همانطور که می دانید امروزه بیشتر افراد برای گشت و گذار در اینترنت از دستگاه های موبایلی خود استفاده می کنند.  گوگل تصمیم گرفته است  سایت هایی را در دستگاه های موبایلی نشان دهد که برای این نوع دستگاه ها بهینه سازی شده است. به همین خاطر سایت هایی  که موبایل دوست نیستند افت شدیدی در رتبه بندی خود خواهند داشت.

 

این پدیده به موبایل گودن(Mobilegeddon) شناخته شده است. بر اساس تحقیق و پژوهش های انجام شده توسط Comscore، تعداد کاربران موبایلی در سرتاسر جهان در سال 2014 از کاربران دسکتاپی پیشی گرفته است. این رشد همچنان ادامه دارد. با افزایش توجه و تمایل افراد برای استفاده از موبایل در جستجوی اینترنت، داشتن یک پلتفرم دیجیتال و محتوای مناسب برای  موبایل ها از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار گشته است. در این مقاله قصد داریم به همین موضوع بپردازیم.

1. محتوای خود را با هر پلتفرم موبایلی سازگار و هماهنگ کنید:

 کاربران موبایلی بیشتر از انگشتان دست خود برای به دست آوردن اطلاعات و مشاهده آن استفاده می کنند و همین امر باعث شده است که به هنگام مشاهده محتوایی که برای دستگاه های آنان بهینه سازی نشده است، زیاد صبور نباشند. این افراد می توانند سایت مورد نظر را ترک کنند و سایت دیگری را بیابند که تعامل با آن بسیار ساده تر است.

74 درصد از مشتریان تنها 5 ثانیه برای بارگذاری صفحات سایت در دستگاه های موبایلی صبر می کنند. در نهایت اگر صفحه مورد نظر باز نشود آن را ترک می کنند. 46 درصد از این افراد دوست ندارند به سایت هایی برگردند که برای موبایل بهینه سازی نشده است.بنابراین باید مطمئن شوید که محتوای سایت شما به درستی در پلتفرم های موبایلی قابل مشاهده است.

یک سایت واکنش گرا طراحی کنید:

یک سایت واکنش گرا به گونه ای طراحی می شود که خود را با اندازه صفحه نمایش دستگاه مورد نظر وفق می دهد. این سایت در دستگاه هایی همچون گوشی های هوشمند، تبلت ها یا رایانه های شخصی به خوبی نمایش داده می شود. اگر یک طراحی واکنش گرا داشته باشید، کاربران موبایلی شما برای خواندن محتوای سایت، نیازی به زوم کردن نخواهند داشت.

یک سایت برای موبایل ایجاد کنید:

ایجاد یک سایت جداگانه برای موبایل نیازمند تلاش های بازاریابی زیاد و صرف هزینه های بالاست اما اینکار مزایای خاصی برای شما خواهد داشت. مهم ترین مزیت این روش این است که سایت شما تنها برای موبایل بهینه سازی شده است. برندهای بزرگی همچون آمازون و CNN دارای سایت های جداگانه ای برای دستگاه های موبایلی هستند. سایت Mountain Dew دارای یک سایت موبایلی تعاملی و بصری است.

یک اپلیکیشن موبایلی ایجاد کنید:

برخی  از بازاریابان دیجیتال از توسعه اپلیکیشن های موبایلی واهمه دارند. بیشتر بازاریابان بر این باورند که سرمایه گذاری بر روی ایجاد اپلیکیشن های موبایلی زیاد ارزشمند نیست. اما واقعیت این است که این گزینه به یک نیاز تبدیل شده است زیرا اپلیکیشن ها دنیای موبایل را به خود اختصاص داده اند. اگر دوست دارید کمپین محتوای شما بر روی موبایل و سایر دستگاه های موبایلی نیز موثر باشد، داشتن اپلیکیشن ضروری است. توسعه اپلیکیشن موبایلی شخصی مزایای دیگری نیز دارد.این مزایا عبارتند از : ·        استفاده از اپلیکیشن های موبایلی باعث ساخت آگاهی از برند می شود. لوگوی شما در صفحات موبایلی به نمایش در می اید. ·       استفاده از این گزینه می تواند لیست ایمیلی شما را به خوبی پر کند. نصب اپلیکیشن  بهترین روش برای به دست آوردن ایمیل افراد است. ·       این گزینه محتوای شما را برجسته تر می کند. کاربران اپلیکیشن  سعی می کنند هشدارها و اعلان ها را از طریق اپلیکیشن مشاهده نمایند. ·       استفاده از اپلیکیشن فرایند تجارت الکترونیکی را ساده تر می کند. طراحی یک اپلیکیشن شخصی، می تواند موانع موجود برای خریداران را کمتر نماید یا به طور کلی حذف کند.

 

 مراحل-آماده-سازی-محتوا-برای-دستگاه-موبایل-محمد-کیان-راد

 

2. قصد و نیت مخاطبان موبایلی خود را بشناسید

 باید به یک نکته مهم توجه داشته باشید و آن هم این است که کاربران موبایلی نسبت به کاربران دسکتاپی، از موتورهای جستجو به دلایل مختلف استفاده می کنند. پژوهش های انجام شده از طرف گوگل و نیلسن نشان می دهد که 77 درصد از جستجوهای موبایلی در منزل یا محل کار اتفاق می افتد و بونس ریت آن 9.56 درصد بالاتر از دسکتاپ است.

دلیل این تفاوت در تمایل و نیت کاربران نهفته است. 85 درصد از جستجوکنندگان گوشی های هوشمند به دنبال اطلاعات محلی هستند. آنها سعی می کنند فعالیت های خود را بر اساس این اطلاعات برنامه ریزی کنند. اگر نتوانند اطلاعات مورد نیاز خود را به سرعت پیدا کنند، نا امید می شوند و به یک سایت دیگر سر می زنند.  به همین خاطر محتوای شما باید این مورد را نیز مد نظر داشته باشد. از مراحل زیر برای دستیابی به این هدف استفاده کنید:

• با پاسخ دادن به سوالات مخاطبان هدف خود، محتوای خود را برای جستجوهای محلی بهینه سازی کنید.

• از گوگل ترندز برای  مشاهده جستجوهای افراد در حوزه محلی استفاده کنید.

• متخصصان محلی را در محتوای خود بگنجانید.

• در نمایشگاه های تجاری شرکت کنید و حامی افراد باشید.

• نقد و بررسی افراد را تشویق کنید(  نقد و بررسی در حوزه کسب وکار،ممکن است در نتایج جستجوهای محلی نمایش داده شود).

 یکی از مقالاتی که به اطلاعات شما در رابطه با کمپین های بازاریابی کمک خواهد کرد مقاله ای با تیتر چگونه با امضا ایمیل از کمپین های بازاریابی پشتیبانی کنیم؟ است که با مطالعه آن به اطلاعات خود می افزایید.

3. از محتوای بصری استفاده کنید:

محتوای بصری برای بازاریابی در حوزه موبایل بسیار ایده آل است. بنابراین شما می توانید از این گزینه به نفع خود استفاده کنید. در ادامه با انواع محتوای بصری که می توانید مورد استفاده قرار دهید آشنا می شوید.

تصاویر:

90 درصد از اطلاعات انتقالی به مغز، بصری است . بنابراین با اینکه می توانید محتوای عالی برای موبایل توسعه دهید باید مطمئن شوید که محتوای بصری نیز در آن وجود دارد. در این میان استفاده از تصاویر تاثیر بسیار خوبی خواهد داشت.

 

ویدئوها:

تحقیقات انجام شده توسطOoyala نشان می دهد که رشد بسیار خوبی در حوزه فیلم های ویدئویی انجام شده است. اکثریت قریب به اتفاق متخصصان بازاریابی ویدئو را بهترین روش برای بازگشت سرمایه گذاری در نظر می گیرند.  فیلم های ویدئویی برجسته  در وبلاگ، اپلیکیشن موبایل و رسانه اجتماعی  تاثیر بسیار قدرتمندی بر روی سایت موبایلی شما خواهد داشت.

اینفوگرافیک ها:

داده ها و پژوهش های انجام شده اگرچه محتوای عالی محسوب می شود اما این گزینه در دستگاه های موبایلی زیاد مورد توجه افراد قرار نمی گیرد. به جای داشتن چنین محتوای خشک و بی روحی، سعی کنید اینفوگرافیک های جذاب  از داده های خود ایجاد کنید. شما می توانید با استفاده از رنگ و فونت مناسب  طراحی تاثیرگذاری داشته باشید تا کاربران را تشویق به تعامل در محتوای سایت نمایید.

الگوهای رفتاری و Gif ها:

الگوهای رفتاری و GIF ها در سرتاسر اینترنت محبوب هستند. از این موارد در کمپین محتوایی خود استفاده کنید تا بتوانید توجه افراد را به خود جلب نمایید و در ذهن مخاطبانتان ماندگار شوید.

فایل های پاور پوینت:

سایت اسلایدشیر یک ابزار قدرتمند برای ترویج و تبلیغ محتوایی است که به شکل پاورپوینت طراحی شده است. یک طراحی جالب و جذاب ایجاد کنید تا  توجه افراد را به محتوای خود جذب نمایید. برای اینکه دسترسی وسیع تری به مخاطبان هدف داشته باشید می توانید تمامی پست های وبلاگ خود را به فایل پاورپوینت تبدیل کنید. سایت اسلایدشیر موبایل دوست است و اپلیکیشن موبایلی خود را دارد. به همین خاطر این سایت یک ابزار بازاریابی خوب و قدرتمند محسوب می شود.

 

 مراحل-آماده-سازی-محتوا-برای-دستگاه-موبایل-محمد-کیان-راد

 

4. کپی رایتینگ  در موبایل را یاد بگیرید:

کپی رایتینگ به معنای نوشتن محتوای متنی است که از طریق رسانه های آنلاین در اختیار بازدید کننده قرار می گیرد. حتی اگر سایت شما به صورت واکنش گرا طراحی شده باشد و محتوای متنی آن در تمامی دستگاه ها به درستی نمایش داده شود، هنوز هم می توان آن را برای بهبود تجربه کاربران موبایلی بهینه سازی کرد.

محتوای متنی را کوتاه تر انتخاب کنید:

کاربران موبایلی معمولا همیشه در حال حرکت هستند. اگر مطالعه محتوای شما  نیازمند صرف زمان زیادی باشد، سعی می کنند از آن عبور کنند. پس تا جایی که می  توانید محتوای خود را کوتاه و مفید بنویسید.

 از عناصری همچون Bullet Points استفاده کنید و پاراگراف های کوتاه داشته باشید:

 عناصری همچون Bullet Points به کاربران موبایلی کمک می کند محتوای سایت را به سرعت اسکرول کنند و اطلاعات مورد نیاز خود را کسب نمایند.  پاراگراف های کوتاه نیز از سردرگمی کاربر می کاهد.

 تیتر تاثیر گذار و کوتاه ایجاد کنید:

 خط تا ممکن است بر روی دستگاه های موبایلی در موقعیت های مختلفی قرار گیرد. اگر تیتر طولانی داشته باشید احتمال از دست رفتن آن وجود دارد.

 محتوای خود را جذاب کنید:

معمولا چهار الی پنج پاراگراف از محتوای شما بالای خط تا به نمایش در می اید. به همین خاطر باید سعی کنید چند خط اول را  جذاب بنویسید تا بتوانید خواننده را به  مطالعه ادامه مقاله ترغیب نمایید.

 از عناصر بصری استفاده کنید:

همانطور که در بخش های قبلی نیز ذکر کردیم، تصاویر می تواند توجه بیننده را به خود جلب کند. همین امر باعث ماندگار شدن محتوای سایت در ذهن کاربر می شود.

5. از رسانه اجتماعی موبایل استفاده کنید:

 رسانه اجتماعی نقش بسیار مهمی در کمپین محتوا دارد  اما این تاثیر در موبایل بیشتر است.91 درصد از افراد برای دسترسی به رسانه های اجتماعی از موبایل استفاده می کنند. بنابراین  اگر تا به حال  به فکر استفاده از این گزینه نبوده اید بهتر است همین امروز کار خود را آغاز کنید.

دکمه های مرتبط با رسانه اجتماعی را برجسته تر کنید:

بر روی وبسایت خود از دکمه های برجسته رسانه های اجتماعی استفاده کنید. برجسته تر کردن این دکمه ها باعث می شود در دستگاه های موبایلی راحت تر دیده شود و همین امر اشتراک محتوا را بیشتر می کند.

 پست های مهم را ترویج کنید:

 مطمئن شوید که محتواهای مهم در سایت بر روی رسانه اجتماعی قرار می گیرد. رسانه هایی همچون توییتر، فیس بوک، لینکداین و اینستاگرام گزینه های عالی برای دسترسی به مخاطبان هدف و ایجاد پست های مهم است.

 در ابتدا محتوای بصری خود را به اشتراک بگذارید:

محتوای بصری برای  رسانه های اجتماعی همانند تعامل در موبایل بسیار مهم است. محتوایی با تصاویر مرتبط می تواند 94 درصد اشتراک بیشتری کسب کند. از تصاویر ترغیب کننده در پست های فیس بوکی خود استفاده کنید و سعی کنید در توییتر از دارایی بصری بهره مندشوید.

  کمپین های تعاملی ایجاد کنید:

 کمپین های مختلفی بر روی رسانه های اجتماعی وجود دارد که می توان از آن برای ایجاد تعامل استفاده کرد.استفاده از محتواهای تولید شده توسط کاربر بهترین گزینه محسوب می شود. به مثال زیر توجه کنید:

بلکین با مشارکت لگو(Lego) یک قاب سفارشی  برای آیفون ساخته است. آنها از فالوورهای اینستاگرام خود خواسته اند قاب سفارشی را با هشتک #LEGOxBelkin نشان دهند.

اگر دوست دارید از رسانه های اجتماعی برای کمپین محتوای موبایلی خود استفاده کنید تعامل در این رسانه ها را جدی بگیرید .

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

مفهوم بازاریابی موتورهای جستجو بسیار ساده  می باشد. SEM روندی است که از طریق خرید تبلیغات در موتورهای جستجو به کسب ترافیک برای وب سایت می پردازد.

رسانه های اجتماعی و نحوه ی جستجو به طور دائمی در حال پیشرفت و گسترش می باشند. با اجرای این استراتژی های موثر و جدید خود را  با تغییرات وقف داده و به موفقیت در این زمینه دست یابید.

موارد زیر موضوعات قابل توجه در زمینه رسانه های اجتماعی و بازاریابی موتورهای جستجو گر در سال 2016 را مطرح می کند. با محمد کیان راد همراه باشید.

1. بهینه سازی از طریق تلفن همراه : سال گذشته تلفن همراه نسبت به لپ تاپ و کامپیوتر ترافیک بیشتری ایجاد کرد. بنابراین صاحبان کسب و کار باید مخاطبان حاصل باید در طراحی ها و سیستم برنامه نویسی خود کاملن این موضوع را لحاظ نموده و برای تلفن همراه وب سایت های خود را بهینه نمایند.

2.جستجوی صوتی ( Voice search ) : امروزه کاربران زیادی به راحتی از siri و Cortana استفاده می کنند. که این امر موجب ایجاد چالشی در میان بازاریان شده است زیرا آنها می بایست به بهینه سازی جستجوی صوتی خود بپردازند.

اطمینان حاصل کنید که جستجوهای صوتی کلید واژه های طولانی را نیز در بر گیرد تا فرصت هایی جهت رتبه بندی بهتر بیابید.

3.  SEO محلی : با راه اندازی کسب و کارهای جدید گوگل اهمیت بسیار زیادی به SEO محلی می دهد. همچنین توسط گوگل تغییرات زیادی در نتایج نمایش داده شده  برای کلمات محلی ایجاد شده است و قرار گیری نام شما در فهرست گوگل جهت افزایش دسترسی بهتر امری ضروری می باشد Google my business بهترین جا برای شروع می باشد زیرا به شما اجازه کنترل چندین حساب از یک مکان اصلی را می دهد.

4. مطالب اجتماعی رتبه بندی بالاتری خواهد داشت : تلاش جهت افزایش رتبه بندی مطالب وبلاگ ایده و حرکت خوبی می باشد اما نباید رتبه بندی مطالب اجتماعی را نیز فراموش کنید. بسیاری از بازاریابان جهت بازدید بیشتر همچنان از مطالب اجتماعی بهره می برند.

باید اطمینان حاصل کنید هنگامی که مشتریان نام شرکت شما را جستجو کنند رسانه های شما در صفحه ی اول ظاهر شود.

5.  بهینه سازی Apple store ضروری می باشد : مطالعات نشان می دهند که 52 درصد از زمان صرف شده جهت استفاده از اپلیکیشن های موبایل می باشند. جای تعجب نیست که افراد ترجیح می دهند به جای جستجوی وب سایت ها برای عملکرد بهتر از اپلیکیشن ها استفاده کنند. هر روز هزاران اپلیکیشن تولید شده  و همین کار برجسته شدن اپلیکیشن شما را سخت تر می کند.

6. فروش در رسانه های اجتماعی : رسانه های اجتماعی به تبلیغ کنندگان اجازه می دهد که محصولات خود را به طور مستقیم بفروشند. همچنین این فرصت عالی جهت دستیابی به مخاطبان مورد نظر و افزایش فروش می باشد. به بیان دیگر این مورد موقعیتی برد- برد ایجاد می کند. 7. ارتقاء اپلیکیشن ها : نباید اپلیکیشن ها را به حال خود رها کنید بلکه می توان با ارتقاء آنها و به کارگیری ابتکار و خلاقیت عملکرد شان را افزایش داد

8. ویدئو : ویدئو ها همچنان روزانه بازدید های بسیاری دارند، در برخی از وب سایت ها ویدئو ها بالای 8 میلیون بازدید دارند. طبق مطالعات محتوای همراه با ویدئو تاثیر بسیار بیشتری نسبت به متن بدون عکس و ویدئو دارد . توصیه می شود راه هایی بیابید که از طریق ویدئو های سرگرم کننده اطلاعات و محتوای خود را ارائه دهید. کسب رتبه بالا توسط این ویدئو ها نیز می تواند میزان ترافیک قابل توجهی را به سمت وب سایت شما هدایت کند. با مجمد کیان راد همراه باشید.

 

نتیجه گیری این نکات از رسانه های اجتماعی و بازاریابی موتورهای جستجوگر نشئت می گیرند برخی از بزرگترین شرکت های اینترنتی همچنان ویژگی های جدید جدید تری  تولید کرده و تجربه های بهتری ایجاد می کنند. با پیروی و در نظر گرفتن این کات می توانید بین رقبا بدرخشید و بازدید های خود را افزایش دهید. 

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

در مطلب امروز قصد دارم بدون مقدمه به سؤال مطرح‌شده در عنوان این مقاله از زبان یکی از استراتژیست ها و مشاوران بزرگ برندسازی ، “لورا ریس” پاسخ دهم . . . آیا فرایند برند سازی باید از محصول شروع شود یا از ارزش ها؟

پاسخ: هیچیک!!! برندینگ در ذهن مخاطب بالقوه شکل می گیرد و این مکانی است که برند شما در آن تا ابد زندگی می کند یا پس از مدتی دچار مرگ زودرس شده و از بین می رود.

شما باید به اعماق ذهن مخاطب خودتان نفوذ کنید و از خودتان بپرسید: ما نمادی از چه هستیم؟ آیا منجر به شکل‌گیری یک طبقه شده‌ایم؟ آیا در این دسته و طبقه رهبر هستیم؟ آیا برند شماره 2 در این طبقه هستیم؟ یا تنها یکی از برندهای موجود در آن هستیم؟

به خاطر داشته باشید که موفق‌ترین برندها، آن‌هایی بوده و هستند که در یک دسته و طبقه مشخص به‌مانند یک رهبر و پیش رو عمل کرده‌اند، برندی را در ذهن مخاطبین شکل داده و آن طبقه خاص را تسخیر کرده‌اند، مثلاً گوگل در حوزه جستجو، کوکاکولا در حوزه نوشیدنی‌های بدون الکل و …. .

در ارتباط باارزش‌ها، اینکه گوگل به ارزش‌های پذیرفته‌شده بی‌احترامی نکرده و بر اساس آن‌ها هیچ کاری خلاف یا شیطانی انجام نمی‌دهد، نکته بسیار خوب و بااهمیتی است، اما این موضوع موجب تبدیل‌شدن آن به یکی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا نشده است. بلکه تسخیر کردن دنیای جستجو عاملی برای این بوده است. گوگل در زمانی بر موضوع جستجو تمرکز کرد که دیگران آن را تنها بخشی از یک پرتال می‌دیدند.

 

اما اگر می‌خواهید پا بر جای پا گوگل گذاشته و گوگل بعدی در یک حوزه دیگر باشید، اولین چیزی که باید به آن فکر کنید، ارزش‌ها نیستند. موضوع ذهن مخاطب است که باید به آن توجه کنید. چطور می‌توانید بر چیزی که در ذهن داریم تمرکز کنیم؟ چطور می‌توانیم آن طبقه را مهم جلوه دهیم؟

هدف برنامه برندسازی شما باید در تملک داشتن جایگاه رهبری در طبقه و حوزه انتخابی خودتان باشد. اما اگر کس دیگری قبل از شما به آن واردشده باشد چه؟ آنگاه باید سعی در تبدیل‌شدن به یک برند قوی شماره 2 داشته باشید و راهکار اینکه چطور می‌توانید آن کار را انجام دهید پاسخ  از طریق در تضاد قرار گرفتن با رهبر است.

به‌عنوان‌مثال، برند رِدبول اولین برند در حوزه نوشیدنی‌های انرژی‌زا بود و به‌سرعت تبدیل به رهبر در این حوزه شد. شاید به‌جرئت بتوان گفت که درمجموع بیش از 1000 برند مختلف از نوشیدنی‌های انرژی‌زا در بازار ایالات‌متحده آمریکا معرفی‌شده‌اند و همه آن‌ها در قوطی‌هایی با حجم مشابه 250 میلی‌لیتری عرضه‌شده‌اند. این قوطی‌های کوچک این حس را انتقال می‌دادند که محتویات موجود در آن‌ها انرژی‌زا و قدرتمند هستند، شاید چیزی شبیه به یک دینامیت!!!

بنابراین کدام برند تبدیل به یک برند قوی شماره 2 در حوزه نوشابه‌های انرژی‌زا شد؟ برند Monster که اولین نوشابه‌ای بود که در قوطی‌های 475 میلی‌لیتری عرضه می‌شدند. امروز که شما این مطلب را می‌خوانید برند رِد بول 45 درصد و برند Monster 37 درصد از بازار نوشابه‌های انرژی‌زا در دنیا از خوددارند.

بازاریابی باید پیش از آنکه محصول موردنظر طراحی و تولید شود، آغاز گردد. پیش از آنکه کمپانی موردنظر در مورد محصول یا بسته‌بندی موردنظر آن تصمیم‌گیری کند، باید با کارشناسان بازاریابی که قادر به طراحی و تدوین استراتژی‌های لازم برای فروش محصول هستند مشورت‌های لازم انجام بپذیرد.

اما مؤثرترین استراتژی بازاریابی چیست؟ همیشه در یک دسته و طبقه جدید، اول باشید. مثلاً مصرف‌کننده‌ها برند Chobani را به‌عنوان اولین برند یونانی درزمینهٔ تولید ماست می‌شناسند، اما قابل‌توجه است که بدانیم این برند اولین تولیدکننده این محصول نبود و اولین تولیدکننده آن برندی به نام Fage بود. اما مشکل از کجا بود؟ مشکل از این ناشی می‌شد که برند Fage برای مدت طولانی از بسته‌بندی و نامی استفاده می‌کرد که به چربی موجود در ماست اشاره داشت و به مصرف‌کننده‌ها اجازه نمی‌داد که آن را به‌عنوان تولیدکننده ماست بشناسند و همین موضوع روزنه‌ای برای نفوذ برند Chobani باز گذاشت و این موضوع اهمیت حضور در اذهان مصرف‌کننده پیش از هر چیزی را به‌خوبی نشان می‌دهد.

سؤال: اگر شرکت شما در معرفی یک محصول به بازار دیر اقدام کند چه؟ و اگر پیش‌ازاین دو برند قوی و قدرتمند در بازار حضورداشته باشند چه؟ آنگاه شرکت شما باید چه‌کار کند؟ در این حالت شما دو انتخاب دارید:

1- یک طبقه و حوزه جدید را معرفی کنید که می‌توانید در آن اول باشید.  مثلاً Earth’s Best اولین غذای ارگانیک کودک، Horizon اولین شیر نوشیدنی ارگانیک، Silk اولین شیر نوشیدنی محتوی سویا نمونه‌هایی از اولین‌ها هستند.

2- محدوده تمرکزی خود را محدود و محدودتر کنید. مثلاً برند BMW محدوده فعالیت خود را به حوزه رانندگی محدود کرد و تبدیل به بزرگ‌ترین فروشنده خودروهای لوکس در دنیا شد. برند Subaru حوزه فعالیت خود را به خودروهای چهارچرخ محدود کرد و به موفق‌ترین برند اتومبیل در بازار آمریکا شد که حتی به فروشی در حدود 40% بیشتر از فولکس‌واگن در این بازار دست‌یافت.

منتشرشده در برندینگ

به واسطه کارم با مشتری ها، متخصیصن و وب مستر های زیادی در طول روز صحبت میکنم، که اولین مشکلشون به کل نداشتن بازدید و نتیجه نگرفتن از وبسایتشون هست. این دست از افراد اتفاقا بازاریابی محتوا هم انجام میدند و محتوا هم تولید میکنند. در واقع بازاریابی محتوای اونها به کل جواب نمیده و نتیجه گرفتن از وبسایت براشون به یک کار بسیار سخت و غیر ممکن تبدیل شده.

چرا اینطوره؟ اگر بازاریابی محتوا در این حد مهم هست که خیلی از اساتید بازاریابی میگن “بازاریابی محتوا تنها استراتژی باقی مانده بازاریابی هست” و ۹۰% کسب و کارهای B2B ازش استفاده میکنند پس چرا خیلی از کسب و کارها احساس میکنند بازاریابی محتوا برای اونها جواب نمیده و ازش نتیجه نمیگیرند؟

 

در ادامه مهم‌ترین مشکلاتی که وبسایت های ایرانی با اونها دست و پنجه نرم میکنند رو باهم بررسی خواهیم کرد.

۱- هدف وبسایت شما مشخص نیست

نداشتن هدف واضح و دقیق اولین و مهم ترین مشکل وبسایت ها هست. و خیلی ها هم در تعریف هدف کلا مشکل دارن! وقتی یک کسب و کار اینترنتی دارید از دو حالت خارج نیست که یا محصولی برای فروش دارید یا خدماتی برای ارائه. در دو حالت شما میخواین نیازی از مشتری رو برطرف کنید.

کاربر وقتی وارد وبسایت شما میشه دقیقا باید براش مشخص کنید که چگونه میخواین نیازش رو برطرف کنید و هدایتش کنید به سمت هر عملی که میخواین انجام بده.

این عمل میتونه ثبت نام در وبسایت شما باشه، میتونه دانلود اپ موبایل شما باشه، میتونه خوندن وبلاگ باشه ، تست کردن نرم افزار شما و هر چیز دیگه‌ای باشه…

برای هدایت کاربر به انجام عمل مورد نظرتون هیچ چیزی به جز المان های وبسایتتون در دست ندارید. جملات و محتوا، دکمه ها، لینک ها، فرم های ثبت نام یا عضویت در خبرنامه و غیره… هدف مورد نظر هرچیزی که باشه در نهایت باید به گرفتن اطلاعات کاربر منتهی بشه، تا بعدا بتونید بازاریابیتون رو هدفمندتر روی کاربرانی که به شما اجازه این کار رو با دادن اطلاعاتشون دادند انجام بدید.

اگر شما هیچ ایده‌ای راجع به بازاریابی ایمیلی و هدایت کاربر ندارید، قطعا نیاز به یک مشاور دارید.

۲- استراتژی بازاریابی محتوا ندارید

استراتژی بازاریابی محتوا به زبان ساده، مشخص کردن مرحله به مرحله کارهایی هست که باید انجام بشه و محتوایی که باید تولید بشه تا کاربر به هدف مورد نظر شما برسه. از هدف گذاری مناسب تا برنامه روزانه، هفتگی و ماهانه تولید محتوا و تحلیل و بررسی نتایج بدست آمده و بهینه سازی اونها.

حجم عظیمی از وبسایت ها هستند که واقعا محتوا هم تولید میکنند اما هیچ استراتژی مکتوب و مدونی ندارند. آمار نشون داده که در ۹۰% موارد اگر موفقیتی هم بدست بیاد مقطعی و ناپایدار هست. اگر هنوز استراتژی خودتون رو تنظیم نکردید همین الان اقدام نمایید و اگه نمیتونید برای داشتن یه مشاور اقدام کنید.

 

۳- محتوای خود را توزیع نمی کنید و هیچ رابطه ای با بقیه ندارید

 

سریعترین کار برای کشتن و حیف کردن محتواتون این هست که بعد از فشار دادن دگمه‌ی انتشار مقاله هیچ کاری نکنید و فکر کنید که مخاطب از هوا خواهد آمد و مطلب شما رو خواهد خواند و یا معجزه‌ای رخ خواهد داد و گوگل شما رو در صدر نتایج خودش خواهد برد و میلیونی بازدید به شما هدیه خواهد داد!

همچین چیزی نیست!

تولید محتوا تنها قسمتی از بازاریابی محتواست. نصف دیگرش توزیع و ترویج محتواست. بطور کلی بازاریابی محتوا به ۲ عمل کلی تقسیم میشه:

-   تولید محتوا

-   توزیع محتوا

مشخصا توزیع محتوا فقط رفتن به فیسبوک و توئیتر و شیر کردن لینک مقاله نیست! چطور محتوای خودتون رو توزیع کنید؟ چند راه ساده برای توزیع محتوا به شرح زیر هست:

-  خبرنامه ایمیلی (ساخت لیست ایمیل و بازاریابی ایمیلی)

-   شیر کردن محتوا در شبکه‌های اجتماعی (همزمان گسترش مخاطبهای شبکه های اجتماعیتون)

-  کامنت گذاشتن در وبلاگ‌های پربازدید و مرتبط با صنعت شما

-   ایجاد رابطه با وبلاگهای دیگر و نوشتن پست میهمان در آنها

-   پیدا کردن افراد معروف و تاثیرگذار در حوزه کاریتون که میتونند محتوای شما رو شیر کنند

-   پیدا کردن وب مسترهای دیگر و ایجاد رابطه با اونها و درخواست به اشتراک گذاری مطالب شما

-   وغیره…

واقعا راه‌های خیلی زیادی برای ترویج و توزیع محتوا هست و حتی میتونید در این راه خلاقیتهای زیادی به خرج بدید. فقط کافی هست به همون اندازه‌ای که برای تولید محتوا وقت میگذارید، حتی بیشترش رو برای توزیعش وقت بگذارید.

۴- محتوای شما افتضاح است

دیگه واقعا با این حجم محتوای کپی که وجود داره باید این رو گفت. بعضی اوقات برخی از وبمسترها هیچ کاری به جز کپی کردن مقالات دیگران نمیکنند و فکر هم میکنند هرچی بیشتر کپی کنند بهتر هست و اتفاق خاصی میفته و گوگل بهشون روزی ۱ میلیون نفر بازدید میده! بعضی‌ها هم مقالاتی رو کپی میکنند که خودشون ترجمه یک مقاله خارجی دیگه هستند…

زهی خیال باطل!

 

بازاریابی محتوا یعنی شما باید محتوا تولید کنید، اون هم محتوای با کیفیت. کیفیت محتوای شما به شدت روی نتیجه کار شما تاثیرگذار هست. اگر محتوای بهتری از محتوای شما در سطح وب وجود داشته باشه چرا مخاطب ها باید محتوای شما رو بخونند اصلا؟! یا چرا بقیه باید به اون لینک بدن و شیرش کنند؟

با رشد روزافزون بازاریابی و تولید محتوا، قد علم کردن و ایستادگی در یک بازار و صنعت پر جمعیت سختتر از همیشه شده. بازاریابی و تولید محتوای با کیفیت ساده نیست، ارزان هم نیست و نیاز به کار، زمان و هزینه داره.

۵- بازار هدف (Niche Market) خود را به درستی مشخص نکرده اید

اگر از من بپرسند یکی از مهمترین عوامل موفقیت در بازاریابی محتوا چی هست، قطعا انتخاب بازار هدف مناسب رو خواهم گفت. بازار هدف کوچک و مشخص در بازاریابی سنتی هم کاربرد داشته. در بازاریابی محتوا امروز بیشتر از هر زمان دیگری مهم هست که بازار هدف خودتون رو به بهترین و متمرکزترین شکل ممکن مشخص کنید. معروفترین جملات بازاریابی میگن “شما نمیتوانید همه چیز برای همه کس باشید” و “کوچکتر، بزرگتر است”.

ایده این هست که با توجه به مهارت ها و دانشی که دارید، با تولید محتوای مناسب و هدفمند، بخش کوچکی از یک بازار بزرگ رو بطور کامل در اختیار بگیرید و در اون بخش کوچک بهترین بشید. تمام سوراخ های محتوایی در بازار هدفتون رو پیدا کنید، ببینید در چه حوزه هایی محتوای خوب و مناسبی وجود نداره و بطور کامل اون بخش مشخص رو پوشش بدید، عمیق بشید، نتایج موتورهای جستجو رو از محتوای خودتون پر کنید تا رهبر اون بخش بشید.

اگر موفق به این کار شدید، میتونید یک مرحله به جلو برید و بخش های دیگه ی بازار رو نیز کم کم به دست بگیرید.

۶- بازار هدف شما به شدت رقابتی و سخت است

بازاریابان محتوایی که در بازارهای شدید رقابتی هستند کسانی هستند که بیش از همه برای نتیجه گرفتن مشکل دارند. دلیل هم واضح هست. بازار شما پر از رقبای قوی و وبلاگ های و تجارتهای مختلف هست.

چراغ جادویی وجود نداره که روی اون دست بکشید و یک شبه بتونید از همه بالا بزنید!

در همچین بازارهایی باید استراتژی خودتون رو دوباره تنظیم کنید، رقبا رو به دقت بررسی کنید، منحصر به فرد عمل کنید و آرام آرام و استراتژیک قدم بردارید. گاهی لازم هست نوع محتوایی که بیشترین تاثیر رو در حوزه تون داره پیدا کنید و زمان و هزینه بیشتری روی اون بگذارید و با کیفیتی بهتر از رقبا ارائه اش بدید.

۷- به اندازه کافی صبر ندارید و نتیجه را سریع و یک شبه میخواهید

بازاریابی محتوا به زمان نیاز دارد تا رشد کند و ارام ارام محتوای شما بتواند در موتورهای جستجو پدیدار شود. هیچ راهی وجود ندارد که در چند هفته حتی چند ماه بتونید به سرعت نتیجه بگیرید.

به جای عجله، روی یک برنامه زمانی کاملا مشخص بصورت روتین و ادامه دار محتوای با کیفیت تولید کنید و مخاطبان خود را آرام ارام بیشتر کنید. صبر کنید و نتیجه را خواهید دید.

 

۸- رابط کاربری وبسایت شما خوب نیست و کاربر را به سمت نتیجه دلخواه هدایت نمیکند

در اوایل مقاله از داشتن هدف حرف زدیم. نیاز نیست خدای رابط کاربری باشید. میتونید با جملات و دگمه های خیلی ساده هم کاربر رو به سمت هدف مورد نظر خودتون هدایت کنید. صحبت از صفحات فرود و دگمه ها و کپی رایتینگ و اینها از حوصله این بخش خارج هست، اما سعی کنید یک هدف اصلی تعیین کنید و:

-   طراحی سایتتان بسیار ساده و حول محور هدف اصلی نگه دارید.

-   از بیش از ۴ تا ۶ گزینه برای منوها استفاده نکنید و از زیر منوها استفاده کنید.

-   از Call To Action ها در اول صفحه و آخر صفحه اصلی خود استفاده کنید. (البته بستگی به نوع وبسایت شما دارد)

-   بطور خلاصه نگذارید کاربر تصمیم بگیرد که چه کار باید بکند و کجا باید برود، برایش بصورت واضح مشخص کنید.

۹- هیچ ذهنیتی راجع به تحلیل و آنالیز و تبدیل بازدید به مشتری ندارید! واقعا اگر ذهنیتی ندارید بپرسید! یاد بگیرید یا از کسیکه میداند کمک بگیرید. شما باید، تاکید میکنم باید حتی ریزترین حرکات بازدیدکنندگان در وبسایتتان را نیز بررسی کنید. باید بدانید چند درصد از بازدید کنندگان، کاری که شما میخواسته اید را انجام داده اند و چند درصد نداده اند. باید بدانید چند درصد در وبسایت مانده اند و چقدر نمانده اند. باید بدانید بیشترین ترافیک شما از کدام سایت ها بوده، در کدام قسمت ها باید بیشتر کار کنید…

دانستن تمام اینها به شما کمک میکند تا در طول زمان فاکتورهایی که بهترین نتیجه را رقم میزنند نگه دارید و فاکتورهایی که جواب نمیدهند را تغییر دهید یا حذف کنید. قسمت عمده ای از تحلیل خود را میتوانید با گوگل آنالایتیکس انجام دهید.

۱۰- فکر میکنید باید ترافیک نجومی داشته باشید تا نتیجه بگیرید

سندرُمِ ترافیک نجومی متاسفانه بسیار در وبمستران ما شایع است. باور غلطی که موفقیت و فروش را مستقیما به حجم بالای ترافیک ورودی به وبسایت مرتبط میداند.

واقعا چنین نیست!

ترافیک بالا البته خوب است اما بسیار مهمتر از آن ترافیک هدفمند است. ترافیکی که به فروش تبدیل شود. ۱۰۰ نفر بازدید کننده مرتبط و خوب که با محتوای شما ارتباط برقرار میکنند و پتانسیل تبدیل شدن به مشتری دارند از ۱۰۰۰ نفر ترافیک مصنوعی و نا مرتبط بهتر است. شما باید بتوانید حتی از ۳۰-۴۰ نفر بازدید در روز هم نتیجه بگیرید و رفتارهای آنها را برای بهتر شدن بررسی کنید.

هیچ وبسایتی یک شبه به بازدید بالا نرسیده و شما هم نخواهید رسید. با صبر و حوصله از یک بازار هدف متمرکز شروع کنید، با مخاطبانتان آرام آرام رابطه برقرار کنید و سعی کنید از بازدید کمتان نتیجه بیرون بکشید تا برای ترافیک بالا آماده شوید. ساخت گروهی از مخاطبان وفادار که محتوی شما را در سطح وب منتشر میکنند کاری زمان بر و البته زیباست.

جمع بندی

بازاریابی محتوا یک روند ادامه دار و یک رشد آرام در طول زمان است. مهمترین فاکتورهای آن تولید محتوای با کیفیت بصورت روتین و همیشگی و شناخت مخاطب هدف است. ممکن است هزاران دلیل برای شکست شما وجود داشته باشد اما مشکل شما میتواند جزء موارد بالا باشد. من اطمینان دارم ۹۰% از کسب و کارها میتوانند از بازاریابی محتوا استفاده کنند و یا استراتژی محتوای خود را بهتر کنند. اهداف کسب و کار خود را مشخص کنید، برنامه ریزی کنید و همین امروز شروع کنید.

فقط به یاد داشته باشید که از آن لذت ببرید.

آیا شما در بازاریابی محتوای خود دچار مشکل هستید؟ چگونه موفق شدید مشکل را برطرف کنید و نتیجه بگیرید؟

منتشرشده در مارکتینگ و سئو

زندگی کردن در عصر دیجیتال گاهی اوقات می تواند ترسناک باشد. تکنولوژی ما را به کدام سو می برد؟ آیا در دنیایی که در آن گوگل و فیسبوک به نظر می رسد خیلی بیشتر از آن چیزی که ما دوست داریم در مورد ما می دانند و اینکه ما حتی می توانیم از طریق تلفن های همراهمان مورد ردیابی قرار بگیریم، آیا دیگر حریم شخصی برای ما باقی مانده است؟

در حالیکه تعریف حریم شخصی آن طور که ما آن را می شناسیم در حال تغییر است، من فکر می کنم اگر ما دست از برخی دلهره ها و نگرانی های خودمان برداریم، هنوز فرصتهای چشم گیری برای رشد در برابر ما وجود دارد. به عنوان مثال آن دسته از افرادی که در سالهای نزدیک به هزاره متولد شده اند و ما آنها را به عنوان بومیان عصر دیجیتال هم می شناسیم، در حالیکه که فکر می کنند اشتراک گذاشتن اطلاعات در مورد خودشان منتج به منافعی برای آنها می شود، بیشتر به این اشتراک گذاری راغب هستند.

بگذارید به عنوان مثال به زیرساخت رسانه های اجتماعی مانند توئیتر، فیسبوک و لینکدین یا یوتیوپ اشاره ای داشته باشم. مردم بطور روز افزون در حال درک بیشتر منافع این زیرساخت ها در تبلیغ خود و تبدیل کردن خود به یک “برند” هستند.

این شبکه ها همگی طرفدار تساوی انسان ها هستند: آن دسته از افرادی که اقدام به تولید، انتخاب و معرفی محتوایی می کنند که از نظر دیگران با ارزش است، بطور بالقوه به دهها هزار طرفدار و دنبال کننده دست پیدا می کنند. در این رابطه مورد جاستین بیبر (Justin Bieber) _ که اکنون دارنده معروفترین حساب کاربری در شبکه توئیتر با ۴۵ میلیون دنبال کننده است – فراموش نکنید که پس از شناخته شدن در سایت یوتیوپ از گمنامی به مشهوریت جهانی دست پیدا کرد.

 

 

برای-داشتن-زندگی-بهتر-خودتان-را-تبدیل-به-یک-برند-کنید-محمد-کیان-راد

این شبکه ها به تک تک افراد همان قدرت و استعداد نهانی را برای تبلیغ و ترویج خود می دهند که در اختیار افراد شناخته شده و ستاره های دنیای امروز یا شرکتهای بزرگ، حتی با بودجه چندین میلیون دلاری تبلیغات و بازاریابی، قرار می دهند. مسلما در حالیکه همه ما به شهرت و وضعیت ستاره ها دست پیدا نمی کنیم، اما همه ما فرصت بیان داستان و افزودن به نفوذ خودمان بر دیگران را با استفاده از رسانه های اجتماعی هم در یک سطح حرفه ای و هم در یک سطح شخصی دارا هستیم.

براستی، مردم بیشتر و بیشتر در حال آمیختن فضای شخصی و حرفه ای زندگی خود با یکدیگر به جای جدا نگاه داشتن آنها از یکدیگر، هستند. اگر شما امروز تعدادی از برچسب ها یا شعارهای توصیف کننده افراد در شبکه توئیتر را بخوانید، می بنید که تعدادی از کاربران خود را بصورت چند وجهی معرفی کرده اند و در حقیقت در معرفی خود هم از ویژگیهای کاری و هم از ویژگیهای شخصی خود استفاده می کنند، مانند: “علاقمند به بازاریابی تعاملی و مُرید؛ یک پدر با افتخار؛ طرفدار تعصبی ورزش و فعالیت های بیرون از خانه،” که یکی از آنهاست، یا دیگری که به این صورت است، “من از روابط عمومی، فن آوری، بطور کلی شایعات مطرح در رابطه با ستاره ها و وُودکا لذت می برم. در حال حاضر رنگ موی من بلوند است. و بسیار شیفته حیواناتم هستم” .

در همین حین، شرکتها بیشتر تمایل به این دارند که دارای شخصیت انسانی باشند و در تلاشی برای زنده نشان دادن خود و ارتباط بیشتر با انسانها مثل مردم عادی رفتار می کنند. نه تنها آنها سعی در تاکید بر کاربران با پیام های بازاریابی دارند، بلکه برند هایی مانند استارباکس، نایک و کوکا کولا به دنبال شرکت کردن در صحبتهای آنلاین با مشتریان خود در فضای رسانه های اجتماعی مانند اینستاگرام، پینترست، تامبلر هستند و اغلب از محتوای تولید شده توسط کاربران استفاده می کنند. به عنوان مثال نایک کمپینی را در فضای اینستاگرام به راه انداخت که به کاربران اجازه می داد تا یک جفت از کفشهای نایک را در برابر یک تصویر شخصی مورد تغییر و شخصی سازی خودشان قرار دهند. در این حین، بن و جِریز هم اقدام به استفاده از نظرات کاربران در شبکه های اجتماعی برای یک طعم جدید بستنی کردند. و تعدادی از شرکت ها از صفحات فیسبوک و توئیتر جهت گوش دادن و پاسخ به شکایات مشتریان استفاده می کنند.

این تغییرات نتایجی را برای حریم شخصی در بر دارد. تمایل رو به افزایش از طرف افراد برای به اشتراک گذاری اطلاعات  همراه با اثری که از خود در استفاده از اینترنت و فضای مجازی یا استفاده از تلفن های همراه خود به جای می گذاریم اطلاعاتی را در مورد ما تولید می کند، که این اطلاعات قابل استفاده توسط دیگران می باشد. حال اگر آن اطلاعات را با اطلاعاتی که بصورت آزاد و عمومی در معرض استفاده و دید عموم است ترکیب کنیم هر اطلاعاتی شامل گواهی ازدواج تا تخطی از قانون در رانندگی و گزارشات اعتباری، شما منبعی بسیار غنی از اطلاعات درباره هریک از ما انسانها خواهید داشت. ما همگی در رابطه با تمامی این خطرات از جانب دولتها که با هر بار تغییر قوانین حریم شخصی فیسبوک در زندگی شخصی شهروندان و مصرف کنندگان سرک می کشند آگاه هستیم.

هر چند که ما نمی توانیم تمامی اطلاعات موجود درباره خودمان را کنترل کنیم، من اعتقاد دارم که اگر ما از قدرت این تکنولوژی ها برای بیان داستان خودمان استفاده کنیم، می توانیم به بازگشت تعادل قدرت در این بین کمک کنیم. این یک اعتقاد قدیمی است که کنترل گفتگو و صحبت به معنای برنده شدن در نیمی از جنگ قدرت است. زمانی که شما به رقبای خود اجازه می دهید تا نقاط برجسته یک گفتگو را تعیین کنند، شما در اصل کنترل صحبت را از دست داده اید. بدست آوردن کنترل تصویر ذهنی حاصل از یک فرد بر بقیه مخاطبین، بجای اجازه دادن به دیگران برای تعریف و شکل دادن به ما، دقیقا همان جایی است که فرصت اصلی برای ما در آن نهفته شده است.

منتشرشده در برندینگ
طراحی سایت