیگه‌ای باشه…

برای هدایت کاربر به انجام عمل مورد نظرتون هیچ چیزی به جز المان های وبسایتتون در دست ندارید. جملات و محتوا، دکمه ها، لینک ها، فرم های ثبت نام یا عضویت در خبرنامه و غیره… هدف مورد نظر هرچیزی که باشه در نهایت باید به گرفتن اطلاعات کاربر منتهی بشه، تا بعدا بتونید بازاریابیتون رو هدفمندتر روی کاربرانی که به شما اجازه این کار رو با دادن اطلاعاتشون دادند انجام بدید.

اگر شما هیچ ایده‌ای راجع به بازاریابی ایمیلی و هدایت کاربر ندارید، قطعا نیاز به یک مشاور دارید.

۲- استراتژی بازاریابی محتوا ندارید

استراتژی بازاریابی محتوا به زبان ساده، مشخص کردن مرحله به مرحله کارهایی هست که باید انجام بشه و محتوایی که باید تولید بشه تا کاربر به هدف مورد نظر شما برسه. از هدف گذاری مناسب تا برنامه روزانه، هفتگی و ماهانه تولید محتوا و تحلیل و بررسی نتایج بدست آمده و بهینه سازی اونها.

حجم عظیمی از وبسایت ها هستند که واقعا محتوا هم تولید میکنند اما هیچ استراتژی مکتوب و مدونی ندارند. آمار نشون داده که در ۹۰% موارد اگر موفقیتی هم بدست بیاد مقطعی و ناپایدار هست. اگر هنوز استراتژی خودتون رو تنظیم نکردید همین الان اقدام نمایید و اگه نمیتونید برای داشتن یه مشاور اقدام کنید.

 

۳- محتوای خود را توزیع نمی کنید و هیچ رابطه ای با بقیه ندارید

 

سریعترین کار برای کشتن و حیف کردن محتواتون این هست که بعد از فشار دادن دگمه‌ی انتشار مقاله هیچ کاری نکنید و فکر کنید که مخاطب از هوا خواهد آمد و مطلب شما رو خواهد خواند و یا معجزه‌ای رخ خواهد داد و گوگل شما رو در صدر نتایج خودش خواهد برد و میلیونی بازدید به شما هدیه خواهد داد!

همچین چیزی نیست!

تولید محتوا تنها قسمتی از بازاریابی محتواست. نصف دیگرش توزیع و ترویج محتواست. بطور کلی بازاریابی محتوا به ۲ عمل کلی تقسیم میشه:

-   تولید محتوا

-   توزیع محتوا

مشخصا توزیع محتوا فقط رفتن به فیسبوک و توئیتر و شیر کردن لینک مقاله نیست! چطور محتوای خودتون رو توزیع کنید؟ چند راه ساده برای توزیع محتوا به شرح زیر هست:

-  خبرنامه ایمیلی (ساخت لیست ایمیل و بازاریابی ایمیلی)

-   شیر کردن محتوا در شبکه‌های اجتماعی (همزمان گسترش مخاطبهای شبکه های اجتماعیتون)

-  کامنت گذاشتن در وبلاگ‌های پربازدید و مرتبط با صنعت شما

-   ایجاد رابطه با وبلاگهای دیگر و نوشتن پست میهمان در آنها

-   پیدا کردن افراد معروف و تاثیرگذار در حوزه کاریتون که میتونند محتوای شما رو شیر کنند

-   پیدا کردن وب مسترهای دیگر و ایجاد رابطه با اونها و درخواست به اشتراک گذاری مطالب شما

-   وغیره…

واقعا راه‌های خیلی زیادی برای ترویج و توزیع محتوا هست و حتی میتونید در این راه خلاقیتهای زیادی به خرج بدید. فقط کافی هست به همون اندازه‌ای که برای تولید محتوا وقت میگذارید، حتی بیشترش رو برای توزیعش وقت بگذارید.

۴- محتوای شما افتضاح است

دیگه واقعا با این حجم محتوای کپی که وجود داره باید این رو گفت. بعضی اوقات برخی از وبمسترها هیچ کاری به جز کپی کردن مقالات دیگران نمیکنند و فکر هم میکنند هرچی بیشتر کپی کنند بهتر هست و اتفاق خاصی میفته و گوگل بهشون روزی ۱ میلیون نفر بازدید میده! بعضی‌ها هم مقالاتی رو کپی میکنند که خودشون ترجمه یک مقاله خارجی دیگه هستند…

زهی خیال باطل!

 

بازاریابی محتوا یعنی شما باید محتوا تولید کنید، اون هم محتوای با کیفیت. کیفیت محتوای شما به شدت روی نتیجه کار شما تاثیرگذار هست. اگر محتوای بهتری از محتوای شما در سطح وب وجود داشته باشه چرا مخاطب ها باید محتوای شما رو بخونند اصلا؟! یا چرا بقیه باید به اون لینک بدن و شیرش کنند؟

با رشد روزافزون بازاریابی و تولید محتوا، قد علم کردن و ایستادگی در یک بازار و صنعت پر جمعیت سختتر از همیشه شده. بازاریابی و تولید محتوای با کیفیت ساده نیست، ارزان هم نیست و نیاز به کار، زمان و هزینه داره.

۵- بازار هدف (Niche Market) خود را به درستی مشخص نکرده اید

اگر از من بپرسند یکی از مهمترین عوامل موفقیت در بازاریابی محتوا چی هست، قطعا انتخاب بازار هدف مناسب رو خواهم گفت. بازار هدف کوچک و مشخص در بازاریابی سنتی هم کاربرد داشته. در بازاریابی محتوا امروز بیشتر از هر زمان دیگری مهم هست که بازار هدف خودتون رو به بهترین و متمرکزترین شکل ممکن مشخص کنید. معروفترین جملات بازاریابی میگن “شما نمیتوانید همه چیز برای همه کس باشید” و “کوچکتر، بزرگتر است”.

ایده این هست که با توجه به مهارت ها و دانشی که دارید، با تولید محتوای مناسب و هدفمند، بخش کوچکی از یک بازار بزرگ رو بطور کامل در اختیار بگیرید و در اون بخش کوچک بهترین بشید. تمام سوراخ های محتوایی در بازار هدفتون رو پیدا کنید، ببینید در چه حوزه هایی محتوای خوب و مناسبی وجود نداره و بطور کامل اون بخش مشخص رو پوشش بدید، عمیق بشید، نتایج موتورهای جستجو رو از محتوای خودتون پر کنید تا رهبر اون بخش بشید.

اگر موفق به این کار شدید، میتونید یک مرحله به جلو برید و بخش های دیگه ی بازار رو نیز کم کم به دست بگیرید.

۶- بازار هدف شما به شدت رقابتی و سخت است

بازاریابان محتوایی که در بازارهای شدید رقابتی هستند کسانی هستند که بیش از همه برای نتیجه گرفتن مشکل دارند. دلیل هم واضح هست. بازار شما پر از رقبای قوی و وبلاگ های و تجارتهای مختلف هست.

چراغ جادویی وجود نداره که روی اون دست بکشید و یک شبه بتونید از همه بالا بزنید!

در همچین بازارهایی باید استراتژی خودتون رو دوباره تنظیم کنید، رقبا رو به دقت بررسی کنید، منحصر به فرد عمل کنید و آرام آرام و استراتژیک قدم بردارید. گاهی لازم هست نوع محتوایی که بیشترین تاثیر رو در حوزه تون داره پیدا کنید و زمان و هزینه بیشتری روی اون بگذارید و با کیفیتی بهتر از رقبا ارائه اش بدید.

۷- به اندازه کافی صبر ندارید و نتیجه را سریع و یک شبه میخواهید

بازاریابی محتوا به زمان نیاز دارد تا رشد کند و ارام ارام محتوای شما بتواند در موتورهای جستجو پدیدار شود. هیچ راهی وجود ندارد که در چند هفته حتی چند ماه بتونید به سرعت نتیجه بگیرید.

به جای عجله، روی یک برنامه زمانی کاملا مشخص بصورت روتین و ادامه دار محتوای با کیفیت تولید کنید و مخاطبان خود را آرام ارام بیشتر کنید. صبر کنید و نتیجه را خواهید دید.

 

۸- رابط کاربری وبسایت شما خوب نیست و کاربر را به سمت نتیجه دلخواه هدایت نمیکند

در اوایل مقاله از داشتن هدف حرف زدیم. نیاز نیست خدای رابط کاربری باشید. میتونید با جملات و دگمه های خیلی ساده هم کاربر رو به سمت هدف مورد نظر خودتون هدایت کنید. صحبت از صفحات فرود و دگمه ها و کپی رایتینگ و اینها از حوصله این بخش خارج هست، اما سعی کنید یک هدف اصلی تعیین کنید و:

-   طراحی سایتتان بسیار ساده و حول محور هدف اصلی نگه دارید.

-   از بیش از ۴ تا ۶ گزینه برای منوها استفاده نکنید و از زیر منوها استفاده کنید.

-   از Call To Action ها در اول صفحه و آخر صفحه اصلی خود استفاده کنید. (البته بستگی به نوع وبسایت شما دارد)

-   بطور خلاصه نگذارید کاربر تصمیم بگیرد که چه کار باید بکند و کجا باید برود، برایش بصورت واضح مشخص کنید.

۹- هیچ ذهنیتی راجع به تحلیل و آنالیز و تبدیل بازدید به مشتری ندارید! واقعا اگر ذهنیتی ندارید بپرسید! یاد بگیرید یا از کسیکه میداند کمک بگیرید. شما باید، تاکید میکنم باید حتی ریزترین حرکات بازدیدکنندگان در وبسایتتان را نیز بررسی کنید. باید بدانید چند درصد از بازدید کنندگان، کاری که شما میخواسته اید را انجام داده اند و چند درصد نداده اند. باید بدانید چند درصد در وبسایت مانده اند و چقدر نمانده اند. باید بدانید بیشترین ترافیک شما از کدام سایت ها بوده، در کدام قسمت ها باید بیشتر کار کنید…

دانستن تمام اینها به شما کمک میکند تا در طول زمان فاکتورهایی که بهترین نتیجه را رقم میزنند نگه دارید و فاکتورهایی که جواب نمیدهند را تغییر دهید یا حذف کنید. قسمت عمده ای از تحلیل خود را میتوانید با گوگل آنالایتیکس انجام دهید.

۱۰- فکر میکنید باید ترافیک نجومی داشته باشید تا نتیجه بگیرید

سندرُمِ ترافیک نجومی متاسفانه بسیار در وبمستران ما شایع است. باور غلطی که موفقیت و فروش را مستقیما به حجم بالای ترافیک ورودی به وبسایت مرتبط میداند.

واقعا چنین نیست!

ترافیک بالا البته خوب است اما بسیار مهمتر از آن ترافیک هدفمند است. ترافیکی که به فروش تبدیل شود. ۱۰۰ نفر بازدید کننده مرتبط و خوب که با محتوای شما ارتباط برقرار میکنند و پتانسیل تبدیل شدن به مشتری دارند از ۱۰۰۰ نفر ترافیک مصنوعی و نا مرتبط بهتر است. شما باید بتوانید حتی از ۳۰-۴۰ نفر بازدید در روز هم نتیجه بگیرید و رفتارهای آنها را برای بهتر شدن بررسی کنید.

هیچ وبسایتی یک شبه به بازدید بالا نرسیده و شما هم نخواهید رسید. با صبر و حوصله از یک بازار هدف متمرکز شروع کنید، با مخاطبانتان آرام آرام رابطه برقرار کنید و سعی کنید از بازدید کمتان نتیجه بیرون بکشید تا برای ترافیک بالا آماده شوید. ساخت گروهی از مخاطبان وفادار که محتوی شما را در سطح وب منتشر میکنند کاری زمان بر و البته زیباست.

جمع بندی

بازاریابی محتوا یک روند ادامه دار و یک رشد آرام در طول زمان است. مهمترین فاکتورهای آن تولید محتوای با کیفیت بصورت روتین و همیشگی و شناخت مخاطب هدف است. ممکن است هزاران دلیل برای شکست شما وجود داشته باشد اما مشکل شما میتواند جزء موارد بالا باشد. من اطمینان دارم ۹۰% از کسب و کارها میتوانند از بازاریابی محتوا استفاده کنند و یا استراتژی محتوای خود را بهتر کنند. اهداف کسب و کار خود را مشخص کنید، برنامه ریزی کنید و همین امروز شروع کنید.

فقط به یاد داشته باشید که از آن لذت ببرید.

آیا شما در بازاریابی محتوای خود دچار مشکل هستید؟ چگونه موفق شدید مشکل را برطرف کنید و نتیجه بگیرید؟

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

برای من یک دلیل خوب و قانع کننده بیاورید  که بر اساس آن شما نباید از ایمیل مارکتینگ در کسب و کار خودتان بهره ببرید، و من ۵ دلیل بهتر می آورم برای اینکه بگویم استفاده کردن از آن در کسب و کار یک قانون است.

شمایی که تازه در ابتدای این راه هستید، اول باید لیستی از افراد مختلف تهیه کنید تا بتوانید پیوسته با آنها در ارتباط بمانید. اگر لیستی از افرادی که می خواهید با آنها کار کنید، ندارید، در نتیجه کسی را ندارید که به شما پول دهد.

دوم زمانی که بازدید کنندگان شما به سایت و یا صفحه فیسبوک شما مراجعه می کنند، گرفتن آدرس ایمیل آنها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، چرا که در نتیجه آن می توانید باز با آنها در تماس باشید. شما اگر یک وکیل، یک لوله کش، یک دندانپزشک یا یک شرکت خدمات گرمایشی و سرمایشی هستید، هیچ دلیلی مبنی بر اینکه کسی سایت شما را بیش از یکبار بازدید کند وجود ندارد. اگر شما از بازدید کنندگان خود آدرس ایمیل دریافت نمی کنید، بنابراین روی از دست دادن آنها برای همیشه بسیار باید حساب کنید. و این با در نظر گرفتن هزینه ای که متقبل شده اید تا آنها سایت شما را مورد بازدید خود قرار دهند، هزینه بسیار زیادی است.

حتی اگر با مردم در محیط فیسبوک تعامل دارید، باز هم باید آدرس ایمیل آنها را دریافت کرده و ذخیره کنید. فیسبوک به شما اجازه می دهد تا با تمامی عاملین و مراجعین خود ارتباط داشته باشید، اما آنها به همین شکل دسترسی شما را به مشتریان و مراجعین خودتان محدود می کند، چرا که از شما توقع دارند در برابر دریافت این خدمات هزینه ای را پرداخت کنید. بنابراین دریافت و جمع آوری آدرس ایمیل مراجعین کاری بسیار پر اهمیت است، چرا که فیسبوک پیوسته بدنبال دریافت هزینه های مختلف از شما برای ارائه تبلیغات شما به آنهاست. اگر شما آدرس ایمیل مخاطبین خودتان را داشته باشید، دیگر نیازی به پرداخت هزینه به فیسبوک به این منظور نخواهید داشت.

 

به عنوان نکته سوم اینکه، شما می توانید اطلاعیه هایی را با قابلیت حساسیت به زمان به تمامی اعضای لیست ایمیلی خود بفرستید و در لحظه از طرف آنها پاسخی مبنی بر وصول دریافت کنید. کاری که در عمل در تلویزیون یا تبلیغات در نشریات امکان پذیر نیست. نکته منفی در این رابطه اینست که ایمیل همیشه از نرخ بازگشایی بالایی برخوردار نیست. به عبارت دیگر، ممکن است تنها ۲۰ درصد از افراد لیست شما که ایمیل را دریافت کرده اند، این ایمیل ها را باز کرده و مطالعه کنند. اگر شما تجربه کافی نداشته باشید یا بد عمل کنید ممکن است نرخ بازگشایی ایمیل برای شما حتی به ۵ درصد هم نزول کند و اگر در این زمینه خوب عمل کنید ممکن است نرخ این بازگشایی برای شما حتی بالای نرخ متوسط هم برود. در ادامه راههایی را برای بالا بردن این نرخ بازگشایی مطرح می کنیم.

نکته چهارم که بر اساس آن مردم دوستدار مشاهده ویدئو در محیط اینترنت هستند و شما می توانید با استفاده از ایمیل برای آنها بصورت رایگان ویدئو ارسال کنید. ارسال فایلهای ویدئو از طریق ایمیل از قدرت بیشتری برخوردار هستند، چرا که مردم بطور کلی تماشای ویدئو را به خواندن متن ترجیح می دهند. من این نتیجه را پس از ارسال یک  دوره ایمیل با محتوای نگارشی و یک دوره با محتوای ویدئو و مقایسه نتایج حاصل از این ارسال ها بدست آوردم.

نکته پنجم اینکه دسترسی به اینترنت با گوشیهای موبایل روندی در حال رشد است. مدرک و گواه می خواهید؟ در محیط خارج از دفتر خود به جمعیتی از مردم در حال گذر بنگرید و ببینید که چند نفر از آنها در حال استفاده از گوشی تلفن خود هستند. آنها از گوشی خود برای چک کردن وضعیت حساب کاربری شبکه های اجتماعی خود، گوش دادن به موسیقی، استفاده از جی پی آر اس، بازی کردن، و البته چک کردن ایمیل استفاده می کنند. گوشی تلفن با سرعت بسیار زیاد در حال رشد و جایگزین شدن با کامپیوترها برای گشت و گذار در اینترنت هستند. بنابراین با مشتریان احتمالی خود در ارتباط باشید، چرا که آنها در فضای اینترنت در حال چک کردن ایمیل با گوشیهای تلفن خود هستند و در آخر این نکته فرامون نشه که باید ایمیل طراحی شده به شکلی باشه که در گوشی های مختلف قابل مشاهده باشه.

 

حال بیایید تا با هم به صحبت در رابطه با استراتژی هایی برای بالا بردن نرخ بازگشایی ایمیل های شما بپردازیم.

بعد از بررسی های بسیار من به دو نتیجه مهم در این رابطه دست پیدا کرده ام. در درجه اول این ایمیل ها باید سرگرم کننده باشند. اما، عامل مهم تر برای اینکه یک ایمیل خوانده شود، انتخاب موضوع مناسب برای آن است.

موضوع ایمیل

موضوع در ایمیل همان نقشی را بازی می کند که یک تیتر خبری برای یک مقاله روزنامه بازی می کند. تیتر روزنامه در خواننده ایجاد کنجکاوی می کند تا وی را متقاعد به خواندن مقاله کند. همین موضوع برای ایمیل نیز صادق است. شما می توانید این موضوع را در رابطه با ایمیل ها امتحان کنیند تا ببینید که کدام یک شانس باز شدن بیشتری را دارند. شما با دیدن نتایج این آزمون شوکه خواهید شد. در اینجا می توانید تصویری را ببینید که باز گو کننده همین موضوع است:

از ایمیل مارکتینگ برای افزایش فروش خود استفاده کنید محمد کیان راد

 شما می توانید تاثیر درج موضوع را برای دریافت نتایج بهتر ببیند.

 

ایمیل های ارسالی در گروه A دارای نرخ بازگشایی بالاتری هستند – به این معنا که گروه A از نرخ بازگشایی ۴۵٫۵ درصد برخوردار بوده، در حالیکه این نرخ برای گروه B برابر با ۳۱٫۱ درصد می باشد. جالب توجه است بدانید هر یک از ایمیل ها نیز به تعداد برابر  برای هر دو گروه ارسال شده بودند. چهل و چنج نفر ایمیل A  و چهل و پنج نفر هم ایمیل B را دریافت کرده بودند و هر دو ایمیل از نظر محتوا کاملا یکسان بوده و فقط در موضوع در نظر گرفته شده با هم تفاوت داشتند.

حالا اجازه دهید فرض کنیم که شما یک لیست ۱۰۰۰ موردی از ایمیل آدرس در اختیار دارید. در این مرحله شما می توانید دو کار را انجام دهید.

در مرحله اول می توانید موضوع برتر و جذاب تر را در برابر یک موضوع دیگر مورد آزمون قرار دهید و آنها را برای افراد موجود در لیست خود ارسال کنید.

و البته در یک مرحله دیگر می توانید همین آزمون را با استفاده و از هر دو موضوع ایمیل جذاب تر و سپس موضوعی که از جذابیت کمتری برخوردار است، تکرار کنید. نتیجه ای که از این آزمون بدست می آید بطور تقریبی بیان می دارد که ۴۵٫۵ درصد از افراد ایمیل با موضوع جذاب تر را باز می کنند و ۳۱٫۱ درصد از افراد هم ایمیلی که با موضع دیگر فرستاده شده است را بازگشایی می کنند.

اهمیت این موضوع در اینجا مشخص می شود که:

فرض کنید که پیشنهاد شما برای خریدار سودی برابر با ۳۰ دلار در بر دارد. همچنین فرض کنید که بر اساس اطلاعات آماری سایت شما از هر ۱۰ نفر که ایمیل شما را می خواند، یک نفر اقدام به خرید پیشنهاد شما می کند. با استفاده از موضوع جذاب در ایمیل خود سود شما با احتصاب مفروضات بالا چیزی برابر با ۱۳۸۰ دلار می شود. (۴۵۵ نفر خواننده * ۱۰ درصد خرید* ۳۰$)  – با همین محاسبات اگر شما از موضوعی که کمتر مورد توجه است استفاده می کردید سودی معادل ۹۳۰ دلار کسب می کردید. تفاوت این دو حالت در میزان سود شما برابر با ۴۵۰ دلار بیشتر در صورت استفاده از موضوع جذاب تر می باشد. اما، توجه کنید که این آزمون برای شما هزینه ای را در برابر نداشته، حالا فکر کنید که عدم انجام این آزمون برای شما چه هزینه ای را به بار می آورد. فرض کنید که به عنوان یک دندانپزشک هر یک از مشتریان شما در دوران عمر خود به طور متوسط سودی برابر با ۵۰۰۰ دلار برای شما داشته باشند. علاوه بر این فرض کنید که ۵۰ درصد از مشتریان احتمالی شما، شما را بجای یک دندانپزشک دیگر مورد استفاده قرار دهند. تعداد افرادی که در نتیجه ایمیل با موضوع جذاب تر رو به شما می آورند، ۷۰ نفر بیشتر خواهد بود، این تعداد در طی دوره عمر خود مبلغی معادل ۳۵۰۰۰۰ دلار برای شما درآمد زایی به همراه می توانند داشته باشند که شما می توانستید آنرا از دست بدهید، در صورتی که این آزمون را انجام نداده بودید.  

نوشتن ایمیلها

زمانی که ایمیل خود را ایجاد می کنید، آنرا بصورتی مرتب کنید که خواندن آن برای خواننده با لذت همراه شود. حوصله خواننده خود را با مطالب مربوط به فروش و متونی که درک آنها برای همه آسان نیست، سر نبرید. اگر می خواهید یک پیام فروش را انتقال دهید، آنرا خلاصه، کوتاه و جذاب کنید.

به عنوان مثال، اگر یک دندانپزشک هستید ممکن است پیشنهاد سفید کردن دندان ها و یک معاینه کلی از دندانها را با نصف قیمت معمول انجام دهید. بیمار مراجعه می کند و ممکن است فقط چند خدمت اضافی نیاز داشته باشد. از این فرصت استفاده کنید و یک معاینه عمومی هم برای او در نظر بگیرید. این فرصت علاوه بر وفادار ساختن او می تواند باعث شود تا او مشتریان دیگری را هم به مطب شما معرفی کند و از این طریق باعث رشد کسب و کار شما شود.

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

به هیچ وجه نمیتوان منکر تاثیر شبکه های اجتماعی در رشد کسب و کار ، فروش و برندینگ شد . ولی این امر در کنار مقرون به صرفه بودن ، نکات کلیدی و حساسی هم دارد که رعایت آنها به خصوص برای برندینگ و فعالیت های دراز مدت ، بسیار حیاتی و ضروری است .

بد نیست یکبار سیاست های مجموعه و شرکت خود را در این راستا بازبینی کرده و نقاط ضعف آن را برطرف کنید .

 

انتخاب مناسب شبکه اجتماعی

بدون شک حضور درشبکه های اجتماعی بیشتر ، برای هر کسب و کاری حائز اهمیت است ولی به شرط آنکه کمیت جای کیفیت را نگیرد . اگر در یک شبکه حضوری پر رنگ و فعال و حساب شده داشته باشید بهتر از آنست که در پنج شبکه فقط حضور داشته باشید . بنابراین بر اساس توانایی ها ، مطالب ، نوع فعالیت و مخاطب و شیوه مدیریتی که در اختیار دارید شبکه اجتماعی مفید تر را انتخاب کرده و در صورت موفقیت در آن و امکان گسترش آن ، شبکه های بیشتر را به آن بیافزایید .

به عنوان مثال شبکه های اجتماعی   پینترست و اینستاگرام ، عکس محور هستند و برای مشاغلی که با تصویر میتوانند محتوا را به مخاطب برسانند بیشتر توصیه میشوند . مشاغلی مرتبط با پوشاک ، دکوراسیون و …. از این دسته اند . ضمن آنکه بیشترین مخاطبین آنها را بانوان و جوانان تشکیل میدهند و آمارها نشان میدهد که مخاطبین پینترست معمولا به لحاظ تحصیلات و سطح درآمد ، از اینستاگرام بالاتر میباشند . پس مطالب را به شکل مطلوب تری دسته بندی کنید و به مخاطب هدف نزدیک تری ارائه نمایید .

فیسبوک همچنان دارای مخاطب بسیار بیشتری نسبت به دیگر شبکه هاست و نشر مطالب در آن ویژگیها و سهولت های بیشتری دارد . امکان گذاشتن فیلم و متن و عکس و لینک و … به شکل همزمان و خاصیت ویرال ( انتشار ویروسی ) بیشتر در آن ، میتواند از مزیتهای ترویج برند شما باشد . ولی این را هم در نظر بگیرید که بیشتر مخاطبین آن برای ارتباط با دوستان و آشنایان و اعضای خانواده و شاید حتی سرگرمی در آن حضور دارند ، پس در تبلیغات و برندینگ خود باید کلیات علایق آنها را در نظر گرفته و موجب دلسرد شدن آنها از پیج خود نشویم .

لینکدین بیش از دیگر شبکه ها ، بار تجاری و بیزینسی را بر دوش میکشد . مخاطبین آن ( طبق آمار ) بیشتر آقایان بوده و معمولا کاربران این شبکه دارای تخصص ، تحصیلات و درآمد بالاتری هستند . معرفی بیزینس و محصولات و خدمات شما چنانچه در آن افراط نشود و استراتژی معقولی داشته باشد ، نه تنها موجب دلزدگی افراد نمیشود بلکه حتی میتواند بیشتر از دیگر شبکه ها مورد استقبال قرار گیرد . برای جذب نیروی انسانی و پیشنهادات کاری نیز بستر مناسبی است و بسیاری از کاربران با این اهداف در لینکدین حضور دارند . پس محتوای پروفایل و مطالبتان را حرفه ای انتخاب کنید و بر اصول آن پایبند باشید .

توییتر نیز میتواند برایتان کارایی لازم را داشته باشد . به خصوص اگر حرفه شما به اطلاع رسانی های مستمر و روزمره نیاز دارد و جنسیت مخاطب در آن تاثیر چندانی ندارد ، توییتر میتواند کمک بزرگی به نشر مطالب شما کند .

شبکه-های-اجتماعی-مان-را-چگونه-انتخاب-و-مدیریت-کنیم-؟-محمد-کیان-راد

چگونه شبکه های اجتماعی مان را مدیریت کنیم

مهمترین نکته شاید محتوا و تاکتیک هایی باشد که برای این شبکه ها در نظر میگیرید . حتما بر مبنای یک فعالیت از پیش تعریف شده قدم بردارید و دقیقا بدانید قرار است چه مطالبی در چه بازه زمانی و برای چه جنس مخاطبی ارائه کنید . به اصول خود پایبند باشید و مخاطبینتان را با نظم در شبکه هایتان آشنا کرده و عادت دهید .

مطالب دست اول ارائه کنید و اگر محتوای مناسبی پیداکردید از کپی آن حذر کرده و تنها آن را به اشتراک بگذارید . ( تولید محتوا اولویت بیشتری دارد ، از اشتراک های مکرر از دیگر صفحات نیز پرهیز کنید تا در راستای برندینگ گام بردارید ) .

چند بار پست را بخوانید و مطمئن شوید از اصول نگارشی مناسبی برخوردار است غلطهای املایی و تایپی ندارد .

از هشتگ ها نهایت استفاده را ببرید ولی افراط نکنید . تنها هشتگ های کاملا مرتبط و فکر شده را تعیین کنید و برای آنها خط مشی مناسبی تعریف کنید .

به هیچ عنوان اقدام به خریداری فالوئر و دنبال کننده ، نکرده و مخاطبین علاقه مند به حرفه خود را پیدا کنید . خرید دنبال کننده با تبلیغات برای شبکه های اجتماعی فرق میکند . هر اندازه تبلیغات میتواند مفید باشد ، خرید فالوئر میتواند مضر باشد .

به عنوان مثال فیسبوک مطالب شما را به حدود ده درصد از فالوئر های شما ارسال میکند . هر چه تعداد اعضای غیر واقعی شما بیشتر باشد ، تعداد اعضای واقعی پیج شما که مایل به دنبال کردن مطالب شما هستند ، کمتر مطالب شما را میبینند .

پست های زیاد در ساعات کم نگذارید . تعداد پست ها را در حد مناسبی تعیین کنید که در طول شبانه روز برای اعضا آزار دهنده نباشد . آنها فقط وارد نمیشوند که مطالب شما را ببینند .

مرتب و مکرر از خودتان تبلیغ نکنید و اسم و برند خود را تکرار نکنید . آنها میدانند چه برندی را دارند دنبال میکنند و تا حد نیاز با شما آشنا هستند .

هیچکس تمایل ندارد با یک ربات یا یک ماشین همصحبت شود . کاربران توقع دارند نیروی انسانی گرداننده شبکه های اجتماعی ، با آنها در ارتباط بوده ، مطالب و کامنتهای آنها را بخواند و به آنها جواب درست دهد . همواره از افرادی برای مدیریت شبکه های خود استفاده کنید که در حد لازم با جزییات و سیاستهای مجموعه شما آشنا باشد ، اختیارات لازم را داشته باشد و از ادبیات هر شبکه اجتماعی در حد نیاز برخوردار باشد . توجه داشته باشید که پاسخهای شما را تنها همان شخص سئوال کننده نمیخواند بلکه برای همه اعضای شبکه قابل رویت و قضاوت است .

در فعالیت های اجتماعی تان صبور بوده و حضور فعال و با ثباتی داشته باشید . کاربران جدید خیلی زود متوجه تفاوت یک پیج فعال و با ثبات و یک پیج غیر فعال و نسنجیده میشوند و عکس العمل آنها کاملا بستگی به عمل شما دارد .

تا حد امکان از تصاویر مرتبط با نوشته تان بهره ببرید . تصاویر میتوانند نقش بسیار پر رنگی در محبوبیت پست های شما داشته باشند . ارتباط با تصاویر و اینفو گرافیک ها بسیار سریع بوده ، لایک و اشتراک های بیشتری جذب کرده و بیشتر از متن در ذهن میماند . خیلی بیشتر جلب توجه میکند و امکان اشتراک گذاری در شبکه های بیشتری را برای شما و مخاطبینتان دارد .

 

شبکه-های-اجتماعی-مان-را-چگونه-انتخاب-و-مدیریت-کنیم-؟-محمد-کیان-راد

تلاش کنید در ساعات مناسب در شبکه های اجتماعی مطلب بگذارید . این امر به بازدید بیشتر پست هایتان کمک کرده و نتیجه بهینه ای برایتان به دنبال دارد . تصویر زیر میتواند تا حد زیادی به شما کمک کند .
امیدوارم مطلب فوق که جمع بندی از فعالیتهای مثمر ثمر در شبکه های اجتماعی بود ، برایتان کارآمد و مفید باشد .

منتشرشده در مارکتینگ و سئو
طراحی سایت