15 ایده عالی تجارت آنلاین

شنبه, 18 ارديبهشت 1395

برای شروع یک تجارت موفق حتما نیاز به یک دفتر کاری نیست ، در واقع برخی از موفق ترین بیزینس ها را می توان کاملا به صورت آنلاین انجام داد . با حفظ بیزینس خود به صورت دیجیتال می توان در هزاران دلار هزینه اجاره صرفه جویی کنید . تجارت آنلاین دسترسی شما را به تعداد بیشتری مشتری امکان پذیر میکند چون شما به یک مکان (دفترکار) محدود نمی شوید .

آماده شروع یک تجارت هستید ؟ در اینجا 15 ایده برای الهام بخشیدن به شما در تجارت آنلاینتان وجود دارد .

1.    مشاور SEO (بهینه سازی موتور جستجو)

آیا شما از ورود و خروج های موتور جستجو اطلاع دارید ؟ یا شما مهارت کافی در تجزیه و تحلیل گوگل آنالیتیکس (تجزیه و تحلیل ترافیک گوگل ) دارید ؟ بسیاری از شرکت های کوچکتر متوجه نمی شوند که چقدر بهینه سازی موتورهای جستجو (SEO) می تواند در تجارتشان تاثیر داشته باشد . شما می توانید یک تجارت آنلاین برای کمک به شرکت های دیگر به منظور سازگاری وب سایتشان با SEO شروع کنید .

با آموزش صاحبان بیزینس که چگونه تجزیه و تحلیل داده های خود را بخوانند و استفاده درست ازشون بکنند و یا چگونه از کلمات کلیدی و محتوای ساختار برای به دست آوردن ترافیک بیشتر استفاده کنند .

2.    رهبری تجارت

اگر شما اطلاعات و تجربه زیادی از تجارت دارید ، چرا تجارتی برای موفقیت کارآفرینان مشتاق راه اندازی نمی کنید ؟ می توانید از مهارت های خودتان برای کمک به یک شروع خوب تجار تازه کار و کمک به کارآفرینان با تجربه به حفظ مشتری هایشان استفاده کنید . شما همچنین می توانید مقالاتی در مورد پلت فرم هایی مثل لینکدین بنویسید تا دانش و مهارتتان را در این زمینه نشان دهید و مشتری جذب کنید .

3.    تخصص خرده فروشی

یک فروشگاه آنلاین به شما توانایی دسترسی به مشتری های سراسر دنیا را میدهد و این بدان معناست که تنها باید تلاش برای تخصص پیدا کردن در این زمینه بکنید . چه مبلمان خانه عروسکی ، چه غذای سگ ، همواره یک مشتری برای هر چیزی وجود دارد .

از یک سرویس وب هاستینگ با سبد خرید یا نرم افزار خرید و فروش الکترونیکی (e-Commerce Software) استفاده کنید ، به سرعت بیزینستان قابل استفاده خواهد شد .

ماشین فروش اتوماتیک بسیاری از محصولاتتان را به جای شما برای مشتری ها می فرستد و این بدان معناست لازم نیست شما همه صورت محصولات را داشته باشید .

4.    مشاور رسانه های اجتماعی

شرکت های بزرگ توانایی استخدام کارکنان تمام وقت برای اداره اکانت های فیسبوک و توییتر خود را دارند ولی کسب و کارهای کوچکتر معمولا باید خودشان به بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی رسیدگی کنند . با این همه مسئولیت دیگر ، صاحبان تجارت معمولا سرشان بسیار شلوغ تر از آن است تا زمانی را صرف توسعه و انجام یک استراتژی فوق العاده برای رسانه های اجتماعی خود بکنند .

به عنوان یک مشاور ، می توانید به آنها در تشخیص بهترین تاکتیک ، فرستادن برنامه کاری و مدیریت مخاطبان هدفشان کمک کنید . با افزایش تعداد دنبال کننده گانشان ،بیزینس شما هم پیشرفت خواهد کرد .

5.    طراحی وب سایت

تا حالا شده یک وب سایت تجاری را ببینید و احساس غیر جذاب و نچسب بودن بهتون دست بده ؟

اگر کمی از HTML می دانید و استعداد خوبی در زمینه طراحی دارید ، یک سرویس ساخت وب سایت های جذاب و ساده برای بیزینس های کوچک راه اندازی کنید . استفاده خوبی از توانایی های خودتان بکنید برای صاحبان تجارتی که دوست دارند تعداد بیننده گان وب سایت خود را بالا ببرند . نمونه هایی از کارهای مستقل و کوچک خود بسازید ، وب سایتی برای خود طراحی کنید تا با نمایش آن مشتری های ثابت و دائمی خود را پیدا کنید .

6.    نوشتن نامه توضیحی (Cover Letter)

این یک حقیقت تلخه ولی باید پذیرفت که وقتی درخواست کار می دهید ، نوشتن یک نامه توضیحی و رزومه فوق العاده می تواند تفاوتهای بسیاری را رقم بزند .

با اینکه لیست کردن دستاوردهای حرفه ایتان کار راحتی به نظر میرسد ولی بسیاری از هنر زیبای "رجز خوانی فروتنانه" دوری می کنند . شما می توانید برای کمک به نوشتن نامه توضیحی دیگران استخدام شوید .

بر روی افزایش نیاز و تقاضا برای استفاده از رسانه های اجتماعی سرمایه گذاری کنید و پیشنهادهایی برای رفع مشکلات استفاده از لینکدین بدهید .

7.    فریلنسر ( کارمزد) حرفه ای

شاید به فریلنسر بودن به عنوان یک بیزینس حرفه ای فکر نکنید ولی با وجود افزایش علاقه روز افزون شرکت ها به استخدام کارکنان پاره وقت برای پر کردن خلاء در توانایی هایشان ، این تصور زیاد سخت نیست که به وسیله ارائه یک بیزینس با انواع خدمات فریلنسر درآمد خوبی را برای خود حاصل کنید . بسته به مقدار مهارت هایی که دارید ، می توانید برای شرکت های متعدد در زمینه های مختلف کار کنید و تغییرات تازه و انعطاف پذیری بیشتر برای حرکت شرکت ها ارائه بدهید .

براساس لیستی که وب سایت Freelancer.com ارائه میدهد ، سرویس های فن آوری مدیریت محتوا و طراحی وب سایت محبوب ترین زمینه ها برای قراردادهای پیمانی هستند .

8.    فروش رابطه ای

اگر شما جزو اون دسته از افراد هستید که به گذاشتن نظراتشان در قسمت نظریات مشتری ها در سایت هایی مثل آمازون علاقه دارید ، از مجانی انجام دادن این کار دست بردارید . تبلیغات دهان به دهان هنوزم یکی از بهترین و موثرترین اعمال برای خیلی از شرکت هاست . بسیاری از تجار علاقه زیادی به سهیم کردن قسمتی از سودشان با افرادی که توانایی تبلیغات و قانع کردن مردم برای استفاده از محصولاتشان را دارند ، هستند . این کار خیلی راحت تر می شود اگر شما یک وب سایت شخصی با کلی دنبال کننده داشته باشید .

نماینده های روابط عمومی کمپانی ها (PR) همواره به دنبال حامیانی برای برند (Brand Advocate ) خود هستند تا بتوانند نمونه های رایگانی از سمپلهایشان را براشون بفرستند .

Smart Passive Imcome سه نوع از فروش رابطه ای را تجزیه و تحلیل می کند و شرح میدهد کدام نوع سودآورتر است .

9.    مربی سلامت / تغذیه

به نظر میرسد آمریکایی های دارای ناتوانی ذهنی می شوند وقتی حرف از تغذیه میشه . طبق آمار مرکز کنترل بیماری ، 70 درصد از جمعیت بزرگسالان آمریکا دارای اضافه وزن یا چاقی و بسیاری از مردمی که خواهان کم کردن وزنشان یا خوردن غذای سالم هستند ، اصلا نمی دانند از کجا شروع کنند .

برای ارائه برنامه و مشاور تغذیه به عموم مراجعه کننده گانتان ، نیازی نیست که حتما متخصص تغذیه (RD) باشید . با ترکیب درستی از حمایت شخصی ، تغذیه و علم ورزش شما می توانید از طریق خدمات آنلاینتان به مردم برای رسیدن به سلامتشان کمک کنید .

10.    کتاب الکترونیک  (eBook)

کلی اطلاعات در مورد یک موضوع خاص دارید که دوست دارید با دیگرن به اشتراک بگذارید ؟ با وجود کتاب خوانهای الکترونیکی (eReaders) که جزء اصلی هر خانواده ای شده اند ، ناشر-مولف (Self-Publication) شدن برای بسیاری از نویسندگان که ممکنه هیچ وقت نوشته هایشان توسط یک شرکت چاپ و نشر انتخاب نشوند ، صورت واقعی به خودش گرفته .

با ابزار درست بازاریابی ، شما می توانید با موفقیت کتاب خود را در هر زمینه ای از قبیل آشپزی ، کاهش وزن تا مشاور املاک منتشر کنید .

11.    پشتیبانی فنی از راه دور

بسیاری از بیزینس های کوچک بودجه کافی برای استخدام یک کارمند تمام وقت It را ندارند ، بنابراین زمانی که سیستم هایشان به مشکل بر می خورد معمولا یکی از دوستان وارد به کامپیوتر یا با یکی از اعضای خانواده تماس می گیرند .

اگر تجربه کار با کامپیوتر و نت ورک را دارید ، می توانید ضمن رفع نیازشون ، به نفع خودتان هم عمل کنید و سریع پیشنهاد پشتیبانی فنی از راه دور را ارائه بدهید .

12.    بازار مخصوص ( حراجی ) مجازی

معامله گران فرصت طلب و علاقه مندان به خرید اجناس دست دوم می توانند سود خوبی به نوبه خود از فروش مجدد لباس های لوکس خود به دست آورند . برای خودتان یک نام تجاری و یک وب سایت مستقل به عنوان سردر فروشگاه مجازیتان راه اندازی کنید و از یک سرویس مدیریت مانند Google Checkout برای رسیدگی به معاملاتتان استفاده کنید . عکس های با کیفیت بالا و جذاب از محصولاتتان باعث تفاوت شما در خیل بی شماری از کاربران اینترنتی ای که در تلاش برای فروش اقلام دست دوم خود هستند ، می کند .

13.    فروش صنایع دستی

سایت های آنلاینی مانند Esty و ArtFire بستری مناسب برای صنایع دستی سازانی است که می توانند از اقلام دست ساز با کیفیتی مثل پتوهای بافتنی یا ظروف شیشه ای رنگ آمیزی شده منحصر به فرد محصولات خوب و مقاومی تولید کنند .

اگر شما مواد اولیه خود را از یک تامین کننده صنایع دستی به صورت عمده سفارش بدهید یا استوک هاتونو پیش خرید کنید ، هزینه راه اندازی بیزینستون بسیار ناچیز می شود . در یک چشم به هم زدن به سود دهی می رسید ، حتی می توانید فروشگاه خود را به یک کار تمام وقت تبدیل کنید .

14.    دوره های آموزشی آنلاین

برای آموزش کاری به مردم که به طور کامل از آن آگاهی دارید ، نیازی به گرفتن مدرک دانشگاهی ندارید . می توانید با پیشنهاد کلاس هایی که در آن علاقه مند و پرشور هستید به دیگران برای بهبود زندگی شان کمک کنید ، مثل یوگا و پخت و پز .

بسته های آموزشی و ویدیئو هایی برای دانلود از یک وب سایت بسازید یا برنامه آموزشی زنده اسکایپ (Skype) با مشتریان تهیه کنید .

15.    توسعه دهنده اپلیکیشن

اپلیکیشن های موبایل بسیار محبوب شده اند . مردم حاضر به پرداخت پول خوبی برای روشی که بتوانند زندگی خود را با گوشی های همراهشون کنترل کنند ، هستند . اگر ایده های بزرگ و توانایی برنامه نوشتن دارید ، این راه را ادامه بدهید و اپلیکیشن خود را بسازید . اگر فقط ایده دارید و نمی دانید چطور آن را به واقعیت تبدیل کنید ، تعداد زیادی توسعه دهنده (دولوپر) وجود دارد که به دنبال همکاری با افراد برای ایجاد اپلیکیشن هستند .

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

خواه به آن توجه کرده باشید یا نه، اگر شما مالک یک کسب و کار کوچک هستید، بنابراین یک بازاریاب هم هستید. شاید هرگز در این رابطه آموزشی ندیده باشید، اما در حقیقت در حال بازاریابی برای کسب و کار خودتان هستید. در حالیکه بسیاری از افراد درک و فهم متفاوتی در رابطه با چیستی و چگونگی بازاریابی دارند، در نظر من، بازاریابی خوب تماما در رابطه با ایجاد یک تجربه جذاب و تاثیر گذار از برند است.

اداره کردن یک کسب و کار کوچک یک فرد ویژه با توانایی های ویژه را می طلبد. شما نقشهای مختلفی را بعهده خواهید گرفت. کارآفرینان اغلب یک نقش کاملا مشخص در یک تشکیلات مرتب و منظم را نداشته و همچنین نمی توانند روی  چندین منبع مختلف برای اتمام پروژه های خود تکیه کنند. در حقیقت تیم بازاریابی وجود ندارد که بتواند این کار سنگین را انجام دهد.

ما همچینین فکر می کنیم که بازاریابی یک شغل بی پایان و تمام نشدنی باشد. دقیقا در لحظه ای که تمامی برنامه ها آماده اجرا هستند، یک عامل تغییر می کند – یک رقیب وارد بازار می شود، سیاستهای قانونی تغییر می کنند یا یک پیشرفت تکنولوژیک نیاز به بررسی و تفکر مجدد پیدا می کند.

 

 اهمیت داشتن رویکرد برندهای بزرگ در بازاریابی برای کسب و کارهای جدید محمد کیان راد

این در ارتباط با کسب و کارهای بزرگ صدق می کند و البته در رابطه با کسب و کارهای کوچک هم کاملا درست است. برخی کارآفرینان در حالیکه آرزوهای بزرگی در سر دارند، به برندهای بزرگ  می نگرند؛ آرزو می کنند که ای کاش می توانستند فعالیت های آنها را عینا انجام دهند و همان نتایج را بدست آورند. من باور دارم که در کسب و کارهای کوچک، شما می توانید همان نتایج برندهای بزرگ را بدست آورید، منتها در مقیاسی کوچکتر از آنها.

اگر شما یک مشاور، یک رستوران محلی، نایک و یا حتی بی.ام.و باشید، روش انجام کار فرقی نکرده و یکسان است و بدون توجه به اندازه کسب و کار همان روند باید انجام پذیرد. مطمئنا، بودجه های مصرفی ممکن است متفاوت باشد، اما چگونگی نائل آمدن به آن نقطه حتما یکسان است.

برای شروع، کسب و کارهای کوچک می توانند موارد زیادی را از برندهای بزرگ یاد بگیرند. این موارد می تواند در رابطه با چگونگی ایجاد ارتباط  با مشتریان و وفادار ساختن آنها به برندهای بزرگ را شامل شوند.

در اینجا مسئله دانستن چیزی است که می خواهید به آن برسید و پیروی از بهترین روشهایی است که ثابت شده برای کسب و کار با هر اندازه ای می تواند جوابگو باشد. مسئله تبدیل کردن کسب و کار شما به یک برند از طریق ایجاد یک تجربه مناسب برای مشتری خاص شماست. کسب و کارهای کوچک معمولا بهتر از کسب و کارهای بزرگ می توانند آن را انجام دهند.

برندها می بایست الهام بخش باشند. الهام بخش بودن باید هدف نهایی  و غایی شما باشد. بعنوان یک کارآفرین ممکن نیست که فکر کنید می توانید الهام بخش باشید، اما بیشتر از این نمی توانید به بیراهه بروید. الهام بخش بودن بخشی از کارآفرینی است. کسب و کارهای کوچک مهمترین بخش از اقتصاد و شیوه زندگی ماست. شما بیشتر از هر شرکت بزرگ دیگری می توانید به زندگی مردم ارزش ببخشید. خلاقیت و نوآوری لزوما از ساختمانهای بلند شرکتهای بزرگ بیرون نمی آیند. بلکه از تفکرات عملی و خلق الساعه کسب و کارهای کوچک حاصل می شوند.

منتشرشده در برندینگ

همراه با بروزرسانی های جدید گوگل تحت عنوان مرغ مگس خوار، پاندا و … بازاریابی محتوایی نسبت به قبل نه تنها ارزش خود را از دست نداده، بلکه حتی از اهمیت بیشتری هم برخوردار شده است.

برای سالیان سال موتورهای جستجو برای رتبه بندی و تعیین جایگاه واقعی سایت یا وبلاگ شما از طریق مطابق قرار دادن کلید واژه های جستجو شده در موتورهای جستجو با کلید واژه ها و عبارات استفاده شده توسط شما در متن وبلاگ یا وبسایت شما اقدام می کردند. تقریبا می توان گفت که نتایج جستجو تا حد زیادی بستگی به رویکرد کاربر داشت، اما اکنون دیگر گوگل به این نتیجه رسیده است که کلمات می توانند معانی بسیار متفاوتی داشته باشند.

پیش از این گوگل اعلام کرد که برای بهتر شدن وضعیت فعلی الگوریتم جستجوی خود مرغ مگس خوار را عرضه کرده است. هدف از این تغییر درک بهتر چگونگی فکر کردن مردم و در نظر گرفتن معانی مختلف کلمات یا عبارات استفاده شده در جستجو می باشد. در اینجا برای شما ۵ نکته یا راهکار را جمع آوری کرده ایم که در آنها به بهتر شدن وضعیت بازاریابی محتوایی بعد از معرفی مرغ مگس خوار پرداخته شده است:

۱- محتوا باید بر نیازهای مصرف کننده تمرکز داشته باشد

شاید هیچ زمانی بهتر از حالا برای در نظر گرفتن شرایط بدست آوردن و جذب مشتری از طریق استراتژی های بازاریابی اجازه محور نباشد. چرا؟ برای اینکه این مصرف کننده است که محتوای با کیفیت را تعریف می کند و هدف گوگل ارضای نیازهای مصرف کننده است. عایدی بسیار کمی در طراحی یک وبسایت یا یک کمپین ایمیلی خواهیم داشت اگر در طی این کار اقدام به تحمیل پیام خود به مردمی بکنیم که خواهان دریافت این پیام ما نبوده اند. زمانی که مردم از جستجو استفاده می کنند، آنها در پی یافتن یک پاسخ مشخص و دقیق به پرسش خود یا کسب اطلاعاتی هستند تا بتوانند بر آن اساس اقدام به اتخاذ یک تصمیم مهم بکنند، برای اینکه محتوای یک وبسایت با کیفیت در نظر گرفته شود باید توانایی برآورده کردن آن نیازها را داشته باشد.

۲- با دقت تمام زبان مورد استفاده در محتوای وبسایت خود را مورد بررسی قرار دهید

با وجود اینکه تمرکز مرغ مگس خوار بیشتر بر جستجو از طریق موبایل و جستجو از طریق صوت است، اما باز هم اکثر جستجوهای انجام شده بصورت آنلاین را تحت تاثیر قرار می دهد. شما باید متوجه شوید که چرا مردم یک کلمه یا واژه بخصوص را در بخش جستجو تایپ می کنند؟ آیا محصولات یا خدمات جایگزینی برای محصولات و خدمات شما وجود دارد؟ به عبارت دیگر، فرض کنید که شما یک وبسایت برای ارائه خدمات در زمینه املاک و خرید و فروش دارید – وبسایت شما در رابطه با کسانی که برای اولین بار اقدام به خرید یک خانه می کنند چه می گوید یا در رابطه با مشکلات مختلف که یک نفر ممکن است در خرید و فروش یک خانه با آنها مواجه شود چه مطالبی را پوشش می دهد؟ شما باید بسیار فراتر از یک کلید واژه را در نظر بگیرید و محتوای خود را در رابطه با آن ایده ها و مطالب متمرکز سازید. روشهای مدیریت روابط مشتری شما باید بیشتر بر روی “چرایی” کلید واژه های جستجو شده تمرکز کند و کمتر به “چه بودن” این کلمات توجه کند.

 

۳- محتوای با کیفیت باید قابل جستجو باشد

هر روزه میلیون ها نفر در حال اشتراک گذاری ایده ها، نظرات، و دیگر اطلاعات با ارزش در شبکه های اجتماعی هستند. آیا شما به اندازه کافی در این معدن بالقوه غنی از طلا وقت برای جستجو و بررسی صرف می کنید؟ وبلاگ یا وبسایت شما باید بگونه ای طراحی شود که اشتراک گذاری مطالب آن برای اقوام، دوستان و همکاران بازدید کننده گان شما تا جای ممکن سهل و آسان باشد.

۴- محتوای وبسایت باید جالب و دعوت کننده باشد

تهیه محتوا برای وبسایت بصورت تخصصی نباید بصورت کند و کسل کننده باشد. بروزرسانی های پاندا و پنگوئن وبسایت هایی را که شامل محتوای بی ارزش، نامرتبط و بی کیفیت بودند و از روش های لینک دادن منجر به محتوای بی کیفیت می شدند را جریمه می کنند. مردم تنها خواننده مطلب نیستند و در حقیقت دستگاه های هوشمندی هستند که اقدام به اسکن یا بررسی کلی یک محتوا در زمانی اندک می کنند و اگر آن محتوا را جالب و مرتبط تشخیص ندهند در همان ثانیه های اول از سایت خارج می شوند. اگر فکر می کنید که تهیه و عرضه محتوای با کیفیت کار مشکلی است اقدام به برون سپاری آن بکنید.

۵- محتوای وبسایت شما باید بصورت دقیق تعریفی جامع از برند شما را ارائه دهد

محتوای وبسایت و یا وبلاگ شما باید دارای ساختاری باشد تا بازدید کنندگان از طریق آن بتوانند به یک پاسخ مشخص و البته اطلاعات واضح دست پیدا کنند. آنها دوست ندارند تا از طریق سایت شما به یک منبع دیگر برای پیدا کردن پاسخ خود هدایت شوند. مردم را وادار به حدس زدن شغل و هویت خود نکنید. بهترین محتوا همیشه صادقانه و شفاف به بازدید کننده باید ارائه شود.

گوگل در حال حاضر هر تلاشی را می کند تا کیفیت جستجو را افزایش دهد و گوگل بات (googlebot – یک خزنده وب مورد استفاده توسط گوگل) در حال حاضر سعی در فهمیدن انگیزه پشت هر جستجو دارد. اکنون چالش ما – چگونگی برقراری ارتباط مستقیم با مخاطب هدف می باشد. جزء اصلی در این موضوع ارتباط است و باید به افق هایی بسیار فراتر از مطابق ساختن تنها چند کلید واژه مختصر بیاندیشیم.

اگر در روشهای لینک سازی و بطور کل بهینه سازی سایت خود نیاز به کمک دارید، با ما تماس بگیرید و ما به شما این اطمینان را می دهیم تا پیغام مناسب را از طرف شما بدرستی به دست مخاطب هدف برسانیم.

غیر از موضوع بروزرسانی الگوریتم گوگل، از بایدها و نبایدهای بازاریابی محتوایی چه اطلاعاتی دارید؟ یا اهمیت استفاده از ویدئو در بازاریابی محتوایی چطور؟

منتشرشده در برندینگ

مایکل مسترسون میلیونر، به عنوان تاجری بسیار موفق، واقعا شایستگی این را دارد که نصایحی به کارآفرینان پیشرو ارائه دهد. کسی نیست که از دستاوردهای او در دنیای تجارت تاثیر نپذیرد، اشتیاق و انرژی او مسری است.

 فرضیه اصلی مسترسون نکات زیادی دارد: منتظر نشوید تا محصول یا خدمت شما در بهترین حالت ممکن قرار گیرد؛ قبل از هدف گیری شلیک کنید؛ نگران این نباشید که محصول شما عالی نیست، فقط آن را به بازار ارائه کنید.

 مسترسون توضیح می دهد که در ابتدای کارش زمان زیادی را به بهتر کردن خبرنامه ها اختصاص می داد، به جای اینکه به فروش آنها فکر کند. او تجربیات خود را به درس هایی آموزنده برای خوانندگان تبدیل کرده است تا آنها را از طریق کتاب هایش انتقال دهد.

مشکل اینجاست که مسترسون یا هر کس دیگری نمی تواند به شما نبوغ یا انگیزه بدهد. با وجود این، اگر توانایی و اشتیاق داشته باشید، بر این باوریم که می توانیم با ارائه خلاصه این مطلب، هر ذره از پتانسیل بالقوه در معاملات تجاری شما را بالفعل کنیم.

مراحل رشد کسب و کار

ایجاد کسب و کار در چند مرحله

کسب و کارهای تجاری با ارائه هر نوعی از محصولات و خدمات، چهار دوره مختلف رشد را تجربه می کنند.

هر مرحله اعم از نوزادی، کودکی، نوجوانی و بلوغ، مشکلات، چالش ها و امکانات مربوط به خود را دارد. قسمت مشکل اینجاست که تشخیص دهیم که کسب و کار شما در کدام مرحله قرار دارد، چه کارهایی برای ارتقا دادنآن به مرحله بعدی نیاز است و چگونه می توان این جهش را انجام داد.

مرحله اول: نوزادی

بسته پیشنهادی شما می تواند بهترین محصول یا خدمت در سرتاسر دنیا باشد اما اگر آن را به بازار عرضه نکنید، هیچ فایده ای نخواهد داشت. بسیاری از کارآفرینانا با متمرکز نکردن انرژی خود بر توسعه برنامه های مؤثر فروش، مرتکب اشتباهی مرگبار می شوند. حداقل 80 درصد زمان خود را صرف فروش کنید. لوگوهای تجملی و کارت ویزیت های طلاکوب را فراموش کنید. اگر محصول شما کامل نیست، نگران نباشید. شما زمان کافی برای دستکاری کردن و تنظم آنها را در اختیار دارید. راز مهم این است که آن را در معرض عموم خریداران بگذارید. تفکرات شما درباره محصولتان اصلا مهم نیست؛ چیزی که واقعا مهم است این است که آیا مشتریان بالقوه آن را می خرند یا نه.

بسیاری از کارآفرینان، مخصوصا آنهایی که تازه کار و بی تجربه هستند، خود را مدیران ارشد اجرایی تصور می کنند که نمی توان با موضوع بی ارزشی مثل فروش، مزاحم کارشان شد. آنها تصور می کنند که محصولاتشان به خودی خود فروخته می شوند و معمولا اشتباه فکر می کنند. به انبوه مردم نزدیک شوید تا ببینید چه عکس العملی نسبت به محصولتان نشان می دهند. یا یک میز در نمایشگاه های ارزان قیمت تهیه کنید یا میهمانی برای دوستان نزدیک و همسایه ها ترتیب دهید. در رابطه با هر موضوعی که شانسی برای کسب و کار شما به حساب می آید، سریعا اقدام کنید.

مرحله دوم: کودکی

بسیاری از شرکت ها از ماندن در مرحله اول خشنود هستند. کسب و کار آنها نسبتا موفق است. زندگی خوبی دارند و استرسشان حداقل است. این شرکت ها به ایجاد تغییر در کسب و کار خود هیچ علاقه ای ندارند، زیرا این کار بسیار ناخوشایند است. با وجود این، باید به استقبال تغییر بروید تا بتوانید پیشرفت کنید.

قدم حیاتی در حرکت به سوی درآمد میلیونی، گسترش، معرفی و فروش محصولات جدید است. اگرچه جذب مشتریان جدید بسیار حیاتی است اما رشد شما به برانگیختن مشتریان موجود بستگی دارد. به آنها دلایل قابل قبولی برای خریدن محصولات جدیدتان ارائه کنید و سعی کنید که خرید آنها را به تجربیاتی خوشایند تبدیل کنید.

 

 

نوآوری و خلاقیت کار یک نفر نیست. برای ایجاد طوفان ذهنی حداقل به سه نفر احتیاج دارید؛ اما تعداد افراد مشارکت کننده نباید از هشت نفر بیشتر شود. یک محدوده زمانی برای جلسه طوفان ذهنی مشخ صکنید؛ نهعایتا سه ساعت و اهداف خود را تشریح کنید. مشخص کنید که به چند عقیده احتیاج دارید. بر پیشنهادهای هوشمندانه و عملی تمرکز کنید. از نقد کردن عقاید دیگران بپرهیزید.

اجازه ندهید که نظرات نوآورانه از بین بروند. با اصرار بر اینکه افراد باید یک طرح محصول یا برنامه بازاریابی ارائه کنند، مفاهیم را به واقعیت تبدیل کنید. وقتی که دوباره دور هم جمع می شوید، نشان دهید که منتظر دیدن پیشرفت ها هستید.

احتمالا باید کارمندان خود را قانع کنید که تغییر، قدمی مثبت است. بسیاری از افراد از تغییر اجتناب می کنند، چون برای آنها استرس زاست. برای آنها توضیح دهید که رشد، بدون تغییر ممکن نیست و در طولانی مدت، همگی از این تغییر سود خواهند برد. همه کارمندانتان را به دادن داده های ورودی تشویق کنید. کاری کنید که تک تک کارمندان به اهمیت خود در کسب و کارتان پی ببرند.
نظریات جدید را سریعا اجرا کنید. ماشه را با اعتماد به نفس کامل بکشید و بدانید کهبعدا می توانید به جزئیات بپردازد. حتی اگر قرار است نظریات جدید شما با شکست مواجه شوند، با سریع عمل کردن، در وقت و پول خود صرفه جویی می کنید. اطلاعات مشتریان کنونی، مزیتی بسیار بزرگ در آزمایش یک محصول یا مفهوم است. بازخورد سریع از مشتریان وفادار، بسیار مفید خواهد بود.

در مقابل اصرار برای ادامه دادن یک طرح شکست خورده، مقاومت کنید. بهتر است یک فروشنده بی نوا بمانید و همه چیز را از اول آغاز کنید تا اینکه سعی کنید مشکل را برطرف سازید. همواره بکوشید که محصولاتتان را بهبود بخشید، حتی اگر هیچ چیز نامطلوبی در آنها وجود نداشته باشد. به جای اینکه در تلاش برای کاهش هزینه ها باشید، پول خرج کنید تا به نتایج بهتر برسید. مشتریان خود را راضی نگه دارید. آنها بهترین فروشندگان شما هستند.

رشد بیشتر یا ورشکستگی

افزایش سرعت مرحله دوم به کارایی راهبرد بازاریابی و فروش شما بستگی دارد. از اصول زیر پیروی کنید تا کسب و کار شما گسترش یابد.

مشتری پادشاه است: با همه خریدارانتان با احترام رفتار کنید؛ چه 50 میلیون بخرند و چه 5 هزار تومان. اساس کسب و کار شما بر مشتریان تکراری قرار دارد. آنها را راضی نگه دارید. عقاید آنها را بپرسید. تلاش بیشتری کنید تا با مشتریانی که خرج های گزاف می کنند، ارتباط برقرار کنید؛ آنها 80 درصد فروش شما را به خود اختصاص می دهند. کسانی که زیاد خرج می کنند، می خواهند احساس خاص بودن بکنند. آنها را ناامید نکنید.

خبرهای بد، خوب هستند: اگرچه ممکن است شکایات مشتریان ناخوشایند باشد، اما باعث می شود که محصولا تو خدمات خود را بهبود ببخشید. انتقادها را شخصا به خود نگیرید. به نظرات مشتریان اهمیت بدهید و آنها را به نظر دادن تشویق کنید.

 

در محصولات خود تمایز ایجاد کنید: برای اینکه از رقابت دور بمانید، هر یک از محصولات باید یک مشخصه بازاریابی منحصر به فرد داشته باشد. تفاوت ها، مزیت ها و سودها را بازاریابی کنید. مزیت های خود را حفظ کنید: بازاریابی مؤثر نیازمند کنترل دائمی است. مبارزات تبلیغاتی قوی را تقویت کنید و موارد ضعیف را دور بیندازید. بازاریابی باعث پایداری کسب و کار و تقویت آن می شود. نمی توانید راحت طلب باشید.

تاجران موفق با روانشناسی خرید آشنا هستند. 80 درصد سود شما به خاطر وجود افراد ثروتمند است؛ آنها زیاد خرید می کنند چرا که استطاعت آن را دارند و به آنها احساس خوبی می دهد. کار شما به عنوان یک کارآفرین باهوش، ایجاد اشتیاق در مشتریان است. هیچ کس واقعا به یک ساعت رولکس 20000 دلاری احتیاج ندارد. یک ساعت 20 دلاری که از کیوسک بازار خریده اید هم، زمان را به همان خوبی نشان می دهد اما ساعت گرانقیمتی که از طلا و الماس ساخته شده است، باعث می شود که خریداران احساس خوبی داشته باشند. یک تجربه خرید هیجان انگیز برای مشتری ایجاد کنید. این احساس می تواند اعتیادآور باشد و می تواند مشتریان را تشویق کند که برای خریدهای بیشتر بازگردند. تماس خود را با مشتریان نهایی حفظ کنید. کاری کنید که احساس خوبی به آنها دست بدهد.

 

 

مرحله سوم: نوجوانی

رشد سریع، هیجان انگیز و رضایتبخش است. افزایش درآمد شرکت مستلزم این است که کنترل های شدیدتری را اعمال کنید. در مراحل قبلی توسعه، این احساس را داشتید که تحت کنترل هستید. شما یک رابطه بسیار نزدیک با گروه هسته ای کارمندانتان ایجاد کرده و نظراتتان را با آنها تقسیم کرده اید. همزمان با رشد شرکت، نقش مستقیم شما در استخدام و به کارگیری افرد افزایش خواهد یافت اما در این مرحله ارتباطات شخصی را از دست می دهید. عملکرد شما بسیار پیچیده تر می شود.

قسمتی از جذب شدن شما به کارآفرینی به این دلیل است که شما در راهی برخلاف فرهنگ مشارکت قدم گذاشته اید؛ اما کسب و کار شما نمی تواند مشکلات را حل کند، مگر اینکه با آن مانند یک وجود متحد و مشارکتی رفتار کنید. استخدام مدیران باتجربه می تواند به شما کمک کند برای مشکلاتتان راه حلی بیابید. مدیران اجرایی که کلا ماهیت محافظه کاری دارند، تمایل دارند که بر بدنه اصلی کنترل کاملی داشته باشند و به کارایی و ثبات اهمیت می دهند.

شاید بخواهید که یک ساختار سازمان یافته طراحی کنید که مدیران متحد شما را قادر سازد تا حجم وظایف اداری شما را کمتر کنند. به آنها اجازه دهید که بخش خود را خودشان بچرخانند و به نظرات کارشناسانه آنها احترام بگذارید. شاید بخواهید که با هر مدیر هفته ای یک بار ملاقات داشته باشید، ولی بازاریابی را خود برعهده بگیجرید؛ چرا که بازاریابی و فروش تخصص شما است. شما باید همواره و دائما با مسائل مربوط به آن درگیر باشید.

وظیفه یک مدیر ارشد اجرایی، علاوه بر بازاریابی و فروش، استخدام افراد مناسب است. فواید مالی حاصل از داشتن کارمندان خوب و ضررهای مالی حاصل از داشتن کارمندان بد را در نظر بگیرید. تفاوت این دو گروه برای شرکت شما می تواند بالغ بر هزارها یامیلیون ها تومان باشد. پیدا کردن فوق ستاره ها مشکل است؛ آنها قبلا استخدام شده اند اما تبدیل کردن کارمندان واقعا خوب به فوق ستاره، اینقدرها هم مشکل نیست. کارمندان ممتاز و ستاره به نظارت زیاد نیاز ندارند، آنها خود انگیزه کافی دارند. به کار آنها افتخار کنید و دائما به دنبال چالش ها باشید. آنها به اینکه مشخص و ممتاز باشند، ارج می نهند.

 

مرحله چهارم: بلوغ (بزرگسالی)

تنها درصد بسیارت ناچیزی از کسب و کارهای تجاری به این مرحله می رسند. شما به عنوان عضو افتخاری این کلوپ انحصاری، چندین گزینه منحصر به فرد در اختیار دارید. شما می توانید یک مدیر ارشد اجرایی باقی بمانید، در حالی که به شدت از ساعات کار در اداره می کاهید. یا می توانید یک قدم پایین تر بیایید و نقش مشاور را برعهده بگیرید و مهارت های خود را با عوامل اجرایی شرکت خود تقسیم کنید.

البته شما همیشه حق فروش کسب و کار، عمومی کردن آن یا استفاده از ثروت شرکت برای ایجاد سایر کسب و کارها را دارید. در این مرحله، شما حق دارید که هدف منحصر به فرد خود را مشخص کنید. شما می توانید هر چقدر که می خواهید کار کنید، کم یا زیاد. باز هم به عنوان یک کارآفرین، می توانید چالش جدیدی را آغاز کنید.

منتشرشده در برندینگ

ذات هنرمند و باهوش ما ایرانی ها، در همه امور زندگی خط مشی ها را تعیین می کند. همه ما تحت تاثیر این ارثیه بزرگانمان هر وقت که می خواهیم کسب و کار جدید راه بیاندازیم، طرح های تولیدی ، ابتکاری و اشتغال زا را آغاز می کنیم. متاسفانه اکثر فعالیت های اینگونه که ما ایرانیان آغاز می کنیم به ورشکستگی منجر می شود دلایل این پدیده هم از قبل مشخص و قابل پیش بینی است:

۱- علاقه مفرط ما به ایده هایمان باعث می شود که به بازار بعد از آن و پاسخ به این سوال که آیا مشتری خواهیم داشت یا خیر نیاندیشیم.

۲- معمولاً به دلیل اینکه قبل از شروع این کار، تجربه فعالیت تولیدی و تجاری به صورت حرفه ای انجام نداریم، نمی توانیم هزینه های واقعی اجرای پروژه را تخمین بزنیم و بنابراین سرمایه ای که برای شروع کار در نظر می گیریم بسیار اندک تر از میزان سرمایه واقعی مورد نیاز است. در نتیجه در میانه های کار با کمبود شدید سرمایه مواجه می شویم.

۳- اکثر ما، افراد فنی هستیم که می خواهیم ایده خود را تولید کنیم و اصولا بحث فروش و بازاریابی را به پس از تولید منتقل می کنیم. این موضوع و اینکه اصولا ما تجارت بلد نیستیم باعث می شود که هزاران ایده تولیدی پس از رسیدن به مرحله محصول حتی یک فروش هم نداشته باشد. متاسفانه این موضوع حتی گریبانگیر کارخانه های بزرگ کشور نیز هست.

۴- به دلیل اینکه ما ایرانی ها افراد کمال گرایی هستیم پس از اینکه یک ایده به ذهن مان رسید و تولیدش را شروع کردیم، به جای اینکه تولید آن محصول را به اتمام برسانیم، در نیمه راه هر ایده جدیدی که به ذهنمان می رسد را با ایده قبلی مخلوط می کنیم که محصولمان ایده آل تر شود. این باعث می شود که پس از گذشت مدت ها محصول ما به تولید نرسد و همیشه در فرایند تحقیق و توسعه باقی بماند. فرض کنید کارخانه پژو در سال ۱۹۷۰ می خواست مدل ۲۰۶ را تولید کند. این خودرو نه تولید می شد و نه الان کارخانه پژو وجود داشت. نه پدرانمان سوار ۵۰۴ می شدند نه ما سوار ۲۰۶!!!!

لذا توصیه می شود برای آغاز هر فعالیت تولیدی اقدامات زیر را حتماً انجام دهیم:

1-برای خودمان و سرمایه و پول مان بیش تر از ایده هایی که می آیند ارزش قائل باشیم. ایده های خوب را دوست داشته باشیم نه همه ایده هایی که به ذهنمان می رسد. به اولین ایده ای که به ذهنمان می رسد به دید تنها راه نجات نگاه نکنیم. این ایده ای بیش نیست و تا تبدیل به پول نشده ارزشی ندارد. یک راه حل خوب این است که خودتان را سرمایه گذاری فرض کنید که می خواهد ایده یک شخص مبتکر را ارزیابی و سپس روی آن سرمایه گذاری کند. پس خوب آن را بسنجید.

۲- در صورتیکه نمی دانید طرح شما به چقدر سرمایه نیاز دارد، حتماً با یک مهندس صنایع یا کسی که تجربه موفقی در مورد فعالیت های تولیدی و تجاری دارد مشورت کنید. اگر مبلغی که به شما گفت بیش از تصورتان بود، اعتماد کنید یا با یک شخص باتجربه دیگر مشورت کنید. یک تجربه از یک فرد داغدیده: نظر نفس خود را به نظر کارشناسی ترجیح ندهید.

۳- قبل از شروع تولید، به راهکارهای فروش فکر کنید. بازار هدف را مشخص کنید و نحوه فروش را روی کاغذ بیاورید. سپس با یک تاجر موفق که فعالیتش شبیه شماست مشورت کنید و به نظراتش اعتماد کنید.

۴- یک تعریف معقول از محصول خود بنویسید و جزئیات آن را مشخص کنید. در هنگام تولید اگر ایده جدیدی به ذهنتان رسید، آن را برای نسخه بعدی نگه دارید. رسیدن محصول شما به بازار مهم تر از به کمال رسیدن آن است.

۵- به این نکته دقت کنید که پولی را که برای محصولتان سرمایه می کنید، از جنس همان پولیست که بعداً باید با دردسر در بیاورید. سرمایه گذاری نکردن بهتر از ورشکست شدن است.

۶- به محصولات رقیب توجه کنید و قبل از تولید از مشخصات فنی آن ها و قدرت بازارشان توجه کنید و همچنین قیمت تمام شده خود را با قیمت آن ها در بازار مقایسه کنید. به سهم واسطه ها اهمیت بدهید. مغازه دار است که محصول را می فروشد نه شما!!!! از اجناس چینی بترسید! محصولات چینی با قیمت پایین شان، مزیت های رقابتی شما را کم رنگ می کنند. آیا مشتری شما توجیه کافی برای خریدن محصول شما دارد؟ یا ترجیح می دهد پول خود را پس انداز کند؟ برای تعیین قیمت تمام شده محصول با یک مهندس صنایع، کارشناس مدیریت یا یک فرد با تجربه مشورت کنید

منتشرشده در برندینگ

جرقه هایی که باعث ایجاد خلاقیت در مورد برند در ذهن شما می شود از عوامل زیر نشات می گیرد:

۱- پیشنهادهای خودتان را به عنوان مدیر برند یا بازاریابی به روز نمایید.

در دنیای کنونی مشتریان به دنبال تغییر و جابجایی مداوم در مورد محصولات هستند. اردیبهشت و خرداد ماه به اعتقاد مشاوران پارک بازاریابی ایران وقت مناسبی است تا گامی به عقب بردارید و نگاه دقیق تری به روند کنونی محصولات، خدمات و صنعت داشته باشید. در این زمان مدیران برند باید در بازاری که در آن حضور دارند تغییر ایجاد کنند و عملکرد رقبا را مورد ارزیابی قرار دهند و در نهایت سبد محصول خود را متناسب با شرایط بازار تغییر دهند.

به عنوان مثال اگر در بلند مدت متوجه شدید که هزینه تولید یکی از محصولات شما بیشتر از درآمد آن است، آن محصول را از پیشنهادات خود حذف نمایید.

سوالی که مدیران تبلیغات باید از مدیران تولید و یا از مدیران واحد مالی و اداری داشته باشند این است که با توجه به سودآوری سبد تولیدات کدام محصولات یا خدمات را باید بیشتر تبلیغ و پیشنهاد نماییم یا کدام یک را باید جذف کنیم ؟ البته پاسخ این سوال را با نیاز مشتریان خود نیز بررسی کنید.

۲- ارزیابی مجدد مشتریان و مخاطبان برند

تغییر در شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه باعث می شود که عده ای به بازار هدف مشتریان ما افزوده شوند و عده ای نیز از بازه مشتریان برند ما حذف گردند. عدم انجام این غربال گری و ارزیابی مجدد باعث می شود که مدیران برند ها برای مدت طولانی سرمایه گذاری خود را بر روی مخاطبینی داشته باشند که مشتری آن ها نخواهند بود.

مشاوران و پژوهشگران پارک بازاریابی ایران اعتقاد دارند که مدیران بازاریابی، تبلیغات و برند بایستی هر ۶ تا ۹ ماه یکبار مشتریان و مخاطبان خود را مورد بررسی قرار دهند و در صورت نیاز اقدام به تغییر در سیاست ها اعمال شود. در نظر داشته باشید که در اکثر مواقع نیازی به تغییر در استراتژی های کلان شرکت نیست. به عنوان مثال نبایستی با افزایش ۱۰% درآمد مخاطبان، محصولات قبلی را از بازار جمع نمود و محصولات جدید به بازار عرضه کرد. شاید با انجام یک تغییر کوچک در مورد محصول بتوان هزینه بیشتری از مشتری دریافت کرد.

۳- به روز رسانی وب سایت اینترنتی شرکت

متأسفانه اکثر مدیران ایرانی نقش وب سایت شرکت را در معرفی و فروش محصولات بی اثر می دانند. و اگر هم وب سایتی راه اندازی می کنند، هرگز در اطلاعات مندرج در سایت تغییر و تحولی رخ نمی دهد. زیرا سایت ها معمولاً متولی در شرکت های ایرانی ندارند. و افرادی که مسئول امور شبکه در شرکت ها هستند، از انجام این مسئولیت دوری می کنند. و به روز رسانی سایت را در شرح وظایف خود نمی دانند.

یکی از رسانه هایی که تعداد مراجعین جدید بسیار زیادی را به خود اختصاص می دهد، وب سایت رسمی شرکت هاست.

اطلاعاتی از قبیل مشتریان جدید، محصولات و بسته بندی های جدید و حتی سایر تبلیغاتی که در رسانه های دیگر دارید را از طریق سایت خود به مشتریان جدید معرفی نمایید. در واقع تأثیرات کلیه تغییراتی که در شرکت شما رخ می دهد، از طریق سایت تداوم می یابد. مدیران برند به کمک پیگیری وب سایت ها، نقش بسزایی در هویت سازی برند در ذهن مشتریان خواهند داشت. اطلاعات سایت شما باید بازتاب دهنده شرایط امروزی محصولات و خدمات برند شما باشند.

۴- اخبار مربوط به صنعت را دنبال نمایید

برای آنکه بتوانید تغییری در برند خود ایجاد کنید، باید در یکی از ابعاد برند این تغییر را ایجاد کنید. اما در نظر داشته باشید که این تغییر با در نظر گرفتن چند نگاه دیگر باید همراه باشد، نگاه به مشتریان، نگاه به رقبای داخلی و خارجی، نگاه به رسانه ها، نگاه به تصمیمات قانونی کشور، نگاه به شبکه توزیع و در نهایت نگاه به شرایط داخلی شرکت.

در عصر حاضر همه صنعت ها و بازارها دارای نشریات تخصصی متعدد هستند. این نشریات، منبع خوبی جهت دسترسی به اطلاعات روز هستند. از طرفی وجود موتورهای جست و جو گر از قبیل یاهو، بینگ و گوگل اطلاعات وسیعی را در رابطه با صنعت در اختیار شما قرار می دهد. مدیران برند و بازاریابی باید بتوانند ارتباط قوی با مجلات و وب سایت های خبری ایجاد نمایند و همواره اطلاعات شرکت را به نحو درستی در قالب روابط عمومی در این رسانه ها درج نمایند.

منتشرشده در برندینگ

۷ تفاوت عمده طرح توجیهی و پلن برند سازی را در این پست با شما در میان خواهم گذاشت، در عین حال که این تفاوت ها را ذکر می کنم با قسمتی از اصول برند سازی هم آشنا خواهید شد. طرح توجیهی گاهی طرح کسب و کار، پلن کسب و کار، بیزینس پلن و … نیز نامگذاری می شود ولی در کل آن را طرح توجیهی می نامند.

1-  طرح توجیهی سخت افزاری است، ولی پلن برند سازی نرم افزاری است:

در طرح توجیهی قست هایی مثل محل احداث کارخانه، لیست دستگاه های مورد استفاده، ساخت و ساز کارخانه و … پرداخته می شود ولی در پلن برند سازی به اسم کسب و کار و امکان ذخیره شدن این اسم در ذهن مشتری و شعار آن پرداخته می شود، در برند سازی ذهن مشتری کانون توجه ماست ولی در طرح توجیهی مقدمات شروع کسب و کار کانون توجه ماست.

2-  طرح توجیهی به استانداردهای محصول توجه دارد، ولی پلن برند سازی به وجوه تمایز:

طرح توجیهی سعی می کند محصولی تولید کند و وارد بازار کند ولی پلن برند سازی محصول را یک فاکتور دینامیک می داند که در صورت تشابه، نخواهد توانست تعصب مشتریان رقیب را رد کند و شکست خواهد خورد، محصولی که از پلن برند سازی نتیجه می شود جایگاه منحصر بفردی را هدف قرار می دهد و هدفی مافوق تولید در نظر دارد.

3-  طرح توجیهی به جلوه های ظاهری توجه ندارد، ولی پلن برند سازی خیلی به ظاهر اهمیت می دهد:

وقتی شما طرح توجیهی را می خوانید ایده ای در مورد رنگ سازمانی نخواهید یافت، ولی پلن برند سازی به شدت به رنگ سازمانی، رنگ های غالب سایت، رنگ بسته بندی، رنگ اسم برند، رنگ شعار و … توجه دارد چون نویسنده پلن برند سازی می داند با چه رنگی می توان چه حسی را در مورد محصول فراخوانی کرد و به محصول مرتبط ساخت.

 

4-  طرح توجیهی همه قیمت ها را بصورت خطی حساب می کند، ولی پلن برند سازی بعضی از قیمت ها را مورد توجه قرار می دهد و می سنجد که چه حسی به مصرف کننده می دهد:

طرح توجیهی هزینه ساخت ساختمانها را حساب می کند، ولی در پلن برند سازی شما اطلاعاتی در مورد هزینه ساخت و ساز ساختمانها یا قیمت خرید دستگاه ها پیدا نمی کنید. در طرح توجیهی نقطه سر به سر محاسبه شده و قیمت محصول ذکر می شود ولی در پلن برند سازی کاری به نقطه سر به سر نداریم و قیمت محصول طوری تعیین می شود که با جایگاه محصول سازگاری داشته باشد. مثلا اگه قیمت مازراتی را کاهش دهند، دیگر مازراتی اون حسی که الان مردم وقتی سوارش می شن رو نخواهند داشت!

5-  طرح توجیهی به فروش توجه دارد، ولی پلن برند سازی به چگونگی فروش نیز توجه می کند:

وقتی طرح توجیهی نوشته می شود، هدف فروش محصول است ولی در پلن برند سازی شما خط قرمزهای فروش را نیز پیدا می کنید. برند در مکان هایی فروخته می شود که با جایگاه برند نیز سازگار باشد. مثلا شما نمی توانید ادکلن DKNY Golden را در هیچ فروشگاهی پیدا کنید، باید با شرکت سازنده تماس بگیرین و مبلغ ۱ میلیون دلار به حساب شرکت واریز کنین و اونا با هلیکوپتر یا هواپیمای شخصی ادکلن شما رو میارن و دم درتون تحویل میدن!

 

6-  طرح توجیهی ایده ای در مورد نوع معرفی و … محصول ندارد، ولی پلن برند سازی، نحوه معرفی، رسانه مورد استفاده، کلمات، جملات و … معرفی محصول را مورد توجه قرار می دهد:

وقتی طرح توجیهی را مطالعه می کنید، با خود فکر می کنید، چگونه محصول شما مورد انتخاب مشتری قرار خواهد گرفت، در صورتیکه فلان محصول سالهاست در بازار هست و مردم هم بدون تفکر آن را از قفسه برداشته، در سبد خود قرار داده، خریده و به خانه می برند. ولی وقتی پلن برند سازی را می خوانید متوجه می شوید، مردم چه حسی به محصول شما پیدا خواهند کرد و محصول شما را انتخاب کرده و از محصول رقیب چشم پوشی خواهند کرد و محصول شما حس جدیدی به آنها خواهد داد.

7-  طرح توجیهی فقط به تولید و فروش فکر می کند، ولی پلن برند سازی به میزان تولید نیز توجه می کند:

در طرح توجیهی شما همیشه می توانید به صورت معقول تولید کنید و حتی آن را افزایش دهید و در صورت مواجه شدن با کاهش تقاضا آن را کاهش دهید، ولی پلن برند سازی بسته به جایگاه اجازه تولید بیش از عدد معینی را نمی دهد، مثلا رئیس اتومبیل سازی پورشه گفته بود وقتی در یک خیابان دو پورشه می بینم با خود فکر می کنم نکنه در برند سازی خود اشتباه کرده ایم! در سال ۱۹۹۴ پورشه فقط ۲۱ هزار خودرو تولید کرد و به بازار عرضه کرد!

تفاوت طرح توجیهی و برند سازی را در ۷ مورد شرح دادم ولی متخصصان می دانند که می توان دهها تفاوت دیگر را نیز ذکر کرد ولی همین اندازه برای روشن شدن موضوع کافی است.

 

 

منتشرشده در برندینگ

وقتی که شما به یک موفقیت بزرگ در کار می رسید و مالک یک برند معتبر می شود، خیلی ساده می توانید مزایای خلاقیت را درک کنید، اما مساله اصلی مربوط به زمانی است که کارتان گسترش آن چنانی نداشته و همچنان یک شغل کوچک دارید و افراد محدودی هم شما را می شناسند. اما در هر صورت پاسخ به این سوال بسیار جالب است و شخصی باید در این زمینه پاسخگو باشد که خود در دنیای خلاقیت و برند غرق شده باشد. اغلب اوقات این سوالی است که افراد خلاق زمانی که در کار با مشکلات زیادی مواجه می شوند، برایشان مطرح می گردد.

در اولین گام برای خود مشخص کنید که موفقیت کاری برای شما به چه معنا است و به صورت منطقی چه اقشاری باید برند شما را بشناسند. در زندگی روزمره و کاری، زمانی که چند گزینه کاری پیشنهاد می گردد، عکس العمل این گونه است که هر یک از گزینه ها را از زوایای متفاوت بررسی می کنیم تا گزینه نهایی خود را انتخاب نماییم. برای مثال، ممکن است شما در تولید کننده محصولی با درآمد خیلی بالا باشید که شروع کار تازه ای در بازاری جدید به شما پیشنهاد می شود. در این شرایط دو راه دارید: حفظ کار قبلی و داشتن امنیت شغلی با حقوق بالا یا پذیرش ریسک شروع کار تازه در بازار جدید.

اگر شروع یک کار تا زمانی که به سود فراوان نرسد برایتان معنی شکست می دهد، بهتر است که در کار قبلی  بمانید، اما اگر علاقه شما به شروع یک کار جدید است، به طوری که گسترش تدریجی آن و کسب سود به مرور و به دست آوردن مشتریان تدریجی برایتان به بخشی از زندگی تبدیل خواهد شد، گزینه دوم را به شما توصیه می کنم.

در نظر داشته باشید که شما باید در کار منتخب خود به درجه ای از رضایت شغلی برسید که خود به تنهایی بتوانید مسئولیت کار را بر عهده بگیرید. در این صورت هرگز خود را به خاطر راهی که انتخاب کرده اید سرزنش نخواهید کرد و آرزوی داشتن شغل دیگری را نخواهید داشت.

گام دوم این است که شروع یک کار تازه واقعا شبیه به داشتن تجربه منحصر به فردی است که پیش از شروع آن باید آمادگی لازم داشته باشید. بیشتر افراد خلاق می گویند پیش از شروع آن کار هرگز فکر نمی کردند شروع کارشان منجر به دست یافتن به چنین موفقیت بزرگی شود و این گونه برندی معتبر از خودشان در ذهن مشتریان ایجاد کنند. آنها تنها امیدوار بودند که کارشان روزی به ثمر برسد. موفقیت بزرگ در کار تنها اتفاقی است که ممکن است روزی برای شما هم بیفتد.

شما در کارتان برای دستیابی به موفقیت نیاز به برنامه ریزی دارید، اما گاهی ممکن است این امر برای شما اتقاق نیفتد. مساله مهم این است که شما باید یاد بگیرید همان اندازه که انتظار روزهای موفق را در کارتان دارید باید در انتظار روزهای سختی نیز باشید که چه بسا تعدادشان بیشتر هم باشد. این خود شیوه ای از زندگی است و آن طور که از تجربه برآمده، راه دستیابی به موفقیت مالی چندان راه همواری نیست، حتی صاحبان کسب و کارهای بزرگ هم روزگار سختی را گذرانده اند تا به آنچه امروز هستند، رسیدند.

در پایان بار دیگر تاکید می کنم که همواره به یاد داشته باشید موفقیت در کسب و کارتان به چه معنا است. این مفهومی است که برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. نکته دیگر اینکه تا زمانی که برای کاری انرژی نگذاشته اید، منتظر نباشید موفقیت برای شما اتفاق بیفتد.

منتشرشده در برندینگ

 

شرکت های خوب بسیاری وجود دارند. این نوع شرکت ها وقتی قول انجام کاری را می دهند آن را انجام می دهند. وقتی مشتری با آنها تماس می گیرد پاسخ او را می دهند. وقتی مشکلی پیش می آید برایش راه حلی پیدا می کنند. آنها تمام کارهای لازم را انجام می دهند.

 

اما شرکت های خوب همیشه یکی دو قدم از شرکت های فوق العاده عقب اند. در نهایت شرکت های «خوب» هم دیگر چندان خوب به چشم نخواهند آمد؛ این سازمان ها به رشد بالایی که شرکت های فوق العاده به آن می رسند دست پیدا نمی کنند.

 

شرکت های فوق العاده، کنشگرا هستند، نه واکنش گرا. آنها با مشتریان خود در تماس می مانند و حساسیت های آنها را می شناسند. این نوع شرکت ها بدون آنکه از آنها خواسته شود ایده ها و راه حل های تازه ای به مشتریان خود ارائه می کنند. آنها به صورت منظم تلفن را بر می دارند و با مشتریان خود تماس می گیرند. آنها پیش از آنکه مشکلی پیش بیاید راه حل آن را در اختیار مشتریان خود قرار داده اند.

 

شرکت های فوق العاده از افراد متعهد و وفاداری تشکیل شده اند که هدفشان حصول اطمینان از رضایت همیشگی مشتریان از محصول یا خدمات آنهاست.

 

کارمندان شرکت های فوق العاده هر روز از خودشان می پرسند «آیا به بهترین نحو ممکن به مشتری ام خدمت رسانی کرده ام؟ اگر کوتاهی ای از طرف من صورت بگیرد، آیا موضوع را با مدیر و همکارانم در میان می گذارم تا به عنوان یک تیم بتوانیم توجهی شایسته ی مشتری به او داشته باشیم؟»

 

شرکت های خوب فرض را بر این می گذارند که مشتریان از خدماتشان رضایت دارند. اما شرکت های فوق العاده این موضوع را از آنها می پرسند، حتی اگر این پرسش به قیمت شنیدن چیزی غیر از این تمام شود. در واقع شرکت های فوق العاده به شنیدن خبرهای بد علاقه دارند.

 

بهترین شرکت ها آنهایی هستند که به بازخورهایی که از جانب مشتری دریافت می کنند گوش می سپارند. آنها از این بازخورها درس می گیرند و کسب و کارشان را به این وسیله بهبود می بخشند.

 

شرکت های فوق العاده روی یک هدف متمرکز اند و چشم خود را از آن بر نمی دارند. عملکرد آنها استراتژیک است. کارکنان این شرکت ها ضرب الاجل های هفتگی، ماهانه و سه ماهه مشخص می کنند و درک واضحی از مأموریت هر یک از اعضای شرکت دارند.

 

شرکت های فوق العاده، رهبران فوق العاده ای هم دارند؛ کسانی که به اطرافیان خود انگیزه می دهند و روابطی می سازند که فرهنگ مسئولیت پذیری را در فضای شرکت به وجود می آورد، کسانی که از اتخاذ تصمیم هایی به نفع تیم و شرکت خود ابایی ندارند.

 

شرکت های فوق العاده ریسک می کنند؛ ریسکی که اغلب مواقع به شکست می انجامد. اما آنچه که باعث فوق العاده شدن آنها می شود نحوه ی واکنش آنها به این شکست هاست. آنها در سرتاسر شرکت آزادانه درباره ی این شکست ها صحبت می کنند و از آنها یاد می گیرند. مادامی که نیات مثبتی پشت این تصمیمات بوده باشد، از بابت شکستی که متحمل شده اند عصبانی نمی شوند. آنها کارمندان ریسک پذیر را گرامی می دارند، چرا که در نهایت، این همان چیزی است که کسب و کارشان را به پیش می راند؛ ریسک پذیری همان چیزی است که باعث رشدشان می شود.

 

شما هم برای آنکه شرکت فوق العاده ای داشته باشید نباید درباره ی انتخاب خود توسط مشتریان جای هیچ شکی در ذهنشان باقی بگذارید. باید برای باقی ماندن در فضای رقابتی کسب و کار، تلاش بیشتر را به جان بخرید. باید رهبران درستی برای شرکت خود انتخاب کنید. باید کنشگرا باشید، راه ارتباط را باز نگه دارید و از ریسک کردن نترسید.

منتشرشده در تبلیغات و فروش

در حال حاضر تعداد زیادی از مدیران شرکت ها و سازمان ها از خدمات مشاور برند بهره می برند. آمارها نشان می دهد در کشور کانادا بیش از ۵۷ درصد شرکت ها، حداقل یک مشاور مدیریت در حوزه برند و برند سازی در اختیار دارند. اما سوال اینجاست یک مدیر ارشد سازمان چگونه می تواند اطمینان حاصل کند که در انتخاب یک مشاور برند خوب،دقیقا به هدف زده است؟

مراحل اجرایی انتخاب مشاور برند در سازمان به ترتیب عبارتست از:

 ۱٫ نیازهای خود را به منظور استفاده از خدمات مشاور برند مشخص کنید.

بسیاری از شرکت ها از مشاورین برند برای کسب اطلاعات تکمیلی و کمک گرفتن برای شناسایی و حل مسائل سازمانی استفاده می کنند. تجربه نشان می دهد سازمان ها دلایل و انگیزه های مختلفی برای به کارگیری مشاوران برند دارند، اما اهم این دلایل عبارت است از:

-  تعیین اهداف و استراتژی های بازاریابی و برند
-  تدوین و پیاده سازی فرهنگ برند در سازمان و میان کارکنان
-  تبدیل وضعیت سازمان را از حالت روزمره به وضعیت یادگیرنده و نوآور
-  حل مسائل سازمانی موثر به کمک تجارب قدیمی
-  بکارگیری خدمات مشاورین با توجه به تجربه آنها و مقرون به صرفه بودن هزینه

۲٫ مشاور مدیریت را انتخاب کنید.

مرحله اول به منظور انتخاب مشاور مدیریت، شناخت مسئله، موضوع یا فرصتی برای مشاوره است. برای این هدف باید موضوع را شفاف کنید، میزان و نحوه تعهدات را مکتوب کنید. برنامه زمانبندی ارائه کنید و محدودیت های بودجه را ثبت کنید.

در نظر داشته باشید که برای آنکه بهترین مشاور را انتخاب کنید، باید از افراد صاحب سبک کمک بگیرید. بهترین و سریعترین روش شناسایی مشاور از طریق جستجوی اینترنتی است. این افراد باید از مهارت مهارت و شایستگی علمی، تجربه عملی و اجرایی، در دسترس بودن، تعهد، وفاداری و رازداری برخوردار باشند.

برای انتخاب بهترین مشاور شرح خدمات و پروپوزال های آنها را بخواهید. بسته پیشنهادی مشاور باید دارای ویژگی های زیر باشد:

-  به سرعت ارائه گردد
-  برخورداری از درک درست از مساله
-  برخورداری از یک رویکرد و روش مشخص برای انجام کار
-  برخورداری از برنامه کاری و زمان بندی
-  برخورداری اقلام تحویلی و مورد نیاز
-  برخورداری از رزومه مشاور و همکاران وی
-  مشخص بودن هزینه انجام کار

مشاوران احتمالی را مورد ارزیابی قرار دهید. پس از دریافت پیشنهادهای مشاوران احتمالی سعی کنید با انجام مصاحبه رو در رو مواردی چون تجربه عملی مشاور، رویکردهای پیشنهادی انجام کار، نحوه انتقال مهارت ها، میزان سازگاری و میزان ارزش آفرینی (نه از نظر قیمت بلکه از نظر ارزش سازمانی) مورد ارزیابی دقیق قرار گیرند.

۳٫ با مشاوره مدیریت انتخابی خود تعامل موثر داشته باشید.

فرآیند مشاور مدیریت یک فعالیت مکانیکی نیست بلکه حاصل تعامل مشترکی بین کارفرما و مشاور است. برای موفقیت هر پروژه مشاوره ای مدیریت هم کارفرما و هم مشاور مسئولیت های خاصی برعهده دارند:

مسوولیت های کارفرما عبارتند از: پس از انتخاب نهایی یک مشاور مدیریت، کارفرما باید از وی برای اجرای برنامه های ارائه شده به طور کامل حمایت و محیط سازمان را برای کسب موفقیت در پروژه آماده نماید. برای این منظور کارفرما باید اطمینان حاصل کید که پرسنل شرکت دلیل حضور مشاور را می دانند و همکاری کامل را با مشاور برای کسب بهترین نتیجه دارند. همواره با مشاور بازاریابی خود صریح و بی پرده باشد به ویژه اگر در مواردی نارضایتی وجود دارد.

مسئولیت های مشاور برند عبارتند از:

 

-  درک درست اهداف و مسئولیت های پروژه
-  شناخت جنبه های منحصربه فرد سازمان،
-  اطمینان از اینکه کارفرما از مفاهیم پروپزال ارائه شده آگاه است و در نهایت صریح و بی پرده به منابع مورد نیاز خود اشاره کند و به تعهدات خود عمل نماید.
 

به یاد داشته باشید استفاده از مشاور بازاریابی مناسب در سازمان می تواند سرعت رسیدن به نتایج خیره کننده را در سازمان بسیار کوتاه نموده و مانع از صرفه بسیاری از هزینه های بدون برنامه بازاریابی شود.

منتشرشده در برندینگ
طراحی سایت